|
فاز تبليغاتى مبارزه با تروريسم
پروژه غلبه بر افكار و قلوب
|
|
|
سرگه بارسقيان به موازات گسترش هژمونى ايالات متحده در صحنه مناسبات بين الملل، سطح مقبوليت اجتماعى آمريكا در حوزه هاى ناهمخوان و بعضاً نامتباين با گفتمان مرسلين آنگلوساكسونى آزادى سير نزولى يافت. شكل گيرى قطب بندى ارزشى خير و شر در دوره جنگ سرد، سرمايه دارى آمريكايى را در مقابل كمونيسم روسى قرار داد و بنيانهاى قضاوت يا برپايه تقبيح امپراتورى شيطان شرق سوسياليست استقرار يافت و يا بر شالوده مبارزه با سلطه اهريمنى غرب امپرياليست نباشد. كمربند سبز ضد كمونيستى، «سرزمين سرخ» را احاطه كرد و نبرد گفتمان ها، جنگ زرادخانه هاى هسته اى دو ابرقدرت را به حاشيه راند. طى آن سالها و در بطن هسته هاى تشكيل دهنده كمربند سبز - افغان هاى مجاهد و عرب هاى متحد با ايالات متحده - به تدريج بذرهاى ضديت با تمدن آمريكايى و هم پيمانانش كه در واژه «غرب» خلاصه مى شد، جوانه زد. تفكرات ضد آمريكايى در جهان عرب سالها قبل از شكل گيرى شبكه القاعده و ديگر گروه هاى مبارز، در دهه ۱۹۵۰ و با رشد گرايش هاى ناسيوناليسم عربى بروز و ظهور يافت و پيش از آن كه افراط گرايان به ظاهر اسلامى پيشقراول مبارزه با فرهنگ و تمدن آمريكايى شوند، سردمداران سوسياليست هاى عرب، هژمونى ايالات متحده را به چالش طلبيدند. به تبع آن، نگرانى از تهديد منافع آمريكا در خارج از مرزهاى اين كشور به ويژه منطقه خاورميانه به يك چالش جدى در حوزه سياست خارجى بدل شد، اما رخداد تروريستى ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ثابت كرد كه موج نارضاتى از سياست هاى واشنگتن تا پشت درهاى كاخ سفيد نيز رسيده و با شكل گيرى گروه هاى تروريستى، پيامدهاى تفكرات ضد آمريكايى بر امنيت ملى و اقتصاد داخلى اين كشور سايه افكنده است. پس از آن بود كه ريشه يابى تفكر آمريكا ستيزى در كشورهاى ديگر و به ويژه منطقه خاورميانه در دستور كار كاخ سفيد قرار گرفت و سياست نفرت زدايى از آمريكا جزو اولويت هاى دستگاه ديپلماسى واشنگتن گنجانده شد. كميسيون تحقيق ۱۱ سپتامبر منتخب كنگره آمريكا در گزارش نهايى خود به اين نتيجه رسيد كه «اگر ايالات متحده در توجيه و تبيين سياست هاى خود در كشورهاى اسلامى كوتاهى و كم كارى كند، اين وظيفه را گروههاى افراطى به جاى آمريكا برعهده خواهند گرفت». «رابرت ساتلف» مدير انستيتوى خاورميانه در آمريكا در كتاب «نبرد گفتمان ها در مبارزه عليه تروريسم»، اعراب را به سه دسته تقسيم كرده است: بخش كم شمار، اما پرتوان و با نفوذ، آشكارا علم مبارزه با آمريكا را برافراشته است و جنبش ضد آمريكايى را در خاورميانه رهبرى مى كنند. گروه هاى افراطى و سازمان هاى تروريستى گوناگون در اين دسته قرار مى گيرند. خصلت متصلب تفكرات اين گروه ها هرگونه سرمايه گذارى در جهت سياست هاى تبليغاتى به سود واشنگتن براى اصلاح بنيانهاى گرايش هاى ضدآمريكايى آنها را بى اثر كند. دسته دوم را حاميان اصلاحات درونزاد در جهان عرب تشكيل مى دهند، با اين ويژگى كه برخى سياست هاى ايالات متحده جايگاه و همچنين قدرت نفوذ آنها را تنزل مى دهد و موجب ناخرسندى اين بخش از برخى رويكردهاى واشنگتن مى شود. احتمال ضعيف وقوع تحولات بنيادين در اصول سياست خارجى ايالات متحده، ساتلف را بر آن داشت تا براى حفظ گرايش هاى آمريكوفيلى (آمريكا دوستانه) اين بخش از اعراب راهكار تغذيه فكرى و اطلاعاتى آنان از سوى واشنگتن و به نفع بهبود وجهه آمريكا را پيشنهاد دهند. بخش قابل توجهى از جمعيت اعراب نيز با مشكلات معيشتى گوناگون دست و پنجه نرم مى كنند و گسترش فقر و جنگ نان براى آنان در درجه نخست اهميت قرار دارد. به اين علت، تمام انرژى خود را مصروف تلاش براى بقا مى كنند. سياست ايالات متحده در قبال اين بخش از جهان عرب، توسعه برنامه هاى فقرزدايى و تقويت نهادهاى اقتصادى براى جذب آنان در فرايند مشاركت سياسى است. با اين وجود، مخدوش بودن چهره واشنگتن به سود گروه هاى تروريستى و افراطى ضدآمريكايى خواهد بود و گفتمان غالب در جهان عرب را به سمت تهديد منافع واشنگتن در اقصى نقاط جهان و حتى داخل خاك اين كشور سوق خواهد داد. از اين رو، ايالات متحده آمريكا پس از رخداد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به موازات مبارزه نظامى عليه تروريسم - جنگ افغانستان و عراق - مقابله فكرى - فرهنگى با بنيانهاى تفكرات ضد آمريكايى را به مرحله اجرا درآورد و رويكرد نرم افزارانه جنگ عليه تروريسم با ابزار موسيقى و خبر و با هدف بمباران افكار و قلب هاى جهان عرب در حال تحقيق و تحقق است. شكست استراتژى گفت وگو «دونالد رامسفلد» وزير دفاع ايالات متحده در مصاحبه اى با بى.بى.سى گفت: كشورش بايد براى توضيح سياست هاى خود به بقيه جهان بهتر عمل كند. وى معتقد است آمريكا در ارتباطات و تبيين سياست هاى عمومى اش به نحو بارزى غيرماهرانه عمل مى كند. «كالين پاول» وزير امور خارجه سابق آمريكا در ژوئن سال جارى ميلادى اذعان كرد: وجهه آمريكا در خارج از كشور بسيار بد شده است و دولت بايد تلاش بيشترى براى فهم درست اقدامات خود انجام دهد. به باور پاول، آمريكا براى فهماندن ارزش هايش به جهانيان با مشكلات بزرگى مواجه است؛ چرا كه موجى از نارضايتى در جهان اسلام عليه آمريكا وجود دارد و بوش از اين مسأله مطلع است. رئيس سابق دستگاه ديپلماسى آمريكا، ۳ مسأله تأمين ثبات افغانستان، پايان ناآرامى ها در عراق و تضمين دستيابى به توافقنامه عادلانه از سوى فلسطينى ها را عاملى در راستاى كسب حمايت واشنگتن در جهان اسلام دانست. و همچنين وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون) با انتشار گزارشى در نوامبر ۲۰۰۴ اعلام كرد: آمريكا نتوانسته است به جهان اسلام درباره اقدامات نظامى و ديپلماتيك اش به درستى و به اندازه كافى توضيح دهد. در اين گزارش كه توسط دفتر هيأت علوم دفاعى پنتاگون تدوين شده، آمده است: تصور منفى آمريكا در تفكر جهانى و توان ضعيفش در متقاعد كردن جهانيان در نتيجه فاكتورهايى از قبيل ناتوانى در اجراى استراتژى گفت وگو است. به اعتقاد نويسندگان گزارش مزبور، اگر آمريكا واقعاً مى خواهد كه جهان اسلام و به ويژه جهان عرب به سوى «مدرنيزه شدن» و «تحمل» حركت كند، بايد به مسلمانان اطمينان دهد كه اين امر به معنى تسليم شدن اجبارى آنها به شيوه هاى آمريكايى نيست. در اين گزارش تصريح شده است: مسلمانان از آزادى هاى ما منزجر نيستند، از سياست هاى ما متنفرند. اكثر مخالفت ها با حمايت هاى يك جانبه از اسرائيل و مخالفت با حقوق فلسطينيان و حمايت درازمدت وحتى فزاينده از آنچه كه به عقيده مسلمانان استبداد است، به خصوص در مصر، عربستان سعودى، اردن، پاكستان و كشورهاى حوزه خليج فارس شكل گرفته است. گزارش پنتاگون مى افزايد: مبارزه تبليغاتى يا آن گونه كه گفته مى شود، جنگ افكار يا تلاش براى جلب افكار و قلب ها، مهم ترين بخش در هر جنگى است اما براى جنگ جهانى آمريكا با تروريسم از اهميت بيشترى برخوردار است. در اين جنگ به دليل اهداف بزرگتر آمريكا، هدف ضرورى جدا كردن مسلمانان غير متخاصم از شبه نظاميان تندرو يا جهاديون است، اما آمريكا نه تنها در اين زمينه شكست خورده بلكه نتايج معكوسى به بار آمده است. دولت آمريكا نتوانسته است استراتژى ارتباطات دوران جنگ سرد را براى مقابله با افراطى گرى تطبيق دهد. گزارش پنتاگون مبنى بر ناتوانى كاخ سفيد در اجراى استراتژى گفت وگو، مؤيد تلاش هاى ناموفق صورت گرفته پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و بيانگر بهره گيرى از شيوه هاى نوين تصويرسازى و نفرت زدايى از ايالات متحده آمريكا است. سفر ۵ روزه فرستاده ويژه واشنگتن به خاورميانه در ژانويه ۲۰۰۵ براى بهبود وجهه آمريكا در خارج از اين كشور تلاشى در اين راستا تلقى مى شود. هرچند، نتايج سفر مهر تأييدى بود بر ناكارآمدى استراتژى جنگ افكار از سوى ايالات متحده. «كارن هيوز» پس از بازگشت از خاورميانه گفت: انتظار ندارد نگاه به آمريكا يك شبه تغيير كند و وظيفه وى در بهبود وجهه آمريكا يك «چالش» محسوب مى شود. هيوز كه طى اين سفر از مصر، عربستان و تركيه بازديد كرد، هدف از ديدارهاى خود را باز كردن باب گفت وگو عنوان كرد و از آن پس، وظيفه ارائه راهكارهايى براى بهبود وجهه آمريكا را برعهده گرفت. همزمان با ابراز نگرانى مقامات كاخ سفيد از تنزل مقبوليت آمريكا در جهان عرب روزنامه هاى اين كشور و منتقدين دولت بوش با انتشار گزارش هاى مختلفى دولت را مسؤول وضعيت به وجود آمده و عامل گسترش موج نارضايتى ها از آمريكا معرفى كردند. واشنگتن پست در سپتامبر ۲۰۰۵ در گزارشى نوشت: وجهه آمريكا در جهان از آنچه كه هم اكنون هست، بدتر نخواهد شد! اين روزنامه آمريكايى با استناد به آنچه گزارش هاى ارسالى كميته هاى دولتى برخى از كشورهاى عربى به وزارت امور خارجه آمريكا خواند، اعلام كرد: بسيارى از مردم كشورهاى عربى همچون مصر، مراكش و عربستان، جورج بوش را خطرناك تر از اسامه بن لادن رهبر تشكيلات القاعده مى دانند. در گزارش واشنگتن پست آمده است: خشم و اعتراض اعراب نسبت به سياست ها و اقدامات آمريكا در خاورميانه بسيار زياد بوده و همچنان روبه افزايش است. همچنين گزارش جديد كميته تحقيق ۱۱ سپتامبر كه در نوامبر سال جارى منتشر شد، برخورد دولت بوش با مظنونان حملات تروريستى را عامل خراب شدن وجهه آمريكا در جهان خواند و رفتار نادرست نيروهاى آمريكايى با زندانيان ابوغريب و گوانتانامور را موجب تزلزل جايگاه ايالات متحده در جهان دانست. پاپ و خبر عليه تروريسم نگرانى ها از گسترش تفكرات ضدآمريكايى بالاخص در منطقه خاورميانه و نيز ورود جنگ عليه تروريسم به فاز فكرى _ فرهنگى موجب شد تاكاخ سفيد با سرمايه گذارى در حوزه تبليغاتى تلاش وسيعى براى انزواى افكار افراطى و ارتقاى رفتار تعامل جويانه با ايالات متحده را سامان دهد. ۶ ماه پس از رخداد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در ساختار و مديريت راديوى دولتى آمريكا (راديو صداى آمريكا: Voice of American) تغييرات وسيعى به وجود آمد. راديوى عرب زبان «صداها» به كار خود پايان داد و به جاى آن دو راديو به نامهاى (راديو سوا: Radio Sava) و Eastern Radio (شبكه راديويى شرق: Network) وارد جهان رسانه اى شد. راديو «سوا» (در عربى به معناى با هم بودن) با بودجه سالانه ۳۵ ميليون دلار، اولويت برنامه هاى خود رادر جذب جوانان قرار داد. ارسال امواج «اف ام» و ماهواره اى اين راديو از استاديوهاى مستقر در واشنگتن و دوبى (امارات متحده عربى) صورت مى گيرد و از نمايندگى هاى مستقر در كليه كشورهاى خاورميانه تغذيه مى شود. برنامه هاى راديو سوا متشكل از آهنگهاى غربى و عربى و بخش هاى كوتاه خبرى است و بر طبق پيش بينى هاى اوليه، شنوندگان اين راديو حدود ۵۱ درصد از جوانان عرب منطقه خواهند بود . (اين در حالى است كه حجم شنوندگان صداى آمريكا بسيار پايين تر از رقم فوق است). روزنامه واشنگتن پست با انتشار گزارشى در اكتبر ۲۰۰۴ درباره راديو سوا نوشت: براساس پيش نويس گزارشى كه از سوى بازرس كل وزارت امور خارجه آمريكا تهيه شده، راديو سوا در كشورهاى مهم خاورميانه به آن اندازه كه موفق شده مخاطبان را به شنيدن موسيقى جلب كند، در تأثيرگذارى بر اذهان مخاطبان ناموفق بوده است. در اين گزارش آمده است: اخبار و برنامه هاى اطلاع رسانى تنها ۲۵ درصد از كل برنامه هاى راديو سوا را تشكيل مى دهد و از اين رو، ظاهراً مقامات واشنگتن تمايلى براى استفاده از آن به عنوان ابزارى در جهت ديپلماسى عمومى ازخود نشان نمى دهند. همچنين راديو سوا به طور كامل نمى تواند با منشور راديو صداى آمريكا در راستاى ارائه سياست هاى ايالات متحده برابرى كند. به علاوه، در برنامه هاى اين راديو فقدان كنترل كيفى منسجم مشاهده شده است. همزمان با انتشار گزارش روزنامه واشنگتن پست وزارت امور خارجه آمريكا اقرار كرد راديو سوا در انجام مأموريت هاى محوله به ويژه تلاش براى بهبود چهره اين كشور در خاورميانه و جلب افكار عمومى اين منطقه شكست خورده است. در فوريه ،۲۰۰۴ شبكه تلويزيونى «الحره» (آزاد) به جمع رسانه هاى ايجاد شده توسط كاخ سفيد پيوست كه ۲۲ كشور خاورميانه و آفريقاى شمالى را تحت پوشش قرار مى دهد. برنامه هاى اين شبكه كه در واشنگتن تهيه مى شود، مباحثى چون ورزش، موسيقى و سرگرمى را دربرمى گيرد و شبكه اى بدون پيام هاى بازرگانى و تبليغات سودآور است. بودجه سالانه شبكه الحره ۶۲ ميليون دلار است و پس از تأسيس راديو صداى آمريكا در سال ۱۹۴۲ جزو پروژه هاى عظيم و پرهزينه رسانه اى تلقى مى شود. برپايه گزارش هفته نامه بريتانيايى «ساندى تايمز» ۲۰درصد جمعيت اردن، كويت، لبنان، مراكش و سودان كه امكانات دريافت شبكه هاى عربى را دارند جزو بينندگان دائمى اين شبكه هستند. اين در حالى است كه خبرگزارى رويترز رقم بينندگان دائمى الحره را ۲۵درصد عنوان مى كند. روزانه ۲۱/۳ ميليون نفر به تماشاى برنامه هاى الحره مى نشينند و شبكه هاى عربى الجزيره و العربيه دو رقيب سرسخت الحره هستند. از اهداف اين شبكه كه با حمايت و نظارت كنگره آمريكا راه اندازى شده است، تلاش براى بهبود چهره آمريكا و جلوگيرى از نفوذ شبكه هاى ماهواره اى الجزيره و العربيه اعلام شد. «موفق حرب» مديركل شبكه ماهواره اى الحره در گفت وگو با روزنامه «الشرق الاوسط» اظهار داشت كه اين شبكه از طريق دو خط ماهواره اى «عرب ست» و «نايل ست» از ساعت پنج به وقت قاهره آغاز مى شود. به گفته حرب، برنامه هاى اين شبكه شامل گفت وگو، برنامه هاى سياسى، فرهنگى، هنرى، اخبار ورزشى و اخبار مربوط به زنان و كودكان و فيلمهاى مستند تاريخى است. كارمندان اين شبكه، كارشناسان رسانه هاى عربى مقيم آمريكا هستند و گويندگان بخش خبرى از كشورهاى مصر، سودان، لبنان و قطر انتخاب شده اند و در مجموع، ۲۰۰ كارمند در اين شبكه فعاليت مى كنند. جورج بوش، رئيس جمهورى آمريكا، هدف از تأسيس اين شبكه را مقابله با امواج تبليغات ضدآمريكايى كه فضاى جهان اسلام را پر كرده است، دانست. از اولين برنامه هايى هم كه از الحره پخش شد، مصاحبه اى با بوش بود كه رئيس جمهورى آمريكا در آن به تشريح برنامه هاى خود در ترويج آزادى و دموكراسى در خاورميانه پرداخت. در سال ،۲۰۰۳ راديوى فارسى زبان «فردا» براى جلب نسل جوان ايران آغاز به كار كرد. برنامه هاى راديو فردا شامل بخش هاى كوتاه خبرى و ترانه هاى فارسى و غربى است و از اين لحاظ با راديو عرب زبان سوا مشابهت هاى زيادى دارد. همان گونه كه راديو سوا جايگزين راديو «صداها» شد، راديو فردا هم جانشين راديو آزادى (اروپاى آزاد) شد. اين تحركات رسانه اى در راستاى سياست محاصره تبليغاتى ايران، پاكستان، افغانستان و ديگر كشورهاى تأثيرگذار منطقه خاورميانه از سوى ايالات متحده است. علاوه بر آن، بررسى پروژه هاى مطبوعاتى نيز در دستور كار كاخ سفيد قرار گرفته كه هدف آنها بهبود وجهه آمريكا نزد مسلمانان و تغذيه فكرى ـ خبرى آنها به منظور مقابله با تبليغات گروههاى ضدآمريكايى است. اين در حالى است كه براى مسلمانان كشورهاى جامعه مستقل مشترك المنافع (اتحاد شوروى سابق) هنوز هيچ برنامه مشخص و راهبرد رسانه اى مدونى تهيه نشده است. الحره عليه الجزيره وزارت امور خارجه آمريكا تنها مجرى سياست هاى بهبود وجهه ايالات متحده در سطح جهان نيست، بلكه پنتاگون هم با پيگيرى برنامه هاى رسانه اى مشابهى مسؤول اطلاع رسانى هدايت شده در خصوص اقدامات نظامى واشنگتن بويژه در منطقه خاورميانه و جريان سازى فكرى به نفع كاخ سفيد است. پس از اشغال عراق، پنتاگون از طريق وزارت اطلاع رسانى دوره صدام حسين به انتشار اخبار و اطلاعاتى در باره دولت موقت پرداخت. همچنين روزنامه «الصباح» رامنتشر كرد و در نهايت، از سال ۲۰۰۳ شبكه هاى راديويى و تلويزيونى «العراقيه» كه از عراق پخش مى شود تأسيس شد. برنامه هاى شبكه العراقيه ۸۵ درصد جمعيت عراق را تحت پوشش قرار مى دهد، اما طبق آمار منتشر شده، اقبال عمومى به اين شبكه حدود ۴۰درصد است و شبكه هاى الجزيره و العربيه بينندگان بيشترى را جذب مى كنند. شبكه العراقيه از يكسو با هدف انزواى شبكه هاى الجزيره و العربيه و از ديگر سو براى خنثى كردن جهت گيرى هاى ضدآمريكايى اين دو شبكه تأسيس شد. وزير دفاع آمريكا بارها دو شبكه الجزيره و العربيه را متهم به همكارى با شورشيان عراق كرد. دونالد رامسفلد بر اين اعتقاد است كه مردم هميشه به ساقط كردن و پشت پا زدن به بزرگترين قدرت جهان علاقه دارند و شما نمى توانيد هر روز اخبار يكجانبه اى را كه غالباً درست هم نيستند، بشنويد و فكر نكنيد كه نمى شود اين كشور خوب باشد. به باور مقامات پنتاگون، الجزيره و العربيه ضمن همكارى با نيروهاى ضد ائتلاف به رهبرى آمريكا، در بين افكار عمومى اينگونه القا مى كنند كه نظاميان آمريكايى مستقر در عراق اشغالگرانى هستند كه به قصد استثمار اعراب به منطقه لشگركشى كرده اند. اينگونه اتهامات ، دوشبكه عرب زبان را به واكنش واداشت. «صالح قلاب» سخنگوى شبكه العربيه اعلام كرد:«آمريكا نبايد انتظار داشته باشد اين شبكه نيروهاى بيگانه مستقر در عراق را آزادى بخش بخواند، بلكه اين نيروها از ديدگاه العربيه اشغالگر محسوب مى شوند.» كشمكش بين پنتاگون و دو شبكه خبرى عرب زبان از نخستين ماههاى اشغال عراق آغاز گرديد و حتى در سپتامبر ۲۰۰۳ موجب شد كه شوراى مصوب دولت آمريكا در عراق اعلام كند فعاليت هاى خبرى اين دو كانال تلويزيونى رامحدود مى كند. به دستور «احمد چلبى» رئيس وقت شوراى حكومت انتقالى عراق ، تلويزيونهاى الجزيره و العربيه را به طور موقت از ورود به كنفرانس هاى مطبوعاتى كه در داخل ساختمانهاى دولتى انجام مى گيرد، ممنوع كردند. چلبى مدعى شد فعاليت هاى اين دو رسانه به پيشرفت خشونتهاى فرقه اى و نيز حمله عليه نيروهاى نظامى آمريكا كمك كرده است . محدود سازى شبكه الجزيره و اعمال فشار برآن بدين منظور صورت مى گيرد كه به اعتقاد پنتاگون،اين شبكه با مهارت خاصى پيام هاى تحريك آميزى عليه نيروهاى آمريكايى را بين اعراب منطقه انتقال مى دهد و يكى از عوامل تخريب وجهه واشنگتن درخاورميانه پخش برنامه هاى اين شبكه و به چالش كشيدن تحركات نظامى نيروهاى ائتلاف در عراق است. «ريچارد بوچر» سخنگوى وزارت دفاع در اين باره تصريح كرد: «گمان مى كنم ما از اهميت الجزيره در جهان اسلام به اندازه كافى آگاه هستيم و از اين رو، كوشيده ايم تا ديدگاه آمريكايى ها را در دسترس آنها قرار دهيم ، چرا كه به خوبى مى دانيم آنها رسانه بسيار مهمى هستند.» تحقيقات انجام شده توسط وزارت امور خارجه نشان مى دهد كه ۶۳ درصد از عراقى هايى كه به ماهواره دسترسى دارند، اخبار الجزيره و العربيه را ترجيح مى دهند و تنها ۱۲ درصد گفته اند كه فقط العربيه را مى بينند. درپى موفقيت الجزيره و العربيه در جذب مخاطبان عرب زبان، شبكه جهانى «بى بى سى» اعلام كرد در حال راه اندازى يك شبكه تلويزيونى ۲۴ ساعته شامل برنامه هاى خبرى و غيره به زبان عربى است. اين در حالى است كه طبق اعلام اين شبكه ، بى بى سى همچنان پرشنونده ترين برنامه راديويى در عراق است و پخش اين راديو روى موج اف ام در بغداد و ساير شهرهاى بزرگ باعث جلب هفته اى ۱/۸ ميليون شنونده شده است. تعداد مخاطبان برنامه هاى انگليسى زبان بى بى سى در جهان ۴۵ ميليون نفر تخمين زده مى شود. علاوه بر بى بى سى، راديو «مونت كارلو» هم مورد استقبال شنوندگان عرب زبان قرار گرفته است، اما راديو صداى آمريكا نفوذ كمى درخاورميانه دارد و فقط از دو درصد مخاطبين راديو بهره مند است. از پنتاگون تا هاليوود سياست رسانه اى جديد آمريكا، بخشى از تحصيلات روانى براى تحت تأثير قراردادن جمعيت مناطقى است كه هم اكنون نيروهاى آمريكايى در آن مستقرند و هدف از آن، همراه كردن افكار عمومى با سياست هاى واشنگتن و كاهش حمايت هاى اجتماعى از اقدامات نظامى عليه كشورهاى عربى منطقه است . بسيارى از تحليلگران براين باورند كه استراتژى تبليغاتى آمريكا در كشورهاى عربى، كارى سخت و دشوار است ، چرا كه واشنگتن سابقه همكارى با حكومت هايى را در كارنامه خود ثبت كرده است كه در جهان عرب از وجاهت و مشروعيت برخوردار نبودند و برخى رسوايى ها همچون واقعه زندان ابوغريب ، افكار عمومى را تحت الشعاع خود قرار مى دهد به جاى بهبود وجهه آمريكا، به تخريب هرچه بيشتر آن كمك مى كند. «سلامه نعمت» خبرنگار روزنامه «الحيات» در واشنگتن به وضعيت دوگانه فرهنگى در جهان عرب اشاره مى كند كه برخاسته از تمايلات حاكم بر اجتماع است. تمايل به موسيقى پاپ آمريكايى در كنار نفرت از سياست خارجى ايالات متحده، وجوه وضعيت دوگانه فرهنگى مورد اشاره است و از اين رو، پيش بينى مى كند شبكه هاى راديويى و تلويزيونى آمريكا توان جلب مخاطب در جهان عرب را خواهندداشت، اما قدرت تأثيرگذارى بر افكارعمومى را ندارند. درعين حال، «شيبلى تلهام» عضو ارشد مؤسسه تحقيقاتى «بروكينگز» تأكيدمى كند درصد حاميان سياست هاى ايالات متحده در كشورهاى عربى در نازل ترين سطح خويش و عمده مخالفان سياست هاى آمريكا در كشورهايى ساكن اند كه بيشترين كمك مالى واشنگتن به آنها اختصاص مى يابد. براساس نظرسنجى هاى به عمل آمده در جهان عرب كه توسط تلهام تفسير و منتشر شده است بخش عظيمى از اعراب اولويت نخست ديپلماسى درازمدت ايالات متحده را جنگ براى نفت، حمايت از اسرائيل و تضعيف تمدن اسلامى در منطقه مى دانند. آگاهى از رشد گرايش هاى ضدآمريكايى درجهان عرب به خصوص پس ازاعلام هويت عاملان واقعه ۱۱ سپتامبر موجب شد تا علاوه بر اعمال راهبرد گسترش رسانه هاى عرب زبان فرامرزى از سوى كاخ سفيد، از ظرفيت هاى موجود در داخل آمريكا براى توجيه سياست هاى ضدتروريستى واشنگتن نيز استفاده شود. دولت آمريكا دو ماه پس از رخداد ۱۱ سپتامبر كميته اى به نام «دفتر ارتباطات جهانى» تشكيل داد كه ۳۵ نفر از بزرگترين شخصيت هاى تبليغاتى، سياسى و كارشناسان امور خاورميانه در آن عضو هستند و رياست آن را يكى از مشاوران ارشد بوش برعهده دارد. وظيفه اين دفتر كه بودجه آن ۲۵۵ ميليون دلار ارزيابى مى شود، بهبود چهره آمريكا در جهان است. علاوه بر آن، هاليوود ساخت فيلم هايى با مضمون ضدتروريستى را در دستور كار خود قرارداد و كارگردانان، سناريست ها و بازيگران برجسته هاليوود براى تهيه فيلم هايى در راستاى پروژه مبارزه عليه تروريسم دعوت شدند. دولت آمريكا علاوه بر رسانه هاى ديدارى و شنيدارى، از رسانه هاى مكتوب نيز براى بهبود وجهه خود استفاده مى كند. وزارت دفاع آمريكا اخيراً اعلام كرد كه دولت اين كشور بودجه ۳۰۰ ميليون دلارى را براى تبليغات ازطريق ارسال پيام در مطبوعات خارجى اختصاص داده است. اين برنامه تبليغاتى شامل ارائه مقاله، آگهى و اطلاعيه به شبكه هاى تلويزيونى، راديويى، روزنامه ها و سايت هاى اينترنتى خارجى مى شود. اين درحالى است كه تحقيقات درباره كمك مالى به روزنامه هاى عراقى جهت درج مقالاتى به سود آمريكا درجريان است. درتحولى ديگر يك كميته مشاور درخصوص امور فرهنگى و ديپلماتيك ازسوى كنگره آمريكا در سال ۲۰۰۴ تأسيس شد كه با اتخاذ تدابير مختلف سعى در جلب حمايت مردم جهان از تفكرات و فرهنگ آمريكا كرده است.علاوه برآن، كارن هيوز معاون وزير امورخارجه آمريكا در ديپلماسى عمومى در بازگشت از سفر دوره اى خود به خاورميانه به منظور بهبود وجهه واشنگتن دراين منطقه، خواستار توسعه اعطاى بورسيه هاى «فول برايت» شد. اين بورسيه ها كه بسيار محبوب هستند، سال هاست كه از دانشجويانى كه در دانشگاههاى آمريكا مشغول تحصيل هستند حمايت مالى مى كند. وى همچنين براى تبادل برنامه ها از كنگره آمريكا خواستار يك بودجه ۷۰ ميليون دلارى شد. هيوز همچنين اميدوار است بتواند كمك شركت هاى خصوصى و افراد و شخصيت هاى محبوب و مشهور نظير ورزشكاران را جلب كند.درهرحال، بايد گفت كه مبارزه فرهنگى _ رسانه اى عليه تروريسم بسيار پيچيده تر و سنگين تر از مقابله نظامى با آن است و جنگ افكار يا غلبه بر افكار و قلوب مردم منطقه درچند جبهه درجريان بوده كه شاخص ترين آن نبود افراط گرايى سنتى مبتنى بر نفرت با آمريكاگرايى مدرن متكى بر مصلحت است. منابع: ۱- خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) ۲- خبرگزارى جمهورى اسلامى (ايرنا) ۳- washington Profile ۴- "Yerkir" Armenian weakly
|