سه شنبه ۱۳ دى ۱۳۸۴ -
Tue, Jan 3, 2006
ديپلماتيك
۳۳۵۸
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
با پروژه هاى فضايى ۲۰۰۵
با پروژه هاى فضايى ۲۰۰۵
چين به تسخير فضا رفت
اميرسعيد الهى
چين در روز ۱۲ اكتبر سال ،۲۰۰۵ دومين سفينه سرنشين دار خود به نام «شنزو۶» را در مدار زمين قرار داد و بدين ترتيب، نشان داد كه سرگرم شدن به توليد كالاهاى ارزان و تسخير بازارهاى جهانى، اين كشور را از تسخير فضا و دستيابى به تكنولوژى هاى پيچيده ترباز نداشته است و در اين زمينه هم در نظر دارد كه خود را به كشورهاى سهام دار فضا، يعنى آمريكا و روسيه نزديك كند.
چينى ها در سال ،۱۹۵۸ يعنى تنها ۹ سال پس از انقلاب اكتبر ۱۹۴۹ ۱۵۱ساخت تأسيسات پروازهاى فضايى خود را در منطقه «جيوكوان» در شمال غربى چين و در صحراى «گبى» كه زمانى مأمن اقوام جنگجوى مغول بود، آغاز كردند. نزديك به ۱۲ سال بعد، در سال ،۱۹۷۰ نخستين ماهواره چين به فضا رفت و در سال ۱۹۹۹ نيز با پرتاب نخستين سفينه بى سرنشين از پروژه «شنزو»، گام به راه دشوار اعزام انسان به فضا گذاشتند.
پنجمين سفينه از همين پروژه به نام «شنزو۵» بود كه دو سال پيش توانست يك فرد چينى را در مدار زمين قرار دهد و بدين ترتيب، چين پس از آمريكا و روسيه به عنوان سومين كشور اقدام به گسيل فضانورد به آن سوى زمين كرد. سرنشين «شنزو۵» يكى از خلبانان پيشين چين به نام «يانگ ليوى» بود كه در بازگشت از فضا، پيشواز قهرمانانه اى از او در سراسر چين صورت گرفت.
با سفينه «شنزو۶» دو فضانورد ۴۰ ساله و متأهل به نام هاى «فى جونلونگ» و «نى هايشنگ» كه از افسران پيشين نيروى هوايى چين بودند، بمدت ۵ روز كره زمين را دور زدند و در سفينه خود كه مساحتى نزديك به ۴۰ متر مربع داشت و نيز در بيرون آن دست به آزمايش هاى گوناگون و راهپيمايى در فضا زدند كه بى گمان، مأموريتى درازتر و پيچيده تر از «شنزو۵» را به سرانجام رساندند.
چينى ها درصددند ظرف ۵ سال آينده، يك ايستگاه فضايى چينى را در مدار زمين قرار دهند و اميدوارند بتوانند تا سال ،۲۰۱۰ نخستين سفينه بى سرنشين خود را بر سطح كره ماه فرود آورند. طرح هاى درازمدتى نيز براى نشاندن نخستين سفينه سرنشين دار چينى بر سطح ماه در جريان است.
هرچند تكنولوژى سفينه هاى «شنزو»ى چين بر اساس الگوى سفينه هاى«سايوز» روسى مربوط به سال ۱۹۶۰ قرار دارد، اما بى گمان، برنامه هاى فضايى اين كشور به عنوان نشانه اى از غرور ملى و اعتبار جهانى اهميت زيادى براى دولتمردان پكن داراست. زيرا پرتاب نخستين سفينه سرنشين دار چين در دو سال پيش، اين كشور را به صورت سومين عضو باشگاه فضايى جهان درآورد و موقعيتى تازه در صحنه جهانى به اين كشور بخشيد.در همان حال، چينى ها اميدوارند كه با توسعه تكنولوژى فضايى خود از ثمرات آن در امور تجارى و نظامى نيز بهره گيرند. همچنين برگزارى اينگونه نمايشات مى تواند براى مدتى، اذهان را از شكاف فزاينده ميان فقير و غنى در جامعه چين و گسترش اختلاس در آن كشور به موضوعات ديگرى متوجه كند.
در اين ميان، ميزان هزينه هاى سالانه فضايى چين رسماً اعلام نشده است، اما بى گمان، با در نظر گرفتن معيارهاى جهانى، بسيار كمتر از هزينه هاى فضايى آمريكا و روسيه به نظر مى رسد.
نكته جالبى كه در پرتاب سفينه «شنزو۶» نهفته، همزمانى آن با ششصدمين سال سفرهاى دريانورد افسانه اى چين به نام «زنگ هى» است. «زنگ هى» حدود ۶ سده پيش و يكصد سال پيش از «كريستف كلمب» و «ماژلان» اقيانوس آرام و اقيانوس هند را درنورديد و ديدنى هاى آن را به گوش مردم چين رساند.
پيمان هاى جديد رومانى
و آمريكا
ترجمه : ن - كهنكارى
منبع : روزنامه «زمان» (چاپ تركيه)
آمريكا مدتى است بى سروصدا در راستاى طرحى كه ۳ سال پيش به منظور گسترش و بازسازى قدرت نظامى اش در دنيا اعلام كرده بود، گامهاى مهمى برداشته است و با كشورهاى مورداعتمادش توافقنامه هايى را به امضا مى رساند.
بى ترديد، اولين گام در اين پروژه ، امضاى موافقت نامه نظامى ميان آمريكا و رومانى است؛ كشورى كه تا ۱۶ سال قبل، يكى از اعضاى پيمان ورشو به شمار مى آمد.
اين توافقنامه روز ۶ دسامبر طى مراسمى با حضور «كاندوليزا رايس» وزير امور خارجه آمريكا و همتاى رومانيايى اش «ميخائيل راسوا» در مورد استفاده آمريكا از پايگاههاى نظامى رومانى امضا شد كه هم از منظر دو كشور وهم كشورهاى منطقه بسيار در خور توجه و پراهميت بود.
از اين طريق ، آمريكا به امكان و قدرت انجام عمليات نظامى از مركز رومانى تا شعاع ۳هزار كيلومترى اطراف اين كشور دست مى يابد.
اين ۳هزار كيلومتر اغراق و غلو نيست، چرا كه كلوب مستر «سى ۱۷» مدرن ترين و بزرگترين هواپيماى حمل سرباز آمريكا مى تواندمسيرى حدود ۳ هزار كيلومتر را بپيمايد.
علاوه براين، هواپيماى مدل «سى ۵» هرقدر هم كه به اندازه سى - ۱۷ قوى نباشد باز نسبت به هواپيماهاى نظامى ديگر توانايى طى كردن مسيرى بس طولانى را دارد.
بدين ترتيب، آمريكا با بهره گيرى از پايگاههايش در رومانى مى تواند تا جزاير شيخ نشين عربى و حتى چين نيروى نظامى اش را گسترش دهد. با توجه به آنچه در باره توافق رومانى و آمريكا در رسانه ها انتشار يافته است، واشنگتن دراين كشور صاحب ۴ پايگاه نظامى خواهد شد كه حداكثر تا سال ۲۰۰۷ فعاليتش را در آنها آغاز خواهد كرد.
گرچه «دونالد رامسفلد» وزير دفاع آمريكا دراين باره معتقد است اينها پايگاه نيستند، بلكه محله هايى هستند براى عملياتهاى آتى آمريكا. طبق توافقنامه مذكور، پايگاه هوايى «ميخائيل كوگالينكو» قرارگاههاى آموزشى «باباداغ» ، «سماردان» و «كينسو» در اختيار آمريكا قرار خواهند گرفت. پايگاه هوايى «ميخائيل كوگالينگو» ميراث پيمان ورشو است و باندهاى پرواز گسترده اين فرودگاه نظامى وسعت لازم براى فرود و استقرار هواپيماهاى غول پيكر سى - ۱۷ و سى ۵ را دارد و ديگر پايگاهها نيز از نظر موقعيت جغرافيايى براى تعليم پياده نظام، توپچى وكوماندو مناسب به شمار مى آيند.
قرارگاه «اسماردان» در حال حاضر، گنجايش ۶۰۰سرباز دارد. البته آمريكا قصد دارد دراين پايگاهها ، يكسرى تغييرات انجام دهد كه پيش بينى مى شود پس از َآن، تمام پايگاههاى موردنظر هزاران سرباز را در خود جاى دهند.
۴پايگاه يادشده پس از بررسى هايى انتخاب شد كه ماهها به طول انجاميده است و اكنون نيز تيمهاى تحقيقاتى نظامى رومانى وآمريكايى در حال بررسى بيشتر بويژه درپايگاه نظامى كوگالينكو هستند. اين پايگاه هوايى رومانى به بندر «كوستنجه» اين كشور نزديك است و جالب اينكه اين بندر نيز از نظر قابليت استقرار زيردريايى ها در كانون توجه آمريكا قرار دارد.
گرچه مراكز نظامى جديد آمريكا در رومانى ، قرارگاههاى مشترك دو كشور خواهند بود، بدين معنا كه مقامات نظامى رومانيايى و آمريكايى به طور مشترك پايگاههاى مذكور را كنترل و اداره خواهند كرد. بنابراين اين مراكز منحصراً متعلق به آمريكا نبود و نيازهاى نظامى دو كشور و همچنين ديگر كشورهاى عضو پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) را در چارچوب برنامه نيروهاى حافظ صلح ناتو پاسخگو خواهند بود.
با نگاهى به آنچه در باره اين ۴ پايگاه اشاره شد، مى توان دريافت كه آمريكا در منطقه اى وسيع شامل اروپاى مركزى، بالكان ، درياى سياه و خاورميانه موقعيت نظامى جديدى را كسب مى كند.
رومانى هم، در سايه اين پيمان جديد با آمريكا، انتظار دارد منفعت اقتصادى ، سياسى و نظامى خوبى را به دست آورد؛ آرزويى كه مقامات رومانى آشكارا بر زبان مى آورند.
در سوى ديگر، پس از رومانى بلغارستان نامزد و منتخب دوم براى پروژه جديد نظامى واشنگتن است. كاخ سفيد در نظر دارد با بلغاريها نيز تا پايان مارس آينده به توافقهايى در باره ايجاد چندپايگاه در بلغارستان برسد. همانطور كه «وسلين بليزناكوف» وزير خارجه بلغارستان هم تقريباً ۲۰ روز قبل ، از واپسين روزهاى مارس به عنوان تاريخ توافق احتمالى با آمريكا، ياد كرد.
در هرحال ، اين تحولات در منطقه اى وسيع در حال وقوع است و مطمئناً امنيت ملى بسيارى از كشورها را نيز تحت الشعاع قرار مى دهد كه اين هوشيارى و تدابير بيشترى را طلب خواهد كرد. شايد كشورهاى منطقه هم بايد به فكر طرحهاى جديدتر و رايزنى هاى مستحكم ترى باشند.
بن لادن كجاست؟
242805.jpg
حسن هاشميان
«اسامه بن لادن» كجاست؟ پرسشى كه بارها بعد از اينكه رهبر القاعده از دسامبر گذشته تاكنون هيچ گونه پيام تصويرى يا راديويى ارسال نكرده، بر زبان مسؤولين آمريكايى تكرار شده است. آخرين نوار ويدئويى كه بن لادن در آن ظاهر و از شبكه هاى بزرگ عربى پخش شد به بيش از يك سال پيش برمى گردد. در آن نوار، رهبر سازمان القاعده، مسلمين جهان را دعوت كرد تا در برابر توطئه هايى كه به گفته وى بر عليه امت اسلامى طراحى مى شوند ، بايستند. او همچنين در اين پيام تصويرى، به اشغال عراق ، نقشه راه و « ميثاق ژنو » كه خواستار برقرارى صلح ميان فلسطينى ها و اسرائيلها شده بود، اشاره كرد.
اما قطع اخبار مربوط به بن لادن به اين شكل، شگفتى دستگاه هاى اطلاعاتى آمريكا و ناظران امور« سازمان القاعده » را برانگيخته است. اين شگفتى حتى به بنيادگرايان افراطى نيز رسيده است، به طورى كه تفسيرهاى متناقضى از سوى آنان ارائه مى شود. برخى از آنها مى گويند شرايط امنيتى رهبر القاعده در وضعيت بسيارى بدى قرار گرفته است به طورى كه وى قادر نيست به راحتى با رسانه هاى جمعى ارتباط برقرار كند. يك گروه ديگر اظهارنظر مى كنند كه وى خود را براى انجام يك عمليات بزرگ در آمريكا آماده مى كند و به اين دليل، ضرورت آن را درك كرده است تا از مراكز اطلاع رسانى دورى كند. اما يك فرد مطلع به روزنامه «الشرق الاوسط» گفته كه بن لادن ممكن است عمل جراحى بر روى صورت خود انجام داده باشد و به اين دليل ديگر حاضر نيست در انظار عمومى ظاهر شود.
در هر حال و با وجود اختلاف نظر ميان اين افراد درباره علت اختفاى بن لادن ، اما همه آنها در يك مورد اتفاق نظر دارند و آن اينكه، رهبر القاعده هنوز در قيد حيات به سر مى برد و در صورت مرگ وى، شوراى رهبرى سازمان القاعده تشكيل جلسه مى دهد و اين موضوع را اعلام خواهد كرد. همچنين اين شورا، رهبرى جديدى را انتخاب و موضوع « بيعت » با وى را در ملأ عام مطرح خواهد كرد. «دونالد رامسفلد» نيز در سفر اخير خود به پاكستان نتوانست شگفتى اش را از اختفاى بن لادن پنهان كند و در اين باره گفت كه آمريكا براى دستگيرى وى، حساب ويژه اى باز كرده و خود بسيار متعجب است كه چرا نزديك به يك سال خبرى از بن لادن نيست.
از سوى ديگر، اگرچه تاكنون بيش از يك سال از ظاهر شدن بن لادن در رسانه هاى جمعى گذشته است؛ زمانى كه در آن « ابومصعب زرقاوى » را به عنوان امير و فرمانده سازمان القاعده در سرزمين بين النهرين تعيين كرد، اما برعكس وى، ايمن ظواهرى مرد شماره ۲ القاعده در طول اين مدت، ۷ بار بر شبكه هاى اطلاع رسانى ظاهر شده و پيام هاى تصويرى و راديويى خود را ارسال كرده است. غيبت بن لادن كه طولانى ترين غيبت وى بعد از رويداد ۱۱ سپتامبر به حساب مى آيد، در ميان هواداران وى نگرانيهاى زيادى برانگيخته، به طورى كه بسيارى از نوشته هاى آنها بر روى سايتها مبين اين مسأله است. برخى تفسيرها و مقالات نوشته شده بر روى اين سايتها چنين عبارتهايى را در بر دارد: « ... بن لادن كه دستگاه هاى امنيتى و اطلاعاتى به دنبال وى است، در كوهستانهاى مرز افغانستان با پاكستان پنهان شده است» يا « ... از ظهور در رسانه ها يا تماس با ديگران دست برداشته است، زيرا مكان تمام رهبرانى كه دستگير شدند، به وسيله تماسهاى تلفنى آنها كشف شد ».
در جايى ديگر، «محمد عباس» نويسنده روزنامه ممنوع شده «الشعب» مصر كه مقاله هاى وى بن لادن را تا حد تقدس بالا مى برد، تحت عنوان « نامه دلتنگى براى بن لادن » چنين مى نويسد: «... بر مشيت خداوند و آنچه كه مقدر كرده است، اعتراضى نيست و چنين مى پندارم كه به زودى در بارگاه الهى ترا زيارت كنم، اما آنچه كه لرزه بر اندام من مى اندازد، اسير ديدن تو است.. اى محبوب من .. و اى عزيزتر از دل».
شايد آخرين پيام بن لادن كه شبيه به وصيت نامه است، خودبخود، چنين نگرانيهايى را برانگيخته است. رهبر القاعده در اين پيام بر تغيير دادن روشها و مواد درسى به سبك غربى در برخى كشورهاى عربى تاخت و هشدار داد: آنچه كه در حال انجام است يك «جنگ دينى - اقتصادى » عليه كشورهاى عربى حوزه خليج فارس مى باشد كه مرحله بعد از اشغال عراق محسوب مى شود. او همچنين به شيوخ منطقه خليج فارس حمله ور شد و بر روى توانايى آنها براى دفاع از مرزكشورهاى خود در برابر يك هجوم آمريكايى ديگر نقاط شك و ترديد گذاشت. بن لادن براى اثبات اين سخن خود از مثال هاى تاريخى بهره برد و به خصوص به جنگ كويت در سال ۱۹۹۰ و سپس به حمله آمريكا به عراق در سال ۲۰۰۳ اشاره كرد. او حال اعراب خليج فارس در جنگ كويت را معيار قرار داد كه چگونه دولتهاى اين كشورها نتوانستند در برابر عراق قدرت دفاعى تشكيل دهند و مجبور شدند به نيروهاى بيگانه تأسى جويند. همچنين حال آنها در زمان حمله آمريكا به بغداد و ساقط كردن رژيم صدام، نسبت به گذشته تعريف چندانى نداشت. دو دستگى و نبود استراتژى واحد نسبت به آنچه كه در كنار مرزهاى آنها اتفاق مى افتاد، تقريباً آنان را در برابر تصميم آمريكا براى هجوم به بغداد به حاشيه رانده بود.
با وجود اين نگرانيها در ميان دوستان بن لادن، اما آمريكاييها نزديك به يقين معتقد هستند كه اسامه بن لادن زنده است، اما دقيقاً نمى توانند مكان اختفاى او را مشخص كنند. «يان كروكر» سفير آمريكا در «اسلام آباد» كه اخيراً همراه با شخصيت هاى سرشناس مطبوعات جهان به منطقه زلزله زده پاكستان سفر كرده بود تأكيد كرد كه نفر اول تحت تعقيب دولت ايالات متحده در جهان هنوز زنده است و روزى از روزها توسط نيروهاى امنيتى پاكستان دستگير خواهد شد. كروكر به روزنامه نگاران گفت كه بن لادن همراه با ايمن ظواهرى در كوهستان هاى مرزى ميان پاكستان و افغانستان مخفى شده است، اما او نام منطقه مشخصى را در ميان مرز طولانى و صعب العبور دو كشور ذكر نكرد.
« منتصر زيات » وكيل گروه هاى اسلام گرا در مصر در گفت وگوى تلفنى با روزنامه الشرق الاوسط درباره شرايط زندگى بن لادن گفته است كه شرايط دشوار امنيتى رهبر القاعده مانع از آن شده است كه وى به راحتى بتواند با وسايل ارتباط جمعى رابطه برقرار كند. به اعتقاد وى، اينكه ظواهرى طى يك سال گذشته توانسته پيام هاى خود را به رسانه هاى فراگير برساند نشان از بودن وى در جايى دور از بن لادن است. اين اختلاف مكانى براى يك فرد شرايط امنيتى بهترى فراهم كرده و فرد ديگر از آن محروم است. چنين حالتى بيان مى كند كه وضعيت بن لادن به مراتب دشوارتر از همكار وى مى باشد يا شايد رهبر القاعده شكل چهره خود را اندكى تغيير داده و براين اساس مايل نيست در رسانه هاى جمعى ظاهر شود. اين وكيل مصرى اضافه مى كند: «...هيچكس نمى تواند محل اختفاى بن لادن را حدس بزند، اما به احتمال زياد، وى در جايى مخفى شده است كه كسى انتظار آن را ندارد».
منتصر زيات مى گويد: «...بزرگترين دليل بر زنده بودن « بن لادن » همين نوار ويديويى پخش شده از سوى ايمن ظواهرى است.. در اين نوار ظواهرى تأكيد مى كند كه قلمرو و تشكيلات سازمان القاعده در حال گسترش است و در اقصى نقاط جهان نيروهاى جديدى به آن پيوسته اند و اين سازمان در حال گسترش همچنان توسط « امير » خود هدايت مى شود.
از سوى ديگر، «عمر بكرى» يك فعال افراطى و رهبر اسبق گروه « مهاجرون » كه اخيراً بعد از سفر خود به «بيروت» از ورود به خاك انگليس منع شد، به الشرق الاوسط گفته است كه شايد بن لادن خود را براى زدن يك ضربه ديگر همانند ۱۱ سپتامبر آماده مى كند و به اين دليل از انظار مخفى شده است تا امنيت اين عمليات را تضمين كند. وى تأكيد كرده كه بن لادن همچنان رهبر القاعده است و هيچ رقيبى در اين بين براى وى متصور نيست. بكرى به يقين اظهار مى دارد كه در صورت مرگ بن لادن ، سازمان القاعده در اعلام خبر آن درنگ نخواهد كرد.
«هانى سباعى» كه مركز مطالعات « مقريزى» در لندن را اداره مى كند، همين عقيده را دارد. او معتقد است در صورت مرگ بن لادن، سازمان القاعده خبر آن را اعلام مى كند و براى انتخاب رهبرى جانشين و شيوه بيعت با او كارهايى تدارك خواهد ديد همانطور كه براى «خطاب» رهبر القاعده در سرزمين قفقاز و «ابوحفص مصرى» كه در شهر قندهار به قتل رسيد، چنين كارهايى انجام داد. او به نقل از ظواهرى اضافه مى كند كه القاعده درباره اعلام خبر دستگيرى «ابوفرج الليبى» ، «خالد شيخ محمد» و «رمزى بن شيبه» كه از افراد مهم اين تشكيلات بودند، لحظه اى درنگ نكرد. بنابراين در مورد بن لادن نيز هيچگونه پنهان كارى صورت نخواهد گرفت.
اما خارج از چارچوب القاعده و براى كسانى كه امور اين سازمان را بطور روزمره دنبال مى كنند ، غيبت طولانى بن لادن، اين فرضيه را به وجود آورده كه ممكن است انشعابى در القاعده صورت گرفته باشد، زيرا با وجود ناپديد شدن بن لادن، اما ظواهرى به كرات بر صفحه تلويزيون ظاهر شده و پيام خود را ارسال نموده است. سباعى مى گويد: چنين فرضيه اى باطل است، زيرا افرادى كه به القاعده پيوستند، به شكل داوطلبانه به اين سازمان روى آوردند و تشكيلات بن لادن يك تشكيلات سياسى نيست كه در آن انشعاب صورت گيرد، بلكه پيوند انسانها با يكديگر براساس بينش عقيدتى است.
وى مى گويد: بن لادن از ظاهر شدن در رسانه ها دورى مى كند تا ديگر اعضاى القاعده نقش خود را بشناسند و مسؤوليتها تقسيم شود. وقتى ظواهرى بر صفحه تلويزيون ظاهر مى شود، بدان معنى است كه سازمان القاعده، افراد متعددى براى پذيرفتن نقش رهبرى دارد و جوانان را تشويق مى كند كه در اين راه گام بردارند و عليه اشغالگران سرزمين مسلمانان در عراق ، افغانستان ، فلسطين و كشمير بسيج شوند. همچنين بن لادن با غيبت خود مايل است دستگاه هاى اطلاعاتى غرب را به اشتباه بيندازد تا اعلام كنند او مرده است، سپس با يك نوار جديد و يك پيام جديد بر صفحه تلويزيون ظاهر شود و رسوايى تبليغاتى جديدى براى غرب رقم زند. اين وسيله مى تواند آمريكا را به دروغ پردازى متهم كرده و ميزان صداقت مسلمين را بيشتر جلوه گر كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |