شنبه ۳ دى ۱۳۸۴ -
Sat, Dec 24, 2005
فرهنگ و پايدارى
۳۳۴۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
انسيه شاه حسينى:
تازه هاى
ادب و پايدارى
241389.jpg
«دهانى پر از كلاغ» مجموعاً ۷ نمايشنامه را با موضوع سال هاى پايدارى در بر گرفته است. ناشر اين مجموعه (نشر پاليزان و صرير) در مقدمه اين كتاب آورده است: «بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاى دفاع مقدس، در پى چاپ چندين مجموعه از نمايشنامه هاى مربوط به دفاع مقدس كه از ميان دو هزار نمايشنامه نگارش شده وارسالى (توسط هنرمندان) انتخاب شده بود و در ميان جوانان، نوجوانان و هنرمندان نمايشى كشور، مورد اقبال بى نظير واقع شد، اين مجموعه را به حضور علاقمندان به فرهنگ و هنر دفاع مقدس تقديم مى دارد و اميدوار است كه اين اقدام، عرض ارادتى باشد به هنرمندان خوب ومتعهد كشورمان كه در زمان حاضر و آينده پى در پى تجلى نام حماسه سازان جاودان كشورمان مى باشند.»
نمايشنامه هايى همچون چهار خاطره از جنگ نوشته مسعود سميعى،دهانى پر از كلاغ نوشته جمشيد خانيان، با من مثل دريا نوشته محمدجواد كاسه ساز و خاك سبز نوشته سيدحسين فدايى حسين و ... در اين مجموعه آورده شده است.
اين كتاب ۲۱۶ صفحه است و با قيمت ۱۶۰۰ تومان در تابستان امسال در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
انسيه شاه حسينى:
درفيلم هاى دفاع مقدس
 شخصيت هاى واقعى كمترديده مى شود
241416.jpg
اشاره: انسيه شاه حسينى فعاليت حرفه اى خود را از سال ۶۵ آغاز كرده و در دوران ۸ ساله دفاع مقدس به عنوان خبرنگار در جبهه ها حضورى فعال داشته است. وى فارغ التحصيل رشته كارگردانى است.
مستندهاى «سالم سازى دريا»، «پزشكان بى مرز» و فيلم كوتاه داستانى «مجال» و همچنين فيلم بلند سينمايى «غروب شد بيا» از آثار او به شمار مى رود. شاه حسينى در دهمين جشنواره فيلم دفاع مقدس عضو هيأت انتخاب بخش قلم طلايى سينمايى بود به همين بهانه با وى گپ و گفتى داشته ايم كه مى خوانيد:
در دهمين جشنواره فيلم دفاع مقدس شاهد يك بخش ابتكارى تحت عنوان «قلم طلايى» بوديم اين حركت را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
در ابتدا بگويم كه اقدام مديران برگزارى جشنواره فيلم دفاع مقدس در بخش «قلم طلايى» قابل تقدير بود چرا كه براى اولين بار يك كار بنيادى و اصولى در اين حوزه شكل گرفت كه نشان از توجه و دقت نظر مسؤولين در اين رابطه مى داد.
در سالهاى گذشته به رشته هاى مختلفى اهميت داده مى شد اما امسال به صورت ويژه به فيلمنامه هايى توجه شد كه هنوز ساخته نشده بودند و اين حركت، ارزش قائل شدن براى پايه هاى بنيادين فيلم دفاع مقدس بود كه اميدوارم ادامه داشته باشد.
به عنوان يكى ازداوران اين بخش كيفيت فيلمنامه ها را چگونه ديديد؟
البته كميت آثار دراين بخش خيلى ما را اذيت كرد. به طورى كه خيلى ها يادداشت هاى خصوصى شان را هم براى جشنواره فرستاده بودند. اما على رغم اين مشكلات، فرصت محدود و انبوه مطالب رسيده، فيلمنامه هايى نيز بودند كه اگرچه نويسنده هايشان را نمى شناختيم و به نظر مى رسيد گمنام هستند اما جاذبه و توانايى شان در نوشتن به حدى بود كه ساعتها روح و روان ما را درگير مى كرد و ازسويى ديگر خستگى را از تن ما به در مى كرد.
شكل اجرايى جشنواره امسال را چگونه ديديد؟
امسال نسبت به سالهاى گذشته بهتر برگزارشد. درواقع منظم تر و آبرومندانه تر. اين مطلب را درنهايت انصاف مى گويم. چرا كه همه تلاش كردند و از هيچ فعاليتى دريغ نمى كردند. زمانهايى كه من از محل بررسى آثار قصد رفتن به منزل را داشتم فكرمى كردم شايد آخرين نفرى باشم كه اينجا را ترك مى كنم. اما با اينكه نيمه هاى شب بود. دور و برم را كه نگاه مى كردم مى ديدم همه مشغول كارند و بدون هيچ خستگى فعاليت مى كنند.
براى افزايش سطح كيفى فيلمنامه هاى دفاع مقدس چه موانعى را پيش روى نويسندگان اين عرصه مى بينيد؟
دو گروه نقش مهمى دارند يكى خود فيلمنامه نويس است كه بايد اطلاعات جامع و كاملى داشته باشد. اعم از سواد اين كار، فرهنگ، نوع نگاه به موضوع و غيره و ديگرى مسؤولانى كه خود را متولى اين كار مى دانند. نبايدرزمندگان وايثارگران راازباورهاى واقعى مردم دوركرد. خصوصاً نسل جديد و رو به رشد كه توقعات زيادى از جامعه كنونى براى يافتن الگوهاى گذشته نه چندان دور خود دارند. همه اين مسائل يك طرف و واقعيت سينماى ايران كه تلفيقى است از واقعيت و تخيل يك طرف. طبيعى است كه مخاطب گريزان مى شود الآن خيلى از آثار سينماى دفاع مقدس به دل نمى نشيند و يكى از دلايل عمده اين عدم مخاطب چيزى نيست جز همين غيرواقعى بودن شخصيتهاى آن در سينماى دفاع مقدس.
در حال حاضر مهمترين رسالت نويسندگان ما چيست؟
توجه به واقعيت ها و هويت اصيل رزمنده ها در دوران ۸ ساله دفاع مقدس كه متأسفانه در سينماى ما نيست.
يك نويسنده يا فيلمساز دفاع مقدس بايد بداند كه شرايط اجتماعى امروز با سالهاى دفاع مقدس فرق مى كند. آن زمان ما فقط لايه هاى سطحى و تبليغى جنگ را مى ديديم اما اكنون زمان پرداختن به لايه هاى درونى و واقعى جنگ است.
متأسفانه آدمهاى واقعى در فيلم هاى دفاع مقدس كمتر ديده مى شوند. به عنوان مثال يك رزمنده ممكن بود در آن سالها به خاطر يك كمپوت گيلاس با هم رزمش دعوا كند و... متأسفانه تاكنون رفتارها را كاملاً استريل نشان داده ايم و حالات اغراق آميز روى مين رفتن رزمندگان را طورى نشان داده ايم كه حالا ديگر جواب نمى دهد. به نظر من اكنون زمان آن رسيده كه زاويه ديدمان را كاملاً عوض كنيم.
در بخش نماهنگ چطور؟ آثار را در اين بخش چطور ديديد؟
من فكر مى كنم تنها مقوله اى كه ناشناس مانده است همين نماهنگ است. متأسفانه اغلب كسانى كه نماهنگ كار مى كنند فكر مى كنند بايد از طريق تصوير چيزى را ارائه دهند در صورتى كه تعريف نماهنگ اين نيست. يك نماهنگ خوب بايدبه تعبير برسد، يك چيزى نشان بدهد و موضوع ديگرى را به ما بفهماند. اكثر نماهنگ هايى كه به جشنواره ارسال شده بود قصه بودند از يك نقطه به نقطه ديگر و سپس يك نتيجه گيرى!
من صراحتاً مى گويم كه در اين حوزه هنوز خيلى بايد كار شود.
از آخرين فعاليت خودتان بگوييد؟
آخرين كار من فيلم سينمايى «شب به خير فرمانده!» است كه در مراحل تدوين و آماده سازى است كه اميدوارم زودتر به اتمام برسد.
و طبق معمول، صحبت آخر...
من براى قضاوت كردن درباره موضوعى ياد گرفته ام كه همه حواشى آن را در نظر بگيرم، از پشت صحنه جشنواره فيلم دفاع مقدس كاملاً با اطلاعم و مى دانم مسؤولان با چه مشكلات عديده اى روبرو بودند، در يك زمان كوتاه (دقيقه نود) مجبور شوى يك جشنواره برگزار كنى ديگر جايى براى گله و شكايت باقى نمى گذارد.
ادبيات دفاع مقدس، نقشه راهنما
241404.jpg
محمدقاسم فروغى جهرمى
در يكى از نشريات، حاشيه اى در مورد وضعيت ادبيات سال ۱۳۸۳ و جشنواره هايى كه در اين زمينه برگزار شده است، آمده بود: «منتقدين در بيانيه نهايى خود بايد به شكلى تحليلى ضعف هايى كه منجر به اين نتيجه _ عدم معرفى اثر برگزيده _ شده است به روشنى تبيين مى كردند تا كمكى به روند تكامل ادبيات داستانى از رونمايى آسيب ها و كمبودها صورت پذيرد.» نويسنده محترم در لابه لاى مطالب خود اشاره اى دارد كه جوانان نويسنده اغلب با منفك كردن آثار خود از مسائل و اعتقادهاى جامعه، به خلق اثرى مى پردازند و آن را در يك خلأ فرهنگى قرار مى دهند. يا اين نكته را اشاره مى كند كه سطحى نگرى نويسندگان از اين مسأله ناشى مى شود كه آنها اغلب بدون اطلاع از ماهيت و مؤلفه هاى چندصدايى، كارى را عرضه مى كنند يا كار به گونه اى نوشته شده كه به دليل افراط در زبان، كار به دشمن خود تبديل شده است و يا استفاده نامناسب از شيوه و سبك مورد نظر را اشاره دارد. حال اگر موارد فوق را جزو حداقل آسيب هاى حوزه اى به نام «ادبيات داستانى دفاع مقدس» قرار دهيم، چه مقدار از اين موارد را مى توان در اين چند مسأله اخير به عنوان آسيب شناخته و قلمداد كرد؟ اى كاش دوستان منتقد و دلسوز كه براى بالا رفتن توان و استعدادهاى موجود و خلق آثار ارزشى، فراگير و ادبى تلاش دارند، به بررسى و تحليل جامع در اين مقوله مى پرداختند تا بالاخره از رهگذر طرح انديشه ها و برداشت ها و تطبيق آن با نيازها و ضرورت ها، به يك جمع بندى راهبردى در اين مقوله دست مى يافتيم و با تأمل در تمام زوايا و جوانب فرهنگ و تمدن ايرانى _ اسلامى و بارز كردن هويت دوران دفاع مقدس، برخى دغدغه ها را به اطمينان تبديل مى كرديم تا ابهام در ترديد، جاى خود را به باورهاى كارساز و هويت بخش مى داد. اين «خلأ فرهنگى» كه در آثار داستانى ديده شده است، مسلماً ناشى از تجربه ها، برداشت ها، تعابير، مفهوم ها، اطلاع رسانى ها و ديگر مسائلى است كه ناگزير در حوزه زندگى و آزمون اين نويسندگان قرار گرفته است.
نويسنده اى كه جنگ و دفاع مقدس را تجربه كرده است، اگر اينك در اين مسير قرار گيرد، آيا نقص از نبودن چارچوب ارزشى و هويتى است يا برداشت ها و تجربه هاى شخصى؟! آنكه فرازهاى تعالى بخش را مى بيند و براى آرمان خود، هويت و جايگاه باورپذير انسانى و الهى قرار مى دهد، مسلماً هدف از زندگى و تلاش را براى رسيدن به كمال و فتح قله هاى ارزشى قرار داده و اگر آسيب ها و نارسايى هاى اجتماعى را ذكر مى كند، براى سياه و سفيد كردن و نشان دادن رفتارهاى انسان جايزالخطاست نه آنكه با عمده كردن نواقص، پيكره يك فرهنگ، تمدن و تاريخ را منكوب كند و بر سير حركت عمومى جامعه خود در دورانى كه دولت ها و صاحبان نفوذ شيطانى در جهان به فكر برترى و گسترده كردن رفتارهاى ضدفرهنگى خود هستند، خط بطلان بكشد و به نوعى از كرده خود پشيمان شود؛ البته ممكن است به زعم برخى، انگشت اشاره را به سمت و سوى بى هويتى و ندامت داشته باشد. به هر حال آنچه طبيعت و حقيقت كار است، نبايد در پرده هاى ابهام و ترديد قرار گيرد. حوزه ادبيات، حوزه انديشه و باورهاى انسانى است و لزوم تضارب و تقارب سليقه ها، برداشت ها، نوع تلقى ها و آرا را مى طلبد. نگرانى و تشويش از آن آنهايى است كه با جمله اى برمى آشوبند و با كلمه اى آرام مى شوند. نبايد حوصله را از دست داد. بايد حوزه تبادل نظر و انديشه را تقويت كرد. تجربه هاى ادبى نيز وقتى در حوزه فرهنگ قرار مى گيرند، قابل نقد و بررسى اجتماعى و فرهنگى مى شوند. كار به صرف ادبيت، يك نقشه معمولى و بدون شمال و جنوب است. بايد سمت و سوى نقشه، به راهنمايى تماشاگر آن بينجامد، نه در لابه لاى كوره راه ها و جاده ها سيكل بسته اى را براى تماشاگر تصوير كند. حال بايد به انديشه آنانى كه در اين وادى به تعهد قلم و بيان تكيه مى كنند، دل بست و آرمان جامعه خود را مد نظر قرار داد و قلم متعهد را حفظ و بر ارتقاى جايگاه آن تأكيد كرد. نه براى كلمه اى تخريب كنيم و نه براى جمله اى مدح نماييم، بلكه هر خشتى را در جاى خود قرار دهيم تا ديوار مستحكم بناى ما داراى شأن و اعتبار لازم شده و انگيزه ها و دغدغه ها نيز راه سازندگى و هويت بخش را در نظام الهى ما طى كنند. ان شاء الله.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |