شنبه ۳ دى ۱۳۸۴ -
Sat, Dec 24, 2005
كتاب و كتابخوانى
۳۳۴۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
درباره كتاب ثروت و فقر ملل نوشته ديويد س. لندز
درباره كتاب ثروت و فقر ملل نوشته ديويد س. لندز
فقير يا غنى مسأله اين است!
241383.jpg
بنفشه غلامى
«فقر» در تضاد با «ثروت» مسأله اى است كه از ابتداى تاريخ ذهن بشر را آزرده است. اما «چرا بعضى ها چنان ثروتمندند و بعضى ها چنين فقير؟» اين سؤالى است كه كتاب «ثروت و فقر ملل» نوشته «ديويد س. لندز» در پى پاسخگويى به آن است.
متفكران براى برشمردن علل فقر برخى ملل و ثروت برخى ديگر، دلايل بسيارى را برشمرده اند. برخى كه به طرزى افراطى به جغرافيا اعتقاد دارند، مى گويند؛ اگر در بررسى فقر به كره زمين نگاه كنيم، متوجه مى شويم گستره جغرافيايى فقر خاص برخى مناطق دنيا است؛ مناطقى كه درست در دو سوى خط استوا بين مدارهاى رأس السرطان و رأس الجدى قرار گرفته اند. زيرا در اين مناطق گرم، انواع بيمارى هاى كشنده و بالطبع هزينه بر حضور دارند و جايى براى ظهور استعدادها باقى نمى گذارند. از ديدگاه علمى نمى توان تأثير اين مسأله را بر فقر يا ثروت ملتى، صددرصد دانست زيرا با علم و تكنولوژى مى توان اين تأثيرات جغرافيايى را كاملاً كمرنگ كرد. شاهد اين مدعا اروپا است،  سرزمين ناهموارى كه با وجود مزاياى اقليمى و جغرافيايى خود نسبت به سرزمين هاى خشك و باير باستانى در قاره آفريقا و بخشى از آسيا، هزاران سال پس از مصر و سوريه به توسعه رسيد. اما چه شد كه اين سرزمين ناهموار در جريان توسعه بخشى از ديگر ملل و قاره ها پيشى گرفت؟
كليد اين معما در توسعه اقتصادى در قرون وسطى كه حاصل چند رشته نوآورى و تطابق يابى هاى سازمانى پى در پى بود،  نهفته است. مهم ترين اين نوآورى ها چرخ آب و پس از آن عينك بود كه مى توانست ساخت ابزارهاى بسيار ظريف را ميسر سازد و منشأ اختراعات ديگرى شود و بعد از آنها نيز ساعت مكانيكى، چاپ و باروت ديگر نوآورى هاى اين عصر بودند. اما يك كشف هم وجود داشت كه باعث تحولى شگرف در تاريخ جهان و در پى آن اقتصاد جهان شد. اين كشف، كشف آمريكا بود؛ سرزمينى كه بعدها در اقتصاد كل جهان تأثيرى بسزا ايفا كرد. پس از كشف آمريكا به دست اسپانيايى ها، پرتغالى ها نيز به فكر سير و سفر افتادند و آبهاى اقيانوس را زير پا گذاشتند. در پس اين سير و سفرها تجارت برده به وجود آمد و بعد از آن نيز اندك اندك شرق در معرض تاخت و تاز پرتغالى ها قرار گرفت. از آن سو اسپانيايى ها هم كه در فكر تشكيل يك امپراتورى عظيم بودند، كارائيب را قلمرو خود مى دانستند.
بعدها اسپانيا و پرتغال كه چنين تحولات شگرفى را در تاريخ جهان به جا گذاشتند به حاشيه رانده شدند، كه علت آن نيز حكمفرمايى سانسور در اين كشور به ويژه پرتغال بود. تنها چاپخانه هاى مجاز اين كشور در دست روحانيان معمولاً يسوعى بود كه به چاپ هيچ اثرى جز مطالب مذهبى اعتقادى نداشتند. بنابراين علم و انديشه در پرتغال رو به انحطاط گذارد و ديرى نگذشت كه برترى خود را حتى در حوزه هايى كه زمانى در آنها پيشتاز بود، از دست داد و دوران افتخار و اقتدارش به سر رسيد. بعد از سقوط پرتغال نوبت هلندى ها و انگليسى ها بود كه خود را مالك تمام دنيا بدانند. اوج اين ماجرا براى انگلستان زمانى بود كه پديده اى به نام «انقلاب صنعتى» را تجربه كرد. بزرگترين بازنده اين تحول نيز اسپانيا بود. در واقع اين انقلاب صنعتى بود كه برخى از كشورها را ثروتمند كرد، بعضى را فقير و برخى ديگر را فقيرتر. آنهايى كه به اين انقلاب روى آوردند ثروتمند شدند اما آنها كه آن را ناديده گرفتند، روز به روز بيشتر در گرداب فقر فرورفتند. در اين دنياى جديد همه چيز جديد بود. حتى گياهانى جديد همچون ذرت، كاكائو، سيب زمينى و چوب هايى سخت مثل كائوچو پيدا شده بود.
اما اسپانيا چرا فقير شد؟ اسپانيايى ها كه روز به روز جريان ثروت هند غربى و شرقى به سوى صنايع آن كمتر مى شد، ديگر علاقه اى به توليد نداشتند. زيرا آنقدر ثروتمند بودند كه نيازى به توليد نداشتند و همين اندك اندك باعث فقر اسپانيا شد. ضمن آنكه همواره ملت هايى قادر به كسب ثروت هستند كه اهل كار و تلاش باشند و راه هاى تازه اى براى سريع تر و بهتر كار كردن پيدا كنند. اين چيزى است كه انقلاب صنعتى به كشورهاى دنيا ثابت كرده است. انگلستان اگر توانست در جمع ثروتمندان قرار گيرد، به دليل صنايع نساجى اش بود كه به انقلاب صنعتى منجر شد. در حالى كه در همين زمان هند نيز از كشورهاى سرآمد در صنعت نساجى بود اما هرگز نتوانست همانند رقيبى كه خود را به هند تحميل كرده بود، پيشرفت كند. البته تاريخ نگاران هندى معتقدند اگر هند دچار فقر شد به علت دخالت هاى انگليس در امور داخلى و سياسى آن بود. زيرا تا پيش از ورود آنان به هند، اين كشور در خوشبختى و سعادت زندگى مى كرده است. البته اين مدعا مخالف چيزى است كه مسافران و بازديدكنندگان اروپايى درباره فقر عمومى موجود در هندوستان در آن ايام گزارش مى كردند.
كشور ديگرى كه از انقلاب صنعتى بهره اى بسيار برد، آمريكا بود؛  سرزمينى سرشار از منابع و معادن آهن و زغال سنگ كه اين مواهب طبيعى و به عبارتى شانس و اقبال به كمك آن آمد تا بتواند شرايط زندگى خود را تغيير دهد. طورى كه در سال ۱۸۷۰ صاحب بزرگترين اقتصاد دنيا شود و سال ۱۹۱۳ توليدى معادل دو برابر و نيم انگلستان و آلمان و چهار برابر فرانسه داشته باشد كه همين ثروت را به سوى اين سرزمين سرازير مى كرد. اما برعكس آن آمريكاى جنوبى و مركزى كه چنين راه و روشى را پيش نگرفت و كشورهاى آن مدام درگير كشمكش هاى داخلى بودند، از هم قاره اى خود عقب ماندند. در بررسى تاريخ متوجه مى شويم، آمريكاى لاتين در قرن هفدهم وضعيتى مشابه آمريكاى شمالى داشته است اما از آنجا كه هيچ يك از كشورهاى آمريكاى لاتين هيچ برنامه اى نداشتند، چشم اندازى هم براى توسعه اقتصادى شان ترسيم نكردند و به اين ترتيب حتى پس از استقلال هم از لحاظ اقتصادى به كشورهاى صنعتى يعنى انگلستان و آلمان و بعدها آمريكاى قرن بيستم وابسته شدند.
كشور ديگرى كه بايد از آن در بحث فقر و ثروت ملل ياد كرد، چين است. چين هزار سال پيش جلوتر از همه حركت مى كرد اما از آنجا كه چينى ها تنها نياكان فكرى و معنوى خود را مى پرستيدند، تنها داراى تك ستاره هايى در تاريخ خود شدند. اين كشور بعدها وقتى اروپا از آن پيشى گرفت، كمترين توجهى به تكنولوژى غربى نداشت اما بعدها به اين نتيجه رسيد كه ديگر نمى تواند از قافله عقب بماند. چنين وضعيتى را ژاپن هم داشت. با اين تفاوت كه ژاپنى هاى سختكوش خيلى زود تحجر را كنار گذاشتند و گذشته پرستى را رها كردند و به آينده انديشيدند؛ طورى كه حالا توانسته اند بخش بزرگى از اقتصاد دنيا را در دست بگيرند.
«ثروت و فقر ملل» كه در انتشارات گام نو به چاپ رسيده، كتابى است نه چندان گسترده كه موضوعى گسترده را مورد تحليل قرار داده است. به همين دليل نيز اگرچه متن قصه وار دارد و خواننده از مطالعه آن نه تنها خسته نمى شود، خود را كنجكاو براى دانستن ادامه مطالب مى بيند، از برخى وقايع با همان ديد روايى گذشته و تحليل كاملى ارائه نداده است. اگرچه اين امرى طبيعى است زيرا مجال نويسنده براى تحليل اندك است و معنى بسيار! اما در هر يك از اشاراتى كه لندز بيان مى كند، نكته اى نهفته است كه مى تواند تفكرانگيز و خواندنى باشد و حتى اگر اشتباه هم باشد، خواننده را به تأمل درباره آن برمى انگيزد و سرنخ ها را به دست او مى دهد تا خود با آن حريرى ابريشمين ببافد. اما در هر صورت حاصل تلاش لندز اگرچه كتابى تفكرانگيز و خواندنى است اما نمى توان آن را اثرى كامل و جامع برشمرد.
از گوشه و كنار جهان كتاب
241428.jpg
در گردش به اطراف و اكناف جهان و جست وجوى اخبار كتاب، اين هفته پيش از هر كشورى سريلانكا توجه را جلب مى كرد.
هفته پيش قديمى ترين كشتى مسافربرى جهان، در اين كشور عرشه خود را به روى مسافران گشود و البته خبر مربوط به ما اين است كه اين كشتى كه سال ،۱۹۱۴ يعنى دو سال بعد از تايتانيك ساخته شد، حاوى كتابخانه اى بزرگ است كه عموم مردم مى توانند از آن استفاده كنند. قرار است اين كتابخانه پس از سريلانكا به ديگر كشورهاى دنيا هم برود و در بنادر آنان پهلو بگيرد تا كتابخوانان جهان فيض كامل و كافى از آن ببرند. اين كتابخانه شناور حاوى شش هزار عنوان كتاب است و متولى آن نيز يك سازمان خيريه آلمانى به نام «كتاب هاى خوب براى همه» (Gute Bucher fur alle) است.
پس از سريلانكا به بيخ گوش خودمان يعنى تركيه مى رسيم. در اين مملكت كه مثل همه دنيا در زندان هايش مى توان اديبان را جست وجو كرد (و البته شايد تقصير خود اديبان باشد كه زندانى مى شوند چون قادر نيستند آيينه اجتماع خود باشند)، دادگاه اورهان پاموك، رمان نويس برجسته ترك، به تعويق افتاد.اورهان پاموك كه از نامزدهاى جايزه نوبل هم بوده است، ماه فوريه در مصاحبه اى با يك روزنامه سوئيسى گفته بود: «۳۰ هزار كرد و يك ميليون ارمنى در اين سرزمين كشته شدند. اما هيچ كس جرأت نكرد درباره آن حرفى بزند. اما من اين را مى گويم.»قاضى دادگاهى كه پاموك در آن محاكمه مى شود اعلام كرده است جلسه بعدى دادگاه اورهان پاموك ۷ فوريه ۲۰۰۶ برگزار خواهد شد تا با دلايل محكمه پسندترى به پرونده اين نويسنده رسيدگى شود.
خبرى هم از كشور جنوبى تركيه و همسايه غربى مان بشنويد كه البته بى ارتباط با ايران نيست. قطب الدين صادقى نويسنده و كارگردان تئاتر ايران جايزه كتاب سال عراق را از آن خود كرد. اين جايزه طى برپايى كنگره بزرگداشت مستوره اردلان به صادقى اهدا شد. البته او تنها ايرانى برنده جايزه كتاب سال آراس كردستان عراق نبود و عطا نهايى، داستان نويس و مترجم ايرانى هم موفق شد، ديگر جايزه كتاب سال آراس را از آن خود كند.
پس از عراق نوبت به انگلستان مى رسد كه اين روزها نام اديث وارتون نويسنده آمريكايى را مرتب تكرار مى كند. خبر از اين قرار است كه كتابخانه شخصى اين بانوى نويسنده نامدار كه سال ۱۹۳۷ در فرانسه درگذشته است، به بهاى ۲‎/۶ ميليون دلار فروخته خواهد شد. كتابخانه وارتون شامل ۲۶۰۰ كتاب است كه در بين آنها مى توان به كتاب هاى جالب توجهى برخورد. از آن جمله است يكى از اولين نسخه هاى آليس در سرزمين عجايب كه اثر انگشت وارتون زمانى كه يك دختربچه بيش نبود، بر آن به جا مانده است و كتاب «آمريكا و جنگ جهانى» نوشته روزولت كه خود وى هم صفحه اول آن را امضا و تقديم به اديث وارتون كرده است. در ضمن بهاى كتابهاى اين كتابخانه بين هزار تا يك ميليون دلار مشخص شده است. بد نيست بدانيد معروف ترين كتاب وارتون «Ethan frome» نام دارد. وى يك بار هم برنده جايزه پوليتزر براى ديگر كتاب معروفش عصر معصوميت شده است.
دو خبر هم از آمريكا بشنويد. پس از مدونا، خواننده آمريكايى و پل مك كارتنى يكى از اعضاى اصلى گروه موسيقى بيتلز، كه هر دو طى يكى دو سال اخير به فكر چاپ كتاب افتادند، الك بالدوين هنرپيشه هاليوودى هم مى خواهد در اين زمينه طبع آزمايى كند و گويى به ميدان زند. اما تفاوت الك بالدوين با دو هنرمند قبلى در اين است كه آنها به نوشتن كتاب هاى كودكان رو آوردند اما بالدوين قصد دارد كتابى درباره نقد حقوق و قوانين سرپرستى در آمريكا بنويسد. انگيزه او براى نگارش اين كتاب دخترش بوده است زيرا از چند ماه پيش كه بالدوين و همسرش كيم بسينجر راهى دادگاه خانواده شدند، بين آنها براى حضانت بچه مشكلاتى به وجود آمد و سرانجام بچه دراختيار كيم بسينجر قرار گرفت و حالا الك بالدوين قصد دارد با نگارش كتابى حقوقى ثابت كند كه قانون سرپرستى در آمريكا دچار خدشه هاى بسيار است.
همان طور كه مى دانيد در كشور سرمايه دارى آمريكا، تجارت حرف اول را مى زند. اين هفته يك كارخانه شكلات سازى عليه ناشر يك كتاب تازه منتشر شده شكايت كرد كه چرا براى جلد كتاب خود از تصوير آشغال يكى از محصولات اين كارخانه استفاده كرده است.
سخنگوى هرشى در بيان اين دعوى گفته است انتشارات سيمون و شوستر حق نداشته كتاب خود را كه اتفاقاًً نام آن نيز هرشى است، با تصوير محصول اين كمپانى بيارايد. زيرا آنها معتقدند اين كار خلاف قوانين مربوط به تجارت است.
كتاب ايران
فقدان مدرنيته افراطى در جامعه كتابخوان

امين فقيرى در گفت وگويى با فارس گفت: مدرنيته به شكل افراطى آن ، جايى در بين جامعه كتابخوان ما ندارد، حتى غرب هم فهميده است كه بايد بعضى عقايد افراطى خود را در زمينه ادبيات تعديل كند. نويسنده رمان «دهكده پرملال» افزود: ما نتوانسته ايم به خوبى و نسبت به حقى كه داريم در ادبيات جهان نفوذ بايسته اى داشته باشيم.

افتتاح ۱۱۴ كتابخانه عمومى تا پايان سال

دبير كل هيأت امناى كتابخانه هاى كشور به ايسنا گفت: در كشور ما به ازاى هر ۴۰  هزار نفر يك كتابخانه وجود دارد كه كلان شهر تهران با ۱۰۰ كتابخانه در بين شهرهاى كشور با توجه به جمعيت، محروم ترين شهر از نظر تعداد كتابخانه است. در حالى كه در برخى از شهرهاى كوچك كتابخانه هاى مناسب وجود دارد و در برخى نقاط پرجمعيت شهرى كتابخانه به اندازه كافى نيست. وى در ادامه از رفع ابهامات قانونى پرداخت نيم درصد درآمد شهرداريهاى كشور به كتابخانه هاى عمومى خبر داد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |