|
راهبردهاى مشترك در اجلاس رهبران جنوب شرق آسيا
بخش دوم و پايانى
|
|
|
على محمد سابقى اختلافات درون گروهى اعضاى اجلاس جنوب شرق آسيا عامل اصلى پيوند اين كشورها كه آنان را زير چتراجلاس شرق آسيا جمع كرده، چند چيز است؛ اول، موقعيت جغرافيايى كه اكثر قريب به اتفاق آنان در جنوب شرق آسيا واقع شده اند. دوم، اقتصاد و تجارت و بازار آزاد، سوم، امنيت منطقه است كه تداوم توسعه اقتصادى آنان به ثبات و امنيت منطقه بستگى دارد. چهارم، خسته شدن از دخالت و حضور قدرت بزرگى همچون آمريكا كه پس از جنگ دوم جهانى با حضور همه جانبه سياسى، نظامى و اقتصادى خود در منطقه همچون اختاپوسى در تمام شؤون جامعه شرق آسيا رخنه كرده است. اين كشورها على رغم اختلافات تاريخى، فرهنگى، مذهبى و تا حدودى سياسى كه با هم دارند، تلاش مى كنند با وحدت و همدلى و برخوردارى از حمايت قدرتهاى منطقه اى، براى اولين بار هم كه شده، خارج از سيطره نفوذ آمريكا، آينده سرنوشت خود را رقم بزنند. اما اين كه تا چه حد بتوانند به اين هدف دست يابند، بستگى به تعامل آنان و هماهنگى و همكارى براى حل اختلافات گذشته و توان جمعى آنان جهت فائق آمدن بر اين مشكلات دارد كه در ادامه به برخى از آنان اشاره مى شود. برخى از اختلافات موجود، ريشه دار و برخى ديگر ناشى از رقابتى هستند كه براى به دست آوردن قدرت بيشتر در اداره تشكيلات تازه تأسيس و سهم خواهى افزون تر از بازار اقتصاد و تجارت منطقه است. اختلافات بين چين و ژاپن از نوع اختلافات ريشه داراست كه سابقه تاريخى دارد. على رغم اين كه اين دو كشور در حال حاضر بالاترين رقم مبادلات تجارى بين خود را دارند ولى به خاطر سابقه اشغال چين از سوى ژاپن در نيمه اول قرن بيستم و جنايتهاى هولناكى كه توسط نيروهاى ژاپن عليه مردم سرزمين اشغال شده چين صورت گرفته است، زمينه براى همكارى هاى استراتژيك و اعتماد متقابل وجود ندارد. موضوع بازديد نخست وزير ژاپن از معبد «ياساكونى» و محل دفن قربانيان ژاپنى اين جنگها نيز هميشه داغ دل چينى ها و كره اى ها را تازه كرده و مانع از نزديكى هر چه بيشتر اين دو قدرت مهم شرق آسيا شده است. البته هم پيمانى نزديك ژاپن با آمريكا و ترس اين كشور از قدرت گرفتن چين و تسلط آن بر شرق آسيا و در نهايت رقابت سرسختانه اين دو رقيب سنتى منطقه، از ديگر عوامل اختلاف بين اعضاى اجلاس شرق آسيااست.همين اختلافات باعث شدكه ملاقات پيش بينى شده سه جانبه چين، ژاپن و كره جنوبى در اين اجلاس و همچنين ملاقات دو جانبه چين و ژاپن صورت نگيرد. به قول يكى از شركت كنندگان در اين نشست، در طول برگزارى دو روزه اجلاس، نمايندگان چين و ژاپن با هم صحبت نمى كردند و در يك ستيز بدون كلام به سر مى بردند. كره جنوبى هم با ژاپن در حال قهر بود، اما روسيه با همه در حال گفت وگو بود و استراليا از دست خبرنگاران ماجراجو فرار مى كرد. در عين حال، فيليپين تلاش مى كرد وقوع كودتا در كشورش را تكذيب كند، هند به دنبال سهم بيشتر از تجارت منطقه اى بود و آمريكا كه براى اولين بار از حضور مستقيم در يك اجلاس منطقه اى شرق آسيا كنار گذاشته شده بود، از دور بر روند تحولات آن نظاره مى كرد. اين در حالى بود كه همه هيأت هاى ۱۶ كشور شركت كننده در حال شكل دهى به يك تشكيلات سياسى براى منطقه در قرن پيش رو بودند. تايلند به همراه چين بر نقش اساسى كشورهاى آسه آن به علاوه چين ، ژاپن، كره جنوبى اصرار مى ورزيد. در حالى كه برخى از كشورها به رهبرى ژاپن تلاش مى كردند با وارد كردن استراليا و نيوزيلند و هند به اين اجلاس، حضور چين را متعادل كنند و از قدرت آن بكاهند. اگرچه سخنگوى وزارت خارجه چين طى مصاحبه اى اعلام كرده بود كه پكن قصد سهم خواهى بيشتر از اين اجلاس را نداردو همه اعضا از موقعيت مساوى برخوردار خواهند بود. برخى از تحليلگران معتقد بودند كه ژاپن براى برخوردارى از دست بالا در اين تشكل، تلاش خواهد كرد با تقويت گروه هوادار آمريكا و طرح مباحثى همچون موضوع حقوق بشر در چين ، نفوذ اين كشور در شرق آسيا را كاهش دهد. در مقابل چين هم تلاش مى كرد با جذب اعضاى كشورهاى آسه آن جايگاه رهبرى خود را در منطقه تقويت و نقش مسلطى در اجلاس داشته باشد.اين درحالى بودكه اعضاى ضعيف تر نيز براى جلوگيرى از له شدن توسط اعضاى قدرتمند تلاش مى كردند. تلاشهايى هم براى جلوگيرى از عضويت استراليا، نيوزيلند و هند صورت مى گرفت و استدلال مى شد كه با ورود اين سه كشور كه در حوزه جنوب شرقى آسيا قرار ندارند، اين اجلاس موضوعيت خود را از دست مى دهد. اختلاف بيشتر اعضا با ميانمار به عنوان عضو آسه آن در زمينه حقوق بشر، آزادى هاى سياسى و تعامل با مخالفين از ديگر موضوعات اختلاف برانگيز اين اجلاس بود. اختلافات اقتصادى كشمكش ها در اين زمينه بيشتر مربوط به تركيب ساختار اقتصادى اعضا بود. هند به همراه برخى از كشورها تلاش مى كرد يك منطقه آزاد تجارى از «بمبئى» تا نيوزيلند ايجاد شودكه بعداً گسترده تر شود و سه ميليارد جمعيت منطقه را در برگيرد و بزرگترين تشكيلات اقتصادى منطقه اى در نوع خود ايجاد شود. ولى اين پيشنهاد از سوى ديگران مورد استقبال واقع نشد، چون هر كشور ملاحظات اقتصادى خاص خود را داشت. ژاپن علاقه مند بود تضمينى به دست آورد كه اقتصاد در حال رشد سريع چين بر منطقه چيره نشود. ستاره در حال ظهور روسيه كه پس از سالها دست به گريبانى با مشكلات اقتصادى، كم كم در حال جان گرفتن است، در اجلاس را مى كوبيد كه در صف اول براى خود جايگاهى داشته باشد و اندونزى با بيش از ۲۰۰ ميليون نفر جمعيت كه در اين اجلاس تا حدودى به حاشيه رانده شده بود، با توان بالقوه اى كه به عنوان يك قدرت نسبتاً كوچك دارد، چنانچه بتواند به مشكلات داخلى خود سرو سامان دهد، در حال سر درآوردن از تخم بزرگ خود است. عدم حضور ايالات متحده آمريكا آمريكا به دليل خوددارى ازپذيرش و امضاى سند چشم پوشى از مداخله در امور داخلى كشورهاى منطقه كه شرط ورود به اجلاس بود، به اين اجلاس دعوت نشد. ماهاتير محمد نخست وزير سابق مالزى كه معمار اوليه اين اجلاس محسوب مى شود، نه تنها با حضور آمريكا بلكه با پيشنهاد حضور استراليا و نيوزيلند هم مخالف بود. او مى گفت با اضافه شدن اين كشورها، از اهميت اجلاس كاسته خواهد شد، چون حضور كشورهاى غير آسيايى كه از شركاى نزديك آمريكا هستند، به اهداف اجلاس لطمه وارد مى كند. وى پس از پذيرش اين دو كشور از سوى اجلاس گفت : اين يك اجلاس آسيايى نيست، بلكه اجلاس آسيا-استراليا است. اين كشور نماينده آسيا نيست، بلكه نماينده آمريكا در اجلاس است. چين هم براى دور نگه داشتن آمريكا از اين اجلاس تلاش فراوانى كرد. در مقابل، ژاپن و سنگاپور و اندونزى براى گسترش تعداد اعضاى شركت كننده تلاش مى كردند تا از اين طريق ضمن كاهش نفوذ چين، زمينه براى تقويت خط آمريكا بيشتر فراهم شود. مخالفان حضور آمريكا استدلال مى كردند كه با حضور آمريكا چند جانبه گرايى منطقه اى اجلاس، تحت تأثير سياست يك جانبه گرايى ايالات متحده قرار مى گيرد. درمقابل برخى ازتحليلگران مى گويند،آسه آن واجلاس شرق آسيا هرچقدرهم تلاش كنندكه خودسكاندارمنطقه شرق آسيا باشند، نفوذ آمريكا ازطريق برخى ازكشورهاى عضو نقش وجايگاه اين كشوردرتدوين سياستها واجراى تصميم هاى متخذه تقويت خواهدشد. البته علاوه برآمريكا، روسيه هم دراين اجلاس صرفاً به عنوان ناظرحضورداشت وهنوزهم عضويت آن قطعى نيست. قرارشد پس ازاجلاس آسه آن يك نشست ۱+۱۰ باحضور روسيه تشكيل و درمورد عضويت اين كشورتصميم گيرى شود. مديركل آسيايى وزارت امورخارجه چين نيزاخيراً طى مصاحبه اى اظهارداشت: هركشورى كه دراقيانوس آرام منافعى دارد، همچون روسيه وحتى آمريكا مى توانند بعداً دراين اجلاس حضورداشته باشند.درحال حاضر، ۱۶كشور عضو هستند و امكان دارد دراجلاس بعدى تعداد آنان به ۱۷ ويا ۱۸ كشوربرسد. «يوسف واناندى» رئيس مركزمطالعات بين المللى اندونزى دراين زمينه گفت: غيبت آمريكا ازاين اجلاس مهم، ناشى ازنوعى بى بصيرتى است،ما بخواهيم يانخواهيم اين يك واقعيت است كه درآينده، اين منطقه ازمهمترين مناطق جهان خواهد بود.آسيا براى ايجادتعادل قوا به آمريكا به عنوان شريك تجارى نيازمند است. دستاوردهاى اجلاس شرق آسيا على رغم همه اختلافات وتفاوت در ديدگاههايى كه بين اعضا وجودداشت، اين اجلاس، كارخودرا با صدور بيانيه اى تحت عنوان«بيانيه كوالالامپور» به پايان بردكه درآن نقطه نظرات رهبران شركت كننده درمورد مسائل منطقه اى وبين المللى درزمينه هاى سياسى ،اقتصادى، امنيتى واجتماعى بيان شده است. «عبدالله بداوى» نخست وزيركشورميزبان، برگزارى اجلاس راموفقيت بزرگى اعلام كردوگفت:دراجلاس، همه پذيرفتندكه ماهمگى عضويك جامعه تحت عنوان «جامعه آسيايى» وداراى منافع مشتركى هستيم. صلح، توسعه وثبات پايداردرمنطقه جزو اهداف مشترك است واميدواريم ازاين طريق به توسعه مشترك وبهره مندى چندجانبه ازطريق همكاريهاى منطقه اى دست يابيم. ماهمه براين واقعيت كه جامعه شرق آسيا درآينده يك واقعيت خواهدبود متفق القول هستيم. دربيانيه پايانى هم آمده است «مااجلاس شرق آسيارا به عنوان جايگاه فراخى جهت گفت وگوى استراتژيك پيرامون موضوعات سياسى و اقتصادى براساس منافع مشترك و با اهداف توسعه صلح و پايدارى و بهبوداقتصادى شرق آسيا ايجاد كرديم.» «اين اجلاس سالانه دركنار اجلاس آسه آن برگزار ونشست بعدى درچهاردهم ماه دسامبر ۲۰۰۶ درشهر«سيبو» درفيليپين برگزار خواهد شد.».«رهبران شركت كننده پذيرفتند كه كشورهاى عضو درسطوح مختلف توسعه قراردارند، لذا منافع ملى همه درتصميم گيريها مدنظر قرار خواهد گرفت.».«براى تضمين منافع كشورهاى كوچكترعضو، قرارشد مسؤوليت اصلى تشكيلات اجلاس شرق آسيا دردست كشورهاى عضو آسه آن باشد.».«اين اجلاس يك تشكيلات فراگير، شفاف و برون نگر بوده وتحت سلطه هيچ كشورخاصى نيست.».«گروه جديد نقش مؤثرى درشكل دهى مسائل مربوط به آسيا وبقيه جهان خواهدداشت.» نخست وزيرسنگاپوردرپايان اجلاس اظهارداشت: چالش پيش روى اين تشكيلات اين است كه در درازمدت بتواند منافع اعضاى اجلاس را تأمين كند.ما هميشه نبايد انتظارات فوق العاده اى ازاينگونه اجلاسها داشته باشيم . تصميم ها وتغييرات بزرگ سياسى هميشه قدم به قدم شكل مى گيرد.درهرجلسه بذرهايى پاشيده مى شود وزمينه براى قدمهاى بعدى مساعدتر مى شود.حفظ روابط و روبرو شدن با مشكلات قبل ازوقوع وپيش ازخطرناك شدن موضوع مهمى است. نخست وزير چين هم دراين زمينه اظهارداشت: صدوربيانيه پايانى اجلاس، بيانگراين است كه همكاريها درشرق آسيا وارد مرحله جدى جديدى شده است. دراين نشست، على رغم اينكه كشورهاى هند، استراليا و نيوزيلند به لحاظ جغرافيايى خارج از منطقه شرق آسيا بودند، اما رهبران كشورهاى آسه آن به علاوه سه كشور چين ، ژاپن وكره جنوبى با توجه به نقش مهم و راهبردى اين كشورها درهمسايگى منطقه، از پيوستن آنان به اجلاس شرق آسيا استقبال كرده اند و قرار شد دردومين نشست ، پيوستن روسيه نيز مورد بررسى قرار گيرد. كارشناسان موافق اجلاس نتيجه گيرى مى كنند كه :اگرچه جنوب شرق آسيا محل تلاقى فرهنگها، مذاهب وسيستم هاى گوناگون سياسى است، ولى تشكيل اين اجلاس يك سياست پيشگيرانه وتمرين اعتمادسازى، ساختارچندجانبه گسترده، سيستم سازى وجلوگيرى ازهرنوع تكروى و ايجاد نوعى رهبرى قابل قبول براى همه با نگاه به آينده وايجاد بنياد مستحكمى براى اقتصاد وامنيت منطقه است كه روزى درمقابل آمريكاى شمالى واروپا از خود پايدارى نشان مى دهد ومقاومت خواهد كرد. تحليلگران مخالف نيز اظهار مى دارند: اغلب سازمانهاى منطقه اى كه پيش تر با هدف همكارى وائتلاف اقتصادى تشكيل شده بودند، به خاطرشرايط بين المللى به ويژه پس ازحادثه «يازدهم سپتامبر»و بمب گذارى «بالى» دراندونزى ، به سمت همكاريهاى امنيتى وضد تروريستى حركت كرده اند. اين ساختارهاى همپوش چندجانبه، به دليل ضعف ساختارى آنان ازتوان پاسخگويى به چالشهاى مهم ومختلف ( به ويژه امنيتى) عاجزند ونمى توانند به سمت سياست پيشگيرانه حركت كنند. بنابر اين بهترين سناريو وگزينه براى سيستم گرايى درجنوب شرق آسيا، مشاركت فعال آمريكا به همراه سياست همراهى كننده چين ومنطقه گرايى قوى بين خود اعضاى اين اجلاس است . بدون فراهم شدن اين شرايط، اجلاس شرق آسيا نيز دچار ضعف ساختارى وبدون پشتوانه اجرايى خواهد شد واين احتمال وجود دارد كه قدرتهاى بزرگ منطقه اى همچون چين، ژاپن و هند به صورت فزاينده، مسير آن را به نفع خود تغيير دهند.
|