• در صورتى كه عاملان قتل ها ساعاتى ديرتر دستگير مى شدند، چهارمين زن خانه دار نيز شكار مى شد
• چهره نگارى عاملان جنايت، برگ برنده پليس براى دستگيرى متهمان بود
• سرقت، انگيزه به دست آمده از عاملان جنايت است
گروه حوادث _ عاملان قتل هاى سريالى زنان خانه دار در پايتخت، در اقدامات اطلاعاتى و عملياتى پليس و بازپرسان جنايى تهران در كمتر از ۲۹ روز دستگير شدند.
اين مرد و دختر جوان كه تحصيلات دانشگاهى دارند، با توطئه شومى به خانه سه زن كه در روزنامه ها آگهى فروش داده بودند مى رفتند و زنان خانه دار را با روش مشابهى به قتل مى رساندند.
> نقشه اى براى چهارمين جنايت!
همه مراحل براى اجراى چهارمين جنايت طى شده بود، عاملان قتل هاى سريالى اين بار طناب آبى رنگى خريده بودند تا ساعت ۱۰ صبح ديروز _ يكشنبه ۲۵ دى ماه سال جارى _ به خانه يك زن آشنا بروند و او را نيز به قتل برسانند. همه نقشه به خوبى پيش مى رفت، غافل از اينكه پليس سايه به سايه در تعقيب آنان است و اين بار نمى توانند توطئه هولناك خود را به مرحله اجرا درآورند. عصر شنبه ۲۴ دى ماه بود كه مرد جوانى در برابر ساختمان سه طبقه اى در سعادت آباد از خودرو پژو ۲۰۶ پياده شد. وقتى يكى از افسران اداره قتل خود را به او رساند و خواست بدون هر مقاومتى تسليم شود، باور نمى كرد كه راز هولناكش فاش شده باشد. اين مرد ۲۹ ساله كه «عليرضا» نام دارد، مشابهت زيادى به چهره نگارى اى داشت كه دختر دومين قربانى از يك زن و مرد خريدار خانه ترسيم كرده بود و اين براى تيم جنايى پليس كافى بود تا وى را تحت بازجويى تخصصى قرار دهد و پرده از جزئيات اين سه جنايت بردارد.
> سرنخ اصلى
سردار مرتضى طلايى، رئيس پليس تهران در مصاحبه اى مطبوعاتى به ابراز تأسف از وقوع اين جنايات پرداخت و اقدامات وسيع تيم پليسى تحت نظر بازپرسان جنايى تهران را شرح داد. رئيس پليس تهران گفت: وقتى مشخص شد كه قتل زنان خانه دار سريالى است، پيشگيرى از وقوع چهارمين قتل مشابه در دستور كار تيم ويژه جنايى قرار گرفت و آنان توانستند با سرنخ هايى كه به دست آورده بودند، عاملان جنايت را كه يك زن و مرد فيلمبردار هستند، رديابى و در كمتر از ۲۹ روز از نخستين جنايت آنان را دستگير كنند. بنا به اين گزارش، كارآگاهان جنايى، در دومين جنايت وقتى اطمينان يافتند عاملان قتل هاى سريالى زنان در پوشش خريدار خانه قربانيان به داخل خانه آنان نفوذ مى كنند، به تحقيق از خانواده آنان پرداختند و با ادعاهاى دختر قربانى توانستند يك زن و مرد جوان را چهره نگارى كنند.
اين دختر كه در بار نخست مراجعه مظنونان به قتل در خانه شان حضور داشت، توانست مشخصات اندامى و چهره آنان را فاش كند و در سوى ديگر تحقيقات كارآگاهان چند شاخه عملياتى و اطلاعاتى را در برنامه تحقيقى خود قرار دادند تا بتوانند قدم به قدم نزديك قاتلان شوند.
با سومين جنايت، پليس اقدامات خود را روى چهره نگارى مظنونان جنايت متمركز كرد و در يك مسير علمى و در حالى كه با مظنونان بسيارى در ماجراى تماس هاى تلفنى خريداران خانه با آگهى دهندگان در روزنامه ها روبرو بود، توانست با حذف هر شاخه گمراه كننده، به شاخه اصلى برسد و قاتل اصلى را شكار كند.
> اعترافات تكان دهنده قاتل
«عليرضا» كه ليسانس كشاورزى دارد، در بازجويى ها به بازپرس هنرمند و كارآگاهان گفت: «من از مدت ها پيش به خاطر نزول ۲۰ ميليون تومانى در شرايط سخت مالى قرار گرفته بودم و احتياج زيادى به پول داشتم، پدرم با توجه به اينكه داراى سه زن و بچه هاى زيادى است بعد از اينكه دفتر فيلمبردارى را براى من راه انداخت ديگر كمك مالى اى به من نكرد و هر بار نزدش مى رفتم دست خالى بر مى گشتم.» وى افزود: «تصميم گرفتم تا دست به سرقت بزنم، نزد چند تن از دوستانم تصميمم را بيان كردم كه هيچ كس حاضر نشد همراهى ام كند تا اينكه بعد از ۵ ماه يكى از دختران همكار به نام «اعظم» در دفتر فيلمبردارى را در خيابان ديدم، او دانشجوى رشته مديريت است و مى دانستم نياز مالى زيادى دارد. وقتى در تماس هاى پى در پى تلفنى به او گفتم كه نياز به يك همدست در سرقت دارم در ازاى دريافت پول پذيرفت همراهم باشد، من با ديدن آگهى هاى فروش خانه در روزنامه ها نقشه سه جنايت را كشيدم و اين دختر پذيرفت در قتل ها نيز با من همدستى كند.»
جانى سريالى زنان خانه دار، ادامه داد: «در هر سه جنايت ابتدا در قالب خريدار به خانه قربانيان مى رفتيم، آنجا را شناسايى مى كرديم سپس براى بار دوم وقتى به خانه ها مراجعه كرديم در بازديد خانه، در اتاق خواب اعظم زن صاحبخانه را به حرف مى گرفت، من پشت سر آنان قرار مى گرفتم و از غفلت مقتولان استفاده مى كردم. وقتى از پشت سر چاقو را زير گلويشان مى گذاشتم، تهديد مى كردم اگر همكارى نكنند آنان را خواهم كشت هر سه زن بلافاصله تسليم مى شدند حتى وقتى همدستم دست و پاهاى آنان را با طنابى كه همراهمان بود مى بست به اميد زنده ماندن هيچ دفاعى نمى كردند. «اعظم» در زمان جنايت به اتاق ديگرى مى رفت، براى اينكه خون به اطراف جسد و روى لباس هاى خودم نپاشد پتويى روى سرشان مى انداختم و ضربات چاقو را وارد مى كردم.»
قاتل خونسرد با اشاره به اينكه هدفى از استفاده طناب قرمز رنگ نداشته است و به طور اتفاقى اين وجه اشتراك در سه جنايت به وجود آمده است، گفت: «اصلاً تصور نمى كردم مشخص شود قتل ها سريالى است و طناب قرمزرنگ از نظر پليس مهم باشد.» وى افزود: «وقتى در روزنامه ها خواندم كه سريالى بودن قتل سه زن فاش شده است پى بردم ديگر نمى توانم با روش شكار در آگهى هاى روزنامه به جنايات ديگر دست بزنم به خاطر همين براى پيدا كردن روش ديگرى براى ادامه جناياتم، مدت زمان بيشترى نياز داشتم و از «اعظم» خواستم با من در تماس باشد. همه نقشه ام بايستى تغيير مى كرد، طناب آبى رنگى خريديم و دو روز قبل از دستگيرى براى جنايت چهارم به ولنجك رفتيم، اين بار قربانى از ميان فروشندگان خانه نبود، وقتى وارد خانه شديم، ديديم زن و شوهر هر دو هستند به خاطر همين دست خالى برگشتيم و قرار بود ساعت ۱۰ صبح در قرارى كه با يك زن آشنا گذاشته بوديم به خانه وى برويم و او را نيز به قتل برسانيم.» با اعترافات اين قاتل خونسرد، عمليات براى دستگيرى «اعظم» كه تحقيقات نشان مى داد وى دخترى ۲۲ ساله و دانشجو است، در دستور كار قضايى و پليس قرار گرفت و ساعت ۷ و ۳۰ دقيقه صبح ديروز _ ۲۵ دى ماه _ اين دختر در خانه اى واقع در تهرانپارس به دام افتاد. «اعظم» وقتى ديد كه همدستش جزئيات جنايت را فاش كرده است، پذيرفت كه در قتل هاى سريالى زنان خانه دار دست داشته است و گفت: يك روز با هم در خيابان رو در رو شديم و او پيشنهاد داد در سرقت هايى با او كه نقشه اش را كشيده همكارى كنم.»
وى افزود: «نياز مالى شديدى داشتم، قتل اين سه زن از طريق آگهى روزنامه ها، ايده «عليرضا» بود. چون من زن جوانى بودم و چهره اى دانشجويى داشتم قربانيان هيچ شكى به عليرضا نمى كردند و اجازه مى دادند با وجود اينكه تنها هستند وارد خانه هايشان شويم. در آنجا من تنها دست و پاهاى آنان را با طناب مى بستم و «عليرضا» با چاقويى كه در هر سه جنايت همراهش بود، آنان را به قتل مى رساند.
> ابهام در انگيزه
بازپرس هنرمند و سردار طلايى با توجه به اينكه عاملان جنايت سريالى در هر سه جنايت به سرقتى جزئى در حد يك ميليون تومان دست زده اند، انگيزه آنان را پرابهام و قابل بررسى دانستند.
> قاتل ساديست
سردار طلايى گفت: «بايستى در فرصتى مناسب شخصيت اين قاتل كه بسيار خونسرد است تحت كاوش قرار گيرد، اقدامات وى با توجه به اينكه فاقد هر گونه سابقه مجرمانه است مى تواند ناشى از تعادلات روحى و روانى وى باشد و شايد او يك قاتل ساديست بوده باشد. اين مرد، با اغفال دخترى كه روزى همكارش بود به بهانه سرقت و در ازاى پرداخت پول به اين دختر وى را با نقشه هاى خود همراه كرده است.»
بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، بازپرس هنرمند اقدام تيم ويژه جنايى پليس تهران كه با اجراى دستورات قضايى توانستند به موشكافى جنايات بپردازند و بتوانند با اقدامات كاملاً علمى پليسى عاملان قتل هاى سريالى زنان خانه دار را به دام اندازند، قابل تقدير دانست و از زحمات سرهنگ عطايى _ رئيس اداره ۱۰ _ سرگرد بوستانى _ افسر پرونده _ سروان احسانى فر، سرگرد كرمى و استوار مهرآبادى _ از اعضاى تيم تحقيق _ تشكر كرد.
گفت وگو با قاتلان سريالى زنان
< عليرضا ۲۹ ساله، متهم رديف اول
ازدواج كرده اى؟ ـ بله، ۵ سال قبل با همسرم آشنا شده و ازدواج كرديم. الآن هم يك دختر دارم.
درآمدت چقدر بود؟ ـ بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان در ماه.
چرا تصميم به قتل گرفتى؟ ـ مدتى بود كه ديگر كار فيلمبردارى نمى كرديم. از طرفى بدهى زيادى داشتم. پول نزولى گرفته بودم و بايد پس مى دادم. نياز شديدى به پول داشتم. فقط تصميم گرفتم دست به سرقت بزنم، ولى بعداً همه چيز در حين سرقت اتفاق افتاد.
گفته شده پدرت وضع مالى خوبى دارد، چرا از او كمك نگرفتى؟ ـ در اين باره بايد از پدرم بپرسيد.
اگر هدف سرقت بود، چرا موقع ترك محل حادثه چيزهاى كم ارزشى را با خود مى برديد؟ ـ ما خيلى عجله داشتيم. از طرف ديگر قتل هم انجام داده بوديم. در آن لحظه فقط مى خواستيم چيزى برداشته و خارج شويم. مى ترسيديم كسى بيايد و دستگير شويم.
با همدستت _ دختر جوان _ چطور آشنا شدى؟ ـ او وقتى در تهرانپارس دفتر فيلمبردارى داشتم با من كار مى كرد.
غير از او كس ديگرى هم با تو همكارى داشت؟ ـ خير، «اعظم» هم مثل اينكه نياز مالى داشت و قبول كرد.
بعد از قتل ها آيا در جريان تحقيقات پليس قرار مى گرفتى؟ ـ تنها از طريق روزنامه ها اخبار مربوط به اين حوادث را پيگيرى مى كردم.
راستى چرا از طناب قرمز استفاده مى كردى؟ ـ چون سوپرماركت تنها طناب قرمز داشت.
مگر طناب ها را از يك مغازه مى خريدى؟ ـ يك بار طناب خريده بودم، ولى براى چهارمين قتل رنگ طناب را عوض كرديم.
چرا؟ ـ مى خواستيم از حالت سريالى بودن قتل جلوگيرى كنيم. بنابراين طناب آبى رنگ خريده بوديم.
آيا شده بود موردى كه نتوانيد قتل را انجام دهيد؟ ـ بله، ۴ يا ۵ مورد از اقدامات ما ناكام بود.
چقدر در سه سرقت خود درآمد داشتى؟ ـ از فروش آنها نزديك به يك ميليون تومان درآمد كسب كردم.
چقدر به اعظم دادى؟ ـ ۲۰۰ هزار تومان، ولى قرار بود بعداً مبلغى ديگر به او بدهم.
فكر مى كردى دستگير شوى؟ ـ نه، چون تمام سعى ام بر اين بود كه هيچ ردى از خودم در محل حادثه بر جا نگذارم.
الآن چه حسى دارى؟ ـ كاش مرتكب قتل ها نمى شدم. در آن شرايط نمى دانستم دارم چه كار مى كنم.
< اعظم ۲۲ ساله، متهم رديف دوم
چرا پذيرفتى كه با عليرضا دست به جنايت بزنى؟ ـ قرار ما قتل نبود، ولى اتفاق افتاد.
چگونه وارد خانه ها مى شديد؟ ـ به عنوان خريدار به اتفاق هم مراجعه مى كرديم.
بعد چه اتفاقى مى افتاد؟ ـ من از قربانى مى خواستم روى تخت بخوابد. دست و پاهايش را با طنابى كه همراه داشتيم مى بستيم. بعد من خارج مى شدم و عليرضا كار را تمام مى كرد.
چقدر پول به تو رسيد؟ ـ من پول احتياج داشتم. بنابراين ۲۰۰ هزار تومان از عليرضا گرفتم.
الآن چه حسى دارى؟ ـ پشيمانم. كاش به خاطر نياز مالى دست به اين كار نمى زدم.
قتل سه زن خانه دارظهر روز ۲۶ آذر ماه سال جارى ساكنان ساختمانى در ميرداماد تهران با انتشار بوى غذاى سوخته در راهروها پى بردند كه اين بو از خانه زنى به نام «فرحناز» است. تيم تحقيق در صحنه قتل اين زن ديدند كه قربانى با مانتو و روسرى به تن بعد از اينكه دستان و پاهايش را با طناب قرمز رنگ پلاستيكى بسته اند با وارد آمدن ضربات چاقو به گردن و پشت كمر از پاى درآمده است. در بازرسى ويژه اى كه در صحنه جنايت صورت گرفت، مشخص شد بجز مقدارى طلا و جواهرات، چيز ديگرى به سرقت نرفته است و با توجه به اينكه «فرحناز» لباس بيرون به تن داشت، با توجه به آگهى فروش خانه وى در روزنامه ها، عاملان جنايت به بهانه خريد خانه وارد قتلگاه شده باشند.
> يك جنايت ديگر
روز ۶ دى ماه سال جارى زن۵۰ ساله اى به نام «مهناز» در سعادت آباد، به قتل رسيد. مأموران در صحنه جنايت ديدند كه دستان و پاهاى «مهناز» را با طناب قرمز رنگى از پشت بسته اند و ضربات چاقو به گردن و كمرش زده اند. اين زن با وجود لباس راحتى خانه اى كه به تن داشت، روى آن مانتويى پوشيده بود و روسرى بر سرش بود و نشان مى داد وقتى عاملان جنايت وارد خانه اش شده اند، مانتو و روسرى پوشيده است. در صحنه اين جنايت نيز سرقت جزئى جواهرات و مقدارى پول رخ داده بود و اين زن نيز براى فروش خانه اش در روزنامه اى آگهى داده بود. همين مشابهت ها كافى بود كه تيم تحقيق با حساسيت بيشترى وارد عمل شود و اين دو جنايت را سريالى بداند.
> آخرين جنايت
هنوز هيچ سرنخى از عاملان قتل زنان خانه دار به دست نيامده بود كه ظهر روز يكشنبه ۱۱ دى ماه سال جارى وقتى مردى با نگرانى به خانه اش در سه راه ضرابخانه رفت و داخل شد، پيكر خون آلود همسر ۴۱ ساله اش در حالى كه با طناب قرمز رنگى دستان و پاهاى او را بسته بودند و با صورت روى تخت افتاده بود، ديد. تيم تحقيق در بررسى ماجراى قتل هاى سريالى وقتى پاى در اين قتلگاه گذاشت و پى برد اين زن با نام «شهره» نيز در حالى كه مانتوى چرمى و روسرى به تن دارد قربانى توطئه شومى شده است، باز رد پايى از آگهى فروش خانه در روزنامه پيدا كرد.