- منوچهر نيازى نقاش متولد ۱۳۱۵ تبريز
- فارغ التحصيل هنرستان هاى موسيقى و نقاشى تهران
- شاگردى و حضور در محضر اساتيد بنام عرصه موسيقى و نقاشى همچون اولين باغچه بان، محمود اوليا، مهدى ويشكايى، حسين شيخ، جعفر روح بخش، منوچهر شيبانى و...
- فارغ التحصيل از Queens College نيويورك با درجه «مسترگريد» در رشته تاريخ هنر و هنرشناسى
- بيش از ۵۲ سال فعاليت مداوم و مستمر در عرصه نقاشى معاصر ايران
- بنيانگذار اولين اكسپوى هنرى ايران در فضاى باز در سال ۱۳۵۶ در پارك لاله
- خلق بيش از ۴۱ هزار اثر هنرى
- حضور در بيش از ۸۵ نمايشگاه داخلى و خارجى ازجمله شيكاگو، لس آنجلس، نيويورك، مونيخ، تهران، شيراز، اصفهان، سنگاپور و...
منوچهر نيازى كولاژى از تجربه و تخيل است. نقاشى كه حالا بيش از نيم قرن از تجربه هاى خلاق و نوينش در عرصه هنر مى گذرد و هنوز از پاى ننشسته و قلم بر زمين نگذاشته و با بوم سفيد زندگى مى كند و ما را به زيستن در فضايى شادتر از آنچه كه پيرامونمان است دعوت مى كند. منوچهر نيازى را تمام نقاشان و نقاش دوستان مى شناسند. زندگى او سراسر با نقش و نقاشى درآميخته و هيچگاه فاصله اى ميان خودش و تابلوهايش متصور نبوده. به همين دليل هم هست كه مى گويد: «فكر يك هنرمند چون جنين مادرى است كه بايد آبستن اثر هنرى بشود و هنرمند نبايد خود را اسير محدوديت ها كند.»
درباره نيازى بسيار گفته و نوشته اند. با اين حال گفته احمد اسفنديارى كه خود نقاش صاحب نام و صاحب اثرى است بيشتر از ديگران انگار به دل مى نشيند. او كه درباره نيازى گفته است: «نيازى جوان با استعدادى بود كه در يك گالرى در خيابان منوچهرى كار مى كرد. به نظر من منوچهر نيازى فهم هنرى خوبى دارد و كارهاى متعدد و ارزشمندى خلق كرده است. نقاشى هاى او متنوع است و در آنها نوآورى وجود دارد و بيشتر آثارش به سبك انتزاعى هستند.
درواقع آثار منوچهر نيازى تلفيقى است از نقاشى و شعر و حجم سازى هاى شرقى و ايرانى كه عشق به وطن در آنها سرشار است. نيازى خودش را عاشق واقعى نقاشى معرفى مى كند. عاشقى كه در معشوق گم شده است. مى گويد: «از همان سنين كم كودكى به نقاشى مهر مى ورزيدم. فارغ التحصيل هنرستان كما ل الملك و هنرستان عالى موسيقى هستم. از «كوييز كالج نيويورك» عنوان«مسترگريد» در رشته هنرشناسى دارم. عضو اكثر موزه هاى هنرى بين المللى در كشورهاى گوناگون هستم.»
با اين همه منوچهر نيازى براى معرفى شرح مفصل ترى را مى طلبد. او بيش از ۵۲ سال است كه درزمينه نقاشى فعاليت مى كند و متولد سال ۱۳۱۵ شهر تبريز است. هنر نقاشى را به همراه هنر موسيقى آموخته است و اين موضوع تأثير شگرفى در خلق آثار شاعرانه اش دارد. پس از اتمام تحصيلاتش در هنرستانهاى موسيقى و نقاشى در تهران، نيازى عازم آمريكا مى شود و ۴ سال تمام را در Queens Collage نيويورك به خواندن در رشته تاريخ هنر و هنرشناسى سپرى مى كند و اين ۴ سال فرصت مغتنمى است براى كسى كه خود را شاگرد «محمود اوليا» و «حسين شيخ» مى داند. البته خودش مى گويد: «جرأت داشتن در هنر نقاشى را از مهدى ويشكايى ياد گرفتم. كارهاى مدرن و آناليز را نزد هوشنگ سيحون و استاد ضياپور آموختم و تاريخ هنر و آناليز و فرم را نزد پروفسور «هاپرجانسون». همدوره اى هاى من حالا هر كدام براى خود استاد معتبرى اند. عباس كاتوزيان، منصور قندريز، محمود عالى، ابراهيم فرجى، رضا بانكى و ديگران.»
فراموش نبايد كنيم كه منوچهر نيازى شاگرد «ثمين باغچه بان» هم بوده و موسيقى و اپرا را نزد آنها آموخته. او در ۵۲ سال گذشته بيش از ۱۱۲ نمايشگاه فردى و ۱۸۶ نمايشگاه گروهى در ايران و ساير كشورهاى جهان برپا كرده است. نمايشگاههايى كه در تهران، آبادان، تبريز، شيراز و ... به معرض ديد ايرانيان رسيده و در جهان در كشورهاى صاحب نام و صاحب سبك در عرصه نقاشى چون آمريكا به ويژه لس آنجلس، شيكاگو، سنگاپور، نيويورك، مونيخ و ... برگزار شده است.
منوچهر نيازى اما همچنان از پركارترين ها و فعال ترين هاى عرصه هنر نقاشى است. او على رغم داشتن قريب ۷۰ سال سن امسال را هم پركار آغاز كرده و دو نمايشگاه پى درپى در ارديبهشت ماه در نگارخانه هاى نقش جهان (به مناسبت ۵۲ سال فعاليت هنرى اش) و گالرى «دريابيگى» برگزار كرد. علاوه بر آن در نگارخانه شخصى اش نيز سومين نمايشگاه خود را افتتاح كرد كه احمد اسفنديارى، مرتضى رازفر، منوچهر توانفر و ... نيز به عنوان هنرمند ميهمان در اين نمايشگاه حضور دارند. گرچه درباره نيازى گفته اند كه او دستى هم در بازار كسب و كار دارد و خودش در اين باره مى گويد: «در پنجاه سال گذشته با يك دست هنرم را نگه داشته ام و با دست ديگر زندگى را حفظ كرده ام.»
|
|
|
نيازى نقاشى را از همان سنين جوانى به طور جدى و حرفه اى آغاز كرده است و در آغاز در آتليه كوچكش در خيابان خوش مشغول تمرين و ممارست و كشف هاى ابتدايى خود بود كه البته بدون استاد و معلم مى گذشتند و ملاقات او با مرحوم جعفر روح بخش از نقاشان بنام دوره معاصر او را وارد وادى مورد علاقه خود به طور جدى مى كند. درواقع اگر مرحوم روح بخش روزى از سر تصادف از كنار آتليه نيازى عبور نمى كرد شايد سرنوشت و تاريخ نيازى چيز ديگرى مى بود. البته مرحوم روح بخش مدتها بوده كه كارهاى اين نقاش جوان و خام را دنبال مى كرده و وقتى از جديت و پشتكار و علاقه نيازى به نقاشى مدرن و امروزى آگاه مى شود تصميم به هدايت و راهنمايى او مى گيرد و با ورودش به كارگاه منوچهر نيازى جوان دنياى او را متحول مى كند و او را تشويق مى كند تا به هنرستان نقاشى پسران برود.
نيازى مى گويد: «وقتى به هنرستان پسرانه رفتم اين افتخار نصيبم شد كه با محمود اوليا (رامبراند ايران) آقاى حالتى (مجسمه ساز)، مهدى ويشكايى و حسين شيخ آشنا شده و در محضر اين اساتيد شاگردى كنم.»
او ادامه مى دهد كه: «از ويشكايى جرأت در نقاشى كردن را آموختم و از استاد حسين شيخ، تكنيك ريزه كارى و حوصله بسيار در اجرا را ياد گرفتم. بعدها از هوشنگ سيحون اسكلت بندى علمى يك اثر را آموختم. منوچهر شيبانى مرا با جادوى رنگ آشنا كرد. هوشنگ سيحون هميشه مى گفت: «هنر يك درياست. من از آن يك پياله برداشته ام. تو سعى كن دو پياله بردارى.»
منوچهر نيازى در ۲۷ سالگى ازدواج مى كند. ازدواجى كه درباره اش مى گويد: «از آن موقع ۴۰ سال مى گذرد. خوشبختى من كاملتر شد. موسيقى و نقاشى روح مرا سرشار مى كردند اما با آمدن فرزانه (همسرش) به زندگى ام همه چيز رنگ ديگرى پيدا كرد. اين را گفتم تا نكته اى را يادآورى كنم. به خاطر دارم شخصى به نام آقاى حسن خاتون آبادى كه در مدارس تهران نقاشى درس مى داد، مرا نصيحت كرد كه به عنوان يك هنرمند هرگز ازدواج نكنم. من نصيحت او را رعايت نكردم و امروز فكر مى كنم يك معلم بايد در نصيحت به جوانان كمى بيشتر احساس مسؤوليت بكند.(۱)
منوچهر نيازى اولين بار در سال ۱۳۴۱ بود كه در نمايشگاه نقاشى شركت مى كرد. «آن زمان مثل امروز گالرى يا نگارخانه اى دركارنبود و نمايشگاه در باشگاهى واقع در خيابان «لاله زار برپامى شد.» اين باشگاه هرسال يكبار و آن هم در مهرماه نمايشگاه برپامى كرد و اين اولين فرصتى بود تا منوچهر نيازى آثارش را به همراه كسانى چون «آشتيانى»، «پتگر»، «رسام اشرنگى» و... ارائه كند.
با اين حال او نيازمند آن بود كه آثارش دائماً در معرض ديد مردم باشد تا بتواند با مردم بيشتر ارتباط برقرار كند. به همين دليل در سال ۱۳۴۸ (۷ سال بعد) از وزارت فرهنگ و هنر وقت تقاضاى تأسيس نگارخانه را مى كند و اين درخواست سريعاً پذيرفته مى شود؛ گالرى نيازى.
او گالرى اش را ابتدا در حوالى ميدان فردوسى برپامى كند و حالا هم گالرى اش در خيابان ميرداماد است.
وى اعتقاد دارد عرضه آثار هنرى در فضاى عمومى هم شهر را زيباتر مى كند و هم افكار مردم و هنرمندان را به هم نزديك تر مى سازد و هم سطح فرهنگ عمومى را بالا مى برد و هم حس محترمانه شهروندى و احترام به حقوق ديگران را تقويت مى كند و هم نوعى فضاسازى جذاب است كه به جلب توريست بيشتر كمك مى كند و گردش پول خوبى در حوزه فرهنگ و هنر به طور خودجوش ايجاد مى شود.
موسيقى يكى از اصلى ترين دلمشغولى هاى منوچهر نيازى است و او اين هنر را در هنرستان موسيقى و نزد همسر ثمين باغچه بان آموخته بود و در كلاس اپراى او شركت مى كرد.
او درباره موسيقى مى گويد: «موسيقى يا بهتر بگويم موسيقى كلاسيك در نشاط من، در زنده بودن همه وجودمن و در توانايى من بسيار مؤثر بوده است. موسيقى كلاسيك در نقاشى من اما تأثير ديگرى داشته و دارد. من هرروز از ۸ صبح تا ۳ بعدازظهر در آتليه ام به نقاشى مى پردازم. موسيقى در فضا جارى است و من ذره اى از ذرات فضا هستم. ميان رنگ و نغمه درنوسانم. مى گويند در خيلى از آثار من نوعى «رومانتى سيسم» وجود دارد. چرا وجود نداشته باشد؟ موسيقى موتسارت، اشتراوس، بتهوون و ويولون شگفت آور «پاگانى نى» به درون من جارى مى شود و من تأثيرات طبيعت را بر بوم مى نشانم با همراهى موزيك.»
گرچه به گفته احمدرضا دالوند تمام آثار منوچهر نيازى تصوير رومانتيك، لطيف و رؤيايى طبيعت نيست، در كارگاه او آثار متفاوت و گاه خشن و اكسپرسيونيستى هم ديده مى شود. خود نيازى هم اين موضوع را تأييد مى كند و مى گويد: هربار كه آرامش درونى ندارم، كارهاى غيرمنتظره اى از من سرمى زند. درواقع هربار كه از جهان پاك و بى آلايش موسيقى، طبيعت و رؤيا خارج مى شوم و به وقايع و اخبار اطرافم دقيق مى شوم، نگاهم پى فاجعه مى رود، آنگاه است كه اين كولاژهاى اكسپرسيونيستى و اين آثار سياه و تلخ از قلم من خارج مى شود. (۲)
منوچهر نيازى از نادر اتفاقات هنر نقاشى در دوران ۵۲ ساله فعاليت خودش بوده است و بيش از نيم قرن است كه تلاش دارد تا باكشف و گسترش عرصه هاى نوين در هنر نقاشى راههاى نرفته را بپويد و تجربه هاى نشده را بيازمايد. او هنوز هم از پركاران عرصه نقاشى است و توگويى پيرانه سرى است كه عشق جوانى همچنان در روح و جان و كالبدش جارى و سارى است.
پى نوشت ها:
۱و۲: گفت وگو احمدرضا دالوند با منوچهر نيازى، ايران، ارديبهشت ۸۴