سه شنبه ۱۳ دى ۱۳۸۴ -
Tue, Jan 3, 2006
فرهنگ و پايدارى
۳۳۵۸
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
به مناسبت سالگرد شهيد منصور ستارى
به مناسبت سالگرد شهيد منصور ستارى
پرواز
242772.jpg
مرورى بر خدمات و شخصيت شهيد ستارى

بايد از رفتن به بيكران گفت، آنجا كه روح  رهايى را بر باور مى نشاند
آنگاه كه افق هاى دور مرا به خود فرا مى خواند چون عنقاى تيزبين تمامى خاك ميهنم را در زير بالهايم گرفته و مى روم تا اوج، تا بى نهايت، آنجا كه دفاع از آرمان هايم مرا به سوى خدا مى خواند آرى: «آسمان جايگاه من است». ستارى ۱۵ دى ماه سالگرد شهادت فرمانده نيروى هوايى جمهورى اسلامى ايران شهيد سرلشگر منصور ستارى و يازده تن از يارانش نام هميشه بلند شهيدان نيروى هوايى بيش از پيش تلألؤ دارد و شفافيت از روح سراسر پاك آنها نشأت مى گيرد. تيمسار شهيد ستارى و ياران همراهش جان بركفانى بودند كه به خاطر حق و حقيقت در زندگى چنان مى دويدند كه انگار فنايى برآن نبود و به مرگ و شهادت آنگونه مى نگريستند كه انگار هردم نفس كشيدنشان بازدمى نخواهد داشت. مردانى كه از سلاله پاك ابراهيم بودند و الگويشان على (ع) بود. عجب و صدعجب از آن همه جانفشانى كه شايسته چنين مردان آسمانى بود. مردان حقيقت جويى كه اراده آهنين آنها تكنولوژى برتر را به زانو درآورد و به راستى دلاورمردى هايشان همواره و هميشه باقى خواهد ماند.
سرآمد اين رشادتها و وارستگى ها كلام نافذ و رهنماى فرماندهى لايق و نيكوسرشت «تيمسار شهيد حاج منصور ستارى بود» روزگار قدار و بى رحم از همان اوان كودكى شلاق بى مهرى را بر او نمايان ساخت و در حالى كه فقط ۹ سال بيش نداشت از نعمت بزرگى چون داشتن پدر بى بهره ماند ولى همواره از او به عنوان تكيه گاه و حامى يتيمان و بى سرپرستان ياد مى كرد و اين يادكرد موجب جريان داشتن خون پدر فاضل و شاعر و بلند طبعش (مرحوم حاج حسن ستارى) در رگ هاى اين مرد بزرگ بود. پرسنل كم درآمد نيروى هوايى به خوبى به ياد دارند مردى ناشناس با صورتى پوشيده در نيمه هاى شب با كيسه هاى آذوقه به درب خانه هاى آنان مى رفت و با تكان دادن دست از محل دور مى شد در عمليات خيبر وقتى در محاصره بمباران شيميايى او ماسك خود را تقديم به پيرمردى كه راننده لودر بود كرد را همه به ياد دارند . براثر اين اقدام وى تا زمان شهادت از شامه بويايى بى بهره شده بود و تا پايان عمر اين موضوع را مخفى مى كرد.
اقدامات شهيد ستارى بر چهار ركن اصلى استوار بود
- طرح و برنامه صحيح از ابتداى فرماندهى همراه با آينده نگرى هرچه ژرف تر
- سازماندهى نيروى انسانى متعهد و كارا = مستعد و مبتكر و بيش از همه خوداتكا و خودباور در پروژه هاى توسعه
- پيشرفت
- تأمين وسايل و تجهيزات با بهره گيرى حداكثر از منافع موجود داخلى و با تكيه بر اهداف خودكفايى كشور
- اعمال مديريت پويا و متكى بر روابط انسانى و ايجادمحيطى هرچه انسانى و ايجاد محيطى هرچه مناسب تر براى تشريك مساعى همگانى
شهيد ستارى با برنامه  اى منسجم كه در پيروزى نهايى بسيار مؤثر افتاد به كار پرداخت. از اقدامات مهم و بنيادين اين شهيد بزرگوار مى توان اجمالاً به مواردى چند اشاره كرد.
- تأسيس دانشكده پرواز (خلبانى ) اين آرزوى ديرينه هر ايرانى وطن پرست و پرسنل نيروى هوايى بود. اولين سرى دانشجويان خلبانى در مهرماه سال ۱۳۶۷ وارد دانشكده پرواز شدند.
- تأسيس دانشگاه هوافضا با ۸ گرايش تحصيلى و مبتنى بر برنامه هاى آموزشى - مجموعه هاى كارشناسى و مصوبات وزارت فرهنگ و آموزش عالى
- تأسيس دانشكده پرستارى و راه اندازى مركز تحقيقات و آموزش پزشكى (پاتولوژى) نيروى هوايى
- توجه به آموزش كارا (حين خدمت) و آموزش پرسنل رده ميانى
- ايجاد هنرستان كار ودانش - فنى و حرفه اى در مركز آموزشهاى هوايى و اجراى برنامه هاى آموزش و پرورش براى افرادى كه حداكثر با سن شانزده سال به استخدام نهاجا درآمده بودند تا بتوانند همانند دانش آموزان دبيرستان به تحصيل بپردازند و ديپلم رسمى كشور به آنها اعطا شود.
- ايجاد شبكه ديده بانى به منظور تقويت سيستم پدافندى كشور - ايجاد شبكه ديده بانى بصرى - ايجاد موانع هوايى بر فراز دره ها، گذرگاهها و ارتفاعات و ...
شهيد ستارى كه به واقع معمارى آينده نگر براى سيستم پدافندى كشور بود با راه اندازى تأسيسات و امكانات جديد تعمير و نگهدارى و نيز اجراى پروژه هايى نظير پروژه اوج و نيز راه اندازى مركز پژوهش ، تحقيقات و آموزش (پتا) توان نگهدارى نيرو را تقويت و به چندين برابر قدرت قبلى ارتقا داد. اين مهم براى كشورى كه پايه هاى صنعتى اش تقريباً ضعيف بود كارى شگرف مى باشد. ايجاد مؤسسات فنى و صنعتى پيشرفته براى آموزش پروازى مرحله مقدماتى دانشجويان خلبانى با كمك مهندسين و متخصصين نهاجا با ساخت هواپيماى پرستو. اين هواپيما از نظر امكانات عملياتى تقريباً شبيه هواپيماى بونانزاى ساخت آمريكا مى باشد.
يكى از مهمترين فعاليتهاى سرلشگر شهيد منصور ستارى طى سالهاى ۶۶ الى پايان جنگ تحميلى اسكورت ناوگان تجارى كشتى هاى نفتكش ايران در خليج فارس و درياى عمان تا خروج آنها بود. انجام عمليات اسكورت با توجه به حجم عمليات جنگى و مضافاً حجم عمليات عادى و روزانه نهاجا كارى بس عظيم بود.
نگهدارى مجتمع پتروشيمى بندر امام، حفاظت از ميدان گازى كنگان و مواردى نظير اينها يادآور اقدامات و جانفشانى هاى عقابان تيزپرواز و پرسنل پدافندى نيروى هوايى تحت فرماندهى و مديريت اين بزرگوار هميشه به يادماندنى است.
طراحى و ساخت خودرو شمس ايجاد خطوط هوايى سها(سازمان هواپيمايى ارتش جمهورى اسلامى ايران) شركت در پروژه هاى دولتى در راستاى امور مهندسى و تأسيساتى ، افزايش كارايى و استخراج از معادن تحت پوشش از قبيل نمك سمنان كه نيازمنديهاى صنايع نفتى و پتروشيمى كشور را مرتفع و پشتيبانى مى نمايد، ازدياد بازده صنايع فلزى ريخته گرى - تراش و ...) و دريافت سفارش به منظور رفع نيازمنديهاى دولتى ، نظامى و خصوصى)
شهيد ستارى منطقى ترين راه را براى كاهش اثرات محدوديت اعتبارى و روبرويى با شرايط پس از جنگ انتخاب نمود و آن خودكفايى هرچه بيشتر نيروى هوايى بود. بدينوسيله علاوه برآنكه از خروج اعتبارات نيروى هوايى جلوگيرى مى كرد توان توليدى و خدماتى را افزايش داده و درآمدهاى حاصل از اين قبيل فعاليت ها را همواره تحت كنترل و نظارت دقيق قرار داد كه به عنوان پشتوانه اى براى اجراى برنامه هاى سازندگى مورد بهره بردارى قرار گرفت.
شهيد ستارى با كمك فرماندهان و پرسنل عزيز نيروى هوايى پروژه هاى بلندمدت را طراحى نمود كه يكى پس از ديگرى جامه عمل مى پوشد. يكى از اين پروژه ها بعد از شهادت ايشان هواپيماى جنگى آذرخش بود كه با حضور رهبر انقلاب در سال ۱۳۷۶ به پرواز درآمد.
به هرتقدير سرلشكر شهيد منصور ستارى با حمايت پرسنل از جان گذشته نيروى هوايى آنچه در توان داشت در طبق اخلاص نهاده و به پيشگاه ملت ايران تقديم نمود و امروز به خيل شهيدانى پيوسته است كه همواره در فراق آنها مى سوخت. روح حماسى او از همان پهنه آسمان نيلگونى كه مأواى هميشگى او و يارانش بود به ملكوت اعلى عروج كرد تا در كنار امام و فرمانده خود آرام گيرد.
نام و يادش گرامى باد.
نشر پايدارى
242775.jpg
پنجمين شماره «خط» منتشر شد

پنجمين شماره از «دوهفته نامه فرهنگى، هنرى، دانشجويى «خط» منتشر شد.»
در اين شماره كه سردبيرى آن را ابراهيم تركى بر عهده دارد مطالبى همچون: شهيد محسن وزوايى از دانشگاه شريف تا منزل آخر، عاليجناب فلورى، نامه هاى بى جواب، نيمكت هاى سوخته، امام سلام (گفت وگو با محمود عبدالحسينى، عكاس جنگ)، گفتمان عدالت از دين تا اجتماع، مراقب برجك هايتان باشيد (به بهانه بازديد نمايندگان مجلس از آسايشگاه جانبازان قطع نخاعى)، شعر، داستان و... آورده شده است.
پنجمين شماره از دوهفته نامه خط در ۳۲ صفحه و با قيمت ۱۰۰تومان بيانگر ديدگاهها، مقالات و آثار هنرى و ادبى دانشجويان در زمينه دفاع مقدس مى باشد. بخشى از مطلب نيمكت هاى سوخته به روايت خانم زهرا ستوده و تحقيق جعفر كاظمى را كه در اين نشريه آورده شده است مى خوانيد: راضيه با حسرت به رقيه نگاه مى كرد، گويى چشمانش پراز اشك بود. رقيه نمى توانست خواهرش را غمگين ببيند خواهرى كه برايش مادرى مى كرد. به سراغ مادر رفت تا شايد رضايت او را بگيرد و باز هم در كنار هم به مدرسه بروند اما مادر غضب آلود نگاهش كرده بود.
راضيه گريه كرد آنقدر كه مادر نتوانست پريشانى دختر را بيش از آن تحمل كند. راضيه قول داد كه زود برگردد. اما اين بار نتوانست به وعده اش عمل كند. حالا روى مزارش نوشته اند: «شهيد راضيه محمدى ۱۴ساله. او در ميان هم كلاسهايش خفته است. ديگر چه حاجت كه كسى بر اين مزار بنويسد «در بمباران مدرسه زينبيه ميانه به شهادت رسيد.»

«توسعه روابط با قدرتهاى آسيايى»

كتاب «توسعه روابط با قدرتهاى آسيايى» سى و هفتمين جلد از مجموعه ۵۷ جلدى روزشمار جنگ ايران و عراق است.
در اين اثر، روند جنگ در وجوه سياسى و نظامى در مقطع زمانى ۲۴خرداد تا ۳۰مرداد۶۴ ترسيم شده است كه مخاطب با خواندن كتاب يك مجموعه تحليلى و مستند از جنگ در آن مقطع را در اختيار مى گيرد تا متناسب با نيازهاى خود، مهمترين حوادث و مسائل سياسى، نظامى و اقتصادى مرتبط با جنگ را مورد مطالعه، بررسى و استفاده قرار دهد. جنگ شهرها، عمليات در جبهه هاى زمينى، سياست خارجى با گشايش ديپلماسى، سفرهاى هاشمى، توسعه روابط با قدرتهاى آسيايى و... برخى از موضوعات مهمى هستند كه در اين كتاب به آنها پرداخته شده است. اين كتاب توسط مركز مطالعات و تحقيقات جنگ با تيراژ ۲هزار و پانصد نسخه و در ۸۸۸صفحه به زيور چاپ آراسته شده است. به علاقه مندان خصوصاً علاقه مندان به تحقيق وجمع آورى اطلاعات مربوط به اين دوره زمانى از جنگ ايران و عراق مطالعه اين كتاب را توصيه مى كنيم.
شعرپايدارى
آتش
اين جا بمان دختر! تنت آتش نگيرد‎/ گلهاى سرخ دامنت آتش نگيرد
صحرا براى بازى ات جايى ندارد‎/ دراين بيابان خرمنت آتش نگيرد
برروى دامن مى تكانى، خون خود را ‎/ از غيرتش، پيراهنت آتش نگيرد
امشب سكوتى تلخ دارى تا وجودم ‎/ از سوز بابا گفتنت آتش نگيرد
داغ عطش بر روى لبهاى تو خشكيد‎/ تا چشمهاى روشنت آتش نگيرد
بگذار بر روى زمين بار غمت را ‎/ تا جاده بعد از رفتنت آتش نگيرد
وقتى سرآيينه ها را مى بريدند ‎/ آتش گرفتم تا تنت آتش نگيرد
مهرى مهرمنش
من چقدر كوچك هستم!
خدايا! خدايا! ‎/ من چقدر كوچك هستم!
در ساعت چهار بعدازظهر‎/ در خيابان آزادى
خدايا! خدايا!‎/ من چقدر كوچك هستم
وقتى گرماى جبهه هاى جنوب را نچشيده ام‎/ من چقدر كوچك هستم وقتى سنگرهاى خون و خمپاره را نچشيده ام
من چقدركوچك هستم ‎/ وقتى كه با رمز «يا على ابن ابى طالب» توفانى از پيروزى ها را برپا نكرده ام ‎/ خدايا! خدايا!
من چقدر كوچك هستم!‎/ وقتى كه بى شمار شب ها را
از تنگناى سنگر‎/ به سحر پيوند نداده ام
من چقدر كوچك هستم! ‎/ وقتى كه بى شمار روزها را
از پشت دروازههاى خونين شهر ‎/ براى پيروزى دست تكان نداده ام
محمدرضا عبدالملكيان
بزرگ شديم
پسر شديم و بدون پدر بزرگ شديم‎/ و با هزار غم ودردسر بزرگ شديم
و جنگ بود و آوارگى و دربدرى‎/ سفر رسيد وما با سفر بزرگ شديم
پدر، قطار قشنگش، قطار رفتن بود ‎/ و ما به شوق سفر بود اگر بزرگ شديم
پدر رسيد و ما از قطار جا مانديم‎/ پلاكش آمد و ما با خبر بزرگ شديم
و كوچه عكس پدر را به سينه چسبانيد ‎/ و مابه چشم شما بيشتر بزرگ شديم
قطار پوكه خالى و زير سيگارى‎/ چقدر جاى توخالى پدر ! بزرگ شديم
و ما بزرگ نبوديم اين شكوه تو بود ‎/ به چشم مردم دنيا اگر بزرگ شديم
بيژن ارژن


|   شناسنامه   |   آرشيو   |