ترجمه: چنگيز محمودزاده
رامبراند نقاش معروف هلندى اين روزها به مناسبت چهارصدمين سال تولدش در مركز توجه مجامع هنرى اروپا قرار دارد. رامبراند ون ريجن روز ۱۵ جولاى (۲۴ تير) سال ۱۶۰۶ در ليدن به دنيا آمد. محل زندگى خانواده او در كنار ديوارهاى شهر و در جايى بود كه منظره اى از رودخانه ديده مى شد. خانواده رامبراند از جايگاه اجتماعى مناسبى برخوردار بودند و او كه جوان ترين فرزند اين خانواده ۱۲ نفره محسوب مى شد بنا بر نظر والدينش وارد مدرسه شد تا به دانشگاه راه پيدا كند. رامبراند جوان به مدرسه لاتين «لوخورسترات» رفت كه تمام دروس و امتحان هاى آنها به زبان لاتين بود و حتى محصلان مى بايست به اين زبان با هم صحبت كنند.
رامبراند در سن ۱۴ سالگى به دانشگاه ليدن وارد شد. او و ديگر همكلاسى هايش تا ۱۷ سالگى عملاً وارد دانشگاه نمى شدند و به گذراندن دوره هاى مقدماتى مى پرداختند. اما با شركت در آن كلاس ها از رفتن به خدمت ارتش معاف مى شدند.
رامبراند هيچ علاقه اى به تحصيل علوم مرسوم در زمان خود نداشت و بالاخره توانست پدر خود را راضى كند كه مى خواهد نقاش شود، يك نقاش تابلوهاى تاريخى. يعنى درست همان چيزى كه در آن زمان، نقطه اوج هنر يك نقاش محسوب مى شد. پدر رامبراند هم به او اجازه داد تا به كلاس هاى «ياكوب وان سواننبورگ» برود. نقاشى كه در آن زمان به دليل تحصيل در نقاشى در ايتاليا، اسم و رسمى براى خود به دست آورده و كارگاهى در ليدن تأسيس كرده بود. سواننبورگ هم تابلوهاى تاريخى نقاشى مى كرد و رامبراند در سال ۱۶۲۱ به كارگاه او راه يافت.
سه سال به همين ترتيب و در كارگاه شهر ليدن سپرى شد و هنرمند جوان، پشتكار و استعداد بسيارى در كار نقاشى از خود نشان داد. به همين دليل پدرش به اين نتيجه رسيد كه براى پيشرفت بيشتر بهتر است راهى آمستردام شود. او در آمستردام به كلاس هاى پيترلاستمن (۱۶۳۳-۱۵۸۳) رفت.
لاستمن هم در ايتاليا نقاشى را ياد گرفته بود اما تبحر او در كشيدن داستان هاى انجيل، اسطوره ها و رويدادهاى تاريخى بود. رامبراند فقط شش ماه نزد اين استاد بود اما تأثير نگاه لاستمن در بيشتر آثار او هويدا است و بيشتر در تركيب بندى نقاشى هاى اين هنرمند ديده مى شود.
پس از آن شش ماه، نقاش جوان دوباره به ليدن و نزد خانواده اش بازگشت. در همان جا يك كارگاه مستقل كوچك را به راه انداخت. «يان ليئونس» (۱۶۷۴-۱۶۰۷) دوست نقاش رامبراند هم در اين كارگاه با او كار مى كرد و در همان محل بود كه اولين تابلوهاى نقاشى تاريخى اين هنرمند خلق شدند.
اين دو هنرمند جوان با كارگاه كوچك خود به سرعت به شهرت رسيدند. حدود سال ۱۶۲۸ بود كه آثار آنها توجه كنستانتين هايجنس، معاون شاهزاده اورنج را به خود جلب كرد.
در ماه فوريه همان سال اولين شاگرد رامبراند به كارگاه وارد شد كه جرارد دو نام داشت و پس از آن نيز ايزاك جودرويل به عنوان شاگرد به كارگاه نقاش راه يافت. هر دو آنها تا سال ۱۶۳۱ در كنار رامبراند باقى ماندند.
او در سال ۱۶۳۱ يكبار ديگر به آمستردام رفت و تلاش كرد با خلق نقاشى هاى پرتره در زمان خود به شهرت برسد. اما در همان زمان چند اثر تاريخى و اسطوره اى نيز خلق كرد كه عبارت بودند از «قربانى كردن ايزاك» و «دانى».
شهرت او به عنوان يك نقاش روز به روز در حال افزايش بود و پيشنهادهاى بسيارى براى كار، بويژه خلق پرتره دريافت مى كرد.
در همين دوران بود كه كارگاه نقاشى او از هنرجويان بسيارى پر شد. جنجال هايى كه امسال بر سر پرتره هاى رامبراند برپا شد به آثار همين دوره او بازمى گردد. بسيارى از پرتره هايى كه تاكنون به عنوان شاهكارهاى نقاشى خود او محسوب مى شدند، مشخص شد كه آثار شاگردان او هستند.
رامبراند با وجود آن كه از سال هاى ۱۶۳۰ به بعد ثروت بسيارى به دست آورد اما به دليل ولخرجى هايى كه مى كرد در اواخر عمر در وضعيت مالى خوبى به سر نمى برد. در دهه ۱۶۴۰ پس از مرگ همسرش شرايط زندگى او تغيير كرد و آثار او با غم و اندوه همراه شدند.در سال ۱۶۶۸ نيز تنها پسر او درگذشت و يكسال پس از آن زندگى رامبراند به پايان رسيد.
رامبراند به غير از اهميتى كه در تاريخ هنر جهان دارد در تاريخ نقاشى معاصر ايران هم چهره مهمى محسوب مى شود. چرا كه كمال الملك به عنوان اولين نقاشى كه شيوه هاى نقاشى غربى را به ايران آورد، شيفته آثار او بود.
رامبراند اولين نقاشى بود كه كمال الملك را به خود جلب كرد. شايد اثر خودى و عميق كارهاى اين نقاشى هلندى بر هنرمندى كه از شرق زمين مى آمد به دليل بوى آشنايى بود كه از بسيارى از آثار او استشمام مى شد. رامبراند كه خود توجه زيادى به هنر تصويرى شرق داشت، مجموعه نفيسى از آثار مينياتور ايران جمع كرده بود و با الهام از آن آثار، تصاوير فراوانى براى انجيل خلق كرد.
كمال الملك مى گفت: «در تابلوهاى رامبراند و تى سين نيرو، روح و هنر وجود دارد.» به دليل همين نگاه بود كه او كپيه بردارى از روى آثار رامبراند را آغاز كرد و تابلوهاى «چهره هنرمند»، «يونس» و «سن ماتيو» را بازآفرينى كرد.
از چندى پيش به مناسبت چهارصدمين سالگرد تولد اين هنرمند، نمايشگاه هاى متعددى، فضاى خود را به آثار او اختصاص داده اند. فرانسه، سوئيس و هلند از جمله كشورهايى هستند كه هم اكنون بيش از ۵۰۰ اثر اين هنرمند را به نمايش گذاشته اند. دو شهر ليدن و آمستردام در هلند نيز رقابتى جدى براى نمايش آثار ناشناخته اين هنرمند را از حدود دو هفته پيش آغاز كرده اند.