|
|
|
|
|
گفت وگو با يك دلاك زن
|
|
|
|
|
اخبار زنانه
ديابت در زنان چهارمحال كارشناس بيماريهاى قلب و عروق و ديابت مركز بهداشت استان چهارمحال و بختيارى گفت: زنان ۱/۸ برابر بيشتر از مردان مبتلا به ديابت هستند. «محمود شجاعى» افزود: براساس آمار طرح غربالگرى ديابت كه امسال در قالب آن دو هزارو۵۹۹نفر ديابتى دراين استان شناسايى شده، ۶۴/۴ درصد زنان وى ۳۵/۵ درصد را مردان تشكيل داده اند. وى هدف از اجراى اين طرح راافزايش شيوع اين بيمارى، هزينه هاى سرسام آور درمان اين بيمارى براى سيستم بهداشتى اعلام كرد و گفت: بيمارى ديابت به عنوان يك بيمارى با عوارض ناتوان كننده به شمار مى رود. شجاعى افزود: طرح غربالگرى ديابت در چهارمحال و بختيارى با مطالعه۱۲۵ هزارو۷۱۵ نفر انجام شده است كه۴۷/۷درصد افراد غربال شده مردان و ۵۲/۳ درصد را زنان تشكيل مى دهند. وى گفت : ۴۰درصد افراد غربالگرى شده داراى يك تاچند علامت خطربودند كه براين اساسى ۳۹/۶درصد مردان و۶۰/۴درصد زنان در معرض خطر ديابت بودند. شجاعى گفت: تعداد بيمارانى كه در قالب اين طرح از بيمارى خود مطلع شدند۲۹۸ نفرمرد و۴۷۷نفر زن بودند كه۷درصد گروه هدف پره ديابتيك بودند و۵۸/۸درصد نيز سالم بودند. وى، آموزش فراگيراجتماعى، بيماران وخانواده آنان، آموزش پرسنل بهداشتى ودرمانى و شناسايى افراد در معرض خطر بيمارى را از جمله راهكارهاى پيشگيرى از ديابت اعلام كرد.
زنان سوئدى و حسرت داشتن دو بچه
تحقيقات نشان مى دهد كه اكثر زنان سوئدى در حالى كه در دوران فرزندآورى طبيعى خود حداكثر يك كودك مى آورند پس از بالا رفتن سن حسرت داشتن دو كودك را دارند. به گزارش پايگاه اينترنتى تلگراف تحقيقات صورت گرفته در سوئد حاكى از آن است كه ۹۶ درصد از زنانى كه دوران فرزندآورى خود را پشت سر گذاشته اند و كمتر از ۲ كودك دارند در اين دوران افسوس داشتن ۲ فرزند را با خود دارند. يافته هاى محققان سوئدى حاكى از آن است كه زنان سوئدى كه به علت دير ازدواج كردن و بالا رفتن سن ازدواج در اين كشور معمولاً در سنين بالاى ۳۰ سال اولين فرزند خود را مى آورند در صورتى كه فرصت داشتن ۲ فرزند را كسب نكنند بعداً افسوس مى خورند. خانم كلوديا لامپيك رهبر اجرايى اين تحقيق در اين باره مى گويد: زنان و مردان هر دو نسبت به اين كه در چنين سنين بالايى ديگر امكان آوردن فرزند دوم وجود داشته باشد نااميد هستند اين در حالى است كه با بالا رفتن سن ازدواج و علاقه بسيارى از زنان به تأخير باردارى ميزان نرخ زاد وولد براى زنان سوئدى بسيار كاهش يافته است.
بيشتر مبتلايان به ام.اس را دختران و زنان تشكيل مى دهند
تحقيقات بسيارى تا كنون در شهرهاى اصفهان، تهران، شيراز و تبريز انجام شده كه از مهمترين آنها مى توان به تحقيق درمورد تزريق سلولهاى بنيادين به مايع نخاعى بيماران مبتلا به ام اس اشاره كرد. دكتر محمدعلى صحرائيان مدير روابط بين الملل انجمن ام اس ايران و عضو هيأت علمى دانشگاه علوم پزشكى تهران گفت : اين تزريق حدود يك سال قبل روى ۷ نفر از بيماران ام اس انجام شده كه در صورت مثبت بودن جواب آنها، تحولى عظيم در درمان اين بيمارى به وقوع خواهد پيوست. وى يادآور شد : براى رسيدن به جواب قطعى اين تزريق ها مى بايست ۲ تا ۳ سال صبر كرد كه البته همانطور كه گفته شد تا كنون حدود يك سال آن گذشته است. به گفته صحرائيان، بيشرين آمار مبتلايان به ام اس را زنان و دختران ۲۰ تا ۴۰ سال تشكيل مى دهند اما هنوز دليل اينكه چرا زنان بيشتر از مردان به اين بيمارى مبتلا مى شوند، مشخص نيست. وى با اشاره به استفاده از دارو و تمرينات توانبخشى به عنوان درمانهاى موجود براى اين بيمارى گفت : برخى از اين بيماران بايد به صورت يك روز در ميان يا ۳ روز در هفته يا يك بار در هفته «اينترفيز» مصرف كنند و گروهى نيز بايد به طور همزمان تحت فيزيوتراپى قرار گيرند. صحرائيان در ادامه در مورد افتتاح مركز فيزيو تراپى اين انجمن گفت : اين مركز از همان دستگاههاى معمول استفاده مى كند با اين تفاوت كه در اين مركز بيماران مبتلا به ام اس زير نظر متخصصان، حركات ويژه اى را براى بهبود در حركت تمرين مى كنند. وى تصريح كرد : استرس مهمترين عامل تشديد اين بيمارى است اما هنوز دليل محكمى مبنى بر اينكه استرس و فشارهاى عصبى باعث ايجاد اين بيمارى مى شود، به دست نيامده است. مدير روابط بين الملل انجمن ام اس ايران در پايان يادآور شد: به اين بيماران توصيه مى شود ضمن پرهيز از استرس، از گرماى زياد و استعمال سيگار نيز دورى كرده، در تغذيه خود حتماً از ميوه و سبزيجات استفاده كنند.
|
|
|
|
|
گفت وگو با يك دلاك زن
مثل ماهى به آب زنده ام
|
|
|
گفت وگو : مريم سامانى ـ عكس ها: ايران واشقانى بوى هرم حمام در صورتم مى زند و مرا به خاطرات سالهاى كودكى ام مى برد. وقتى كه آخرهاى هر هفته در خانه مادربزرگ جمع مى شديم و بقچه مى بستيم و كوچك و بزرگ با هم راه مى افتاديم به طرف حمام عمومى. از اينكه در كنار هم بوديم و چند ساعتى با دخترهاى هم سن و سال آب بازى مى كرديم خوشحال بوديم. حالا از آن سالهاى بى ريا و خنده ها و شيطنت هاى كودكى چقدر دور مانده ايم و ديگر از برق آن شيطنت ها در چشمان خسته مان هيچ اثرى نمى شود پيدا كرد. حالا آدمها وقتى هم براى پاكيزه كردن جسم خود به حمام مى روند آنقدر ذهن و روحشان خسته و درگير مسائل روز است كه حتى متوجه نمى شوند كه آب مى تواند تمام آلام آنها را لااقل براى دقايقى از آنها دوركند. «خاتون» روى نيمكت دراز كشيده است. ۶۲ ساله است. ساده و بى آلايش و آنقدر صميمى كه آدم اصلاً احساس نمى كند كه اين همه راه را كوبيده و خسته آمده است تا گزارشى از حمام زنانه و زنى استوار تهيه كند كه ۴۸ سال به عنوان دلاك زحمت كشيده تا با آبرودارى زندگى كند. آنقدر در آب مانده كه تمام وجودش به درد نشسته است با اين حال آبرويش را خريده است. بخار درون حمام دوربين مان را از كار مى اندازد، با اين همه خاتون آنقدرحرف براى گفتن دارد كه ساعتها ما را در كنار خودش بنشاند و بگويد و ما را به سالهاى كودكى و سالهايى كه هنوز به دنيا نيامده بوديم ببرد. ... ظهر است نگاه زنى پير كه براى حمام كردن آمده آنقدر بر من سنگين است كه فكر مى كنم هر چه سريعتر بايد آنجا را ترك كرد به شوخى به خاتون مى گويم: اگر چند لحظه ديگر بمانم حتماً اين مشترى مرا كتك مى زد و خاتون مى گويد: مگر من مرده ام مثل شير اينجا هستم. و من به جنگ زنها به خاطر سنگ پا فكر مى كنم كه خاتون بى گدار به آب مى زد كه مبادا... چند سال دارى؟ ۶۲ سال. مشترى ها تو را چه صدا مى كنند؟ خاتون. از چه سنى در حمام شروع به كار كردى؟ ۱۴ سالم بود. چرا اين شغل را براى خودت انتخاب كردى؟ وقتى كه مرا شوهر دادند در روستا زندگى مى كرديم. شوهرم بيكار بود براى همين رعيتى مى كرديم وقتى به تهران آمديم يكى از بستگان نزديك در حمام كار مى كرد. وقتى او متوجه شد كه شوهرم بيكار است و زندگى ما به سختى مى گذرد به من پيشنهاد داد تا در حمام كار كنم. از چه سالى شروع به كار كردى؟ از سال ۳۶ در حمام حسينى كه در سرآسياب دولاب بود و حمام گلستان و چند حمام ديگر كارم را شروع كردم. از اينكه صبح زود به حمام بيايى و تا غروب بمانى نمى ترسيدى؟ اوايل چرا. ولى مادرم به من ياد داده بود كه بسم الله بگويم. به خاطر حفظ آبرو هر چند مى ترسيدم ولى بايد كار مى كردم. با توجه به اينكه سن ات كم بود، خسته نمى شدى؟ چرا. هم خسته مى شدم هم به خاطر رطوبت بدنم درد مى گرفت. ولى چاره اى نبود. چقدر دستمزد مى گرفتى؟ از صبح تا غروب كار مى كردم و ۲۰ تومن مى گرفتم. قديم خرج زياد نبود. چه كار مى كردى؟ كيسه مى كشيدم. بدن و پايم آن اوايل به خاطر اينكه در آب زياد بود، درد مى گرفت و زخم مى شد. با اينكه مردم را مى شستم و حمام را هم تميز مى كردم ولى صاحب كار به من پول نمى داد و هر چه مشترى ها به خاطر اينكه آنها را مى شستم به من مى دادند برايم مى ماند. از خزينه بگو؟ حمام هاى قديم خزينه داشت. زن ها بعد از اينكه بدنشان را با آب مى شستند و تميز مى كردند، براى آب كشيدن توى خزينه مى رفتند. عمق خزينه چقدر بود؟ ايستاده تقريباً تا گردن يا سينه آدم مى رسيد. براى اينكه آدم آب كشيده شود بايد زير آب مى رفت. از قديم ها نقل مى كنند كه صبح هاى خيلى زود يا غروب ها در حمام ها گاهى جن ديده مى شد و نقل قول هاى ترسناكى ازآن زمان مى شود با توجه به اينكه شما اين همه سال در حمام كار كرده ايد و از صبح تا شب به عنوان نخستين نفر و آخرين نفرى كه در حمام بوده ايد، آيا جن ديده ايد؟ اين احساس بعضى مواقع به انسان دست مى دهد و حتى يك وقت هايى فكر مى كردم با جن ها روبرو شده ام ولى به ترسم غلبه كرده ام. در خانواده ات با كار تو مخالفت نمى كردند؟ من ۵ برادر و ۴ خواهر داشتم. در بين خواهرانم فقط من كار مى كردم. البته مادرم هم قالى مى بافت. از رسم و رسومات قديم بگو. آن وقت ها كه عروس به حمام مى آوردند؟ با ساز و دهل عروس را مى آوردنددم در حمام تا انگشت به آب بزند. چه انگشتى وبراى چه؟ براى شگون رسم بود كه عروس را تا دم در حمام مى بردند و يك كاسه از آب داخل حمام را مى آوردند جلوى در حمام و عروس بايد انگشت كوچك دست راستش را داخل آن آب مى كرد. بعد همراهان عروس ساز و دهل مى زدند و شيرينى مى آوردند بعد از شادى اقوام عروس و عروس مى رفتند و بعد از آن نوبت داماد بود. عروس كه مى رفت، داماد را مى آوردند دم در حمام تا او هم انگشت به آب بزند. عروسى ها چه فرقى با حالا داشت؟ به عروس روبنده قرمز مى زدند. الان رسم است كه تور سفيد براى عروس مى اندازند البته الان هم در بعضى از روستاها براى زيبايى تور قرمز مى اندازند و همان رسم ها برقرار است. به طرف داماد هم رسم بود كه خروس پرت مى كردند تا از بالاى سرش رد شود، خيلى ها براى گرفتن و به داماد انداختن اين خروس مى دويدند، خروس را مى گرفتند و پس از كشتنش آن را به حمامى مى دادند. براى افرادى كه زايمان مى كردند چه رسم و رسوماتى وجود داشت؟ زائوها را مى آوردند و ما آنها را مشت و مال مى داديم. همراه زائو شربت و ميوه و شيرينى مى آوردند و بزن و برقص هم مى شد. الان چه آيا كسى اين رسم ها را هنوز زنده نگه داشته است؟ بله بعضى ها كه اغلب هم يزدى هستند روغن زيتون، موميايى و تخم مرغ مى آوردند تا زائو را مشت و مال دهيم. الان به نظر تو آدم ها چه فرقى با آن زمان دارند؟ الان آدمها دلمرده اند ولى آن قديم ها همه شاد شاد بودند پولى كه مى گرفتم زياد نبود مثلاً عروس و چند همراهش را كه مى شستم ۲۰ تومان مى گرفتم ولى در عوض كار زياد و خستگى ما شاد بوديم و شادى مى كرديم. درعزادارى ها رسم و رسومات چطور بود؟ در عزادارى آدمها خيلى گريه مى كردند. گاهى يكى براى احترام به عزادار او و نزديكانش را به حمام مى آورد و پول همه را حساب مى كرد. آن زمانها روزى چند نفر را مى شستى؟ روزى ۱۰ نفر را مى شستم. مشترى ها برخوردشان با تو چطور بود؟ ما سه تا كارگر بوديم با اينكه من هميشه در حال كار و شستن مشترى ها بودم ولى مشترى ها حاضر نمى شدند كه كسى جز من آنها را بشويد. براى چه؟ من هم خيلى تميز مى شستم و هم به خاطر اينكه اخلاقم خوب بود و با مشترى خوب رفتار مى كردم، همه مى خواستند من آنها را بشويم. دو دلاك ديگر در اين مورد به تو حرفى نمى زدند؟ چرا آنها با من بد برخورد مى كردند و به حمامى مى گفتند خاتون مشتريان ما را سمت خودش كشيده، ولى من مى گفتم من كه به آنها نمى گويم بياييد من شما را بشويم آنها خودشان از من مى خواهند. شما هم با اخلاق با مردم رفتار كنيد. شده بود كه كسى وسايلش گم شود؟ مثلاً مى گويند كه زنها در حمام سنگ پايشان گم شده كه اين قدر سروصدا راه مى اندازند. اين قضيه سنگ پا چيست؟ آن قديم ها زن ها وقتى وسايلشان گم مى شد، دعوا و سروصدا راه مى انداختند. يادم هست يك روز سنگ پاى زنى گم شده بود. صداى جيغ دو زن مرا متوجه آنها كرد. ديدم دارند با لگن توى سر هم مى زنند رفتم و گفتم چى شده. يكى از آنها گفت سنگ پاى مرا برداشته است. گفتم بس كنيد الان يا سر همديگر را به خاطر سنگ پا مى شكنيد يا اينكه ليز مى خوريد و پايتان مى شكند. من با اينكه پول ندارم حاضرم با پول خودم سنگ پا برايتان بگيرم. در همين حال يك دفعه چشمم به زن ميانسالى افتاد و ديدم كه او با سنگ پاى اين زن جوان دارد كف پايش را مى شويد جلو رفتم و گفتم چرا سنگ پاى اين را برداشتى و دو جوان را به جان هم انداختى. شاهد حادثه مرگ يا تلخى در حمام بوده اى؟ يك بار زنى كه زائو بود را آوردند و برخلاف اكثر زائوها او و نوزاد و همراهش به نمره رفتند. متوجه شدم كه وضع مالى شان خوب نيست و دستشان تنگ است. كمى كه گذشت ديدم از آن نمره در مى زدند. به سرعت خودم را به نمره ۳ رساندم. زن جيغ مى زد و كمك مى خواست رفتم و ديدم در حلق نوزاد صابون رفته است. بچه را گرفتم و دمرو كردم و تكان دادم به دهان و بينى اش نفس دادم كه بچه حال آمد و نفس كشيد. آن زن نه به من پول داد و نه تشكر كرد. نوزادانى را كه شسته اى شده كه برايشان حادثه اى اتفاق بيفتد؟ نه من بيشتر از صد نوزاد ۱۰ روزه را شسته ام. گاهى روزى سه نوزاد مى شستم ولى براى هيچكدام مشكل پيش نمى آمد. بچه را بايد گذاشت روى پا. با دست دو طرف سرش - گيجگاه ها - را گرفت تا سرش را تكان ندهد و بعد او را شست. روزى چند نفر را مى شستى؟ الآن روزى ۳ تا ۶ نفر ولى آن وقت ها ۲۰-۱۰ نفر را مى شستم. بدنت از اينكه اين قدر با آب تماس دارى دچار مشكل نشده است؟ الآن ديگر دست و پاهايم درد نمى گيرد. ديگر عادت كرده ام و اگر به حمام نيايم مريض مى شوم . شده ام مثل ماهى كه به آب زنده است. مشترى را كه مى شويم روحيه ام باز مى شود. براى ضدعفونى حمام آن زمان ها چه كار مى كرديد؟ جوهر نمك را به تمام در و ديوار و كف حمام مى ريختم. ولى الآن ديگر اين كار را نمى كنم مردها اين كار را مى كنند. وقتى مشترى ها مى روند، غروب ها حمام را ضدعفونى مى كنند. مى دانى كه احتمال دارد دچار بيمارى هاى خطرناك شوى؟ بله. براى همين با دستكش حمام را تميز مى كنم. مشترى هايى داريم كه از تهران و كرج مى آيند تا ماهى يكبار آنها را بشويم و پشت شان را بمالم ديده ام كه آنها اصلاً كف حمام نمى نشينند و تمام مدت در حمام مى ايستند. آن زمانها خزينه را هرچند وقت يكبار تميز مى كردند؟ خزينه را هفته اى يكبار زيرآب مى زدند و درش را باز مى كردند. زيرآب زدن پس از همانجا گرفته شده، اين زيرآب زدن يعنى چه؟ هر خزينه يك سوراخى داشت كه در آن را مى بستند وقتى مى خواستند آب خزينه را خالى كنند آن سوراخ را باز مى كردند و اسم آن سوراخ زيرآب بود و اين كار را زيرآب زنى مى گفتند. ولى هر صبح كوزه در خزينه مى انداختند و آشغال ها و موها را از روى آب مى گرفتند. در خزينه ديدى كه كسى بيفتد و اتفاقى برايش بيفتد؟ من خيلى حواسم را جمع مى كردم تا كسى در خزينه نيفتد به همين خاطر به كمك مشترى هايى كه چند بچه داشتند مى رفتم. شده بود كه خودم به خاطر اين كار سرما بخورم ولى دلم نمى آمد كه براى كسى اتفاق بيفتد. چرا نوشته ايد كه زير دوش نبايد صابون زد. براى اينكه آب زياد مصرف مى شود و وقت مردم هدر مى رود كه صبر كنند تا دوش خالى شود. هيچ وقت شده بود كه به خاطر يك مشترى اين مسأله را نديده بگيرى و پارتى بازى كنى؟ نه! پارتى بازى گناه دارد. الآن به طور متوسط چند زن به حمام عمومى مى آيند؟ از ۵ تا ۱۵ نفر. سه روز آخر هفته شلوغ تر است. مثلاً از صبح تنها يك نفر نمره رفته است. غذا هم مى پزى؟ نه بچه ها مى پزند. چه غذايى بهتر مى پزى؟ آبگوشت. گوشت و لوبيا و نخود و پياز را با نمك مى گذارم بپزد فقط بايد زيرش را خيلى كم كرد از صبح مى گذارم تا شب مى پزد. چه آرزويى دارى؟ بچه هايم خوشبخت شوند و مردم احساس خوشبختى كنند. غصه هم دارى؟ مگر مى شود آدم غصه نداشته باشد. بچه هايم را به يتيمى بزرگ كرده ام. الآن هم چند دختر در خانه دارم. همه شان از من انتظار دارند و من نمى توانم كه حتى به آنها سر بزنم. هر روز هفته از صبح تا شب كار مى كنم. به خانه هم كه مى رسم خيلى خسته ام. تلويزيون هم مى بينى؟ بله. كدام برنامه تلويزيون را بيشتر دوست دارى؟ شب هاى برره. آنها مردم را مى خندانند. چه مشكلى دارى؟ بچه ام را در مدرسه دولتى ثبت نام كرده ام مى گويند بايد پول بدهى. آخه من يك زن كه در رطوبت ۴۸ سال كار كرده ام از كجا مى توانم اين كار را بكنم. بچه اى كه به يتيمى بزرگ كرده ام. بچه ها با كار تو مخالف نيستند؟ مى گويند مادر ديگر كار نكن. خسته و پير شده اى. خوشبختى يعنى چه؟ من با تمام خستگى ها و سختى ها و دردها به خاطر اينكه ۶ دختر و يك پسر دارم احساس خوشبختى مى كنم. هركدام از فرزندانم يك بهشت هستند. چقدر درآمد دارى؟ بستگى به كرم مشترى دارد. گاهى مشترى ۲۰۰ تومان يا ۳۰۰ تومان مى دهد. گاهى هم وضع مالى اش خوب نيست به خاطر خدا پشت او را مى مالم. من خودم بچه يتيم داشته ام و طعم سختى را چشيده ام به همين خاطر مى فهمم ندارى و فقر يعنى چه. درآمد تو بيشتر بود يا شوهرت؟ درآمد من آن سالها بيشتر از شوهرم بود. من روزى هزار تومان آن زمان كار مى كردم ولى شوهرم ماهى هزار تومان حقوق مى گرفت. من آن سالها جوانى خيلى كار مى كردم تمام دلاك هاى ديگر را از صحنه رقابت بيرون كرده بودم. حالا همه رفته اند و فقط من مانده ام. چه رنگى را دوست دارى؟ سفيد و آبى. سفيد به خاطر معنايش و آبى به خاطر اينكه باعث شادى بود ولى حالا مشكى را دوست دارم چون دلم سياه شده است. ۱۰ سال است ديگر سياه مى پوشم. پدرم، برادرم و شوهرم مرده اند و من تنها مانده ام. چه گلى را دوست دارى. گل سرخ. چه خصوصيتى براى آدم ها از همه بهتر است؟ كسى كه ياد خداست، بهترين خصوصيت را دارد چون اول ياد مردم بعد ياد خودش است آدم براى اينكه خوب زندگى كند بايد ورزش كند تا سلامت باشد. هيچوقت در حمام شده بود كه آب يا برق قطع شود، آن وقتها چه مى كردى؟ بله. گاهى مشترى داخل بود آب قطع مى شد ناچار كترى كترى آب گرم مى كرديم و مردم خودشان را آب مى كشيدند يا صبر مى كردند تا آب وصل شود. اگر هم برق مى رفت حمام تاريك مى شد و مردم مى نشستند و شروع به فرياد كشيدن مى كردند. چراغ روشن مى كرديم. بيمه هم هستى؟ خودم را خودم بيمه كردم. الآن بازنشسته شده ام. در يك حمام مشترى ها به من هرچه بدهند داده اند و جاى ديگرى كه كار مى كنم. روزى ۲۵۰۰ تومان به من مى دهند. آن سالها اول ۱۵ ريال بعد ۲۵ ريال پول به من هر مشترى مى داد. ۳۵ سال پول كارگرى من ۲۰ تومان بود. صاحبكار هيچ پولى به من نمى داد الآن ۱۲۰ هزار تومان حقوق مى گيريم. من تا حالا هيچ چيزى نگرفته ام. خيلى زحمت كشيده ام. ناشكر نيستم ولى آدمى زحمتكش هستم. ۷ بچه دارم. پسرم از كودكى زحمت كشيده است و كار كرده است. دوست ندارم بگويم ندارم. به همين خاطر با وجود مريض احوالى به خاطر آبرو و بچه هايم كار مى كنم. با آبرودارى نوه و دخترم را كه شوهرش را از دست داده نگه مى دارم. حرف آخر؟ آدم نمى تواند درد دل كند و نمى تواند هرچه در دلش است را به زبان بياورد.
|
|
|
|
|