شنبه ۱۷ دى ۱۳۸۴ -
Sat, Jan 7, 2006
فرهنگ و هنر
۳۳۶۲
sLogo.gif

> جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
نگاهى به طرح آموزش كتابفروشان
آخرين حلقه اتصال
243360.jpg
سارا جمال آبادى
وارد كتابخانه مى شويم قفسه هاى بلند از كتاب هايى كه سكوت كرده اند كتابهاى فلسفه، شعر جديد، قديم، رمان هاى كلاسيك، داستان هاى كوتاه، نقدهاى ادبى، كتابهاى سينمايى، سياسى، هنرهاى تجسمى، اسم هاى نا آشنا و آشنايى كه اهميتى ندارند چرا كه هم اسم كتاب را مى دانيم و هم عنوان مترجم و سال نشر كه روى برگه يادداشت نوشته شده اند نيم نگاهى به قفسه ها مى اندازيم ومى رويم پاى صندوق پرداخت پول و خريد تمام مى شود. در كتابخانه قفسه هاى بلند كتاب همهمه مى كنند . هر كدام حرفى براى گفتن دارند، زمزمه ها بلند مى شود احساس مى كنيم قفسه هاى سنگين روى سرمان بر مى گردند گيج و منگ شده ايم رمان مى خواستيم، شعر، تاريخ، دستى به شناسنامه بالاى قفسه ها اشاره مى كند. رمان هاى ايرانى، خارجى، جديد و قديمى و تنها شناسنامه هاى كوچكى كه توان راضى كردن مشترى براى خريد كتاب راندارند. در انتهاى تمام قفسه ها و كتاب ها سايه كتابفروش است كه بر سر مشترى مى افتد ببخشيد اين كتاب درباره چيست؟!
* سبد كتاب
سبد خريد خانواده ها از كتاب خالى است.
جمله بالا سال ها و سال ها است گفته ، شنيده، نوشته و خوانده مى شود اما هنوز هم سبد خريد خانواده ها نشانى از كتاب ندارد و اين معضل مهم در كشورى كه جمعيت پر انرژى و جوان اكثريت قريب به اتفاق آن را تشكيل مى دهد باعث شكل گيرى چالشى هر روزه شده است.چالشى براى يافتن - تنها يافتن راه حل - اما مشكلات و معضلات عرصه نشر و پخش و توزيع تا حدى بزرگ هستند كه عملى شدن اين راه حل ها را غيرممكن مى سازد. عواملى چون در دسترس نبودن و از اين مهمتر معضل اقتصادى كه بسيارى از كتابخوانان را تا حدودى به بن بست هايى با كتاب هاى محدود مى كشد اما در كنار تمام اين مشكلات هر از چند گاهى چراغ راه حل هايى هم روشن مى شود. راههايى چون توزيع كتاب با قيمت مناسب، زنگ كتابخوانى در مدارس، هفته كتاب، نمايشگاه كتاب و جزء يكى از آخرين راه هاى پيشنهادى در اين چند وقت اخير تبليغ كتاب چون ديگر كالاها در شبكه هاى تلويزيونى است و به همه اين راههاى رفته ونرفته حدود يك ماهى است كه اتحاديه ناشران و كتابفروشان طرحى را اضافه كرده است؛ طرح آموزش كتابفروشان و شاغلان در فروشگاههاى كتاب.
مقدمات اين طرح سال ۱۳۸۰ در سمينارى در نمايشگاه بين المللى كتاب تهران مطرح شد و اتحاديه ناشران وكتابفروشان مسؤول پيگيرى اين طرح شد.
در اطلاعيه اتحاديه ناشران دوره هاى آموزشى شامل برقرارى ارتباط با مشترى، اطلاع رسانى، رايانه و كتابدارى اعلام شده است.
اما اهميت و لزوم اين طرح كجاست؟ مراجعان به كتابفروشى ها را مى توان به دو گروه تقسيم كرد.
۱ ـ گروهى كه با آگاهى كامل از كتابى كه مى خواهند واردكتابفروشى مى شوند و ۲ - گروهى كه تنها با در ذهن داشتن يك موضوع و قصد خريد كتاب به اين سمت مى آيند. گروه اول كه اكثراً اطلاع جامعى از كتاب - آموزشى، غيرآموزشى - خود دارند اصولاً رابطه كمترى باكتابفروشى پيدا مى كنند و كتابفروش تنها با راهنمايى درباره مكان كتاب مى تواند نياز مراجع را برطرف كند اما در رابطه با گروه دوم - گروهى كه بدون داشتن هيچ چارچوب اطلاعاتى خاصى از كتاب وارد كتابفروشى مى شوند - است كه نقش كتابفروش اهميت پيدا مى كند.
در بسيارى از موارد با وارد شدن به فروشگاههاى پوشاك (مثال واضح) از طرف فروشنده ها محاط شده ايم و در معرض بمباران اطلاعاتى از مدل هاى جديد قرا گرفته ايم و حتى خواسته هايى در ما به وجود آمده است كه شايد اصلاً وجود نداشته اند و در همين لحظه توليد و يا حتى كشف شده اند. اما اين اتفاق تا چه اندازه در مراكز فرهنگى چون كتابفروشى ها براى ما مى افتد. بسيارى از وقت ها بدون هيچ انگيزه اى وارد كتابفروشى شده ايم به قفسه هاى گوناگون كتاب نگاهى انداخته ايم و بدون اينكه حتى كتابى را ورق بزنيم از اين محل دور شده ايم وتنها سكوت ميان ما، قفسه هاى كتاب و كتابفروش جريان داشته است و كتابفروش هم هيچ قدمى براى نزديك شدن به ما، شناخت نياز ما - كه حتماً وجود داشته وگرنه حتى ناخواسته وارد اين محيط نمى شديم - برنداشته است. عدم حضور كتابفروش در بسيارى موارد به علت كمبود اطلاعات اين افراد درباره كتاب ها است و در بسيارى موارد ديگر عدم شناخت وظايف اين شغل كه در جاى خود بسيار مهم محسوب مى شود، آن قدر مهم است كه مى تواند در بسيارى موارد ضعف هاى روند انتشار و توزيع را ـ البته تا حدى ـ بپوشاند. آن هم با شناخت مخاطب، ارائه كتاب و حتى جذب كردن افراد به كتابخوانى با معرفى كتاب مناسب شرايط حال آنها! و با در نظر گرفتن تمام اين موارد گفته شده است كه نقش كتابفروش - كه حتى بسيارى از ما در ذهنمان تصويرى از او نداريم - اهميت پيدا مى كند.
* آغاز طرح
رضا يكرنگيان مدير نشر خجسته و از مسؤولان آموزش اتحاديه كه خود از بنيانگذاران اين طرح است درباره برنامه هاى در نظر گرفته براى آموزش كتابفروشان مى گويد؛ دوره آموزش كتابفروشان در ادامه كلاس هايى بود كه اتحاديه با عناوين ويراستارى، نسخه پردازى و... برگزار كرد.
يكرنگيان اين طرح را شامل دو بخش آموزش كتابفروش و طراحى فروشگاه كتاب مى داند و ادامه مى دهد: طراحى يك كتابفروشى هم مى تواند به صورتى باشد كه بانظم وترتيبى كه دارد باعث جلب مشترى به داخل مغاز شود و اين اولين گام در ترغيب مراجعان براى خريد كتاب است. يكرنگيان مى گويد اتحاديه براى اجراى اين طرح با طراحان بزرگى چون مرحوم مميز صحبت هايى داشته است كه اتفاقاً با نظر بسيار مساعد ايشان روبرو شده بود اما به هر حال اين گفت وگو ناتمام ماند و اما در اين مورد با ابراهيم حقيقى هم صحبت هايى داشته ايم.
مسؤول آموزش اتحاديه كتابفروشان درباره اهميت آموزش افراد شاغل در اين بخش مى گويد: در كشورهاى پيشرفته قصاب، صاحب سوپرماركت و صاحبان همه مشاغل قبل از وارد شدن به اين حرفه آموزش هايى را مى بينند و حالا در اين فضا فكر مى كنيد اهميت آموزش كتابفروش چه ميزان مورد توجه است.
يكرنگيان مى گويد: ما براى رونق دادن به بازارنشر خود احتياج به افرادى داريم كه بتوانند مخاطب را جذب كنند و در صورت لزوم اطلاعات كافى را در اختيارشان بگذارند.
با كتابفروشان
محمد امين مدير نشر پنجره با مثبت خواندن اين طرح مى گويد: اگر كتابفروش اطلاعات درست داشته باشد مى تواند با معرفى يك كتاب و جلب رضايت مشترى اطمينان او را جلب كند و باعث ادامه روند كتابخوانى در او شود.
يكى از كتابفروشان نزديك به دانشگاه تهران كه سال هاست در اين حرفه فعاليت دارد مى گويد: مغازه من ويترين خاصى ندارد حتى كتاب ها خيلى نامرتب چيده شده اند به طوريكه هر شاگردى كه براى كمك بياورم نمى تواند كارى از پيش ببرد اما من حدود ۹۹ درصد كتاب هايم را مى شناسم و جداى از اين مى توانم خواسته ۱۰۰ درصد مخاطب را تشخيص بدهم وبا وجود اين خصوصيت است كه در تمام اين سال ها توانسته ام فعاليت كنم.
اين فروشنده ۶۷ ساله درباره چگونگى شناخت مخاطب خود مى گويد: پرسيدن از آخرين كتابى كه خوانده اند و مورد توجه شان بوده است و بالعكس، ميزان تحصيلات سن و سال مى تواند در شناخت مشترى بسيار مؤثر باشد.
مدير نشر پنجره هم شناخت سليقه يك مشترى را از موارد بسيار مهم در اين كار مى داند و مى گويد: اگر بتوانيم نياز مشترى را شناسايى كنيم و كتاب هاى مورد علاقه را در اختيار او قرار دهيم و مثل بقيه موارد اطمينان او را نسبت به درك كردن چيزى كه مى خواهد جلب كنيم. در گام بعدى است كه مى توان يك محصول جديد را هم به او معرفى كرد و او را در شناخت و خواندن كتاب هاى ديگر هم راهنمايى كرد وترديد او را در انتخاب كتاب هاى ديگر از بين برد.
اما به گفته يكى ديگر از كتابفروشان، بسيارى از افراد شاغل در كتابفروشى ها افرادى هستند كه با قفسه بندى كتاب ها استفاده از رايانه مسؤوليت معرفى كتاب را از دوش خود برداشته اند و حتى اگر اطلاعاتى را هم ارائه مى دهند صرفاً مربوط به شناسنامه پشت جلد كتاب ها است كه بدون حضور كتابفروش هم مى توان به آنها دست يافت.
اما به گفته يكى از كتابفروشانى كه به تازگى به اين شغل مشغول شده است شناخت مشترى امروز بسيار راحت است چرا كه مشتريان كتابفروشى ها بسيار تيپيك هستند عده اى كه كتابخوانان حرفه اى هستند دنبال كتاب هاى جديدى هستند كه چاپ شده است. اين افراد بسيارى از نويسنده ها ومترجم ها را مى شناسند وعده بسيار زيادى هم دانشجويانى هستند كه با شناخت نام نويسنده و مترجم كتاب مورد نياز خود را انتخاب مى كنند.
اين كتابفروش ۲۷ ساله مى گويد: اما جدا از اين گروه خوانندگانى دراين ۲ ۳، سال اخير به خيل كتابخوان ها اضافه شده اند كه دنبال كتاب هاى روانشناسى با زبان ساده هستند. كتاب هايى چون چگونه اعتماد به نفس داشته باشيم، راههاى حل مشكلات خانوادگى و... كه ارتباط برقرار كردن بااين گروه هم بسيار ساده است چون به اندازه اى ناتوان و گنگ از موضوع در ذهن خود صحبت مى كنند كه باشنيدن چند جمله مى توان كتاب مورد علاقه را در اختيارشان قرار داد.
اما يكى از فروشندگان غرفه شهر كتاب با عنوان اينكه ۹۰ درصد از افرادى كه در كتابفروشى ها مشغول به كار هستند ديپلم ندارند مى گويد: اين در حالى است كه نمى توان از افرادى كه مدارك بالاى تحصيلى دارند هم انتظار قرار گرفتن در جايگاه كتابفروش را داشت و ادامه مى دهد: فكر نمى كنم با ۶ ، ۷ ماه آموزش - حتى يكسال - بتوان كتابفروش تربيت كرد اما مى توان با آموزش، نحوه چيدمان كتاب، نحوه درست استفاده از فهرست بندى كتاب ها وآموزش برخورد درست با مشترى در اين مدت به رونق يافتن وكيفيت اين كار كمك كرد.
محمد امين كتابفروش و مسؤول نشر پنجره هم به نقش محيط فرهنگى كتابفروشى در آموزش كتابفروش اشاره اى دارد و مى گويد: اگر مديريت كتابفروشى به شخص كتابفروش به عنوان يك پادو يا يك فروشنده صرف نگاه نكند و محيطى فرهنگى كه فراهم آوردمى توان از يك شخص عادى يك كتابفروش خوب ساخت واين هم در صورتى امكان پذير است كه فرد علاقه درونى نسبت به كار داشته باشد و در غير اين صورت احساس غريبگى كه در فرد ايجاد مى شود خود به خود فرد را از اين محيط طرد مى كند. يكرنگيان ازبانيان طرح آموزش كتابفروشى هم ضمن تأييد اينكه علاقه درونى يكى از مهمترين عامل هاى پيشرفت يك كتابفروش است اظهار داشت:
با همه اين تفاسير آموزش ودريافت آموزش هاى در نظر گرفته تماماً به زوق و علاقه درونى فرد بستگى دارد. در ميان اين گروه مى توان افرادى را پيدا كرد كه تنها از سر ناچارى به اين شغل روى آورده اند اما عده اى از شدت علاقه وارد اين عرصه شده اند و كتاب هاى بسيارى را مطالعه كرده اند و توانسته اند مخاطب را در انتخاب اثر راهنمايى كنند.
مدير نشر باغ هم باتأييد نقش كتابفروش در رشد فرهنگ كتابخوانى مى گويد: كتابفروش در كشورهاى پيشرفته يك كتابخوان حرفه اى است كه با كتاب هاى بسيارى در ارتباط است و جدا از محيط كتابخانه هاى بزرگ كه همه چيز در آن ها كامپيوترى شده است كتابفروش متخصص هم در اين فضا حضور دارد و ارتباط نهايى را بين خريدار و توليد كننده برقرار مى كند.
جمشيد كاراگاهى اما نقش مؤثر كتابفروش را در ادامه روندى مى داند كه مشكلات قسمت توليد و پخش آن هم تا حدودى مرتفع شده باشد وكتابفروش كه بيشترين انرژى رامى گذارد با كمترين سود وحتى شكست مواجه نشود.
يكى ديگر از كتابفروشان هم با عنوان اينكه ۲۰ سال است در بخش هاى مختلف روند توليدكتاب فعاليت دارد مى گويد: براى بالا بردن فرهنگ كتابخوانى هر قدمى كه برداشته شود شايسته تقدير است اما تا زمانى كه نابسامانى هاى عرصه توليد و پخش وجود دارد كتابفروش نمى تواند كارى را از پيش ببرد. زمانيكه با توجه به نياز مخاطب كتاب توليد و با كيفيت مطلوب عرضه شد راحت تر مى توان به موقعيت و نقش كتابفروش پرداخت.
سنت كتابفروشى
در سال هاى ۴۰ و ۵۰ كتابفروشى شغلى با شكل سنتى به حساب مى آمد كه در آن فرد كتابفروش و صاحب مغازه خود اهل كتاب و شايد به زبان امروز يك كتابخوان حرفه اى بود و كتاب ها و مشترى خود را كاملاً مى شناخت وبا سلايق و علايق افراد مختلف آشنا بود. اما با توجه به عوض شدن فضاى فرهنگى جامعه، گستردگى علوم و به تبع آن كتاب ها، نويسنده و مترجم هاى متفاوت و همچنين سلايق بسيار متفاوت مخاطبان نمى توان اين انتظار را از كتابفروش امروز داشت و اين انتظار كه اين طرح براى آموزش كتابفروشان در مدتى محدود مؤثر باشد غيرممكن است. كتابفروش نمى تواند بار معرفى يك كتاب را به تنهايى به دوش بكشد اما با تمام اين مسائل نبايد از نقش اين فرد به عنوان آخرين حلقه اتصال عرصه كتاب و جامعه چشم پوشى كرد و با نگاهى دقيق و با در نظر گرفتن تمام مشكلات فرمول هاى كارى مناسبى را در اختيار كتابفروشان قرار داد و از ميان جمعيت كتابفروشى كه حضور دارند افرادى را تربيت كرد كه نه تنها كتاب مورد جست وجوى مشترى را در سبد خريد او مى گذارد كه كتاب جديدى را هم نه به او تحميل كه معرفى مى كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |