چهارشنبه ۱۴ دى ۱۳۸۴ -
Wed, Jan 4, 2006
ويژه ۱
۳۳۵۹
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
موفقيت «تش آو» نويسنده جوان
گالرى هما:
رمان تازه از نادين گورديمر
معرفى كتاب
اگر تو مرا نبينى
مجموعه عكس هاى
شهريار توكلى

چاپ اول: دى ماه ۱۳۸۴ قطع: خشتى۱۴۰‎/ صفحه.
ناشر: مؤسسه فرهنگى پژوهشى چاپ ونشر نظر.
شهريار توكلى در مقدمه كتاب مى گويد: عكاسى همه چيزمن نيست، مى توانم بدون عكاسى هم زندگى كنم. هرچند كه در اين پانزده سال اين كار را نكرده ام.
كتاب «اگر تو مرا نبينى» پنج فصل دارد كه هر فصل در برگيرنده يك تم ويژه است: درخت، علف، سنگ‎/ چراغ‎/ شب‎/ خانواده من‎/ آسمان و زمين.


كتاب فراموشى
مجموعه عكس ها و يادداشت هاى فرشيد آذرنگ

چاپ اول: دى ماه ۱۳۸۴ ‎/ قطع:خشتى‎/ ۱۳۰ صفحه.
ناشر: مؤسسه فرهنگى پژوهشى چاپ ونشر نظر
فرشيد آذرنگ در مقدمه «كتاب فراموشى» مى گويد: محيط عكاسى من آميزه اى است از خانه و شهر و طبيعت حاشيه شهر. اگر مجموعه است به خاطر اين است و اگر هم نيست باز به خاطر همين است... و مى افزايد: اگر كلمات نبودند، من هيچ وقت نمى توانستم با خودم حرف بزنم. اين تكه ها، تجسم و آميزه حرص و ملال اند.
موفقيت «تش آو» نويسنده جوان
يك اتفاق عجيب و غريب
در مالزى
242907.jpg
ترجمه: رؤيا بشنام ـ منبع: مالزى ليتررى
طى بيست، سى سال اخير در كشور مالزى كسى نمى گفت كه مى خواهد نويسنده بشود. چه بسا نويسنده شدن به اندازة فضا نورد شدن، عجيب وغريب و دور از ذهن بود. اما حالا مالزى نويسنده جوانى به نام Tash Aw «تَش آو» دارد كه اولين رمانش در برنامه كشف استعداد هاى تازهBarners & Noble معرفى شد و بلافاصله در نه كشور به فروش رسيد.
«The Harmony Silk Factory هارمونى كارخانه ابريشم» نام رمان «تش آو» است. رمان قوى و در خور توجه اى كه مالزى ۱۹۴۱ پيش از تعرض ژاپن يا به قولى سال هاى جنگ جهانى دوم را به تصوير مى كشد. در واقع رمان، داستانِ زندگى تاجر و فروشنده خرده پايى به نام جانى ليم را بازگو مى كند كه از نگاه پسرش، روايت مى شود و سه بخش دارد كه هر يك توسط يكى از شخصيت ها روايت مى شود. و جالب اين كه همگى با شخصيت جانى ليم مخالف هستند. ياسپر معتقد است كه پدرش قاتل است. سنو سنوگ، همسرش، كه از خانواده محترم و سرشناسى است، او را مرد دوست داشتنى و ساده اى مى پندارد. و پيتر كه مثل همه مالايا يى هايى كه به انگليس مهاجرت كرده اند و هرگز به كشورشان باز نگشته اند، خود را متقاعد كرده كه جانى ليم قربانى شرايط محيطى شده است. اختلاف نظر اين سه شخصيت اين سؤال را در ذهن ايجاد مى كند كه به راستى شناخت چنين شخصيتى به طور كلى ممكن است؟
تش آو از پدر و مادرى چينى، ژاپنى در تايوان به دنيا آمد. پيش از استقلال مالزى، آنها ابتدا به هنگ كنگ و سپس به مالزى مهاجرت كردند. او مى گويد، «همين خانه به دوشى توانست دست مايه رمانى شود كه ازشخصيت اصلى آن چهره اى چند گانه مى سازد.»
تش آو فارغ التحصيل ادبيات از دانشگاه كمبريج است كه بعد از فارغ التحصيلى طى سفرى كه به نروژ داشته يك دوره نويسندگى را در دانشگاه شرقى آنجليا به پايان برده است. او مى گويد حدود پنج سال روى رمان «هارمونى كارخانه ابريشم» كار كرده است. «ده روز بعد از پايان كار، دست نوشته هايم را به بنگاهى در لندن به نام ديويد گدوين دادم و بلافاصله نامه اى به دستم رسيد كه بعد از خواندن آن را به انتشارات ريورهد سپردند و بايد صبر كنم. مسلماً همين كار را كردم، هرچند خيلى سخت گذشت. اما تصور نمى كردم كه پذيرفته شود. اما بالاخره انتشارات ريورهد عهده دار چاپ اولين رمان من شد.»
تش آو اكنون در شهر لندن زندگى مى كند و يك نويسنده تمام وقت است. توصيه او به نويسندگان جوان و تازه كار اين است كه «سخت كار كنند، فكر نكنند كه بدون تحصيلات مرتبط مى توانند نويسنده خوبى شوند و اين تصور غلط را كه مى گويند اغلب نويسندگان، دودى يا الكلى هستند، دور بريزند.» رمان دوم او در اندونزى و مالزى دهه چهل و پنجاه ميلادى مى گذرد.
گزيده كوتاهى از رمان هارمونى كارخانه ابريشم را با هم مى خوانيم:
ما در خانه كوچك و بى نورى زندگى مى كرديم كه درست كنار كارخانه بود. هميشه افراد زيادى به ديدن پدرم مى آمدند و بعد اسم آنجا را هارمونى كارخانه ابريشم گذاشتند. تقريباً همه آنها تاجر بودند براى همين پدرم موقع رفتن مى گفت ، «من بايد در جلسه اى كه در هارمونى كارخانه ابريشم برگزار مى شود، شركت كنم.»يا اين كه مى گفت،« من دارم مى روم هارمونى كارخانه ابريشم را ببينم.»
من آن موقع بچه بودم و از پشت شيشه هميشه كثيفى او را نگاه مى كردم. بهتر است بگويم مى پاييدم. او با تاجر هاى بزرگى كه خيلى خوب لباس پوشيده بودند حرف مى زد. حتى ديدم كه يكى از آنها به پدرم سيگار گران قيمتى را تعارف كرد و او هم قبول كرد. يك بار مرسدس بنز سياهى كه در صندلى عقب آن زن زيبايى نشسته بود، روبروى در كارخانه ايستاد. آن زن روى موهايش يك شاخه گل ميناى طلايى زده بود.
گالرى هما:
نمايشگاه نقاشى «انسان نگاره»
مسؤول روابط عمومى گالرى هما در يك نوشتار كوتاه، برگزارى اين نمايشگاه را تلاشى براى نشان دادن جايگاه انسان در آثار نقاشانى قلمداد كرده است كه آدميزاد را به عنوان نقشمايه اصلى آثارشان برگزيده اند.
نمايش اين آثار «فيگوراتيو» باعنوان «انسان نگاره» در واقع بررسى دوره اى تاريخى در حوزه نقاشى معاصر ايران به حساب مى آيد، و اشاره به نسلى دارد كه فيگوراتيسم را به معناى انسان وارگى يا Anthropomorphic مى نگرد.
شركت كنندگان: احمد امين نظر، محمدعلى بنى اسدى، بهرام دبيرى، حسين ماهر، كريم نصر، احمد وكيلى و جمشيد حقيقت شناس.
زمان برگزارى: ۱۶ دى تا ۴ بهمن ماه ۱۳۸۴ ، از ساعت ۱۰ تا ۱۳ و ۱۵ تا ۱۹ و جمعه ها و ايام تعطيل از ساعت ۱۶ تا ۲۰
نشانى: خيابان ولى عصر، بالاتر از بزرگراه نيايش، كوچه چهرازى (رحيمى ) ، پلاك ۲۷ - تلفن:۲۲۰۵۵۶۲۹
خانه عكاسان ايران: (۸۶)
242940.jpg
(هشتاد و ششمين دوره نمايشگاه هاى خانه عكاسان ايران)
شركت كنندگان: تالار يك: عطاء الله طاهر كناره، وحيد سالمى و حسن سربخشيان
تالار دو: مهدى قاسمى، حسن قائدى، مريم بخشى، پيام برازجانى و يلدا معيرى.
زمان برگزارى: ۴ تا ۲۲ دى ماه ۱۳۸۴ ، ساعت ۹ تا ۱۹ ، پنجشنبه ها ۹ تا ۱۴ (نمايشگاه ظهرها به مدت يك ساعت تعطيل است).
نشانى: تهران انتهاى غربى خيابان سميه، حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى، خانه عكاسان ايران.
تلفن گويا و فاكس: ۸۸۸۰۹۷۱۷ ، نمايشگاه: ۸۸۸۹۵۰۵۴
نگار خانه ها در نگاه شهر
242949.jpg
گالرى دى:
سالن اصلى نگارخانه دى:نمايشگاه نقاشى هاى ركن الدين حائرى زاده با موضوع خسرو و شيرين .
عكس هاى اگوست ساندر عكاس آلمانى در فضاى جنبى نگارخانه و معرفى دوكتاب: كتاب الكساندر كالدر و كتاب خاطرات روزانه پل گوگن (تصوير و نوشته) . در كنار آثار ذكر شده، ليتوگرافى هاى «ژرژ سورا» نيز در معرض ديد همگان قرار گرفته است.
زمان برگزارى: ۱۱ تا ۱۹ دى ماه، ساعت ۴ تا ۷ بعدازظهر.
نشانى: خيابان ولى عصر، روبروى پارك ساعى، جنب پله سوم، شماره ،۱۰۶۰ طبقه سوم
تلفن: ۸۸۷۰۰۸۴۹
نگارخانه آتبين:
(نمايشگاه گروهى نقاشى، اساتيد دانشكده هنر و معمارى دانشگاه آزاد)
شركت كنندگان: ايمان برادران، فريدون اميدى، عليرضا جدى، داور يوسفى، محمدعلى الهوردى پور، محمدرضا معزى و كاوه نامغ.
زمان برگزارى:۹ تا ۲۰ دى ماه ۱۳۸۴ - ساعت ۱۷ تا ۲۱ هر روز.
نشانى: خيابان ولى عصر قبل از چهارراه پارك وى ، كوچه خاكزاد، شماره ۱+۱۲ -
تلفن : ۲۲۰۱۷۷۶۱
گالرى هفت ثمر:
(نمايشگاه نقاشى شبنم باقرى)
زمان برگزارى: ۱۶ تا ۲۱ دى ماه ۸۴ ، از ساعت ۴ تا ۸ بعدازظهر.
نشانى: خيابان مطهرى، خ كوه نور، كوى پنجم، شماره ۲۵ ، تلفن: ۸۸۷۳۱۴۰۳
فرهنگسراى ابن سينا (قانون) ، نگارخانه ابن سينا:
(نمايشگاه عكس به مناسبت وصلت مولانا)
عكس هاى: نادر لك، از مراسم بزرگداشت مولانا در قونيه تركيه.
زمان برگزارى: ۱۱ تا ۲۲ دى ماه ۸۴ ، از ساعت ۹ تا ۱۲ و ۱۴ تا ۱۹ ، همه روزه.
نشانى: شهرك غرب فاز يك، خيابان ايران زمين شمالى، فرهنگسراى ابن سينا(قانون)، نگارخانه ابن سينا، تلفن: ۸۸۰۷۰۴۰۳
فرهنگسراى دانشجو، نگارخانه شفق:
(اولين نمايشگاه گروهى كاربران وب سايت photo.ir).
شركت كنندگان: على احمدى، كامبيز اخبارى، سيدمصطفى امام، سروناز اهرابى، كوروش جاويدى پارسيجانى، اميرجعفرى، احسان جمالى، سينا جوربنديان، محمدحساميان، آرش حميدى، سينا خسرو مرادى، داريوش راد، اميرحسين راهنمايى، حميد سپهرى، ارسيا سروش فر، كريم شادفر، محمدشيرانى، شيرين سپاهى، مارى كريمى، پرنيان كلباسى، حميدگردان، آرش محمدى، محمد مصطفايى، افشين معماريان، نيما مهربانى، ايرج مهرگان، ورهرام همتى، كاوه هندى زاده.
عكاسان ميهمان:
ساتيار امامى، نيوشا توكليان، حسن سربخشيان و منصور نصيرى.
زمان برگزارى : از ۱۱ تا ۲۰دى ماه ۱۳۸۴ ، از ساعت ۹ تا ۱۳ و ۱۴ تا ۱۹ هر روز.
نشانى: يوسف آباد، خيابان ،۲۱ پارك شفق، فرهنگسراى دانشجو، نگارخانه شفق، تلفن: ۸۸۵۵۴۰۱۶
نگارخانه آتشزاد:
نمايشگاه نقاشى هاى فرحناز پناه
زمان برگزارى:۱۵ تا ۲۰ دى ماه ۱۳۸۴ ، از ساعت ۱۶ تا ۱۹
نشانى: خيابان ولى عصر، نرسيده به ميدان ونك، خيابان دكتر عباسپور (توانير) - ساختمان ۴۳ - تلفن: ۸۸۸۸۴۴۰۷
نگارخانه مميز
نمايشگاه نقاشى هاى بابك روشنى نژاد
زمان برگزارى: ۱۷ تا ۲۱ دى ماه ۱۳۸۴ ، از ۱۰ صبح تا ۸ شب (همه روزه).
نشانى: خيابان طالقانى بعد از تقاطع ايرانشهر، خيابان موسوى شمالى(فرصت) ، باغ هنر - خانه هنرمندان.
تلفن: ۸۸۸۳۶۶۷۱
نگارخانه اثر:
نمايشگاه نقاشيهاى احمد مرشدلو
زمان برگزارى:۳۰ دى تا ۱۴ بهمن ماه ۱۳۸۴ ، از ۱۰ صبح تا ۸ شب.
نشانى: خيابان ايرانشهر، روبروى خانه هنرمندان، كوچه برفروشان، شماره ۱۳ تلفن: ۸۸۳۲۶۶۸۹
نگارخانه فخرالدين:
نمايشگاه گروهى نقاشى رنگ و روغن، جمعى از هنرمندان معاصر
شركت كنندگان: آلك كازاريان، آلبرت وارطانيان، هاراتون ميناسيان، ودود مؤذن، عبدالحسين محسنى كرمانشاهى، عادل دلداده، محمدعلى افرازى ،...
زمان برگزارى: ۱۶ تا ۳۰ دى ماه، ۴ تا ۸ بعدازظهر
نشانى: خيابان وزرا ، كوچه ،۱۲ پلاك ۸ - طبقه اول تلفن: ۸۸۷۱۲۳۱۱
نگارخانه سرمه:
نمايشگاه نقاشى هاى، فرح بانو كوچانى (نقاشى مداد رنگى)
زمان بازديد: ۱۶ تا ۲۲ دى ماه ۱۳۸۴ ، افتتاحيه ۴ تا ۸ ، ساير روزها: ۳ تا ۷ بعدازظهر
نشانى: خيابان يوسف آباد، خيابان فتحى شقاقى، بين بيستون و چهلستون ، ساختمان صبا طبقه دوم، تلفن: ۸۸۷۲۲۶۹۳
نگارخانه مهرين:
(نمايشگاه نقاشى گروهى)
شركت كنندگان: پروين نباتى، فرشته حيدرى، طيبه ملك محمودى و عاطفه نورى زاده.
زمان برگزارى : ۱۷ تا ۲۲ دى ماه ۱۳۸۴ ، از ساعت ۴ تا ۸ بعدازظهر.
نشانى: گيشا، خيابان فاصل غربى (لاين جنوبى) ، شماره ۲۱ ،طبقه همكف ، تلفن: ۸۸۲۴۰۹۴۶
نگارخانه الهه:
نمايشگاه نقاشى هاى مجيد زرگنده
زمان برگزارى: ۱۴ تا ۲۰ دى ماه (جمعه ها تعطيل است) ، از ساعت ۴ تا ۸
نشانى: جردن، گلفام، پلاك ۴۷
تلفن: ۲۲۰۵۹۶۸۶ و ۲۲۰۵۴۱۲۸
نگارخانه بنفشه:
(نمايشگاه گروهى نقاشى آبرنگ)
زمان برگزارى: ۱۶ تا ۲۱ دى ماه، از ساعت ۴ تا ۷ بعدازظهر
شركت كنندگان: مريم ابتكارى، پرى اردلان، رنتا افشيد، تينا پويانيك، نازنين توكليان، شعله ثابتى، الگا خليلى، نيلوفر دايى، مهسا سليمى، شيده و نيوشا سيدوثوقى، مژگان شفيع زاده، بيتا صادقى،كيانا فرهاد يار، شادى فتوره چى، سيمين كرمانج، ژيلا و مرجان كلانكى، نگين متينى، سارا معمارزاده، نيلوفر ملك مرزبان، سپيده ميرمصطفايى، پروين ناهيد پور، مونا نيكخواه و زهرا يلتقيان.
نشانى: خيابان ملاصدار ، نبش شيراز جنوبى، كوچه بهار، پلاك ۵۰
تلفن: ۸۸۰۳۴۲
رمان تازه از نادين گورديمر
شگفتى هاى قدرت و زندگى
242910.jpg
منبع: گاردين- نوامبر ۲۰۰۵
ويستان هيوائودن شاعر مشهور انگليس گفته، « به راستى قدرت چه مى دهد‎/ هستى اش موجب شگفتى است.»
اين قول را نادين گورديمر از شعر «دريا و آينه» Get a Life سروده، ائودن براى شرح عنوان جديد ترين رمانش انتخاب كرده  است. هر چند واژه «شگفتى» براى عنوان رمان مناسب تر از عبارت تحقير آميزى است كه او انتخاب كرده است؛ چرا كه بزرگ ترين شگفتى، تكرار دوباره زمانى است كه از ابتدا آغاز شده است: منظور وضعيت روبه ويرانى زمين از ابتدا تا كنون. اين ترس و وحشت را به رمان تازه گورديمر اضافه كنيد كه زمان داستان متعلق به زمانى است كه ويرانى به اسم علم، توسعه و پيشرفت بشريت سرعتى غير قابل وصف پيدا كرده است.
نادين گورديمر نوامبر ۱۹۲۳ در آفريقاى جنوبى متولد شد. تحصيلات مقدماتى خود را در مدرسه اى وابسته به كليساى انگليس آغاز كرد و سپس دو سال در دانشگاه ويتواتر سرند تئاتر خواند. طى دهه شصت و هفتاد ميلادى در دانشگاه هاى مختلف تدريس كرد. از آنجايى كه يكى از فعالان جنبش آپارتايد بود، بيشتر آثارش جذبه هاى اخلاقى و روانشناسانه دارند. وى يكى از پايه گذاران انجمن نويسندگان آفريقاى جنوبى بود كه جوايز ادبى زيادى همچون بوكر ۱۹۷۴ و نوبل ادبى ۱۹۹۱ را از آن خود كرد.
ردخدادهاى كتاب تازه او هيچ كدام موجب شگفتى و تعجب نمى شوند كه به اعتقاد نويسنده هميشه كسى هست كه براى زندگى و يافتن راه حلى ساده با انديشه هاى بد يا جاهلانه علمى بجنگد و آن را بر هم زند. مكان داستان طبيعت وحشى سواحل آفريقاى جنوبى است كه با طرح راكتور اتمى دولت تهديد مى شود. معدن كاران چهل سال عرق ريخته اند، اما چندى بعد كناره ساحل و دهكده هاى آن منطقه از بين مى رود.
نيروى اتمى و شگفتى هايش در اين كتاب به روشنى بيان مى شود. بوم شناس سفيد پوست آفريقاى جنوبى به نام پاول با يك گروه چند نژادى براى حل اين معضل تلاش مى كند. زمين هاى مرطوب وقبيله آن مناطق بومى، با سرطان تيروئيد مورد حمله قرار گرفته اند. پاول و همسرش معتقدند كه مورد خشم و غضب الهى قرار گرفته اند. زيرا پاول هم يكى از كسانى كه به اين سرطان مبتلا است. گر چه غده برداشته شده اما براى عدم بازگشت بيمارى توسط اشعه هاى راديو اكتيو، پرتو درمانى مى شود و به همين دليل تماس با او قدغن مى شود. زيرا امكان مرگ كسى كه پرستارى او را مى كند نيز وجود دارد و پسر خردسالش از او فرار مى كند.
پاول كه روز به روز ضعيف تر و بى رمق مى شود، به خانه دوران كودكى اش بر مى گردد و توسط مادر و خادم پير سياه پوست قديمى شان كه آنها را ترك نكرده است، پرستارى مى شود. در كنار آنها، پدر مرموزى زندگى مى كند كه حالا يك تاجر بازنشسته است، تاجرى كه هميشه آرزو داشته يك باستان شناس شود. مادر نيز كه زن قدرتمند و استوارى است، وكيل حقوق بشر است و پاول تنها پسر آنهاست.
پاول هنوز توانايى قدم زدن آرام در بيشه نزديك خانه را كه زمان بچگى كشف كرده بود، دارد، حالا او در اين بيشه به تنهايى فكر مى كند و گاه و بى گاه به سؤالات همسر و دوستانش كه از روى زبونى و بيچارگى قصد دارند او را شاد نگه دارند و نيروى دوباره بخشند، جواب مى دهد. يكى از دوستان پاول، ثاپلو زبان  شناسى است كه به چندين زبان مسلط است. او تقريباً مرتب به او سر مى زند و اخبار و نوشته هايى درباره كار نيمه تمام پاول ارائه مى كند و به هيچ وجه به بيمارى سرطان او توجهى نمى كند.
پاول بهتر مى شود و اجازه پيدا مى كند همسر و پسرش را در آغوش گيرد. كم كم قواى جسمانى اش را باز مى يابد و دوباره كار را شروع مى كند. اما تغييرى رخ داده است. خانواده سرد و بى عاطفه شده است. خانواده اى كه پيش از بهبودى نسبى پاول تصميم گرفته بودند براى تغيير حال و هواى پاول به مكزيك بروند. جايى كه او خيلى دوست داشت ببيند. مادر سرد و پريشان شده و استوارى او كم كم به خشونت گراييده است. خانه به محل اجتماع و آمد و شد هايى نامربوط تبديل شده كه اين براى پسرى كه چندى است از مرگ جان بدر بدره خوشايند نيست.
ناديدن گورديمر در اين رمان كه به سبك نمايشنامه نوشته شده، خانواده اى را به تصوير مى كشد كه ترس توأم با احترامى كه هر يك از اعضا نسبت به يكديگر دارند، جايگزين درك و تفاهم شده است. از اين رو، گويى رفتارهاى انسانى هميشه تحت سيطره يك شگفتى يا اتفاق غير مترقبه الهى است تا از اين طريق خود را آزمايش كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |