|
بررسى مناسبات ۲۶ ساله ايران و چين
روابطى به قدمت تاريخ
قسمت چهارم محمدمهدى غفارى بهره سوم: رويكرد ايران و چين درباره مسائل و موضوعات منطقه اى و بين المللى جمهورى اسلامى ايران و چين در بسيارى از مسائل منطقه اى و بين المللى رويكرد و ديدگاه هاى مشتركى دارند. هر دو كشور خواهان افزايش نقش سازمان ملل متحد در مسائل جهانى نظير ممانعت از بكارگيرى سلاح هاى اتمى، شيميايى، حفظ محيط زيست، مخالفت با نظم نوين جهانى (پيشنهادى از سوى دولت آمريكا) جهان چند قطبى و استقرار نظم نوين سياسى و اقتصادى با مشاركت همه كشورهاى جهان به طور مساوى هستند(۱). مواضع تهران و پكن اساساً در بسيارى از امور بين المللى يكسان و همگرا است. ايران و چين همواره از سياست هاى صلح دوستانه حمايت مى كنند و معتقدند تك قطبى شدن جهان كه آمريكا مدعى آن است، نافى حقوق دولت ها، ملت ها و حكومت هاى مستقل است زيرا در جهان كنونى، نظام هاى اجتماعى و سياسى گوناگونى حاكم است كه اجازه نمى دهند تا سياست هاى يك كشور (آمريكا) بر كل جهان حاكم شود. درباره حقوق بشر نيز، ايران و چين داراى اشتراك ديدگاه هستند، زيرا از ديد ايران و چين، حقوق بشر يك مسأله ثانويه است و رعايت و انطباق آن با شرايط داخلى هر كشور ميسر و لازم الاجرا است. بنابراين كشورهاى غربى به ويژه آمريكا نمى توانند به بهانه آنچه كه به زعم غرب نقض حقوق بشر خوانده مى شود، در امور داخلى ديگر كشورها دخالت كنند. از ديد ايران و چين، حق حاكميت هر كشورى بالاتر از حقوق بشر قرار دارد و به همين دليل، ايران و چين تحت هيچ شرايطى حاضر به پذيرش الگوهاى غربى براى مسائل مربوط به حقوق بشر نيستند(۲). از ديگر وجوه مشترك ايران و چين، مبارزه با تروريسم به همراه ارائه تعريف جامع و مصاديق روشن از اين پديده است. تهران و پكن بر اين باورند كه مبارزه با تروريسم بايد زيرنظر سازمان ملل متحد و شوراى امنيت اين سازمان طبق معيارها، اصول و مقررات بين المللى و به دور از تصميم گيرى هاى يك جانبه صورت گيرد(۳). از آنجا كه دولت آمريكا پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ميلادى با تعريفى يك جانبه (دلخواه) از تروريسم و چگونگى مبارزه با آن، امنيت بين المللى را مورد تهديد قرار داده و واشنگتن به بهانه مبارزه با تروريسم محمل مناسبى براى مداخله در امور كشورها يافته است، اين ديدگاه و سياست دولت آمريكا با واكنش بيشتر كشورهاى جهان از جمله ايران و چين روبه رو شد. ايران و چين كه مخالف سياست هاى يكجانبه گرايانه و هژمونيك آمريكا هستند، خواهان ارائه تعريفى جامع و روشن از تروريسم و مصاديق بارز آن هستند چرا كه اقدامات جنايتكارانه رژيم صهيونيستى در فلسطين اشغالى مصداق روشن تروريسم است، در حالى كه از ديد آمريكا مبارزات مشروع مردم فلسطينى در نيم قرن گذشته تروريسم تلقى مى شود. ايران و چين (حتى) با طرح دفاع موشكى آمريكا كه توازن راهبردى جهان را برهم مى زند و باعث رقابت تسليحاتى در جهان خواهد شد، مخالفند. مخالفت تهران و پكن با مسلح كردن فضا، حمايت از حقوق مردم فلسطين، مخالفت با حضور نيروهاى نظامى آمريكا در آسياى مركزى و افغانستان عمدتاً ناشى از همين رويكرد مشترك است كه در نهايت به تعميق روابط دو جانبه تهران و پكن كمك مى كند. واقعيت اين است كه غرب به طور اعم و آمريكا به طور خاص، اقدامات يكجانبه اى را جهت دخالت در امور كشورها، تخريب محيط زيست و انحصار منابع انرژى انجام مى دهند و به همين دليل، چين و ايران براساس سياست مستقل و ملى خود مقابله با اين گونه اقدامات فراقانونى و مداخله جويانه را براى تمام حكومت هاى مستقل محفوظ مى دارند. نخبگان سياسى ايران و چين معتقدند، استعمار جديد در دوران بعد از جنگ سرد و فروپاشى اتحاد شوروى براساس روند جهانى شدن شكل مى گيرد و از آنجا كه ريشه در تفكر سرمايه دارى نوين دارد، تلاش مى كند كشورهاى جهان را تحت انقياد خود درآورد... ۱- موقعيت و نقش جمهورى اسلامى ايران در معادلات جهانى و تأثير انقلاب اسلامى: در تحليل موقعيت و نقش ايران در معادلات جهانى و تأثير انقلاب اسلامى بايد گفت اين پارامترها و مؤلفه ها در سياست خارجى چين اهميت خاصى دارد زيرا ايران در غرب آسيا - تا حدودى به عنوان يك كشور خاورميانه اى - برخلاف بسيارى از كشورهاى آفريقايى و آسيايى، نياز مبرم به كمك هاى مالى پكن ندارد. ايران به دليل درآمد مكفى حاصل از انرژى - نفت و گاز- و منابع فراوان ديگر و ارزهاى حاصل از صدور كالاهاى غير نفتى - ۶ ميليارد دلار در سال ۱۳۸۳ و پيش بينى مى شود تا پايان همين سال به ۷ ميليارد دلار بالغ شود - از وضع مادى نسبتاً رضايت بخشى برخوردار است. همين وضعيت (اقتصادى) باعث شد تا ايران از قدرت مانور بالايى در مقابل قدرت ها به ويژه آمريكا برخوردار باشد. - اظهارات برخى مقام هاى آمريكا مبنى بر اينكه تحريم ها عليه ايران هيچ كارآيى ندارد، مى تواند مؤيد همين واقعيت باشد - چين با لحاظ كردن همين ويژگى ها ، ايران را در اولويت مهم سياست خارجى خود قرار داد(۴). دريافت اين نكته كه پيروزى انقلاب اسلامى و پايان يافتن تسلط آمريكا بر ايران و برچيده شدن بساط آمريكايى ها در ايران به معناى افزايش نفوذ حكومت وقت شوروى در ايران نبوده است و همين مسأله تا حدودى باعث اطمينان خاطر چين و مخالفت اين كشور با پيشنهاد آمريكا براى محاصره اقتصادى ايران و همچنين انتقاد از عمليات طبس شد(۵). محققان چينى به رغم برخوردارى از آموزه هاى ماركسيستى و فهم علوم اجتماعى نتوانستند نظام هاى سرمايه دارى و وابسته اى مثل ايران قبل از انقلاب را مورد مطالعه قرار دهند و فرآيند نظام هاى وابسته به اردوگاه سرمايه دارى را تبيين و عاقبت اين گونه همكاريها را ترسيم كنند و نتيجه آنكه عملاً از پيش بينى روند انقلاب اسلامى غافل ماندند. حوادث و رويدادهاى پس از آن مانند توانايى جمهورى اسلامى ايران در حفظ و ادامه موجوديت انقلاب، پيروزى در مقابله با نيروهاى متجاوز عراقى (به ويژه آزادسازى خرمشهر)، تعقيب سياست هاى نه غربى و نه شرقى، ثبات قومى در برابر مسائل و اوضاع افغانستان، همراهى با كشورهاى از بند رسته استعمار در يكصد سال گذشته، نهضت غير متعهدها، ايجاد اعتماد به نفس نسبى در تقويت نيروهاى نظامى در دو سطح كمى و كيفى و فقدان بدهى خارجى، - به رغم مشكلات پس از پيروزى انقلاب و جنگ تحميلى - در بالا بردن جايگاه ايران در سياست خارجى چين، تأثير به سزايى داشته و در نتيجه به ابراز حسن نيت هايى از طرف چين انجاميد. با وجود اين، جمهورى خلق چين نظر موافقى با صدور انقلاب اسلامى به منطقه نداشت، چرا كه آن را عامل بى ثباتى سياسى و تزلزل برخى نظام هاى سياسى در خاورميانه و فراهم شدن فرصت بهره بردارى حكومت اتحاد شوروى سابق مى دانست و در عين حال، از تأثير احتمالى آن بر مسلمانان خود و منطقه وسيعى در مرزهاى چين با پاكستان، افغانستان و آسياى مركزى نگرانى داشت(۶). اساساً ديدگاه جمهورى خلق چين درباره انقلاب اسلامى تابع دو نيرو و منطق متفاوت بوده است: الف: نيرويى كه از احساسات و تجارب انقلابى مردم چين نشأت گرفته و مبتنى بر تأييد اصالت انقلاب اسلامى ايران به عنوان يك حركت تاريخى و ضدامپرياليستى است. ب: نيرو و منطقى كه از عملگرايى سياسى و در موازات سياست خارجى آمريكا در منطقه ريشه دوانده و مبتنى بر تأمل در مورد انقلاب اسلامى است كه احساس نگرانى در امنيت و ثبات خاورميانه و محيط پيرامونى را كم و بيش ايجاد كرده است. واقعيت اين است كه دولت چين از شروع جنگ تحميلى هشت ساله عراق عليه ايران، نگران بهره بردارى هاى سياسى امنيتى شوروى ها از آن بود. «لئونيد برژنف» رهبر وقت و صدر هيأت رئيسه حزب كمونيست اتحاد شوروى سابق در سفر سال ۱۹۸۰ ميلادى خود به هند، از كشورهاى چين، آمريكا و ژاپن خواست كه از مداخله در جنگ عراق - ايران خوددارى كنند(۷). ادامه دارد منابع ۱- نشريه پيام دريا - شماره چهل و هشتم، مردادماه ،۷۵ ص ۹۱ ۲- مناسبات ايران و چين - گزارش خبرگزارى ج.ا.ا پكن - آرشيو راديوى چينى - كميته آسيا ۳- آرشيو راديو چينى، بولتن خبرى سفارت جمهورى اسلامى ايران - پكن ۴- چين و خاورميانه، اميدوارنيا، محمدجواد، مؤسسه مطالعات سياسى و بين الملل ۵- همان منبع ۶- همان منبع ۷- همان منبع
|