شنبه ۱۰ دى ۱۳۸۴ -
Sat, Dec 31, 2005
ديپلماتيك
۳۳۵۵
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
كتاب و كتابخوانى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
مصر و جانشينان احتمالى مبارك
242373.jpg
نوشته مرى آن ديور
منبع: ماهنامه آتلانتيك ـ ترجمه : فرهاد نيك

«حسنى مبارك» رئيس جمهورى پا به سن گذاشته مصر ژانويه ۲۰۰۳ اظهارات شگفت آورى در تلويزيون ملى كشور بر زبان آورد. اين اظهارات در نمايشگاه بين المللى كتاب قاهره ( رويداد فرهنگى سالانه قاهره) بيان شد، جايى كه مبارك، آن را فرصتى براى ملاقات با روشنفكران مصرى مى بيند. رئيس جمهورى ۷۵ ساله مصر، صبح آن روز بسيار تندخو مى نمود، جنگ در عراق در شرف وقوع بود و ايالات متحده آمريكا بر سياست هاى تهاجمى در خاورميانه پافشارى مى كرد. مجموع اين رويدادها مبارك را تحت فشار قرار داده بود. دستورات و فرامين او ناديده گرفته شده بود. تظاهرات در خيابانها شدت گرفته بود و زمان آن رسيده بود كه وى دست به اصلاحات دموكراتيك در نظام سياسى و اقتصادى مصر بزند؛ امرى كه وى به شدت از آن براى سالها پرهيز كرده بود. مبارك زياد از ملاقات با روشنفكران مصرى آن هم زمانى كه محبوبيت او به شدت هم در كشورش و هم در واشنگتن رو به كاهش بود، راضى نبود. براى بسيارى در آن روز، مبارك متزلزل ترين گام را در دوران رياست جمهورى اش برمى داشت. هنگامى كه وى وارد جمعيت شد، يك نويسنده برجسته مصرى از او پرسيد كه آيا درست است كه عربستان سعودى به منظور جلوگيرى از وقوع جنگ سعى كرده است صدام را به كناره گيرى از قدرت ترغيب كند؟
مبارك كه در شرايط عادى بسيار خونسرد و آرام است در يك لحظه واكنش عجيبى نشان داد. او كه عصبى مى نمود، گفت: غيرممكن است. يك رئيس جمهورى هرگز از قدرت كناره نمى گيرد.
با بيش از ۲۰ سال حكومت ، مبارك پرسابقه ترين رئيس جمهورى در تاريخ كشورش است. خشم عمومى عليه حكومت وى در مصر رو به افزايش است. اگرچه در مصر، رسماً دموكراسى وجود دارد. اما يك كميته دولتى طى سالهاى اخير مانع تشكيل احزاب سياسى زيادى شده است.
در دوران زمامدارى مبارك، طبقه حاكم چندان تغييرى نكرده است. پس از به دست گرفتن قدرت در سال ۱۹۸۱ پس از ترور «انورسادات»، او حكومت خود را در دايره اى از نظاميان و افسران امنيتى و اطلاعاتى محدود كرده است. سادات و «جمال عبدالناصر» نيز چنين حلقه كوچكى داشتند. مصر كه در سال ۱۹۵۲ شاهد انقلاب ناسيوناليستى بود، امروز، با فساد و ركود سياسى مواجه است. ايالات متحده آمريكا تا همين اواخر از حكومت مصر بسيار راضى و خشنود بود و همين مسأله باعث شد تا مبارك، اين كشور را به دومين متحد استراتژيك آمريكا در خاورميانه تبديل كند. وى به محض به قدرت رسيدن، تعهد خود را نسبت به پيمان صلح با اسرائيل اعلام كرد و توانست مصر را به جايگاه اصلى خود به عنوان رهبر جهان عرب بازگرداند. مبارك در پشت صحنه به عنوان يكى از ميانجيان صلح خاورميانه فعاليت كرده است. يك دهه پيش، او جنگ آمريكا عليه عراق را مشروع دانست و به يارى ايالات متحده آمريكا شتافت. او كشورهاى متعهد عربى را قانع كرد كه به ائتلاف آمريكا بپيوندند تا كويت را از چنگ ارتش صدام رها كنند. مصر ۳۶ هزار سرباز به منطقه اعزام كرد و پايگاه هاى هوايى خود را در اختيار آمريكا قرار داد. به خاطر همين خدمات، مبارك توانست قاهره را به عنوان كانون و مركز سياست آمريكا در جهان عرب معرفى كند و سالانه ۲ ميليارد دلار از آمريكا كمك مالى دريافت مى كند. اما همه چيز در مصر مبارك خوب نيست. اندكى از ميلياردها دلارى كه مصر در سال دريافت كند، صرف اقتصاد كشور مى شود. توليد ناخالص ملى كشور پايين است و نيمى از جمعيت كشور بيسواد است. سيستم سياسى كشور نيز به شدت دچار نارسايى است. بسيارى از جمعيت۷۰ ميليونى سالها در شرايط اضطرارى زندگى كرده اند و اكثر آنها نسبت به دولت احساس خشم و آزردگى دارند.
از اين خشم عمومى، اسلام گراهاى كشور به خوبى بهره بردارى كرده اند. اسلام گراها بخصوص جمعيت اخوان المسلمين طى سالهاى اخير توانسته اند خود را به عنوان آلترناتيو حكومت معرفى كنند. طى ماههاى پيش از جنگ، براى يك ماه به قاهره رفتم، جايى كه بيش از ۲۰ سال پيش در آن زندگى مى كردم و از وضعيت فعلى آن شگفت زده شدم. قاهره به يك شهر اسلامى تبديل شده است. عده زيادى از زنان حجاب بر سر دارند و حتى برخى از آنها از چادر استفاده مى كنند. مردان ريش هاى اسلامى دارند. اين خصيصه حتى در ميان طبقه ثروتمند و تحصيل كرده در غرب هم ديده مى شود. تظاهرات ضددولتى در اين كشور صورت مى گيرد. قبل از آغاز جنگ، من شاهد تظاهرات
۲۰ هزار نفره اى بودم كه در حمايت از فلسطين و عراق صورت گرفت و تظاهركنندگان شعار جهاد سرمى دادند. اين تظاهرات كه معمولاً رويه ضددولتى دارند، با واكنش شديد دولت مواجه مى شوند.
روابط مصر و ايالات متحده از اواخر دوره رياست جمهورى «بيل كلينتون» دچار تنش اندكى شد، هنگامى كه كلينتون در آخرين ماههاى رياست جمهورى اش سعى در برقرارى صلح در خاورميانه داشت، از مبارك خواست با اعمال فشار بر «ياسر عرفات» او را به صلح با اسرائيل وادارد، اما مبارك در اين كار شكست خورد تا يك مقام وزارت خارجه اين كشور بگويد كه اگر مبارك حتى نمى تواند اين كار را بكند، پس ديگر چه كارى مى تواند انجام دهد؟
به اين ترتيب بود كه خشم آمريكاييان از مبارك شكل گرفت. پس از اين واقعه، سازمان اطلاعاتى به دستور مبارك، به بازداشت «سعدالدين ابراهيم» فعال حقوق بشر مصرى _ آمريكايى پرداخت. سپس مطبوعات و تلويزيون مصر به انتشار و پخش مطالب ضديهودى و ضدآمريكايى پرداختند و حتى تلويزيون دولتى، سريالى ضداسرائيلى پخش كرد كه همه اينها باعث خشم شديد واشنگتن شد.
اما هيچ كدام از اين وقايع به اندازه يازده سپتامبر اهميت نداشتند. پس از حوادث يازده سپتامبر، مبارك و دولت او سرسختانه از پذيرش اين موضع كه «ايمن الظواهرى» يار نزديك بن لادن، پزشك مصرى است كه در زندان مصر و تحت شكنجه هاى حكومت به دامان بنيادگرايان افتاده است، امتناع ورزيدند. آنها توجهى نكردند كه «محمد عطا» كه هواپيما را به برج شمالى سازمان تجارت جهانى زد، پسر يك وكيل مصرى است. آنها قبول نكردند كه صدها مصرى در گروه القاعده فعال هستند. قبل از يازده سپتامبر هميشه گفته مى شود كه القاعده يك سازمان مصرى است كه تنها سركرده آن سعودى است.
و ناگهان جنگ عراق پيش آمد. على رغم فشارهاى فراوان آمريكا بر مصر، قاهره محتاطانه از جنگ انتقاد كردو مبارك آشكارا به آمريكا در زمينه حضور نظامى در عراق هشدار داد و گفت: چنين حضورى باعث ايجاد صدها بن لادن خواهد شد. اين جنگ باعث شد كه حتى همكاريهاى نظامى دو كشور نيز از اين اختلاف نظرها تأثيرپذير شود. نارضايتى مصر از اقدامات واشنگتن آشكارا بارها بيان شد. هنگامى كه من ژنرال «فواد اسعدالدين» فرماندار اسماعيليه را ديدم تازه از صرف ناهار با سفير و وابسته نظامى آمريكا برگشته بود. يكى از مشاوران اين ژنرال برجسته گفت: ملاقات چندان مثبت نبود، چون ژنرال به آمريكايى ها گفته بود كه اين جنگ تمام خصوصيات يك فاجعه را دارد.
واشنگتن كه از عدم همكارى مصر در جنگ ناخشنود بود، آشكارا به انتقاد از رژيم مصر پرداخت. يك مقام دولت بوش به مبارك گفت كه رژيم او كه تنها با كمكهاى دولت آمريكا سرپا است، به اصلاحات نياز دارد. فشار بر مبارك به طور محسوسى افزايش يافت. جنگ عليه عراق اگرچه باعث خشم عمومى مردم مصر شد، اما آنها موضع تغيير رژيم را در مصر ايده بدى ندانستند. اين موضوع باعث شد كه مبارك ميان فشارهاى واشنگتن و تظاهرات خيابانى گير كند. مبارك و ژنرال هاى مصرى با سؤالهاى بسيار حساس و مهمى روبرو هستند. اما مهمترين سؤال اين است كه چه كسى جانشين و جايگزين حسنى مبارك رئيس جمهور مصر خواهد شد؟
اين سؤال به طرز شگفت آورى در سطح جامعه مطرح است. آينده سياسى كشور وابسته به پاسخ اين سؤال است. يكى از جنبه هاى جالب و شگفت آور دوران زمامدارى دو دهه اى حسنى مبارك كه كمتر درباره آن صحبت شده، اين است كه او هيچگاه كسى را به عنوان قائم مقام يا وارث خود تعيين نكرده است. مبارك هميشه بين اين دو راهى قرار گرفته است كه يك نظامى را به عنوان جانشين تعيين كند يا يك فرد غيرنظامى را، اما به نظر مى رسد او امروزه از هر دو گروه يك نفر را به عنوان جانشين احتمالى خود تعيين كرده است. يك ژنرال از دسته نظاميان و ديگرى پسرش «جمال».
عده زيادى از مصرى ها تا همين اواخر با ژنرال «عمر سليمان» آشنا نبودند. او رئيس سازمان اطلاعاتى كشور است كه از قدرت فراوانى در ساختار كشور برخوردار است. اين ژنرال ۶۸ ساله هم اكنون از سايه خارج شده است. ظاهر شدن ژنرال سليمان همزمان با ظهور پديده جديد مصر، جمال مبارك صورت گرفت. جمال مبارك پسر جوان تر حسنى مبارك، ۴۰ سال سن دارد. ژنرال سليمان كه به طبقه عاليرتبه مصر يعنى نظاميان تعلق دارد، از شركت كنندگان در جنگ اعراب و اسرائيل است، اما جمال هنگامى متولد شد كه اكثر اين اتفاقات دلخراش (جنگ ها) تمام شده بود. او در بهترين دانشگاه ها درس خواند و تا قبل از ورود به دنياى سياست در دنياى اقتصاد فعاليت كرد. بسيارى، ژنرال سليمان را به علت سن زياد و جمال را به خاطر سن كم مناسب جايگزينى مبارك نمى دانند. انتخاب احتمالى يكى از اين دو طبقه روشنفكر و ممتاز مصر را به هيچ وجه خشنود نخواهد كرد. اما مجموع وقايع و حوادث اخير، اين سؤال ها را مطرح مى كند كه آيا مبارك و ژنرال هاى او بايد نظام ديگرى را براى رهبرى كشور انتخاب كنند؟ آيا مصر بايد همانند برخى كشورهاى عربى جمهورى موروثى داشته باشد؟ آيا ارتش كشور اجازه چنين كارى را مى دهد؟ آيا زمان آن فرارسيده است كه انتخاب آزاد برگزار شود؟ آيا مبارك بايد پسر خود، يك نظامى يا روحانى را براى اداره كشور انتخاب كند؟ اگر در پى انتخابات آزاد كسى خارج از حلقه حكومتى برنده شود، چه وضعيتى پيش مى آيد؟
پاسخ به اين سؤال ها براى مصر و ايالات متحده بسيار مهم و حياتى هستند. همچنانكه براى جهان عرب نيز مهم است، چون هر اتفاقى كه در قاهره پايتخت فرهنگى - ژئوپولتيكى منطقه بيفتد، مطمئناً بر ساير كشورهاى عرب هم اثر مى گذارد. هر تغييرى در مصر،  منادى اتفاقاتى است كه در جهان عرب خواهد افتاد.
پسر:
جمال مبارك، قد بلند با اندامى متناسب با چهره اى كودكانه و موهايى كوتاه و لبخندى دلنشين و جذاب بيشتر شبيه مادر ولزى خود «سوزان» است تا حسنى مبارك. او آخرين تحولات دنياى مد را پيگيرى مى كند و بهترين كت و شلوارهاى انگليسى و كفش هاى چرم ايتاليايى را مى پوشد. از نظر حرفه اى، جمال يا آنگونه كه دوستانش، او را صدا مى كنند «جيمى» يك بانكدار حرفه اى است. يك مشاور اقتصادى و مؤسس و عضو هيأت مديره سازمان ها و مؤسسات مختلف. او در دانشگاه آمريكايى قاهره تحصيل كرده است و به ماشين هاى اسپورت علاقه بسيارى دارد. برخلاف بسيارى از فرزندان رهبران جهان عرب، وى در ابتدا هيچ ميل و اشتياقى براى ورود به دنياى سياست و جانشينى پدر نداشته است. اما اندكى پيش از يازده سپتامبر، پدرش تصميم گرفت تا وى را وارد دنياى سياست كند.
اگر با دقت به روابط مصر و آمريكا نگريسته شود، مى توان اين موضوع را درك كرد كه كاهش روابط قاهره - واشنگتن كه با فشار و خواست آمريكا بر مصر براى آغاز اصلاحات همراه بود، همزمان با مطرح شدن جمال مبارك صورت گرفته است. در اواسط سال هاى ،۱۹۹۰ جمال پس از يك اقامت ۶ ساله در «لندن» و كار در بانك آمريكا، به مصر بازگشت و بلافاصله سمت مهمى در حزب دموكراتيك ملى پدرش دريافت كرد. در ساليان نخستين دهه جديد و همان زمان كه بوش و تيم اجرايى او بر تغيير رژيم در خاورميانه پافشارى مى كردند، جمال نيز پله هاى ترقى را طى مى كرد. او همان زمان، رياست كميته اى را به عهده گرفت كه مسؤول بررسى سياست هايى براى اصلاحات در كشور شد. از آن زمان، او به تدريج با پدرش به سفرهاى خارجى رفت و در جلسات دولت هم شركت كرد. البته او هنوز نمى داند كه چه نقشى را بايد ايفا كند. آيا او بايد مدافع اصلاحات اقتصادى باشد؟ يا تنها راه پدر را ادامه دهد.
مبارك، مرد بسيار محتاطى است يك ديپلمات غربى مى گويد: بهترين روز براى حسنى مبارك آن است كه از زمان برخاستن تا خوابيدن او در يك شبانه روز هيچ اتفاقى نيفتد. اما امروز وضعيت چندان مساعد نيست. خشم عمومى در مرحله انفجار است، اقتصاد در وضعيت مناسبى نيست و بخش بازرگانى از اينكه خصوصى سازى دچار تأخير چهار ساله شده است، خشنود نيست. ژنرال هاى قدرتمند مصر از اين وضعيت خشنود نيستند. آنها از مسأله استمرار حكومت مبارك ها هم راضى نيستند و ترجيح مى دهند كه يك نظامى جانشين مبارك شود. ژنرال هاى مصرى بر اين باورند كه مصر، كشورى نيست كه حكومت موروثى داشته باشد. آنها مى گويند چنين چيزى هيچ وقت در مصر اتفاق نيفتاده است و سنت براين است كه كشور توسط يك نظامى اداره شود. جمال عبدالناصر و انورسادات هردو پسر داشتند، اما هيچ وقت چنين چيزى را پيشنهاد ندادند.
هنگامى كه من از «على هلال دسوكى » وزير امور جوانان و يكى از نزديكان جمال مبارك در مورد اظهارات ژنرال هاى مصرى پرسيدم گفت : يكى از توانايى هاى بزرگ جمال، آگاهى و اطلاع از او به لزوم اصلاحات است. آمار گوياى همه چيز هست. دوسوم جمعيت كشور زير ۳۵ سال سن دارد. سالانه دهها هزار فارغ التحصيل وارد بازار كار مى شوند كه آنها به جمعيت بى كار كشور اضافه مى شوند. جمال همچنين به مشكل بنيادگرايى آگاه است و مى داند كه دليل گرايش به آن، به بيكارى و عدم تأمين وابسته است.
اما «حشام كاظم» ناشر هفته نامه قاهره تايمز و رئيس سازمان حقوق بشر مصر مى گويد من سخنرانى هاى جمال مبارك را به دقت دنبال كرده ام و بايد بگويم كه چيز جديدى در آنها وجود ندارد. او يك فرد متوسط است .
يك مقام رسمى آمريكا نيز مى گويد: او (جمال ) تأثير خوبى بر طرف مقابل مى گذارد. او بسيار مطمئن تر از پدرش است و اعتماد به نفس خوبى دارد. اما حسام كاظم سرسختانه براين باور است كه جمال جانشين مناسبى براى حسنى مبارك نيست. او مى گويد: مبارك بايد خطرات جايگزينى پسرش به جاى خود را درك كند. اگر او به اين مقام برسد، دوام نخواهد يافت و شايد تنها براى مدت كوتاهى مثل
۳ ماه بتواند دوام بياورد چون يا با كودتا روبرو خواهد شد يا تحت بازداشت خانگى قرار خواهد گرفت.
مبارك، جمال را على رغم نارضايتى ژنرالها براى جانشينى خود تعليم مى دهد. هنگامى كه من در قاهره بودم، جمال به ايالات متحده سفر كرده بود كه اين اولين سفر رسمى او به واشنگتن شمرده مى شد. او مصاحبه اى با روزنامه واشنگتن پست انجام داد كه اندكى مشكل ساز شد و كاخ سفيد نسبت به آن واكنش نشان داد. وى دراين مصاحبه خاطرنشان كرد: اصلاحات در سيستم همه پرسى مصر به هيچ وجه در دستور كار قرار ندارد. او انتقادات از مبارك را رد كرد و گزارش هاى مربوط به سانسور و آزار و شكنجه مخالفان را مزخرف خواند. همان زمان، من در ايام نمايشگاه كتاب قاهره شاهد تظاهرات ضدجنگ بودم. حدود ۵۰تظاهركننده و ده خبرنگار كه توسط ۲ هزار پليس ضد شورش باتوم به دست محاصره شده بودند و يك ژنرال مصرى، كنترل امور را در دست گرفته بود. يك سفير غربى همان زمان به من گفته بود فكر نمى كنم تغيير عمده اى در اينجا صورت گيرد، چون حضور نيروهاى اطلاعاتى و امنيتى به اندازه اى زياد است كه آنها همه چيز را به صورت كامل زير نظر دارند. اگر مبارك تصميم به آزادسازى اقتصاد بگيرد، تنها باعث عميق تر شدن شكاف ميان فقرا و ثروتمندان مى شود. اگر فضاى سياسى را نيز باز كند، باعث ناامن شدن حكومت خود مى شود. هردو اين سناريوها، مى تواند مردم را به خيابانها بكشاند. تنها دوبار در تاريخ معاصر مصر، ارتش براى كنترل اوضاع وارد خيابانها شده است، يكى ، درسال ۱۹۷۷ پس از شورش خيابانى به علت غذا و ديگرى ، در سال ۱۹۸۶ توسط اعضاى جديد پليس قاهره و امروز، پس از جنگ عراق، نيروهاى اين كشور در حالت آماده باش و تحت تعليمات خاص قرار دارند تا در صورت لزوم از آنها استفاده شود و البته اين سؤال هم مطرح است كه اگر ارتش يك بار ديگر به خيابانها فرستاده شود، آيا سربازان حاضر خواهند بود بر روى هموطنان مصرى خود آتش بگشايند؟
چندهفته پس از نمايشگاه كتاب قاهره، حسنى مبارك اجازه دو راهپيمايى و تظاهرات ضد آمريكايى را تأييد كرد. اين تظاهرات عظيم در جهت محكوم كردن حمله آمريكا به عراق و نشاندهنده خشم مردم مصر از اين تهاجم بود. جمعيت اخوان المسلمين، اولين راهپيمايى را سازماندهى كرد و دومى ، توسط حزب دموكراتيك ملى و توسط جمال مبارك انجام شد. هر دو برنامه توسط نظامى اسرارآميز مصر، ژنرال عمر سليمان سرپرستى شد.
ژنرال سليمان از نظر فيزيكى به انورسادات شبيه است. سليمان زادگاه خود را در سال ۱۹۵۴ به مقصد قاهره ترك كرد و در ۱۹ سالگى وارد آكادمى معتبر نظامى مصر شد. اكثر اعضاى جمعيت اخوان المسلمين نيز همان سالها، وارد مدارس مذهبى شدند. پس از فارغ التحصيلى از آكادمى ، سليمان به دستور عبدالناصر به اتحاد جماهير شوروى فرستاده شد تا تعليمات بيشتر و بهترى را فراگيرد. يك ژنرال بازنشسته با سليمان به مسكو رفته بود ،گفت: ناصر همگى ما را به اتاقش فرا خواند و گفت تنها يك تقاضا دارد. تقاضاى او اين بود كه همه ما از مسكو، ضدكمونيست به خانه برگرديم. سليمان با چنين رويكردى به مصر بازگشت. او دو جنگ ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ بااسرائيل را تجربه كرد كه توانست در آنها خود را به عنوان يك استراتژيست برجسته نظامى معرفى كند. وى بعدها توانست در علوم سياسى نيز تحصيل كند و به مدارك عاليه دست يابد. وى همان زمان به سازمان اطلاعات ارتش منتقل شد، جايى كه روابط خود با واشنگتن را آغاز كرد. روابط دوطرف در حين دوجنگ آمريكا عليه عراق مستحكم تر شد. يك مقام آمريكايى كه در جنگ اول خليج فارس با سليمان كار كرده است، مى گويد: او فردى ميانه رو و فعال است. او مورد قبول جامعه بازرگانى كشور است، اما عده اندكى از نظريات و ديدگاههاى سياسى او خبر دارند. اما فكرمى كنم در درازمدت، مى خواهيم با او كار كنيم.
در سال ،۱۹۹۳ ژنرال سليمان به رياست سازمان اطلاعاتى مصر منصوب شد، سازمانى كه بزرگترين سرويس اطلاعاتى جهان عرب شمرده مى شود و آن را با سيا مقايسه مى كنند...
روابط عالى و مستحكم ميان ژنرال سليمان و حسنى مبارك در سال ۱۹۹۵ شكل گرفت.
هنگامى كه مبارك تصميم به شركت در اجلاسى در «آديس آبابا» گرفت، سليمان در دولت اصرار به استفاده از اتومبيل زره دار مبارك كرد. مشاوران سياست خارجى مبارك با اين امر مخالفت كردند و آن را بى احترامى به اتيوپيايى ها دانستند، اما سليمان بر استفاده از مرسدس ضدگلوله مجهز مبارك تأكيدكرد. در ساعت ۸‎/۱۵ روز ۲۶ ژوئن هنگامى كه مرسدس مبارك از فرودگاه آديس آبابا خارج شد، مردان مسلح به طرف خودروى رئيس جمهور شليك كردند. اگر مبارك در يك خودرو معمولى بود، مطمئناً از اين سوءقصد جان سالم به درنمى برد. ژنرال سليمان توانسته بود جان رئيس جمهور را نجات دهد. مردان مسلح از اعضاى گروه اسلامى «جماعت الاسلاميه» و از ساكنان مصر عليا بودند. پس از آن حادثه، مبارك سراسر خشم و غضب به قاهره برگشت. ژنرال همان موقع دريافت كه دولت در مسير خطرناكى قراردارد. تمام تلاش هاى آن براى ازبين بردن جنبش هاى اسلامى يا خنثى كردن آن ازطريق محدودكردن و فشار آوردن به شكست منتهى شده است. در تابستان ۲۰۰۰ بود كه مصرى ها براى اولين بار با ژنرال عمر سليمان آشنا شدند. تا آن زمان، مطبوعات كمتر از او اسم برده بودند، اما آن موقع، او براى اولين بار همراه با مبارك در مراسم خاكسپارى «حافظ اسد» شركت كرد.
اولين حضور عمومى او با به قدرت رسيدن «بشاراسد» پسر حافظ اسد همراه شده بود. سپتامبر همان سال، هنگامى كه روند صلح فلسطين و اسرائيل متوقف و انتفاضه شعله ور شد. سليمان بدون خستگى و با پشتكار فراوان به اسرائيل (فلسطين اشغالى) و نواحى خودگردان مسافرت كرد و بارها با مقام هاى موساد و دولت آريل شارون براى به جريان انداختن جريان صلح مذاكره كرد. يكى از افرادى كه سليمان بارها ملاقات كرد، «امرى شارون» پسر آريل شارون نخست وزير اسرائيل بود. او ساعت ها با عرفات، رهبران حماس و ديگر گروهها مذاكره كرد تا به آتش بس با اسرائيل دست بزنند.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |