پنجشنبه ۱ دى ۱۳۸۴ -
Thu, Dec 22, 2005
گزارش
۳۳۴۶
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
تداركات ژرمن ها
براى بزرگترين جشنواره فوتبال جهان
معرفى كتاب
تداركات ژرمن ها
براى بزرگترين جشنواره فوتبال جهان
جام جهانى ۲۰۰۶ شكاف برداشته است!
241017.jpg
وصال روحانى
آلمان كه ديوانه فوتبال است، در فاصله ۵‎/۵ ماه تا شروع مسابقات جام جهانى در اين كشور هر روز خود را بيشتر مهياى اين مهم و ميزبانى رقابتها مى كند اما برخى مشكلات ظاهراً كوچك در اين روند تداركاتى خدشه و تأخير انداخته و مقدمات برپايى بزرگترين تورنمنت فوتبال جهان (و شايد كل ورزش دنيا) را دچار خلل ها و توقف هاى مقطعى كرده است. اين درحالى است كه مراسم قرعه كشى پيكارها كه اخيراً در شهر لايپزيك برگزار شد، تكليف ۳۲ تيم حاضر در عرصه منجمله ايران را مشخص و گروه بنديها و نحوه تقابل آنان را با يكديگر روشن ساخت و لااقل اين قسمت از ماجرا را فاقد ابهام كرد.
پس از مسابقات فوتبال جام ملتهاى اروپا ۱۹۸۸ كه در آلمان برگزار شد، جام جهانى ۲۰۰۶ بزرگترين تورنمنت ورزشى اى است كه ژرمن ها آن را تجربه مى كنند و بايد اذعان داشت كه آنها در كل و در اصل و اصول از ماهها پيش براى اين مهم آماده بوده اند. ۱۲ استاديومى كه بايد محل انجام بازيهاى ۸ گروه ۴ تيمى جام باشند، از مدتها پيش مهيا شده اند.
برخى از آنها نو و تازه ساز هستند ولى بعضى ها همان استاديوم هاى قبلى و موجودند كه ترميم و بازسازى شده اند. به عنوان مثال ورزشگاه مدرن و بالنسبه تازه احداث شده آليانز در شهر مونيخ، محل انجام بازى افتتاحيه خواهد بود، ولى بازى فينال را در ورزشگاه المپيك برلين خواهيم داشت كه سابقه آن به سال ۱۹۳۶ بازمى گردد و به خاطر اين جام نوسازى و به طور اساسى ترميم شده است.
حقيقت ماجرا
اينها فقط مقدمات و ظواهر قضيه است ولى حقيقت آن است كه به رغم كار ساختمانى طولانى و پرهزينه برخى از اين استاديوم ها هنوز ايرادها و كمبودهايى دارند كه باعث مى شود كار تداركاتى ژرمن ها ناقص جلوه كند و در حد كمال نشان ندهد. به عنوان مثال تيرماه امسال كه بازى فينال جام كنفدراسيونها در استاديوم نوساز و مدرن والداشتاديون شهر فرانكفورت جريان داشت، ريزش باران شديد و رعد و برق سبب شد قسمتى كوچك از سقف سوراخ شود و آب بشدت چكه كند و آبروى آلمانى ها در حضور ميهمانان پرشمار خارجى برود. آبى كه چكه مى كرد، از بالا بر روى سر افراد و عكاسانى كه در زير آن و روى سطح پيست نشسته و مشغول كار بودند، مى ريخت. اين درحالى است كه ۱۲۶ ميليون يورو (۱۴۸ ميليون دلار) صرف احداث والداشتاديون شده است و هيچكس انتظار نداشت كه در همان نخستين مرتبه به آزمون كشيدن آن در يك تورنمنت مهم بين المللى (جام كنفدراسيونها) اين طور روسياه شود.
آن قدرها هم سيمانى نبود
اين پايان ماجرا نبود و آبان ماه امسال نيز بخشى از سكوهاى سيمانى استاديوم فرانكن اشتاديون شهر نورنبرگ كه مثل والداشتاديون فرانكفورت يكى از محل هاى برگزارى جام جهانى ۲۰۰۶ خواهد بود، براثر جست و خيز مردم و تحرك شديد تماشاگران هيجان زده شكاف برداشت و متزلزل شد و معلوم شد كه آن قدرها هم سيمانى نبوده است!
آن گاه ماجراى ورزشگاه مركزى شهر كايزرس لاترن پيش آمد كه آن را استاديوم فريتز والتر نامگذارى كرده اند. طى اين اتفاق كه اوايل آذرماه روى داد، قسمتى از سقف اين ورزشگاه هم شكاف و ترك برداشت و بازى آن هفته كايزرس لاترن با اينتراخت فرانكفورت از ليگ آلمان به همان خاطر انجام نشد و به تأخير افتاد. درست است كه استاديوم پس از فقط ۵ روز تعطيلى بازگشايى شد و مسؤولان به گونه اى استاديوم را مرمت كردند اما اطمينانى در دست نيست كه چنان ايرادى در همان محل و يا در ساير استاديوم هاى محل انجام جام جهانى بروز نكند و «سقف جام جهانى» دوباره چكه نكند!
مشكلات امنيتى
حتى به لحاظ امنيتى و برقرارى و تأمين سلامتى براى ورزشكاران نيز كار آلمانى ها كامل نبوده است. طى مسابقه چندى پيش هامبورگ با كلن در ليگ فوتبال آلمان يك شىء پرتاب شده از سوى تماشاگران مستقر بر روى سكوها بر سر الكساندر لاس هافبك هامبورگ برخورد و پيشانى وى را خونين و زخمى كرد. اين اتفاق در «ايول اره نا»ى شهر هامبورگ و در حضور دهها خبرنگار و هزاران تماشاگر بر روى سكوها و البته ميليونها بيننده تلويزيونى روى داد و همه را متأثر و دچار ترس كرد و همگان از خود مى پرسيدند آلمان در خرداد و تير ۸۵ كه ميزبان ۳۲ تيم برتر دنيا و ميليون ها توريست خارجى و داخلى خواهد بود، چطور خواهد توانست ضايعات را كاهش دهد و از تكرار حوادثى از آن قبيل كه گفتيم، پرهيز كند.
طبيعى است كه چنان قضايايى آثار و پيامدهاى نگران كننده خود را بر سران فوتبال دنيا هم گذاشته باشد. سپ بلاتر رئيس سوئيسى فيفا يكى از كسانى بود كه معترض شد و گفت: «اين يك هشدار جدى براى كميته سازماندهى جام و به واقع براى كل ژرمن ها است تا خودشان را جمع و جور و معايب كار تشكيلاتى شان را رفع كنند. آلمانى ها وظيفه دارند كه هر چه سريعتر مسأله كنترل تماشاگران ناآرام و سركوب آشوبگران را روشن كنند و اين را هم به سامان برسانند وگرنه با مشكلات عظيمى طى ايام برگزارى جام جهانى مواجه خواهيم شد.
نگران نباشيد
در همين راستا قرار است تورها و حائل هاى حفاظتى در پشت دروازه ها در تمامى استاديوم هاى محل برگزارى رقابتها نصب شود و اقدامات امنيتى تشديد گردد اما وولفگانگ نيرزباخ كه نايب رئيس كميته سازماندهى جام جهانى است مى گويد اين مسأله نبايد موجب نگرانى مردم شود و يك نوع بى احترامى مستقيم به آنها تلقى گردد. او مى افزايد: «نه ما دچار اضطراب شده ايم و نه تماشاگران بايد احساس خطر كنند. ما خوشبختانه به يك مرحله حاد نرسيده ايم كه همه چيز در آن به هم ريزد و به نقطه اى برسيم كه تمام باورهاى قبلى مان مخدوش و تداركات مان باطل شود و در نتيجه نيازى هم به عمليات اضطرارى نيست. فلسفه كارى و شكل نگرش ما به مسائل اجرايى و نوع برگزارى اين رقابتها به جاى خود باقى است و تغييرى در آن به وجود نيامده است. ما همين حالا هم تدابير لازم را براى مهار آشوب هاى احتمالى در داخل استاديوم هاى خود داريم و يكى از آنها استفاده از دوربين هاى مخفى و مداربسته است. ما از اين طريق مى توانيم عملكرد تمام تماشاگران را زيرنظر داشته و هرگونه خشونت احتمالى برروى سكوها را سركوب كنيم. بله، ما براى هوليگانها (آشوبگران ميادين فوتبال) برنامه هاى گسترده اى داريم و به هيچ وجه مغلوب آنها نخواهيم شد.
اگر هوليگانها فكركرده اند كه مى توانند خرابكارى موردنظرشان را صورت دهند و سپس بين خيل جمعيت گم و ازنظرها دور شوند، اشتباه بزرگى كرده اند. ما همين حالا هم آنها را زيرنظر داريم!»
رسوايى داور
با اين حال اين نيز پايان ماجرا نيست و قضاياى مربوط به رابرت هويزر داور فاسد و رشوه گيرى كه با دريافت مبالغى كلان نتايج برخى مسابقات باشگاهى در آلمان را تحت تأثير خود قرارداده و بازيها را طورى سوت مى زد كه دلخواه شرط بندان باشد، مزيدبرعلت شده و تجسم و تصوير موجود از كشور ميزبان جام جهانى هجدهم را كه به خودى خود نيز و براساس توضيحات فوق قدرى مخدوش بود، سست تر و معيوب كرده است.
رسوايى هويزر و ناداوريهاى شرم آور اين قاضى ۲۶ ساله كه تا پايان عمر از امر قضاوت محروم و ازسوى مقام هاى قضايى به حبسى ۲۹ ماهه فرستاده شد، درحالى شكل گرفت كه سالها آلمانى ها كشورهاى ديگر را به خاطر داشتن داوريهاى مغرضانه و مشكوك مسخره و محكوم مى كردند و سينه جلو مى دادند و مدعى بى عيب و نقص ترين سيستم ها در داورى مسابقات فوتبال خود بودند. ولى آن خانه عظيم خيالى را حتى يك تلنگر كوچك از جانب هويزر شكست و ويران ساخت. ژرمن ها مدعى اند كه با پيگرد قضايى هويزر و ساير خاطيان و مجازات اكيد و شديد آنها، آن رسوايى را تحت كنترل گرفته و از عواقب سوء آن كاسته اند. اما لطمه برخاسته از آن رسوايى فراتر از آن بود كه حتى با زندانى شدن هويزر و دستيار كروات وى و همچنين بررسى پرونده داورى هاى مسأله دار دومينيك ماركز آرام گيرد و محو شود و چيزى كه از آن قضيه برجاى ماند خدشه دار شدن تصوير و برداشت مردم دنيا از كشور ميزبان جام جهانى ۲۰۰۶ و تداركات ژرمن ها براى برگزارى اين رقابتها بود و خيلى ها از اين پس به هيچ قضاوتى در ورزش آلمان اعتماد نكرده و با ديده ترديد به نتايج مسابقات مختلف اين كشور خواهندنگريست و اين، طبعاً جام جهانى ۲۰۰۶ را هم دربرخواهدگرفت.
موارد مثبت
با اين حال برخى موارد مثبت نيز در امر ميزبانى مسابقات توسط آلمانى ها رؤيت شده كه تا اين لحظه ازبين نرفته و تصويرى منفى از آن متصاعد نشده است. به عنوان مثال از ۱۲ استاديوم در نظرگرفته شده براى برگزارى مسابقات ۱۱ تا متعلق به باشگاههاى حاضر در بوندس ليگا هستند و اين باعث مى شود كه دخل و خرج استاديوم ها در قبل و بعد از ايام برگزارى مسابقات فوق در حيطه اختيارات باشگاهها و جزئى ازآن باشد و وجود اسپانسرهاى فراوان و مشاركت آنها در امر سبب گشته است جام جهانى ۲۰۰۶ خطر يك ضرر بزرگ مالى را دربرنداشته باشد و حتى با يك نگاه بدبينانه مى توان اميدوار بود كه اين دوره جام جهانى به لحاظ مالى به اصطلاح «يربه ير» كند و هيچكس را بدبخت و ورشكسته نكند.
«بودجه» قيصر
به واقع اميدوارى ها دراين خصوص به حدى است كه ژرمن ها مى گويند اين رقابتها سود زيادى را نيز نصيب شان خواهدساخت.
فرانس بكن باوئر رئيس افسانه اى كميته سازماندهى رقابتها كه لقب قيصر را يدك مى كشد و چه در هيأت كاپيتان (۱۹۷۴) و چه به صورت مربى (۱۹۹۰) جام جهانى را برده است، چيزى حدود ۴۳۰ ميليون يورو را به عنوان «بودجه پايه» براى ميزبانى جام دراختيار گرفته است و از آنجا كه حدود ۲۰۰ ميليون يورو ازطريق بليت فروشى حاصل مى آيد و اسپانسرها نيز پول كلانى را وارد چرخه اقتصادى جام كرده اند، آلمانى ها هيچ نگرانى مالى اى را حس نمى كنند و مطمئن اند كه فوتبال اين بار يك سود كلان اقتصادى را شامل حال شان خواهدكرد و اين مسأله چرخ هاى اقتصاد كشورشان را روغن خواهدزد و به كل رويه ها و رويكردهاى مالى دراين كشور جلا خواهدبخشيد.
سيل توريست ها
درهمين ارتباط وزارت جهانگردى آلمان نيز انتظار ورود چيزى حدود ۳‎/۲ ميليون نفر را به اين كشور درايام برگزارى جام جهانى مى كشد. رقمى كه طبيعى است يك دنيا پول وارز خارجى را وارد چرخه تجارى آلمان خواهدكرد و در سايه آن مى توان حفره هايى بسيار بزرگتر از آنچه را كه اخيراً در استاديوم هاى فرانكفورت، نورنبرگ و كايزرس لاترن به وجود آمده و حتى اعتبار به شدت خدشه دارشده جامعه داورى آلمان را ترميم و تعمير(!) كرد.
البته، اين طرز نگرش و باورى است كه آلمان دارد و شايد باور سايرين چيزى به جز اين باشد.
نقش ايلات تالش در نهضت ميرزاكوچك خان
اغلب رؤساى قبايل تالش بخصوص آقاجان خان تالش و فرزند غيورش دده خان تالش مشهور به اقبال السلطان كه سابقاً براى برقرارى مشروطه و آزادى حفاظت از مرزهاى شمال كرگانرود از نفوذ دشمن خارجى جنگيده بودند، براى افكار و انديشه و جنبش ميرزاكوچك خان ارزش و احترام فوق العاده اى قائل بودند و در صورت لزوم از هر گونه كمك به وى مضايقه نمى داشتند. اغلب فعاليتهاى چريكى و ارتباطات سياسى ميرزاكوچك خان به دليل موقعيت جغرافيايى و سياسى تالش از طريق اين منطقه و بزرگان آزاديخواه آن خطه از سرزمين ايران انجام مى گرفت. يكى از اين افراد سركرده ايل كرگانرود شمالى مرحوم آقادده خان تالش (اقبال السلطان) ، از آزاديخواهان و روشنفكران صاحب نام و از نخبگان جنبش مشروطه در تالش شمالى بود كه در مردمدارى و اعاده حق مردم از هيچ چيز و هيچ كس مضايقه نمى كرد. وى تهيه و تنظيم كننده شكايات و منعكس كننده صداى مردم تالش شمالى به تهران و رشت بود.
او كه فردى متدين و متقى و دلسوز وطن و حافظ مرزهاى سرزمينى و فوق العاده آگاه به مسائل ايران و اوضاع بين المللى و منطقه اى بود، ضمن حمايت مادى و معنوى از نهضت جنگل رابطه بسيار صميمى و نزديكى با رهبر نهضت جنگل داشت و يكى از بستگان نزديك خود به نام شيرين على بيك را نيز به اتفاق عده اى مسلح به عنوان فرمانده و نماينده خود در گروه افراد ميرزاكوچك خان جاى داده بود كه در جنگلهاى شمال دوش به دوش ميرزا با استبداد و حاكمان وطن فروش محلى و نوكران استبداد مركز مى جنگيدند.
ضرغام السلطنه، سردار مقتدر تالش يكى از افرادى بود كه با آرمانها و جنبش ميرزا مخالفت مى كرد. او در يكى از سفرهاى ميرزا كوچك خان براى اخذ پيمان و رابطه نزديك به لنگران روسيه، از كمك به همراهى ايل آقا دده خان سود برد. افراد دده خان از طريق كوهستانهاى تالش و دامنه هاى باغروداغ ميرزاكوچك خان را به صورت ناشناس و تحت پوشش و مراقبت افراد مسلح به ييلاق ماهار، اقامتگاه آقا دده خان مى برند ولى پس از ملاقات و كسب بهره پشتيبانى از آنجا روانه روسيه كه در آن هنگام درگير انقلاب بلشويكى بود، مى شود و پس از بازگشت از روسيه ديگر بار تحت حفاظت و پذيرايى افراد دده خان، پس از چند روز، شبانه از راه ساحل كرگانرود شمالى به فومنات، مركز عمليات جنگل مى رود. ميرزاكوچك خان بعد از بازگشت از روسيه نامه اى به آقادده خان سركرده ايل كرگانرود شمالى مى نويسد و از وى كمك بيشترى را مى طلبد. مرحوم دده خان عده اى مسلح را به كمك ميرزاكوچك خان مى فرستد تا در منجيل با انگليسى ها در چندين جنگ روياروى شوند. دولت وقت رضاخان را مسؤول قلع و قمع جنگليان مى كند. رضاخان نيز كه براى موفقيت در اين كار احتياج به كمك و تشريك مساعى مردم محلى و سركردگان منطقه تالش داشت، در اين همراهى كسى را بهتر از ضرغام السلطنه سردار مقتدر تالش و خوانين مزدور تالش كه در ميان طبقات اجتماعى پايگاه مردمى نداشتند، نيافت. در مقابل سركردگان و بزرگانى كه در منطقه تالش، وجهه ملى و مرزدارى، تقيد دينى و شرعى و نقش حمايت عموم مردم داشتند مثل دده خان تالشى هرگز به سمت همكارى با حاكمان سست پيمان و ظالمان دين گريز نرفتند، سرانجام قواى جنگل پس از شكست هاى متوالى و خيانت هاى مختلف رو به تحليل رفته و از هم مى پاشد و نهضت جنگل با مرگ ميرزا كوچك خان در ارتفاعات و جنگلهاى تالش در منطقه پونل به علت سرمازدگى، خاموش مى شود. بسيارى از شير مردان گمنام تالش به همراه نهضت جنگل، در راه مبارزه با حكام ستمگر تالش به پا خاستند و خود را به ميرزاكوچك خان رساندند و همراه او در تمام مراحل نهضت مشاركت داشتند و در راه آزادى و نجات گوشه اى از سرزمين ايران جان خويش را فدا كردند ولى هرگز از هدف و عقيده خود روى برنتافتند. برماست كه اين مردان مبارز و غيرتمند گمنام تالش را بشناسيم و براى آگاهى نسل هاى آينده نامشان را ثبت و زينت بخش تاريخ تالش سازيم.
۱-سردار جنگل‎/ ابراهيم فخرايى _ تهران، انتشارات جاويدان، چاپ ،۱۲ ۱۳۶۸
۲- سرزمين ميرزاكوچك خان‎/ دكتر احمد كتابى _ تهران، انتشارات معصومى، ۱۳۶۲
۳- جستارهايى در تاريخ تالش‎/ عبدالكريم آقاجانى تالش _ تهران، نشر آنا، ،۱۳۷۸ جلد دوم
محمد آقاجانى
معرفى كتاب
نگارش ۳ كتاب دلدادگان
عروس قبرستان و تاريخ ايذه
241032.jpg
نويسنده خوزستانى ۳ كتاب داستانى و تاريخى را به رشته تحرير درآورد. «دلدادگان»، «عروس قبرستان» و «تاريخ ايذه و قوم بختيارى» كتاب هاى نگارش يافته توسط دكتر منصور امانى هستند.
كتاب داستانى دلدادگان توسط انتشارات خالدين به بهاى ۲۸۰ تومان در ۱۵۰۰ نسخه منتشر شده است. كتاب هاى «عروس قبرستان» و «تاريخ ايذه و قوم بختيارى» نيز كه توسط مؤسسه مطبوعاتى دارالكتاب جزايرى منتشر شده اند، به ترتيب ۷۰۰ و ۲۴۰۰ تومان قيمت گذارى شده اند.
دكتر منصور امانى، استاد دانشگاه و عضو هيأت علمى دانشگاه آزاد اسلامى شوشتر است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |