در لحظات سوررئال قبل از رسيدن آمبولانس، يوكو اونو سر همسرش را در آغوش گرفته بود. پليس جمعيت را كنار زد و با مشاهده وضعيت لنون متوجه شد كه فرصتى براى رسيدن آمبولانس نيست و به ناچار لنون را در صندلى عقب يك اتومبيل پليس به بيمارستان رساند. در بين راه يكى از افراد پليس براى مطمئن شدن از زنده بودنش از لنون خواست با حركت سر به سؤال او جواب مثبت و يا منفى دهد و از او پرسيد: «مى دانى چه كسى؟» و لنون با صدايى كه بيشتر شبيه خرخر بود پاسخى نداد. ساعتى بعد، در بيمارستان روزولت خبر درگذشت لنون اعلام شد. هفت جراح سعى كردند تا نجات اش دهند ولى او ۸۰ درصد از خون بدنش را از دست داده بود. همسر لنون، يوكو اونو، كه با اتومبيل پليس ديگر به بيمارستان آمده بود به يكى از افراد پليس به دفعات التماس مى كرد: «به من بگو حقيقت نداره، به من بگو حالش خوبه» و وقتى كه از مدير اتاق اورژانس خبر مرگ لنون را شنيد، گفت: «منظورت اينه كه اون خوابيده؟»
نوشته جف گيلز، نيوزويك
ترجمه: امير رضا نورى زاده
با گذشت ۲۵ سال از مرگ او، جزئيات اين واقعه دلخراش هنوز از خاطر علاقه مندانش دور نمى شود. اوايل دسامبر در محله منهاتان نيويورك، چند دقيقه به ساعت ۱۱ شب او و همسرش يوكو اونو از استوديو باز مى گشتند. او اصرار كرد بدون اينكه صبحانه بخورد به ديدن پسر ۵ ساله اش شون برود، وقتى او از ليموزين اش پياده شد متوجه فريادهاى فردى شد كه او را صدا مى زد. چند لحظه بعد در حاليكه به زحمت از پله هاى ساختمان داكوتا بالا مى رفت به سختى گفت: «من تير خورده ام!» دربان ساختمان به سرعت بيرون دويد قاتل را ديد كه اسلحه اش را بر زمين انداخته و آن را با خونسردى با پا دور مى كند. دربان بى اختيار به گريه افتاد و به قاتل گفت: «اصلاً ميدونى چه كردى؟» و قاتل جواب داد: «البته كه مى دانم. من جان لنون را باتير زدم.»
در لحظات سوررئال قبل از رسيدن آمبولانس، يوكو اونو سر همسرش را در آغوش گرفته بود. پليس جمعيت را كنار زد و با مشاهده وضعيت لنون متوجه شد كه فرصتى براى رسيدن آمبولانس نيست و به ناچار لنون را در صندلى عقب يك اتومبيل پليس به بيمارستان رساند. در بين راه يكى از افراد پليس براى مطمئن شدن از زنده بودنش از لنون خواست با حركت سر به سؤال او جواب مثبت و يا منفى دهد و از او پرسيد: «مى دانى چه كسى؟» و لنون با صدايى كه بيشتر شبيه خرخر بود پاسخى نداد. ساعتى بعد، در بيمارستان روزولت خبر درگذشت لنون اعلام شد. هفت جراح سعى كردند تا نجات اش دهند ولى او ۸۰ درصد از خون بدنش را از دست داده بود. همسر لنون، يوكو اونو، كه با اتومبيل پليس ديگر به بيمارستان آمده بود به يكى از افراد پليس به دفعات التماس مى كرد: «به من بگو حقيقت نداره، به من بگو حالش خوبه» و وقتى كه از مدير اتاق اورژانس خبر مرگ لنون را شنيد، گفت: «منظورت اينه كه اون خوابيده؟»
از آن زمان _ هشتم دسامبر _ تاكنون اونو طى اين ۲۵ سال تلاش كرده تا كارى را كه آن ۷ جراح نتوانستند انجام دهند، خود به تنهايى به سرانجام برساند و جان لنون را همچنان در اذهان علاقه مندانش زنده نگاه دارد. مرگ لنون تكان دهنده بود و در سراسر جهان انعكاس داشت چرا كه اقدامى وحشيانه در قبال هنرمندى تلقى شد كه يك مرد خانواده به معناى واقعى بود و هميشه از صلح و تلاشهاى صلح جويانه حمايت كرده بود.
اما اين تلاش با موانع فراوانى روبرو شد. بخشى از اين موانع به جعبه اندك آلبومهاى تك خوانى لنون _ پس از جدايى اش از گروه بيتلز- بر مى گردد. از طرف ديگر آلبرت گلدمن زندگينامه نويس مشهور كه قبلاً پنبه الويس پريسلى را زده بود، خيلى زود براى شكستن اسطوره جان لنون در زندگى نامه جديدى دست به كار شد و البته خود اونو و لنون هم در خلال حركات اعتراض آميز به شرايط سياسى جهان پل هاى زيادى را پشت سرشان خراب كرده بودند.
اما با تمام دردسرها و مشكلات در واقعيت از روزمرگ او تا به حال دستخوش تغيير نشده است. نكته اول محبوبيت جهانى موسيقى است كه لنون همراه با بيتلز عرضه كرد هرچند كه خود او تا زمان مرگ چندان اين قضيه را قبول نداشت و حتى سعى مى كرد از آن فاصله بگيرد. آلبوم بهترين ها از بيتلز به نام «۱» در زمان عرضه (۲۰۰۰) حدود ده ميليون نسخه فروش داشت وقتى نسخه جديدى از آهنگ «بگذار بماند» كه در سال ۲۰۰۳ عرضه شد حدود ۱/۱ ميليون نسخه فروش داشت و دقيقاً به همين خاطر بود كه دارايى لنون در سال قبل به ۲۲ ميليون دلار رسيد تا به نوشته مجله فوربس پس از الويس پريسلى (۴۵ ميليون دلار) و چارلز شولتز (۳۵ ميليون دلار) پر درآمدترين هنرمند متوفى جهان باشد.
نكته دوم ميزان محبوبيت شخصيت لنون در نزد هواداران على رغم تمامى شكست ها و ناكامى هاى او در سالهاى آخر زندگى است. شيند اوكانر خواننده ايرلندى مى گويد: من بيتلز را دوست داشتم ولى همه ما در بين آنها جان لنون را مى پسنديديم دليل اين قضيه اقدامات و تصميم هاى ناگهانى آنها بود. نحوه بهره بردارى لنون از شهرتش هم جالب بود و او از اين قضيه بر سر پولدار شدن و جلب محبت سايرين استفاده نكرد و به نظرم قدرت جان لنون در واقعى بودنش بود.
ولى اين محبوبيت از بعد اقتصادى و در قالب فروش آلبومهاى موسيقى لنون چندان موضوعيت ندارد. در سال ،۱۹۹۸ مجموعه اسطوره لنون كه شامل بهترين آهنگ هاى او بود فقط ۱/۳ ميليون نسخه فروخت و آخرين مجموعه اش تحت عنوان «قهرمانى از طبقه كارگر» كه ماه گذشته عرضه شد ۱۸۰ هزار نسخه فروش داشت و اين تصور را پديد آورد كه بازار براى مجموعه كارهاى او از اين پس كشش ندارد.
لنون پس از جدايى از بيتلز فقط دو آلبوم انفرادى داشت: آلبوم تند و خام The Plastic ond Band در سال ۱۹۷۰ و آلبوم كلاسيك «تصور كن» (۱۹۷۱) كه در ۱۵ سال اخير هر كدامشان به ترتيب ۱۵۳ و ۴۱۲ هزار نسخه فروش داشته اند، مجموعه ديگرى از كارهاى لنون تحت عنوان «راك اند رول» نيز فروش نا اميد كننده ۳۲ هزار نسخه اى داشته و خوش بينى ها در مورد تغيير ذائقه شنوندگان امروزى با به روى صحنه رفتن نمايشنامه «لنون» در برادوى از بين رفت و مشخص شد كه گرايش انفرادى سياسى او سالهاست كه در عرصه جهانى وجود ندارد. على رغم اين آمار نه چندان اميدوار كننده، اونو هميشه نظارت بر دارايى هاى لنون داشته و از علاقه مندان موسيقى او حمايت كرده و به تازگى اعلام كرد كه موسيقى انفرادى لنون در برخى از سايت هاى اينترنتى در دسترس خواهد بود. اين تصميم زمانى ارزشمندتر مى شود كه بدانيم بيتلز و اونو هنوز شركت آى تيونز (Itunes) را به دليل مشكلات لوگو مشابه با شركت اپل تحريم كرده اند.
ولى همه علاقه مندان لنون نسبت به اونو مهربان نيستند. بيل هرى مؤسس روزنامه مرسى بيت (Mere cy Beat) ليورپول در سال ۱۹۶۱ و از دوستان لنون مى گويد، اونو با هر كس كه جان قبل از ازدواجش رفاقت داشت، نمى خواست رابطه اى داشته باشد و اين باعث شد كه دو دوره در زندگى لنون وجود داشته باشد. دوره قبل از يوكو اونو و دوره بعد از يوكو اونو و به عقيده من تحت تأثير اين قضيه، كليه كارهاى او پس از بيتلز _ به جز يكى دو استثنا- مزخرف است.
انعكاس اين مسأله را مى توان در حرفهاى يوكو اونو هم مشاهده كرد. او از كارهاى انفرادى همسرش با هيجان ياد مى كند ولى در مورد دوران حضور لنون در بيتلز با لذت حرف نمى زند. «يك شب از خواب بيدار شدم و ديدم كه او گريه مى كند. از او پرسيدم چرا گريه مى كنى جان؟ او گفت: «اگر من قبل از تو بميرم، اين دلال هاى لعنتى به سراغ تو مى آيند و كارى مى كنند كه تو و شون در خيابان زندگى كنيد!»
در نيمه شب ۹ دسامبر ۱۹۸۰ تقريباً يك ساعت پس از مرگ لنون حدود ۵ هزار نفر در بيرون داكوتا جمع شدند و من در حالى كه در آپارتمانم نشسته بودم، برنامه هاى خبرى را تماشا مى كردم و جمعيت در بيرون ساختمان اشعار آهنگهاى «تصور كن» و «شانسى به صلح بدهيد» را مى خواندند. شنيدن اشعار او در خيابان برايم خيلى سخت بود. روز بعد سيل كارت ها، هدايا و گل و البته چند تهديد به مرگ به سوى او سرازير شد و يك عابر سود جو كه چند عكس از جسد لنون گرفته بود، آنها را به مبلغ ده هزار دلار به خبرگزاريها فروخت.
روز پس از مرگ جان لنون، جوليان لنون (دختر لنون از همسر اولش سين ثيا) به نيويورك آمد. مادرش مى گويد: اگر به من بود، به او اجازه پرواز به نيويورك را نمى دادم چون مى دانستم كه آنجا با كابوسى تمام عيار مواجه مى شود. اما او پدرش را دوست داشت و مى خواست نزديك پدرش باشد.
گلن گلاس استاد موسيقى دانشگاه اينديا نا مى گويد: در زمان مرگ لنون اكثر تحليل گران معتقد بودند بيتلز بزودى از ذهن همه فراموش مى شود.
فيلم سروان پپر فاجعه محض بود ولى مرگ جان همه را شوكه كرد و ارزش بيتلز را به آنها يادآورى كرد.
آلبوم «فانتزى دوگانه» لنون كه يك ماه قبل از مرگش عرضه شد با نقدهاى ضد و نقيضى مواجه شد و در جدول پرفروش ترين آلبومهاى هفته در مكان بيست و چهارم جاى گرفت. اما پس از مرگش تك آهنگ «آغاز مجدد» در مكان اول قرار گرفت و آلبوم «فانتزى دوگانه» جايزه گرمى (Grammy) بهترين آلبوم سال را دريافت كرد. روابط پدر و پسر حتى بر اين گزارش هم تأثير گذاشت و شون لنون حاضر به گفت وگو براى اين مقاله نشد چون هنوز براى او مشكل است كه خود را از زير سايه نام پدرش بيرون ببرد و سيرى متفاوت در زندگى هنرى اش داشته باشد.
ولى شون ده سال پيش در يك گفت وگوى منحصر به فرد در داكوتا از كودكى اش گفت و تأكيد كرد كه چقدر سعى داشته تا بر وحشت ناشى از اين واقعه فائق آيد. من هميشه مى ترسيدم كه يك نفر هم پيدا شود و مادرم را ترور كند. گرچه در نيويورك همه از هدف گلوله قرار گرفتن مى ترسند! مادرم هميشه دوست داشته من آدم مشهورى باشم ولى خود من دليل اين قضيه را نمى دانم. شايد به اين خاطر بوده كه مى ترسيده من پس از مرگ او يك بچه يتيم معمولى باشم ولى در صورت مشهور بودن همه دنيا و يا لااقل علاقه مندان لنون مرا دوست مى دارند و گنجينه هنرى لنون از ياد نمى رود.
اختلافات جوليان با اونو براثر حوادث مختلفى كه در سالهاى گذشته رخ داد، هر از چندگاهى در رسانه ها منعكس شده است. در سال ۱۹۹۶ جوليان ارثيه اى چندين ميليون دلارى دريافت كرد ولى حاضر نشد تا با اونو در اين زمينه ديدارى داشته باشد. در سال ۱۹۹۸ جوليان آلبومى را كه براى ۷ سال روى آن كار كرده بود منتشر كرد. وى ناگهان متوجه شد كه اولين آلبوم شون نيز در همين روز عرضه مى شود. او گفته هاى مادرش را مبنى بر دخالت مستقيم اونو در اين قضيه پذيرفت ولى خود اونو به شدت اين موضوع را تكذيب كرد. ولى اين قضيه تمايل هر دو پسر را براى ارائه آلبومى ديگر از بين برد اما مادران آنها تأكيد مى كنند كه پسرانشان براى آلبوم ديگرى كار مى كنند.
به هرحال شايد اين سرانجام مردى باشد كه اهميت آثار و ترانه هايش تا بدانجا پيش رفت كه دولت آمريكا و انگليس، پس از واقعه يازدهم سپتامبر پخش آهنگ صلح آميز «تصوركن» را به دليل ترس از تلطيف فضاى جنگ طلبانه آن زمان ممنوع كردند.