دوشنبه ۱۲ دى ۱۳۸۴ -
Mon, Jan 2, 2006
گفت و گو
۳۳۵۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
گفت وگو با كيانوش كيانى استاد دانشگاه
گفت وگو با دكتر ويكتوريا جمالى
پژوهشگر و استاد محيط زيست دانشگاه تهران
گفت وگو با كيانوش كيانى استاد دانشگاه
ثروتى به نام منابع طبيعى
بخش دوم و پايانى
مهرداد ناظرى ـ روزبه زعفرانى

* اطلاعات اقليمى و طبيعى را مى توان با تحقيق ميدانى جمع آورى كرد. ولى آنچه كه در برنامه ريزى هاى ما ناديده انگاشته شده است همين تاريخ فرهنگى و اجتماعى و ذهنيتهايى است كه در منطقه مورد برنامه ريزى وجود دارد. مثلاً منطقه اى ممكن است از لحاظ اقليمى، خاك و. . . منطقه مناسبى براى كشت سيب زمينى باشد و در برنامه ريزى آنجا، به كشت سيب زمينى اولويت اختصاص دهيم بدون آنكه توجه كنيم مردم اين منطقه به دلايل اجتماعى، تاريخى فرهنگى و اقتصادى تمايلى به پذيرش كشت سيب زمينى ندارند و بر همين مبنا در عمل برنامه به اجرا در نمى آيد؟
دقيقاً همينطور است. مثلاً در جايى كه معيشت مردم سالها دامدارى بوده است، ذخيره هاى ژنى دامى براى ما مهم است. در مورد اقليم كه شما اشاره داشتيد، در كشور ما يك اقليم شناسى عاميانه وجود دارد كه خيلى جالب خود را حتى در ادبيات و شعرهاى ما نشان مى دهد. نوع استفاده از آب كه امروزه به آن آبيارى قطره اى مى گويند از هزار سال پيش در ايران وجود داشته است كه همان آبيارى كوزه اى است. من معتقدم ما در برنامه ريزى ها بخشى به نام دانش بومى را بايد لحاظ كنيم و از انديشه مردم مناطق مختلف بهره ببريم. شما پزشكى سنتى ما را مطالعه كنيد، خواهيد ديد كه چه دامنه و برد وسيعى دارد. همين امروز در دنيا استفاده از گياهان دارويى متداول گشته، در حالى كه در كشور ما استفاده از آنها داراى سابقه چند هزار ساله است.
توسعه يك حجم است كه داراى ابعاد گوناگون است. بنابراين براى دست يافتن به آن بايد تمام دانش را به كار بگيريم و هم از دانش بومى و هم از دانش مدرن استفاده كنيم. ما در اين بحث گفتيم كه به دانش بومى بى توجهى كرديم البته در جاهايى هم به درستى از دانش بومى بهره برديم. در زمينه دامدارى، كشاورزى و صنايع دستى دستاوردهاى فراوانى به دست آورديم. در مورد موضوعى هم كه شما اشاره داشتيد، من هم با شما هم عقيده هستم. اگر شما بدون نظريه و فرضيه علمى سراغ دانش بومى برويد با شكست مواجه خواهيد شد و براى اين كار ما بايد يك نقشه و استراتژى كلان داشته باشيم.
* اگر اين تئورى و استراتژى را داشته باشيم ولى به شكل سيستميك به آن نگاه نكنيم؛ قرار گرفتن در يك مدار بسته قلمداد نمى شود؟
در توسعه عوامل گوناگون داخلى و خارجى مداخله دارند و بعضى از اين عوامل در كنترل ما هستند. يك سرى ازعوامل مانند آب، خاك، هوا مهارتهاى انسانى در اختيار ما هستند اما مواردى وجود دارد كه ديگر در حيطه اختيار ما نيست، و بحث ديگرى را مى طلبد. گاهى جامعه اى ممكن است به خاطر وضعيتى كه در دنيا حاكم است متوقف شود كه افغانستان نمونه مشخصى از همين وضعيت است. چند دهه اين كشور متوقف ماند به خاطر اين كه اين منطقه در بحث قدرتهاى بزرگ روى مرز تقابل آمريكا و شوروى قرار گرفته بود. و يا در جايى ديگر ملاحظه مى كنيد كه توسعه نسخه اى است كه از خارج وارد مى شود كه در اين گونه برنامه ريزى ها هيچ گونه سنخيتى بين اهداف ملى و ايده ها ديده نمى شود. در بخش هاى بين المللى نيز ما از يكسو با يك سرى موضوعات، ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك سروكار داريم و از سوى ديگر بين مجموعه اى از مرزها و خط كشى ها بطور ناخواسته قرار گرفتيم. در اين مواقع اصولاً هوشمندى ملتها بايد خودش را نشان دهد. من معتقدم برنامه ريزان هوشمند ما در فضاى ملى مى توانند بحثها و نگرش هاى حاكم جهانى را نيز مديريت كنند. البته در اين راستا ما با سه موضوع اساسى سر و كار داريم: توسعه در فضاى بين المللى، توسعه در فضاى ملى و در فضاى محلى. كه اگر اين سه فضا به طور ارگانيك با هم در ارتباط باشند با يك نظارت دقيق و مستمر مى توان عوارض آنها را به حداقل رساند و به توسعه همه جانبه دست يافت.
* اما به دليل ساخت نظام جهانى و روابط بين كشورهاى فرادست و فرودست اين هوشمندى كمتر به چشم مى خورد؟
هوشمندى ملتها كه ملت ما هم از اين دسته محسوب مى شود به سابقه تاريخى و فرهنگى آنها بستگى دارد و بر اين اساس واكنش نشان مى دهند. در مالزى هم ماهاتيرمحمد بر فرهنگ ملى و آموزه هاى دينى تأكيد مى كند و هم توسعه را با همكارى مردم تجربه مى كند. هم اكنون پيش بينى مى كنند مالزى در سال ۲۰۲۰ به يكى از قطبهاى صنعتى دنيا مبدل مى شود. من معتقدم نگاه به خارج نه باعث توسعه مى شود و نه سبب حفظ شأن فرهنگ ملى مى شود.
سپاسگزارم.
گفت وگو با دكتر ويكتوريا جمالى
پژوهشگر و استاد محيط زيست دانشگاه تهران
تهديد محيط زيست ملى و جهانى
242676.jpg
ليلا سعادتى
اشاره: آلودگى هوا، آبها، گرم شدن زمين، تغييراقليمى و شكاف لايه ازن معضلات زيست محيطى جهانى است كه توسط انسان، جامعه بشرى گرفتار آن شده است. آلودگى هوا كه بيشترين خطر را براى سلامتى انسان و طبيعت در كوتاه مدت دارد، در بلندمدت عواقب خطرناك ترى را متوجه بشر خواهد كرد.
مسائل و معضلات زيست محيطى كشور در سه مقياس جهانى، منطقه اى وملى قابل بررسى است و نيازمند برنامه ريزى، آينده نگرى ، توانايى علمى و فنى در اين زمينه است. شيوه برخورد با مسائل زيست محيطى جهانى ، حل و فصل مسائل و مشكلات با كشورهاى همجوار وتوجه به مسائل زيست محيطى داخل كشور از جمله مسائل ضرورى است.
با دكتر ويكتوريا جمالى درباره مسائل زيست محيطى جهانى و عواقب آن و همچنين مشكلات زيست محيطى درياى خزر و خليج فارس
گفت وگو كرده ايم كه مى خوانيد.
آلودگى هوا، گرم شدن زمين، تغيير اقليم و همچنين شكاف لايه ازن، معضلات زيست محيطى ملى و همچنين جهانى است. چرا جامعه بشرى به اين مرحله رسيد ودچار چنين معضلاتى شد و آيا بروز چنين مشكلاتى پيش بينى نشده بود؟
معضلاتى كه مطرح كرديد، معلول عصر صنعت است. بعد از انقلاب صنعتى، معادن مورد بهره بردارى بيشترى قرار گرفت و كشورهاى صنعتى براى تأمين انرژى به استخراج منابع انرژى بيشتر رو آوردند، توليدات افزايش يافت و منابع انرژى بيشترى تهديد شد بدون اينكه پيامدهاى آن در نظر گرفته شود. بعد از مدتى كشورهاى صنعتى متوجه شدند آلودگى افزايش يافته و منابع انرژى نيز كاهش پيدا كرده است. در اين مرحله براى تأمين انرژى به منابع انرژى كشورهاى توسعه نيافته رو آوردند. به هر حال چرخ صنعت با انرژى مى چرخد اما غافل از آن كه تأثيرات مخرب بلندمدتى در انتظار جامعه بشرى بود.
به تبع اين مسائل در سال ۱۹۷۲ جامعه جهانى تكانى خورد و كشورهاى صنعتى به اين نتيجه رسيدند كه بايد سران كشورها گرد هم آيند تا براى مسائل زيست محيطى چاره اى انديشيده شود كه در همان سال كنفرانس استكهلم با عنوان محيط انسانى رقم خورد و پس از آن سازمان محيط زيست جهانى تشكيل شد.
در كنفرانس استكهلم سران كشورهاى شركت كننده متعهد به كاهش روند آلودگى كشور خود شدند و همچنين تصميم گرفته شد هر ۲۰ سال گردهمايى فوق تجديد شود تا نتايج و عملكرد كشورها مورد بررسى قرار گيرد. در سال ۱۹۹۲ سران كشورها در «ريودوژانيرو» در كنفرانس «ريو» شركت كردند اما گزارشى كه كشورها ارائه دادند نشان دهنده وخيم تر شدن اوضاع بود. اين عدم موفقيت منجر به امضاى كنوانسيون تنوع زيستى «ريو» شد و اصل توسعه پايدار در اين نشست مطرح شد. در پى افزايش بيابان ها در جهان كنوانسيون بيابان زدايى تدوين شد. با توجه به آسيب ديدگى لايه ازن، كنفرانس كيوتو تشكيل و پروتكل كيوتو تصويب شد. در اين نشست براى مصرف روزافزون سوخت هاى فسيلى چاره اى انديشيده شد و كشورها متعهد شدند مصرف سوخت هاى فسيلى را كاهش دهند وتوليد گاز cfc ها را متوقف يا كاهش دهند.
البته كشورهاى آمريكا، روسيه و استراليا پروتكل كيوتو را امضا نكردند در حاليكه بيشترين سهم را در آلودگى و انتشار دى اكسيدكربن داشتند.
در كنفرانس كيوتو، درباره گرم شدن كره زمين، بالا آمدن آب درياها و درياچه ها و ذوب شدن يخ هاى قطبى هشدار داده شد و به زير آب رفتن جزاير و كشورهاى ساحلى تأكيد شد. آمريكا با اينكه ۵ درصد جمعيت جهان را داراست و ۲۵ درصد گازهاى آلاينده را توليد مى كند اما پروتكل را امضا نكرد. جورج بوش معتقد است گرم شدن زمين و تغييرات اقليم ناشى از دى اكسيدكربن و ديگر گازهاى آلاينده نيست. در حاليكه ما مشاهده مى كنيم پيامدهاى آلودگى ها و تغيير اقليم بيشتر از بقيه كشورها متوجه قاره آمريكا است. توفان هاى كاترينا و ريتا معلول همين علت است. با تمامى هشدارهايى كه به آمريكا داده شد اين كشور باز هم حاضر نشد در كنفرانس مونترال به پروتكل كيوتو بپيوندد. اما روسيه به اين پروتكل پيوست و كشور ما هم كه پروتكل را امضا كرده بود در آخرين روزهاى سال ۸۳ به صورت قانونى پيوستن به پروتكل كيوتو رادر مجلس شوراى اسلامى تصويب كرد.
در حال حاضر كشورها از سوخت هاى فسيلى براى تأمين انرژى بهره مى برند كه انتشار منواكسيدكربن و دى اكسيدكربن نيز حاصل استفاده از سوخت هاى فسيلى است، آيا مى توان گفت آلودگى هوا و همچنين آب ها فقط ناشى از سوخت هاى فسيلى و دى اكسيدكربن است.
بيشترين گاز آلاينده در كشورما و همچنين ساير كشورها دى اكسيدكربن است. البته دى اكسيدكربن در طبيعت موجود است اما انسان با مصرف سوخت هاى فسيلى، دى اكسيدكربن زيادى را توليد مى كند كه براى انسان و محيط زيست خطرناك است. اما فقط دى اكسيدكربن گاز آلاينده محسوب نمى شود. متان بعد از دى اكسيدكربن بيشترين آلايندگى را داراست اما رقيق تر از دى اكسيدكربن است. عمده ترين منبع توليد متان به حيوانات مربوط مى شود. حيوانات با نشخوار كردن ۸۰ درصد متان توليد مى كنند وعلاوه بر اين شاليزارهاى برنج، دفن زباله ها و فرايندهاى بى هوازى توليد كننده متان هستند.
در مرحله سوم گاز اكسيدنيترو است كه خاصيت گلخانه اى دارد كه توسط باتلاق ها، مرداب ها، كشت برنج و مصرف كودهاى ازته توليد مى شود. همچنين گاز cfc نيز آلايندگى فراوانى دارد. اين گاز توسط انسان ساخته شده كه در يخچال ها، اسپرى ها و حلال ها استفاده مى شد اما در كنفرانس مونترال به كاهش اين گاز تأكيد شد. تمامى گازهايى كه در طبيعت رها شده و محيط زيست را در معرض نابودى قرار داده است دى اكسيدكربن و منواكسيدكربن بيشترين غلظت و زيان را دارند. طبق برآوردها ۸۰ درصد گازهاى آلاينده مربوط به دى اكسيدكربن است و بقيه به متان و cfc  هابرمى گردد.
گازهاى آلاينده علاوه بر تأثيركوتاه مدت كه منجر به آلودگى هوا مى شود در بلندمدت تأثيرزيانبارترى برجاى مى گذارد. گرم شدن زمين و تغيير اقليم، ناشى از آلودگى هاى گذشته بوده و تا قرن هاى آينده نيز ادامه دارد.
آلودگى آب و هوا و انتشار گازهاى گلخانه اى به غير از تأثير كوتاه مدتى كه روى سلامتى انسان ها دارد تأثير اسفناكى در آينده خواهد داشت. تغييرات اقليم جهان در ۱۵۰ سال گذشته بيش از حد غيرطبيعى بوده كه نتيجه فعاليت انسان است. خشكسالى ها، توفان ها وگردبادها هشدارى است مبنى بر گرم شدن سطح كره زمين كه جهانيان بايد عاقلانه تر به اين معضلات نگاه كنند. ارزيابى هاى انجام شده بر پايه گرم شدن زمين در چند دهه آينده نشان مى دهد در بعضى از مناطقى كه مقدار نم و رطوبت متغير است، به طرف خشكى خواهند رفت. مقدارى از خاك زمين از بين مى رود و به محصولات كشاورزى خسارت زيادى وارد خواهد شد.
مناطق پر نم از رطوبت اشباع مى شود و تعداد توفان هاى حاره اى افزايش مى يابد و سيلاب هاى مخرب، خشكسالى هاى پايدار، آتش سوزى جنگل ها و آفات گياهى بوجود مى آيد.
با افزايش غلظت CO2 (دى اكسيدكربن) محصولات كشاورزى۱۰ تا ۳۰ درصد كاهش مى يابد، در مناطق گرمسيرى و نيمه گرمسيرى كه در حال توسعه هستند خشكسالى هاى طولانى ايجاد مى شود، در نيم كره شمالى جنگل ها در حدود چندصدمتر به طرف شمال جابه جا مى شوند. همچنين برخى از گونه هاى گياهى نابود مى شوند. البته مشكلاتى كه مطرح كردم در حال حاضر در نقاط مختلف جهان در حال وقوع است و در ۳۰ سال آينده افزايش خواهد يافت. مدل جهانى اقليم، دنياى گرم تر و مرطوب تر را پيش بينى مى كند. در دنياى گرم سطح آب درياها به علت ذوب يخ هاى قطبى و انبساط بالا مى آيد همچنين در بعضى از مناطقى كه بخار آب متراكم ترى وجود دارد برف و باران سيل آسا ايجاد مى شود.
طبق پيش بينى هاى جهانى، تا سال ۲۰۳۰ سطح آب درياها از ۱۸ تا ۶۵ سانتى متر بالا مى آيد و نقاط ساحلى كم ارتفاع مثل هلند زير آب مى روند.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |