دوشنبه ۲۶ دى ۱۳۸۴ -
Mon, Jan 16, 2006
گزارش
۳۳۷۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
خراسان شمالى چشم انتظار سفر رئيس جمهورى است
بابك بهادرى: مردم محروم استان خراسان شمالى بى صبرانه منتظر سفر رئيس جمهورى به اين استان هستند تا نتيجه حضورشان در پاى صندوقهاى نهمين انتخابات رياست جمهورى را در شدت و انسجام بخشى به روند امور اجرايى و عمرانى استان و رفع محروميتهايشان لمس كنند.
روند اجراى امور در استان خراسان شمالى با وجود شكل گيرى فيزيكى حدود ۹۵ درصد دستگاهها، سازمانها و نهادها، هنوز از پشتوانه اعتبارى مناسب برخوردار نيست.
براساس آمار رسمى منتشر شده حدود ۷۵۰ ميليارد ريال اعتبار در سال جارى به خراسان شمالى اختصاص يافته كه استاندار اين رقم را براى رفع مشكلات مردم بسيار اندك مى داند.
اوايل امسال وقتى رئيس جمهور سابق به استان خراسان شمالى سفر كرد، ۱۰۷ ميليارد ريال اعتبار به اين استان اختصاص يافت اما به اذعان مسؤولان هنوز بخش عمده اين اعتبار جذب نشده است.
استان خراسان شمالى در بيشتر شاخصهاى توسعه، رتبه هاى آخر رده بندى استانهاى كشور را دارد. اين استان راه آهن ندارد، از زيرساختهاى لازم براى تبادلات مرزى محروم است و در بخش راههاى آسفالت نيز از محرومترين استانهاى كشور است. به اذعان مسؤولان اين استان، خراسان شمالى در شاخصهاى مختلف نيز آخرين رتبه هاى كشور را دارد. براساس گزارشهاى رسمى دستگاههاى مسؤول، آسيبها و ناهنجاريهاى اجتماعى ناشى از فقر و اعتياد در خراسان شمالى روز به روز درحال افزايش است.
«موسى الرضا ثروتى» تأكيد دارد كه وضع بلاتكليف كنونى براى استان نوپاى خراسان شمالى شايسته نيست و با ادامه اين وضعيت بيش از همه مردم محروم متضرر مى شوند.
تعليق امور و يا آشفتگى اوضاع در بخشهاى مختلف استان خراسان شمالى ازجمله بخش زمين و مسكن به حدى است كه مسؤولان به طور آشكار از آن انتقاد كرده اند.
«احمد كيخسروى» رئيس كل دادگسترى خراسان شمالى اخيراً در گفت و گويى اعلام كرد: برخى خبرهاى رسيده خيلى خوشايند نيست و برخى افراد پس از تفكيك استان و بحث جابه جايى دولت و احتمال تغيير مديريتها به دنبال سوءاستفاده هاى كلان هستند، دادگسترى اين افراد را رصد كرده و به موقع و در آينده نزديك با آنان برخورد خواهدكرد.
ازسوى ديگر بيش از ۷۰ تن از كارگران مجتمع پتروشيمى خراسان مستقر در بجنورد نيز طى يك ماه اخير بارها در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و مزايا و اضافه كارى هايشان اقدام به تجمع مقابل استاندارى، اداره كل كار و امور اجتماعى و دستگاههاى مسؤولان كرده اند.
امامان جمعه و برخى ديگر از مسؤولان استان نيز با انتقاد از محروميتها و تنگناهاى پيش روى استان، خواستار اقدام مسؤولان و برنامه ريزى آنها براى سفر رئيس جمهورى به خراسان شمالى هستند.
حجت الاسلام «سيدمحمد موسوى» امام جمعه جاجرم با انتقاد از كندى اجراى طرحهاى عمرانى اين شهرستان بر لزوم اقدام جدى مسؤولان براى انعكاس اين مشكلات به رئيس جمهورى و پيگيرى سفر ايشان به استان تأكيد دارد.
حجت الاسلام «رضا سجادى» امام جمعه مانه و سملقان نيز با ابراز گلايه از بى توجهى مسؤولان به توانمنديهاى اين شهرستان، خواستار توجه مسؤولان به مردم محروم استان و سفر رئيس جمهورى به منطقه است.
براساس گزارشهاى سازمان مديريت و برنامه ريزى كشور، بيش از ۵۰ درصد شهرها و ۷۵ درصد بخشهاى استان خراسان شمالى جزو مناطق محروم و كمتر توسعه يافته هستند. اين استان ۸۴۰ هزارنفر جمعيت دارد و شهرستان بجنورد مركز آن است.
سايه اى
از زندگى!
244380.jpg
افشين اوركى
«طلاق عاطفى» يا جدايى عاطفى، نوعى جديد از زندگى ميان همسران است كه در آن، زن و شوهر صرفاً بر اساس قراردادهاى رايج و متعارف به زندگى خود ادامه مى دهند بدون اينكه هيچ گونه تناسب زيست شناختى، عاطفى و اجتماعى ميان آنها وجود داشته باشد.
سكوتى سرد و سنگين درخانه حكمفرما است. انگار با همديگر غريبه اند. در گوشه اى از اتاق، بچه ها مشغول بازى هستند. آنها خود را درگير بازى پدر و مادر نمى كنند، چرا كه بازى آنها را بلد نيستند. «داريوش» در حالى كه سيگارى بر لب داشت به دور دست ها خيره شده بود. با خود فكر مى كرد هشت سال چه زود گذشت آن زمان، «نسرين» بدون او غذا هم نمى خورد! يادش مى آمد موقع خواستگارى، به خاطر آنكه نسرين، رودر روى برادرش «محمدرضا» ايستاده بود، همه او را طرد كردند. برادرش به او گفته بود: «من براى تو مرده ام و تو نيز براى من مرده اى»! راستى حالا چه پيش آمده كه ميان آنها سكوت حكمفرما شده؟! بارها خواسته بود براى اين سؤال، پاسخى مناسب بيابد اما هر بار خود را قانع مى كرد كه عامل همه اين ناسازگاريها، نسرين است! اصلاً چرا بايد از او معذرت مى خواست؟ زنى گفتند، مردى گفتند. عقيده داشت زن در هر صورت نبايد رو در روى شوهرش بايستد. او در يك مؤسسه فرهنگى كار مى كرد و همسرش نيز خانه دار بود. دو پسر بچه شش و يك ساله حاصل هشت سال زندگى مشترك بود. حالا روزى نبود كه ميان او و همسرش درگيرى صورت نگيرد. به طور كامل به بن بست رسيده بود. نه راه پس داشت و نه راه پيش! ميان او و همسرش، پلى بود كه دو سوى آن، بچه ها قرار داشتند. با خود فكر مى كرد: «نه مى توانم مهريه بالاى او را بپردازم و نه قادرم به تنهايى از عهده نگهدارى بچه ها برآيم.» اين فكرها بدجورى او را آزار مى داد. «نسرين» نيز هر بار تصميم مى گرفت اراده اش را عملى سازد ياد صحبت هاى برادر و خانواده اش مى افتاد. اگر كورسويى اميد برايش مانده بود، مطمئن بود خانواده اش از او حمايت مى كنند، يك لحظه در خانه داريوش نمى ماند. او حتى قيد بچه ها را نيز زده بود!
در جامعه در حال گذار ايران كه در حال فاصله گرفتن از سنت ها و نزديك شدن به مؤلفه هاى صنعتى است، تضاد و تعارضى در ميان خانواده ها ايجاد شده كه مانند سكه، دوروى دارد. نه آرامش دوران سنتى را دارد ونه مواهب صنعتى شدن را احساس مى كند. مجموعه عوامل سنتى و صنعتى دست به دست هم داده و شرايطى را فراهم كرده اند تا خانواده ها، انسجام گذشته را نداشته باشند. فرآيند اين نوع ازدواج ها، درگيرى و در نهايت «طلاق» است. از سوى ديگر درگيريها و ستيزه جويى هاى زناشويى و خانوادگى، يكى از عوامل تأثير گذار بر فرزندان و در نهايت سرريز شدن مشكلات خانواده به جامعه از طريق خلافكاريها و بزه كاريهاى فرزندان و... است.
به اعتقاد تحليلگران آسيب هاى اجتماعى، در گذشته، ازدواج ها به خاطر بقاى نسل صورت مى گرفت و زوجين كمتر به نيازهاى احساسى، عاطفى و عشقى طرف مقابل خود توجه مى كردند. حتى در نزد ديگران صحبت در اين موارد زشت و ناپسند بود. يك روانپزشك، با اشاره به اينكه مسائل رفتارى همسران بايد از سه جنبه زيست شناختى، روانشناختى و جامعه شناختى مورد بررسى قرار گيرد، مى گويد: «در گذشته، ازدواجهاى صورت گرفته در كشور از شكلى سنتى برخودار بود و طلاق مذموم و زشت محسوب مى شد. دكتر «فربد فدايى»، مى افزايد: «اكنون شاهديم كه ازدواج هاى سنتى جاى خود را با ازدواج هاى «همدلانه» عوض كرده و متأسفانه بايد گفت ازدواج هاى همدلانه، بيشتر در معرض خطر قرار دارد، به دليل آنكه در اين نوع از ازدواج ها، نيازهاى روانشناختى كمتر مورد توجه قرار مى گيرد. وى در ادامه از سكوت سرد و سنگين حاكم در خانواده هاى «آشفته» به «طلاق هاى عاطفى» ياد مى كند و اظهار مى دارد: در طلاق عاطفى يا جدايى عاطفى، زن و شوهر، صرفاً براساس قراردادهاى متعارف به زندگى خود ادامه مى دهند بدون آنكه متناسب با نيازهاى زيست شناختى، عاطفى و اجتماعى به رفتار با يكديگر بپردازند. وى تصريح مى كند:در اين نوع از زندگى ها، «بچه ها» يكى از عوامل بازدارنده جدايى هاى رسمى و ثبت شده محسوب مى شوند. دكتر فدايى، بخش عمده طلاق هاى عاطفى را ناشى از متناسب نبودن افراد براى ازدواج با يكديگر مى داند و مى گويد: دونفر با توجه به پيش زمينه هاى نادرست مانند عشق شديد، به جاى ديدن واقعيت هاى شريك زندگى آينده شان، تنها خوبى هاى طرف مقابل را مى بينند!
به عقيده اين روانپزشك، طلاقهاى عاطفى در همه سنين ديده مى شود. اما يك استاد دانشگاه و آسيب شناس مسائل اجتماعى، نظرى متفاوت دارد و مى گويد: طلاقهاى عاطفى در گروههاى سنى بالاى ۴۰سال ديده مى شود. دكتر «محمدحسين فرجاد»، با اظهار تأسف از وجود طلاقهاى عاطفى در ميان اقشار تحصيلكرده، تصريح مى كند: من از طلاقهاى عاطفى به عنوان «بليه» ياد مى كنم. متأسفانه بايد بگويم به دليل نبود برنامه ريزيهاى اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى در سطح خانواده ها، با افزايش اين نوع جدايى هاى عاطفى در كشور مواجه هستيم. در حالى كه در صورت بى توجهى مسؤولان و برنامه ريزان، جامعه با فشارهاى روانى بالايى مواجه خواهد شد كه متأسفانه بازخوردهاى آن در سطوح ديگرى نيز تأثيرگذار مى شود. از جمله فرآيندهاى طلاقهاى عاطفى، افت شديد تحصيلى در بچه ها و رفتارهاى نابهنجار از سوى آنان، كاهش بازدهى اقتصادى زنان و مردان شاغل، فرار از كار يا فرار به كار و معضلات ديگر است. دكتر فرجاد، تفاوتهاى فكرى، فرهنگى، اقتصادى و شغلى را از مهمترين دلايل طلاقها يا جدايى هاى عاطفى برشمرده، مى گويد: آمارها نيز چشم انداز روشنى از وضعيت موجود را ارائه نمى دهند به گونه اى كه امروز شاهد آن هستيم ميزان طلاق در سال اول ازدواج در تهران ۳۱درصد و در كل كشور به ۱۸درصد رسيده است!
يك زوج جوان در حالى كه دختر بچه پنج ساله اى همراهشان ديده مى شود براى مشاوره به مركز مشاوره اى دولتى نزديك «پل كريمخان» مراجعه كرده اند. آنها بدون اينكه با يكديگر صحبت كنند در اتاق انتظار نشسته اند.
«پرويز» ۳۵سال دارد و دانش آموخته مقطع فوق ليسانس است. او در يكى از شركتهاى دولتى تهران كار مى كند و اهل شيراز است. پرويز، دل پرى از همسرش دارد. مى گويد: متأسفانه همسرم هيچ گونه توجه و احترامى به خانواده ام نمى گذارد در حالى كه وقتى خانواده همسرم به منزل ما مى آيند، من بايد تا كمر براى آنها خم شوم. همسرم مدام شكايت مى كند كه چرا به خانواده ام توجه و رسيدگى مى كنم؟ او اضافه مى كند: ما در منزل با يكديگر صحبت نمى كنيم، شام را جداگانه مى خوريم و خلاصه اينكه همه كارها و برنامه هايمان انفرادى است. پرويز، علت ادامه زندگى با همسر خود را مهريه بالا و بودن «پريسا» دختربچه پنج ساله اش عنوان مى كند و مى افزايد: متأسفانه با شرايطى كه دارم قادر به جدايى رسمى از همسرم نيستم و به انتظار آينده مى مانم تا ببينم چه پيش خواهدآمد! اما «صديقه» همسر پرويز نيز كه دانشجوى فوق ليسانس يكى ازدانشگاههاى تهران و اصفهانى است، مى گويد: نمى دانم چرا مردان فقط كار و تحصيلات خود را درنظرمى گيرند. اگر همسر من كار و تحصيلات بالايى دارد اين دليل نمى شود نسبت به من وفرزندم بى توجه باشد. من هم كارمند هستم و از تحصيلات بالايى برخوردارم. متأسفانه تمام فكر و ذكر همسرم خانواده اش در شيراز است. آقا، بايد ماهى يك بار به شيراز برود، در حالى كه در منزل نيز به طور مرتب بايد به خانواده خود تلفن بزند!
يك روانشناس بالينى و آسيب شناس خانواده عقيده دارد بيشتر كسانى كه دچار اين مشكلات مى شوند، شيوه زندگى را بلد نيستند.
«سيدمهدى ميرشريف» مى گويد: توجه زن و شوهر به زندگى و ارتباط آنها با يكديگر خيلى مهم است. وى با اشاره به تحقيقى كه در سال ۱۳۸۲ انجام داده به رد اين نظريه كه عامل مالى، عامل نخست طلاق هاى عاطفى نبوده است مى پردازد و اظهارمى دارد: بايد قبول كنيم كه مكانيسم زندگى ها، قبل و بعد از انقلاب با يكديگر تفاوت هاى بسيارى دارد. درواقع بايد به هنر تازگى و تازه ماندن در زندگى ها بايد اشاره كرد. هنرى كه در آن زن و شوهر به ريزه كارى هاى رفتارى يكديگر كوچكترين توجه و احترامى نمى گذارند.
وى با اشاره به تضادهاى فرهنگى موجود ميان همسران، خاطرنشان مى كند: طلاق هاى عاطفى، نوعى از درماندگى هاى آموخته شده هستند كه ريشه در فرهنگ و آموزش هاى رفتارى افراد جامعه دارند. درواقع بسيارى از خانواده هاى ايرانى، دچار درماندگى آموخته هاى نادرست خود هستند كه از روى ناچار با هم زندگى مى كنند، گرچه مؤلفه هاى آن در جوامع شهرى ممكن است ريشه هاى مالى و در جوامع روستايى از بعد فرهنگى برخوردار باشد. ميرشريفا، با انتقاد از بسيارى رفتارهاى نادرست در ميان زنان و شوهران ايرانى، تصريح مى كند: خنده دار و در عين حال تأسف آور است بگويم كه بسيارى از زنان و شوهران، حتى نمى دانند زمان صرف غذا چگونه كنار يكديگر بنشينند! حتى نوع نشستن زن و شوهر از تفكرى حاكمانه و مردسالارانه برخوردار است. چرا بايد مرد بالاى سفره يا ميز ناهار خورى و زن در پايين قرار بگيرد؟! چرا زن و شوهران ما را از ابراز علاقه و محبت به يكديگر در مقابل چشم فرزندان خوددارى كرده و از آن به شرم و حيا ياد مى كنند؟ در حالى كه وقتى مرد، نزد فرزند يا فرزندانش به همسرش توجه كند، به شكلى غيرمستقيم به فرزند يا فرزندان آموزش داده مى شود تا در آينده نسبت به همسر خود محبت داشته باشد. در حالى كه متأسفانه اكنون شاهد چنين رفتارهايى ازسوى زنان و شوهران نيستيم!
براساس پژوهشهاى صورت گرفته و برخلاف باورهاى بيشتر مردم كه مسائل و مشكلات اقتصادى را تنها عامل زيربنايى درگيرى هاى زناشويى مى دانند، اما موضوع هاى ديگرى از جمله آشنايى قبل از ازدواج، كشش ها، تناسب ها، وضعيت روانى و جسمانى، وضعيت خانوادگى و شرايط عمومى از اهميت بالايى برخوردار است. در اين پژوهش ها، مشخص شد ۷۲‎/۴ درصد زوجين، آشنايى قبل از ازدواج آنها كمتر از شش ماه بوده است! همچنين در ۶۹ درصد موارد نوع ازدواج ها به صورت خواستگارى عادى و سنتى بوده است. اما نكته حايزاهميت، نقش مردان در شكل گيرى تنش ها و درگيرى ها است.
اين پژوهش ها كه توسط «سيدمهدى ميرشريفا» روانشناس بالينى در ميان ۸۷ خانواده و از مراجعه ۴۲۰ نفر صورت گرفته مبين آن است كه در ايجاد درگيرى و تنش، مردان با ۴۳‎/۷ و زنان با ۲۶‎/۴ درصد، مقصر در درگيرى هستند.
در عين حال جهت حل مشكلات، زنان در ۶۰‎/۹ و مردان تنها در ۱۶‎/۱ درصد پيشقدم بوده اند. درحالى كه نتيجه اين نوع درگيرى ها و تنش ها، در فرزندان در ۲۱‎/۸ درصد بيمارى هاى روانى، ۱۸‎/۴ درصد اختلال در روابط بين فردى، ۹‎/۲ درصد مشكلات تربيتى و ۳‎/۴ درصد مشكلات تحصيلى است.
همچنين در ايجاد درگيرى، سطح تحصيلى زوجين در ۳۶ درصد باعث اختلاف هاى موجود شده است.
روانپزشكان و آسيب شناسان مسائل اجتماعى و خانوادگى بر اين عقيده اند كه ارتباط ميان همسران ايرانى در گونه هاى: ارتباط عاطفى، منطقى و حاكمانه ديده مى شود. اما پرسش اصلى اين است كه كدام نوع ارتباط مؤثرترين و بهترين نوع ارتباط تلقى مى شود؟
«ميرشريفا» روانشناس بالينى، با رد دوگونه ارتباط عاطفى و حاكمانه، اظهارمى دارد: موفق ترين افراد، افرادى هستند كه ارتباطى منطقى با يكديگر دارند.
در اين نوع از روابط، هركدام از افراد جامعه به طور عام و همسران به طور خاص، شرح وظيفه اى داشته كه اجراى اين وظيفه ها مى تواند منجر به برقرارى ارتباط سالمى ميان آنها شود.
او اضافه مى كند: بسيارى از ناهنجارى هاى اجتماعى در جامعه، فرآيند تلخ و منفى طلاق ها و جدايى هاى عاطفى است.
درواقع مسائل و مشكلات موجود در ميان اين خانواده ها، دست هايى نامرئى براى فرار بچه ها از محيط خانواده و پناه بردن به محيط هاى ناامن و بزهكارى خرد و كلان است.
دكتر فرجاد، آسيب شناس مسائل اجتماعى نيز با تأييد اين مسأله كه بچه ها به دليل قدرت ياديگرى و تحليل بالاى خود در خانواده هاى آشفته، از موقعيت ايجادشده سوءاستفاده بيشترى مى كنند، خاطرنشان مى كند: متأسفانه بايد گفت ارتباط فيزيكى و روانى مناسبى ميان والدين و فرزندان وجودندارد و اين مسأله باعث مى شود آنها با كوچكترين روزنه ايجادشده به سمت عوامل بيرونى، گرايش نشان دهند.
همچنين بيمارى هاى جسمانى و روانى، سردرد، استرس، مشكلات گفتارى و... از نشانه هاى مشهود و برجسته طلاق هاى عاطفى در بچه هاست.
اما يكى ديگر از مشكلات اين دسته از همسران، روابط جنسى ناقص و بيمارگونه است. ميرشريفا، روانشناس بالينى، مى گويد: بسيارى از زنان و مردان مراجعه كننده از نارضايتى و سردمزاجى همسران خود گلايه مى كنند.
او اضافه مى كند: متأسفانه طرح مسائل جنسى در رسانه هاى گروهى، در پاره اى موارد مشكل تر از طرح مسائل خانوادگى است. در حالى كه ريشه بعضى از معضلات خانوادگى، مسائل و مشكلات جنسى است.
اين روانشناس بالينى، عقيده دارد اين مسأله، تابويى براى افراد شده است.
روند روبه افزايش طلاق ها و جدايى هاى عاطفى در ميان خانواده هاى ايرانى، نگرانى هاى بسيارى را درميان روانپزشكان و تحليلگران مسائل اجتماعى ايجاد كرده است.
دكتر «فربدفدايى» بر حل درازمدت مشكل ايجادشده خوشبين نيست. اما اعتقاددارد براى تثبيت وضعيت موجود، بايد زنان و شوهران تغييراتى اساسى و بنيادين در رفتارهاى خود ايجاد كنند.
وى تصريح مى كند: به طور منطقى و براساس شواهد و مدارك موجود، ما شاهد افزايش طلاق هاى عاطفى در سطح جامعه خواهيم بود.
او اضافه مى كند: در جامعه اى كه دغدغه اصلى و غالب بر آن تأمين معيشت و به قول عوام، آب و نان مردم است و اين دغدغه ها گرايش و ميل بيشترى به ساير مؤلفه ها داشته باشد دور از ذهن نخواهدبود كه جدايى ها و طلاق هاى عاطفى، حاكم بر روابط درون گروهى يك جامعه باشد.
تقريباً از چهاردهه گذشته به اين طرف (پس از جنگ جهانى دوم) و با پيشرفت تمدن، تغييرهاى بنيادى در كليه زمينه هاى اجتماعى، اقتصادى و... از جمله در نگرش به امر ازدواج پديدار شده است، به طورى كه امروزه ديگر زن و مرد به مانند گذشته براى بقا و امنيت خود، صددرصد به همسرش وابسته نيست.
اكنون زن و مرد براى تأمين نيازهاى احساسى خود به يكديگر نگاه مى كنند. امروزه زنان نمى خواهند تحت نفوذ و حمايت بدون چون و چراى همسرانشان باشند. آنها مى خواهند چيزى بيش از مادر بودن و خانه دار شدن باشند. آنها به بيرون از خانه نظر دارند و مى خواهند تا از نظر مادى به همسرانشان متكى نباشند.
مردان نيز علاوه بر تأمين معيشت خانواده، خواهان محبت و روابط بهتر و مهرانگيزتر با همسرشان هستند. آنها وقت بيشترى براى احيا و بازسازى خود صرف مى كنند و مى خواهند در تربيت فرزندان نقش مؤثرترى ايفاكنند.
آيا در خانواده هاى آشفته كه به طور عمده ساختارى سنتى دارند، مى توان به بهبود روابط ميان همسران اميدوار بود؟ آيا مى توان از سكوت سرد و سنگين ميان زنان و شوهران جلوگيرى كرد؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |