چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۴ -
Wed, Dec 21, 2005
ماجرا
۳۳۴۵
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
چراغ خطر
صندلى خالى
چراغ خطر
تاريخچه موتوسيكلت (۱)
از روزى كه انسان خود را شناخت و در راه تلاش و تكاپوى بسط و توسعه محيط زندگى خود، به راه اختراعات و ابداعات گام نهاد، هميشه در اين انديشه بوده و هست كه شرايط كار و زندگى را آسانتر و بازدهى كار را بيشتر سازد. نگاهى به تاريخچه اختراعات و ابداعات بشر از ابتدا تاكنون مؤيد اين ادعاست. انسان با بستن چند تنه درخت به يكديگر، نخستين وسيله حمل ونقل را در روى آب اختراع كرد و بعدها با استفاده از ستارگان در شب، بيابانها و درياها را طى طريق نمود، اين تلاشها راه را براى تجارت و فعاليت هاى اقتصادى بازكرد و بشر توانست از محدوده پيرامون خود پا فراتر نهد و به سرزمين هاى دوردست برود و به تبادل اطلاعات و تجربيات بپردازد. در پيشرفت تمدن آسياى جنوب غربى ۳ اختراع مكانيكى به پيشرفت تمدن كمك كرد. اين ۳ اختراع كه پس از كتابت و فلزكارى قرار داشت عبارت بودند از: ساختن خيش، كارگاه بافندگى و چرخ. اختراع چرخ مسير بزرگى را برابر ترقيات فنى گشود و حتى امروزه نيز ركن اساسى بيشتر ماشينها و دستگاههاى مكانيكى را چرخ تشكيل مى دهد. در سال ۱۸۱۷ در آلمان شخصى به نام «سائوئر بورن» وسيله نقليه اى ساخت كه از لحاظ فنى داراى ارزش زياد بود زيرا او اولين كسى بود كه دو عدد چرخ يك وسيله نقيله را به جاى آنكه در حول يك محور مشترك قرار دهد در مقابل يكديگر قرارداد. با اختراع زنجير كه مى توانست حركت ركاب ها را به محور چرخ منتقل كند، شكل دوچرخه ها تغيير كرد. زيرا با استفاده از اين وسيله، چرخ دوچرخه در مقابل هر يك دور حركت ركابها مى توانست چندين چرخ بزند و در نتيجه ديگر لزومى نداشت كه چرخ جلو را خيلى بزرگ بسازند. در اين اوايل ركابها به وسيله زنجير به چرخ جلو متصل مى شدند و بعدها به علت اشكالى كه اين امر در تغيير دادن فرمان دوچرخه ايجاد مى كرد، زنجير را به چرخ عقب وصل كردند.
«رايملر» در سالهاى حدود ۱۸۳۵ موتورى ساخت كه از نقطه نظر تكنيكى نسبت به ماشين هاى بخار خيلى كاملتر و بهتر بود و موجب پديد آمدن تغييراتى شگرف در صنعت ساخت وسايل نقيله شد. رايملر نواقص فنى موتورى كه «اتو» ساخته بود را از بين برد و توانست يك نوع موتور انفجارى بسازد كه در آن پيستونها به صورت چهارهنگامى حركت مى كردند. اين اختراع نه تنها حركت وسايل نقليه را بر روى زمين و در درياها به مراتب آسانتر نمود بلكه به بشر امكان داد تا در هوا نيز به پرواز درآيد. تئورى موتورهاى چهارهنگامى توسط اوتو وضع گرديد ولى به مرحله عمل درآوردن اين تئورى كار بسيار مشكلى بود. موتورگازى كه اوتو ساخت، محتاج يك مخزن گاز بسيار بزرگ بود. «رايملر» پس از دو سال كوشش شبانه روز در سال ۱۸۳۳ ميلادى موفق شد موتورى بسازد كه سوخت آن از راه مخلوط شدن ذرات نفت با هوا تأمين شود. ساختمان اين موتور با آنچه كه او قبلاً ساخته بود فرق فراوان داشت. موتور قبلى در مقابل توليد يك اسب بخار نيرو ۷۳۰ كيلوگرم وزن داشت درحالى كه موتور جديد براى توليد همين مقدار نيرو فقط ۴۴ كيلوگرم وزن پيدا مى كرد، اين موتور داراى ۱۸۰ دور در دقيقه بود.با استفاده از اين موتور، ساخت وسيله نقليه اى كه بتواند خود به طور مستقيم نيروى حركت خود را تأمين كند، ممكن گرديد. «رايملر» يك روز موتورى را كه ساخته بود بر روى يك دوچرخه نصب كرد وبه اين ترتيب اولين موتوسيكلت را در جهان ساخت. متأسفانه اين موتوسيكلت در آن سال مورد توجه مردم قرار نگرفت و در نتيجه «رايملر» فكر تكميل آن را از سر خود بيرون كرد. دوازده سال بعد موتوسيكلت كه در كشورهاى ديگر كامل گرديده بود از خارج وارد آلمان شد و اتفاقاً بازار خوبى براى فروش پيدا كرد. در موتورى كه «رايملر» طراحى كرده بود، موتورى به قدرت نيم اسب بخار زير زين آن قرار داده شده بود. قسمت جلوى اين موتور از زين جلوتر آمده و در بين پاهاى راننده قرار گرفت ولى موجب ناراحتى او نمى گرديد. موتور به طور خودكار نفت را از داخل مخزن مى مكيد و در سيلندرها مصرف مى كرد و راننده مى توانست ميزان آن را كنترل كند. براى به كار انداختن موتور لازم بود كه هندل زده شود. اين كار فقط يك دقيقه وقت لازم داشت و موتور به سرعت روشن مى شد. اين موتور در شهر كانستات در روز دهم نوامبر ۱۸۸۶ با موفقيت تمام  آزمايش شد.«كارل بنز» در همان سالى كه رايملر موتوسيكلت خود را به مورد آزمايش گذارد، يك سه چرخه موتورى را كه خود ساخته بود در شهر مانهايم آزمايش نمود و اين سه چرخه موتورى اولين اتومبيل بنز جهان محسوب مى شود.«رايملر و بنز» به طور مساوى مخترعان موتوسيكلت و اتومبيل محسوب مى شوند و اين وسيله نقليه بزودى جاى خود را در جاده تمدن باز نمود و تغييرات بعدى كه در ساختن موتوسيكلت ها و اتومبيل ها به عمل آمد به جز تكامل و تغيير شكل چيز ديگرى نبودند.
صندلى خالى
تكليف مرد فقط پرداخت «نفقه» نيست!
240900.jpg
كامران را آنقدر دوست داشت كه حاضر بود جانش را هم براى او بدهد. هركارى كرده بود تا نگاه پسرعمويش را متوجه خود كند. كامران تازه وارد دانشگاه شده بود كه هدى جرأت كرده بود نگاه عاشقانه اش را متوجه او كند.
كامران از رفت و آمدهايى كه به خانه پدر هدى مى كرد نشان مى دادكه نسبت به هدى تمايل دارد. اين مسأله او را خوشحال كرده بود. از اينكه احساس كامران نسبت به او مثبت بود هدى را به آينده اميدوار مى كرد.
هدى براى اينكه بيشتر مورد توجه كامران شود ، بيشتر از قبل براى موفقيت در كنكور تلاش مى كرد. اگر مى توانست در دانشگاه موفق شود آنگاه كامران مى ديد كه او نه تنها از دختران همكلاسى اش چيزى كم ندارد بلكه متوجه مى شد كه هدى از خيلى از آنها جلوتر و بهتر است. كامران روزى كه اعلام نتايج كرده بودند به خانه عمويش تلفن زده بود.
- دختر عمو تبريك مى گويم.
با خوشحالى تشكر كرده بود. هفته بعد بودكه عمو و زن عمو و كامران به خانه شان رفته بودند و بدون هيچ مقدمه اى او را خواستگارى كرده بودند. از شادى در پوست نمى گنجيد. پس از تمام اين سالها انتظار مى ديد كه عروس كامران مى شود. ديگر آرزويى نداشت. ولى بعد از مراسم عقدشان كامران به او گفته بود:
- اصلاً دوست ندارم كه به دانشگاه بروى.
از شنيدن اين حرف يكه خورده بود. هرچه با كامران حرف زده بود نتيجه اى نگرفته بود. به خاطر عشق و محبتى كه به كامران داشت سكوت كرده بود و درس و ادامه تحصيل را كنار گذاشته بود.
كامران و او زندگى شان را آغاز كرده بودند . تا وقتى كه او دانشجو بود از نظر اقتصادى با تمام كم و كاستى ها ساخته بود تا اينكه بعد از چندسال زندگى مشترك كامران پيشرفت كرده بود و دستش به دهانش رسيده بود. ديگر هدى كم كم روى خوشبختى و سعادتمندى و رفاه را با هم احساس مى كرد. به ياد حرف عمويش افتاده بود كه به او گفته بود:
- عموجان بعدازكشيدن سختى هاست كه آدم طعم خوب و خوش زندگى را احساس مى كند. وقتى كه زندگى تان به ثمر بنشيند آن وقت تازه مى فهمى چقدر سختى هايى كه كشيده اى برايت شيرين است.
كامران مردى بود اهل تلاش. هركارى مى كرد تا سرمايه اش را بيشتر كند. با اينكه كمتر پيش هدى و بچه ها بود ولى هدى به خاطر پيشرفت و  آينده حرفى نمى زد.
كامران روز به روز كمتر به خانه مى آمد و ساعات حضورش در خانه كمتر مى شد.
- كامران شبها اگر مى شود مثل سابق كمى زودتر بيا. بچه ها به ديدن تو نياز دارند.
- جلسه دارم. حتى براى چند شب در هفته به خاطر پروژه بزرگى كه گرفته ام نمى توانم به خانه بيايم . هدى قبول كرده بود ولى يك روز با تلفن از سوى فرد ناشناسى به شدت منقلب شده بود.
- خانم مهندس كامران؟
- بله!
- شوهرتان تجديد فراش كرده اند؟ خبر داريد؟
- مزاحم نشويد.
- به جاى اينكه خودتان را گول بزنيد ببينيد واقعاً شبها كجا مى رود كافى است يك روز عصر وقتى از شركت بيرون مى رود او را تعقيب كنيد.
گوشى تلفن قطع شده بود و فكرى مثل خوره به جانش افتاده بود. دست آخر هم ناچار براى اينكه خيالش راحت شود، همان كارى را كرده بود كه از پشت تلفن فرد ناشناس به او پيشنهاد داده بود.
باورش نمى شد. شوهرش سر او زن گرفته باشد. پدر با عمو قهر كرده بود. دو برادر به جان هم افتاده بودند. كامران هم خيلى صريح بدون اينكه ذره اى ملاحظه كند گفته بود:
- گناه كه نكرده ام . زن گرفته ام هركارى مى خواهى بكن.
از آن به بعد ديگر هدى رنگ شوهرش را نمى ديد. براى او و بچه ها خرجى مى فرستاد ولى اصلاً سراغ آنها را هم نمى گرفت. بچه ها از روزى كه فهميده بودند پدرشان زن گرفته است ، بى تابى مى كردند . هدى خودش هم مريض شده بود.
چند بار با كامران تماس گرفته بود.
- تمام نياز بچه ها و من كه در پول خلاصه نمى شود. حالا من هيچ بچه ها چه مى شوند؟
كامران به حرفهاى او توجه نمى كرد. انگار اصلاً ديگر صداى او را نمى شنيد. هدى با يك دنيا درماندگى زانوى غم در بغل گرفته بود. احساس مى كرد از نظر روحى روز به روز فرسوده تر مى شود. بچه ها هم همين طور شده بودند. ديگر از آن شيطنت هاى بچگانه شان خبرى نبود. در خانه شان انگار ديگر نور نبود.
- چى از جون ما مى خواهى؟
زن گريه و عجز و لابه كرده بود، ولى كامران فقط خنديده بود.
***
هدى به خودش فكر مى كرد. شايد اگر از نظر قانونى ملجأيى پيدا مى كرد آن وقت مى توانست جلوى كامران بايستد. آيا تمام وظيفه كامران در قبال او و بچه  هايش تنها دادن نفقه بود يا اينكه وظايف ديگرى هم نسبت به آنها داشت.

پاسخ كارشناسى
مجيد يوسفى
معاون دادگاه خانواده (۱)

همين كه نكاح بطور صحت واقع مى گردد، روابط زوجيت بين زوجين موجود و حقوق و تكاليف زوجين در مقابل همديگر برقرارمى شود. اين حقوق متقابل بوده و هريك از زوجين مكلف به ايفاى آن در قبال همسرش خواهدبود و مضافاً اينكه هردو تكاليفى نسبت به اولاد خود خواهندداشت. بنابراين علاوه بر اينكه زوجين حقوق و تكاليفى درمقابل هم دارند نسبت به فرزندانشان نيز داراى حقوق و تكاليفى مى باشند.
از حقوقى كه زن نسبت به مرد دارد پرداخت نفقه در عقد دائم است، بنابراين، اين حق زن است كه در عقد دائم همسرش به او نفقه بپردازد. يعنى همه نيازهاى متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزينه هاى درمانى و بهداشتى و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض را براى زن تأمين نمايد.
علاوه بر پرداخت نفقه به زوجه مرد تكاليف ديگرى نيز خواهدداشت. يكى ديگر از تكاليف مرد نسبت به همسرش اين است كه اگر شوهرش چند همسر دارد چنانچه يك روز را دركنار يكى از همسرانش به سرمى برد لازم است كه نزد همسر ديگرش هم روز ديگرى را سپرى نمايد.
به عنوان مثال اگر داراى دو همسر است چنانچه نزد يكى از آنها يك روز را سركند بايد به همسر ديگرش هم يك روز را اختصاص دهد.
به عبارت ديگر هر يك از دو همسرش حداقل هر چهار روز يكبار حق دارد همسرش نزد او باشد و چنانچه مرد از ايفاى وظايف خود نسبت به همسرش خوددارى كند زن مى تواند جهت الزام شوهر به ايفاى وظايفش به محكمه رجوع كند و در هر صورت چنانچه زوجه از بابت عدم انجام وظايف از ناحيه شوهرش در عسر و حرج باشد حق درخواست طلاق از محكمه را خواهدداشت و در صورتى كه عسر و حرج زوجه احراز گردد زوجه با حفظ حقوق قانونى اش مى تواند مطلقه گردد.
همچنين همانطور كه اشاره شد پدر علاوه بر پرداخت مخارج اولاد تكاليف ديگرى نسبت به فرزندانش خواهدداشت. پدر و مادر بايد در تثبيت مبانى خانواده و تربيت اولاد خود به يكديگر معاضدت نمايند و مكلفند درحدود توانايى خود به تربيت اطفال خويش برحسب مقتضى اقدام كرده و نبايد آنها را مهمل بگذارند. بنابراين پدر نمى تواند به صرف پرداخت مخارج اولادش اكتفاكند بلكه بايد در تربيت فرزندانش كوشا باشد. رها كردن زن و فرزند و سركشى و مراقبت نكردن نسبت به آنها از مصاديق بارز تخلف زوج نسبت به همسر و فرزندانش است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |