پنجشنبه ۲۲ دى ۱۳۸۴ -
Thu, Jan 12, 2006
گفت و گو
۳۳۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
تصميم سرنوشت ساز ؛
گفت و گو با استاد دانشگاه علامه طباطبايى
بخش دوم و پايانى
گفت وگو از يوسف ناصرى ( naseri90@yahoo.com - y)
تصميم سرنوشت ساز ؛
انتخاب بين نفت يا نانوتكنولوژى!
آيا مى توانيد تصور كنيد، در آينده اى نه چندان دور، زمانى فرا رسد كه با نوشيدن دارويى كه در آب ميوه موردعلاقه تان حل شده است، قادر به معالجه سرطان باشيد لباس هايى را بپوشيد كه نه تنها چهار فصل و در تابستان ها خنك و يا در زمستان ها گرم هستند، هيچ گاه كثيف و چرك نشده و نياز به شستشو يا اتو كردن نيز نداشته باشند!؟ يا ابر كامپيوتر كيفى يا ديسك سختى به اندازه يك كارت اعتبارى داشته باشيد كه بزرگى آنها تنها به اندازه جيب لباس شما بوده و ذخيره سازى ۵۰ عدد دى.وى.دى يا بيشتر بر روى آن به راحتى امكان پذير باشد؟!
اگرچه همه اينها بسيار خيال پردازانه و به دور از واقعيت به نظر مى رسد، فقط تعداد محدودى از دستاوردهاى آينده پيش روى فن آورى نانو هستند. امروزه بشر در معرض يك انقلاب اجتماعى سريع و قدرتمند ناشى از نانو تكنولوژى قرار گرفته است. ماهيت فرا رشته اى علوم و فن آورى نانو به عنوان توانمندى توليد مواد، ابزارها و سيستمهاى جديد با دقت اتمى و مولكولى، موجب تعريف كاربردهاى بسيار زيادى در عرصه هاى مختلف علمى و صنعتى شده است. امروزه نانو تكنولوژى كاربردهاى بسيارى در صنايع خودروسازى، داروسازى، صنايع غذايى و كشاورزى، بهداشت و درمان بيماريها، محيط زيست، انرژى، الكترونيك، كامپيوتر و اطلاعات ، مواد، ساخت و توليد ، هوافضا، بيوتكنولوژى و كشاورزى و دفاع و امنيت ملى پيدا كرده است.
مثلاً در دانش پزشكى امروز، داروهاى مورد نياز براى درمان بيمارى هاى گوناگون، به صورت حجمى تجويز و مصرف مى شوند. در حالى كه تنها سلول هاى خاصى از بدن نيازمند دريافت آن هستند. بنابراين گاهى مصرف داروها عوارض سوء جانبى دارد. اما با اين فن آورى، دگرگونى شگرفى در پزشكى و درمان بيمارى ها پديد خواهد آمد چرا كه در پزشكى نوين، داروهاى به دست آمده با فن آورى نانو، به صورت مستقيم فقط به سمت سلول هاى مشخص هدف گيرى شده و دارو دقيقاً در محل نياز اثر مى كند.
با همين روش انواع بيمارى ها نيز قابل تشخيص و درمان خواهند بود و ظرفيت ذخيره سازى اطلاعات را مى توان در حد هزار برابر يا بيشتر افزايش داده و به حدود يك ترابيت در هر ۲‎/۵ سانتى متر مربع رساند!
در بخش پژوهش هاى مواد نيز، ساخت و توليد موادى با وزن بسيار كم و استحكام بسيار بالا يا مقاوم در برابر خوردگى و فرسايش در دست بررسى هستند. اين مواد مى توانند درصنايع نظامى، خودروسازى، هواپيماسازى ، صنايع ساختمانى و بسيارى از صنايع ديگر كاربردهاى بسيارى داشته باشند.
مثلاً استفاده از فن آورى نانو در رنگ پوششى خودروها، مقاومت آنها را در برابر خراشيدگى و خوردگى افزايش داده و پايدارى ، دوام و درخشش رنگ آنها را نيز بهبود مى بخشد.
همچنين با كاربرد نوعى پوشش هاى ضد چرك به دست آمده از فن آورى نانو در شيشه خودروها، آب برف و باران، گرد وخاك و... بر روى آنها باقى نمانده و هيچ گاه كثيف نخواهند شد!
با كاربرد اين فن آورى، مى توان وزن خودروها را تا ده برابر و مصرف سوخت آنها را دست كم تا حدود ۵۰ درصد يا بيشتر كاهش داد! ساخت آسمان خراش هاى بسيار بلند مرتبه و ايمن در برابر زلزله و توفان و... از ديگر چشم اندازهاى اين فن آورى است.
بنابراين گستره بسيار وسيع نانو تكنولوژى كه زندگى و آينده انسان ها را دگرگون خواهد كرد، اين نتيجه را در بر خواهد داشت كه نمى توان از كنار آن بى تفاوت گذر كرد. بسيارى از صاحب نظران و محققان، قرن آينده را قرن نانو تكنولوژى دانسته اند. به عنوان نمونه كميته مشاوران رئيس جمهور آمريكا در علوم و فن آورى در تأييد برنامه ملى نانو تكنولوژى براى سال ۲۰۰۱ ، از نانو تكنولوژى به عنوان محور اقتصاد آينده جهانى ياد مى كند.
به دليل تأثير شديد اين فن آورى بر ساير فن آورى هاى موجود و همچنين صنايع ديگر، عقيده صاحب نظران اين است كه متخصصان رشته هاى مختلف بدون گرايش به مباحث مقياس نانو، در دهه هاى آينده فرصتى براى رشد نخواهند داشت و شكوفايى بسيارى از فن آورى هاى مهم از جمله فن آورى اطلاعات و بيو تكنولوژى به عنوان دو دستاورد بسيار عظيم قرن بيستم، بدون بهره گيرى از نانو تكنولوژى دچار عقب ماندگى خواهند شد.
تكنولوژى چيست؟
قبل از اين كه درباره نانو فن آورى بيشتر صحبت كنيم، بايد ابتدا بدانيم كه اصولاً «فن آورى» چيست؟ تاكنون تعاريف زيادى از فن آورى ارائه شده است، اما شايد تعريف زير يكى از جامع ترين آنها باشد: «فن آورى عبارت است از مجموعه فرآيندها، ابزارها، روش ها ، سيستم ها و دانش به كار رفته در ساخت محصولات و ارائه خدمات».
به بيان خيلى ساده، فن آورى؛ روش انجام كار وابزارى است كه توسط آن به اهداف خود دست مى يابيم.
نانوتكنولوژى چيست؟
Nano كلمه اى يونانى به معنى كوچك است كه در فيزيك و رياضيات نشان دهنده يك ميليارديم يك كميت است. چون قطر يك اتم تقريباً به اندازه ۱۰ نانومتر است، اين اصطلاح براى مطالعه عمومى روى ذرات اتمى و مولكولى به كار برده مى شود. نانو تكنولوژى عبارت است از توانمندى توليد مواد، ابزارها و تركيبات جديد با تغيير ساختار سطوح مولكولى و اتمى آنها براى ايجاد خواص و ويژگى هاى دلخواه در اين مواد. از فن آورى نانو به عنوان «رنسانس فن آورى» و «روان كننده جريان سرمايه گذارى» ياد مى شود.
در حال حاضر بخش هاى دولتى و خصوصى كشورهاى مختلف جهان شامل ژاپن، آمريكا، اتحاديه اروپا، چين، هند، تايوان، كره جنوبى، استراليا، اسرائيل و روسيه در رقابتى تنگاتنگ بر سر كسب پيشتازى جهانى در لااقل يك حوزه از اين فن آورى به سر مى برند و روى هم رفته حدود ۳۰ كشور دنيا در زمينه فن آورى نانو داراى «برنامه ملى» يا در حال تدوين آن هستند، و طى پنج سال گذشته بودجه تحقيق و توسعه در امر فن آورى نانو را به ۳‎/۵ برابر افزايش داده اند. كشورهاى ژاپن و آمريكا نيز فن آورى نانو را مهمترين اولويت كشور خود در زمينه فن آورى اعلام كرده اند.
هرچند آزمايش ها و تحقيقات نانو تكنولوژى ، بيشتر از ابتداى دهه ۸۰ قرن بيستم شروع شده است اما اثرات تحول آفرين، معجزه آسا و باور نكردنى نانو تكنولوژى در روند تحقيق و توسعه باعث شد، نظر تمامى كشورهاى بزرگ به اين موضوع جلب شود و فن آورى نانو را به عنوان يكى از مهمترين اولويتهاى تحقيقاتى خويش طى دهه اول قرن بيست و يكم محسوب كنند ورود محصولات متكى بر اين فن آورى جهشى بس عظيم در رفاه و كيفيت زندگى و توانايى هاى دفاعى و زيست محيطى به همراه خواهد داشت و موجب بروز جابه جايى هاى بزرگ اقتصادى خواهد شد.
استفاده از اين فن آورى در كليه علوم پزشكى، پتروشيمى، علوم مواد، صنايع دفاعى، الكترونيك، كامپيوترهاى كوانتومى و غيره باعث شده، تحقيقات در زمينه نانو به عنوان يك چالش اصلى و علمى و صنعتى پيش روى جهانيان باشد.
چرخه عمر فن آورى:
براى فن آورى، چهار جزء اصلى به عنوان چهارچوب و زيربنا مطرح شده است. اين چهار جزء عبارتند از: انسان كه شامل نيروى انسانى ماهر، كارآزموده و كارشناس براى به كارگيرى و استفاده از ابزارها و انجام عمليات توليدى و همچنين نوآورى در روش هاى كار يا ساخت ابزارها و تجهيزات جديد مى شود.
اطلاعات كه شامل اطلاعات مورد نياز براى به كارگيرى تجهيزات و ابزارها و انجام فعاليت هاى توليدى مانند طرح ها، نقشه ها، محاسبات رياضى، نمودارها و نظريه هاى علمى و غيره است.
سازمان كه شامل بسترهاى پيش بينى شده قانونمند براى هدايت و مديريت هدفدار فعاليت هاى توليدى مانند سازماندهى ، بازاريابى و... است.
سخت افزار كه شامل تمام امكانات فيزيكى لازم براى انجام عمليات توليدى، مانند ابزارآلات، تجهيزات، ماشين آلات، وسايل نقليه وغيره مى شود.
بررسى چگونگى پيدايش و رشد و پيشرفت بسيارى از فن آورى ها نشان داده است، بسيارى از آنها از الگويى به نام منحنى «اس» پيروى مى كنند. اين منحنى، چگونگى رشد و تكامل يك ويژگى فن آورى را از زمان پيدايش آن تا افول، نسبت به زمان نشان مى دهد. معمولاً حد نهايى يك فن آورى، پيدايش فن آورى جديد ديگرى را نويد مى دهد. منحنى S داراى سه مرحله گذران دوران ابتدايى و پيدايش اوليه، رشد و پيشرفت و در آخر بلوغ و تكامل است.
پس از اين دوران، فن آورى رو به زوال و بالاخره منسوخ شدن مى شود.
تصميم سرنوشت ساز:
در نيم قرن گذشته، شاهد حضور حدود پنج فن آورى عمده بوده ايم كه باعث پيشرفت هاى عظيم اقتصادى در كشورهاى سرمايه گذار و ايجاد فاصله شديد بين كشورهاى جهان شده است. متأسفانه در كشور ما به دليل حاكم نبودن ديدگاههاى علمى و اقتصادى بر تصميم گيريهاى كشور و همچنين درك نشدن موقعيت ها و فرصت ها و ساده انگارى نسبت به روند آينده مملكت و جبران گذشته، اين فرصت ها و موقعيت ها يا هميشه كاملاً از دست رفته است و يا تنها پس از ، از دست رفتن زمان و گذشت دوران طلايى به آنها بها داده شده است كه البته روشن است ديگر سودى در بر نخواهد داشت. فن آورى الكترونيك و كامپيوتر در دو سه دهه گذشته از جمله فن آورى هايى بودند كه امروزه كشور ما با وجود توانمندى علمى و فنى در آنها، هيچ گونه حضور تجارى در بازارهاى چند صد ميليارد دلارى محصولات الكترونيكى و كامپيوتر ندارد.
اما هم اكنون مى توان گفت بدون شك آينده جهان تحت تأثير سه فناورى اطلاعات، نانو فناورى و زيست فناور قرار خواهد داشت كه فن آورى نانو، پايه و اساس دو فن آورى ديگر براى هرگونه پيشرفت و پژوهش است. شواهد موجود نشان مى دهند در آينده اى نزديك، درصد بالايى از بازارهاى محصولات مختلف در جهان متكى بر نانو تكنولوژى خواهند بود و به همين دليل از هم اكنون بسيارى از دولت ها و شركتهاى بزرگ و كوچك به دنبال كسب جايگاهى براى خود در اين بازارها هستند. براى مثال ، فن آورى نانو در ده الى ۱۵ سال آينده، بازار نيمه هادى را به طور كامل تحت تأثير قرار خواهد داد. در بخش دارو نيز پيش بينى شده است تا ۱۰ الى ۱۵ سال آينده، دست كم نيمى از محصولات دارويى اين صنعت بر پايه نانوتكنولوژى به دست خواهند آمد كه به وسايل تزريق جديد و آموزش هاى پزشكى روزآمد نياز خواهند داشت.
براى نشان دادن اهميت موضوع درباره مواد شيميايى نيز، فقط ذكر بازار يكصد ميليارد دلارى كاناليست ها كه تا ده سال آينده به طور كامل در اختيار كاتاليست هاى نانو ساختارى خواهد بود، كافى به نظر مى رسد. حتى از هم اكنون نيز بازارهاى بزرگى براى به كارگيرى مواد جديد در محصولات كنونى در حال شكل گيرى است. موادى كه مى توانند خواص جديد و فوق العاده اى به محصولات موجود بخشيده و موجب كاهش قيمت آنها شوند. به عنوان نمونه نانو لوله هاى كربنى باوزن كمتر و استحكام بيشتر نسبت به موادى چون فولاد، بخش زيادى از اين صنايع را در آينده تحت تأثير قرار خواهد داد.
بنابراين فن آورى نانو يكى از جديدترين اين فرصت هاست كه كشور ما بايد براى حضور يا عدم حضور در آن خيلى سريع تصميم خود را بگيرد. با اين حال، هنوز نكته بسيار اساسى در كشور ما عدم آگاهى و شناخت و توجه به روند تجارى سازى فن آورى در تصميم گيرى هاى كلان كشور است كه بايد براى آن چاره انديشى كرد.
اين فن آورى خوشبختانه يا متأسفانه تقريباً در تمامى كشورهاى دنيا هنوز دوران ابتدايى و اوليه خود را سپرى مى كند. البته با توجه به وجود نيروى انسانى متخصص و تجربيات موجود در كشور در زمينه رويارويى با فن آورى نوين نانو و نيز به ريشه اى بودن فن آورى مذكور در بسيارى از موارد، مى توان اين گونه نتيجه گرفت كه فاصله موجود ميان ايران و ديگر كشورهاى جهان در زمينه اين فن آورى بسيار كمتر از فاصله موجود در زمينه فن آورى هاى ديگر است و با گرفتن تصميم هاى درست و به موقع، نه تنها مى توان اين فاصله را به صفر رساند، بلكه مى توان در برخى شاخه ها بر ديگر كشورها پيشى گرفت. در زمينه سخت افزار و انسان افزار مرتبط با نانو فن آورى، توانايى هاى كشور در حد قابل قبولى موجود يا در حال رشد است. در سال ۱۳۸۳ ، بيش از ۸۰ آزمايشگاه از نقاط مختلف ايران اطلاعات تجهيزات خود را در زمينه سخت افزار به «شبكه زير ساخت آزمايشگاهى فن آورى نانو» ارسال كرده و متقاضى عضويت در شبكه شده اند. براساس اطلاعات اين آزمايشگاه ها، مشخص شد، اغلب دستگاه هاى مورد نياز در زمينه فن آورى نانو در كشور وجود دارند كه البته برخى از آنها نياز به ارتقا خواهند داشت.
از نظر نيروى انسانى، ظرفيت خوبى در كشور وجود دارد. اين مسأله از طريق بررسى پژوهش هاى علمى صورت گرفته قابل بررسى است. انجام ۷ پايان نامه كارشناسى ، ۷۰ پايان نامه كارشناسى ارشد و ۱۱ پايان نامه دكترى در كنار حدود ۳۰ طرح پژوهشى دانشگاهى و ۲۰ طرح تحقيقاتى صنعتى ، سندى بر اين ادعاست. علاوه بر اين، مى توان به كسب مقام ۴۲ جهانى و دوم كشورهاى اسلامى در زمينه چاپ مقالات مرتبط با فن آورى نانو در مجلات معتبر ISI در سال ۲۰۰۴ اشاره كرد.
با اين حال، تكيه اساسى در اين بخش بر روى اطلاعات افزار و سازمان افزار است. توانايى هايى همچون دانش فنى در زمينه بهره گيرى از فن آورى هاى جديد به واسطه سخت افزار و انسان افزار موجود و نيز قابليت سازماندهى اين دو بخش، به همراه روش به كارگيرى اطلاعات افزار، اجزايى از فن آورى به شمار مى روند كه به نظر مى رسد بايد توجه و تأكيد بيشترى بر روى آنها صورت گيرد. بديهى است حركت و گام برداشتن در اين راه؛ يعنى انجام پژوهش هاى كاربردى نانو تكنولوژى بايد به دور از هياهو و جنجال صورت پذيرد تا با مشكلات و موانع از طرف كشورهاى سلطه گر روبرو نگشته و به نتيجه برسد. بدون شك نتيجه اين سرمايه گذارى و تحقيقات براى آينده بسيار تعيين كننده و حساس خواهد بود زيرا اگر چه از نيروى هسته اى هم مى توان براى توليد برق و هم براى تخريب و ساختن بمب اتمى استفاده كرد، ولى از فن آورى اطلاعات ونانو تكنولوژى نمى توان به بهانه هاى واهى بهره بردارى سياسى كرد. بنابراين استفاده و سرمايه گذارى در اين راه براى ايران بسيار سودمندتر و اقتصادى تر خواهد بود.
محمدرضا زرين
گفت و گو با استاد دانشگاه علامه طباطبايى
الزام هاى احياى
فرهنگ و تمدن ايرانى
بخش دوم و پايانى
گفت وگو از يوسف ناصرى ( naseri90@yahoo.com - y)
243891.jpg
دكتر «داود هرميداس باوند»استاد دانشگاه علامه طباطبايى در بخش نخست اين گفت و گو، ابراز عقيده كرد كه با فراهم كردن زمينه  هاى لازم امكان شكوفايى فرهنگ و تمدن ايرانى هدفى دور از دسترس نيست. بخش دوم و پايانى اين گفت و گو را با هم مى خوانيم:

نوسان تمدن سازى و آبادانى و تخريب درجامعه ما وجودداشته است. در دوره صفويه، آبادانى كشور رونق مى گيرد و صادرات اجناس و كالاهاى مختلف به اروپا و كشورهاى همجوار نشان از شكوفايى اقتصاد كشور دارد.
بله. مدتها بعد از تخريب هاى گسترده در دوره مغول، مردم براى آبادكردن روستاها و قنات ها تلاش مى كنند و از اين به بعد، روستاهاى آباد به نام اشخاص معروف مى شوند. مثلاً روستاهاى زيادى به نام خسروآباد و حسين آباد در كشور داريم. در حالى كه نام اين روستاها تا قبل از آن تاريخ، چيز ديگرى بوده است.
در دوره صفوى هم، كشور عمدتاً در حالت دفاعى قرارداشت. چون صفويه با تهاجم پى درپى عثمانى ها و ازبكها مواجه مى شود. اما بالاخره دوران شكوفايى اقتصادى در دوره شاه عباس به وقوع مى پيوندد. برقرارى امنيت و رونق گرفتن تجارت داخلى و خارجى دراين دوره حاصل مى شود. شاه عباس موفق مى شود ارتش نوينى را با سلاح هاى آتشين ايجادكند، تجارت خارجى را گسترش دهد و روابط بين المللى جديدى را مطرح كند. بنابراين اگر دوران صفويه را با اروپاى زمان خودش مقايسه كنيم، مى بينيم ايران در آن دوره، چيزى كمتر ازاروپا نداشته و از نظر رفاه اجتماعى، قدرت نظامى و آبادانى و ايجاد راههاى مختلف و ارتباطات دريايى موفق بوده است.
پرتغالى ها كه در خليج فارس مستقر بودند و كنترل اين منطقه و خاوردور و اقيانوس كبير را به دست آورده بودند، به سيستم «دامپينگ» متوسل مى شدند. يعنى ادويه و ابريشم را با قيمتى ارزانتر از ساير كشورها مى فروختند و باعث ورشكست شدن تجار كشورهاى ديگرمى شدند و با پايين آوردن قيمت ها، رقباى تجارى را از صحنه تجارت خارج مى كردند. بعد از شكست نيروهاى پرتغالى مستقر در خليج فارس، ايران فرصت جديدى را به دست آورد تا درعرصه تجارت و روابط بين المللى حضور گسترده ترى داشته باشد.
كوچاندن ارامنه به ايران هم به اين منظور بود كه فعاليت صنعتى آنها باعث تهييج قوه خلاقه ايرانيان شود؟
صفويه ارامنه را به دو منظور، به ايران آورد. به هرحال، ارامنه طى چندين قرن درعرصه صنعت صاحب نام و آوازه بودند.
وقتى ارامنه به ايران مى آيند از قرارگرفتن در وضع جديد منتفع شده و در فرايند تمدنى هم موجب رونق اقتصادى جامعه ايران مى شوند.
در سده هاى پيشين هم، آراميان بودند كه درحوزه هاى تجارت و صرافى شهرت كسب كرده بودند. يكى ديگر از دلايل آوردن ارامنه به ايران، آشنايى آنها به زبان هاى اروپايى بود و از اين جهت هم، اين ارامنه در هيأت هاى نمايندگى ايران به كشورهاى ديگر نقش مترجمى را به عهده مى گرفتند.
در مقاطع بعدى هم ما دچار بحران هاى داخلى و فتنه افاغنه شديم و درگيرى ها و ويرانى هاى داخلى رخ داد و از اين لحاظ دچار بحران درونى و تخريب درونى مى شويم. نادرشاه كه آمد نقش مبارزه با قدرت هاى اشغال كننده اعم از عثمانى و ازبكها را به عهده گرفت و افاغنه را سركوب كرد. به تعبيرى ديگر، قدرت امپراتورى را احيا كرد. نادرشاه اولين كسى بود كه به ايجاد ناوگان سيستماتيك دريايى همت گماشت وقلمرو گسترده اى از آسياى مركزى و قفقاز و داغستان تا حاشيه جنوبى خليج فارس مثل عمان و مسقط را پديدآورد و به اعاده و گسترش حاكميت در منطقه پرداخت ولى از لحاظ اداره و رفاه مردم فرصت مناسبى پيدانكرد. درخشش نادر عمدتاً در زمينه نظامى بود و با مرگ او هم كشور ما ديگر بار دچار بحران داخلى شد و جانشينان او هم نتوانستند يك ساختار جانشينى ايجاد كنند. در واقع نادرشاه نتوانست يك سيستم پايدار ايجادكند و درنهايت كريم خان زند كه يكى از سرداران او بود فقط بر بخشى از ايران حكومت كرد. دوران زنديه، يك دوره نسبتاً آرام است و در اواخر دوره زنديه، مجدداً تنش  هاى درونى آشكار مى شود.
در دوره قاجاريه هم دچار ضعف مفرط مى شويم؟
در دوره قاجار در طيف سياسى و ديپلماسى جهان غرب قرارگرفتيم و شرايطى را به وجود آوردند كه ايران نتواند در جهت منافع و مصالح خودش ازجهت اقتصادى و سياسى با آزادى كامل تصميم گيرى كند. يعنى از آن تاريخ انزواطلبى ايران غيرممكن شد و اين جريانى است كه با فراز و نشيب بسيار تا به امروز استمرار داشته و درحال حاضر، بيش از گذشته چنين اجازه و رخصتى به ايران داده نمى شود تا راه انزواطلبى را درپيش بگيرد.
انقلاب مشروطه در سال ۱۲۸۵ شمسى در ايران رخ داد. اين تحول، يكى از تحولات جريان ساز در شرق جهان بود. اما چرا آن جوهره خلاق خودش را بروز نمى دهد تا كشور ما يك كشور بازيگر و صاحب نفوذ سازنده شود؟
چون ما، در طيف نفوذ قدرت هاى خارجى قرار گرفته بوديم و در چنان حالتى فعل و انفعالاتى كه درجامعه ما پديدار مى شد، بايد به نحوى از انحا با نفوذ قدرت هاى وقت ارتباط پيدامى كرد. به عبارتى يا بايد با منافع آنها همسويى پيدامى كرد و يا اينكه در مقابل منافع آنها قرارمى گرفت.
درآن دوره، ما در شرايطى نبوديم كه در مقابل منافع آن كشورها قراربگيريم. تنها راه وفرصت استثنايى اين بود كه منافع ما با منافع آنها همسويى پيداكند. از اين نظر، انقلاب مشروطه يكى از رويدادهايى است كه در چنين وضعى قرارمى گيرد. وقتى انقلاب مشروطه در ايران رخ مى دهد، در تمام آفريقا فقط دوكشور نيمه مستقل حبشه و ليبريا وجود داشتند و بقيه كشورها مستعمره بودند. در آسيا هم كشورهاى ژاپن، چين، تايلند، ايران و عثمانى مستقل بودند. انقلاب مشروطه در سال۱۹۰۶ به وقوع مى پيوندد و به طور كلى، براى حفظ آن استقلال نيم بند مى بايست ديپلماسى بهره گيرى از رقابت قدرتهاى وقت را در پيش بگيرد جلب و توجه يك قدرت است و سوم اينكه بكوشد به تعديل تحميلات و فشارهاى خارجى روى بياورد كه اين سياست از زمان اميركبير پيگيرى مى شد.
در سال۱۹۰۵ در روسيه، انقلابى كه در پى مستقر ساختن نظام مشروطه سلطنتى بود سركوب شد. در سال۱۹۰۶ انقلاب مشروطه ايران هم به وقوع پيوست و اين يك اهرم فشار ديگر بر روسيه بود. چون روسها با انقلاب مشابهى كه سال قبل در روسيه سركوب شده بود، در ايران مواجه بودند. از نظر انگليسى ها در مواجه با اين وضعيت، روسها مى توانستند به دوصورت عمل كنند يا از اين طريق روسها را وادار كنند كه به پيشنهاد انگليسى ها براى تقسيم ايران به چند منطقه نفوذ پاسخ مثبت بدهند و يا به گونه اى عمل كنند كه نفوذ روسيه فقط در دربار ايران محدود شود.
بنابراين بريتانيا تمايل داشت روسيه پيشنهاد تقسيم ايران به مناطق نفوذ را بپذيرد. از طرف ديگر هم به نفع فرانسوى ها بود و قصد داشتند بين روسيه و بريتانيا ميانجى گرى و اختلاف آنها را برطرف كنند. در چنين موقعيتى بود كه انگلستان، در سال۱۹۰۶ از انقلاب مشروطه ايران حمايت كرد ولى در عين حال در سال۱۹۰۷ عهدنامه تقسيم ايران به مناطق نفوذ را با روسيه بست. براى روسها قابل قبول نبود، انقلابى را در ايران به رسميت بشناسد كه مشابه آن را در سال قبل در خاك روسيه سركوب كرده بود. بنابراين در اينجا است كه روسها تن به عقد آن معاهده مى دهند و ايران به مناطق نفوذ تقسيم مى شود. از اين جهت، انقلاب مشروطه ايران اهرمى بود براى پيشبرد مقاصدش وگرنه منافع انگليس در شكوفا شدن مشروطيت نبود. چون اگر مى خواست شكوفا بشود مثل جرقه اى مى شد كه شبه قاره هند را مشتعل مى كرد و لذا هر دوقدرت روس و انگليس در اين مقطع به اين نتيجه رسيدند كه به طور اسمى مشروطه در ايران وجود داشته باشد ولى عقيم شود و مشاركت مردم تحقق پيدا كند. بنابراين مى بينيم كه به ظاهر در ايران مجلس وجود دارد ولى عقيم شده است و تمام فعل و انفعالاتى كه از سال۱۹۰۷ به بعد در كشور ما اتفاق مى افتد، مثل استبداد صغير و دوران فترت مجلس همه به تفاهم اين دوابرقدرت است و در آن زمان، همسويى بين منافع شان پيدا شده بود.
به همين دليل مى توان گفت جنبش مشروطه ايران اگرچه خواست آگاهان مردم ايران بود و از همسويى اوليه با منافع انگلستان برخوردار شد ولى منافع انگلستان اقتضا مى كرد راه ديگرى را نسبت به انقلاب مشروطه ايران در پيش بگيرد و به نوعى بكوشد آن انقلاب را عقيم كند.
آيا در انقلاب مشروطه ايران، جنبه سياسى در اولويت بود و يا اينكه جنبه توسعه اى كشور هم مدنظر بود؟
در آن شرايط، جنبه سياسى در اولويت بود و اينكه پروسه تصميم گيرى در دست نمايندگان مردم باشد و آنها در جهت توسعه اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى جامعه بتوانند كارساز باشند ولى اجازه داده نشد آن جنبه ساختارى اصيل و به معناى واقعى كلمه در كشور ما استقرار پيدا كند و ما به دستاوردهاى مورد نظر دسترسى پيدا كنيم.
مشروطه خواهان ايران مى توانستند آن جوهره خلاق را شكوفا كنند؟
مشروطه خواهان سعى كردند در آن فضا تا جايى كه امكان دارد، شرايط لازم را ايجاد كنند ولى مصالح ديگر كشورها در اين نبود كه اين امكان تحقق پيدا كند. كشورهاى ديگر مى خواستند مشروطه ايران به صورت عقيم شده باقى بماند.
در وضعيت فعلى در چه جايگاهى قرار داريم و جامعه ما به چه نحو مى تواند امكان دستيابى به توسعه و پيشرفت را عملى كند؟
ما از لحاظ منابع طبيعى و معدنى بسيار غنى هستيم و از لحاظ تنوع و شرايط اقليمى هم مى توانيم به صنعت توريسم توجه ويژه داشته باشيم. از لحاظ صنعت شيلات دوپهنه آبى در شمال و جنوب كشورمان وجود دارد و جمعيتى ۶۰ميليون نفرى داريم و بخش اعظم جمعيت ما فعال و پويا است همچنين كشور ما اهميت ژئوپولتيك و ژئواكونومى خاصى دارد كه مجموعه اين عوامل مى تواند زمينه ساز باشد كه در زمره كشورهاى توسعه يافته قرار بگيريم.
اما چرا به توسعه مطلوب نرسيده ايم اين برمى گردد به مسأله مديريت، فساد مالى در جامعه و تنظيم روابط خارجى و تحريم هاى شكل گرفته عليه ايران كه بايد راههاى خروج از آن را بيابيم.
بالاخره ما در چهارراه تعاملات بين المللى و همچنين بين دوكانون استراتژيك انرژى جهانى قرار گرفته ايم و بنابراين نمى توانيم سياست انزوا را در پيش بگيريم. حتى اگر چنين قصد و نيتى هم داشته باشيم، ديگران بر آن هستند ما را در گردونه تعاملات بين المللى قرار بدهند.
به اعتقاد شما موفقيت ما صرفاً در بازيگرى ما در عرصه هاى منطقه اى و بين المللى قابل تحقق است؟
بله؛ بدون ترديد منابع امروز در تعاملات جهانى و بين المللى رخصتى به ما نمى دهد كه كشورى مثل ايران در انزوا بماند و يا بتواند به يك حالت شبه خودكفايى دست يابد. در پرتو وابستگى هاى متقابل و جريان جهانى شدن، انزوا و خودكفايى ما غيرممكن است. در واقع ساير كشورها مى خواهند بدانند جايگاه ايران در طيف استراتژيك كلان تعبيه شده جهانى چيست و آيا با ارزشهاى مورد نظر قدرتهاى بزرگ همسويى پيدا مى كند يا نه؟ چون ايران با يك ديد تجديدنظرطلبانه نسبت به نظام منطقه اى و بين المللى توجه مى كند.
اعتقاد شما بر اين است كه هر ملتى كه مى خواهد زيست مناسب داشته باشد، بايد آينده نگر باشد و از گذشته اش الهام بگيرد. چگونه مى توانيم از گذشته مان الهام بگيريم و باور به آن خلاقيت را ايجاد كنيم؟
من معتقدم آن جوهره خلاق و آفريننده به صورت بالقوه در ما وجود داشته و دارد و هر وقت فرصتى پيش آمده اين خلاقيت پديدار شده و رمز بقا و پايدارى ايران در همين بوده است. اين جوهر ه اى كه من بر آن تأكيد دارم، همزيستى فرهنگى، تساهل، سازگارى نژادى و زبانى و آزادى مذهبى است. ما اين جوهره را در توشه فرهنگى و تمدنى مان داريم و امروزه هم اين ارزشها با تعابير جديدى معرفى مى شود.ما در مقاطع مختلف تاريخى به اين ارزشها احترام گذاشته ايم و نتايج سودمندى از آن به دست آورده ايم و چندبار موفق شديم امپراتورى تشكيل بدهيم اگر از ارزشهاى گذشته مان الهام بگيريم كه سازگارى و همسويى دارد با مباحث مندرج در منشور ملل متحد و اعلاميه جهانى حقوق بشر مى توانيم تاريخ جديدى را در كشورمان آغاز كنيم. منتهى نبايد فرهنگ و تمدن ايرانى را قيچى كنيم. ما جوهره اى داشته ايم كه در بدترين و سخت ترين شرايط تاريخى آن را حفظ كرده ايم و امروزه هم مى توانيم با اتكا به آن ارزشها كه اتفاقاً ارزشهاى مورد تأييد جوامع تكثرگراى امروزى است، توسعه و پيشرفت كشورمان را محقق كنيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |