|
گزارشى از نمايشگاه گروهى دانشجويان دانشگاه الزهرا
ماتا مدرن شدن
|
|
|
مجيد نادرى فارغ از صداى اتوبوس ها، موتورها و ماشين هايى كه به سرعت رد مى شوند و صدايشان مى ريزد اينطرف شيشه ها و حتى فارغ از صداى موسيقى كلاسيك يا سنتى كه پخش مى شود، نگاهت گم مى شود توى رنگ ها؛ آبى، زرد، سبز، ارغوانى و... اما خودت را پشت شاخه ها توى رودخانه ها، پاى آن سرو، در قله كوهى بلند و يا در نگاه زن ويلون به دست پيدا مى كنى. انگار كه از اين شهر شلوغ پر از دود، صدا، ترافيك، خستگى و... پرت شده باشى به يك دنياى ديگر. دنيايى كه به نظر آشناست. دنيايى كه فكر مى كنى شايد زمانى آنجا بوده اى و دوباره پيدايش كرده باشى. گرچه اين دنيا، دنياى خيال ۲۵ نقاش جوان است كه به نظر دنياى همه آنها از يك جنس هستند. از جنس زندگى، عشق و احساسات. شايد هم از جنس نسيم، ترانه، حباب و يا از جنس اميد، آرزو، خستگى، آب و... نمى دانم، فقط احساس مى كنم كه هرچه هست اينجايى نيست. به رغم غريب بودنشان انگار كه قرابتى عجيب با نگاه ها دارند كه اينطور چشم ها را متوقف مى كنند جلوى خودشان. انگار كه حرف مى زنند، انگار كه وقتى به آنها خيره مى شوى چشمك مى زنند و به آرامى تو را با خودشان مى برند به ناكجا آبادى كه پر از آبادى است، پر از رنگ، پر از حيات، پر از شادى، پر از پرواز و پر از... اينجا نمايشگاه نقاشى گروهى دانشجويان فوق ليسانس دانشگاه الزهرا است. نمايشگاهى با حضور ۲۵ دانشجوى رشته نقاشى كه هركدام تعدادى از بهترين كارهايشان را در معرض ديد قرار داده اند. البته پايه برگزارى اين نمايشگاه به چندين ماه پيش برمى گردد. وقتى كه اساتيد به بچه ها اعلام كردند كه قرار است يك نمايشگاه گروهى داشته باشند. همه مشغول كار شدند. چند ماه فرصت داشتند تا كارهايشان را به نمايشگاه برسانند. استاد محمد معمارزاده و استاد مينو اسدى نيز با دانشجويان همراه شدند تا همه با شور و شوق بيشترى كارهايشان را به اين نمايشگاه دسته جمعى برسانند. وقتى قرار است نمايشگاهى به صورت گروهى برگزار شود آن هم يك گروه ۲۵ نفرى بالطبع همه با هم در ارتباط خواهند بود و نمايشگاه بهانه اى مى شود تا بچه ها بيشتر همديگر را ببينند و در جريان كارها قرار بگيرند. اين بار موضوع آزاد بود، البته به نوعى در ارتباط با انسان. اساتيد قبل از آغاز به كار نمايشگاه بهترين كارها را از هر دانشجو گزينش كردند تا مجموعه اى موفق در كنار هم قرار گيرد. تقريباً از هر كس دو تا سه اثر به نمايشگاه راه يافت تا به مدت ۵ روز در معرض ديد علاقه مندان قرار گيرد. شايد بتوان گفت اين نمايشگاه كه مراسم اختتاميه آن پنجشنبه گذشته بود با استقبال خوبى مواجه شد. مراسم افتتاحيه ساعت ۵ بعدازظهر برگزار شد، گرچه قبل از ساعت ۵ خيلى ها به گالرى بهزاد آمده بودند. دانشجويان تا آمدن ميهمانان فرصت داشتند تا از خودشان عكس يادگارى بگيرند. گاهى كنار تابلوهايشان مى ايستادند و گاهى همراه با اساتيد خودشان. اغلب دانشجويانى كه در اين نمايشگاه گروهى كار داشتند سابق بر اين در نمايشگاه هاى انفرادى يا گروهى ديگرى نيز شركت كرده بودند. اما اين بار در نمايشگاهى شركت كرده اند كه ۲۵ نفر از هم دوره اى هايشان را مى بينند و اين فرصت را يافته اند تا كارهاى خودشان را با تعداد كارهاى زيادى مقايسه كنند. شايد اين موضوع مهم ترين حسن يك نمايشگاه گروهى باشد. توجه به سبكى كه ديگران استفاده كرده اند مى تواند براى خلق آثار بعدى مؤثر باشد. البته در اين نمايشگاه اغلب كارها به صورت مدرن بود و بچه ها از فرصت آزاد بودن موضوع آنگونه كه دوست داشتند استفاده كرده اند. آنها بيشتر به سبك هاى مدرن گرايش داشتند. هرچند كه آنها از اين امكان ايجاد شده بسيار خوشحال بودند اما از طرف ديگر اين دغدغه را داشتند كه ممكن است مخاطب شناخت زيادى از نقاشى مدرن نداشته باشد. هرچند كه خودشان نيز در پاسخ به اين دغدغه مى گويند: بايد خودمان به اين نگاه برسيم و مخاطب را هم به آن برسانيم. نتوانسته ايم مدرن شويم سولماز كشاورزى يكى از دانشجويانى است كه در اين نمايشگاه شركت كرده و سه كار براى گالرى آورده است. كارهاى سولماز در آن نمايشگاه چون كارهاى قبلى اش موضوع زن را دنبال مى كرد. خودش تابلويى كه يك زن در حال نواختن ويلون است را بيشتر دوست دارد. سولماز مى گويد: مسأله مهم زندگى من زن است و هميشه تلاش كرده ام در كارهايم اين موضوع را نشان دهم. اين نقاش جوان كه تاكنون در ۴ نمايشگاه گروهى شركت داشته و يكبار هم نمايشگاه انفرادى برگزار كرده است در مورد آثارش و اين نمايشگاه گروهى مى گويد: در جامعه امروز ايران مى بينيم زندگى ها شكل مدرن به خود گرفته اند، لوازم و تجهيزاتى كه استفاده مى كنيم هم مدرن هستند اما خودمان نتوانسته ايم مدرن شويم و چنين نگاهى به زندگى نداريم. او معتقد است هنرمندان نقش بسيار مهمى در ايجاد درك و شناخت مردم از دنياى مدرن دارند هرچند كه فرصت كمى به آنها داده مى شود. سولماز مى گويد: نمايشگاه هاى گروهى خواه ناخواه اين فرصت را دارند تا مخاطب بيشترى نسبت به نمايشگاه هاى انفرادى داشته باشند. گرچه تعداد كارهاى محدودى از هر دانشجو ارائه شده اما اين فرصت به واسطه گروهى بودن نمايشگاه ايجاد مى شود كه با مخاطبان بيشترى ارتباط بگيرد. اين نقاش جوان تلاش نموده تا در آثارش از جايگاه واقعى زن بگويد و سعى مى كند با شركت در نمايشگاه هاى مختلف و با تغيير دادن مسير كارهايش موفق تر باشد. آشنا كردن نگاه با هنر اغلب گالرى هاى نقاشى و حتى خيلى از نمايشگاه هاى هنرى ديگر در سكوت برگزار مى شوند و معمولاً مخاطب گالرى ها و نمايشگاه ها كسانى هستند كه به نوعى در ارتباط با آن هنر هستند. افتتاحيه نمايشگاه نقاشى هاى دانشجويان دانشگاه الزهرا با استقبال نسبتاً خوبى مواجه مى شود. گرچه اغلب كسانى كه وارد گالرى مى شوند از دوستان و آشنايان دانشجويان هستند اما همين آمدن و رفتن ها نتايج خوبى مى تواند داشته باشد كه مهم ترين آنها آشنا كردن نگاه ها با هنر است. آنى آرزومان يكى ديگر از دانشجويان دانشگاه الزهرا است كه كارهاى او نيز در گالرى بهزاد روى ديوار آويزان هستند. آنى هم معتقد است مردم هنر مدرن را نمى فهمند و بايد آنها را به اين نگاه نزديك كنيم. او معتقد است بايد بهانه هاى ارتباط بصرى مردم با هنر مدرن را برقرار كنيم. مثلاً نقاشى هاى ديوارى شهرها مى توانند رنگ و بوى ديگرى به خود بگيرند و يا اينكه تبليغات بيشترى در خصوص گالرى ها صورت گيرد. آنى از نمايشگاه هنرهاى مدرن ياد مى كند كه مورد استقبال مردم واقع شد و خيلى ها هم توانستند با آن ارتباط بگيرند. اين نقاش جوان كه تاكنون در ۳ نمايشگاه شركت كرده، اين بار براى خلق آثارش از نقاشى هاى انجيل مقدس الهام گرفته است. همه اتفاق ها روى بوم نيكو طهماسبى ديگر نقاش جوانى است كه دوتا از كارهايش را به گالرى آورده. نيكو معتقد است نگاه بچه ها و آثارشان در كنار هم مجموعه خوبى را تشكيل داده است و كارهاى جمعى زمينه تكامل هنر بچه ها و سير صعودى ايجاد مى كند. او مى گويد: انجام كار گروهى مشكلات خاص خودش را دارد. اين كه بچه ها بايد با هم در ارتباط باشند، همه به موقع كارها را برسانند و البته محاسن زيادى هم دارد. شايد مهم ترين آنها اين باشد كه نتيجه كار به نام يك مجموعه تمام مى شود. نيكو در كارهايش به صعود و نزول انسان در مسير زندگى توجه دارد. استفاده از رنگ هاى گرم و تكنيك خاص خود او و همچنين بهره گيرى از بافت برجسته در كارها باعث شده تا كارهاى نيكو متفاوت با ديگر كارها باشد. نيكو اعتقاد دارد زندگى گنگ است و فهم آن كار سختى به نظر مى رسد. شايد به همين دليل است كه به راحتى نمى توان با آثار او ارتباط گرفت. او مى گويد: همانطور كه خيلى از ما نمى دانيم در زندگى به كجا خواهيم رسيد من هم در آثارم معمولاً اتود نمى زنم و معمولاً شروع به كار مى كنم تا ببينم به كجا مى رسم. شايد از يك دايره شروع كنم و به يك مربع برسم. مى گويد: بوم براى من مثل زندگى است و سعى مى كنم اتفاق هايم را روى بوم شكل دهم و قبل از آن خيلى فكر نمى كنم. اين هنرمند جوان در انتها مى گويد: متأسفانه اين روزها امضاى پاى كار مهم شده است و اين اتفاق امكان مطرح شدن خيلى ها را نمى دهد، هر چقدر هم كه كارشان خوب باشد. خيلى سخت است مرضيه طهمورثى در دبيرستان رشته رياضى فيزيك خوانده تا خودش را به علاقه خانواده اش نزديك كند و مهندس شود اما از آنجايى كه هميشه علاقه مند نقاشى بوده است سر از دانشگاه هنر و رشته نقاشى درمى آورد. او مى گويد: خيلى از رشته ها را تجربه كردم، تئاتر، آب رنگ و... اما نقاشى تا حدودى توانست جواب بدهد هر چند كه هنوز هم فكر مى كنم نتوانسته ام خيلى پاسخگوى نيازم باشم. مرضيه مى گويد: با نقاشى سعى مى كنم حرف هايم را بزنم گرچه ارتباط گرفتن با مخاطب كار سختى است. او تصور مى كند يك هنرمند بايد كارش را درست انجام بدهد و حرف خود را بزند و بخش ديگر نيز مربوط به مخاطب است تا حرف هنرمند را و اثر او را درك كند و متوجه مقصود او شود. در كارهاى مرضيه نيز انسان حضور دارد و او با استفاده از فيگورها سعى كرده آثارش را متفاوت كند. او هم از وضعيت موجود در خصوص دانشجويان رشته هنر گله مند است و مى گويد: شايد مطرح كردن اين وضعيت خيلى جالب توجه نباشد اما جاى تأسف است كه براى پيشرفت و مطرح شدن بايد عضو گروه يا دسته اى بود و خيلى وقت ها بايد چشم ها را بست. مرضيه مى گويد: شايد ارائه كارهاى گروهى بتواند بسيار تأثيرگذار باشد تا آنجا كه خيلى از تعصب ها و باندبازى ها از بين برود.
|