جمعه ۲ دى ۱۳۸۴ -
Fri, Dec 23, 2005
هنر (تجسمى،موسيقى)
۳۳۴۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
ارتباطات
چه خبرا؟
جوايز گلدن گلوب هم استعداد فيلمنامه نويسى
و كارگردانى جرج كلونى را به رسميت شناخت
محسن وزيرى مقدم؛ شخصيت اروپايى سال ۲۰۰۵
منطقه آزاد
چهارصدمين سال تولد رامبراند
241290.jpg
از روز چهارشنبه گذشته ويژه برنامه هاى مختلفى در بزرگداشت چهارصدمين سال تولد رامبراند، هنرمند نقاش قرن ۱۷ ميلادى در كشور هلند آغاز شد.
شهر هاى ليدن و آمستردام، رقابتى جدى براى برپايى نمايشگاه هايى از آثار و زندگى اين هنرمند هلندى آغاز كرده اند اما نمايشگاه هاى اصلى اين سالگرد در شهر آمستردام برپا مى شود.
اين جشن ها در ليدن، محل تولد رامبراند با نمايش تابلو هاى «مادر، افسانه و حقيقت» آغاز شده است.
برپايى اين جشن ها در حالى است كه مدتى پيش نتايج تحقيق هاى كارشناسان درباره تقلبى بودن برخى از پرتره هاى اين هنرمند، منتشر شده است.
U2 و بزرگترين تور ۲۰۰۵
241299.jpg
گروه ايرلندى U2 توانست با مجموعه بر نامه هاى خود در سال ،۲۰۰۵ عنوان برگزار كننده بزرگ ترين تور موسيقى اين سال را به خود اختصاص دهد.
گروه U2 كه بونو، خواننده آن از سابقه فعاليت هاى بشر دوستانه برخوردار است و يكى از چهره هاى اصلى كنسرت هاى live8 براى كمك به گرسنگان آفريقا بود در تور سال ۲۰۰۵ خود كه «سرگيجه» نام داشت، ۹۰ كنسرت برگزار كردند. بيش از سه ميليون نفر براى حضور در اين برنامه ها بليت تهيه كردند. كنسرت هاى اين گروه در وطنشان دوبلين كه ماه ژوئن برگزار شد بيش از ۲۴۷ هزار مخاطب را به خود جذب كرد.
پس از گروه U2 ، ايگلز پر مخاطب ترين كنسرت هاى سال ۲۰۰۵ را برگزار كرده است.
پدر نقاشى مدرن ايران
241260.jpg
سى ام آذر امسال، ششمين سال درگذشت زنده ياد جليل ضياء پور اولين استاد نقاشى مدرن ايران بود. به اين مناسبت علاوه بر برنامه اى كه درموزه هنرهاى معاصر تهران و براى تشريح آثار به نمايش درآمده از او در نمايشگاه «جنبش هنرمدرن» ايرانى، برگزار شد، نمايشگاهى نيز در نگارخانه لاله برپا شده است. در اين نمايشگاه، آثار ۳۸ نفر در قالب چهار دوره از شاگردان برجسته استاد ضيا پور از ۲۶ آذرتا چهارم دى ماه به نمايش گذاشته شده است كه از ميان آنها مى توان از هنرمندان در گذشته اى چون جواد حميدى، حسام الدين رضايى، جعفر روحبخش، چنگيز شوقى، محمدعلى حيدريان، على اصغر محمدى، نفيسه ريالى و يونس فياض نام برد.
رضا عابدينى در چك
241212.jpg
رضا عابدينى ، هنرمند گرافيست به عنوان داور بيست و دومين دوسالانه برنو در كشور چك كه از جمله با سابقه ترين دو سالانه گرافيك دنيا است، انتخاب شد.
اين دو سالانه كه از سال ۱۹۶۳ ميلادى پايه گذارى شده است يكى از با سابقه ترين رويدادها در نوع خودش در اروپا به شمار مى رود كه در دومين شهر بزرگ جمهورى چك بر پا مى شود.
عابدينى تنها داور ايرانى اين دو سالانه است. دوسالانه اى كه پوستر و گرافيك هاى تبليغاتى و طراحى گرافيك و لوگو تايپ در رسانه هاى مكتوب، تصويرى و ارتباط جمعى موضوع هاى آن را تشكيل مى دهد و در هر دوره صد ها هنرمند از سراسر دنيا با بيش از پنج هزار اثر در آن شركت مى كنند.
چه خبرا؟
جوايز گلدن گلوب هم استعداد فيلمنامه نويسى
و كارگردانى جرج كلونى را به رسميت شناخت
صبح بخير كارگردان، موفق باشى فيلمنامه نويس
241314.jpg
الف.الف
گلدن گلوب به عنوان معتبرترين جايزه سينمايى ايالات متحده بعد از جوايز اسكار شناخته مى شود و طبيعى است كه هر سينماگرى بعد از شنيدن اسم خود در ميان نامزدهاى اين جوايز خوشحال بشود. ولى قطعاً صبح روزى كه اسامى نامزدهاى امسال اعلام شد، هيچ كس به اندازه جرج كلونى خوشحال نبود.
كلونى در دومين تجربه كارگردانى و اولين تجربه فيلمنامه نويسى اش، توانسته در هر دو رشته نامزد شود و بعد از موفقيت فيلم «شب بخير و موفق باشى» در جشنواره ونيز، حالا ديگر چشم به راه دريافت كره هاى طلايى است. به علاوه اين فيلم جزو نامزدهاى بهترين فيلم درام هم هست و از طرف ديگر كلونى به عنوان بازيگر مكمل فيلم «سايريانا» هم نامزد جايزه شده هست. به اين ترتيب مى توان گلدن گلوب امسال را سال شانس جرج كلونى دانست.
دكتر محبوب سريال تلويزيونى «اتاق اورژانس» (ER) از سال ۱۹۹۶ و با فيلم «از شام تا بام» رابرت رودريگز توانست جاى پايش را در سينما محكم كند. او در سال ۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ تهيه كننده دو فيلم تلويزيونى بود و با فيلم «ستاره راك» (۲۰۰۱) تهيه فيلم هاى سينمايى را تجربه كرد. كلونى كه در كنار شريكش، استيون سودربرگ، تهيه كننده آثار تحسين شده اى مثل «بى خوابى»، «دور از بهشت» و «ژاكت» بوده است، سه سال قبل با فيلم «اعترافات يك ذهن خطرناك» به جرگه كارگردان ها پيوست. اين فيلم فروش متوسطى داشت و با تحسين هنرى نسبى هم روبرو شد. انجمن ملى نقد ايالات متحده جايزه اش را به اين فيلم داد و جشنواره برلين هم آن را نامزد دريافت شير طلايى كرد.
اما عليرغم موفقيت نسبى «اعترافات يك ذهن خطرناك»، «شب به خير و موفق باشى» قدم بزرگ و مهمى براى جرج كلونى بود. او سوژه جنجالى رسوايى سناتور مك كارتى (بزرگ ترين نماد سانسور هنرى و اختناق) را برگزيده و آن را با گروه معتبرى از بازيگران ساخت. كلونى براى اولين بار (به جز يك فيلم تلويزيونى محصول ۱۹۹۹) در فيلمنامه نويسى مشاركت داشت و از طرف ديگر تصميم گرفت فيلمش را به صورت سياه و سفيد بسازد. از جمله ابتكارات ديگر او اين بود كه عليرغم ايفاى نقش شخصيت هاى تاريخى توسط بازيگران معروف، خود سناتور مك كارتى را توسط هيچ بازيگرى زنده نكرده و او را فقط از طريق تصاوير آرشيوى و مصاحبه هاى تلويزيونيش مى بينيم.
اين ابتكارها باعث شد كه استقبال هنرى كه از «شب به خير و موفق باشى» صورت گرفت بسيار فراتر از ساخته اول او باشد. در جوايز فيلم اروپا جايزه بهترين فيلم بين المللى به «شب به خير . . .» داده شد و جايزه دستاورد ويژه جوايز ستلايت هم به جرج كلونى تعلق گرفت. از همه مهمتر اينكه جشنواره ونيز عليرغم اينكه فيلم كلونى را فقط نامزد دريافت شير طلايى كرد و در نهايت جايزه را به آن نداد، ولى سيل جوايز ديگر را به سوى او سرازير كرد. جايزه فيپرشى، جايزه حقوق بشر، اوسِلاى طلايى بهترين فيلمنامه و پزينِتى طلايى بهترين فيلم همه به «شب به خير و موفق باشى» تعلق گرفتند.
عليرغم تمام اين موفقيت ها و جوايز، گلدن گلوب براى جرج كلونى مزه ديگرى دارد. او در دوران بازى در سريال «اتاق اورژانس» طى سه سال متوالى (۹۸-۱۹۹۶) نامزد دريافت اين جايزه شد كه هرگز آن را دريافت نكرد. تا سال ۲۰۰۱ كه به خاطر بازى در «اى برادر تو كجايى؟» توانست گلدن گلوب بهترين بازيگر مرد نقش اصلى يك فيلم كمدى‎/موزيكال را دريافت كند. نامزد شدن امسال او در چند رشته، هر چند با توجه به رقبا احتمال كمى براى پيروزى او دارد، اما تأييد بدون شك استعداد او به عنوان يك فيلمساز مؤلف در مقام تهيه كننده، كارگردان و فيلمنامه نويس است. ضمن اينكه نقش فرعى او در فيلم سياسى «سايريانا» _ كه تهيه كننده اش هم بوده است _ هم برايش يك نامزدى ديگر به همراه داشته و نشان مى دهد كه جرج كلونى بازيگر هم هنوز حرفهايى براى گفتن دارد.
«شب به خير و موفق باشى» در رشته بهترين فيلم درام با «كوه برودبك»، «باغبان ابدى»، «تاريخ خشونت» و امتياز آخر بازى رقابت دارد. در رشته بهترين كارگردان رقيبان كلونى عبارتند از وودى آلن («امتياز آخر بازى»)، پيتر جكسن («كينگ كنگ»)، استيون اسپيلبرگ («مونيخ»)، فرناندو مِيرلس («باغبان ابدى») و آنگ لى («كوه برودبك») كه با توجه به فشردگى شديد رقابت در اين رشته بعيد است كلونى شانسى داشته باشد. ديگر نامزدهاى رشته بهترين بازيگر مرد نقش مكمل هم مت ديلن («تصادف»)، پل جياماتى («مرد سيندرلايى»)، ويل فِرل («تهيه كنندگان») و باب هاسكينز («خانم هندرسن تقديم مى كند») هستند. بالاخره چهار نامزد رشته فيلمنامه كه با جرج كلونى و گرانت هزلو رقابت دارند عبارتند از پل هگيس و بابى مورسكو («تصادف»)، تام كوشنر و اريك راث («مونيخ»)، لرى مك مورتى و دايانا اوسانا (كوه برودبك) و وودى آلن («امتياز آخر بازى».)
قرار گرفتن نام جرج كلونى در كنار اين كارگردان ها و فيلمنامه نويسان معتبر و با سابقه افتخار كمى نيست و حتى اگر در هيچ رشته اى نتواند جايزه گلدن گلوب را كسب كند، باز هم اعتبار زيادى به دست آورده است. به علاوه هميشه گفته اند كه گلدن گلوب مقدمه اسكار است و حالا كلونى چشم به راه نامزد شدن براى جوايز اسكار مى ماند.
محسن وزيرى مقدم؛ شخصيت اروپايى سال ۲۰۰۵
نقاش كهنسال ما
چنگيز محمودزاده
241305.jpg
هفته گذشته در روز ۱۴ دسامبر (۲۳ آذر) جايزه شخصيت اروپايى سال ۲۰۰۵ شهردارى رم را به پاس خدمات و زحماتش در دنياى هنر و نقاشى به محسن وزيرى مقدم، هنرمند مدرنيست پيشكسوت ايرانى اهدا كردند.
وزيرى مقدم كه از تصاوير ارسالى از اين مراسم آشكارا معلوم بود - همانطور كه در روز افتتاحيه نمايشگاه آثارش در تهران - به وجد آمده است، در اين باره گفت: «تاكنون در سال هاى اقامتم در ايتاليا جوايز مختلفى را از سوى مقامات ايتاليايى دريافت كرده ام ولى اين جايزه را يكى از بهترين آنها مى دانم. اين جايزه در اين سن و سال براى من ارزش بيشترى دارد. براى اينكه به من جرأت و قوت قلب مى دهد كه با وجود مشكلاتى كه با آن مواجه هستم، كماكان به خلق آثار هنرى ادامه دهم.»
وزيرى مقدم بهار امسال هم چند روزى در تهران بود. نمايشگاهى از نقاشى هاى اخير او در نگارخانه آسياب بر پا شد كه سر و صداى چندانى هم نداشت.
در آن آثار، نه شور و نشاط تابلوهاى شنى، نه خشونت مجسمه هاى چوبى و نه دردهاى تابلوهاى «هراس و پرواز» ديده مى شد. در آخرين مجموعه از آثار به نمايش درآمده ازاو، تلفيقى از هر آنچه پشت سرگذاشته بود، با نگاهى نو ديده مى شد.
وزيرى مقدم در سال ۱۳۲۷ از دانشكده هنرهاى زيبا فارغ التحصيل شد. يعنى نزديك به ۶۰ سال پيش. هر چند دانشكده هنرهاى زيبا، راهى تازه براى هنرمندان جوان آن زمان بود كه نقاشى را با شيوه اى غير از نقاشى سنتى و مكتب كمال الملك و شاگردان او آموزش مى داد اما باز هم در برابر نوجويى هنرمندان جوان كمى تفاوت داشت.
آن چه وزيرى مقدم جوان در جست وجوى آن بود در كلاس هاى درس على محمد حيدريان پيدا نمى شد بلكه در تابلوهاى ونگوگ، سزان و دوفى بود كه مهندس فروغى به دانشجويان خود نشان مى داد.
در آثار ابتدايى اين هنرمند جوان، تابلوهايى امپرسيونيستى از پل رومى تهران يا بندرانزلى ديده مى شود كه نشان دهنده اولين گام هاى هنرمند در راهى است كه پيش رو دارد.
وزيرى مقدم براى ادامه تحصيل به ايتاليا رفت و در آكادمى هنرهاى زيباى رم مشغول به تحصيل شد. اما آن چه را كه جست وجو مى كرد در آن كلاس ها نيافت و ناچار به كلاس هاى درس استادى به نام «شالويا» رفت كه او را با نقاشى و نگاه هنرمندانه يك نقاش آشنا ساخت.
در حدود سال هاى ۱۹۶۰ ميلادى بود كه وزيرى مقدم دنياى خود را در عالم نقاشى پيدا كرد. شالويا به او آموخت كه نقاشى بايد آن چه را در درون دارد، بيرون بريزد و به نمايش بگذارد. او هم آن چه در درون داشت را بيرون ريخت اما نه بر روى بوم نقاشى. بر روى شن هاى ساحل دريا بود كه به تأثير رد انگشتان و دست هاى خود بر روى آن ها پى برد و همان شن ها را بر روى بوم برد و بر روى آن ها نقش زد.
او با همين تابلوها در ايتاليا مطرح شد و چندين نمايشگاه از آثارش در نمايشگاه هاى مختلف بر پا شد. يكى از تابلوهاى او در همين دوران است كه به يكى از تابلوهاى خلق شده از سوى جاسپر جونز، هنرمند شناخته شده جهانى، ۱۳ سال بعد از خلق تابلوى وزيرى مقدم، شباهت بسيارى دارد.
وزيرى مقدم به ايران بازگشت و فعاليت هنرى خود را ادامه داد. اما انگار چيزى در او تغيير كرده بود كه به خلق مجسمه هاى چوبى عظيم با بازوهاى متحرك و تاشو، منجر شد. اين بازوهاى متحرك كه فضا را مى شكافند و آن را تغيير مى دهند بازتابى از روحيات هنرمند پس از بازگشت به سرزمين مادرى اش هستند. پس از اين دوره ها نوبت به تابلوهاى مجموعه «هراس و پرواز» مى رسد. تابلوهايى كه انگار در هر گوشه از آنها، پرنده اى در ميان پيچك ها و خارها گير كرده است و براى رهايى دست و پا مى زند.
شايد سبك هاى اصلى دوره هاى كارى محسن وزيرى مقدم را بتوان به تابلوهاى شنى، مجسمه هاى چوبى و تابلوهاى هراس و پرواز تقسيم كرد. اما او پس از آن نيز به فعاليت خود ادامه داد و در حالى كه در آپارتمان كوچك خود در رم فضاى كافى براى خلق تابلوهايى در ابعاد بزرگ نداشت به تجربيات تازه اى در استفاده از خط و رنگ پاشى بر روى بوم نقاشى دست زد.
شايد نقاش پير، هنوز با چشم هاى كم سوى خود در ايتاليا آثار تازه اى را خلق مى كند كه در سفر بعدى خود به ايران، آنها را ارمغان خواهد آورد.
منطقه آزاد
حيوانات در بازار هنر
تا امروز خبرهاى بسيارى درباره كشف تابلوهاى گمشده يا مسروقه هنرمندان يا كشف آثار تاريخى بر روى در و ديوار غارها در اين ستون نوشته بوديم، اگرچه با اين عذاب وجدان كه بدآموزى دارند و احتمالاً برخى از هموطنان ممكن است با الگو قرار دادن آنها در عرصه تجارت پرسود آثار هنرى، به نان و نوايى برسند(!)
اما بهتر است از همين الآن تمام نوشته هاى قبلى را فراموش كنيد و با در نظر گرفتن يك جاندار اهلى يا وحشى، تمام تمركز خود را بر روى آموزش نقاشى يا هنرهاى ديگر به اين جانداران معطوف كنيد، چرا كه به تازگى يك زن و شوهر كه ديدند ديگر از فيلها براى حمل الوار در تايلند استفاده نمى شود و اين حيوانات تقريباً بيكار شده اند، يك مدرسه نقاشى براى آنها راه انداختند.
جالب تر اينكه حالا كتابى هم از آثار هنرى اين هنرمندان عظيم الجثه منتشر شده و آثار ديگر آنها نيز با استفاده از يك سايت اينترنتى در معرض فروش قرار گرفته است. از كجا معلوم كه اين طرح براى شهردارى تهران نيز جنبه مثبتى داشته باشد و بتواند در به كارگيرى موشهاى تهران تأثيرگذار باشد. تصور كنيد اين بار كه از خيابان مى گذريد، در كنار هر كدام از جويهاى آب، چند موش در برابر يك بوم نشسته و سخت سرگرم نقاشى از مناظر خيابانى باشند!

مونش بداقبال
با وجود آنكه ادوارد مونش به تازگى جشنهاى سالگرد خود را پشت سر گذاشته است، اما به نظر مى رسد اين هنرمند نقاش همان اندازه كه در دوران زندگى خود از مسائل روحى و روانى رنـج مى برد و خود را بداقبال مى دانست در سالهاى پس از مرگش نيز هرچند وقت يك بار، آثارش با حوادث ناگوارى روبرو مى شوند. تا همين چند وقت پيش، مدام خبرهايى درباره پيدا كردن سرنخى از تابلوهاى مشهور به سرقت رفته اش در سال گذشته منتشر مى شد. در سال ۲۰۰۴ دو تابلوى معروف مونش با نامهاى «جيغ» و «حضرت مريم» از موزه مونش در شهر اسلو ربوده شدند. به همين دليل هم موزه را تعطيل كردند تا با افزايش امكانات ايمنى از حدود شش ماه پيش دوباره بازگشايى شود. اما مثل اينكه شانس با مونش يار نبود و در هفته گذشته، موزه آثارش بر اثر يك آتش سوزى باز هم تعطيل شد. به گفته مقامات موزه، در پى وقوع آتش سوزى، به دليل آنكه دود بخشى از ساختمان را پر كرد، كليه آثار كه خوشبختانه هيچ صدمه اى هم نديده بودند، از موزه به جاى امن ترى منتقل شدند.

آنها آثار خود را مى فروشند
اكثر گنجينه هاى هنر ملى انگلستان كه سال گذشته جلوى صادرات آن مسدود شده بود، پس از آنكه بودجه اى براى نگهدارى آن اثر در اين كشور جمع آورى نشد، بالاخره به كشورهاى خارجى فروخته شدند.
هرچند اين فروش اصلاً ارتباطى به ما ندارد و مطمئناً ميل چندانى هم براى خريد اين آثار و شايد كامل كردن گنجينه ناقص موزه هنرهاى معاصر يا ديگر موزه هاى كشور ديده نمى شود، اما يك نكته آموزنده براى آنهايى داشت كه چند سال پيش به فروش آثار هنرى موزه هنرهاى معاصر اعتراض داشتند.
پس بهتر است مسؤولان هنرى همين الآن دست به كار شوند و تمام آثار ايرانى و خارجى موزه هاى كشور چه آنها كه قابل نمايش است و چه آنهايى كه قابل نمايش نيستند را به فروش برسانند. شايد به اين ترتيب دست كم در زمينه مديريت فروش آثار هنرى بتوانيم با انگلستان رقابت كنيم.
در ميان آثار فروخته شده انگليسى، تابلويى از فرانسيس بيكن موجود بود كه پس از فروش آن به مبلغ ۹ ميليون و ۵۰۰ هزار پوند، موزه تيت از دست رفتن آن را ضايعه اى بزرگ اعلام كرد و نوشت «از طريق اين تابلو مى توانستيم به مطالعه تاريخ هنر بپردازيم.»
جالب اينجاست كه در گنجينه موزه هنرهاى معاصر تهران هم تابلويى از فرانسيس بيكن وجود دارد كه در نمايشگاه قبلى براى چند روز به نمايش گذاشته و يكى دو روز بعد غير قابل نمايش تشخيص داده و بخشى از آن جمع آورى شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |