|
به بهانه نمايش طرحهاو نقاشى هاى نوشين فروتن در نگارخانه باران
بيان احساسى يك دنياى تجريدى
|
|
|
در بطن آثار نوشين فروتن، امكانات بالقوه اى احساس مى شود كه چيزى از دنياى سرعت، از دنياى هندسه دنيايى كه بر مبناى تجريد رياضى قابل فهم باشد، نهفته است. در بعضى از نقاشى هاى نوشين فروتن چيزى به عرصه وجود درمى آيد، بازمى شود، وسعت پيدامى كند، طنين مى افكند... مانند صدايى كه هردم اوج مى گيرد، صدايى پنهان كه با پديدار شدن بر پهنه كاغذ مى توان آن را با چشم شنيد! قلم نقاش، گاه به مثابه دستگاه «فونوگراف» عمل مى كند، فونوگرافى كه صداهاى غايب را مرئى مى كند و دراين ميان گاه صداهاى «فالش» نيز به ثبت مى رسد. اركستراسيون آثار فروتن هنوز به قاعده درست تنظيم نشده است. ايماژهايى كه ذهن و دست هنرمند را به حركت وامى دارند، ايماژهايى بصرى نيستند، بلكه ايماژهايى صوتى اند كه شباهتى گنگ با تكنيك هاى موسيقى به وجود مى آورند. در معمارى ريتميك آثار نوشين فروتن صداهايى از دور شنيده مى شود، صداهايى كه با «خط» و نيروهاى بيانى آن مرئى شده اند. چرخه بى پايانى از تمركز و تكرار، خطوطى كه همه چشم انداز ما را درمى نوردند. در طرح هاى فروتن مضامين مختلف در چنبره گريزناپذير خطوط بى رحم عمودى و خطوط لغزنده و مورب، براى هميشه حك شده اند. نوشين فروتن تنها با تعدادى «خط» به ميدان آمده است و با تمهيداتى چون خطاى باصره، القاى سطح، ايجاد عمق و پرسپكتيو، تمركز، تكرار، گسترش و... و با اين امكانات «نامحدود» مى خواهد جهانى «محدود» را به تصوير كشد. حقيقت آن است كه امكانات بيانى «خط»، هيچ مرز و محدوده اى نمى شناسد. نوشين فروتن با تكيه و تأكيد بسيار بر مضمون گرايى و كاربرد «روايى» خط به جاى كاربرد «بيانى» و ناب آن، در واقع گويى «پرواز» را در قفس تنگ «مضمون گرايى» اسير كرده است. در بطن آثار او، امكانات بالقوه اى جارى است، چيزى از جنس هندسه و دنياى سرعت، چيزى كه برپايه تجريد رياضى بناشده است. اما به شكلى احساسى و روايى مصرف مى شود. تلفيق اين فضا سازى تجريدى ناب با گل و گياه و آدم و ساير عناصر طبيعى، حاصلى جز يك التقاط ساختارى كه به هارمونى آثارش نوعى دوگانگى بيانى تحميل مى كند، ندارد. مضامينى كه نوشين فروتن مصرانه با استناد به تصاوير طبيعى، قصد بيان آنها را دارد، به گونه اى نافذتر و خالص تر مى تواند با بهره گيرى از «بيان ناب» خطى كه زبانى بشرى و نامحدود دارد، به مخاطب منتقل كند. ارتقاى آثار نوشين فروتن از التقاطى كه درآن دست و پا مى زند به يك زبان منسجم كه هرگونه تلفيق ناموزون را برنتابد؛ مى تواند انتظار به جايى باشد. هرچند كه در پانزده سال گذشته، او مسير روبه رشدى را در تكنيك طى كرده است. اما انتظار از او كه بتواند ساختار انتزاعى آثارش را يكدست كند ، انتظار بجايى است . پرهيز از عناصر و موتيف هاى طبيعى و دل سپردن به نيروى ناب نهفته در « خط» به او تشخص ويژه اى مى بخشد.
|