سه شنبه ۶ دى ۱۳۸۴ -
Tue, Dec 27, 2005
فرهنگ و انديشه
۳۳۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
سرگذشت كتاب مقدس
همزبانى با فرهنگ هاى متفاوت
(بخش دوم وپايانى)
241788.jpg
پيروز سيار
در بخش نخست مقاله حاضر، مؤلف به شناسايى رسالات كتاب مقدس و شرح مضامين پاره اى از اين رسالات پرداخت. در بخش حاضر ضمن ادامه توضيح در باب ساير رسالات، به تكوين و تكميل تاريخى كتاب مقدس مى پردازد و سوانح متأخر در گردآورى اين كتاب را بازگو مى كند. گروه انديشه
حال و هواى رساله هاى يوحنا تداعى گر انجيل چهارم است. رساله هاى دوم و سوم براى حل مشكلات جماعت هاى خاصى از مسيحيان نگاشته شده است ، اما رساله اول ناظر بر ملاحظات كلى است و انديشه اى را كه مخالف جسم يافتن عيسى براى نجات آدميان از گناهانشان بوده، رد مى كند. قانون محبت برادرانه، نكته محورى تعليم يوحنا را تشكيل مى دهد. مكاشفه يوحنا كه آخرين بخش عهدجديد است ، با ساير آثارى كه در كليساى مسيحى قانونى شمرده شده اند، تفاوت هايى دارد. اين اثر در قياس با انجيل ها، اعمال رسولان و رساله ها، سبك ادبى كاملاً متمايزى دارد. خصوصيات شگفت انگيز رؤياهايى كه در آن نقل مى شود و نمادگرايى شديد آنها، در كنار وجه نمايشى صحنه   هاى توصيف شده، به اين اثر سيمايى معماگونه مى بخشد. محتواى الهياتى مكاشفه يوحنا از برخى جنبه ها بسيار غنى است ، خصوصاً از لحاظ مبحث آخرزمان كه جايگاه ويژه اى را در اين اثر به خود اختصاص مى دهد.
مجموعه اى چنين متنوع كه از آثارى با گونه هاى مختلف تشكيل شده است، در دل كتابى واحد گرد آمده كه تحت عنوان عهدجديد شناخته مى شود. اين آثار برحسب گونه يا حجم شان نظم و ترتيب يافته اند. در ابتدا انجيل ها آمده اند، اما ترتيب قرارگرفتن آنها همواره يكسان نبوده است و در نسخه سينايى (۳) ، انجيل يوحنا پس از انجيل متى قرار دارد، همچنان كه اعمال رسولان پس از انجيل لوقا آمده است. با اين همه ، ترتيب فعلى انجيل ها ارجحيت داشته است. پس از انجيل ها و اعمال رسولان، نامه هاى پولس و سپس رساله هاى كاتوليك مى آيند كه برحسب حجم خود نظم و ترتيب يافته اند، البته ملاك حجم سبب نگشته است كه ميان رساله هاى منسوب به مؤلفى واحد فاصله افتد. رساله به عبرانيان ميان اين دو مجموعه گنجانده شده است و مكاشفه فصل پايانى عهد جديد را تشكيل مى دهد. برخلاف عهد عتيق كه پيروان مذهب كاتوليك و پروتستان بر سر آثار تشكيل دهنده آن اختلاف نظر دارند، عهد جديد از ديدگاه تمامى ايمانداران مسيحى داراى مواد يكسانى شمرده مى شود و تنها اختلافات موجود برسر مسأله نقد متن است.
پس از واقعه فصح كه به دنبال آن مرگ و قيام پس از مرگ عيسى و سپس صعود او به آسمان روى داد ، شاگردان مسيح به شركت در آيين هاى عبادى يهوديان ادامه دادند و خاطرات مربوط به زندگى و تعليم استاد خود را حفظ و منتقل كردند. در پيامى كه اينان به سرعت در شرق حوزه مديترانه نشر دادند (پولس در سال ۵۱ در كرنت بود)، عيسى به عنوان مسيح يا همان منجى مسح شده اى معرفى مى شد كه پيامبران و به خصوص اشعياى سوم، از او خبر داده بودند. مسيحيان حدوداً تا نيمه سده دوم ميلادى، از دومنبع دينى استفاده مى كردند كه يكى شريعت و كتابهاى پيامبران، يا عهد عتيق، بود و ديگرى كلامها و اعمال عيسى كه از زبان شاگردان اونقل مى شد و ملاك ايمان جديد به شمار مى آمد. در نتيجه سنت رسولان كه به صورت شفاهى القا مى شد، در كنار مكتوبات عهد عتيق قرار مى گرفت. در آن زمان عهد جديد هنوز به صورت شفاهى يا سينه به سينه منتقل مى شد.
مسيحيان اوليه كه معتقد بودند مشيت خدا در وجودمسيح محقق گشته است، براى توجيه ايمان خود كه مبتنى بر نشانه هاى حاكى از ظهور پيامبر تازه بود، كلامها و اعمال عيسى را نقل مى كردند و از اين طريق به ادعاهاى مخالفان نيز پاسخ مى گفتند. آموزه جديد مسيحيت، در ادامه تفكر يهودى، حول محور مرگ مسيح و ايمان به قيام پس از مرگ او دور مى زد. هر قدر پيام مسيح از اورشليم دورتر مى رفت و از صعود عيسى زمان بيشترى مى گذشت، اعضاى نخستين جماعتهاى مسيحى كه عهده دار تعليم بودند، اين نياز را بيشتر احساس مى كردند كه براى يارى به حافظه خود، معلومات خويش را در قالبهاى ادبى سنت شفاهى بريزند. اين معلومات بعضاً به كتابت درمى آمدند. بدين سان مجموعه هايى از متنهاى حاوى روايات مربوط به عيسى كه بر موضوع مرگ و قيام پس از مرگ او متمركز شده بود، به كندى شكل گرفت و مدون گشت.
با تدوين اين مجموعه ها، متونى حاوى شرح معجزات و كلامها و حكايتهاى زندگى عيسى پديد آمد كه به مسيحيان در كار موعظه و انجام آيين هاى دينى يارى مى رساند. اما هنوز انجيلها به صورت آثار مدون شكل نگرفته بودند. نخستين گواهى دال بر تدوين انجيلها، به قديس يوستينوس (۴) (حدود سال۱۵۰) مربوط مى شود كه از «خاطرات رسولان» در كنار كتابهاى پيامبران ياد كرده است. در مورد نوشته هاى پولس، بايد به اين نكته توجه داشت كه تمامى رسالات او حفظ نشده اند و در برخى منابع، به نامه هايى از وى اشارت رفته كه باقى نمانده اند. اما در هر حال سيزده رساله پولس گواه بر شكل گرفتن تعليم مكتوب در كنار تعليم شفاهى است كه در شهرهاى مختلف القا مى شد. ساير نشر دهندگان ايمان مسيحى احتمالاً از روشهاى ديگرى نيز استفاده مى كردند.
پس از سقوط اورشليم در سال۷۰ ميلادى و ويران شدن اين شهر و معبد آن به دست تيتوس (۵) امپراتور روم، نياز به گردآورى سنتهاى مسيح در نقاط مختلف بيش از پيش احساس شد. در نتيجه مجموعه هايى مدون گشت كه تعداد آنها به چهار انجيل فعلى محدود نمى شد. اگر عهد عتيق در محيطى تكوين يافت كه كمابيش مى توان آن را متجانس شمرد، نوشته هاى عهد جديد بايد نيازهاى جوامعى را برآورده مى ساخت كه از لحاظ زبانى و فرهنگى تفاوتهاى زيادى با يكديگر داشتند، از يهوديان فلسطين گرفته تا مشركان مصر و درياى سياه و مردان ايران و روم و احتمالاً اسپانيا. در نهايت تنها چهار عدد از اين مجموعه ها تحت عنوان انجيلهاى چهارگانه حفظ شد و اين به لحاظ نياز اساسى بود كه كل جوامع مسيحى در حفظ نوعى وحدت تفكر داشتند.
به نظر مى رسد كه حدوداً از اواسط سده دوم، كليسا داراى تعدادى متن شده بود كه به عنوان مكتوبات مقدس شمرده مى شدند. در تأييد اين نظر دلايلى چند اقامه مى شود كه به شرح آنها مى پردازيم. نخست آن كه مرقيون(۶)، بدعت گذار مسيحى كه بر آن بود تا كليسايى مطابق با نظرات خود بنيان نهد، تنها شمارى از نوشته ها را متضمن انتقال حقيقت مكشوف شده مى دانست كه عبارت بودند از انجيل لوقا (البته نه تمامى آن) و ده نامه پولس (گالاتيان، اول و دوم كرنتيان، روميان، اول و دوم تسالونيكيان، افسسيان، كولوسيان، فيلمون، فيليپيان). امروزه مورخان معتقدند كه مرقيون در پى وسعت بخشيدن به يك قانون موجود نبوده، بلكه به دنبال كاستن از گستره آن بوده است، چرا كه بدعت گذاران معمولاً مى كوشيدند از شمار متنهاى پذيرفته شده بكاهند و نه آنكه بر تعداد آنها بيفزايند. دليل دوم آن است كه تاتيانوس (۷) حدوداً در سال ۱۷۷ كتابى با عنوان دياتسرون(۸) (به معنى «ازميان چهار [انجيل]») تأليف كرد كه تدو ين چهارانجيل در يك انجيل بود. از نظر او آثار مجعول فاقد ارزش بودند. دليل سوم سندى است كه حدوداً به سال ۲۰۰ ميلادى مربوط مى شود و حاوى صورت رسمى كتابهايى است كه در كليسا خوانده مى شدند. اين صورت كه يك كتابدار ميلانى به نام لودوويكو آنتونيو موراتورى(۹) آن را در ۱۷۴۰ در كتابخانه آمبروزيان شهر ميلان كشف كرد و به نام او قانون موراتورى خوانده مى شود ، در يك دست نوشته لاتينى متعلق به سده هشتم ذكر شده و مؤيد وجود چهار انجيل، اعمال رسولان، سيزده رساله پولس، رساله يهودا، دو رساله يوحنا و مكاشفه است. دراين فهرست، رساله به عبرانيان از قرائت عمومى كنار نهاده شده است و از رساله هاى پطرس، يعقوب و رساله سوم يوحنا نام نرفته است. در عوض نوشته هاى مجعولى همچون مكاشفه پطرس ذكر شده اند.
به احتمال بسيار زياد، عهد جديد در سده دوم ميلادى دربرگيرنده چهار انجيل، اعمال رسولان، سيزده نامه پولس، رساله اول پطرس و رساله اول يوحنا بوده است. اجماع در باب نوشته هايى همچون رساله به عبرانيان، مكاشفه، رساله يعقوب، رساله يهودا، رساله دوم پطرس و رساله هاى دوم و سوم يوحنا كه تا آن زمان كمابيش پذيرفته شده بودند ، طى دو قرن بعد صورت پذيرفت. در هرحال، اين اصل درآن زمان پابرجا شده بود كه تعدادى نوشته بايد به عنوان آثار قانونى شمرده شوند. قديس آتاناسيوس(۱۰) در سال ۳۶۷ صورتى را ذكر كرده كه حاوى بيست و هفت اثر كنونى عهد جديد است، البته اين صورت در آن زمان هنوز به صورت فراگير شناخته شده نبود. شوراى سوم كارتاژ در سال ۳۹۷ درمورد صورت آثار عهد جديد حكم رسمى صادركرد. اگر در شوراى عمومى فلورانس در ۱۴۴۱ و در شوراى ترنتو در سال ۱۵۴۶ صورت كتابهاى قانونى عهد جديد يادآورى شد، به سبب مسائل ديگرى بود كه دراين فاصله زمانى مطرح گشته بود. همچنان كه پيش ازاين گفته شد، بيست و هفت اثر تشكيل دهنده عهدجديد جملگى به زبان يونانى به دست ما رسيده اند. قديمى ترين دست نوشته كاملى كه حاوى تمامى اين آثار است، به نام نسخه سينايى شناخته مى شود، چرا كه در سال ۱۸۵۹ در دير قديسه كاترين دركوه سينا كشف شده است. اين دست نوشته كه متعلق به سده چهارم است، امروزه در موزه بريتانيا در لندن نگهدارى مى شود. در كنار اين نسخه كامل، نسخه هاى ناقص بسيارزيادى كه تنها دربرگيرنده بخشهايى از عهدجديد هستند، به دست آمده اند. در سال ۱۹۸۴ ، ۹۳ نسخه ناقص كه بر پاپيروس نگاشته شده اند و تاريخ بعضى از آنها به سال ۱۳۵ مى رسد، ۲۷۷ دست نوشته كه با حروف بزرگ (onciale) نگاشته شده اند و به سده هاى چهارم تا دهم تعلق دارند، ۲۷۹۶ دست نوشته كه با حروف كوچك نگاشته شده اند و متعلق به بعد از سده نهم هستند و سرانجام ۲۲۱۰ گزيده عهد جديد كه براى قرائت در آيينهاى عبادى مورداستفاده قرارمى گرفتند و متعلق به ادوار مختلف هستند، شمارش شدند. به روشنى مى توان درك كرد كه به سبب استنساخ هاى مكرر، تغييراتى دراين متنها وارد گشته است كه پاره اى صرفاً دستورى هستند و پاره اى ديگر معنى متن را يكسره تحت تأثير قرارمى دهند. پس ازاختراع صنعت چاپ، براى انتشار كتاب مقدس، از متنهايى كه موردپذيرش عام بودند استفاده شد.
به اين ترتيب، نخستين كتاب مقدس چاپى كه حاوى متنهاى به زبانهاى اصلى بود، باعنوان كتاب مقدس آلكالا (۱۱) انتشار يافت. اين كتاب مقدس كه عنوان اصلى آن Biblia complutensis (۱۲) بود، طى سالهاى ۱۵۱۷-۱۵۱۴ در شهر آلكالا دانارس (۱۳) اسپانيا به سرپرستى كاردينال خيمنس دسيسنروس(۱۴) به چاپ رسيد. در اين كتاب مقدس چند زبانه، عهد عتيق به زبانهاى عبرى، لاتينى و يونانى، به همراه ترگوم آرامى تورات و عهد جديد به زبانهاى يونانى و لاتينى چاپ شد. از سده نوزدهم كوشش به عمل آمد تا متنى منقح تر از متن موردپذيرش عام فراهم آيد. در اين خصوص، به ويژه بايد از كوششهاى لاخمان (۱۸۳۱)، تيشندورف (۱۸۶۹- ۱۸۷۲)، وستكت و هورت (۱۸۸۱)، گرگورى (۱۹۰۰) و زودن (۱۹۱۳) ياد شود كه كارهاى آنها راه را براى چاپ معتبر و ماندگارى همواركرد كه به سرپرستى ك.آلاند در شهر مونستر آلمان انجام پذيرفت. امروزه اين گرايش وجوددارد كه براى هيچ دست نوشته اى تقدم و برترى فرض نمى شود. حتى براى متن «اسكندرانى» كه درنسخه واتيكان (۱۵) و نسخه سينايى ارائه شده است و وستكت و هورت براى آن ارحجيت قايل بودند. زيرا اين اعتقاد پديد آمده است كه شواهد موثقى را در ديگر «خانواده هاى» متون ازقبيل انطاكى، قيصرانى يا «غربى» (كه در نسخه بزه(۱۶) ارائه شده است) مى توان يافت و افزون بر اينها، از روايتهاى قديمى همچون روايت كهن لاتينى (كه به نام Vetus Itala شناخته مى شود) و سريانى و قبطى نيز مى توان بهره برد.

پى نوشت ها:
(۳) Sinaiticus
(۴) Saint Justin قديس يونانى زبان مسيحى (نابلس، حدود ۱۰۰-رم، حدود ۱۶۵) كه رسالاتى در دفاع از مسيحيت نگاشت.
(۵) Titus، امپراتور روم (۴۰ يا ۴۱-۸۱)، پسر و شريك وسپاسيانوس در فرمانروايى كه خود بين سالهاى ۷۹-۸۱ سلطنت كرد.
(۶) Marcion، بدعت گذارى گنوسى (سينوپ، حدود ۸۵ - حدود ۱۶۰) كه در سال۱۴۴ در رم طرد شد و كليسايى را بنياد نهاد كه در حوضه مديترانه و بين النهرين گسترش يافت.
(۷) Tatien، دفاعيه نويس مسيحى (بين النهرين، حدود ۱۲۰ _ پس از ۱۷۳) كه شاگرد يوستينوس در روم بود و كتاب خطابه به يونانيان و گزيده چهار انجيل كه به نام دياتسرون معروف است، از آثار اوست.
(۸) Diatessaron
(۹) Ludovico Antonio Muratori
(۱۰) Saint Athanase، عالم الهيات كليسا (اسكندريه، ۲۹۵- همانجا، ۳۷۳) كه در شوراى نيقيه شركت كرد و در سال ۳۲۸ اسقف اسكندريه شد.
(۱۱) Bible dشAlcold
(۱۲) كومپلوتو (Compluto) نام قديم شهر آلكالا دانارس بوده است و در زبان اسپانيايى complutense به معنى منسوب يا متعلق به كومپلوتو (=آلكالا دانارس) است.
(۱۳) Alcalade Henares
(۱۴) Jimenez de Cisneros
(۱۵) Vaticanus
(۱۶) Codex Bezae، اين نسخه كه احتمالاً در سده چهارم كتابت شده است و مى توان آن را «نسخه ليون» نيز نام نهاد، بيش از هزار سال در دير قديس ايرنيئوس شهر ليون نگهدارى مى شد. اما در ،۱۵۶۲ زمانى كه ليون در بحبوحه جنگهاى دينى در معرض غارت و چپاول قرار گرفته بود، اصلاح طلبان پروتستان اين نسخه را از شهر خارج كردند و به تئودور دوبز (Theodore de beze) سپردند. اين شخص كه شاگرد و جانشين كالون (Calvin) بود، از درياى مانش گذشت و در ۱۵۸۱ اين نسخه را به كتابخانه دانشگاه كيمبريج در انگلستان اهداكرد كه تا اين زمان نيز به نام او در آنجا نگهدارى مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |