يكشنبه ۴ دى ۱۳۸۴ -
Sun, Dec 25, 2005
ماجرا
۳۳۴۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
ايست
استفاده از كلاه ايمنى
حمل و نقل شهرى، يكى از معضلات كشور است كه امروزه با وجود وسعت كلان شهرهايى چون تهران، اين مسأله از اهميت ويژه اى برخوردار شده است.
ايمنى در حين رانندگى به خصوص راندن موتوسيكلت يكى از اركان استفاده از اين وسيله نقليه مى باشد. همان گونه كه مى دانيم استفاده از كلاه ايمنى به عنوان يكى از ساده ترين و كم هزينه ترين شيوه هاى ايمن سازى، يكى از ابتدايى ترين و بهترين راهها جهت تأمين و صيانت از حيات انسانها در عرصه حمل و نقل با اين وسيله نقليه مى باشد.
آمار نشان مى دهد كه : بيشتر صدمات و تلفات ناشى از تصادف موتوسيكلت به دليل واردشدن ضربه به ناحيه سروگردن بوده كه اين امر ضرورت به كارگيرى قطعى كلاه ايمنى را به صورت يك عادت مطلوب و مهم نشان مى دهد به طورى كه با سوار شدن بر روى موتوسيكلت ، استفاده از كلاه ايمنى مانند چرخاندن سويچ جهت روشن كردن موتوسيكلت و حتى قبل از آن به عنوان يك اقدام اصلى از مجموعه اعمال جهت شروع به رانندگى مى باشد.
انسان همواره در پى يافتن راهكارهايى براى حفظ سلامتى و آسايش خود مى باشد و عادت به انجام اعمال و رعايت مسائل ايمنى مى تواند نقش مؤثرى در حفظ امنيت و سلامتى هر فرد داشته باشد. با به كارگيرى مداوم اصول ايمنى از جمله استفاده از كلاه ايمنى براى تأمين سلامتى خود مى توان به سالم ماندن آحاد جامعه نيز كمك نمود.
بياييد خود را موظف به استفاده از كلاه ايمنى نموده و قبل از روشن كردن موتوسيكلت خود، كلاه ايمنى را بر سر گذاشته و با آسودگى خاطر بيشترى سفر را شروع كنيم بدون اين كه نياز به هيچ گونه اجبار و جريمه اى وجود داشته باشد.
جدايى
پايان رؤياى دختر خرافاتى
241581.jpg
نرگس دخترى كه در روياى زندگى غوطه ور بود آنقدر در آرزوى طالع خوب داشتن غرق شد كه دنياى واقعيت و سختى هاى آن را از ياد برد.
«سريع از پله هاى دانشگاه پايين رفت و مستقيم به سمت كيوسك روزنامه فروشى دويد. وقتى مجله را گرفت و تاريخ آن را چك كرد يك راست رفت سراغ صفحه طالع بينى !
نگاهش روى حروف و كلمات لغزيد تا به ماه مهر رسيد. اطلاعات زيادى در مورد آن ماه برايش نوشته بودند اما وقتى به كلمه ازدواج رسيد دلش ريخت.
نرگس ۲۲ ساله، دانشجوى سال دوم رشته ادبيات، همه چيز را شاعرانه مى ديد و هميشه به دنبال شاهزاده اى بود با اسب سفيد مثل قصه ها...»
اين سخنان مادرش بود وقتى به روى صندلى روبرويى ام مى نشست انگار دلى پر خون داشت و سفره اى گشاده... او در آتش اعتياد مى سوخت.
پيرزن ادامه داد: دخترم خيلى احساسى بود و به شعر و شاعرى علاقه داشت. اما يك بدى بزرگ داشت و آن اعتماد بيش از حد به طالع بينى و فالگيرى بود.
- پرسيدم چطور مگر او نمى داند كه اين چيزها خرافه است؟
پيرزن گفت: نه او اين چيزها را قبول نداشت. هر روزش را با تفأل و فالگيرى شروع مى كرد. هميشه پيش دوستانى بود كه به انواع مختلف فال مى گرفتند و آينده را پيش بينى مى كردند.
- بالاخره اين مسأله باعث دردسر شد درست است؟
- بله... هنگامى كه آن روز خوشحال و خندان به خانه آمد و از فال آن ماه خبر داد. خيلى عصبانى شدم. در فال آن ماه نوشته بود كه يك خواستگار براى متولدين آن ماه مى آيد كه آنها را خوشبخت خواهد كرد و نرگس اصرار داشت كه اين خواستگار حتماً براى او خواهد آمد. هر چه من و پدرش در گوش او خوانديم كه اين مسأله دروغ و خرافه است به خرجش نرفت.
پيرزن چادرش را مرتب كرد و ادامه داد: بالاخره اتفاقى كه نبايد مى افتاد، افتاد و محمود در آخر همان ماه به خواستگارى او آمد. از تعجب شاخ درآورده بوديم و نرگس اصرار داشت كه اين فال و طالع بينى درست است.
بعد از مراسم عروسى «محمود» كه گفته بود مهندس است و براى يك پروژه مسكونى در شهرستان مشغول به كار است نرگس را با خود به كرمان برد.
هنوز چند هفته نگذشته بود كه نرگس با چشمان گريان به تهران برگشت. وقتى علت را پرسيدم گفت كه محمود مهندس نيست بلكه يك كارگر ساختمانى ساده است كه با دوز و كلك و دروغ ما را گول زده است. مدتى بعد محمود به خانه ما آمد و همسرم كلى با او دعوا و درگيرى داشت. قسم خورد كه ديگر هرگز دروغ نگويد و زندگى خوبى براى نرگس درست كند.
قرار شد وقتى مرخصى ترمى نرگس تمام شد به تهران بيايد تا نرگس ترم بعد دانشگاه را ادامه دهد. نزديك به يك سال از دخترم خبر نداشتيم. پدرش براى اينكه خبرى از او بگيرد به كرمان رفت. اما از وضعى كه براى دخترش پيش آمده بود سكته كرد و در بيمارستان بسترى شد.
چرا مگر چه وضعى براى دخترتان پيش آمده بود؟
- نرگس معتاد شده بود. محمود يك كارگر ساختمانى و كارگر فصلى بود. براى كار به تهران آمده بود كه نرگس را مى بيند و از او خوشش مى آيد. از آنجا كه چند وقت او را تحت نظر داشت مى فهمد كه به طالع بينى علاقه دارد و دست بر قضا از فال آن ماه او باخبر مى شود و بر همين اساس طى نقشه اى به خواستگارى نرگس مى آيد.
پس از ازدواج هم وقتى نرگس را براى زندگى به كرمان مى برد و نرگس مى فهمد كه او نه خانه دارد و نه سوادى از خانه فرار مى كند ولى براى بار دوم كه به كرمان باز مى گردند محمود نرگس را مجبور مى كند تا مواد مخدر مصرف كند و نرگس معتاد مى شود.
پيرزن سكوتى كرد و سرش را به پايين انداخت. آخرين سؤالى كه در ذهنم بود بر زبانم جارى شد.
در اين يك سال دخترتان چه مى كرد؟
محمود او را مجبور به فروش و حمل و نقل مواد مخدر مى كرد و چون نرگس معتاد شده بود هر چه كه او مى گفت چشم بسته قبول مى كرد و انجام مى داد.
پدر نرگس او را با خود به تهران آورد و با گرفتن وكيل به دنبال گرفتن طلاق او از اين مرد رفت.
و حال منتظر نتيجه دادگاه هستيم. ولى همسر دخترم فرارى است و تاكنون حتى يكبار هم به دادگاه نيامده است...
تعقيب سارقان فرش هاى ابريشمى
گروه حوادث: سه سارق مسلح كه مرد جوانى را به بهانه خريد فرش هاى ابريشمى به منطقه بهاران كشانده و اقدام به سرقت وجوه نقد و مدارك همراه وى نمودند تحت تعقيب پليس آگاهى تهران قرار گرفتند.
در حالى كه پدر يكى از اين سارقان قصد تحويل مدارك شاكى را در قبال دريافت پول نقد داشت با اقدام به موقع مأموران اداره هشتم پليس آگاهى تهران دستگير شد.
بنا به اين گزارش ۱۰ شهريورماه سال جارى مرد ۴۰ ساله اى با مراجعه به دادسراى ناحيه ۱۸ شهيد مطهرى با طرح شكايتى ادعا كرد در جريان يك اخاذى مسلحانه، وجوه نقد و مدارك وى به سرقت رفته است.
اين مرد شاكى وقتى در برابر ميز «بابك عمرانى» بازپرس شعبه سوم ويژه امنيت اجتماعى دادسراى يافت آباد قرار گرفت، گفت: پس از سال ها اقامت در ايتاليا به ايران بازگشتم. مدتى قبل براى تهيه بليت هواپيما و فروش مقدارى يورو از زنجان به تهران آمدم. در پاساژ گلديس صادقيه در جريان خريد سيم كارت تلفن همراه با مردى جوان به نام روح الله آشنا شدم. بعد از گذشت مدتى در حالى كه تمامى پول هاى نقد، مقدارى يورو، مدارك شناسايى، طلاجات و سيم كارت هاى ايتاليايى و ايرانى ام را به همراه داشتم و در حال فراهم كردن مقدمات سفرم به ايتاليا بودم روح الله با من تماس گرفت و از من خواست تا در صورت تمايل براى خريد فرش هاى ابريشم كاشان در ساعات پايانى شب قرار بگذاريم.
وى ادامه داد: در تاريكى شب در حالى كه زير پل بهاران منتظر بودم او با پرايد سفيد سر قرار حاضر شد. بعد از طى مسيرى او در منطقه اى تاريك و دورافتاده توقف كرد و دو نفر از دوستانش كه منتظر او بودند با به همراه داشتن اسلحه كمرى و با تهديد چاقو تمامى مدارك و چند ميليون پول نقد و ارز و طلاهاى مرا به سرقت برده و مرا در آن بيابان تاريك رها كرده و متوارى شدند. بعد از اين ماجرا در تماس تلفنى سارقان از من خواستند تا شكايت نكنم و با وعده و وعيد ضمن ابراز پشيمانى قول دادند تا مدارك مرا برگردانند اما در آخرين تماس آنها از من تقاضاى مبلغ سيصد هزار تومان در ازاى پس فرستادن مدارك مسروقه ام كردند.
«بازپرس عمرانى» با توجه به آنكه سارقان با توسل به سلاح گرم مبادرت به اخاذى از شاكى كرده بودند دستور داد تا از طريق چهره نگارى رايانه اى و برقرارى ارتباط تلفنى با سارقان مسلح نسبت به شناسايى آنان اقدام شود. ساعت ۱۷ روز ۲۳ شهريورماه سارقان در تماس تلفنى با مرد شاكى از او خواستند تا پول نقد را جهت پس گرفتن مدارك حاضر نمايد.
پس از هماهنگى لازم با مأموران اداره هشتم پليس آگاهى تهران، مرد شاكى در محل قرار در خيابان رسالت حاضر شد. مأموران متوجه مرد ميانسالى شدند كه به آرامى به محل قرار نزديك مى شد. در حالى كه اين مرد ميانسال قصد دريافت پول از مرد شاكى را داشت مأموران با استفاده از اصل غافلگيرى اقدام به دستگيرى او كردند.
او پس از دستگيرى در همان لحظات اوليه جرم خود را پذيرفت و گفت: پسرم جوانى شرور است و مرا با زور و تهديد وادار كرده تا مبلغ تعيين شده اى را از اين مرد جوان دريافت كنم.
با توجه به آنكه مشخصات يكى از سارقان مسلح با پسر شرور اين مرد شباهت هاى زيادى داشت بازپرس عمرانى دستور جلب و ورود به منزل اين جوان شرور را صادر كرد.
تحقيقات قضايى حاكى از آن بود كه پدر وى دوبار سابقه محكوميت و تحمل زندان دارد. بازپرس عمرانى در حالى كه با دستورات قضايى ويژه اى به پليس آگاهى تهران دستور جلب و دستگيرى اين سه سارق مسلح را صادر كرد. اين مرد ميانسال را به اتهام معاونت در اخاذى به عنف با استفاده از اسلحه و چاقو با وثيقه پنجاه ميليون ريالى بازداشت و روانه زندان كرد.
چراغ قرمز
تصادف خونبار در بزرگراه آزادگان (اصفهان - تهران)
شرح حادثه : ساعت ۴۵:۱۰ مورخه ۸۳‎/۱۰‎/۵ يك دستگاه اتوبوس بنز از مبدأ اصفهان به مقصد تهران و در مسير جنوب به شمال حركت مى نموده است در كيلومتر ۱۵ بزرگراه آزادگان به علت تخطى از سرعت مطمئنه در جاده لغزنده از جاده منحرف و سپس واژگون مى شود كه در نتيجه اين تصادف ۱۰ نفر از سرنشينان مجروح شده اند كه مصدومين بوسيله آمبولانس امداد ونجات به بيمارستان گلديس شاهين شهر انتقال يافته اند.
شرايط جوى و جاده اى: تصادف در هنگام روز و در هواى برفى رخ داده است و جاده در محل تصادف، بزرگراه، يكطرفه، با عرض ۷متر ، مستقيم ، غيرمسكونى و داراى علائم افقى و عمودى كافى مى باشد.
عوامل مؤثر در بروز حادثه:
۱ - عامل جاده: جاده نقشى در وقوع تصادف نداشته است.
۲ - عامل وسيله نقليه : براساس گزارش كارشناس اوليه لاستيك هاى عقب سمت راست اتوبوس صاف بوده، بنابراين شركت صادر كننده ،صورت وضعيت در اين موردماده ۴ آيين نامه حمل بار و مسافر را نقض نموده است.
۳ - عامل انسانى: بى احتياطى راننده اتوبوس مورد اشاره به علت تخطى از سرعت مطمئنه در جاده لغزنده به عنوان علت تامه تصادف شناخته شده و به عبارت ديگر عامل انسانى نقش اصلى را در بروز حادثه به عهده داشته است.
توصيه ايمنى: با توجه به اينكه تخطى از سرعت مطمئنه از اصلى ترين علت بروز تصادفات برون شهرى مى باشد به رانندگان عزيز توصيه مى شود با رعايت قوانين عبور و مرور از بروز عواقب ناخوشايند تصادفات جلوگيرى به عمل آورند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |