پنجشنبه ۲۲ دى ۱۳۸۴ -
Thu, Jan 12, 2006
ديپلماتيك
۳۳۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
انتخابات رياست جمهورى در تانزانيا
به قدرت مردم باور دارم
«اوو مورالس» - رئيس جمهورى منتخب بوليوى
منبع : سايت اينترنتى Znet‎/ ترجمه : فاطمه موثق نژاد

از دعوت شما براى حضور در گردهمايى بزرگ انديشمندان در «دفاع از انسانيت» تشكر مى كنم.از ابراز احساسات شما براى مردم بوليوى كه با بسيج خود دراين روزهاى اخير مبارزه به بيدارى ما و توجه ما به چگونگى احياى منابع طبيعى كمك كردند، متشكرم .
آنچه كه در چند روز گذشته در بوليوى اتفاق افتاد ، عبارت از يك طغيان بزرگ توسط آنانى بود كه بيش از ۵۰۰ سال تحت ستم بودند . اراده مردم در سپتامبر و اكتبر گذشته ، خود را تحميل كرد و آغازى بود براى غلبه بر سلاح هاى قدرت. ما براى مدتى چنان طولانى با رودر رويى دو نوع فرهنگ زندگى كرده ايم : يكى فرهنگ زندگى ، كه نمايانگر مردم بومى بوده است و ديگرى فرهنگ مرگ كه توسط غرب ارائه شد . زمانى كه ما مردم بومى ، همراه با كارگران و حتى تجار كشورمان براى زندگى و عدالت مى جنگيديم ، دولت با « حاكميت قوانين دموكراتيك » پاسخ مى داد.
براى مردم بومى «حاكميت قانون» به چه معناست ؟ براى فقرا ، به حاشيه رانده شدگان ، طرد شدگان ، «حاكميت قانون» به معناى ترورهاى هدفمند و قتل هاى دسته جمعى است كه نه فقط در سپتامبر و اكتبر گذشته ، بلكه سال هاى متمادى متحمل شده ايم كه در آن ، آنها سعى كرده اند سياست هاى فقر و گرسنگى را بر مردم بوليوى تحميل كنند . گذشته از همه اينها، « حاكميت قانون » به معناى ايراد اين تهمت است كه ما ، كوچوها (Quechuas) ، آيمرها(Aymaras)، و گارانتى ها (Guaranties) ، همواره بايد اين سخنان را ازحكومت ها بشنويم كه ما هرج و مرج طلب هستيم . اين شورش مردم بوليوى نه فقط براى منابع گاز و هيدروكربن است ، بلكه براى از ميان برداشتن خيلى چيزها نظير تبعيض ، طرد ، و از همه مهمتر ، ناكامى نوليبراليسم است .
دليل اين همه خونريزى و دليل شورش مردم بوليوى يك چيز است و آن عبارت است ازنوليبراليسم. ما با شجاعت و عدم اطاعت ، گونزالو سانچز لوزادا را كه سمبل نوليبراليسم در كشورمان بود ، در هفدهم اكتبر ، يعنى روز هويت و منزلت بوليوى سرنگون كرديم . ما مظهر فساد و مافياى سياسى را سرنگون كرديم.
من مى خواهم براى شما دوستان توضيح دهم كه چگونه مردم بوليوى از پايين به بالا هشيار شدند . با چه سرعتى واكنش نشان دادند و همان را گفتندكه فرمانده ماركوس مى گويد يعنى سياستهاى فقر و گرسنگى ديگر بس است .
براى ما، هفدهم اكتبر آغازى بر يك دوران جديد سازندگى است . از همه مهمتر آنكه ما با وظيفه پايان بخشيدن به خودخواهى و فردگرايى روبرو هستيم و نيز ايجاد اشكال ديگر زندگى از حاشيه نشينى و جوامع بومى گرفته تا حلبى آبادهاى شهرى، براساس همبستگى و كمك متقابل . ما بايد به تقسيم دوباره ثروتى كه در دستان تعداد معدودى انباشته شده است ، فكركنيم . اين وظيفه بزرگ ما مردم بوليوى پس از اين قيام بزرگ است .
سازماندهى و بسيج خود ، براساس شفافيت ، صداقت و حاكميت بر سازمان هاى خود ، امر بسيار مهمى بوده است . نه تنها سازماندهى ، بلكه اتحاد نيز مهم بوده است . اكنون روشنفكران متحد در دفاع از انسانيت ، در اينجا جمع هستند . من فكر مى كنم نه تنها بايد با جنيش هاى اجتماعى متحد باشيم ، بلكه بايد با جنبش هاى روشنفكرى نيز هماهنگ بشويم . هر گردهمايى ، هر رويداد اينچنينى براساس اين اصل، براى ما رهبران كارگرى كه حاصل مبارزه اجتماعى هستيم ، يك درس بزرگ است كه به ما اجازه تبادل تجربيات و قدرت بخشيدن به مردم خود و سازماندهى توده مردم را مى دهد .
بنابراين ، جنبش هاى اجتماعى ما، روشنفكران ما ، كارگران ما و حتى احزاب سياسى كه از مبارزه مردمى ما در بوليوى حمايت مى كنند ، براى بيرون راندن گونزالس سانچز لوزادا ، با هم متحد شدند . متأسفانه اين به قيمت زندگى بسيارى از ما تمام شد ، زيرا نخوت و خودكامگى مسلط ، همچنان به تحقير مردم بوليوى ادامه مى دهد.
دوستان، بايد گفته شود كه ما بايد بيشتر در خدمت جنبش هاى مردمى و اجتماعى باشيم تا در خدمت نهادهاى موقت. من در سياست تازه كار هستم، از آن متنفر بوده ام و از اين كه تبديل به يك سياستمدار حرفه اى بشوم ، وحشت داشته ام. اما تشخيص مى دهم كه سياست مى تواند علمى درخدمت مردم باشد ، و اين كه درگيرشدن در سياست در صورتى اهميت دارد كه فرد ، قصد كمك به مردم را داشته باشد . منظور از درگيرشدن ، بيشتر به معنى زندگى كردن براى سياست است تا زندگى كردن به كمك آن . ما مبارزات خود را با جنبش هاى اجتماعى و احزاب سياسى به كمك مؤسسات دانشگاهى هماهنگ كرده ايم به طريقى كه يك بيدارى ملى وسيع ترى را ايجاد كرده است . و اين همان چيزيست كه موجبات طغيان مردم را در روزهاى گذشته فراهم آورده است .
ما وقتى از «دفاع از انسانيت» صحبت مى كنيم ، همانگونه كه در اين رخداد ، اين كار را كرديم ، تصور مى كنم اين اتفاق تنها با حذف نوليبراليسم و امپرياليسم رخ خواهد داد . و فكر مى كنم كه ما در اين مورد تنها نيستيم ، زيرا مى بينيم كه هر روز انديشه ضد امپرياليستى گسترش پيدا مى كند ، به ويژه پس از سياست هاى «تهاجمى» خونين بوش در عراق . روش ما در سازماندهى و اتحاد عليه اين سيستم، عليه سلطه تجاوز به مردم خود ، از آنجا كه استراتژيهايى براى ايجاد و تقويت قدرت مردم است ، گسترش مى يابد .
من تنها به قدرت مردم باور دارم . اين تجربه من در منطقه خودم به عنوان يك استان مجزا بود كه نشانگر اهميت قدرت محلى بود . و اكنون ، با توجه به همه آنچه كه در بوليوى اتفاق افتاده است ، شاهد اهميت قدرت همه مردم و همه ملت هستم . براى آن دسته از ما كه به اهميت دفاع از انسانيت اعتقاد دارند ، بيشترين مساعدتى كه مى توان انجام داد عبارتست از كمك به ايجاد همان قدرت مردم است . اين امر زمانى اتفاق مى افتد كه ما علائق شخصى خود را با علائق گروهى محك بزنيم . گاهى اوقات ، ما در جنبش هاى اجتماعى براى كسب قدرت مشاركت مى كنيم . ما محتاج هدايت توسط مردم هستيم ، نه بهره گيرى و يا به بازى گرفتن آنها .
امكان دارد كه ميان رهبران مردمى ما اختلاف هايى وجود داشته باشد ، كه اين امر در بوليوى وجود دارد .اما وقتى مردم هشيار باشند ، وقتى مردم بدانند كه نياز به تحقق چه چيزهايى دارند ، هر اختلافى ميان رهبران مختلف محلى ، پايان مى يابد. ما در اين زمينه پيشرفت هاى زيادى داشته ايم، بنابراين مردم ما سرانجام قادر به قيام همگانى شدند .
آنچه كه مى خواهم به شما دوستان بگويم آنست كه آنچه كه در رؤياى من و ما به عنوان رهبران بوليوى وجود دارد عبارت است از وظيفه ما در لحظات كنونى در مورد تقويت انديشه ضد امپرياليستى . برخى رهبران اكنون درباره چگونگى سازماندهى يك اجلاس بزرگ توسط انديشمندان و جنبش هاى اجتماعى و سياسى با حضور كسانى نظير «فيدل» ، «چاوز» ، و «لولا» ، صحبت مى كنند كه در آن به همه گفته شود : « ما اينجا هستيم و در مقابل تجاوز امپرياليسم آمريكا ايستاده ايم. » اجلاسى كه در آن ما با يارانمان ، ريجو برتا منچو و ديگر رهبران اجتماعى و كارگرى و شخصيت هاى بزرگى نظير پرز ازكوئيول ، متحد باشيم و از انسانيت دفاع كنيم . ما راه ديگرى نداريم ، دوستان اگر مى خواهيم از انسانيت دفاع كنيم ، راه ديگرى جز تغيير سيستم نداريم و اين به معنى غلبه بر امپرياليسم آمريكاست .
انتخابات رياست جمهورى در تانزانيا
وزير به جاى رئيس
243894.jpg
تهيه و تنظيم: هادى جرقوئيان
قرار بر اين بود در ۳۰ اكتبر ۲۰۰۵ با برگزارى انتخابات، ۳ رئيس جمهور از كشورهاى آفريقايى معرفى شوند: رؤساى جمهورى ساحل عاج، تانزانيا و زنگبار. در حالى كه رأى گيرى از مردم زنگبار در همان تاريخ معين خود برگزار شد، ۲ انتخابات ديگر لغو و به تعويق افتاد. به دليل ناآرامى هاى داخلى ساحل عاج، بنابر پيشنهاد اتحاديه آفريقا و تصويب شوراى امنيت سازمان ملل متحد، برگزارى انتخابات رياست جمهورى اين كشور براى يك سال به تعويق افتاد. از سوى ديگر، به خاطر درگذشت يكى از نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى تانزانيا، انتخابات اين كشور به ماه دسامبر موكول شد. در قانون اساسى تانزانيا پيش بينى شده است هنگامى كه يكى از نامزدهاى احزاب مختلف، به هر دليلى كشته يا فوت شود، برگزارى انتخابات به ماه هاى آينده موكول مى شود تا فرصت لازم براى معرفى و تبليغ نامزد جديد در اختيار احزاب ذينفع قرار گيرد. در هر حال، پس از بحث هاى فراوان، ابتدا، ۱۸ دسامبر ۲۰۰۵ براى انتخابات تانزانيا پيشنهاد شد، اما سرانجام، احزاب و گروه هاى مختلف، تاريخ ۱۴ دسامبر سال گذشته ميلادى را براى برگزارى رأى گيرى، تصويب و اعلام كردند.
آقاى رئيس جمهور
«جاكايا امريشو كى كوئته» (Jakaya Mirsho Kikwete) پس از برگزارى مراسم تحليف و سوگند در ۲۱ دسامبر سال گذشته ميلادى، رسماً به عنوان چهارمين رئيس جمهورى تانزانيا كار خود را آغاز كرد. او متولد ۷ اكتبر ۱۹۵۰ در «باگامويو» تانگانيكاست. كى كوئته پس از اتمام دوران متوسطه، وارد دانشگاه دارالسلام شد و در رشته اقتصاد به تحصيل پرداخت.
سابقه خدمت نظامى كى كوئته در ارتش به بعد از دوران دانشگاه بازمى گردد. پس از اخذ مدرك، كى كوئته وارد ارتش تانزانيا شد و در كنار آن نيز به فعاليت هاى سياسى خود ادامه داد. او مدارج ترقى در ارتش را پله پله طى كرد و در سال ۱۹۹۱ به درجه سرهنگى رسيد و تا به امروز نيز در آن مقام باقى مانده است.
مهم ترين فعاليت هاى رئيس جمهورى كنونى تانزانيا، تلاش هاى سياسى او بوده است؛ تلاش هايى كه در اواخر دهه ۸۰ ميلادى، رنگ تازه اى به خود گرفت. در سال ،۱۹۸۸ كى كوئته توانست به عنوان نماينده زادگاه خود، يعنى شهر باگامويو، وارد پارلمان تانزانيا شود. به دليل ساختار نظام سياسى تانزانيا، وزيران دولت همزمان با عضويت در دولت، مى توانند به عنوان نماينده رئيس جمهور در پارلمان منصوب شوند. براساس اين قانون، كى كوئته كه بعدها مسؤوليت وزارتخانه هاى متعددى را برعهده داشت، تا سال ۲۰۰۵ نماينده پارلمان تانزانيا باقى ماند.
ورود كى كوئته به رده هاى بالايى در دولت تانزانيا به دهه ۹۰ بازمى گردد. او از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ به عنوان وزير آب، انرژى و معادن تانزانيا مشغول فعاليت بود. بلافاصله به مدت يك سال، مسؤوليت وزارت دارايى را برعهده گرفت؛ پستى كه به تحصيلات دانشگاهى او مرتبط بود. اما بى شك، حضور شاخص او در دولت هاى رئيس جمهور «امكاپا» (Mkapa) اتفاق افتاد. با انتخاب شدن بنيامين امكاپا (Benjamin Mkapa) به عنوان رئيس جمهور تانزانيا در سال ،۱۹۹۵ كى كوئته فعاليت خود را به عنوان وزير امور خارجه كابينه او آغاز كرد. با انتخاب مجدد امكاپا به عنوان رئيس جمهور در سال ،۲۰۰۰ كى كوئته هم در مقام وزارت امور خارجه ابقا شد و بدين ترتيب، سياست خارجى جمهورى متحده تانزانيا طى سال هاى ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ به دست او طراحى شد و به اجرا درآمد.
احزاب
با اصلاح قانون اساسى در سال ،۱۹۹۲ اجراى سيستم «چند حزبى» در تانزانيا آغاز شد، اما اولين دوره انتخابات مطابق اين شيوه، در سال ۱۹۹۵ برگزار شد. تا پيش از آن تاريخ، نظام سياسى تانزانيا بر پايه سيستم تك حزبى استوار بود.
انتخابات پارلمانى، رياست جمهورى و نيز انتخابات شوراهاى محلى در كشور تانزانيا، هر ۵ سال يكبار و به صورت همزمان برگزار مى شود. انتخابات سال ،۲۰۰۵ سومين دوره انتخابات در نظام چند حزبى به شمار مى رفت. با اين تفاسير، در انتخابات اخير، احزاب مختلفى شركت داشتند و بايد گفت تمام آنها براى رقابت با سياستمداران اصلى كشور خود در صحنه حاضر شده بودند؛ اعضاى حزبى كه براى ۴ دهه، همچنان حاكم مطلق تانزانيا هستند: C.C.M .
CCM مخفف كلمات «Chama Cha Mapinduzi» است كه اين حروف به زبان بومى مردم شرق و مركز قاره آفريقا انتخاب شده و به معناى «حزب انقلابيون» است. CCM از زمان استقلال تانزانيا، يعنى اواسط دهه ۶۰ ميلادى تا به امروز، حاكميت خود در بخش هاى مختلف كشور را حفظ كرده است. در انتخابات رياست جمهورى سال ،۱۹۹۵ بنيامين امكاپا، نامزد اين حزب توانست به پيروزى دست يابد و با انتخاب مجدد به عنوان رئيس جمهور در سال ،۲۰۰۰ موفقيت CCM را ادامه داد. همچنين اين حزب با كسب اكثريت آرا، بيشترين تعداد كرسى هاى پارلمانى را در انتخابات سال هاى ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ به دست آورد.
در رقابت هاى انتخاباتى سال ۲۰۰۵ تانزانيا، اتفاقات قابل توجهى به وقوع پيوست. نامزد حزب CCM، جاكايا كى كوئته، با قدرت تمام و كسب بيش از ۸۰ درصد آرا، به مقام رياست جمهورى تانزانيا برگزيده شد. در رقابت هاى پارلمانى نيز از ۲۳۲ نماينده اى كه به طور مستقيم توسط مردم انتخاب مى شوند، ۲۰۶ نماينده متعلق به حزب CCM بوده اند. اين نتايج، بيانگر آن است كه حكومت CCM بر جمهورى متحده تانزانيا، دست كم تا ۵ سال آينده ادامه خواهد داشت؛ البته اگر «اتفاقى» نيفتد.
دومين حزب قدرتمند تانزانيا، «كاف» (CUF) نام دارد. CUF كه در حقيقت، مولود سيستم چند حزبى كشور است، توفيقات قابل توجهى از زمان پيدايش خود كسب نكرده است. در انتخابات رياست جمهورى سال ،۱۹۹۵ «ابراهيم ليپومبا» (Ibrahim Lipumba) كه رياست CUF را نيز برعهده دارد، تنها با كسب ۶ درصد آرا، در جايگاه سوم قرار گرفت و در دوره بعدى نيز، كه مجدداً به عنوان نامزد حزب متبوع خود معرفى شده بود، با كسب ۱۶ درصد آرا دوم شد. در رقابت هاى پارلمانى همزمان و در اولين دوره (سال ۱۹۹۵)، CUF توانست ۲۴ كرسى را از آن خود كند، اما در دوره دوم (سال ۲۰۰۰)، با افول نسبى، تنها ۱۷ نماينده اين حزب، جواز حضور در پارلمان را به دست آوردند.
در انتخابات سال ۲۰۰۵ ميلادى، سرنوشت CUF حكايت تازه اى داشت. از آنجا كه كشور تانزانيا به ۲ حكومت «زنگبار» و «تانزانيا» تقسيم مى شود كه هر يك داراى رئيس جمهور، دولت و پارلمان هاى مجزا و مخصوص به خود هستند، لذا فرصت تازه اى در اختيار CUF قرار گرفت. آنها با توجه به تجربه دوره هاى قبل، به اين نتيجه رسيدند كه توفيق چندانى در انتخابات تانزانيا نخواهند داشت؛ پس با عنايت به اينكه اكثر طرفداران CUF از اهالى جزاير زنگبار، بويژه ساكنين پمبا (Pemba) هستند، حوزه اصلى فعاليت انتخاباتى CUF در «زنگبار» متمركز شد.
با اين اوصاف، «شريف حمد» (Shariff Hamad) دبير كل CUF، نامزد آن حزب در انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۵ زنگبار شد. رقابت ميان حمد و «كارومه» (نامزد CCM) بسيار نزديك و فشرده بود. با وجود به تعويق افتادن انتخابات تانزانيا، رأى گيرى از مردم زنگبار در همان تاريخ ۳۰ اكتبر برگزار و كارومه با ۵۳ درصد آرا به عنوان رئيس جمهور معرفى شد. حمد كه ۴۶ درصد آرا را به دست آورده بود، به شدت معترض شد و اعلام كرد كه تقلب صورت گرفته است.
پس از آن، هواداران CUF به نشانه حمايت از حمد، تظاهراتى در زنگبار به راه انداختند كه به درگيرى با پليس و زخمى شدن طرفداران CUF منجر شد. گستره اعتراضات به اندازه اى بود كه مدت ۲ ماه ادامه داشت، اما تغييرى در نتايج انتخابات حاصل نشد.
بدين ترتيب، CUF با واگذارى رياست جمهورى زنگبار به رقيب خود CCM، در جبهه ديگر نيز تنها توانست ۱۹ كرسى از پارلمان زنگبار را از آن خود كند كه رقم قابل توجهى به شمار نمى آيد.
ابراهيم ليپومبا، نامزد CUF، در دسامبر گذشته براى سومين بار متوالى در انتخابات رياست جمهورى تانزانيا شركت كرد و اين بار هم با كسب ۱۱ درصد آرا و با اختلافى فاحش، در جايگاه دوم قرار گرفت؛ در رقابت هاى پارلمانى نيز، CUF تنها سهميه ۱۹ نماينده براى ۵ سال آينده در مجلس تانزانيا را به دست آورد.
با اين توضيحات مى توان گفت حزب CUF در اين دوره از انتخابات (به هر دليلى) نتوانست به اهداف از پيش تعيين شده خود دست يابد و براى جبران مافات، ۵ سال ديگر بايد صبر داشته باشد.
ديگر حزب معتبر تانزانيا، «چادما» (CHADEMA) نام دارد كه مخفف كلمات «حزب دموكراسى و توسعه» در زبان بومى است. تأثيرگذارى اين حزب نسبت به دو حزب ديگر (CCM و CUF) بسيار ناچيز است؛ اما تأخير انتخابات سال گذشته ميلادى در تانزانيا به چادما بازمى گردد. «جومبه رجب جومبه»، نامزد اين حزب، درست چند روز پيش از ۳۰ اكتبر فوت كرد و مطابق قانون اساسى، انتخابات به تعويق افتاد. البته نامزد بعدى آنها، «فرى من ام بووه» (Freeman Mbowe) هم در ۱۴ دسامبر تنها با كسب ۵ درصد آرا در رتبه سوم قرار گرفت و موفقيتى به دست نياورد. در جبهه پارلمانى نيز تنها ۵ نماينده از اين حزب به مجلس راه يافتند. درست است كه نقش حزب چادما در صحنه سياسى تانزانيا، بسيار كمرنگ تر از CCM و CUF است، اما از لحاظ قدرت، مى توان رتبه سوم را ميان احزاب اين كشور در ۵ سال آينده براى آن لحاظ كرد.
ديپلماسى
جاكايا كى كوئته در تبليغات رياست جمهورى، بر روى اهداف خاصى متمركز شد. او بيش از آنكه به شعارهاى سياسى تكيه داشته باشد، اساس فعاليت خود را بر «اقتصاد» بنا نهاد. در حقيقت، كى كوئته قصد دارد راهى را كه ۳ رئيس جمهور پيش از او در تانزانيا آغاز كرده بودند، ادامه دهد؛ يعنى «آزادسازى اقتصادى» را كه از زمان«على حسن موئينيى» (Ali Hassan Mwinyi) بنيان گذاشته شده بود، نهادينه كند. پس از موئينيى، امكاپا در طول دوران ۱۰ ساله رياست جمهورى خود، فعاليت شركت هاى خارجى در اقتصاد تانزانيا را رونق بخشيد. او معتقد بود جذب مشتاقان خارجى، تنها راه كسب رشد اقتصادى است. اما منتقدين سياست هاى امكاپا به اين اعتقاد بودند كه وى در راه اعطاى اجازه كار و فعاليت به شركت هاى بيگانه، زياده روى كرده است.
با وجود اين مخالفت ها، سياست هاى امكاپا توانست حمايت بانك جهانى و صندوق بين المللى پول را كسب كند و زمينه لغو مقدارى از بدهى هاى خارجى تانزانيا را فراهم آورد.
«من به سياست هاى اقتصادى دولت قبلى ادامه خواهم داد تا اصلاحات اقتصادى را به سرانجام رسانيم». اين جمله كى كوئته كه پس از رسيدن به رياست جمهورى تانزانيا نقل شد، برنامه هاى اقتصادى دولت او را در ۵ سال آينده به صورت آشكار به تصوير مى كشد. در حقيقت، مى توان گفت او پيش از هرچيز، مجرى سياست هاى حزب حاكم تانزانياست. CCM بيشتر از آنكه به فكر توسعه سياسى باشد، به دنبال اقتصاد مدرن است. بايد توجه داشت با همين تفكرات و در كنار سوء استفاده از قدرت بوده است كه CCM توانسته است حكومت خود را براى ۴ دهه حفظ كند. اقتصاد مدرن در تفكرات اعضاى CCM به معناى خصوصى سازى است، البته در اين ميان آنها، نقش ويژه اى براى شركت هاى سرمايه گذارى خارجى قائل هستند.
از سوى ديگر، CCM در اكثر سالهاى سلطه خود، فعاليت هاى سياسى مخالفين را (به هر شكل ممكن) تحت كنترل خود داشت. هرچند، مطابق قانون اساسى و از سال ،۱۹۹۲ فعاليت احزاب ديگر نيز قانونى شد، اما عملاً مجالى براى حضور در صحنه هاى سياسى به آنها داده نمى شد. حتى بسيارى از تحليلگران معتقدند در انتخابات ،۲۰۰۵ حزب CCM با تقلبات «گسترده» توانست به پيروزى برسد و عملاً دست CUF را از حكومت زنگبار قطع كند. با وضع موجود نبايد تغييرات چندانى را در سياست داخلى تانزانيا انتظار داشت.
در سالهاى اخير، سياست خارجى تانزانيا بر «حسن همجوارى» استوار بوده است. اين روابط دوستانه درباره ۲ كشور همسايه آنها، كنيا و اوگاندا، بيش از سايرين صادق بوده و اين موضوع بدين خاطر است كه هر سه آنها، متحد ديرين يكديگر و از مهم ترين كشورهاى شرقى آفريقا به حساب مى آيند. بنابراين، افزايش قدرت هر يك باعث افزايش وجهه ديگران نيز خواهد بود. با عنايت به تجربه ۱۰ ساله اخير، كى كوئته در مقام وزارت امور خارجه و آشنايى كامل او با سياست خارجى تانزانيا، نمى توان تغييرات محسوسى را نيز در ديپلماسى خارجى اين كشور انتظار داشت؛ هرچند، مى دانيم وزير امور خارجه در دولت آينده تانزانيا، به طور حتم تغيير خواهد كرد.
از شواهد اوليه چنين استنباط مى شود كه علاوه بر همسايگان، تانزانيا در فكر گسترش روابط با ساير كشورهاى آفريقايى بوده و اهميت خاصى نيز براى آن قائل است. براى اثبات اين قضيه، كافى است نگاهى به مراسم آغاز دوره رياست جمهورى كى كوئته به عنوان چهارمين رئيس جمهورى تانزانيا داشته باشيم. در ابتداى جشن، ۲۱ گلوله توپ به افتخار امكاپا و پايان دوره رياست جمهورى وى شليك شد. تا چشم كار مى كرد سران كشورهاى قاره سياه ديده مى شدند: ۱۱ رئيس جمهور آفريقايى از جمله حسن عمر البشير (سودان)، رابرت موگابه (زيمبابوه)، پى يره ان كورونزيزا (بوروندى)، كى باكى (كنيا) و نيز رؤساى جمهورى كنگو و اوگاندا به همراه پادشاه لسوتو. حضور نخست وزير اتيوپى هم جالب توجه بود؛ از آنجا كه درگيرى ميان اتيوپى و اريتره وارد مراحل تازه اى شده است، شايد اتيوپى بر روى حمايت هاى تانزانيا حساب ويژه اى باز كرده باشد.
* * *
به هر صورت، وقايع انتخابات به پايان رسيد و كى كوئته رئيس جمهورى تانزانيا شد. اما نكته جالب آنكه، يك سناريو، دوباره تكرار شد؛ امكاپا پيش از آنكه به عنوان رئيس جمهورى تانزانيا انتخاب شود، سابقه ۶ سال حضور در وزارت خارجه اين كشور را داشت. در اين دوره نيز كى كوئته (وزير امور خارجه) جايگاه امكاپا (رئيس دولت) را به دست آورد؛ يعنى: «باز هم وزير به جاى رئيس!».


|   شناسنامه   |   آرشيو   |