جمعه ۲ دى ۱۳۸۴ -
Fri, Dec 23, 2005
هنر (ادبيات)
۳۳۴۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياست
خانواده (گزارش اصلى)
خانواده (ماجرا)
خانواده (جامعه)
خانواده (سفره خانه)
خانواده (خانواده سالم)
خانواده (خانه زيبا)
خانواده (گفت وگو)
خانواده (گوناگون)
هنر (گزارش اصلى)
هنر (سينما)
هنر (تجسمى،موسيقى)
هنر (ادبيات)
كودك و نوجوان (۱)
كودك ونوجوان (۲)
كودك و نوجوان (۳)
ورزش
ارتباطات
يادداشت
به بهانه  سالگشت درگذشت محمد قاضى
در باره كتاب شما كه غريبه نيستيد،اثر جديد هوشنگ مرادى كرمانى
مرورى برنشريات ادبى جهان
يادداشت
به بهانه  سالگشت درگذشت محمد قاضى
جاى خالى قاضى
241269.jpg
وقتى كه در سال ۱۳۳۶ مجله «سخن» به مديريت دكتر پرويز ناتل  خانلرى براى اولين بار اعلام مى كند كه به بهترين ترجمه سال و يك اثر ادبى جايزه مى دهد، درنهايت دو كتاب به صورت مشترك برنده جايزه اول مى شوند؛ «دن كيشوت» از ميگل دو سروانتس با ترجمه محمد قاضى از نشر نيل و «كلبه عمو تم» از هريت بيچر استو ترجمه منير مهران از انتشارات اميركبير .
محمد قاضى، مترجمى كه نامش با ترجمه اين اثر معروف (كه سرآمد آثار ادبى اروپا در چهارصد ساله  اخير محسوب مى شود) گره خورده است، در ديباچه اى كه بر ترجمه اش نوشته آورده است: «اى خواننده  فارغ البال اگر بگويمت من اين كتاب را كه به مثابه فرزند طبع من است چنان زيبا و محتشم و سرشار از فكر و معنا مى خواستم كه برتر از آن به تصور نگنجد، بى نياز به سوگند باور خواهى كرد»
قاضى جزو نخستين گروه از مترجمان ايرانى است كه آثار بسيارى از شاهكارهاى ادبيات كلاسيك اروپا را به ويژه در حوزه  رمان، به فارسى زبانان معرفى كردند و درحقيقت داستان هاى برتر نويسندگان سرشناسى هم چون مارك تواين، ويكتور هوگو، جك لندن و ... براى نخستين بار با ترجمه هاى او به ايرانيان معرفى شد. محمد قاضى دوازدهم مردادماه سال ۱۲۹۲ در مهاباد متولد شد. قاضى به رغم اينكه هيچ گونه تحصيلات آكادميكى را طى نكرد، اما به صورت تجربى زبان هاى انگليسى و فرانسه را آموخت. او خود در كتاب «خاطرات يك مترجم» كه در سال ۶۹ توسط نشر زنده رود منتشر كرد، به شرح زندگى و چگونگى ترجمه برخى آثارش پرداخته است. قاضى در مجموع نزديك به ۶۶ كتاب را به زبان فارسى برگرداند.
«كلود ولگرد» ويكتور هوگو در سال ۱۳۱۷ اولين اثرى است كه وى ترجمه كرد. «زارا» داستان تأليفى ،۱۳۱۹ «سپيد دندان» جك لندن ،۱۳۳۱ «جزيره پنگوئن ها» آناتول فرانس ،۱۳۳۰ «شاهزاده و گدا» مارك تواين ،۱۳۳۳ «شازده كوچولو» سنت اگزوپرى ،۱۳۳۳ «ساده دل» ولتر ۱۳۳۳ و «زورباى يونانى» نيكوس كازانتزاكيس و كتاب هاى بسيار ديگر.
اما در ميان همه آثارى كه قاضى به فارسى برگرداند، «دن كيشوت» جايگاهى ديگر دارد كه متجاوز از ۲۰ بار تجديد چاپ شده است. انتشار اين رمان را از ابتدا تا زمان انقلاب نشر نيل و سپس نشر نو، ثالث و جامى به ترتيب بر عهده داشتند.
محمدقاضى سرانجام در بيست و چهارم آذرماه سال ۱۳۷۶ در تهران درگذشت.
نجف دريابندرى، مترجم پيشكسوت معاصر و از هم نسلان و همكاران قاضى است. او در گفت و گو با ايسنا،  در آستانه  سالروز درگذشت اين مترجم نامى، گفت: «گمان مى كنم با قاضى در مؤسسه فرانكلين در سال هاى ۴۰ آشنا شدم. در طول اين مدت ما با هم كار مشتركى را ترجمه نكرديم.»
وى درباره  ترجمه هاى محمد قاضى افزود: «قاضى مترجم خيلى پركارى بود و به علت زياد بودن ترجمه هايش هر كدام از آنها ارزش متفاوتى دارند. اما بهترين كار او بدون شك دن كيشوت است.»
دريابندرى در ادامه گفت: «او كتاب را با زبانى خيلى مناسب ترجمه كرد و دو بار هم ترجمه كرد. يك  بار در چاپ اول و يك بار در چاپ دوم كه به نظرم چاپ اول دن كيشوت بهتر از آب درآمد و معتقدم تجديد نظرهايى كه در چاپ دوم آن داد تصنعى بود.»
نجف دريابندرى ادامه داد: «قاضى در ترجمه آغازگر شيوه اى خاص خودش بود. او زبان فارسى را خيلى خوب مى دانست و خوب مى نوشت واين فارسى  نويسى پاكيزه و روشن، در كارهايش ديده مى شود. البته من ترجمه هاى او را با يكديگر تطبيق نداده ام اگرچه كار ترجمه اش هم آنقدر عالى بود كه واقعاً احتياجى به اين كار نباشد.»
مترجم «پيرمرد و دريا» با تأكيد بر اين كه قاضى مترجم فوق العاده اى بود و بعد از او هم هنوز نظيرش پيدا نشده است، تأكيد كرد: «مترجمان ديگر هم كم و بيش هستند؛ اما به نظرم جاى قاضى هنوز پر نشده است و به اين زودى ها هم پر نخواهد شد.»
به گمان او مترجم خيلى خوب داريم؛ و مترجم بد و البته درزبان فارسى ترجمه اى كه قابل خواندن و ستايش باشد خيلى كم است و صرفاً به چهار - پنج مترجم مربوط مى شود. «من همه كارها را نخوانده ام؛ اما از آثارى كه به دستم مى رسد، روى هم رفته چنين برمى آيد. به هر حال فعلاً جاى قاضى خالى است.»
در باره كتاب شما كه غريبه نيستيد،اثر جديد هوشنگ مرادى كرمانى
پشت پرده زندگى
خالق مجيد
241317.jpg
عليرضا كيوانى نژاد
اگر بين نويسندگان خوب و آنهايى كه سعى مى كنند خوب بنويسند، مرزى قائل باشيم، بى شك هوشنگ مرادى كرمانى در زمره كسانى است كه خوب مى نويسد.به همين سادگى.كسى كه خوب تعريف كردن را بلد است.
كرمانى از حاشيه كوير كرمان «سيرچ و شهداد» برخاسته و در كرمان و تهران تحصيل كرده است. سالهاست كه با كتاب «قصه هاى مجيد» و «بچه هاى قاليبافخانه» دو قصه روستايى، قدرت روايت آنچه راكه در كنه آن بوده به جامعه ادبيات ايران نشان مى دهد.
كتاب «نخل» اما از لونى ديگر است و به قول خودش همچون چشمه اى است كه از دل باورهاى پاك و سنتهاى زادگاهش جوشيده و نمايشگر زندگى غمبار اما سرشار از ايمان و تلاش و مقاومت آنان در برابر فقر و سركشى هاى طبيعت است .
مرادى كرمانى در سال ۱۳۲۳ شمسى در «سيرچ» از توابع شهداد كرمان به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در سيرچ و كرمان و دوره ليسانس را در تهران به پايان برد. نويسندگى را از سال ۱۳۴۷ با مجله خوشه آغاز كرد سپس قصه هاى مجيد را براى برنامه «خانواده» راديو ايران نوشت . همين قصه ها ، جايزه مخصوص «كتاب برگزيده سال۱۳۶۴» را نصيبش كرد. چكمه و نخل،مشت بر پوست،داستان آن خمره و چند تايى ديگرازآثار برجسته اين نويسنده معاصرند.
كاراكترهايى كه مرادى كرمانى با قلم موشكاف و نثر درست وتكنيكى والبته طنزى حساب شده در رفتار آنها خلق كرده، خرده پاهايى هستند كه نويسنده آنها را با تمام وجود درك و دردها و محروميتهاى آنان را به گرده خود احساس كرده است.
روزهاى جمعه را از ياد نبرديم كه سريال تلويزيونى قصه هاى مجيد،از دل كتابى با همين عنوان توانست در بحران برنامه هاى سر گرم كننده،حتى آدم بزرگ ها را بنشاند پاى تلويزيون.حالا انگار مجيد است كه دارد زندگى نامه كرمانى را روايت مى كند.
كرمانى در اين مجموعه پنج جلدى(قصه هاى مجيد) به خلق شخصيت هايى پرداخت كه با رفتارشان،موقعيت پيرامون خود را به نقد كشيدند.آدم هاى اين نويسنده به شدت قابل لمس هستند و اين چيزى جز حس قرابت در خواننده به وجود نمى آورد.
كرمانى آثار شناخته شده ترى هم دارد كه اگر بخواهيم به آن ها اشاره كنيم، مى شود كتاب مهمان مامان را از ميان آنها بر شمرد. همانى كه داريوش مهرجويى با ظرافت آن را به تصوير كشيد.
خمره، چكمه، قصه هاى مجيد، مهمان مامان و نخل، آثارى هستند كه به زبان هاى ديگر ترجمه شده و چهره كرمانى را بين المللى كردند.
«شما كه غريبه نيستيد»،عنوان آخرين اثر كرمانى است در حوزه ادبيات داستانى. اين كتاب در ۳۱۸ صفحه توسط انتشارات معين به بازار كتاب راه يافت .كتابى كه ، نويسنده در آن به روايتى متفاوت از آنچه در گذشته اى نه چندان دور اتفاق افتاده مى پردازد. سرشار از ارزش هاى جامعه شناختى و مردم شناختى . ارزش هايى كه برخى از آنها در حال فراموش شدنند.
اين اثر خواننده را به ياد گزارش هاى توصيفى ژورناليستى مى اندازد .با اين تفاوت كه وقتى ضمير روايت از من به ما مى رسد، ويژگى هاى داستانى خود را پيدا مى كند.
در اين داستان يك نفر بزرگسال كه خود كرمانى هست و نيست به گذشته برمى گردد.
گذشته اى متأثر از امروز كه تصور اكنون او از گذشته در روايت فرافكنى مى شود.
- نمى دانم،يادم نيست چند سال دارم. صبح عيد است.
مرادى با اين جملات كپسولى و با ضرباهنگى سريع،ذهن مخاطب را درگير سالى مى كند كه پيش زمينه اى از آن ندارد.پس اين زمان نا معلوم مى شود بستر رويداد ها.بچه ها به ديدن عمو «قاسم»ى آمدند كه معلم است.مكان؟ همان روستاى سيرچ، زادگاه نويسنده.روايت زندگى نامه مرد كوير از اين جا شروع مى شود. چه زندگى نامه ،ژانر جديدى است كه به عصر مدرنيسم برمى گردد.
كرمانى اما اين زندگى نامه را در لايه اى از تكنيك، شخصيت پردازى، ترسيم فضا و فرم ،عرضه مى كند. اين خصوصيات در كنار هم اثرى را رقم مى زند مستقل و تأثير گذار در عرصه ادبيات معاصر. زندگينامه اى سراسر از اوج و فرود با جزيى نگرى هاى خاص نويسنده و با فرار از روزمره گى هاى رايج در چنين آثارى.
مرادى كرمانى نويسنده خودش در باره اين اثر مى گويد:«حرف زيادى راجع به اين كتاب ندارم جز اينكه بگويم، من ۶۰ سال وقت داشتم زندگى كنم و ۲ سال كه يك كتاب خوب بنويسم و تجربه هايم را روى كاغذ بياورم. من ديگر به ۶۰ سالگى رسيده ام مثل اين است كه از كوهى بالا رفته باشم و حالا در مسير برگشت ياد مى كنم از چيزهايى كه ديده بوده ام. در هر صورت من كار خودم را كرده ام و تا جايى كه جامعه و سياست اجازه داده و در توانايى ام بوده نوشته ام. ديگر تحليل آن به عهده دوستان است.»
كتاب اگر چه در ۷۸ تكه نوشته شده،اما هر يك ملات مناسبى دارند براى خلق يك داستان كوتاه يا حتى ساخت اثرى سينمايى.در اين اثر به تأييد بسيارى از منتقدان نثر كرمانى بسيار موجز تر و نافذ تر شده،چون اين تكه كه انتخاب كرديم: «نان كمياب است. گرسنگى توى آبادى بيداد مى كند. ديگر كسى توى خانه مان نان نمى پزد. هر روزى مى روم بالاى آبادى از «دايى زاده» نان مى خرم. دايى زاده نانوايى باز كرده نان هاى گرم و خوش بوى گندم را مى گذارم تو سفره بغلم مى گيرم و از كنار رودخانه مى روم و به خانه مى آيم. دلم ضعف مى رود. نان ها را بو مى كنم. گرمى و نرمى شان را روى قفسه سينه ام حس مى كنم. يواشكى تكه اى از نان مى كنم و مى خورم. پيش خود التماس مى كنم. مى گويم «فقط همين يك لقمه» اما دلم طاقت نمى آورد. مزه نان تازه روى زبان و لاى دندان هايم مى ماند. توى دلم مى گويم «يك لقمه مى خورم ديگه نمى خورم. فقط يك لقمه» تكه بزرگى از نان مى كنم و...»
كرمانى از آن دست نويسنده هايى است كه مى شود حسرت كم كاريشان را خورد.
مرورى برنشريات ادبى جهان
«حماقت هاى بروكلين» استر
241311.jpg
روزنامه هندوستان تايمز در باره كتاب جديد پل استر با عنوان «حماقت هاى بروكلين» مى نويسد:«استر نويسنده اى است كه هر كتابش را مى توان برداشتى جديد از نوع ارتباط آدمها دانست.اين همان شيوه اى است كه بعداز سه گانه نيويورك در پيش گرفت و اجازه نداد كسى به مرز ذهنيت هايش نزديك شود.استر از كسى تأثير پذير نيست اما هنوز نمى توان گفت او سبكى خاص را بنيان نهاده است.»
در باره اين كتاب در شماره هاى بعدى مى نويسيم.اين هم چند خطى از شروع داستان:«دنبال جاى آرامى براى مردن بودم. يك نفر بروكلين را پيشنهاد كرد. من هم رفتم و آنجا يك آپارتمان اجاره كردم. دكتر من گفته بود كه علائمى از بهبود نسبى سرطان ريه در من مشاهده مى شود ولى من حرف او را باور نمى كردم؛ به همين دليل وقتى دخترم راچل آمد تا من را خوشحال كند گفتم كه نه خودش برايم اهميتى دارد و نه حرف هاى تكرارى اش. شايد بشود گفت كه من هرگز در زندگى نتوانسته ام با ديگران ارتباط برقرار كنم.»
هفته نامه جان لندن چاپ تايوان در شماره جديد خود به برخورد دولت با ناشرانى اشاره مى كند كه حقوق كپى رايت را اصلاً در نظر نمى گيرند.در بخشى از اين مطلب آمده:«چاپ چند نسخه از كتاب هرى پاتر بدون اجازه ناشر، مسؤولان چاپ و نشر كتاب را با چالشى دو چندان مواجه كرده. امكان دارد ناشر اين كتاب در دادگاه در خواست غرامت كند كه در اين صورت...»
آيا پاموك محاكمه مى شود
241272.jpg
به گفته وكيل اورهان پاموك، دادگاه استانبول كه قرار بود روز جمعه آينده اورهان پاموك را به خاطر اظهاراتش در باره قتل عام ارمنى ها محاكمه كند، اعلام كرده كه فقط در صورت دستور دولت اين نويسنده را به پاى ميز محاكمه خواهد كشاند. اين دادگاه همچنين گفت پاموك زمانى مرتكب جرم شد كه قوانين كيفرى تركيه هنوز با معيارهاى اتحاديه اروپا هماهنگ نشده بود و اينكه پرونده اورهان پاموك بايد به وزارت دادگسترى بازگردانده شود تا با دستور دولت نسبت به محاكمه او اقدام شود. تصميم تركيه براى محاكمه كردن پاموك با انتقاد گسترده جهانيان روبرو شده است. اتحاديه اروپا نيز گفته است كه اگر اين نويسنده محاكمه شود عضويت تركيه در اين اتحاديه دچار آسيب جدى خواهد شد. يعنى، اگر جرأت داريد،محاكمه اش كنيد. يك هيأت نمايندگى متشكل از پنج نفر از اعضاى پارلمان اروپا قرار است در آغاز محاكمه حضور داشته باشند. پاموك در صورت مجرم شناخته شدن ممكن است از شش ماه تا سه سال حبس محكوم شود.
آپدايك و دردسر
241302.jpg
انتظار مى رود كتاب بعدى جان آپدايك باعث به وجود آمدن بحث و جدل بشود؛ بحث و جدلى كه فقط در محافل ادبى نخواهد بود. اين رمان كه عنوانش «تروريست» است به تغييراتى كه بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمريكا رخ داد مى پردازد. تروريست اين رمان، نوجوانى آمريكايى است كه آپدايك شخصيت او را با نگرشى احساسى پرداخت مى كند. اين تروريست يك عامل ناشناخته يا خارجى كه توسط اسامه بن لادن تربيت شده باشد، نيست؛ او پسرى ۱۸ ساله است كه از مادرى ايرلندى و پدرى الجزايرى به دنيا آمده است. آپدايك در گفت وگويى با خبرگزارى رويترز گفت: «من در اين رمان تلاشم اين بوده كه به مسائل جهان حاضر بپردازم. تروريسم يكى از آن پديده هايى است كه بافت زندگى آمريكايى ها را به شدت تغيير داده است. اين پديده همه را نگران مى كند چون آدم با خودش مى گويد كه بله من يك تروريست نيستم ولى هر كس ديگرى مى تواند تروريست باشد.» آپدايك در ابتدا در نظر داشت عنوان رمان جديدش را «سرزمين ترس» بگذارد ولى چون اين عنوان تكرارى بود عنوان تروريست را براى آن برگزيد.
ملاقات ماركز، فوئنتس و ...
241329.jpg
جشنواره ادبى «هى» كه از هفده سال پيش هر سال در يكى از كشورهاى جهان برگزار مى شود، امسال نويسندگان، كتاب ها و ايده هاى ادبى جهان را به كلمبيا مى كشاند.
بر اساس موفقيت جشنواره «هى»در سال هاى گذشته در كشورهاى اسپانيا و برزيل قرار است اين جشنواره ادبى-هنرى در ماه آينده در كارتاجنا برگزار شود و «گابريل گارسيا ماركز» نويسنده معروف كلمبيايى به عنوان مهمان افتخارى در اين جشنواره حضور مى يابد. ايده برگزارى جشنواره ادبى «هى» در كلمبيا، توسط «كارلوس فوئنتس» نويسنده صاحب نام مكزيكى به «پيتر فلورنس» مدير اين جشنواره پيشنهاد شده است. «فوئنتس» هر سال از جمله بازديدكنندگان دائمى اين جشنواره است. اين جشنواره از ۲۶ الى ۲۹ ژانويه ۲۰۰۶ بزرگداشتى را براى فرهنگ آمريكاى لاتين برگزار مى كند كه در آن نويسندگان معروفى از آمريكاى جنوبى از جمله «خورخه فرانكو» و «آلما خويلرمورپريتو» در كنار نويسندگانى از بريتانيا چون «حنيف قريشى»، «ويكرام سث» و «على اسميت» گرد هم مى آيند.
شهيدى و رنج هاى خاقانى
241152.jpg
چند وقتى بود كه جعفر شهيدى قصد داشت به شرح سختى ها و مشكلات شعر كهن ايران بپردازد.جسته و گريخته شنيده بوديم كه استاد در پى اين راز گشايى است. امروز خوشحال از آنيم كه بالاخره تصميم وى به مرحله اجرا رسيده و بايد در انتظار ثمره اين تلاش باشيم. سيدجعفر شهيدى تصميم دارد تا به شرح دشوارى هاى شعر خاقانى بپردازد. وى معتقد است خاقانى از شعراى بنام ايران زمين بوده و سهم بسزايى در اعتلاى شعر ايران داشته است.
به اعتقاد اين استاد پيشكسوت، انجام اين كار خيلى لازم است و او در صدد است تا مشكلات شعر اين شاعر كهن را شرح دهد. به تازگى نيز دو كتاب شهيدى تجديد چاپ شده است. مجموعه مقالات او منتشرشده از سال ۱۳۳۰ تا همين اواخر با عنوان «از ديروز تا امروز» به چاپ دوم رسيد كه در زمينه هاى اجتماعى، مذهبى و ادبى است. چاپ «شرح مثنوى معنوى» مولانا هم كه هفت، هشت سال پيش منتشر شد، اخيراً توسط انتشارات علمى - فرهنگى عرضه شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |