|
|
|
زنان ۲۰۰۵
|
|
|
مهرى حقانى چندى پيش خواندن «جنس دوم» را به كسى كه البته فرهيخته و فرهنگ دوست نيز بود، پيشنهاد دادم. اما با تعجب شنيدم كه وى علم نويسنده را مشابه متون كمونيستى و حتى برخى افراطيون بنيادگرا تعبير كرد. اينك در پايان سال ۲۰۰۵ ميلادى از نگارش چنين متونى، نزديك به نيم قرن مى گذرد و هرچند هر اثرى وراى ماندگارى فرزند زمانه خود نيز محسوب مى شود اما آنچه سال به سال در مسير تحولات و دستاوردهاى بشر و البته در كنار هزينه هايى كه براى آنها مى پردازد ديده مى شود اين است كه پس از گذشت نيم قرن، رشادت زنانى چون نويسنده جنس دوم و ديگر متفكران صحنه زندگى بشر در حل مشكلات و تعبيرات متفاوت جامعه نسبت به نژاد، مذهب و از جمله جنسيت، مراحل به بارنشستن خود را مى گذراند. سال ۲۰۰۵ نه به عنوان يك نقطه اوج اما در بستر چنين تلاش و تكاملى قرار مى گيرد. در حقيقت وراى تمامى ديدگاه ها و گونه گونى باورها و منش ها حضور زنان در عرصه هاى سياسى اجتماعى، بشردوستانه و به ويژه سطوح عالى مديريت سياسى و اقتصادى از نقاط عطف سال گذشته است. بنابراين آنچه در هزاره جديد در عرصه عمل و تكاپوى جوامع مختلف در حال به بار نشستن است حامل تفكرى است كه اين بنا را پايه ريزى كرد. در كارنامه سالانه اين كره خاكى، جنگ، خونريزى، دشمنى و خشونت هنوز پررنگ است اما در حقيقت سير پيشرفت بشر يك تلاش يك سويه نيست. برايند كلى نشان مى دهد عقل جمعى، سرانجام بر هرگونه تنگ نظرى پيروز مى شود. جايگاه و دستاوردهاى زنان و پيشرفت آن وراى هرگونه تغيير فمينيستى در حقيقت حلقه اى از دايره رشد تمامى انسان هاست. در اين رهگذر، جايگاه زنان و موفقيت هاى آنان تجربه اى پيش روى ملتهايى كه در حال طى اين راه هستند، مى گذارد. اعتلا و برابرى زنان تنها تجربه هاى آنى و هيجانى نيستند زنان موفق كشورهاى عموماً پيشرفته تر، در حقيقت وارث نسلى هستند كه به تفكر و ارزش آن و تحول در مبناهاى كهنه و بى حاصل آن، پرداختند. نقاب هاى فرسوده زنان عرب نخستين تحولاتى كه مى توان در جهان پيرامون به فال نيك گرفت، تحول موقعيت زنان در منطقه خاورميانه، به ويژه كشورهاى حوزه خليج فارس است يعنى زنان عرب. اگر موسيقى عربى و برخى ديگر از هنرهاى تابع آن تا به حال نامى در فرهنگ و عرصه عمومى جهان اختيار كرده است اما گويا وضعيت زنان در كشورهاى عربى رو به پيدايش آهنگى جديد در كشورهاى عربى دارد. دولت كويت به عنوان اولين كشور حوزه جنوبى خليج فارس كه از پارلمان منتخب برخوردار شده، از چند سال پيش شاهد اعتراضات گسترده نيمى از جامعه يعنى زنان نسبت به ناديده گرفتن حقوقش بود. در سال گذشته پارلمان كويت مسأله حقوق زنان را مورد بررسى قرار داد تا شايد اين بار زنان كويتى بتوانند حق انتخاب كردن و انتخاب شدن را به دست آورند. هرچند اين بار هم، جامعه مردسالار كويت تنها مسأله مشاركت زنان را در شوراى شهر بررسى و با آن موافقت كرد و اگرچه اعطاى حق مشاركت زنان در انتخابات شوراهاى شهر آن هم پس از ۴۴ سال سلب اين حق از آنها مى تواند دستاورد اندكى تلقى شود اما در قياس با كشورى چون عربستان كه مردان آنها براى اولين بار است چنين حقى را يافته اند، مى تواند يك نتيجه خوب براى زنان كويتى باشد. اين دستاورد در حالى تحقق مى يابد كه شخصيت هاى بين المللى زيادى كويت را به دليل اين تبعيض نكوهش كرده اند. گرايش اصلاح گرانه دولت كويت پس از نخست وزيرى شيخ صباح الاحمد دست به دست هم داد تا روزنه اى براى مشاركت سياسى زنان در اين كشور فراهم شود. كويت همانند بقيه شيخ نشين ها با قرائت غلطى از اصل ولايت مردان بر زنان مانع مشاركت اين اقشار در امور سياسى مى شود، در حالى كه از سوى ديگر، حرمسراهاى پادشاهان و شيوخ اين كشورها نقش زيادى در عزل و نصب ها و حتى اتخاذ تصميمات حكومتى دارند. اين وضعيت هرچند نمونه برترى از عربستان را به نمايش مى گذارد اما در اين رديف كشورهاى عربى، نمونه هاى برتر ديگرى نيز وجود دارند. در تاريخ كشور امارات متحده عربى هيچگاه سابقه نداشته يك زن به سمت وزير برسد. آغاز سال پيش، نخستين ماه هاى صدارت يك زن به عنوان وزير بود. آن هم در وزارت اقتصاد. خانم شيخه بنى القاسمى، وزير اقتصاد جديد امارات شد و با اين كار عملاً به الگويى براى زنان كشور بدل شد. در دانشگاه ويژه زنان در دبى كه مانند بسيارى از مكانهاى عمومى وخيابانهاى امارات، نام شيخ زايد را بر خود دارد، او چنان مورد تشويق و توجه ۴۰۰ دختر دانشجوى مشغول تحصيل در اين دانشگاه قرار گرفت كه تعجب همگان را برانگيخت. در گذشته كشورهايى در جنوب خليج فارس چون بحرين، قطر و عمان صاحب وزراى زن شده بودند، اما گفته مى شود هيچ كدام از آنها نفوذ و شهرت خانم القاسمى را نداشته اند. پست وى نيز از ديگران مهمتر است. اقتصاد كشور امارات كه رشد آن چشمگير است، اكنون توسط اين زن رهبرى مى شود. خودش مى گويد كه يك كار غيرممكن را انجام داده است. وى در سال ۱۹۸۱ در رشته انفورماتيك از دانشگاه ايالت كاليفرنيا در شهر چيكوى آمريكا فارغ التحصيل شد. اوايل دهه هشتاد ميلادى حتى در آمريكا هم تعداد زنان كاملاً متخصص و ماهر در زمينه فناورى اطلاعات بسيار كم بود. خودش مى گويد ما در كلاس تنها ۵ زن در ميان ۳۰ دانشجو بوديم. اين زن عرب كه جزو خاندان سلطنتى امارات هم هست تحصيل در رشته فناورى اطلاعات را بهترين تصميم زندگى خود مى داند. سرانجام پشتكار و دستاوردهاى القاسمى توجه وليعهد را به خود جلب كرد و از وى خواست تا يك شركت اينترنتى به نام Tejari.com تأسيس كند. امروز بيش از ۷۰ درصد خريدهاى دولت امارات از طريق اين شركت انجام مى شود و ۵۰ كارمند شاغل در اين بخش به ۳ هزار مشترى در سراسر دنيا خدمات مى دهند. نمايندگى هايى هم در اردن، كويت، عراق، لبنان و سوريه تأسيس شده. موفقيت القاسمى باعث شد وى به عنوان مدير سال امارات انتخاب شود. جوايز و القابى نظير «بهترين زن اقتصاد جهان عرب» جايزه بهترين پروژه فناورى اطلاعات و چندين جايزه ديگر تاكنون نصيب وى شده اند. اين رشد وقتى جالب تر است كه بدانيم در امارات متحده عربى براساس قانون، زنان به هيچ رو در انتخاب فعاليت هاى شغلى خويش آزاد نيستند. يك مرد مى تواند به راحتى از هرگونه كار همسرش در بيرون از خانه جلوگيرى كند. شايد به همين دليل هم هست كه بنى القاسمى تاكنون ازدواج نكرده است كه البته مى گويد از اين كه بچه ندارم، بيش از هر چيز ديگر متأسف هستم. اما رشد خود را بيش از هر چيز مرهون نگاه باز خانواده اش مى داند. او در سن ۱۳ سالگى زبان انگليسى را به خوبى صحبت مى كرد. پس از آن به دنياها و فرهنگ هاى جديدى پا نهاد. او معتقد است: برخلاف عربستان سعودى در امارات، زنان شانس هاى زيادى دارند. اگرچه گاهى مجبورند براى موفقيت دو برابر مردان كار كنند. خانم وزير برنامه هاى زيادى براى اقتصاد امارات دارد. تا صد سال ديگر كه منابع نفت پايان يافتند، اين اقتصاد شكل و قوام خوبى به دست آورده باشد. وقتى خبرنگار نشريه «ويمن وان» مى پرسد: شعار زندگى اش چيست؟ او مى گويد: «اگر مى خواهى ديگران به تو احترام بگذارند، ابتدا تو به آنها احترام بگذار. اگر مى خواهى ادامه بقا بدهى باز هم به ديگران احترام بگذار تا احترام آنها را به دست آورى.» اما اميدوارى هاى زنان در سال ۲۰۰۵ هنگامى اوج مى گيرد كه به جامعه محافظه كار و به شدت سنتى عربستان مى رسيم. در كشور قبيله ها، شمشير و نفت، زنان به راحتى قادر به بيان نظرات خود نيستند. اما نيمى از فارغ التحصيلان دانشگاه هاى اين كشور زنان هستند كه فقط ۵ درصد از نيروى كار را تشكيل مى دهند. زنان سعودى حق رأى ندارند و نمى توانند آزادانه و فعال در اجتماع حضور داشته باشند، يا حتى رانندگى كنند. آنها در پى راهى هستند تا اين موانع را از مسير اجتماعى خود بردارند. خانم ايمان الخطانى روزنامه نگار مى گويد: مدتى است زنان عربستان آرام آرام زمزمه هايى در اعتراض به يك سرى محدوديت هاى اجتماعى سر داده اند. در آغاز سال ۲۰۰۵ حدود ۳۰۰ زن و خبرنگار و دانشجوى دختر با نوشتن نامه اى به امير عبدالله وليعهد عربستان سعودى كه اكنون پادشاه عربستان است از خاندان پادشاهى آل سعود خواستند كه با اعطاى يك سرى آزادى هاى سياسى و حقوقى زنان موافقت شود. در شرايط كنونى مطبوعات عربستان نقش ارزنده اى در روشنگرى و معرفى زنان نسبت به حقوق خود دارند. در سال ۲۰۰۴ در جريان اجلاس سازمان تجارت جهانى در داووس سوئيس خانم لوبنا اولايان كه يك تاجر برجسته زن عربستان است گفت: اگر امروز مرا مانند زنان سنتى عربستان نمى بينيد، به اين دليل است كه قصد دارم به شما بگويم زنان عربستان داراى توانمندى ها و ارزش هاى انسانى زيادى هستند و لازم است ديدگاه قديمى جهانيان نسبت به وضعيت زندگى اجتماعى آنان ترميم شود. بازتاب سخنان او در كشور عربستان با واكنش تند مسؤولان مذهبى اين كشور روبه رو شد. پس از واقعه يازده سپتامبر، حكومت سعودى چاره كار را مبارزه با تعصب گرايى و بنيادگرايى ديد و در نتيجه در سال ۲۰۰۴ اولين نهاد كميسيون حقوق بشر در اين كشور تأسيس شد. پس از آن نيز قرار شد اولين انتخابات شوراهاى شهر عربستان برگزار شود. خانم لعيا هاتون، يكى از زنانى كه نامزد انتخابات پارلمان بود، مى گويد: احساس مسؤوليت زيادى مى كنم چون زنان كشور من به زنانى نياز دارند كه بتوانند در مجلس و نهادهاى پارلمانى از حق آنها دفاع كنند. اين گروه اقليت بايد بتوانند در جريان اصلاحات در اين كشور اعتماد به نفس خود را پيدا كنند. به نظر مى رسد زحمات و تلاش ها تا حدى به ثمر رسيده چون براى اولين بار در تاريخ عربستان سعودى ۳۶ نفر از زنان در وزارت امور خارجه اين كشور مشغول به كار مى شوند. ساليانه ۵۰ هزار دختر ديپلمه عربستانى به بيكاران اين كشور اضافه مى شوند، هرچند امكان مشاركت زنان در امور سياسى ممنوع است اما دولت عربستان به تازگى امتيازات ويژه اى براى فعاليت هاى اقتصادى به آنها داده است. بر اثر فشارهاى گروه هاى فعال زنان در اين كشور، در ميانه سال گذشته دولت عربستان سعودى با دادن فرصت هاى شغلى بيشتر به زنان اين كشور موافقت كرد. براى نخستين بار در تاريخ عربستان سعودى، مجوز فعاليت هاى بازرگانى براى يك زن سعودى بدون معرفى وكيل صادر شد. مجوز فعاليت بازرگانان زن عربستان پيش از اين به نام يكى از مردان خانواده درخواست كننده صادر مى شد. زنان نيمكره غربى با فاصله اى نه چندان دور از خاورميانه خانم دورا باكويانى شهردار كنونى آتن و عضو عاليرتبه حزب محافظه كار ND يكى از برجسته ترين زنان يونانى است. وى اولين زن يونانى است كه اعتماد ۶۱ درصد شهروندان آتن را به دست آورد و اولين شهردار زنى است كه مسؤوليت برگزارى بازى هاى المپيك را برعهده داشته است. وى اداره بهتر شهر آتن توسط مردم را نشانه توسعه يافتگى شهردارى در يونان مى داند. شهرى كه اين روزها با داشتن امكانات مدرن حمل و نقل، فرودگاه جديد، ده ها پارك، مراكز متعدد ورزشى و همكارى عالى با ساير وزارتخانه ها به يك شهر نمونه در اتحاديه اروپا تبديل شده است. وى هرچند از سال ۲۰۰۲ در اين سمت است اما آنچه در سال گذشته به وى موقعيت چندانى بخشيد، احتمال جانشينى وى به جاى وزير امور خارجه كنونى يونان بود. اما مهمترين چشم انداز موفقيت ها در ماه هاى پايانى سال گذشته پيروزى زنى بود كه كودكى خود را در سوى شرقى ديوار برلين گذرانده بود. صدر اعظمى آنگلا مركل در آلمان بيش از آن كه زنانه يا مردانه تعبير شود، تعبير فراگيرترى دارد. بشر حال در هر رنگ، عقيده يا نظام سياسى اما سرانجام پا به اين وادى مى گذارد كه از قضاوت ها و معيارهاى انتخاب جنسيتى بگذرد. معيار مهارت هاى حرفه اى و امتيازات و ارزش هاى موجود در حقيقت جايى براى مكث بر سر عنوان زن يا مرد بودن باقى نمى گذارد. اين بدين معنى نيست كه همه صدر اعظم، مدير اقتصادى يا وزير شوند اما مهم اين است كه از سرپرستى فرزندان گرفته تا امور جدى تر در صحنه اجتماع مانعى بر سر راه انتخاب شهروندان نباشد. پيش از اين هم در فرانسه خانم اديت كرسون دوران ده ماهه نخست وزيرى را با واكنش شوخى سياستمداران اين كشور گذرانده بود. در آلمان ۳۰ درصد نمايندگان بوندستاگ (مجلس سفلاى آلمان) را زنان تشكيل مى دهند. اين رقم در مجمع ملى فرانسه ۱۳ درصد است. با اين وجود آنگلا مركل به اين سادگى هم آغاز نكرد چنان كه حتى مورد طعن همسر شرودر قرار گرفت. آنجا كه وى در تبليغات انتخاباتى به نفع شوهرش گفت: آيا صدراعظمى كه فرزندى ندارد، مى تواند مادران خانواده ها را درك كند؟ بله در حقيقت مركل فرزندى ندارد. او فرزند كشيشى پيشرو و سرشناس بود اما دكتراى فيزيك دارد، براى دومين بار با يك استاد شيمى ازدواج كرده و پس از فروپاشى ديوار برلين فعاليت سياسى خود را با همكارى با هلموت كهل آغاز كرد. وى نخستين زنى بود كه به رهبرى بزرگترين حزب سياسى آلمان رسيد و اولين زنى بود كه رياست فراكسيون حزب دموكرات مسيحى را در مجلس فدرال برعهده گرفت. مركل سرانجام به رياست فراكسيون مشترك دو حزب عمده آلمان انتخاب شد. اما در انتخابات سپتامبر ۲۰۰۵ هيچ يك از دو حزب اكثريت لازم را به دست نياوردند. سرانجام شرودر با شهامت سياسى و به منظور جلوگيرى از بى ثباتى آلمان قدرت را به رقيب خود كه در ضمن آرا بيشترى به دست آورده بود، واگذار كرد. خود وى در پاسخ به خبرنگار اشپيگل كه مى پرسد نخستين صدراعظم زن بودن مهم تر است يا صدراعظم متولد آلمان شرقى بودن، مى گويد: زن بودن، چون هميشه زن بودن را هويت خود دانسته ام و از اين حقيقت آگاهم كه در بسيارى از سمت هاى حكومتى هيچ زنى تاكنون زمام امور را در دست نگرفته. اگر موفق شويم، زن بودن در انتصاب ها تبديل به هنجار خواهد شد.اما سال ۲۰۰۵ پيش زمينه واقعه ديگرى نيز براى دنياى سياست در سال هاى آينده بوده است. در اين سال اتاق وزارت خارجه كشور ۲۰۰ ميليونى آمريكا به دست يك زن سياهپوست سپرده شد. هرچند كه نگاه خشن و برخورد سرد و مستبدانه او هيچ شباهتى به نامش كه برگرفته از كلمه ايتاليايى Cndlcezza (به ملايمت) و نام قطعه اى موسيقى است، ندارد كه مادرش كه مانند خود او پيانيست بود، اين نام را بر او گذاشته بود. زنى كه گذشته از گرايش يا منش سياسى اش، پيش از آن مراحل سختى را در هنگامه تبعيض نژادى گذرانده بود، به رياست دانشگاه استانفورد رسيده بود و زمانى پدر رئيس جمهور كنونى آمريكا او را به گورباچف چنين معرفى كرد: «من همه چيز را در مورد شوروى از اين زن ياد گرفتم». سال ۲۰۰۵ در حقيقت آغاز زمزمه رقابت آتى او با همسر رئيس جمهور سابق يعنى هيلارى كلينتون بود. در حقيقت رايس تهديدى مهلك و هولناك براى موفقيت هيلارى محسوب مى شود. شايد برخورد اين دو زن گريز ناپذير باشد، دو زنى كه نرده بان ترقى را تا بالاترين پله ها پيموده اند و احترام احزاب مخالف خود را برانگيخته اند و به بالاترين نقطه اوج در حوزه سياسى آمريكا رسيده اند. اين براى اولين بار در تاريخ آمريكاست كه اكثر رأى دهندگان مى گويند از يك زن به عنوان رئيس جمهور حمايت مى كنند. در نظرسنجى ماه مه ۲۰۰۵ از سوى usa today، CNN و مؤسسه گالوپ، ۷۰ درصد پاسخ دهندگان به احتمال زياد به يك زن به عنوان رئيس جمهور رأى خواهند داد.اما اين دو رقيب به اندازه دو رنگ سياه و سفيد با هم فرق دارند. البته در برخى جهات هم تصوير يكديگرند. جنگ آنها جنگ شمال وجنوب، دموكرات ها و جمهوريخواهان، متأهل و مجرد و جنگ ميان حومه نشين و شهرنشين و منافع داخلى در مقابل منافع خارجى خواهد بود. در دانشگاهى كه اين زن سياهپوست بود استاد خطاب به ۲۵۰ دانشجو از پست و حقير بودن ژنتيكى سياهپوستان آمريكا با استناد به كارهاى شبه علمى ويليام شاكلى مى گفت كه هنر، ادبيات، زبانشناسى و همه گنجينه هاى تمدن غرب محصولات انديشه سفيدپوستان به عنوان نژاد برتر است. اما قبلاً والدين سياهپوست او، متقاعدش كرده بودند كه «حتى اگر نتوانيم در رستوران وول ورث همبرگر صرف كنيم اما اگر بخواهيم، مى توانيم رئيس جمهور آمريكا شويم».آنچه آمد نقاطى برجسته از حضور زنان در عرصه هاى جدى تر زندگى بر روى كره زمين است. عرصه هايى كه در عين حالى كه به معناى انكار ابعاد شخصى و درونى زندگى يك زن نيست اما نيازمند پشتكار، فعاليت بيشترى براى نمود خلاقيت هاى نيمى از جمعيت كره زمين است كه تا به حال كمتر مجالى براى رشد داشته است.
|
|
|
|
|