|
به ياد توشى هيكو ايزوتسو _ اسلام شناس برجسته ژاپنى
گفت وگوى فراتاريخى ميان آيين ها
|
|
|
محمدرضا مسعودى هفتم ژانويه (۱۷ دى ماه) سالگرد درگذشت توشى هيكو ايزوتسو، اسلام شناس و مترجم قرآن به زبان ژاپنى، و از مهمترين پژوهشگران مطالعات اسلامى در عصر حاضر است. او آثار بسيارى از خود در زمينه هاى عرفان، تصوف، قرآن پژوهى، فلسفه و حكمت به جاى گذاشته است. توشى هيكو ايزوتسو در چهارم مه سال ۱۹۱۴ميلادى در شهر توكيو ديده به جهان گشود. در سال ۱۹۶۰ دكترى خود را در رشته ادبيات دريافت كرد. وى پس از تكميل تحصيلات آكادميك در ژاپن ، مدتى در دانشگاه كيو به تدريس مشغول شد و در اين ايام، زبان عربى را فراگرفت . ايزوتسو در ۲۶ سالگى كتابى به زبان ژاپنى با نام «تاريخ انديشه عربى » و پس از آن كتابى ديگر درباره فلسفه و عرفان ، با تأكيد بر فلسفه نوافلاطونى و عرفان يونانى در ۳۴ سالگى تأليف كرد و نيز كتابى در همين دوران درباره حضرت محمد (ص ) به زبان ژاپنى نوشت . علاقه فراوان ايزوتسو به قرآن كريم سبب شد كه وى براى اولين بار قرآن را به زبان ژاپنى ترجمه كند. اين اثر كه در نوع خود بى نظير است در سه مجلد و طى سال هاى ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۸ تكميل شد. ايزوتسو با توجه به تسلط بر مفاهيم قرآنى، به مطالعه ادبيات عرب دوره جاهلى پرداخت تا كلمات بنيادى و اساسى قرآن را در آنها ريشه يابى نموده و تحول و دگرگونى هايى كه در آنها پديد آمده را مشخص كند و درعين حال با نظرات و تبيين هاى دانشمندان اسلامى درباره آن مضامين و مفاهيم آشنا شود. ثمره تمامى اين كوشش ها نشر كتاب هاى «مفاهيم اخلاقى و دينى در قرآن » ، «خدا و انسان در قرآن » و« مفهوم ايمان در كلام اسلامى » است . تبلور ژرف انديشى هاى ايزوتسو را مى توان در بررسى و ريشه شناسى برخى مفاهيم قرآنى به وضوح مشاهده كرد. وى با بررسى مفهوم باور يا ايمان در كلام اسلامى هدفى دوگانه را دنبال مى كند. از سويى ، توصيف مشروحى از جريان تاريخى را كه مفهوم ايمان از آن زاده شد، باليد و در ميان مسلمانان پرداختى نظرى يافت ، عرضه مى كند و از سوى ديگر در پى تحليل معنا شناختى دقيق از ايمان و ساير مفاهيم بنيادين وابسته به آن، همراه با شبكه هاى مفهومى است كه اين مفاهيم بنيادين در ميان خود پديد آورده اند. ايمان از لحاظ تاريخى نخستين و مهم ترين مفهوم كلامى در اسلام بود و در چند قرن نخستين فرهنگ اسلامى چندين مسأله بسيار مهم پديد آورد كه برخى از آنها براى امت اسلامى در حال رشد، بدون اغراق، مسائلى حياتى بود. ايزوتسو در سال ۱۹۶۱ به دعوت پروفسور ويلفرد كنتول اسميت، رئيس مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مك گيل، به كانادا رفت و به تدريس متون مهم اسلامى همچون «نجات ابن سينا» در فلسفه و «الاقتصاد فى الاعتقاد غزالى » در كلام و «فصوص الحكم ابن عربى » در عرفان پرداخت . دلباختگى و علاقه وافر ايزوتسو به عرفان و تصوف ابن عربى او را به مطالعه اى بين الاديانى، كه نظير آن در ميان اسلام و ساير اديان بسيار نادر است، واداشت . در پى آن ايزوتسو اثرى بين الاديانى تأليف كرد كه در سال هاى ۶۷-۱۹۶۶م در ژاپن تحت عنوان «يك مطالعه مقارنه اى درخصوص مفاهيم فلسفى در تصوف و تائوئيسم » با زيرعنوان «ابن عربى و لائوتزو- چوانگ تزو»، توسط مؤسسه مطالعات فرهنگى و زبان شناسى دانشگاه كيو و تحت سرپرستى پروفسور نوبوئيرو ماتسوموتو به چاپ رساند. ايزوتسو به خوبى آگاه است كه اسلام دينى با ابعاد متعدد است و مقايسه و مقارنه آن با ساير اديان تنها هنگامى ميسر است كه بتوان در اين ميان نوعى موازنه مفهومى و بنيادين برقرار كرد. از اين رو با توجه به بنيان باطن گراى تائوئيزم، مكتب ابن عربى را براى اين مقارنه بر مى گزيند. با اين حال يك نكته را بايد همواره در نظر داشت و آن، جايگاه ويژه مكتب ابن عربى در پژوهش ايزوتسو است . وى به دليل اهميتى كه براى افكار ابن عربى و رسوخ آنها در سير كلى انديشه صوفيانه قائل است، مكتب ابن عربى را با شجاعت نماينده سير اصلى تصوف دانسته است . همچنين تلاش ايزوتسو در بررسى تائوئيزم، به نوعى نزديك شدن به تصوف، عرفان اسلامى و مكتب ابن عربى است . درخصوص انتخاب مكتب ابن عربى به عنوان نماينده تصوف اسلامى در اين مطالعه مقارنه اى مى توان برخى نكات را مدنظر قرار داد: ۱- معرفى مذهب عشق به عنوان بنيادى ترين دين، ۲- اتحاد اديان ، ۳- نقش مهم تثليث در هستى، ۴- تأكيد بر رحمت واسعه الهى كه شامل حال مردمان در دنيا و آخرت مى شود. به هر حال، انگيزه غالب در بررسى هاى مقارنه اى ايزوتسو اشتياق به گشايش دورنماى جديدى در قلمرو فلسفه و عرفان است . نكته جالب توجهى كه ايزوتسو نيز به آن اشاره دارد، اين است كه هر دو جهان بينى ابن عربى و تائوئيزم بر دو محور استوارند: «حق » و «انسان كامل » كه نظامى جامع از انديشه وجودى در هر دو مورد حول اين دو قطب تطور يافته است . به اعتقاد ايزوتسو «اين امر به عنوان ساختار وجودى مختص تصوف و تائوئيسم نيست . تقابل حق و انسان كامل - به صورت هاى مختلف - به عنوان دو محور از يك جهان بينى، الگوى اساسى مشترك ميان بسيارى از گونه هاى عرفان است كه در عصرها و مكان هاى گوناگون به صورت وسيعى در جهان تطور يافته اند. در نظر گرفتن مقارنه اى مجموعه اى از نظام ها كه در الگوى عام با هم مشترك و در جزئيات با هم متفاوتند، چه در اصل و چه در شرايط تاريخى، به نظر مى رسد در زمينه سازى آنچه پروفسور هانرى كربن آن را به درستى ، ديالوگ فراتاريخى مى خواند بسيار ثمربخش و در وضعيت كنونى جهان به آن نياز است . اين ديالوگ و گفت وگوى فراتاريخى، ايزوتسو را به اين پيام باطنى سوق مى دهد كه اگر بتوان ميان دو سنت دور از يكديگر يعنى اسلام و تائوئيزم ، گفت وگو برقرار كرد، هر آينه برقرارى گفت وگو ميان سنت هاى متقارب نظير اسلام ، يهود و مسيحى كارى به مراتب سهل و ساده خواهد بود. ايزوتسو وضعيت فعلى جهانى را با نگاه تيزبين خود به وضوح دريافته است . او به اين موضوع پايبند است كه در هيچ برهه اى از تاريخ بشر، نياز براى تفاهم ميان ملت ها به اندازه عصر حاضر نبوده است، چرا كه تفاهم در سطوح مختلف زندگى تحقق يافتنى است . ايزوتسو يكى از بهترين سطوح براى مفاهمه را سطح فلسفى مى داند. «اين مشخصه سطح فلسفى است كه برخلاف سطوح ديگر اهتمام انسان - كه كم يا بيش به اوضاع و شرايط فعلى دنيا بستگى دارند- جايگاه مناسبى را به دست مى دهد يا آماده مى كند كه در آن تفاهم موردنظر به صورت گفت وگوى فراتاريخى تحقق پذير باشد. به اعتقاد من گفت وگوى فراتاريخى اگر روشمند انجام پذيرد سرانجام به صورت فلسفه اى ماندگار به كامل ترين مفهوم كلمه تبلور خواهد يافت . دليل آن است كه كشش فلسفى ضمير انسانى در همه عصرها، ملل و مكان ها در غايت و اساس يك چيز است ». ايزوتسو هنگامى كه در مؤسسه مطالعات اسلامى مك گيل بود با دكتر مهدى محقق، استاد فلسفه، آشنا شد و سبب اين آشنايى علاقه مندى ايزوتسو به عقايد شيعى و حكمت متعاليه ملاصدرا بود. اين دو با همكارى يكديگر متن عربى شرح منظومه سبزوارى، بخش الهيات بالمعنى الاعم ، را تصحيح كردند و ايزوتسو مقدمه اى تفصيلى به زبان انگليسى نوشت و ترجمه آن تحت عنوان «بنياد حكمت سبزوارى » به وسيله دكتر سيدجلال الدين مجتبوى ترجمه و منتشر شد. علاقه وافر ايزوتسو به فلسفه اسلامى باعث شد او «قبسات » ميرداماد و «معالم الاصول » حسن بن شهيدثانى را مورد مطالعه و تصحيح قرار دهد و حتى «مابعدالطبيعه » سبزوارى را به انگليسى ترجمه كند. پس از افتتاح شعبه مؤسسه مطالعات اسلامى دانشگاه مك گيل در تهران ، ايزوتسو با همكارى مهدى محقق، «سلسله دانش ايرانى » را بنياد نهادند. هدف از اين سلسله نشر و معرفى آثار دانشمندان شيعى و متفكران ايرانى است ، خاصه آنان كه تاكنون ناشناخته مانده اند. وى در مدتى كه در تهران بود با استادان مختلفى ديدار و مباحثاتى در زمينه فلسفه و عرفان داشت . طى همين ايام بود كه ايزوتسو در درس كفايه الاصول كه در محل مؤسسه به وسيله دكتر ابوالقاسم گرجى تدريس مى شد، شركت و كوشش مى كرد برخى از مباحث اصول فقه را با آنچه غربيان درباره الفاظ و دلالت آن بر معانى بحث كرده اند تطبيق دهد. از ديگر نكات زندگى علمى ايزوتسو مى توان به مراسمى كه در دانشگاه تهران برگزار شد، اشاره كرد. در اين مراسم توشى هيكو ايزوتسو و هانرى كربن دكتراى افتخارى دريافت كردند و ايزوتسو در جشن نامه هانرى كربن مقاله اى بسيار ارزشمند عرضه كرد كه پيرو همان مسائل بين الاديانى بود. ايزوتسو سال هاى پايانى عمر گرانقدرش را در ژاپن سپرى كرد. از مهم ترين آثار او در اين دوره مى توان به كتاب هاى «فرهنگ اسلامى »، «آگاهى و ماهيات » و «تلاوت قرآن » اشاره كرد. او همچنين مقالات «ابن عربى » و «اشراقيه » را در «دايرة المعارف دين » به سرپرستى ميرچا الياده تأليف كرد. پروفسور توشى هيكو ايزوتسو در حالى كه بيش از ۱۲۰ اثر علمى - پژوهشى اعم از تأليف ، ترجمه و مقاله از خود به جاى گذاشت، سرانجام هفتم ژانويه ۱۹۹۳م در شهر كاماكوراى ژاپن چشم از جهان فروبست . ايزوتسو از شهرتى بين المللى برخوردار بود و شايد در ميان اسلام شناسان معاصر يگانه فردى بود كه از مذاهب مسيحى، يهودى، هندويى، بودايى و مكتب هاى گوناگون فلسفى معاصر اطلاع و در فن مقايسه و تطبيق استادى و تبحر داشت . از اين رو بسيارى از مجامع علمى بين المللى او را به عضويت پذيرفته بودند و از او همه جا با احترام و تجليل ياد مى شد، از جمله : مؤسسه بين المللى فلسفه، (پاريس -فرانسه) ، مجمع بين المللى مطالعات فلسفى، (لون -بلژيك) ، مجمع كانادايى مطالعات تاريخ و فلسفه علوم، (مونترال - كانادا) و فرهنگستان زبان عرب، (قاهره - مصر). * * * دكتر غلامرضا اعوانى، رئيس انجمن حكمت و فلسفه ايران كه خود ساليانى را در حضور اين محقق بزرگ و سخت كوش گذرانده است، به پاره اى از سؤالات ما درخصوص ايزوتسو پاسخ داده است: * آقاى دكتر اعوانى شما حتماً ايزوتسو را به خوبى به ياد داريد. درباره نحوه آشنايى تان با ايزوتسو توضيح دهيد؟ - بله، مرحوم ايزوتسو را به خوبى به ياد دارم. ايشان را براى اولين بار در سال ۱۳۴۸ ديدم. توسط يكى از دوستانم كه به عرفان ابن عربى علاقه مند بود با ايشان آشنا شدم. آن دوست به من گفت كه يك استاد ژاپنى قرار است بزودى به ايران بيايد و فصوص ابن عربى را تدريس كند. گويا ايشان به دعوت و راهنمايى دكتر مهدى محقق كه زمانى در دانشگاه مك گيل كانادا در كرسى مطالعات اسلام شناسى تدريس مى كرد و با مرحوم ايزوتسو آشنا شد به ايران آمد. به هر حال آشنايى من با ايشان گسترده تر شد تا جايى كه در منزل ايشان به طور هفتگى درس فصوص را مى خوانديم. ايزوتسو از سال ۵۲ تا ۵۷ به طور مرتب و رسمى در همين انجمن فلسفه به تدريس مشغول شد. * معمولاً ايزوتسو چه مطالبى را تدريس مى كردند؟ - پروفسور ايزوتسو از يك شور و حال خاصى برخوردار بود و به محافل علمى ما غناى خاصى بخشيد. وى نبوغ و استعداد شگفت انگيزى در تدريس فصوص ابن عربى داشت به طورى كه شايد تا كنون چنين موردى را نديده باشم. آثار ديگر مانند اشارت ابن سينا و فلسفه چين و ذن و بوديسم را نيز تدريس مى كرد. ايزوتسو كتاب «ذن و بوديسم» را نيز در همان زمان تأليف كرد كه يكى از كتاب هاى مرجع درباره اين نوع تفكر است. البته من به همراه دكتر پورجوادى نزد ايشان يونانى را نيز آموختيم. اگر چه اين نكته را هم مى توانم بگويم كه خاطره اى نيز هست كه من به همراه ايشان شرح قطب الدين شيرازى بر اشارات و شرحى نيز از شهرزورى را تهيه كرديم و مشغول تصحيح شديم كه اين ماجرا با انقلاب ايران مصادف شد و ايزوتسو از ايران رفت. * ايزوتسو در پژوهش در عرصه متون عرفانى چه شيوه اى داشت؟ - مرحوم ايزوتسو از شيوه عرفان پژوهى خاصى برخوردار بودند و من معتقدم اين شيوه به خاطر گستردگى دانش و آگاهى است كه ايشان از نظام هاى عرفانى مختلف شرقى داشت. ايزوتسو به خوبى عرفان ژاپنى، چينى و اسلامى را مى دانست. ايشان حتى كتابى تأليف كرد كه در اين كتاب عرفان ابن عربى را با حكيم و عارف بزرگ چينى، لائوتسه تطبيق كردكه انصافاً كتاب نمونه اى است و به زبان فارسى هم ترجمه شده است. ايزوتسو نه تنها بر افكار ابن عربى تسلط داشت بلكه در افكار حكماى شرقى نيز تبحر پيدا كرده بود . ايزوتسو در زمانى كه در ايران مشغول مطالعه و تحقيق بود قصد داشت فلسفه چينى را تدريس كند حتى از ژاپن تقاضا كرده بود كه حدود دو هزار كتاب درباره فلسفه چينى براى ايشان ارسال شود. وى با مطالعه عميقى به تطبيق مبادى عرفان نظرى اسلامى و چينى مشغول بود. بايد گفت كه ايزوتسو از موهبت خاصى نيز برخوردار بود و آن اينكه به زبان هاى مهم شرقى كه در حدود ۱۷ زبان بود تسلط داشت. ايشان در مدرسه مطالعات شرقى لندن ترجمه پاتانجلى فارابى را با تطبيق آن به متن اصلى سانسكريت تدريس مى كرد. * ايزوتسو از شيوه اى در پژوهشهاى عرفانى استفاده مى كرد كه مى توان به آن معنى شناسى گفت . نظر شما چيست؟ - دقيقاً همين طوراست. ايزوتسو با تأكيد و تبحرى كه بر متون داشتند يك نوع روش معنى شناختى ويژه اى داشت. ايزوتسو مى گويد اگر ما بخواهيم دو فيلسوف و عارف را تطبيق كنيم بايد يك مبنايى بيابيم. ممكن است اين دو به يك مكتب تعلق داشته باشند و يا متعلق به يك مكتب از دو فرهنگ متمايز باشند. مثلا ارسطو را با ابن سينا مقايسه كنيم. گاهى ممكن است فيلسوفى به يك مكتب تعلق نداشته باشد اما به يك تمدن تعلق داشته باشد. اما مسأله دشوار اين است كه دو متفكرى كه ايشان انتخاب كرد نه به يك مكتب نه به يك فرهنگ و نه به يك تمدن تعلق داشت. ابن عربى و لائوتسه هيچ كدام با يكديگر شباهتى نداشتند اما ايشان مبنايى براى مقايسه پيدا كردند كه آن، معناشناختى است. در اين روش ايشان به الفاظ توجهى نداشت بلكه به معانى و حقايق متن توجه داشت. بحثى كه وى درباره وجود، انسان، عالم محسوس و عالم خيال، مطرح كردند از همين نوع و روش است. * ايزوتسو تسلط خاصى بر قرآن هم داشتند و اولين فردى بودند كه قرآن را به ژاپنى ترجمه كردند. - ترجمه قرآن به ژاپنى موهبتى بود كه خداوند به ايشان اعطا كرد. ايشان با قرآن بسيار مأنوس بود و در جوانى، قرآن را به ژاپنى ترجمه كرد، كه اهل فن مى گويند هنوز پس از گذشت شصت سال بهترين ترجمه از قرآن است. بعد از ترجمه قرآن و با توجه به اين كه ايشان به زبان شناسى علاقه خاصى داشت درصدد بحث و تفسير جديدى از قرآن بود. از آنجا كه قرآن كتاب معجزه در فصاحت و بلاغت است ايزوتسو را مسحور خود كرده بود كه از ديدگاه زبان شناسى قرآن را مورد بررسى قرار دهد. به همين دليل بود كه ايزوتسو جايزه اى از امپراتور ژاپن گرفت كه در طى سى سال گذشته به كسى داده نشده بود. همان زمانى كه در اينجا بودند فيه و مافيه مولانا و المشاعر ملاصدرا را ترجمه كرد. تاريخ فلسفه اسلامى به زبان ژاپنى نوشت. ايشان مدت طولانى نيز در بحث فقه هم مطالعاتى داشتند. همين طور ايشان مقدمه غنى بر شرح منظومه حاج ملاهادى سبزوارى نوشت كه يكى از جالب ترين بحث هاى تطبيقى وجود شناسى است. وى بحث وجود و ماهيت را از ديدگاه ملاهادى سبزوارى با كل فلسفه اسلامى و فلسفه غربى مقايسه كرده است. همچنين مقايساتى كه درباره انسان شناسى و قرآن شناسى داشت نيز در اين روش آموزنده است.
|