شنبه ۱۰ دى ۱۳۸۴ -
Sat, Dec 31, 2005
فرهنگ و پايدارى
۳۳۵۵
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
رحمت امينى:
آسيب شناسى هنر وادبيات دفاع مقدس
242388.jpg
محمد قاسم فروغى جهرمى
امروزه رايج ترين واژه در هر حوزه ادبى، هنرى، پژوهشى، اجتماعى، تاريخى و... «آسيب شناسى» است. به راستى تاكنون به دور از ظاهر زيباى آن به مفهوم و عمق آن انديشيده ايد؟ آيا حقيقتاً اين عنوان پرجاذبه در جاى خود و توسط باورمداران اين مسأله طرح و اجرا شده است؟ چند مورد سراغ داريد؟ اگر قرار باشد روزى براى همه موضوعات مطروحه، ابعاد و گستره زيباى اين كلمه زيبا و آرامش بخش! چيده شود مسير آغاز و انجام و حواشى آن چه خواهد شد؟ حتماً قبول داريد كه در اجراى عملى هر طرح آسيب شناسى جامع و كامل، هزينه هاى بسيار، نيروى انسانى گسترده، تشكيلات عريض و طويل، آيين نامه ها و دستورالعمل هاى متعدد، برگزارى جلسات و نشست هاى تخصصى متنوع و خلاصه دهها برنامه زمينه ساز ديگر براى تحقق اهداف آن ضرورى و واجب است. يكى از روشهاى رسيدن به حقيقت مسأله مورد آسيب شناسى، فارغ شدن از پيش داوريهاى قبلى و قضاوتهاى غيركارشناسانه است. اگر قرار باشد كارى براى آنكه در روند اجرايى و سازماندهى به نتايج مطلوب برسد و دستخوش سليقه ها و محدوديت هاى تصميم گيرندگان قرار گيرد، لاجرم محقق يا پژوهشگر بايد با رويكرد معين و كاناليزه شده اى پيش رود تا به نتايج مورد نظر دست پيدا كند. گرچه امروزه ابزار و روشهاى علمى، اطمينان بخش مى نمايد اما در هر حوزه مى توان راههايى براى گريز از حقايق را كشف! و به آن دل بست. بنابراين، در اين حوزه به راحتى نمى توان به نتايج تحقيق، پژوهش و يا به قول اهل علم امروزى «آسيب شناسى» اعتماد كرد. حال ببينيم اگر بخواهيم در يك حوزه محدود از كل حيطه دفاع مقدس وارد شويم و بنا به دلايل عديده اى كه امروز براى ركود ادبيات دفاع مقدس برمى شمارند به بررسى و علل اين ركود يا توقف يا «پس رفت» برسيم چه ابزار و چه ديدگاهى بايد بر كار احاطه پيدا كند تا عامل پيش رونده را از دل اين ژرف نگرى استخراج نمايد. محدوده ادبيات دفاع مقدس دومفهوم «عام» و «خاص» را براى خود منظور مى كند. آنچه نوشته مى شود و به صورت حداقل «كتاب» منتشر مى شود در حوزه ادبيات عام و آن چه در زير چتر ادبيات در مفهوم خاص آن منتشر مى شود، در حوزه ادبيات «خاص» قرار مى گيرد كه اين حوزه اخير شامل داستان، شعر، نثر ادبى و ديگر مقوله ها و گونه هاى اين چنينى است. حال در يك سيكل حركت به سوى خلق اثر خوب در زمينه ادبيات خاص چه عواملى دست اندركارند؟ مراكز تصميم گيرى يا متوليان اجرايى، ناشران، شوراهاى مميزى (تأييد محتوا از بعد ادبى وارزشى)، نويسندگان، دست اندركاران هنرى و نشر كتاب و... كه در يك نگاه از آغاز تا انتهاى كار مشخص است كه گردونه هر يك از اين عوامل به جزئيات و حواشى بسيار متصل است. بنابراين، هر يك از اين جعبه هاى جادويى مى تواند ارمغان آورنده خوبى ها يا بدى هايى باشد و يا به عبارتى به كار خوب كمك كند يا مانع باشد. نويسنده و خالق اثر در اين حركت حلزونى در كجاى كار قرار دارد؟ سرمايه گذار يا سياستگذار، ناشر يا متولى و بالاخره هر يك از دست اندركاران بايد به درستى جايگاه و شأن خود در اين حركت مؤثر كه زايندگى ادبيات و نشر و بسط آرمانها و ارزشهايى را به همراه دارد، پيدا كنند و نقش سازندگى و راستين خود را در روند كلى كار - مانند چرخهاى يك دستگاه توليدى - ايفا نمايند. اما ايفاى نقش در شكل حقيقى، مستلزم معرفت و شناخت لازم از موضوع و اهداف آن است كه اين تلاشى وافر را مى طلبد كه در اثر ممارست، دقت نظر، باور و انگيزه داشتن، حسن تدبير، درايت لازم و پيگيرى مستمر و خلاق حاصل مى شود. اينك در فراخناى حوزه معرفتى كار و باورپذير كردن اهداف و ديگر زمينه ها هر يك از ما مسؤوليت داريم كه ابتدا به «آسيب شناسى خود» بپردازيم نه آنكه براى كل كار (و بيشتر با اشاره به حيطه خارج از خود) مرتب «سفارش آسيب شناسى» را سر دهيم و به اشكالات و موانعى كه خود براى كارها ايجاد مى كنيم بى تفاوت باشيم. تجربه اى كه پيش روى ماست حاكى از نقد نكردن خود و معصوميت حوزه اجرايى و هدايتى مجموعه اى است كه ما براى آن تصميم مى گيريم. اگر مخاطب يا نويسندگان و خالقان آثار خوب ما شعورمند و آگاه اند بنابراين با تكيه بر داشته ها و اندوخته هاى ذهنى و تجربيات گرانقدرشان در بسيارى از موارد به ارائه راه حل و شمردن مشكلات توانا مى باشند. آنها هم مى توانند در اين مسير راهنما و چراغ راه باشند و انديشه و تفكر در هر شرايط و موقعيت مى تواند كمال يابد و هدايتگر شود. از خود اسطوره نسازيم و بدانيم در حوزه راهيابى به معرفت و خاستگاه شهدا، تواضع و خشوع سرآغاز ورود به آستانه قدسى و حياتبخش آنان است. لذا براى تحقق اين آرمان و نشر اين ارزشها در حيطه فرهنگ مكتوب دفاع مقدس نياز به بازنگرى هاى عميق و چاره ساز است، كه اگر چنين نباشد، بايد اينك در بوستان كتابهاى منتشره، گلهاى بسيار متنوع و معطر را سراغ گرفت و مشام جان را با آنها نوازش داد و كتابخانه هاى موجود را پر از اين كتابها و انتشارات زمردين ديد. اما نتايج دوره هاى اخير انتخاب كتاب دفاع مقدس يا جشنواره ها و انتخاب آثار برتر در حوزه هايى غير از كتاب هم مؤيد اين وضعيت است. موضوعاتى اعم از فيلم، تئاتر، موسيقى و ديگر گونه هاى ادبى و هنرى نيز اين را صلا مى زند. اگر به عزم ملى و باور داشتن آنچه موجود است ومى توانيم از آنها استفاده كنيم، بينديشيم، آن وقت رمز اعجاز در كل حاصل خواهد شد وگرنه مرثيه آينده به شيون و ندامت بيشتر مى انجامد، كه خدا كند چنين نباد.
از مخاطب و صاحبنظران دلسوز و آشنا به اين مقوله بخواهيم تا به نقد آثار در همه زمينه ها و موضوعات دفاع مقدس و مشكلات و موانع موجود در اين مقوله بپردازند. برشمردن اين موانع و ارائه راهكارهاى آن - چه سخت افزارى و چه نرم افزارى - ما را در روشن كردن راه آينده كمك خواهد كرد. چه بسا كه تلقى هاى ما آسيب بزرگ اين حوزه به حساب آيد. البته رسيدن به اين منزل آسان نخواهد بود؛ اسباب و لوازم خاص خود را مى طلبد.
«لعل و گهر از دل كان مى طلب
هر چه بيابى به از آن مى طلب»
۱۳۸۴‎/۹‎/۹
رحمت امينى:
بخشى از مشكلات تئاتر دفاع مقدس به ساختار تئاتر كشور برمى گردد
242397.jpg
گفت وگو: سورنا صداقت
رحمت امينى نمايشنامه نويس، منتقد و كارگردان تئاتر، آثار قابل توجهى در پرونده فعاليتهاى ده ساله خود دارد. وى كه يكى از فعالان حوزه تئاتر دفاع مقدس مى باشد هم اكنون مدير گروه تئاتر دانشگاه آزاد اسلامى واحد مركز است. با «رحمت امينى» درباره مشكلات و معضلات حوزه تئاتر دفاع مقدس و آينده و وضعيت كنونى آن گپ و گفتى داشته ايم كه در ادامه مى خوانيد:

آيا تئاتر دفاع مقدس مى تواند در آينده اى نزديك با طيف گسترده اى از مخاطبان ارتباط برقرار كند؟ براى اين كار به چه بسترسازيهايى احتياج هست؟
در قضيه تئاتر دفاع مقدس بخشى از مشكلات اين حوزه به بدنه تئاتر كشور برمى گردد. متأسفانه ادبيات ما در اين حوزه تاكنون ادبيات قابل قبولى نبوده چرا كه ساختار آن بسيار كوچك تعريف شده و اين ساختار كوچك اصلاً بستر مناسبى براى رشد تئاتر دفاع مقدس نيست. اين موضوع بايد در يك پهنا و ساختار گسترده تر تعريف شود تا بتواند پايه هاى اصولى و بنيادى آن گذاشته شود.
على رغم اين صحبتها تئاتر ما در اين حوزه هنوز يك نهال است كه بايد به آن رسيدگى كرد و مراقب بود كه هرز نرود. ما هنوز در بسيارى از شهرهامان حتى يك سالن نيمه استاندارد هم نداريم. پس چطور بايد انتظار داشته باشيم كه در كليت تئاتر كشورمان مشكلى وجود نداشته باشد چه برسد به حوزه تئاتر دفاع مقدس كه بسيار نوپا و جوان است.
چندى پيش به اتفاق دوستان تئاترى به خرمشهر رفتيم. اتفاقاً سرى به سالن نمايش آنجا زديم و يك اجرا هم ديديم. من ضمن برگشتن به تهران به دوستان گفتم كه واقعاً اينها از جان مايه مى گذارند كه با اين شرايط و نبود امكانات فعاليت مى كنند. اينها را عرض مى كنم كه متوجه شويد چقدر زيرساخت هاى تئاتر كشور ما ضعيف است.
چرا اتفاقى در اين ساختار نمى افتد. چه بايد كرد؟
تئاتر ما در مجموع خلاصه شده در مركز هنرهاى نمايشى كه چندى است به اداره كل تغيير پيدا كرده است. به نظر شما يك اداره كل چقدر مى تواند در ساختار اجرايى تئاتر كشور مؤثر باشد؟ طبيعى است كه وظايف و قدرت بسيار پايينى دارد. باز اگر در يك پله بالاتر، مثلاً معاونت هنرى تئاتر تعريف مى شد (مثل سينما) جاى اميدوارى بود. همه اينها را شما در نظر بگيريد بعد برويد سراغ تئاتر دفاع مقدس، طبيعى است كه رشدى نخواهد داشت. ما وقتى در كليت تئاتر كشور با اين مشكلات مواجه هستيم ديگر چه انتظارى بايد از تئاتر دفاع مقدس داشته باشيم؟ تئاتر كشور از لحاظ تعدد دانشگاهها، تعداد دانشجويان و... رشد فراوانى داشته اما در مفهوم عميق ترش كه ساختار و تعريف جايگاه آن در هنر كشور باشد متأسفانه عقب افتاده است!
به تعريفى، در اقيانوسى قرار گرفته كه تنها اندكى در آب فرورفته است و شناخت ابعاد و عمق آن بستگى به بودجه و تغيير نگاه كلى در اين زمينه دارد.
من كارگردان ها و نويسنده هاى قدرى را در همين حوزه تئاتر دفاع مقدس سراغ دارم كه به لحاظ نبود بودجه، امكانات و حمايت هاى خاص كنار رفته اند و در عرصه هاى ديگر فعاليت مى كنند.
در تئاتر دفاع مقدس تا چه اندازه با آدمهاى واقعى روبرو بوده ايد؟
بسيار كم، برخى متوليان مثل بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاى دفاع مقدس تلاشهاى خوبى دارند اما زمانى كه اسم جشنواره مى آيد اهداف خاص خودشان را دنبال مى كنند و ميراث دفاع مقدس را با اهداف خودشان تعريف مى كنند نمى خواهم بگويم اين نگاه بدى است اما به هر حال بايد بسترهاى دفاع مقدس را متناسب با واقعيات روز بسازيم؟ «محمد يعقوبى» از نمايشنامه «زمستان۶۶» بدون اينكه تحت حمايت كسى باشد اثرى خلق و كارگردانى كرد كه در ارتباط با واقعيت هاى ۸ساله دفاع مقدس بود و بسيار هم مورد استقبال قرار گرفت. يا عليرضا نادرى و مهرداد رايانى مخصوص كه اينها وقتى نوشته هايشان را با موضوع دفاع مقدس مى خوانيم به راحتى ارتباط را مى گيريم و...
پس به سفارشى بودن غالب نمايشنامه هاى جشنواره هاى دفاع مقدس معتقديد؟
كاملاً اگرچه دادن جايزه ، رتبه و عنوان براى رشد بسيارى از نويسندگان مفيد است و گاهى هم استعدادى از آنها بيرون مى زند اما آن حالت هنرى را در مجموع ندارند.
آيا طرح موضوعى براى شناخت دانشجويان اين رشته با واقعه سالهاى دفاع مقدس در قالب چند واحد درسى را اقدامى مثبت در اين زمينه ارزيابى مى كنيد؟
اصلاً ضرورى نمى دانم. چرا كه معتقدم اسم گذاشتن روى اين مبحث به مهجور بودن آن دامن مى زند، خيلى از نمايشنامه نويسان بزرگ دنيا مثل اونيل يوجين به نسبت شرايط روز آثارى خلق كردند كه متأثر از جنگ بود و ماندگار هم شدند، دانشجو بيشتر بايد با ساختار نمايشنامه نويسى و فنون هنرى آن و تاريخ تئاتر ايران و جهان آشنا شود و مفاهيم ذهنى پيرامونش را خودش به دست آورد چرا كه هر كس از زاويه نگاه خود به دنياى پيرامون و اتفاقات دور و برش نگاه مى كند.
از جديدترين كارتان در اين حوزه برايمان بگوييد؟
آخرين كارم با محور و موضوعيت دفاع مقدس «شناسايى» نام داشت كه چندى پيش در سالن «مهر» حوزه هنرى اجرا شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |