چهارشنبه ۱۴ دى ۱۳۸۴ -
Wed, Jan 4, 2006
گفت و گو
۳۳۵۹
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
در گفت وگو بادكتر سعيد معيدفر استاد دانشگاه و جامعه شناس
اخلاق كار در فارغ التحصيلان دانشگاهى
بخش اول
242874.jpg
گفت وگو از : يوسف ناصرى
كسب شناخت دقيق از هر مسأله و پديده اى باعث مى شود در مواجهه با آن مقوله، دچار اشتباه نشويم. در تحقيقى كه دكتر سعيد معيدفر استاد دانشگاه و جامعه شناس در مورد «نقش تحصيلات دانشگاهى در جهت گيرى هاى ارزشى، نگرشى و رفتارى » انجام داد، مشخص شده ارزشها، نگرشها و رفتارهاى تحصيلكردگان دانشگاهى با ساير اقشار جامعه تفاوت معنادار پيدا كرده است. بنابراين مسؤولان و متوليان امور مختلف ، با عنايت به نتايج چنين تحقيقى بهتر خواهند توانست برنامه ريزى چنين امورى را در دست بگيرند. با توجه به ارتباط تنگاتنگ و ارگانيك اقتصاد دانايى محور و نيروى انسانى متخصص ، پرداختن به مباحث و نتايج تحقيق يادشده بسيار آگاهى دهنده است . اين تحقيق در چارچوب فعاليت هاى تحقيقاتى پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات انجام گرفته است.
به عنوان مقدمه بحث مى خواهم بدانم با چه پيش زمينه وپيشينه اى، تحقيق «نقش تحصيلات دانشگاهى در جهت گيرى هاى ارزشى، نگرشى و رفتارى» را انجام داده ايد؟
من در سالهاى گذشته در تحقيقاتى كه خصوصاً به صورت آمارگيرى در حوزه فرهنگى انجام مى گرفت، ملاحظه مى كردم تفاوت معنادارى ميان جمعيت در ارتباط با تحصيلات وجود دارد. به اين معنا كه وقتى متغيرهاى زمينه اى مثل جنس، سن، شغل و پايگاه كه يكى از عناصر آن تحصيلات است را براى سنجش وضعيت ارزشها، نگرشها و رفتار در جامعه در نظر مى گرفتيم، برخى رابطه هاى معنادار به دست مى آمد. ما در وهله اول متغيرهاى زمينه اى مهمى مثل تحصيلات و بعداز آن سن و جنس را تحت بررسى قرار مى داديم و تأثيرات معنادارى در رفتارها ديده مى شد. من در سال ۱۳۷۶ تحقيقى را در مورد «اخلاق كار» در واحدهاى توليدى و صنعتى انجام دادم و در سال ۱۳۸۲ نيز در همين زمينه ، تحقيقى در واحدهاى دولتى انجام دادم و در هردو تحقيق، تحصيلات يكى از پارامترهاى بسيار مهمى بود كه مى توانست ميزان اخلاق كار را در بين دو گروه جمعيتى تحصيلكردگان دانشگاهى و غيرتحصيلكردگان دانشگاهى تغيير بدهد. در آن دو تحقيق مشخص شد ، ميزان اخلاق كار تحصيلكردگان دانشگاهى يا كسانى كه تحصيلات بالاتر از ديپلم داشتند، به طرز معنادارى كمتر از كسانى بود كه تحصيلات دانشگاهى نداشتند.
يعنى برخلاف انتظار، كسانى كه تحصيلات دانشگاهى نداشتند از اخلاق كارى بالاترى برخوردار بودند. فرض كنيد اگر متوسط اخلاق كار در كل جمعيت ۳ از ۴ مى شد وقتى كه جمعيت را به دو بخش تحصيلكردگان بالاى ديپلم و كسانى كه در حد ديپلم و زير ديپلم سواد داشتند، مشاهده كرديم كه مثلاً اخلاق كارى تحصيلكردگان حدود ۲‎/۵ مى شد و اخلاق كارى ديپلمه ها و زيرديپلم حدود ۳‎/۴ به دست مى آمد و هرچه سطح تحصيلات افراد بالاتر مى رفت اين كاهش اخلاق كار هم بيشتر مى شد.
براى سنجش اخلاق كار، ابتدا معيار و شاخصى را تحت عنوان شاخص سنجش ميزان اخلاق كار (O.W.E.I» بومى كرديم و اعتبار و روايى آن را سنجش كرده و در واقع آن را بومى كرديم. مثلاً پاسخها در ۷ گزينه آمده بود و ما اين گزينه ها را مطابق وضعيت ايران، به ۵ گزينه تقليل داديم تا اخلاق كار و ابعاد مختلف آن را در ايران بسنجيم.
تا پيش از آن تصور مى شد ، اخلاق كار در جامعه ايران به نسبت جوامع توسعه يافته بسيار پايين است و فرضاً گفته مى شد اخلاق كار ضعيف است . اما تحقيقات به عمل آمده نشان داد كه اخلاق كار در ايران تقريباً متوسط روبه بالا است وقابل قبول ارزيابى شد و فاصله بسيار زيادى با ميزان اخلاق كار در كشورهاى توسعه يافته ندارد.
البته دو مقوله «بهره ورى» و «اخلاق كار » را بايد از همديگر تفكيك كرد. اخلاق كار، گرايش فرد به كار و دلبستگى به كار، پشتكار، داشتن روحيه جمعى در كار و روابط مناسب در كار است ولى در خصوص بهره ورى گفته مى شود، ميزان كار مفيد يك نفر ايرانى از ۸ ساعت كار روزانه حدود يك ساعت است. البته اين قابل تشكيك است. در صورتى كه در مورد شاغلان كشورهاى توسعه يافته ميزان كار مفيدشان ۷ ساعت و يا بيشتر ارزيابى شده است.
چون در ايران باتوجه به بهره ورى پايين نتيجه گرفته مى شود، اخلاق كار پايين است ولى مشاهده شد، اخلاق كار در ايران تقريباً به آنچه در كشورهاى توسعه يافته و غربى وجود دارد، نزديك است و نمى توان ارتباط زيادى بين بهره ورى و اخلاق كار در ايران برقرار كرد. اما وقتى دو جمعيت تحصيلكرده و غيرتحصيلكرده دانشگاهى را از يكديگر تفكيك كرديم، متوجه شديم اخلاق كار در بين كسانى كه تحصيلات دانشگاهى دارند كمتر است.
دلايل و عوامل خاصى براى توجيه تنزل اخلاق كار تحصيلكردگان دانشگاهى هم ذكر كرديد؟
ما ، در آن تحقيق چندان سلب شناسى نكرديم. چون درصدد بوديم، توصيفى از اخلاق كار ارائه كنيم و تغييرات موجود را در بين افراد از نظر سن، جنس، شغل، ميزان تحصيل و پارامترهاى ديگرى مثل محيط كار و مطلوب و يا نامطلوب بودن محيط كار افراد بسنجيم. بنابراين در آن تحقيق در پى آن نبوديم كه علتها را مشخص كنيم. در آن تحقيق برآن شديم بگوييم چه اتفاقى افتاده كه اخلاق كارى تحصيلكرده ها و دانشگاهيان ما ضعيف است. البته مى شود تحليل هايى ارائه كرد. چون ما تصور نمى كرديم كه چنين وضعيتى وجود داشته باشد و بايد در اين زمينه تحقيقى مستقل انجام شود. در تحقيق دوم كه در واحدهاى دولتى انجام شد تاحدودى به زمينه هاى على توجه شد. يكى از عللى كه موجب تأخير ميزان اخلاق كار در دانشگاهيان از غيردانشگاهيان مى شد، مسأله بيگانگى سياسى و اجتماعى آنها بود. تحقيق نشان مى داد به ميزانى كه افراد تحصيلكرده از بيگانگى سياسى و اجتماعى بيشترى برخوردار باشند به همان ميزان اخلاق كارى شان ضعيف مى شود.
منظور از بيگانگى ، احساس ناجور نسبت به جامعه، فرايندهايش ، آينده آن است و يا به معناى ديگر احساس اينكه فرصت و آزادى عمل كافى به فرد داده نمى شود و يا فعال نيست و يا اين احساس كه فرد، متناسب با انتظاراتش درجامعه موفق نيست و يا آرزوها و آرمان شغلى، اجتماعى و سياسى را كه در ذهن دارد، تحقق نيافته تصور مى كند. بنابراين ، مجموعه اين اوضاع موجب بيگانگى سياسى فرد مى شد و تحقيق هم نشان مى داد كه افراد به ميزانى كه احساس منفى ترى از مشاركت خودشان در فرايندهاى اجتماعى وسياسى دارند، به همان ميزان فعال نيستند.
در حوزه هاى اجتماعى ، افرادى كه دچار بيگانگى هستند در محيط كار احساس مسؤوليت كمترى دارند و هرچقدر تحصيلكرده هاى دانشگاهى به سطح آگاهى و دانش شان افزوده مى شد به همان ميزان فعال نيستند. در حوزه هاى اجتماعى ، افرادى كه دچار بيگانگى هستند در محيط كار احساس مسؤوليت كمترى دارند و هرچقدر تحصيلكرده هاى دانشگاهى به سطح آگاهى و دانش شان افزوده مى شد به همان ميزان هم، خواهان مشاركت و مسؤوليت پذيرى در شغل و فعاليت هاى اجتماعى نبودند. چون اگر شخص بتواند با بالارفتن تحصيلاتش، آرمانهاى شغلى و اجتماعى اش را محقق كند، به تعادل شخصيتى و فكرى لازم مى رسد. اما اگر در مسؤوليت هاى اجتماعى به خوبى به كار گرفته نشود و يا مسؤوليت هاى شغلى خوبى به او داده نشود، به همان ميزان ، دچار يك نوع بيگانگى اجتماعى مى شود.
نتايج آن دو تحقيق را در اين تحقيق جديد مورد توجه قرار داديد و يا در نظر داشتيد ، در برخى از زمينه هاى تحقيقاتى قبلى دقت عمل بيشترى به خرج دهيد و احياناً نكات مبهم را در اين تحقيق آشكار كنيد؟
در واقع آن تحقيق باعث شد، اين تحقيق جديد را انجام دهم. در ايران طرح هاى پژوهشى در سطح ملى از سال ۱۳۷۴ به بعد انجام شده بود. اولين تحقيق را در اين زمينه آقاى دكتر محسنى در مورد آگاهى و نگرشهاى ايرانيان در ۷ شهر كشور انجام داد. در سالهاى ۱۳۷۸و ۱۳۸۲ هم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى تحقيقاتى را در باره ارزشها و نگرشها در سطح كشور و در تمام استانهاى كشورمان انجام داد. با توجه به ذهنيتى كه داشتم و مشاهده مى كردم، بين ارزشها، نگرشها و رفتارهاى تحصيلكردگان دانشگاهى با غيرتحصيلكردگان دانشگاهى تفاوت وجود دارد و اين تفاوتها هم بسيار زياد است. درصدد برآمدم با استفاده از نتايج تحقيقات ملى انجام گرفته مشخص كنم در چه زمينه هايى بين تحصيلكردگان و غيرتحصيلكردگان تفاوت زياد وجود دارد و يا تفاوت كمى مشاهده مى شود و يا در چه زمينه هايى تفاوتى وجود ندارد. بنابراين، دراين تحقيق مجموعه ارزشها، نگرشها و رفتارها در حوزه هاى سياسى، اقتصادى ، اجتماعى و فرهنگى با هم مقايسه و فرضيات تحقيق ، آزموده و نتيجه كار هم با عنوان «نقش تحصيلكردگان در جهت گيريهاى ارزشى، نگرشى و رفتارى» عرضه شد.
جدا از يافته ها و نتايج آمارى و تحقيقى ، به چه صورت از محتويات اين تحقيق بهره مند شديد؟
قطعاًنتايج و يافته هاى تحقيق مى تواند نوعى هوشيارى و آگاهى به برنامه ريزان و سياستگذاران اجتماعى بدهد كه تركيب جمعيتى كشور در حال تغيير است. با تغيير تركيب جمعيتى و افزايش كمى تحصيلكردگان دانشگاهى كه از مراكز متعدد دانشگاهى مثل دانشگاههاى سراسرى و شبانه، دانشگاه آزاد، دانشگاه پيام نور و مراكز عالى غيرانتفاعى مدرك دانشگاهى مى گيرند، در واقع دو اتفاق رخ مى دهد:
اول اينكه ، تركيب جمعيتى كشور كم كم تغيير مى كند. بنابراين خواهش ها، تقاضاها و رفتارهاى افراد دگرگون مى شود. اين خودش نوعى آينده سنجى است. براى اينكه اين جمعيت تقاضاهايى خواهد داشت و ما مى توانيم درك كنيم مخاطبان ماچه كسانى هستند. و با تغيير تركيب جمعيتى كشور ، سطح انتظارات و توقعات افراد هم بالاتر مى رود و برنامه ريزان و سياستگذاران ما بايد خودشان را آماده كنند پاسخگويى چنين انتظارات و توقعاتى باشند. از يك جهت ديگر هم مى توان گفت با شتابى كه در توليد نيروى انسانى تحصيلكرده داريم ، بايد تحول لازم را در حوزه هاى ديگر انجام دهيم و تمهيداتى را در نظر بگيريم وگرنه ممكن است باچالش هاى جديدى روبرو شويم و بايد از همين الآن خود را براى درگيرشدن با آن چالش ها آماده كنيم.
براى مثال گفتم، با توجه به دو تحقيقى كه در سال ۱۳۷۶ و ۱۳۸۲ انجام داده ام ، اگرچه وضعيت اخلاق كار در ايران نسبتاً قابل قبول است اما با توجه به اينكه اخلاق كار تحصيلكردگان دانشگاه پايين تر است بايد تدابيرى براى رفع اين مشكل بينديشيم وگرنه با تداوم اين روند به تدريج از ميزان اخلاق كار در كشورمان كاسته مى شود و با توجه به سير تصاعدى تربيت نيروى تحصيلكرده، در مجموع با گذر زمان، مقدار و ميزان متوسط اخلاق كار در جامعه كاسته شده و چنين مشكلى ما را با بحران روبرو مى كند.بنابراين، اين سؤال پيش مى آيد كه بايد چگونه عمل كنيم و چه تدابيرى بينديشيم. از اين نظر، تحقيقات به عمل آمده مى تواند جنبه كاربردى داشته باشد و در پيشبرد برنامه ريزى ها و سياستگذارى ها مؤثر واقع شود.
در اين تحقيق، برنقش مهم ارزشها و نگرشها برجهت گيرى  هاى رفتارى افراد تحصيلكرده تأكيد شده است. اين نوع تأثيرگذارى به چه شكل بروز پيدا مى كند؟
ما دراين تحقيق نشان داديم ، ارزشها و نگرشها نقش مهمى بر جهت گيرى هاى رفتارى دارند. اگرچه نمى توان رفتارها را صرفاً براساس ارزشها و نگرشها تبيين كرد. چون رفتارهاى آدمى صرفاً تحت تأثيرآموزه ها و نگرشهايش نيست بلكه عوامل محيطى، روانشناختى و زيست شناختى نيز بر رفتارها تأثير مى گذارند. اما ترديدى نيست منظومه ارزشى و نگرشى افراد نقش مهمى بر جهت گيرى هاى رفتارى آنان دارد. اين منظومه ارزشى - نگرشى به دليل آنكه جريان اجتماعى شدن به صورت مداوم در همه مراحل زندگى وجود دارد، در معرض دگرگونى قرار دارد. هرچه مكان هاى اجتماعى كه افراد در آن قرار مى گيرند متفاوت تر باشد، امكان دگرگونى در اين منظومه ارزشى - نگرشى بيشتر است. اين دگرگونى در دنياى جديد كه ظهور تكنولوژى جديد رسانه اى نوعى جدايى گزينى زمانى - مكانى به وجود آورده و تعامل را از بستر و زمينه اجتماعى اش جداساخته ونوعى تعامل مجازى ايجادكرده است، شدت بيشترى پيدا مى كند. در نتيجه افرادى كه بيشتر به اين تكنولوژى جديد دسترسى دارند، بيشتر در معرض دگرگونى ارزشى قرار دارند. بدون ترديد يكى از مكان هايى كه دسترسى به اين تكنولوژى را آسان مى سازد، دانشگاه است. به دليل نوع هنجارها و ارزشهايى كه عموماً بر دانشگاه حاكم است و همچنين به دليل آموزشهايى كه در دانشگاه به دانشجويان داده مى شود، گروههاى مرجعى كه افراد در دانشگاه به دست مى آورند، توقعاتى كه جامعه از دانشگاه دارد و تصوراتى كه فرد از محيط دانشگاهى دارد، معمولاً دانشگاه تأثير بسيار مهمى بر جهت گيرى هاى ارزشى نگرشى و رفتارى افراد مى گذارد. دانشگاهها از قرون قبل، به عنوان مراكز حيات علمى و عقلانى مورد احترام و ارزشگذارى بوده اند. اما به ميزانى كه جامعه پيچيده تر شده ، ارزش دانشگاه نيز آشكارتر شده است. دانشگاه غيراز جنبه هاى عملى مربوط به مشاغل و درآمدها ، از نظر توسعه فردى نيز اهميت دارد. چرا كه امكان غنى سازى الگوهاى ذهنى را فراهم مى كند ، سليقه هاى هنرى وادبى را گسترش مى دهد و افزون براين موارد ، مركز يافتن رهنمودهاى اجتماعى و سياسى است. همچنين از جمله نهادهاى مهم اجتماعى آن است كه عقلانيت و خردورزى نقش بسيار مهمى در آن دارد. شايد بتوان محورى ترين عنصر اين نهاد را خردورزى دانست. به طورى كه فيلسوفى چون كانت كه برخى او را بنيانگذار فلسفه مدرن مى دانند، بنيان دانشگاه را بر عقل استوار مى داند و برجهان شمولى آن تأكيد مى كند.
در اين نهادعلمى ، مجموعه اى از ارزشها و هنجارها آموزش داده مى شود كه از آن به عنوان ارزشها و هنجارهاى علمى ياد مى كنند. برخى از مهمترين ارزشها وهنجارها عبارتند از : عام گرايى ، اشتراك گرايى، بيطرفى عاطفى ، شكاكيت سازمان يافته، استقلال، اقتدار علم ، تجربه گرايى ، عقلگرايى و قانونگرايى. اين نهاد، هنجارهايى همچون عام گرايى، شمول گرايى و نفى خاص گرايى مثل قوم گرايى را ترويج مى كند و افق فكرى دانشجو را گسترده مى سازد، جزم انديشى را تا اندازه زيادى تقبيح مى كند و زمينه هاى آزادانديشى را فراهم مى كند.
اشتراك گرايى براين امر تأكيد مى گذارد كه يافته هاى علمى محصول همكارى اجتماعى اين يافته ها و نتايج به نوعى ميراث مشترك است. لذا افراد جامعه چه در آن مشاركت داشته باشند و چه نداشته باشند، در بهره مندى از آن سهيم هستند.
بيطرفى عاطفى نيز هنجارى لازم است كه الزام به عدم پيشداورى و دورى جستن از كليشه  ها و تعصبات عقيدتى فردى و گروهى در تحقيقات علمى مى كند.
دانشگاه، شك سازمان يافته نوعى انتقادگرايى را تا رسيدن به نتيجه در پژوهش علمى ترويج كرده و استقلال ، جدايى و عدم وابستگى را به انواع قدرت و اقتدار توسعه مى دهد. عقل گرايى نيز به نوبه خودنوعى خرد خود بنياد را بنيان مى نهد كه معيار قضاوت در باب امور را خرد و عقل مى داند. عقلى كه وابسته به هيچ معيار برون عقلى نيست و لذا چندان اتوريته هاى بيرونى را برنمى تابد.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |