|
|
|
|
|
از ميان وبلاگ هاى شما
|
|
|
|
|
|
|
دنبال چه مى گردى؟
- من دنبال مادربزرگ و عموهايم مى گردم كه از پنج سالگى آنها را نديده ام. فكر مى كنم محمدرضا تولاكوه (عموى من) تهران زندگى كند. عليرضا و خانمش فاطمه غلام كارگر كه بعد از جنگ در اداره گمرك بندرعباس كار مى كردند هم الآن در اصفهان هستند. طاهره از شيراز mery_d2233@yahoo.com - دنبال دوست قديمى ام عليرضا ياحسينى مى گردم كه چند سال پيش گمش كردم. عليرضا Alireza_smal@yahoo.com - لطفاً هر كس از آسيه افضلى خبر دارد، به من اى ميل بزند. او تنها دوست خوبم در شهرستان بود. ما با هم يك نشريه محلى چاپ مى كرديم. سال هشتاد من به تهران آمدم و ديگر از او خبرى ندارم. ما يك دوست مشترك هم به نام فاطمه اميدوار داشتيم. مريم Mimey_marshall@yahoo.com - دنبال اطلاعات در زمينه دانشگاه غيرانتفاعى مى گردم. پارسا عليپور Parsa_kral@yahoo.com - دنبال اطلاعات درباره رشته مهندسى نفت مى گردم. صابر متصدى kermuuni@yahoo.com - يك سال و نيم است كه دنبال يكى از دوستانم به نام سيما قوام مى گردم كه در سال ۸۲ در رشته مترجمى زبان دانشگاه اصفهان با هم، همرشته بوديم. Rms9argentina@yahoo.com - دنبال اطلاعاتى درباره امتحان كارشناسى ارشد رشته زبان و ادبيات فارسى مى گردم. بيتا ندايى Bita_nedaee@yahoo.com - مى خواهم بدانم كه براى كنكور كارشناسى ارشد رشته حسابدارى چطورى بايد درس بخوانم و چه كتاب هايى بخوانم؟ asemoon64@yahoo.com - دنبال معلم هاى خوبم، خانم ها معصومه فرزانه فرد، ثريا صنوبرى در دبستان ارديبهشت منطقه ۱۵ تهران، سال هاى ۵۵ و ۵۷ مى گردم. صادقلو Kavoos88@yahoo.com
|
|
|
|
|
از ميان وبلاگ هاى شما
من قطار تاريكى هستم
|
|
|
كوچه W بخشى از صفحه جوان روزنامه ايران است كه به معرفى وبلاگ هاى شما اختصاص دارد. شما هم مى توانيد وبلاگ هايتان را به آدرس www.koocheyew.com بفرستيد. سايت ها و وبلاگ ها نبايد مغاير شؤون ملى و مذهبى باشند و اصلاح مطالب بر عهده مسؤولين صفحه جوان است. براى شروع اين هفته مطلبى از وبلاگ كيش و مات برايتان انتخاب كرده ايم. كيش ومات، مجموعه اى از نوشته هاى آبتين بكتاش است. اين نويسنده جوان در پايان هر مطلب، شعر كوتاهى از خودش را ضميمه مى كند.شعر او را با هم مى خوانيم: من قطار تاريكى هستم مى نويسم و خط مى زنم/ و روى پيشانى كاغذ/ نگرانى ريل هاى خط خطى/ موج مى زند/ عكس بگير/ تصور كن/ من قطار تاريكى هستم/ كه تنها در واگن هايم زندگى مى كنم/ و تصور كن اين قطار تاريك را/ هرگز نديده اى/ عكس بگير/ از تاريكى شب هاى بى چراغ.../ و اصلاً فكر نكن كه سر قطار سوت مى كشد و در گوش هاى اين كوه/ يك نفر هى داد مى زند خداحافظ، خداحافظ/ خط مى زنم نام تو را هى مى نويسم و.../ و تو رفتار وحشى اين خودكار را/ روى تن سفيد كاغذ دوست دارى/ اما فراموش كن كه دنيا/ در من چشم گذاشته بودو من/ تنها در پيراهنم زندگى مى كردم/ نه نمى خواهم در اين مسافرت/ از آغوش تو بگذرم/ چرا كه تو/ مسافرخانه شلوغى بودى/ و من براى پيراهنم / از خواب طلايى رنگى پريده ام! *** وبلاگ آخر، غنچه نام دارد و شما مى توانيد براى آشنايى با نوشته هاى بيشتر وبلاگ به آدرس www.kashanweb.blogfa.com مراجعه كنيد: خدايم لابه لاى توفان بود پسر نوح به خواستگارى دختر هابيل رفت. دختر هابيل جوابش كرد و گفت: نه، هرگز، همسرى ام را سزاوار نيستى؛ تو با بدان نشستى و خاندان نبوتت گم شد. تو همانى كه بر كشتى سوار نشدى. خدا را ناديده گرفتى و فرمانش را. به پدرت پشت كردى، به پيمان و پيامش نيز. غرورت ، غرقت كرد. ديدى كه نه شنا به كارت آمد و نه بلندى كوهها! پسر نوح گفت: اما آن كه غرق مى شود، خدا را خالصانه تر صدا مى زند، تا آنكه بر كشتى سوار است، من خدايم را لابه لاى توفان يافتم، در دل مرگ و سهمگينى سيل. دختر هابيل گفت: ايمان، پيش از واقعه به كار مى آيد. در آن هول و هراسى كه تو گرفتار شدى، هر كفرى بدل به ايمان مى شود. آنچه تو به آن رسيدى، ايمان به اختيار نبود، پس گردنى خدا بود كه گردنت را شكست. پسر نوح گفت: آنها كه بر كشتى سوارند، امن اند و خدايى كجدار و مريز دارند كه به بادى ممكن است از دستشان برود، من اما آن غريقم كه به چنان خداى مهيبى رسيدم كه با چشمان بسته نيز مى بينمش و با دستان بسته نيز لمسش مى كنم. خداى من چنان خطير است كه هيچ توفانى آن را از كفم نمى برد. دختر هابيل گفت: بارى، تو سركشى كردى و گناهكارى. گناهت هرگز بخشيده نخواهد شد. پسر نوح خنديد و خنديد وخنديد و گفت: شايد آن كه جسارت عصيان دارد، شجاعت توبه نيز داشته باشد. شايد آن خدا كه مجال سركشى داد، فرصت بخشيده شدن هم داده باشد! دختر هابيل سكوت كرد و سكوت كرد و سكوت كرد و آنگاه گفت: شايد. شايد پرهيزكارى من به ترس و ترديد آغشته باشد، اما نام عصيان تو دليرى نبود. دنيا كوتاه است و آدمى كوتاه تر. مجال آزمون و خطا نيست. پسر نوح گفت: به اين درخت نگاه كن. به شاخه هايش. پيش از آنكه دستهاى درخت به نور برسند. پاهايش تاريكى را تجربه كرده اند. گاهى براى رسيدن به نور بايد ازتاريكى عبور كرد. من اينگونه به خدا رسيدم. راه من اما راه آسانى نيست. راه تو زيباتر است، راه تو مطمئن تر، دختر هابيل! پسر نوح اين را گفت و رفت: دختر هابيل تا دوردست ها تماشايش كرد و سالهاست كه منتظر است و سالهاست كه با خود مى گويد: آيا همسرى اش را سزاوار بودم؟!
|
|
|
|
|
نشست هاى شاعران كيش
برنامه دوم از سرى نشست هاى شاعران شهرستان در كيش، به همت معاونت اجتماعى سازمان منطقه آزاد كيش برگزار شد. اين برنامه در راستاى نشست و گفت و گو با شاعران برجسته كشور كه در نقاط مختلف ايران به صورت جدى و حرفه اى طى چند سال اخير فعاليت داشته اندو جزو چهره هاى مطرح ادبيات معاصر ايران محسوب مى شوند برنامه ريزى شده و طى آن با حضور علاقه مندان پيرامون مهمترين نظريات و جريان هاى شعرى بحث و تبادل نظر گرديد. در اين برنامه هرمز على پور، بهزاد خواجات، فرامرز سدهى و داريوش معمار به عنوان مطرح ترين شاعران خوزستان و كشور طى سه روز موضوعات مختلفى را به بحث گذاشتند كه از مهمترين آنها گفت وگو پيرامون شرايط فعلى شعر خوزستان و كشور بود كه طى آن هرمز على پور با تصريح تأثير حضور چهره هاى شاخص شعر خوزستان كه در اين جلسه حاضر هستند بر محافل ادبى كشور و تأثيرى كه ايشان بر شكل گرفتن جريان هاى مختلف داشته اند اذعان داشت كه چنين نشست هايى مى تواند با ايجاد شرايط مناسب براى گفت وگو و تبادل نظر ميان اين چهره ها موجب شكل گرفتن حركتهاى جدى ادبى در ايران گردد. در ادامه بهزاد خواجات با برشمردن شاخصه هاى شعر در يك دهه گذشته و همين طور شرح شكل گرفتن شعر نو براى حاضران و ضرورت هاى آن ضمن تأييد نظرات هرمز على پور به روند حرفه اى در فعاليت و آثار شاعران شركت كننده در اين جلسه در شعر ايران خوزستان اشاره كرد و آن را بسيار درخور دانست. فرامرز سدهى هم در اين جلسه به بررسى تأثيرات نگاه حرفه اى به روند چاپ و پخش آثار شاعران كشور و خوزستان و همين طور ارائه راهكارهاى مؤثر در اين راستا پرداخت و گفت: حضور شاعران مطرح كشور در اين جلسات در كنار هم و بحث و گفت وگوى ايشان مى تواند موجب تسهيل اين روند گردد. در ادامه داريوش معمار باتأكيد بر جدى گرفتن چنين نشست هايى و طرح اينكه ما در حال حاضر مشغول انجام رايزنى هايى براى ايجاد حركتى فراگير براى حل مشكل چاپ و پخش مجموعه شعرهاى شاعران مطرح و مستعد در سطح ايران هستيم روند رو به جلو شعر خوزستان را با داشتن چهره هاى شاخصى مانند هرمز على پور، بهزاد خواجات، فرامرز سدهى و على قنبرى كه در اين استان ساكن هستند، بسيار در خور و برجسته نسبت به ديگر نقاط ايران دانست و تنوع جريانات شعرى وابسته به اين افراد را در خوزستان و ايران بسيار مؤثر و قابل توجه دانست. او همچنين تلاشهاى معاونت اجتماعى سازمان منطقه آزاد تجارى كيش را نيز راهگشاى حل مشكلات و معضلات شعر ايران به حساب آورد. در پايان اين گردهمايى سه روزه برنامه هاى جدى جهت تداوم اين حركت در خوزستان و كشور از سوى شركت كنندگان مطرح شد كه تحت كتابها و نشست هاى ديگرى با حمايت منطقه سازمان آزاد كيش مورد پيگيرى و حمايت قرار خواهد گرفت.
|
|
|
|
|