|
مردم عراق؛ لحظه شمارى براى خروج آمريكا
|
|
|
منبع: آتلانتيك مانتلى / نوشته: نير روزن /برگردان: پوراندخت مجلسى نيروهاى آمريكايى سرانجام دير يا زود، عراق را ترك خواهندگفت و من كه پس از اشغال عراق، مدتى را به تهيه گزارش هايى از بغداد، موصل، كركوك، فلوجه و جاهاى ديگر پرداخته ام، مى توانم با قاطعيت بگويم كه اكثريت روزافزونى از عراقى ها علاقه مندند كه اين امر زودتر انجام شود. هرچه اشغال بيشتر ادامه مى يابد عراقى ها به خاطر شكست اشغالگران از استقرار ثبات و يا تأمين حداقل نيازهاى اوليه مردم، حتى برق، تحمل شان را بيشتر از دست مى دهند. آنها از انفجارها، تيراندازى ها و جنگ دائمى و همچنين از دردسرهاى روزانه و اين كه مجبورند ساعت ها در ترافيك بمانند، درحالى كه نيروهاى آمريكايى سلاح هاى خود را به طرف آنها گرفته اند و بايد بازرسى هاى دائمى و توقيف ها را تحمل كنند، به جان آمده اند و احساس تنفر مى كنند. پيش از انتخابات ژانويه، انجمن دانشجويان مسلمان _ مهمترين گروه عرب هاى سنى مذهب كه بيشترين پيوند را با اكثريت بومى شورشى دارند _ خواهان زمانبندى عقب نشينى نيروهاى آمريكايى به عنوان شرطى براى شركت در انتخابات شده بود. (درعوض، اين انجمن قول مى داد نيروهاى مقاومت را مهاركند). تنها سنى ها نيستند كه خواهان رفتن نيروهاى آمريكايى از عراق هستند. «مقتدى صدر»، روحانى شيعه، كه بين افراد جوان و كم درآمد بسيار محبوب است، همين خواسته را دارد و همچنين «عبدالعزيز حكيم» رئيس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق و رهبر جهت فكرى شيعيان در ۲۳ آوريل ،۲۰۰۳ براى اولين بار چنين خواسته اى را مطرح كرد. اگر مردمى كه ارتش آمريكا ظاهراً براى حفاظت آنها درعراق مانده است، مى خواهند كه اين ارتش عراق را ترك كند، چرا آنها بايد درعراق بمانند؟ متداول ترين پاسخ به اين پرسش اين است كه: اگر آمريكا از عراق برود، پيش از اين كه از صلح و آرامش نسبى دراين كشور اطمينان يابد، به مسؤوليت خود عمل نكرده است و يا: تنها حضور آمريكاييان است كه عراق را از يك جنگ داخلى تمام عيار بازمى دارد، جنگى كه مى تواند جان ميليونها انسان را بگيرد و يا: رفتن آمريكايى ها منطقه را به شدت بى ثبات خواهدكرد. ولى آيا به راستى، خروج نيروهاى آمريكايى از عراق مشكلات زيادى به وجود مى آورد. بياييد پرسش هاى كليدى را كه در مورد چشم انداز خروج نيروهاى آمريكا از عراق مطرح است، موردملاحظه قراردهيم: آيا خروج نيروهاى آمريكايى بين شيعيان و سنى ها، آتش جنگى را خواهدافروخت؟ نه. جنگ داخلى هم اكنون _ به دليل حضور آمريكاييان _ در بخشهاى زيادى از عراق درحال انجام است. ماندن آمريكاييان هرچه طولانى تر شود، دشمنى سنى ها را بيشتر نسبت به شيعيان، به خاطر شركت شان در دولت زيرنظر و تسلط اشغالگران، برمى انگيزد. اگر آمريكاييان از عراق بروند، رهبران سنى ها مى توانند بدون ترس از اين كه برچسب خائن و همكارى با دشمن، به وسيله هواداران شان، به آنها زده شود، با شيعيان به مذاكره بپردازند. رهبران سنى ها اين موضوع را در اظهارات خود در محافل رسمى بيان كرده اند. رهبران مقاومت هم همين موضوع را به طور خصوصى و درخلوت اظهارداشته اند. در اين صورت، داغى هم كه به عنوان وطن فروش به دولت عراق زده شده است، زدوده خواهدشد. نيروهاى امنيتى عراق هم كه بيشتر شيعه هستند، ديگر با كافران خارجى و عليه هموطنان خود كار نمى كنند، بلكه قادر خواهندبود به طور مستقل عمل كنند و سنى ها هم مى توانند در يك نيروى واقعاً ملى بسيج شوند. تنها اعلام قصد آمريكا به ترك عراق، به سنى ها اجازه خواهدداد به صحنه بيايند و در تشكيل عراق جديد شركت جويند. ولى اگر نيروهاى آمريكايى در بغداد نباشند، چه چيز مانع از سنى ها مى شود كه حمله كنند و كنترل شهر را در دست بگيرند؟ نيروهاى سنى به چنين تهاجمى دست نخواهندزد. بيشتر نيروها هم اكنون در دست شيعه ها و كردها قراردارد و سنى ها اين را مى دانند. مبارزان سنى تنها مقدار كمى سلاح و مهمات در اختيار دارند. آنها تانك ها و هلى كوپترهاى صدام را دراختيار ندارند و در مقايسه با ميليشياى مجهزتر و از لحاظ تعداد برتر كردها و شيعيان، بسيار ضعيفند. مهمتر از همه اين كه ملى گرايى عراق _ نه رقابت ها و هم چشمى هاى درونى _ انگيزه اصلى براى هم شيعيان و هم سنى هاست. بيشتر گروههاى شورشى، خود را به عنوان مبارزان جنبش مقاومت مى بينند نه جهادى. اين امر در نام ها و تبليغات شان مشخص است. پرچم آنها نيز پرچم عراق است، نه پرچم جهاد. و حمله هاى آنها نيز در درجه اول به منظور مجازات كسانى است كه با آمريكاييان همكارى مى كنند و براى منصرف كردن ديگران از همكارى شان در آينده. آيا خروج آمريكاييان به جرأت و جسارت شورشيان نمى افزايد؟ نه. اگر اشغال پايان پذيرد، شورش ها هم پايان مى يابد. آنچه جنبش مقاومت با آن مى جنگد، اشغال است. اگر دشمن عراق را ترك كند، آنها با چه كسى مى جنگند؟ وقتى من از جنگجويان عرب سنى و روحانى هايى كه از آنها حمايت مى كنند، دراين باره پرسيدم كه چرا مبارزه مى كنند، همه پاسخى يك كلمه اى به من دادند: انتقام. انتقام خراب شدن خانه هاى شان، انتقام از احساس شرمسارى وقتى آمريكاييان آنها را مجبور مى كنند روى زمين بخوابند و پا روى آنها مى گذارند. انتقام كشتن دوستان شان و اقوام شان به وسيله سربازان آمريكايى چه در جنگ و چه در طى شبيخون ها. ولى عناصر خارجى چطور؟ آيا آنها با خروج آمريكاييان قدرت بيشترى نمى گيرند؟ عناصر افراطى خارج از عراق زيرفرمان افرادى مانند «ابومصعب الزرقاوى» قراردارند كه ازجهت تعداد داراى اهميت چندانى نيستند. قسمت اعظم مقاومت درعراق ارتباطى به القاعده و يا شاخه هاى آن ندارد. (زرقاوى و يارانش از تبليغات آمريكاييان كه حمله ها درعراق را به پاى آنها مى گذارند، سود مى برند و به همين جهت، آنها اكنون در جهان و به چشم اعراب سراسر جهان خيلى قدرتمندتر از آنچه هستند، به نظر مى آيند. ما آمريكاييان بهترين ابزار بسيج آنها بوده ايم.) درست است كه مقاومت سنى ها از جنگجويان خارجى استقبال مى كردند، و تا حدى هنوز هم همينطور است، ولى آنها بيشتر از عراقى هاى بومى، مايل به مردن و شهادت هستند. آنچه زرقاوى و ياران او مى خواهند، به طور اساسى و بنيادين با آنچه عراقى ها مى خواهند، درتعارض است. زرقاوى به دنبال بازسازى خلافت اسلامى است و برخورد با كافران در سراسر جهان. خط فكرى اغلب مسلمانان مبارز عراقى با آنها متفاوت است. آنها فقط مى خواهند آمريكاييان از عراق بيرون بروند. اگر قرار باشد نيروهاى آمريكايى، عراق را ترك كنند، نهضت زرقاوى، با حمايت اندكى در عراق روبرو خواهد شد و شايد با خصومت سنيان عراق كه ثروت و قدرت مى خواهند نه جهاد تا حد مرگ. آنها هم اكنون هم بسيارى از پشتيبانان خود را از دست داده اند. بسيارى از عراقيان شروع به رويگردانى از آنها كرده اند. افراد خارجى از عهده اين كه خود را قاطعانه در يكى از شهرهاى بزرگ عراق سازماندهى كنند برنيامده اند. آنها در اوج قدرت خود در فلوجه تنها توانستند شهركى در همسايگى آن را تحت كنترل داشته باشند. امروز، جهادگران خارجى در روستاهاى كوچك پنهان و تنها در فرصت هايى، به وسيله مقاومت ملى به كار گرفته مى شوند.وقتى آمريكاييان بروند و سنى ها به حكومت عراق بپيوندند، بعضى از جهادگران خارجى در عراق ممكن است سعى كنند به جدال ادامه دهند، ولى دشمنانى سخت، هم در بغداد و هم در جنوب شيعه نشين خواهند داشت و كل مثلث سنى عليه آنها خواهند بود. آنها نه براى پنهان شدن جايى خواهند داشت و نه مى توانند جنگ خود را به جنگ با غرب منحصر كنند. آنها نياز به دولتى شكست خورده، نظير عراق دارند كه بتوانند در آن دست به عمل بزنند. كردها چطور؟ آيا در صورت خروج آمريكاييان، آنها خود را از عراق جدا نمى كنند؟ - چرا، ولى اين چيزى است كه در هر حال اتفاق خواهد افتاد. آنها احساس عراقى بودن نمى كنند. آنها بيش از يك دهه به بركت منطقه پرواز ممنوع كه از طرف سازمان ملل متحد ايجاد شده بود، عملاً خود مختار و مستقل بودند. آنها نمى خواهند با هرج و مرج عراق ارتباطى داشته باشند. استقلال كردها واقعى و غيرقابل اجتناب است. در حال حاضر، حاكميت كردها در شمال به طور رسمى در شركت شان در طرح فدرالى عراق مفهوم مى يابد، ولى كردها آماده جدايى هستند. آنها نيروى نظامى خود را دارند، پيش مرگه ها به نظر مى رسد ۵۰ تا ۱۰۰ هزارنفر باشند. آنها درواقع شهر نفتى كركوك را هم در اختيار خود دارند. آيا تركيه در صورت جدايى كردستان عراق از آن كشور، به آن منطقه حمله ور خواهد شد؟ - در حال حاضر، تركيه بيشتر نگران عضويت در جامعه اروپاست، نه كردهاى عراق كه در هر موقعيتى، عدم تمايل خود را نسبت به الحاق به تركيه ابراز كرده اند. كردهاى عراق، گويشى متفاوت از كردهاى تركيه دارند و درواقع با كردهاى تركيه خصومت مى ورزند و علاوه بر اين، تركيه به عنوان عضوى از ناتو نمى تواند با حمله به كردها، نسبت به آمريكا تمرد نشان دهد. ترك ها به اين كه دسترسى شان به نفت و تجارت با كردها تضمين شود، قانع خواهند بود و همچنين اين امر كه كردهاى عراق، كردهاى تركيه را به شورش تحريك نكنند. آيا ايران پس از رفتن آمريكاييان، عملاً كنترل عراق را به دست خواهد آورد؟ - نه ،درست است كه شيعيان عراق به ايران به عنوان يك متحد مى نگرند، ولى عراقى ها به شدت ناسيوناليست هستند. درمورد هدف ايجاد يك دموكراسى سكولار در عراق چه فكر مى كنيد؟ - چنين چيزى پيش نخواهد آمد. به غير از كردها كه به حكومت سكولار علاقه مندند، عراقى ها به شدت به دنبال حكومت اسلامى هستند، در نبود هر نوع سازمان و مؤسسه اى در عراق پس از تهاجم، مساجد و افراد روحانى، نقش عمده اى را به عهده گرفتند. حتى رهبران مقاومت بعثى ها به من گفتند به اسلام بازگشته اند تا گناهانى را كه در زمان صدام مرتكب شده اند، جبران كنند. تهاجم به عراق به دين سالارى انجاميده است و اين امر مى تواند دشمنى نسبت به آمريكاييان را، تا وقتى سربازانشان در عراق حضور دارند، افزايش دهد. آيا تاريخ عراق حاوى درسهايى در اين مورد است؟ - اشغال عراق به وسيله بريتانيايى ها با چند قيام و كودتا روبرو شد. حكومت آن زمان عراق، درست مثل حالا، نمى توانست شورش ها را خود و بدون اتكا به نيروى اشغالگر سركوب كند. در سال ،۱۹۵۸ وقتى سرانجام دولتى كه به كمك بريتانيا به روى كار آمده بود، سقوط كرد. آنهايى كه با آن دولت همكارى كرده بودند، از حمايت مردمى برخوردار نشدند. بعضى از آنها از جمله «نورى سعيد» نخست وزير سابق كشته و سپس تكه تكه شدند. نورى سعيد، روزگارى فرد مورد احترامى بود، ولى به دليل همكارى با بريتانيا تباه و آلوده شد. وقتى افسران انقلابى حكومت را برانداختند، نورى سعيد با پوشيدن لباس زنانه سعى كرد فرار كند، ولى او را شناسايى كردند و كشتند. روز بعد، اوباش جسد او را از زير خاك بيرون كشيدند و در خيابانها گرداندند. اين عملى است كه ممكن است در عراقى كه قدرت را خود به دست گيرد، تكرار شود. با رفتن حكومت مورد حمايت بريتانيا، هم عرب هاى سنى و هم عرب هاى شيعه، هويت عراقى را پذيرفتند، ولى كردها هنوز از پيمان شكنى بريتانيايى ها كه آنها را به بخشى از عراق تبديل كردند، آزرده اند. آمريكا براى بازسازى عراق چه مى تواند انجام دهد؟ - دارويى براى همه دردها وجود ندارد. عراق كشور ويران شده اى است. ايرانى ها و سعودى هايى كه من با آنها صحبت كردم، نگران آنند كه نتوان مانع از تجزيه و فروپاشى عراق شد، ولى آنها قبول دارند كه بيشترين اميد براى اجتناب از چنين سناريويى، اين است كه آمريكا عراق را ترك گويد و شايد آنگاه، ناسيوناليسم عراق دست كم، اعراب اين كشور را متحد كند. هر چه زودتر، آمريكاييان بروند و بگذارند عراق كنترل كشور خود را از سر بگيرد، شانس بيشترى براى اين كه نخست وزير ابراهيم جعفرى به ساحل موفقيت برسد، وجود دارد. شايد دهها سال لازم باشد تا عراق از اين مهلكه نجات يابد، ولى ادامه اشغال تنها مانع پيش رو است.
|