بندرعباس _ همايون اميرزاده: كمتر كسى در كشور ما وجود دارد كه تاكنون نام بشاگرد را نشنيده و يا درباره رنج و محنت ساكنان اين ديار محروم به فكر فرو نرفته باشد. اين كه چرا پس از گذشت ۲۷ سال از پيروزى انقلاب اسلامى، نامه بلند محروميت اين گوشه از مهين اسلامى با وجود فعاليت هاى سازندگى بسيار همچنان نخوانده مانده، حرف و حديث طولانى دارد .
اگر چه كنكاش در بشاگرد ديروزكه از بيشتر مناطق آن حتى در نقشه هاى جغرافيايى اثر پيدا نمى شد و مردم محروم آن در حصار كوه هاى بلند و مرتفع زندانى بودند، موجب مى شود بشاگرد امروز را حاصل انقلاب و خدمات خالصانه انسانهاى شريفى مانند زنده ياد حاج عبدلله والى مدير كل متوفى كميته امداد امام خمينى (ره) بشاگرد بدانيم اما با كمى تأمل در امروز بشاگرد با سندهاى گويايى از آشفتگى و نابسامانى در اين منطقه روبرو مى شويم كه توجيه آن دشوار به نظر مى رسد.
به گفته مرحوم «والى» كه تا ابد در قلوب پاك و بى آلايش بشاگرديان ماندگار شد، بشاگرد از ۱۸۰ درجه زير فقر در گذشته امروز به نقطه صفر رسيده است
عقب ماندگى دور از انتظار اين منطقه از قافله عمران و آبادى كشور، فقر فرهنگى و نوع زندگى ساكنان در مناطق دور افتاده بشاگرد همه دلايل روشنى است كه از ميلياردها تومان اعتبار اخصاص يافته به بشاگرد استفاده درستى به عمل نيامده است.
با بررسى و حضور در مناطق مختلف بشاگرد پذيرش اين موضوع كه در بسيارى از مناطق اين بخش غيراز سه منطقه نسبتاً آباد آن يعنى «سردشت»، «گوهران» و «خمينى شهر» از آموزش، بهداشت، فرهنگ و رفاه تقريباً هيچ خبرى وجود ندارد چندان دشوار نمى نمايد. متأسفانه نرسيدن امكانات به تمامى مناطق بشاگرد موجب شده قبول شرايط سخت حاكم بر بيش از ۷۰ درصد جمعيت اين منطقه براى ۳۰ درصد مردم مناطق نسبتاً برخوردار هم آسان نباشد .
يقيناً فردى كه در مناطقى نظير «سردشت» زندگى مى كند امروز نمى تواند ۱۷ سال گذشته خود را به ياد بياورد كه همانند اهالى محروم زير كوه «گافر» و روستاى «تيسور» براى درمان درد به داغ و پوست پناه مى بردند و تنها راه نجات بيماران را سوزاندن محل درد آنان مى دانستند .
اگرچه وجود دو حوزه علميه خواهران و برادران و دبيرستانهاى دخترانه و پسرانه و تحصيل دهها نفر از جوانان و نوجوانان بشاگرد در «خمينى شهر» بارقه هاى اميد را براى آينده فرهنگى منطقه روشن ساخته اما نمى توان به آسانى از كنار محروميت كودكان معصوم و مدرسه نديده روستاههاى «سهران»، «در سمون»، «درآينى» و «گزون لاغر» كه حتى پوشاك هم ندارند به آسانى گذر كرد . از طرفى ناديده گرفتن خدمات ارزشمند آموزش و پرورش در طرح كپرزدايى بى انصافى به نظر مى رسد اما نبايد فراموش كرد كه در تمام مناطقى كه زير پوشش طرح قرار گرفته اند عالى ترين سطح آموزش و پرورش فقط پنجم ابتدايى است .
در آغازين روزهاى دى ماه طى سفرى به بشاگرد موانع تنگناها و ظرفيت هاى منطقه مورد بررسى قرار گرفت و با مسؤولان مربوطه به گفت وگو نشستيم آن چه در پى مى آيد مشاهدات عينى از وضعيت موجود بشاگرد است كه سعى شده به دور از احساسات به آن پرداخته شود.
> بشاگرد يا «بشكرد» منطقه اى وسيع و كوهستانى است كه در شرق استان هرمزگان واقع شده اين بخش از شمال به قلعه كنج كهنوج در استان كرمان از جنوب به شهرستان جاسك از شرق به سيستان و بلوچستان و از مغرب به بخش سيريك ميناب محدود مى شود .
مساحت تقريبى بشاگرد ۸ هزار و ۵۰۰ كيلومتر مربع است. اين منطقه از به هم پيوستگى ۲۸۶ پارچه آبادى در دهستانهاى «گوهران، «سردشت»، «جكدان» و «گافر و پارامنت» شكل يافته و جمعيتى بالغ بر ۴۰ هزار نفر را در خود جاى داده است .
مردم بشاگرد مسلمان و يكپارچه پيرو مذهب تشيع هستند آنان عموماً به زبان فارسى و لهجه هاى محلى شامل «مازى»، «ملكى»، «گافرى»، «دراو سرى» و «انگهرانى» گويش دارند شغل اصلى اهالى بشاگرد كشاورزى و دامدارى است كه به دليل فقرشديد مالى، نبود مراتع غنى و اراضى مناسب و همچنين خشكسالى هاى مداوم بهره چندانى براى آنها بهمراه ندارد. هواى بشاگرد خشك و منابع آن از چشمه هايى است كه از كوهپايه هاى منطقه سرچشمه مى گيرد.بشاگرد در حصار كوههاى دامنه دارى محصور شده كه مهمترين آنها عبارتند از: رشته كوه «اهويرى» در حوزه اهون «سفيد كوه يا بندمارز» در حوزه دراوسر، كوه «مهراب»، «گور كوه» و «ميهان» در حوزه گافر، كوه ريمان در حوزه جگين و كوه «بند زنگيك».
وجود دره ها و رودخانه هاى فصلى در بشاگرد كه از شمال و شمال غربى منطقه سرچشمه گرفته و بسمت جنوب جريان دارندموجب تمركز جمعيت در مناطق مركزى و پراكندگى بيش از حد آن در شمال و جنوب منطقه شده است. رودخانه هايى مانند جگين، گاوريك، شريفى و ستورنگ با عبور از نقاط مختلف منطقه و به بارآوردن خسارات فراوان به درياى عمان مى ريزند. مهار و كنترل اين روان آبها و رودخانه ها مى تواند علاوه بر تأمين آب شرب مورد نياز منطقه در استحصال اراضى كشاورزى مؤثر باشند.
به اعتقاد كارشناسان در صورت تأمين آب و زمين مناسب بشاگرد يكى از مستعدترين مناطق كشور براى توليد خرما، سير، فلفل و حتى زعفران است. طبيعت خشن، وسعت زياد، تپه ها و دره هاى متعدد و جنس خاك بشاگرد كه اغلب سنگ هاى سخت آن را در بر گرفته از جمله موانع طبيعى در راه توسعه و آبادانى منطقه بشمار مى آيد. در كنار اين وضعيت اقليمى كمبود آبهاى زير زمينى به علت شيب زياد و عدم دسترسى مردم به زمين هاى مسطح كوهپايه اى موجب شده بشاگرد نتواند همپاى با ساير مناطق كشور به رشد مطلوبى دست يابد و همچنان در آتش محروميت مى سوزد. در سال ۱۳۶۱ كار امداد رسانى و خدمت به مردم محروم اين منطقه با عزيمت تعدادى از جوانان انقلابى عضو جهاد سازندگى و به محوريت مرحوم حاج عبدا... والى آغاز شد.
حضور هنرمندانى نظير «شهيد سيد مرتضى آوينى» و «محمد نوريزاد» در بيان نارساييها و فقر شديد منطقه تأثير بسزايى داشت به گونه اى كه مسؤولان نظام را بر آن داشت تا براى خدمت رسانى سريع به منطقه نسبت به تأسيس اداره كل مستقل كميته امداد در بشاگرد اقدام نمايند و در حال حاضر هرمزگان تنها استانى در كشور است كه داراى دو اداره كل كميته امداد است. امروز كه۲۳ سال از آن زمان مى گذرد آثار خدمات ارزشمند كميته امداد در كوشه و كنار بشاگرد به چشم مى خورد اما ظاهرا محروميت مردم اين سامان از امكانات اوليه زندگى، فقر مالى و فرهنگى و نبود بهداشت و ... كسانى كه براى خدمت روانه بشاگرد مى شدند را دچار آنچنان سرگيجه و پريشانى نموده كه تأثيرات آن در اجراى پروژه ها و طرحهاى عمرانى به خوبى قابل لمس است.
بسيارى از خود مى پرسند چرا تاكنون پرونده محروميت بشاگرد بسته نشده و گره كور مشكلات اين بخش همچنان خودنمايى مى كند.
شيخ الاسلامى استاندار هرمزگان برخورد احساسى با محروميت بشاگرد را يكى ديگر از دلايل توسعه نيافتگى اصولى اين بخش مى داند و با اشاره به وجود توانمندى هاى قابل اعتنا در منطقه تلاش منطقى و نه احساسى توأم با برنامه ريزى مدون و زمانبندى مشخص را تنها راه حل برون رفت از وضعيت موجود بشاگرد ذكر مى كند.
وى از دغدغه ۱۰ ساله خود جهت اتخاذ شيوه اى مناسب براى حل مشكلات مردم محروم بشاگرد سخن گفته و از تدوين طرح جامع توسعه بشاگرد در آينده نزديك خبر مى دهد. استاندار هرمزگان تأكيد دارد: چنانچه طرح توسعه بشاگرد تدوين شود از ناهماهنگى هاى ستادى و انجام فعاليتهاى مطالعه نشده جلوگيرى به عمل مى آيد و هدر رفت اعتبارات در اين منطقه به حداقل ممكن خواهد رسيد.
نماينده مردم بشاگرد در مجلس شوراى اسلامى با بيان اقدامات انجام شده در بشاگرد اجراى پروژه هاى مهم سد جگين، احداث پست برق جكدان و اجراى دهها طرح آبخيزدارى و همچنين احداث بندهاى كوچك خاكى را زمينه ساز توسعه و عمران بشاگرد مى داند.
دكتر على معلمى پور ارتقاى سطح مديريت بشاگرد از بخش به شهرستان را در شرايط كنونى يك ضرورت مهم ذكر مى كند. وى مى گويد چنانچه دولت با نگاه منطقى و ويژه بشاگرد را به شهرستان تبديل كند بسيارى از تنگناهاى موجود از ميان برداشته مى شود. ثبات نيروى انسانى، جذب اعتبارات مستقل، تقويت بنيه نيروى انسانى كارآمد در منطقه، افزايش ضريب بهره مندى مردم از شاخصهاى توسعه و رونق فرهنگى از جمله مولفه هايى هستند كه به نظر نماينده مردم بشاگرد در صورت ارتقاى مديريتى اين بخش قابل دسترسى هستند.
بهروز كريمى بخشدار بشاگرد هم با برشمردن ظرفيتهاى موجود در منطقه خواستارتوجه بيش از پيش مسؤولان به اين منطقه محروم است. وى درباره راههاى ارتباطى مى گويد به نظر مى رسد بايد اولين اولويت توسعه بشاگرد بر روى احداث راههاى ارتباطى متمركز شود چرا كه نبود راه مناسب موجب شده دسترسى به امكانات و خدمات رسانى به كندى انجام گيرد.
كريمى اضافه مى كند: بعضا پيش آمده كه اعتبار پروژه اى تأمين شده اما به علت نبود راه امكان اجراى آن از بين رفته و اعتبارات برگشت داده شده است. بخشدار بشاگرد با اشاره به فقدان ادارات در اين بخش معتقد است اگر تمامى نهادها، ارگانها و ادارات در منطقه حضور فعال داشته باشند، علاوه بر سهولت در امر خدمات رسانى نظارت بر پروژه هاى عمرانى بهتر صورت مى گيرد.
وى وجود راوان آبهاى فراوان در منطقه را يكى از ظرفيت هايى مى داند كه در صورت برنامه ريزى بويژه اجراى پروژه هاى آبخيزدارى و سدهاى بلند و كوتاه مى تواند به يك فرصت تبديل شود.
\ وضعيت مناطق دور افتاده بشاگرد
روستاهاى درسمون، سهران، درآينى و گزون لاغر در ۵۰ كيلومترى خمينى شهر و در حوزه منطقه دراوسر بشاگردواقع شده اند. اين روستاها با جاده ارتباطى كه توسط كميته امداد احداث شده حدود يك ساعت با پاى پياده فاصله دارد.
اهالى اين مناطق در نهايت فقر و بيچارگى به سر مى برند در اين روستاها كه ظاهرا در آمار سازمان مديريت و برنامه ريزى از آنها نشانى نيست زندگى رقت بارى جاريست به گونه اى كه هيچ كدام از كودكان و نوجوانان اين روستاهاكه جمعيت شان قريب به ۳۰۰ نفر مى رسد درس نخوانده اند. وضعيت بهداشت اهالى اين روستاها نيز نگران كننده است.
نبود راه ارتباطى جمعيت روستاهاى ياد شده را در دل دره هاى تنگ و مرتفع آنچنان زندانى كرده كه بيماران اورژانسى راهى جز پذيرش مرگ ندارند. به گفته يكى از اهالى روستاى درسمون يك روز قبل از عزيمت خبرنگار ما پيرزن ۶۰ ساله اى به نام سكينه به علت مارگزيدگى جان خود را از دست داده. اهالى ساكن در اين روستاها علاوه بر مشكلاتى كه عنوان شده از نظر معيشت در شرايط خاصى به سر مى برند .
نان و خرما غذاى عمده اهالى در مناطق مختلف بشاگرد است كه بعلت خشكسالى خرما از زنجيره غذايى برخى از آنان حذف و نان هم به علت گران بودن قيمت آرد از چندى پيش به سختى در منطقه يافت مى شود و اگر نبود كمكهاى موردى كميته امداد شرايط به گونه اى ديگر رقم مى خورد. اهالى اين روستاها آرد آزاد را كيسه اى حدود ۵ هزار تومان تهيه مى كنند در حالى كه فروش آزاد اين آردها ممنوع و قيمت واقعى آن ۵۰۰ تومان است. اما به علت نبود راه مناسب و كرايه بالا هر روز به قيمت آرد در مناطق دور افتاده بشاگرد افزوده مى شود تا جايى كه در روستاهاى زير كوه گافر مانند درشهر، درانار، جنگل و آخران به ۸ هزار تومان هم مى رسد.
وسيله نقليه در اين روستاها الاغ است كه عموماً توسط برخى افراداز جاسك خريدارى در با قيمت گزافى و معادل ۱۰۰ هزار تومان در بشاگرد به فروش مى رسد هر چند روستاهاى بركهنگ، حسين آباد، در رودان، دلكى و جگى در منطقه دراوسر داراى راه ارتباطى هستند اما كمى پايين تر روستاهايى نظير تهمان احمد، درانگوك و گاكش پرنگى وجود دارد كه هيچ گونه آثارى از عمران و آبادى در آنها به چشم نمى خورد.
وضعيت قريب به ۸ هزار نفر جمعيت ساكن در ۷۵ روستاى زير كوه گافر نيز بهتر از مردم ساكن در منطقه دراوسر نيست اگرچه آموزش و پرورش در اقدامى در خور تحسين در تمامى روستاهاى گافر اقدام به احداث مدرسه نموده و به تعهد خود در خصوص كپرزدايى به خوبى عمل كرده اما عالى ترين سطح آموزش در اين روستاها پنجم ابتدايى است و تمامى دانش آموزان اين منطقه به علت دورى مسافت با مراكز نسبتاً برخوردار بشاگرد مجبور به ترك تحصيل هستند. گرهون، تيسور، سه گركن، سگر، آخران و جنگل از جمله روستاهايى هستند كه اهالى آنان چشم انتظار خدمات رسانى بهتر مسؤولانند در هيچ كدام از اين روستاها برق وجود ندارد و علاوه برمشكلات عمومى مناطق دور افتاده بيمارى مالاريا هم بلاى جان برخى از مردم شده است.
در روستاى سيت وماسيتى زندگى به سختى در جريان است. جمعيت ساكن در اين روستا از بيمارى هاى مختلف رنج مى برند آنان علاوه بر اين مشكلات در كپرهاى خود آرامش ندارند. در كپرها براى هر دو تا چهار نفر فقط يك پتو وجود دارد. زندگى در خانه هاى حصيرى يا كپر مشكلات فراوانى بهمراه دارد. ساكنان اين گونه خانه ها كه بيش از ۹۰ درصد بافت منازل بشاگرد را به خود اختصاص داده در زمستانها از شدت سرما به بيماريهايى نظير آنفلوآنزا مبتلا شده و موجب مرگ برخى از افراد مى شود و در دوره تابستان گرماى طاقت فرسا در زير كپرها آنها را گرمازده مى كند.
هوشنگ كريمى يكى از جوانان روستاى ملكن بشاگرد كه در تهيه اين گزارش ما را يارى كرد از مسؤولان مى خواهد به بشاگرد نگاه ويژه اى داشته باشند. وى كه در جريان يك مصاحبه مطبوعاتى با تعدادى از خيرين تهران مرتبط شده و كمك هاى ارسالى آنها را به دورترين نقاط بشاگرد مى رساند اعتقاد دارد بايد براى حل مشكل مردم اين منطقه مسؤولان سرعت عمل بيشترى داشته باشند.
وى معتقد است بشاگرد سرزمين فقيرى نيست ولى بايد توانمندى هاى آن را شناخت. اين جوان بشاگردى مشكل اصلى درعدم اطلاع مسؤولان از شرايط واقعى بشاگرد را سفرهاى آنها به نقاط نسبتاً برخوردار مى داند به گفته كريمى نبود راه ارتباطى امكان بازديد مسؤولان از نقاط بسيار محروم را به حداقل رسانده و مسؤولانى كه به بشاگرد سفر مى كنند عمدتاً موفق مى شوند با مردم مناطق آباد ديدار داشته باشند ولى هيچ گاه نتوانسته اند وضعيت اسفبار مردم در روستاهاى دور افتاده را ببينند.