دوشنبه ۱۲ دى ۱۳۸۴ -
Mon, Jan 2, 2006
حوادث
۳۳۵۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
سردرگمى در پرونده
با كشف جسد يك زن در خيابان پاسداران
جويندگان عاطفه
دستگيرى سارق
فرش هاى نفيس نماينده مجلس
سارق حرفه اى فرشهاى دستباف منازل شمال شهر تهران كه تعدادى فرش از منزل يكى از نمايندگان مجلس نيز به سرقت برده بود با تلاش مأموران پليس آگاهى شمال تهران دستگير شد. به گزارش فارس، با دستگيرى متهم او براى تحقيقات به اداره آگاهى منتقل و در بازجويى ها به سرقت چند تخته فرش دستباف از منازل شمال تهران به ارزش ۴۰۰ ميليون تومان اعتراف كرد. و ى همچنين به سرقت چند تخته فرش نفيس از منزل يكى از نمايندگان مجلس نيز اعتراف كرد.
شكايت خانوادگى
گروه حوادث: مردى كه نتوانسته بود دخترش را از ازدواج با مرد ميانسالى منصرف كند از او شكايت كرد.
اين دختر نيز از برادر ۲۲ ساله اش به خاطر ايراد صدمه بدنى با چاقو شكايت كرد. بنا به اين گزارش با طرح پرونده اختلافات خانوادگى در شعبه هفتم داديارى دادسراى ناحيه ۱ شميران داديار عبدى دستور احضار متهمان و شكات پرونده خانوادگى را براى روشن شدن موضوع صادر كرد. در جلسه دادرسى دختر ۴۷ ساله اى كه به خاطر ازدواج با خانواده اش دچار مشكل شده بود گفت: پس از سال ها تصميم به ازدواج گرفتم و با مرد ميانسالى كه با همسرش اختلاف و قصد طلاق او را داشت آشنا شدم و به عقد او درآمدم. اما خانواده ام در مقابل من موضعگيرى كردند و به بهانه اينكه من عامل اختلافات زناشويى آنها بوده ام مرا مورد ضرب و جرح قرار داده و برادر ۲۲ ساله ام با استفاده از چاقو مرا مضروب كرد. آنها مرا از خانه بيرون مى كنند اما من بدون جهيزيه و پس انداز چطور زندگى جديد را شروع كنم.
پدر دختر جوان در دادگاه حاضر و در حالى كه به هيچ وجه حاضر به پذيرفتن اين موضوع نبود گفت: دخترى كه بعد از يك عمر آبرودارى، زندگى ديگرى را تصاحب مى كند نيازى به جهيزيه ندارد. او با مردى ازدواج كرده كه همسن من است و من از او خوشم نمى آيد. دليل جراحات و بريدگى هاى صورت دخترم هم اين است كه در جريان دعوا ظروف چينى شكسته شد و يكى از تكه هاى شكسته به صورت دخترم برخورد كرده است.داديار عبدى به كلانترى دستور داد با توجه به آن كه اختلاف خانوادگى است با مشاوره طرفين نزاع را به سازش دعوت كنند و پرونده جهت تكميل تحقيقات به كلانترى ارسال شد.
سردرگمى در پرونده
دختر هفت تيركش تهرانى
242721.jpg
گروه حوادث _ بازسازى صحنه جنايت از سوى دختر هفت تيركش تهرانى نيز نتوانست گره معماى اين قتل را بگشايد.«ماندانا» مادر سه كودك، سه سال قبل به اتهام قتل دوست شوهرش بازداشت و پس از محاكمه محكوم به اعدام شد، اما اخيراً از سوى قضات ديوان عالى كشور رأى صادره از سوى قاضى پرونده نقض شد.
بر اساس محتويات پرونده، اين زن از نخستين روزهاى بازداشتش، هر بار بحثى تازه را درباره چگونگى وقوع جنايت مطرح كرده كه با اظهارات سابق خود متفاوت بوده است.وى در پاره اى از مواقع به طور كامل ماجراى قتل را به گردن گرفته و شرح آن را بازگو مى كند، در حالى كه مدتى بعد در جلسه ديگر به كلى منكر ماجرا شده و خود را بى گناه مى داند.از آنجايى كه با گذشت سه سال از ماجراى اين قتل، پليس اقدام به بازسازى صحنه جنايت كرده است و با توجه به گذشت مدت زمان طولانى از ماجراى شليك مرگبار بازسازى صحنه نتوانست پليس را به حقيقت ماجرا رهنمون كند.
در همين راستا در بررسى هاى تازه پليس و دستگاه قضايى، اطلاعات تازه اى به دست آمده است كه به احتمال قوى به طور كلى روند رسيدگى به اين پرونده را دگرگون خواهد كرد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۱۵ و ۳۰ دقيقه ظهر جمعه ۳۱ خرداد ماه سال ۸۱ در يك تيراندازى مرگبار پسرى جوان به نام «مسعود» در حالى كه سوار موتوسيكلت خود بود، در حوالى پارك هفت چنار از پاى درآمد و پليس زن ۲۴ ساله اى به نام «ماندانا» را عامل جنايت شناخته و بازداشت كرد.قاضى رسيدگى كننده به اين پرونده، قرار بازداشت موقت اين متهم را پس از سه سال به قرار وثيقه ۲۰۰ ميليون تومانى تبديل كرد.
با كشف جسد يك زن در خيابان پاسداران
توطئه خونين در صبحگاه يكشنبه
گروه حوادث: يك زن ۴۱ ساله، وقتى دختر دانش آموزش را به مدرسه رساند نمى دانست در بازگشت به خانه در دام توطئه جنايت يك آشنا گرفتار خواهد شد. راز اين جنايت، ظهر روز گذشته _ يكشنبه ۱۱ ديماه سال جارى _ در خيابان پاسداران فاش شد كه در آن زنى به نام «شهره» در غياب اعضاى خانواده اش به طرز مرموزى به قتل رسيد.
بنابه اين گزارش، يك مهندس وقتى بارها به خانه اش زنگ زد و ديد خبرى از همسرش نيست به جست وجوى وى پرداخت تا اينكه پى برد «شهره» به خانه هيچكدام از آشنايان و بستگانشان نرفته است و با نگرانى خود را به خانه اش رساند.اين مرد كه مى دانست به خاطر مدرسه رفتن دختر ۱۲ ساله اش «شهره» نمى تواند براى ساعات زيادى بيرون از خانه باشد وقتى وارد خانه شد و همسرش را صدا زد هيچ صدايى نشنيد تا اينكه وارد اتاق خواب شد و با پيكر بى جان و خون آلود همسرش روبرو شد.
دقايقى نگذشته بود كه با وارد عمل شدن مأموران كلانترى ۱۲۴ تهران، بازپرس اصغرزاده از شعبه دوم ويژه قتل دادسراى امور جنايى در جريان اين جنايت قرار گرفت و در قتلگان زن ۴۱ ساله به تجسس هاى جنايى پرداخت.
در بررسى قفل هاى در ورودى مشخص شد كه قاتل به راحتى و بدون صدمه زدن به راه هاى ورودى داخل خانه قربانى شده است و يك آشنا در اين جنايت دست داشته است.جسد زن جوان درحالى كه دستان و پاهايش با پارچه اى بسته شده بود و سه ضربه مرگبار چاقو به گردنش وارد شده بود كف اتاق خواب ديده مى شد و در هيچ جاى خانه آثارى از بهم ريختگى يا سرقت وجود نداشت.تحقيقات جنايى نشان داد كه قربانى، مادر خانواده اى است كه پسر دانشجويش در زمان وقوع قتل در دانشگاه بود و دختر نوجوانش نيز آخرين بار «شهره» را وقتى او را به مدرسه رسانده بود، ديده است.شوهر اين زن در تحقيقات، گفت كه وقتى تماس هاى تلفنى اش بى پاسخ مانده است نگران شده بود و از اينكه در زمان قتل قرار بود ميهمانى داشته باشند بى اطلاع بوده است. بازپرس اصغرزاده در اين خصوص به خبرنگار جنايى ما گفت: «قاتل با توجه به اينكه ورودش به خانه با زور نبوده است حتمآ يك آشنا با انگيزه اى مرموز است چرا كه بررسى ها در صحنه جنايت و از نظر خصوصيات رفتارى، اخلاق و شخصيتى قربانى نشان مى دهد كه اين قتل با انگيزه اى غير از مسائل اخلاقى و سرقت بوده است.»وى افزود: «اين قتل بين ساعت ۹ تا ۱۲ ظهر رخ داده است. به نظر مى رسد فاش شدن انگيزه قاتل يكى از سرنخ هاى اصلى در شناسايى آشناى جنايتكار است و تيم ويژه اداره قتل پليس با فرضيه هايى كه در تحقيقات قضايى و پليسى به دست آمده است به موشكافى اين جنايت دست مى زند.»
«رضا» از سه ماه قبل گم شده است
242727.jpg
يك كارآموز مركز بهزيستى در جريان بازگشت به خانه شان به طور مرموزى ناپديد شد.وى كه «رضا سلطانى» نام دارد و ۱۹ ساله است داراى عقب ماندگى ذهنى بوده و در مركز بهزيستى صدوقى كرج كار آموزى مى كرد.اين مدد جو روز ۱۷ مهرماه سال جارى پس از اينكه از خودروى سرويس مركز بهزيستى پياده شد، ديگر به خانه بازنگشت.با گذشت ۳ ماه از اين ماجرا هنوز ردى از جوان ناپديد شده به دست نيامده است.
حكم قطع «يد» براى دزدسابقه دار
گروه حوادث: حكم قطع «يد» يك مرد جوان كه اقدام به سرقت از ۷۲ خانه در سطح تهران كرده بود، از سوى قاضى دادگاه عمومى تهران صادر شد.
اين متهم ۳۲ ساله بر اساس رأى صادره بايد مدت ۳ سال و ۶ ماه را در زندان سپرى كند.بنا به اين گزارش، ساعت ۶ صبح روز ۳۰ شهريورماه سال ۸۳ مرد صاحبخانه اى با ديدن دزد جوانى در يكى از اتاقهاى خانه اش با فرياد همسايه ها را به كمك طلبيد.با توجه به تماس تلفنى همسايه ها وقتى مأموران در محل حادثه حاضر شدند، از آنجايى كه احتمال مى دادند دزد جوان هنوز در حوالى محل سرقت باشد، آن منطقه را تحت بررسى قرار دادند تا اينكه با ديدن يك خودروى پيكان كه به طور مشكوكى پارك شده بود، به بررسى آن پرداختند.اين خودرو درهايش باز بوده و سوئيچ نيز روى خودرو مانده بود، ولى هيچ خبرى از راننده يا سرنشين آن نبود.با انتقال خودرو به كلانترى و بررسى آن مشخص شد كه دو شماره از پلاك خودروى مورد نظر نيز دستكارى شده و شماره هاى تقلبى به جاى اصلى نصب شده است.وقتى پليس مالك خودرو را شناسايى كرد، دريافت اين مرد مدتى قبل خودرواش را به شخص ديگرى فروخته است. با رديابى خريدار مشخص شد او برادر يكى از سارقان حرفه اى و بنام است كه بارها به خاطر ارتكاب اعمال خلافكارانه بازداشت و زندانى شده است.در ادامه بررسى ها مشخص شد اين دزد جوان در سال ۷۵ هنگام سرقت از يك خانه در محاصره پليس گرفتار شده و با اصابت گلوله اى به پايش مجروح و به بيمارستان انتقال داده شد، ولى در آنجا با طراحى نقشه ماهرانه اى موفق به فريب مأمور محافظش شده و متوارى شد.همچنين در بازرسى از خانه وى يك قبضه اسلحه كمرى به دست آمد كه احتمالاً در جريان سرقتها مورد استفاده قرار مى گرفت.با توجه به اعترافات اين متهم به ۷۲ فقره سرقت از خانه هاى تهران و به دليل اعلام رضايت تعدادى از شاكيان، قاضى شعبه ۱۱۵۶ دادگاه عمومى تهران، متهم را به اتهام سرقتهاى تعزيرى به سه سال حبس و ۴۰ ضربه شلاق، استرداد مال مسروقه و اجراى حد سرقت (قطع يد) محكوم كرد.همچنين اين متهم به دليل استفاده از پلاك تقلبى به ۶ ماه حبس محكوم شد.
رهايى قاتل اعدامى از مجازات مرگ
گروه حوادث: يك قاتل اعدامى با گذشت خانواده قربانى جنايت، از مجازات مرگ نجات يافت.اين مرد كه محمد نام دارد روز ۲۵ شهريورماه سال ۸۲ در رباط كريم وقتى با پسر ۲۲ ساله اى به نام اسماعيل بخشنده درگير شد وى را با ضربات چاقو از پاى درآورد. با تأييد حكم اعدام متهم، پورمكرى مسؤول بخش صلح و سازش دادسراى امور جنايى تهران وارد عمل شد و پس از جلسات دوستانه اى كه برگزار شد اولياى دم قاتل را بخشيدند.
كلاهبردارى ماهرانه يك دزد
242724.jpg
گروه حوادث-  پليس به دنبال يك كلاهبردار لنگ است كه با شيوه هاى ماهرانه اى اقدام به فريب و سرقت از مردم مى كند.

اين پسر جوان كه براساس اظهارات شاهدان عينى يكى از پاهايش مى لنگد در حالى كه اطلاعات كاملى از نشانى  هاى طعمه هاى خود جمع آورى كرده، به درخانه او مراجعه كرده و با فريب و حقه او را به بانك مى كشاند سپس در فرصتى مناسب موجودى او را از حسابش گرفته و متوارى مى شود.يك مرد كه مبلغ ۷۰۰ هزار تومانش توسط اين كلاهبردار به سرقت رفته است در اين باره به بازپرس شعبه اول دادسراى شهيد محلاتى گفت: صبح جوانى موتور سوار به درخانه مان آمد. او مى دانست كه من قصد گرفتن وام براى معالجه بيمارى فرزندم را دارم، مرا به بانك برد، گفت بايد ۲۰۰ هزار تومان به حسابت واريز كنى تا سه روزه به تو از طرف كميته امداد وام بدهند. او از من خواست تا در گوشه اى بنشينم و خودش كارها را انجام دهد. به اين ترتيب دفترچه ام را گرفته و مقابل پيشخوان ايستاد. دقايقى بعد اطرافش كمى شلوغ شد و ديگر او را نديدم. وقتى نزد كارمند بانك رفتم گفت پسر جوان پول ها را گرفته و رفته است.در جريان بررسى شكايت ها مشخص شد كه اين متهم براى نقد كردن تراول چك ها هيچ وقت خودش پيشقدم نمى شد و در تمامى موارد كسان ديگرى را براى اين كار اجير مى كرد يا تراول ها را از طريق آژانس ها و پيكهاى موتورى نقد مى كرد.بازپرس كيانى، از شعبه اول دادسراى بعثت با ارائه تصوير چهره نگارى رايانه اى متهم از مردم خواست چنانچه اطلاعاتى از اين متهم دارند مراتب را با شماره تلفن ۲۵-۵۵۳۲۱۵۲۰ اين دادسرا در ميان بگذارند.
جويندگان عاطفه
پسرم كى مى آيد
242718.jpg
دلتنگ پسرم هستم. براى بزرگ كردنش خيلى زجر كشيدم. شوهرم دستفروش بود. با پول كمى كه به خانه مى  آورد، طورى زندگى مى كرديم كه پسرم «الله وردى» راحت باشد.پسرم ۱۲ ساله بود كه شوهرم به علت بيمارى سرطان ريه جان سپرد. در آن موقع من سرپرستى چهار فرزندم را برعهده داشتم. به سختى مخارج زندگى را در مى آوردم. خودم زحمت مى كشيدم تا بچه ها خوب زندگى كنند ولى هر كسى كه مى ديد پدر ندارند، آزارشان مى داد.«الله وردى» تا كلاس پنجم درس خواند. يك روز از پشت بام سقوط كرد و دچار تشنج شد و بعد از آن فراموشى پيدا كرد. وقتى از خانه بيرون مى رفت ديگر نمى توانست خانه را بشناسد و به خانه برگردد. بايد آنقدر جست وجو مى كرديم تا پيدايش كنيم. سالها گذشت تا اينكه پسرم ۲۲ ساله شد وقتى سر كار مى رفتم براى اينكه از خانه بيرون نرود و گم نشود در خانه را قفل مى كردم. يك روز وقتى خواستم سركار بروم متوجه شدم او از خانه بيرون رفته است به همسايه مان گفتم وقتى الله وردى  آمد كليد را به او بده.غروب وقتى به خانه برگشتم او نيامده بود. هر چه جست وجو كردم ديگر پيدايش نكردم. از آن زمان ۱۷ سال مى گذرد.زن اشك هايش را پاك مى كند و مى گويد: هميشه به من اعتراض مى كرد كه چرا اسمش را على نگذاشته ايم. مى گفت : بچه  هاى كوچه به من «آلو» مى گويند زن مى گويد: ۷۲ ساله هستم وتنها مانده ام. پسرم آنقدر با محبت بود كه اگر فراموشى نداشت حتماً به خانه مى آمد. در اين ۱۷ سال به محبت هايش فكر مى كنم و در انتظار روزى هستم كه او را ببينم.غصه پسرم مرا از پادر آورده است. تمام جوانى ام را به پاى بچه هايم گذاشتم و حالا دلم مى سوزد.براى پسر گمشده ام كه حتى يك روز هم روى خوش نديد.
اطلاعات خود را در اين زمينه با تلفن ۸۸۷۶۱۶۲۱- بخش جويندگان عاطفه روزنامه ايران ارسال فرماييد.
توضيح يك خبر
به دنبال چاپ مطلبى تحت عنوان نقشه شوم براى دزديدن يك نوزاد پسر كه روز ۱۲ آذر ماه سال جارى چاپ شده بود، رئيس بيمارستان آرش توضيحاتى در اين باره ارائه كرده است. وى در اين توضيح گفته كه بيمارستان بر اساس طرح تكريم ارباب رجوع تمامى موارد در رابطه با بيماران و همراه آنان را رعايت كرده و علت اصلى ربوده شدن نوزاد در تاريخ ۹ آذر ماه، معرفى كردن فرد مظنون به عنوان خواهر بيمار توسط مادر و نزديكان بيمار بوده و بيمارستان تا اين لحظه همكارى خوبى با دست اندركاران تحقيق پرونده داشته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |