|
آيا پرندگان از آسمان شهرگريخته اند؟
جست وجوى آخرين آشيانه ها
|
|
|
داوود پنهانى سهم آلودگى در تهران فراتر از حجم ريه هاى آدميان شده است. اين موضوع در تكرارى هزارباره آنچنان براى ساكنان شهر بزرگ عادى شده است كه در بدترين حالت نيز هيچ تلاشى از سوى ساكنان آن براى جلوگيرى از ورود سموم آلوده يا كاهش حجم اين آلودگى به ريه ها صورت نمى گيرد. بى توجهى دراين مورد تهران را در وضعيتى تراژيك قرار داده است. از مردمى كه اينچنين نسبت به سلامت و امنيت خود بى توجهند نمى توان انتظار داشت براى اتفاقات ديگرى كه در شهر رخ مى دهد اهميتى قائل شوند. اينكه روزگارى درختان بى شمار تهران را در برگرفته بود و امروز چندان خبرى از باغات پرميوه اين شهر و نهرهاى روان آن نيست، اينكه ساختمانها جاى آدميان را گرفته اند و تعداد اتومبيل ها از انسانها پيشى گرفته چندان مهم نيست. براى ساكنان ابرشهر آلوده، پرندگان شهر هم بخشى از خاطرات از ياد رفته اند. شايد از اين روست كه چندان تلاشى از سوى آنها براى بازگرداندن پرندگان به فضاى شهر صورت نمى گيرد. پرندگان به تعبير آن ترانه زيبا، به تماشاى آبها رفته اند و از يادها گريخته اند تا زندگى در تهران ماشينى به تلخ ترين موعد زمانى خود نزديك شود و تلخ شود و خاطرات آدمى از ديدار آخرين پرنده اى كه به شمال خود مى رفت و در راه از آسمان اين شهر مى گذشت به صدها سال پيش بازگردد. چنين است كه زمينه هشدار در خاكستــرى تريــن روزهاى پايتخت در ميان دود و دمه ترافيك كه چشم ، چشم را نمى بيند فراهم مى شود. هشدارى كه پرندگان بهانه آنند و آلودگى زمينه آن به گوش مى رسد و از زبان دكتر« منصور غياث الدين» متخصص بهداشت هوا و عضو كميته علمى همايش آلودگى هوا و اثرات آن بر سلامت، شنيده مى شود: «بيش از ۸۰درصد پرندگان با افزايش آلودگى هوا، تهران را ترك كرده اند و پرندگان مهاجر بويژه گنجشك ها ديگر وارد تهران نمى شوند.»وى در ادامه اين گفته، مى افزايد:«در هيچ دوره اى از تاريخ تهران، شمار پرندگان موجود در شهر به اين اندازه كم نبوده و تنها پرندگان شامل گونه هاى مقاومى مثل كلاغ و ياكريم است.» به اعتقاد وى آلودگى هوا و سروصدا دوعامل اصلى كاهش پرندگان بومى در تهران بوده اند. شهر در تقدير تاريخى ما، آن قسمت از توسعه اى را هدف قرار داده كه به هيچ چيز و هيچ كس رحم نمى كند. بى رحمى پنهان در ابعاد اين توسعه ناموزون چونان شبحى ناپيدا از در و ديوار بالا مى رود و زمين و آسمان را در بر مى گيرد. آبها را آلوده مى كند، چشمه ها را از جريان باز مى دارد و درختان را فداى هوس هاى خود مى كند. در يك كلام، پول به معيار اخلاقى مسلط تبديل مى شود تا انسانيت آدمها را تحت تأثير جاذبه خويش فريب دهد. پس طبيعى است اگر پرندگان هم از شهرها كوچ كنند و آسمان شهر سهم آواز آنها را براى هميشه ناديده بگيرد. با اين حال بررسى هر موضوعى كه مرتبط با شهر و الزامات زندگى نوين آن باشد، نيازمند مطالعات دقيق تر، جزئى تر و علمى ترى است . مطالعاتى كه با انجام آن علاوه به دست يافتن به شناخت درستى از ابعاد هر پديده، قادر خواهيم بود كه براى پيشگيرى و رفع مشكلات موجود با اتكا به نتايج آنها فعاليت هاى دقيق ترى هم انجام دهيم. «سام خسروى فرد» كارشناس محيط زيست از اين منظر به موضوع نگاه كرده و آنگاه در تحليل صحبت هاى دكتر «غياث الدين » به نكاتى متفاوت اشاره كرده و مى گويد: «به عقيده من اين حدس كه ۸۰ درصد پرندگان از تهران رفته اند نمى تواند خيلى مبناى علمى دقيقى داشته باشد. چرا؟ چون هيچ وقت به طور سيستماتيك روى اين پرنده ها كار نشده است. ما آمار دقيقى از تراكم و تعدادشان نداشته ايم. اگر براساس مشاهدات به چنين كار و چنين تحليلى دست يافته ايم من مى توانم اين حدس را هم بزنم كه ممكن است كمتر شدن تعداد پرندگان به علت سرماى هوا هم باشد.» وى ادامه مى دهد: «هواى تهران آلوده است ، بله، ممكن است كه تعداد پرندگان هم به همين دليل كم شده باشد. اين نكته امكان دارد كه درست باشد اما قطعيتى در اين گفته نيست. ما براى انجام اين كارها و رسيدن به تحليل درست در زمينه مسائل زيست محيطى نيازمند توجه به شاخص هاى زيستى هستيم. مثلاً وجود ماهى قزل آلا در هر رودخانه اى شاخص آب پاك است. يعنى اينكه وقتى در يك رودخانه ماهى قزل آلا وجود داشته باشد مى توان آن آب را خورد و نوشيد. چون اين ماهى به شدت به آلودگى حساس است ، حتى اگر آن آب يك خورده گرم يا سرد شود براى سلامتى اين گونه ماهى زيان آور است.» اين كارشناس محيط زيست مى افزايد: «براى هوا هم نمى توان كلاغ و گنجشك را به عنوان شاخص درنظر گرفت. چون اين نوع پرنده ها با زندگى در جوامع انسانى سازش پيدا كرده اند. اگر قرار است ما شاخص زيستى براى پرندگان انتخاب كنيم ، شايد بهترين مثال آن پرستو باشد. چون اين پرنده در هواى پاك زياد پيدا مى شود. علتش هم اين است كه از حشراتى تغذيه مى كند كه فقط در هواى پاك يافت مى شوند.» وى با اشاره به صحبت هايى كه در زمينه رفتن پرندگان از تهران ايراد شده مى گويد: «برخى كارشناسان براى اينكه عمق فاجعه زيست محيطى در شهر تهران را نشان دهند مى آيند و مى گويند كه مثلاًكلاغها هم رفته اند در حالى كه اين گفته نمى تواند درست باشد. چون دامنه بردبارى هركدام از پرندگان با هم فرق مى كند. وى به نكته ديگرى نيز انتقاد كرده و مى افزايد: « اينكه مى گويند پرنده بومى حرف درستى نيست. هرپرنده اى كه در حياط خانه زندگى مى كند كه بومى نيست. وقتى ما آمارى در اين زمينه نداريم ، بايد به شاخص خاصى اشاره كنيم. مثلاً كلاغ زباله مى خورد، لاشه هم مى خورد و در شرايط سخت هم مقاومت مى كند. نمى توان با اطمينان درمورد حضور يا عدم حضور او اظهار نظر كرد.» اين كارشناس در ادامه صحبت هاى خويش يادآور مى شود: «اگر باور كنيم كه پرندگان وحشى نيازمند محيط طبيعى هستند و بايد در زيستگاه خودشان زندگى كنند پس بايستى اين نكته را هم قبول كنيم كه آن پرندگانى كه در شهرها زندگى مى كنند، تنها به شرطى قادر به انجام اين كار خواهند بود كه با اين محيط سازش پيدا كرده باشند. در نتيجه در چنين محيطى هرچيزى كه انسان را تهديد مى كند آنها را هم تهديد مى كند. به عنوان مثال سالها پيش در لندن مطالعه اى بر روى نت آواز گونه اى پرنده آوازخوان كه دراين شهر زندگى مى كند صورت گرفته و اين نتيجه به دست آمده بود كه نت آواز اين پرنده نسبت به ۲۰ سال پيش تغيير كرده و علت آن هم وجود سروصدا در شهر لندن بوده است. كارشناسان آنها براى انجام اين كار مبناى مقايسه در دست داشته اند و اين كار را همين طور انجام نداده اند. ما هم اگر قرار است در موردى حرف بزنيم بهتر است يك مبناى مقايسه اى داشته باشيم. وى ادامه مى دهد : «سروصدا مخرب است ، هم براى انسان هم براى پرندگان. اما در چندسال اخير تعداد بلبل خرما در تهران افزايش يافته، اين در حالى است كه اين پرنده ، پرنده خاص جنوب است. اين را چگونه بايد تحليل كرد.» وى در پايان مى افزايد: «بهتر است به جاى هشدارهاى پى درپى جهت ايجاد ترس در درون مردم راهكارهاى عملى و آموزشى درنظر گرفته شود.» شهردارى تهران در تحقيقى نظرى كه بر روى وضعيت پرندگان در شهرهاى بزرگ انجام گرفته به نكاتى چند در مورد اين وضعيت و كاهش و افزايش آن اشاره مى كند. دراين تحقيق آمده است : « يك آبادى يا شهر در حال توسعه، ممكن است بعضى از عناصر بيوتيپ اوليه مانند باغ، پارك ، قسمت هاى درختكارى ، قبرستانهاى مشجر را درميان بگيرد. دراين حالت جانوران يا پرندگان ساكن آنجا به همان صورت اوليه به حيات خود ادامه خواهند داد. در شهرهايى كه گسترش زيادى داشته و طبيعت ابتدايى را كاملاً دگرگون ساخته اند، باغها ومزارع اطراف تنها مكان مناسب براى ادامه حيات ساكنين اوليه چشم انداز طبيعى خواهندبود. دراين صورت گونه هاى موجود اجباراً زيستگاه اوليه خود را از دست داده و جزئى از چشم انداز فرهنگى (شهر ) خواهند شد. بدين ترتيب گونه هاى جذب شده تمام خصوصيات اوليه خود را با محيط جديد سازگار مى نمايند.» در ادامه اين تحقيق مى خوانيم : «با اين وجود هنوز گونه اى يافت نشده كه رابطه خود را با زيستگاه اوليه كاملاً قطع كرده باشد يا حداقل مى توان گفت چنين موردى در مهره دارانى كه در سطح زمين زندگى مى كنند ديده نشده است.» براين اساس جريان جذب و پراكنده شدن پرندگان در همه جا مشابه يكديگر است. چون اصولاً انتشار جغرافيايى پرندگان تابع قوانين اكولوژيك انتشار است. گونه ها در محدوده انتشار خود تابع تلفيق دو فاكتور جداگانه اند، توانايى آنها در برابر نوسانات محيطى و رقابت با گونه هاى ديگر در استفاده از محيط مشترك. هردوى اين فاكتورها با تحقيقاتى كه برروى جانداران و پرندگان صورت گرفته مورد مطالعه قرار گرفته اند. نتايج نيز در هردو حالت نشان داده كه برخى پرندگان چگونه با محيط جديد كنار آمده و چگونه از محيط جديد گريخته اند. تحقيق انجام گرفته در شهردارى تهران به اين موضوع نيز اشاره كرده و مى گويد: «واقعاً نمى توان ادعا كرد كه چشم اندازهاى فرهنگى شهرها فقيرتر و يا يكنواخت تر از چشم اندازهاى طبيعى اوليه باشند. اگرچه گاهى اوقات تراكم و تنوع كم مى شود ولى در تمام موارد صادق نيست. حتى گاهى اوقات تنوع و تراكم پرندگان در چشم اندازهاى شهرى بيشتر از مزارع و چشم اندازهاى طبيعى است. درك اين مسأله بسيار ساده است. مزارع امروزى حتى طبيعت دست خورده داراى ساختمانى يكنواخت بوده و بهره بردارى دائمى خاك مانع آشيانه سازى و امنيت پرندگان مى گردد.» چرخه حيات نيازمند همزيستى همه جانوران و جانداران از گونه هاى مختلف با همديگر است. انسان نيز در اين چرخه تافته جدابافته اى نيست. جهان را تنهابراى ما نساخته اند كه مغرورانه بر زمين راه برويم و با غرور تمام به تمكين تمامى جانداران در برابر خود بينديشيم و از كرد و كار خود لذت ببريم. انسان و طبيعت لازم و ملزوم همديگرند. راز خلقت در تقسيم تمامى اجزاى آن و ارتباط اين اجزا با همديگر نهفته است حكم زندگى چيزى جز حق حيات و زندگى براى همه جانداران نيست.
|