|
سردار رويانيان خبر داد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پس از يك سانحه مرگبار
|
|
|
|
متهم به قتل پس از صدور حكم اعدام، نقش خود را در جنايت انكار كرد
|
|
|
|
|
سردار رويانيان خبر داد
كنترل تجهيزات زمستانى خودروها
راهنمايى و رانندگى نيروى انتظامى طرح هايى را به منظور كنترل تجهيزات فنى زمستانى خودروها، پيش بينى كرده است. سردار محمدرويانيان به مهر گفت: از آنجايى كه با آغازبارش برف و باران ميزان تصادفات دو برابر مى شود رانندگان موظفند براى حفظ جان خود و ديگران در چنين روزهايى با احتياط ويژه و سرعت كم در جاده ها و معابر برانند. رويانيان با تاكيد براين كه سرعت مطمئنه رانندگى در روزهاى بارانى و برفى بايد تقريبا نصف سرعت مجازى باشد كه بر روى تابلوها نصب شده، تصريح كرد: درراستاى پيشگيرى و درمان اين نوع حوادث پليس راه به همراه مأموران اورژانس، سازمان هلال احمر و واحدهاى عملياتى و راهدارى در۶۴ گردنه كشور با يكديگر در تعامل هستند. معاون راهنمايى ورانندگى پليس كشوردر ادامه يادآور شد: به دليل لغزندگى و كاهش ديد رانندگان در هنگام بارش برف و باران، خطر مرگ و جراحت در كمين رانندگان بى احتياط و پر سرعت مى نشيند؛ بنابراين رعايت قوانين و همچنين مجهز كردن خودروها به وسايل ايمنى از جمله راهكارهاى منطقى و اساسى است.
|
|
|
|
|
سرقت مسلحانه از طلا فروشى در تهران
گروه حوادث- سارقان طلا فروشى پس از پاشيدن اسپرى به صورت صاحب مغازه مقدارى از جواهرات آنجا را دزديدند. اين حادثه ساعت ۱۷ روز ۳۰ آذرماه سال جارى در خيابان پيروزى تهران رخ داد. مرد جواهر فروش در باره چگونگى حادثه گفت: شخصى ابتدا وارد مغازه ام شد تقاضا كرد سينه ريزى را به او نشان دهم چون مشكوك شده بودم نپذيرفتم. او بيرون رفت، دقايقى بعد مرد ديگرى آمد. در حاليكه داشت يك سينى طلا را وارسى مى كرد. ناگهان اسپرى اشك آور به صورتم پاشيد. سپس مقدارى طلا را برداشت و پا به فرار گذاشت. من به سرعت آژير را به صدا در آوردم. مردم سر راه او را گرفتند در اين هنگام او با تپانچه اى مردم را تهديد و دو گلوله هوايى شليك كرده و متوارى شد.
|
|
|
|
|
قتل مرموز دختر جوان در پشت فرمان
گروه حوادث- دختر جوانى در جريان يك جنايت مرموز با ضربات كارد از پاى درآمد. اين حادثه ساعت ۱۸ عصر روز چهارشنبه ۳۰ آذرماه سال جارى هنگامى رخ داد كه دختر جوان سوار برخودروى خود در حال رانندگى بود. بنا به اين گزارش؛ عصر روز چهارشنبه يك دختر جوان در حاليكه با اصابت ضربه كاردى به پهلوى راستش مجروح شده بود، براى مداوا به بيمارستان تهرانپارس انتقال داده شد. ساعتى بعد وقتى تلاش هاى تيم جراحى بيمارستان بى نتيجه مانده و دختر جوان فوت كرد، مسؤولان بيمارستان مأموران كلانترى ۱۴۷ گلبرگ را در جريان ماجرا قرار دادند. يك شاهد عينى حادثه در اين باره به پليس گفت: دختر جوان در حاليكه سوار بر خودرواش بود هدف اصابت كارد جوان ناشناسى قرار گرفته است. در جريان تحقيقات پليس دو پسر جوان كه با قربانى حادثه آشنايى داشتند به اتهام قتل بازداشت شده اند.
|
|
|
|
|
ماجراى ۲۴ ساعت اسارت زن دانشجو
گروه حواث- تحقيقات درباره ادعاهاى يك زن جوان مبنى بر اينكه ۲۴ ساعت گروگان سرنشينان خودروى پيكانى بوده، آغاز شده است. اين زن دانشجو مدعى است وقتى مى خواست به دانشگاه برود، سرنشينان يك خودرو پيكان سفيد رنگ كه زن و مردى بودند او را با تهديد سوار كرده و ۲۴ ساعت نزد خود نگاه داشته اند. وى در اين باره گفت: آنها مرا به منطقه مهرشهر كرج بردند و پس از سرقت طلا جات و تلفن همراهم در حاليكه ۲۴ ساعت در داخل خودروشان اسير بودم، كنار بزرگراهى پياده كردند.
|
|
|
|
|
ماجراى آدم ربايى ۲۳۰ ميليون تومانى در بابلسر
آدم ربايان با طرح نقشه ربودن مرد ثروتمندى در «بابلسر» و تهديد گروگان به مرگ، ۲۳۸ ميليون تومان وجه نقد و چك وى را به سرقت بردند. به گزارش ايسنا، در اين حادثه كه در شهرستان بابلسر رخ داد، چهار تن از سرنشينان يك دستگاه پرايد پلاك شخصى با عناوين و احكام جعلى و ايجاد وحشت در صاحبخانه مبنى بر مشكوك بودن وى به شراكت در تجارت مواد مخدر در حالى وارد منزلش شدند كه تنها بود و با تهديد اسلحه اقدام به ربودن وى كردند. بر اساس اين گزارش، آدم ربايان پس از سرقت خودرو زانتياى گروگان، وى را در منطقه خلوتى رها كردند آنان همچنين مبلغ ۸۰ ميليون ريال وجه نقد به همراه يك فقره چك ۲ ميليارد و ۳۰۰ ميليون ريالى را به سرقت بردند.
|
|
|
|
|
پس از يك سانحه مرگبار
سارينا كوچولو ۷ روز در كما
|
|
|
>دعا براى زندگى سارينا كوچولو سارينا كوچولو چادرش را برداشت تا به همراه مادر و مادر بزرگش به يك مهمانى برود. مادر مى گفت نيم ساعت ديگر بر مى گرديم اما غافل از اينكه حادثه همين نزديكى ها كمين كرده بود. هوا تاريك شده بود. شايد هم به همين خاطر بود كه راننده سوارى ديد نداشت و ناگهان... ترمز زدن هيچ فايده اى نداشت. شدت تصادف به حدى بود كه مادر سارينا كوچولو در دم تمام كرد. مادر بزرگ هم حتى به بيمارستان نرسيد اما سارينا كوچولو اكنون در كمااست. او هيچ چيز نمى داند و پزشكان در تلاشند تا او زنده بماند. پدر، همسفر زندگى اش را به دستان خاك سپرد. حالا همه دعا مى كنند سارينا كوچولو به يادگار از مادر بماند. سارينا يك خواهر ۵ ماهه دارد كه او نبايد تنها بماند. سارينا كوچولو بايد بماند تا «ساينا» بوى مادر را بفهمد. *** بنا به اين گزارش، ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه روز يكشنبه ۲۷ آذرماه بود كه زنى به همراه دختر و نوه هاى خرد سالش وقتى مى خواست با پشت سر گذاشتن جاده اى فرعى براى رفتن به آن سوى اتوبان در نزديكى صالح آباد حوالى بهشت زهرا از پل هوايى استفاده كند در سانحه مرگبارى گرفتار شد. زن ۵۰ ساله به نام «معصومه حسينى» به همراه دختر ۲۵ ساله اش به نام «ثريا اصغرى» در تاريكى با خودروى پيكانى برخورد كردند و از پاى در آمدند، دختر ۶ ساله اى به نام «سارينا» كه مادرش او را براى نجات از سانحه هل داده بود با اصابت سرش به جدول، به حالت كما، فرو رفت. «سارينا» كوچولو در بخش مراقبت هاى ويژه بيمارستان رسول اكرم «ص» تحت درمان است و با وجود گذشت يك هفته هنوز به هوش نيامده است.
|
|
|
|
|
متهم به قتل پس از صدور حكم اعدام، نقش خود را در جنايت انكار كرد
من فقط تماشاچى بودم
|
|
|
گروه حوادث: دخترى كه بخاطر ازدواج با پسر مورد علاقه اش در توطئه قتل دختر عموى پولدار پدرش شركت كرده است براى ابهام زدايى از جزئيات جنايت، بار ديگر، محاكمه خواهد شد. وقتى قضات ديوانعالى كشور در تأييد حكم قصاص نفس _ اعدام- اين دختر كه در زمان وقوع قتل ۱۷ ساله بود، ترديد كردند و با ايراد گرفتن به بخشى از تحقيقات خواستار برطرف شدن نقص پرونده شدند قاضى جنايى دادگسترى رشت با بررسى هاى ويژه به ابهاماتى برخورد كرد كه با روشن شدن آن قاتل اصلى در اين جنايت شناخته خواهد شد. بنابه اين گزارش، ساعت ۲۰ و ۴۵ دقيقه شامگاه هفتم ديماه سال ۸۲ يكى از ساكنان ساختمانى وقتى زنگ آپارتمان اش را فشرد با لكه خونى روبرو شد كه روى در ورودى زنى تنها در همسايگى شان ديده مى شد. هنوز دقايقى نگذشته بود تيمى از مأموران پليس رشت با اعزام به خانه زن ۶۵ ساله اى به نام «مهين» خود را در برابر يك سرقت مرگبار از پيرزن پولدارى ديدند. پيكر بى جان «مهين» در پذيرايى افتاده بود و چگونگى قرار گرفتن آن و پاشيده شدن خون روى ديوار و فرش اتاق پذيرايى مشخص مى كرد كه وى با عاملان جنايت در گير شده است و با وارد آمدن ضربات شيئى سنگين به سر و چاقو به بدنش به قتل رسيده است. كارآگاهان وقتى در تحقيقات خود پى بردند داماد قربانى در همان ساختمان زندگى مى كند وى را تحت بازجويى گرفتند و مشخص شد كه «مهين» از ۱۵ سال پيش با مرگ همسرش تنها شده است و بچه هايش در تهران و خارج از ايران زندگى مى كنند. در حاليكه تجسس هاى جنايى روشن ساخته بود كه پيرزن پولدار از سوى يك آشنا به قتل رسيده است و انگيزه عاملان اين جنايت فاميلى سرقت پول و جواهرات «مهين» بوده است، پسرى به نام «سعيد» نزد پسر عموى قربانى رفت و راز هولناكى را فاش كرد. راز او اين بود كه «دختر ۱۷ ساله وى به نام «دل آرا» به همراه پسر مورد علاقه اش به خانه پير زن رفته اند و براى تهيه پول ازدواج وى را به قتل رسانده اند. اين راز در حالى فاش مى شد كه هنوز هيچ ردپايى از عاملان قتل «مهين» در اختيار پليس رشت نبود. مرد هراسان كه راز دخترش را از زبان پسرى شنيده بود با صدايى لرزان با مأموران تماس گرفت و گفت كه دخترش در قتل دختر عموى وى دست داشته است و دو پسر ديگر نيز او را همراهى كرده اند.» با اين سرنخ، كارآگاهان خود را در يك قدمى افشاى راز اين جنايت ديدند و در حاليكه باسكوت «دل آرا» و پسر مورد علاقه اش به نام «امير» مواجه بودند، «سعيد» را تحت بازجويى قرار دادند. اين پسر كه هيچ دخالتى در قتل «مهين» نداشت به تيم تحقيق گفت: «ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه بود كه «دل آرا» به درخانه ما آمد، او وحشت زده بود، وقتى گفت دست به قتل زده اند و به كمك من نياز دارد، باور نكردم، مى دانستم «دل آرا» دخترى با روحيه حساس است، او خواست سركوچه نزدش بروم و گفت كه «امير» نيز همراهش است». وى افزود: «خيلى جدى نگرفتم و براى رفتن به سركوچه عجله نكردم ولى «دل آرا» براى دومين بار سراغم آمد و خواست عجله كنم!، وقتى نزد او و «امير» رفتم، ادعا كرد كه دختر عموى پدرش را كشته اند و بخاطر اينكه در وضعيت عادى نبود كيفش را در آنجا جا گذاشته است. وقتى خواست به خانه «مهين» بروم و كيفش را به او برگردانم تأكيد كرد تا از مرگ پيرزن مطمئن شوم، پذيرفتم و با راهنمايى «دل آرا» به خانه «مهين» رفتم، با ديدن جسد، كيف «دل آرا» را به او برگرداندم، آن دو بيرون از محل جنايت داخل خودروى كرايه اى نشسته بودند، اصرار كردم به خانواده اش اطلاع بدهد، نپذيرفت، ابتدا به پارك رفتيم، شنيدم كه با چاقو و چوب بيسبال كه داخل كوله پشتى شان است اين جنايت را انجام داده اند، «دل آرا» را راضى كردم به خانه اشان برود، خودم نيز نزد پدرش رفتم و ماجراى قتل را به او خبر دادم.» > اعتراف به جنايت «دل آرا» وقتى شنيد راز شومش افشا شده است در برابر تيم تحقيق و در حاليكه ادعا مى كرد حالش خيلى بد است و بخاطر قرص هايى كه همدستش «امير» قبل و بعد از جنايت با زور به او خورانده است حالتى عادى ندارد گفت: از دو ماه پيش با «امير» آشنا شدم، ما يكديگر را خيلى دوست داشتيم و خيلى زود قرار ازدواج گذاشتيم. از آنجا كه پدر و مادر «امير» رابطه خوبى با او نداشتند پولى براى ازدواج با من نداشت. تصميم گرفتيم به سرقت از يك طلافروشى دست بزنيم سپس با يكديگر عروسى كنيم و از رشت برويم.» وى افزود: «از سرقت طلافروشى منصرف شديم و قرار شدبه خانه «مهين» برويم و فقط سرقت كنيم. اصلاً نقشه اى براى قتل نداشتيم، مى دانستم دختر عموى پدرم تنها زندگى مى كند، با اصرار «امير» ساعت ۱۸ غروب بود كه به آنجا رفتيم، من روى زمين و روبروى صندلى اى نشسته بودم كه «مهين» روى آن بود با هم حرف مى زديم كه «امير» از پشت سر با چوب بيسبالى كه همراهش بود ضربه اى به سر و صورت و كمر مقتول زد، وحشت كرده بودم «امير» چون مى دانست دستپاچه مى شوم از قبل قرص هايى به من خورانده بود كه ترس و اضطرابم از بين برود و من كاملاً گيج بودم، وقتى خواست چاقويى از آشپزخانه بياورم اين كار را كردم و با تحريك «امير» ضرباتى با چاقو به «مهين» زدم.» «دل آرا» گفت: وقتى «مهين» بى جان روى زمين افتاد، «امير» گاو صندوق را باز كرد و هر چه در آن بود داخل كوله پشتى ريخت، دست هايش را شست و خواست از خانه خارج شويم، اصلاً در حالت عادى نبودم حتى يادم رفت كيفم را بردارم، وقتى دقايقى از فرار مان گذشته بود، به ياد كيفم افتادم اما امير با بى تفاوتى نپذيرفت آن را برگرداند و گفت كه نبايستى به محل قتل برگرديم، بناچار از «سعيد» خواستم چنين كارى بكند.» روز ۸ ديماه سال ۸۲ وقتى «دل آرا» و «امير» روبروى قاضى شعبه دهم دادگاه عمومى رشت قرار گرفتند اين دختر نوجوان ادعاى دو پهلويى كرد كه هيچ كس آن را جدى نگرفت، «دل آرا» به قاضى گفت: «امير با چوب به سر «مهين» زد و دهانش را بادست گرفت، نمى دانم من چند ضربه چاقو به مقتول زده ام، در حالت خودم نبود، امير خواست چاقو بياورم، شايد او هم چند ضربه با چاقو زده باشد، آمادگى اى براى قتل نداشتم تنها قرار بود سرقت كنيم.» در برابر اين ادعاى «دل آرا»، پسر مورد علاقه اش قاطعانه او را محكوم كرد و گفت: «من ضربه چوبى به سر مقتول زدم بعد دهانش را گرفتم كه داد و فرياد نكند از ضربات چاقو نيز اطلاعى ندارم.» وقتى متخصصان پزشكى قانونى با معاينه جسد پيرزن با اشاره به ضربات شيئى سنگين به سر و پس سر اعلام كردند كه علت مرگ بريدگى هايى از شيئى نوك تيز در قفسه سينه، شكم و ۶ بريدگى در ناحيه كمر است «دل آرا» عامل اصلى جنايت شناخته شد و اين در حالى بود كه بريدگى هاى ناحيه كمر با توجه به ادعاهاى «دل آرا» و «امير» نمى توانست از سوى دختر نوجوان بوده باشد و نشان مى داد «امير» نيز چاقويى در اختيار داشت چرا كه هر دو ادعا داشتند «دل آرا» روبروى مقتول و «امير» پشت سر او بود. > من قاتل نيستم «دل آرا» مدت كوتاهى بعد از زندانى شدن و در حاليكه در انتظار محاكمه بود نامه اى به قاضى پرونده نوشت و خود را بى گناه معرفى كرد و گفت: «من بخاطر علاقه اى كه به «امير» داشتم و با وعده و وعيدهاى او همه جزئيات قتل را به گردن گرفته ام و هيچ يك از اظهاراتم را قبول ندارم. اين دختر ۱۷ ساله ادعا كرد: «امير» و «سعيد» به من گفته بودند چون ۱۷ ساله ام به قصاص محكوم نخواهم شد، «امير،گفته بود اگر همه قتل را به گردن بگيرم او مى تواند من را آزاد كند حتى به اين بهانه كه اگر قتل را هيچ كدام به گردن نگيريم تحت فشار مجبوريم اعتراف كنيم و چون طاقت من كه دختر هستم كمتر است و سريع اعتراف خواهم كرد راضى ام كرد تا او را بى گناه جلوه دهم. روز قتل، «امير» من را اغفال كرد حتى چند سيلى به من زد، قرص هايى را با زور به خوردم داد هيچ اختيارى از خود نداشتم، پدر من از نظر مالى وضعيت بسيار خوبى دارد، روحيه ام حساس و لطيف است و آن را از نقاشى هايى كه از ۱۰ سالگى كشيده ام مى توانيد درك كنيد، در حاليكه استاد نقاشى هستم «امير» با استفاده از عاطفه ام من را تحريك به همراه شدن در قتل و اعتراف به جنايت كرد، من اتهام قتل را نمى پذيرم و خودم را قاتل نمى دانم، «امير» از من خواست به جاى او اعتراف كنم. تحت تأثير قرص ها خام پسر مورد علاقه ام شده بودم. > دادگاه بدون وكيل روز ۱۶ آذرماه سال ،۸۳ در حاليكه وكيل «دل آرا» در جلسه محاكمه حاضر نبود، قاضى پرونده به جلسه رسيدگى با حضور اولياى دم، «امير و وكيل وى رسميت داد و «دل آرا» با وجود اينكه گفته بود بدون حضور وكيلش حرفى نخواهد زد، اين جلسه محاكمه صورت گرفت. در جلسه ديگرى كه روز ۲۱ بهمن ماه سال ۸۳ تشكيل شد، «دل آرا» گفت: «من تماشاچى قتل بودم»، «امير فريبم داد كه قتل را به گردن بگيرم، او مى دانست دوستش دارم با اين وجود براى همراهى اش در قتل پيش از اينكه خانه «مهين » برويم به من قرص هاى مخصوص خوراند و بعد از جنايت نيز وقتى قرار بود بازجويى شويم اين قرص ها را به من خوراند.» قاضى شعبه ۱۰ دادگسترى رشت بعد از محاكمه نهايى، «دل آرا» را به اتهام مباشرت در قتل ومشاركت در سرقت مجرم شناخت و او را به قصاص نفس _ اعدام _ محكوم كرد و «امير» نيز به اتهام معاونت در قتل و سرقت به تحمل ۱۰ سال زندان محكوم شد. > يك ايراد قضايى قضات شعبه ۳۳ ديوانعالى كشور، وقتى با اعتراض «دل آرا» به حكم، آن را مورد بررسى قرار دادند به ايرادى برخوردند كه قابل بررسى بود. آنان خواستار نظريه پزشكى قانونى در خصوص تأثيرات قرص هايى شدند كه «دل آرا» با تحريك «امير» قبل و بعد از جنايت خورده بود و اگر اين قرص ها باعث مى شد كه دختر نوجوان طبق ادعاهايش از حالت عادى خارج شود، اين بخش را نقص بزرگى از تحقيقات دانست. با اين درخواست، وقتى پرونده در اختيار شعبه دهم دادگسترى رشت قرار گرفت، اين بار با توجه به جايگزينى قاضى يارى به جاى قاضى محمدپور _ نخستين قاضى پرونده _ وى رسيدگى به پرونده اتهام «دل آرا» را بخاطر اينكه وى در زمان وقوع جنايت ۱۷ ساله بود، در صلاحيت دادگاه اطفال ديد. بدين ترتيب قاضى جاويد نيا رئيس شعبه ۱۰۷ دادگاه ويژه اطفال رشت مسؤول رسيدگى به اين پرونده شد و پس از مطالعه آن به ابهاماتى برخورد كه مى تواند مسير تحقيقات را بعد از دو سال تغيير دهد و قاتل اصلى را معرفى كند. بنابه گزارش خبرنگار جنايى ما، قاضى جاويد نيا در اين مرحله باوجود اينكه طبق خواسته قضات ديوانعالى مى توانست با گرفتن نظريه پزشكى قانونى پرونده را براى تصميم گيرى نهايى در اختيار آنان قرار دهد به اقدام قضايى تازه اى دست زد و تصميم گرفت با محاكمه دوباره «دل آرا» و «امير» ابهامات اعترافات روز هاى نخست را از بين ببرد.
|
|
|
|