سه شنبه ۲۰ دى ۱۳۸۴ -
Tue, Jan 10, 2006
ديپلماتيك
۳۳۶۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
سفير عراق در تهران:
جامعه بزرگ شرق دايناسورها
دركنار لاك پشت ها
243738.jpg
اميرسعيد - الهى
كمى پس از برگزارى نشست فوق العاده سران سازمان كنفرانس اسلامى در غرب آسيا، سران كشورهاى شرق اين قاره نيز روز ۲۳ آذر ۸۴ در «كوالالامپور» (پايتخت مالزى) گرد هم آمدند تا سنگ بناى جامعه بزرگ شرق را پى نهند. اين نخستين گام در تشكيل سازمان بزرگى به نام سازمان كشورهاى شرق آسيا است كه نخستين بار در سال ۱۹۹۱ ميلادى از سوى «ماهاتيرمحمد» نخست وزير مالزى پيشنهاد شد و توجه كشورهاى منطقه را به خود جلب كرد.
اجلاس ۳ساعته سران آسيا در پى برگزارى يازدهمين نشست سران سازمان آسه آن در كوالالامپور صورت گرفت و در آن، افزون بر سران اعضاى دهگانه آسه آن يعنى مالزى، تايلند، سنگاپور، برونئى دارالسلام، فيليپين، اندونزى، ويتنام، كامبوج، لائوس و برمه (ميانمار)، سه متحد اصلى آسه آن يعنى ژاپن، چين، كره جنوبى و نيز كشورهاى استراليا، زلاندنو و هند حضور داشتند كه بدين ترتيب، اين جمع را بايد آسه آن+۱۶ ناميد. روسيه نيز كه مناطق وسيعى از شمال شرق آسيا را دراختيار دارد، دراين اجلاس به عنوان ناظر شركت داشت و تصميم گيرى درمورد عضويت كامل اين كشور به اجلاس سال آينده موكول شد.
كشورهاى عضو آسه آن در چارچوب ارگانهاى گوناگون اين سازمان همچون «مجمع منطقه اى آسه آن» (ARF) و «آسه آن+۳» با كشورهاى ديگر شرق آسيا و نيز آمريكا و اروپا نشستها و جلسات متنوعى برپامى كنند و بسيارى از كشورهاى منطقه و جهان نيز باعنوان Asean Dialogue Partners با اعضاى اين سازمان داراى روابط گسترده اى هستند و سازمان «آپك» يا سازمان همكارى اقتصادى كشورهاى ساحلى اقيانوس آرام نيز كه چندى پيش، نشست سران خود را در كره جنوبى برگزاركرد، مجمع بزرگترى براى گردهمايى سالانه اين گروه از كشورها به شمار مى روند.
اما قرار است سازمان كشورهاى شرق آسيا، سازمانى باشد كه درآن، ديگر خبرى از حضور نمايندگان آمريكا، كانادا و اتحاديه اروپا نيست و حتى شركت استراليا و زلاندنو نيز كه درواقع، آسيايى شمرده نمى شوند، تا چندى پيش، با ترديد روبه رو بود. بويژه «ماهاتيرمحمد» نخست وزير غرب ستيز پيشين مالزى كه خود بانى اين همايش بود، با حضور اين دو كشور در گروه كشورهاى شرق آسيا مخالفت مى كرد و برآن بود كه اين سازمان بايد تنها دربرگيرنده كشورهاى جنوب شرقى و شمال شرقى آسيا و تنها مجمعى از آسيايى ها باشد. اندونزى نيز در اساس با گسترش سازمان آسه آن+۳ موافق نبود و عضويت استراليا و زلاندنو پس از آن عملى شد كه اين دو كشور موافقت خود را با پذيرش «پيمان دوستى و همكارى آسه آن» اعلام كردند كه براساس آن، كاربرد زور درحل منازعات منطقه اى منع شده است و افزون بر آن، كشورهاى عضو نمى توانند در امور داخلى يكديگر دخالت كنند.
هدف استراليا از حضور در جمع كشورهاى آسيايى، دستيابى به نفوذ بيشتر در ديپلماسى اين منطقه وبرقرارى روابط تجارى گسترده تر با كشورهاى شرق آسيا است و زلاندنو نيز با هدف دسترسى بيشتر به بازارهاى منطقه براى صادرات خود، وارد اين جمع آسيايى شده است. هرچند كه آنها به همراه ژاپن نمايندگى منافع غرب را نيز دراين بخش از جهان برعهده دارند.
شركت كنندگان در اين نشست ابرازاميدوارى كرده اند كه اين سازمان بتواند نهادى براى گفت وگو ميان كشورها در جهت برقرارى ثبات درمنطقه و تقويت همكاريهاى منطقه اى و تشكيل يك اتحاديه بزرگ اقتصادى و سياسى همسنگ با آمريكاى شمالى و اتحاديه اروپا باشد كه شايد هدف بلندپروازانه اى هم نباشد، زيرا تا سال ،۲۰۵۰ سه كشور از ۴ كشور قدرتمند اقتصادى جهان در آسيا خواهندبود. هدف ديگر از اين تشكل، گسترش همكاريهاى منطقه اى براى مبارزه با دزدى دريايى و تروريسم، آنفلوآنزاى مرغى، كاهش موانع تجارى و تأمين انرژى لازم اعلام شده است.
«عبدالله احمدبداوى» نخست وزير مالزى و جانشين، ماهاتير محمد كه ميزبانى اجلاس را برعهده داشت، تأكيدكرد كه جامعه شرق آسيا، يكى از واقعيتهاى آينده جهان خواهدبود و همه رهبران منطقه از منافع و انگيزه هاى مشترك و فزاينده براى حضور در اين جمع برخوردارند. وى اضافه كرد كه اين همايش، پيروزى بزرگى براى كشورهاى منطقه به شمار مى رود، زيرا همه ما خواهان ثبات و بهروزى هستيم.
در عين حال، نخست وزير سنگاپور كه يكى از كوچكترين كشورهاى عضو اين اتحاديه است، تأمين منافع بلندمدت كشورهاى منطقه را چالش اصلى اين جمع عنوان كرد و گفت كه اين نهادى است كه رفته رفته و گام به گام بايد مشكلات آينده را پيش از آنكه به معضل عظيمى تبديل شوند، از سرراه بردارد.
در بيانيه پايانى اجلاس، هدف از اين همايش، ايجاد نهادى براى رايزنى در مورد مسائل گسترده استراتژيك، سياسى و اقتصادى موردنظر كشورهاى عضو و تلاش براى گسترش صلح، امنيت و رفاه اقتصادى در شرق آسيا اعلام و ابراز اميدوارى شده است كه اين سازمان بتواند نقش مهمى در جامعه سازى در منطقه بازى كند.
همچنين رهبران شركت كننده در اجلاس ابرازاميدوارى كرده اند كه اين همايش بتواند به دور از سيطره قدرتهاى بزرگ، نهادى باز، شفاف، فراگير و بيرون نگر براى اعضاى آن باشد.
صاحبنظران سياسى و اقتصادى درمورد فكر و انگيزه تشكيل اين اتحاديه و امكان يا عدم امكان توفيق آن، نظرات گوناگونى را عنوان كرده اند و براين باورند كه اين جمع در اساس با چالشهاى گوناگون روبه رو است.
با اين همه، بايد درنظر داشت كه مجموع توليد ناخالص داخلى اين جمع، نزديك به ۸‎/۳ تريليون دلار آمريكا مى شود و يك پنجم تجارت جهانى دراختيار اين كشورهاست. جامعه شرق آسيا با مساحتى نزديك به ۲۶ ميليون كيلومتر مربع جمعيتى نزديك به ۳ ميلياردنفر را درخود جاى داده است و سهم صادرات آن نسبت به توليد ناخالص داخلى به ۵۲ درصد مى رسد. بيشتر كشورهاى اين منطقه داراى رشداقتصادى بسيار سريع است و باتوجه به اين ظرفيت عظيم چنين سازمانى مى تواند يك بلوك تجارتى قدرتمند را درجهان تشكيل دهد و به قطب سوم اقتصادى پس از آمريكاى شمالى و اتحاديه اروپا تبديل شود. افزون براين، همكارى هاى دوجانبه و چند جانبه ميان اعضاى اين سازمان، جدا از تقويت اقتصادهاى ملى مى تواند به تقويت حضور كشورهاى عضو در ساير بازارهاى جهانى بينجامد و قدرت چانه زنى سياسى و تجارى اين جمع را در سازمانهايى همچون سازمان تجارت جهانى افزايش دهد.
اما بايد توجه داشت كه چنين اتحاديه اى با تفاوتهاى مهم فرهنگى، نژادى، دينى، سياسى و اقتصادى نيز روبرو است كه به نوبه خود مشكلاتى را در رسيدن به همگرايى منطقه اى به وجود مى آورد.
از نظر سياسى، كشورهاى عضو اين اتحاديه از نظامهاى سياسى گوناگون و حتى مخالف يكديگر برخوردارند. در اين جمع، ۵ رژيم سياسى سلطنتى (ژاپن، تايلند، برونئى، كامبوج و مالزى) در كنار ۶ رژيم سياسى جمهورى (كره جنوبى، فيليپين، هند، سنگاپور، اندونزى و چين) و همراه با ۳ رژيم اقتدارگرا (ويتنام، لائوس، برمه) و ۲ كشور از نظام مستملكاتى انگليس كه تنها با نخست وزير اداره مى شود (استراليا و زلاندنو) گرد آمده اند كه درپاره اى موارد داراى اختلافات اساسى ايدئولوژيك و استراتژيك هستند. از نظر فرهنگى و دينى نيز عقايد و باورهاى گوناگون در اين جمع در كنار هم قرار گرفته اند. البته گردهمايى كشورهاى بودايى مذهب در شبه جزيره هندوچين، ژاپن، كره جنوبى و چين در كنار مسلمانان شافعى مذهب اندونزى و مالزى و برونئى و مسيحيان كاتوليك فيليپين و نيز عيسويان پروتستان در استراليا و زلاندنو و هندوها در هند شايد بتوان يك الگوى منطقه اى از گفت وگوى تمدنها و فرهنگ ها به دست دهند كه در جاى خود توجه برانگيز است.
از نظر تاريخى، اين منطقه صحنه برخوردهاى بسيار سهمگين نظامى و اختلافات ريشه دار قومى بوده است. در درجه نخست، اين بخش از جهان براى سده هاى پى درپى، صحنه مبارزه و رقابت هاى شديد قدرتهاى استعمارى اروپايى و آمريكايى بوده است. براى نمونه، نفوذ و حضور فرانسه در ويتنام، كامبوج و لائوس، حضور استعمار انگليس در برمه، مالزى، برونئى، استراليا و هند، حضور استعمار هلند در اندونزى و سيطره ۵۰ ساله آمريكا بر فيليپين آثارى فرهنگى از خود برجاى گذاشته است كه به جدايى فرهنگى كشورهاى عضو يارى مى رساند.
در درجه دوم، كشورهاى مورد بحث براى سالهاى متمادى در جنگ و ستيز با يكديگر به سر برده و از اختلافات سرزمينى و سياسى مزمن در رنج بوده اند. براى نمونه، ژاپن كه يكى از قدرتهاى سلطه گر منطقه بوده است، جدا از برخوردهاى نظامى با روسيه، بيش از نيم سده (تا جنگ جهانى دوم) سراسر كره، تايوان و منچورى (شمال شرقى چين) را در اشغال خود داشته و در جريان جنگ جهانى دوم به عنوان قدرت برتر منطقه، نيروهاى خود را در بيشتر كشورهاى اين منطقه پياده و اقدام به اشغال آنها كرده است. به همين دليل، هنوز هم فضاى برآمده از جنايات ژاپنى ها به ويژه در چين و كره جنوبى بر روابط اين سه كشور سنگينى مى كند. پس از جنگ جهانى دوم، كره و ويتنام، جايگاه بروز يكى از سنگين ترين مخاصمات نظامى سده بيستم بود ه اند و به ويژه هجوم چين به كره جنوبى، جهان را تا آستانه انفجار سومين بمب اتمى جلو برد. استراليا و اندونزى نيز سالها بر سر تصرف تى مور شرقى دچار اختلاف شديد سياسى و نظامى بوده اند و در اصل مردم اندونزى، استراليا را حافظ منافع غرب در اين بخش از جهان به شمار مى آورند.
از نظر جغرافيايى و جمعيتى نيز انسجامى در اين جمع ديده نمى شود. زيرا غولهايى همچون چين و هند با مساحت بسيار زياد و جمعيت بيش از يك ميلياردنفرى خود در كنار كشورهاى ذره اى همچون سنگاپور و برونئى دارالسلام با جمعيت بسيار كم قرار مى گيرند.
اما از همه مهمتر، نبود انسجام اقتصادى در ميان اعضاى سازمان كشورهاى شرق آسيا است كه صاحبنظران را در مورد توفيق يا شكست اين گروه به شك و ترديد واداشته است. نگاهى به مختصات اقتصادى كشورهاى اين مجموعه، شكاف بزرگى را در ميان فقير و غنى در اين جمع نشان مى دهد. در اين جمع، دايناسورهاى اقتصادى نظير ژاپن و چين و استراليا در كنار لاكپشت هاى فقيرى چون لائوس و كامبوج و برمه قرار دارند. در همان حال كه توليد سرانه استراليا نزديك به ۳۳ هزاردلار و از آن ژاپن بيش از ۳۷ هزار دلار است، توليد سرانه سالانه در لائوس از ۴۲۰ دلار و در كامبوج از ۳۱۰ دلار و در برمه از ۲۰۴ دلار فراتر نمى رود. حتى درآمد سرانه مردم اندونزى نسبت به مالزى يا سنگاپور نيز قابل ملاحظه نيست.
هرچند، توافق شده است كه اتحاديه آسه آن، هسته مركزى اين جمع و نيروى محركه آن شمرده شود، ولى بايد در نظر داشت كه اين اتحاديه ممكن است دير يا زود صحنه زورآزمايى ميان قدرتهاى بزرگ واقع شود و بى گمان، چين، هند و ژاپن سهم بيشترى از تجارت و بازرگانى منطقه براى خود طلب مى كنند. ضمن اينكه هر يك از آنان بايد مراقب دست درازى هاى ديگرى نيز باشد. بى گمان، در چنين تركيبى، ابتكار عمليات خيلى زود به دست كشورهاى قدرتمند مى افتد.
با اين حال، «مان موهان سينگ» نخست وزير هند در پايان اجلاس برنقش رهبرى آسه آن تأكيد كرد و با توجه به تجربه اين سازمان، آن را ضرورى شمرد و اضافه كرد كه رهبرى آسه آن ما را به هدف نزديك مى كند.
در هر حال، براساس بيانيه پايانى اجلاس سران در كوالالامپور، نشست سالانه جامعه شرق آسيا براى گفت  وگو در زمينه هايى چون تجارت و امنيت در منطقه هر سال برگزار خواهد شد و قرار است نشست بعدى آن، سال آينده ميلادى در «مانيل» (پايتخت فيليپين) برپا شود.
سفير عراق در تهران:
عراق به كشورهاى
آسيب ديده از جنگ هاى تحميلى غرامت مى پردازد
ترجمه : زينب كامرانى

مسأله استراتژيكى كه مردم عراق براى ادامه مسير در نظر گرفته اندو بايد با تمام امكانات و طرق سعى كنند به آن برسند، اين است كه حكومت انتقالى را به حكومت دائمى تبديل نمايند و از مجلس موقت به مجلسى برسند كه مسؤوليتى چهار ساله دارد. به همين منظور، انتخابات پارلمانى درعراق برگزار شده و استقبال مردم از آن به حدى بود كه تعجب همگان را برانگيخت. در اين چارچوب، روزنامه «الوفاق» مصاحبه اى با «محمد مجيد شيخ» سفير عراق در تهران انجام داد كه در آن، تحولات عراق مورد بررسى قرار مى گيرد. متن اين مصاحبه در پى مى آيد:

انتخابات اخير عراق باب گسترده اى از آراى مختلف مانند «موافق»، «مخالف» و همچنين «انتقاد» باز كرده است كه نتايج آن تا به امروز آشكار شده است. نظر شما در اين باره چيست؟
انتخابات پارلمانى عراق روشن كرد كه ملت عراق با كمال آزادى از وطنشان حمايت مى كنند و هنوز هم از اصول و ارزش هاى ريشه دار در تاريخ عميق خود برخوردارند و براى آنها ميدان وسيعى از آزادى بيان و اختيار و انتخاب باز شده است. و به رغم تمام كوشش ها و فشارهايى كه براى جلوگيرى از انجام انتخابات و عدم شركت مردم در آن انجام گرفت، اكثريت آنان پاى صندوق هاى رأى رفتند و در انتخابات شركت كردند. حضور مردم در انتخابات نشانگر اين بود كه ملت عراق آماده است تا حقوق خود را در زمينه هاى مختلف به دست آورد و به مرحله جديدى در دموكراسى گام بگذارد و در ساختن عراق امروز همكارى كند. اين انتخابات نشان داد كه ملت عراق اصول فكرى و مادى حكومت طاغوتى صدام را كنار گذاشته است. حضور ناظران بين المللى در انتخابات كه نقشى مثبت و تشويق كننده داشتند، جوابى است به گروه ها و افرادى كه به نتايج حاصل از انتخابات شك دارند.
جناب سفير، هيچكس نمى تواند منكر مشاركت ناظران و مردم و همچنين مهاجران در اين انتخابات شود. مشاركت اكثريت مردم در انتخابات پارلمانى عراق، پس از سالها تحمل فشار و شكنجه و ترس و گوشه گيرى از جهان كه به وسيله حكومت بعثى بر آنان تحميل مى شد،  موضوع عجيبى به شمار مى آيد و ما ديديم كه گروه ها وا حزاب سياسى مختلف و همچنين اكثريت مردم در انتخابات شركت كردند. سؤال ما اين است كه اين نتيجه چگونه به دست آمد واز چه وسايلى دراين كار كمك گرفته شد.
حكومت ما، حكومتى پارلمانى و مستقل است و طرح هاى آينده ما تحت كنترل يا وابسته به هيچ گروه يا فردى نيست و من اينجا از فرصت استفاده مى كنم و مى گويم كه ما به استفاده از درآمدهاى نفتى و غيرنفتى در خدمت نيازهاى معيشتى ملتمان تأكيد مى كنيم و پنج درصد از اين درآمدها را به دولت هايى كه از جنگ هاى تحميلى نظام سابق متضرر شده اند، به عنوان غرامت به آنها مى پردازيم.
شما از جنگ هايى كه صدام حسين بر دولت هاى همسايه تحميل كرد، صحبت كرديد. آيا شما و طرف ايرانى مى توانيد كدورت هاى حاصل از اين جنگ تحميلى نظام سابق را،  از بين ببريد و صفحه جديدى را در روابط با اين كشور بگشاييد؟
روابط بين دو كشور در طول تاريخ مشخص است و ما با ايرانيان اشتراكات زيادى در زمينه تاريخ و فرهنگ و دين داريم. اما آنچه كه به تيرگى روابط دو كشور مربوط مى شود،  جنگى است كه صدام حسين آن را به راه انداخت و خوشبختانه اين جنگ زياد طول نكشيد كه سبب تيرگى بيش از حد، روابط شود و ايران مى داند كه اين جنگ بر او و بر ملت عراق تحميل شده بود و صدام افرادى را كه با شركت در اين جنگ مخالفت مى كردند زندانى مى كرد و مى كشت.
امروز، ما مى كوشيم با انجام ديدارهاى دو جانبه و امضاى قراردادها و پروتكل ها، روابطمان را با ايران تا جايى كه رضايت هر دو طرف را جلب كند،  گسترش دهيم و اين روابط در چارچوب احترام متقابل و حفظ استقلال دو كشور است. ايران سابقه دخالت در امور داخلى يا خارجى ما را ندارد و هرگز در امور كشور ما دخالت نمى كند. دولت ايران همواره سعى دارد تا از عراق پشتيبانى و حمايت كند كه اين موضوع جاى تقدير و تشكر را دارد.
موضوع اسيران و اجساد مربوط به جنگ تحميلى كه معلق باقى مانده است، چه مى شود؟
ما پيوسته سعى مى كنيم از طريق مذاكرات مشترك به حدى برسيم كه بازگشت اسيران و شناسايى سرنوشت اسرا و جست وجوى اجساد را به دنبال خود داشته باشد. همچنين تلاش مى كنيم با همكارى مشترك،  به موضوع مين هاى كاشته شده در مرز بين دو كشور در جوى مساعد و مثبت پايان دهيم.
اخيراً چهار نفر از زائران عتبات عاليات به وسيله گروه تروريستى ربوده شده اند. آيا تاكنون از سرنوشت آنها اطلاعى به دست آمده است؟ چه برنامه هايى براى آزادى آنها در نظر گرفته شده است؟
سرنوشت افراد ربوده شده مجهول نمى ماند و ما حكومت عراق را از درخواست ايرانيان مبنى بر آزادى اين افراد مطلع كرديم تا در اين مورد اقدامات لازم را انجام دهند.
روابط عراق و دولت هاى عربى با وجود مسائل و مشكلات داخلى كه عراق شاهد آن است، در كدام چارچوب قرار دارد؟
عراق از زمان سقوط نظام طاغوتى سعى كرده است تا صفحه جديدى در روابطش با عالم عربى، در چارچوب اطمينان و احترام متقابل به ديگران باز كند. ما انتظار داريم كه آنان در اين مسأله با ما مشاركت كنند و ما را به عنوان كشور مستقلى كه نقشى در تقويت و سازندگى و آبادانى منطقه دارند،  بپذيرند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |