دوشنبه ۲۶ دى ۱۳۸۴ -
Mon, Jan 16, 2006
جوان
۳۳۷۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
يك پيشنهاد
براى جوانانى كه هميشه كفش ورزشى به پا مى كنند:
يك پيشنهاد
آدمك كوچه تاريك غزل
«اين موضوع خيلى طبيعى است كه وقتى جمعيت كره زمين زياد مى شود، به تبع آن خيلى چيزهاى ديگر هم زياد مى شوند، كه اين چيزها شامل دكترها، مهندس ها، فوتباليست ها، خواننده ها، بى كله ها و حتى شاعرها هم مى شود.»
و يكى از اين شاعرها، مرتضى قاسمى است با كتاب «آدمك كوچه تاريك غزل». قاسمى متولد سال ۱۳۵۶ است و «آدمك...» اولين مجموعه شعر اوست كه توسط نشر نيك آيين در سال ۸۴ منتشر شده است.
پيشنهاد اين هفته ما براى شما مجموعه غزل پنجاه صفحه اى است كه با خريدن و خواندن آن، هم روح رمانتيك خود را سيراب مى كنيد هم باعث كمك به نشر كتاب شعر مى شويد. يكى از غزل هاى قاسمى را مى خوانيم: دلم براى سكوتم عجيب مى سوزد‎/ براى شرم نگاهى نجيب مى سوزد
در اين زمانه خورشيد سوز لامذهب‎/ تمام حرمت ما بر صليب مى سوزد
من از سقوط كبوتر چقدر مى ترسم‎/ كه بين مردم خاكى غريب مى سوزد
نه آسمان، نه زمين، مال آدمك ها نيست‎/ ميان اين همه، آنجا  نصيب مى سوزد
براى جوانانى كه هميشه كفش ورزشى به پا مى كنند:
بگذار پاهايت نفس بكشد
244452.jpg
پرديس شكيبا
به ما گله مى كنند «چرا هميشه كفش ورزشى پايتان مى كنيد؟» خبر ندارند كه اگر دست خودمان بود، در مهمانى ها هم با كتانى حاضر مى شديم. اصلاً ما هيچ چيز را با راحتى عوض نمى كنيم. راحتى پا و انگشتان پا! البته خيلى ها هم هستند كه شيك پوشى و چكمه و كفش پاشنه بلند را به راحتى ترجيح مى دهند اما ما از آن دسته نيستيم. اين مطلب را براى جوانان مثل خودمان، براى جوانان طرفدار كفش هاى ورزشى نوشته ايم.
هرچند لحظه يكبار پاهايش را از كفش بيرون مى آورد و آن ها را تكان مى داد. اگر انگشتان پايش چشم داشتند، در اين ۲ ساعت آنقدر گريه كرده بودند كه كفش ها تبديل به قايقى سوراخ در دريايى مواج شده بود. هزار بار به خودش بد و بيراه گفت كه: «عروسى آمدنت چه بود؟! و...»
چند سالى بود كه كفش مناسب مجالس رسمى را تنها در حد يكى، دو ساعت به پا كرده بود. آنقدركفش هاى ورزشى و راحت پوشيده بود كه تحمل اين كفش تنگ و مد روز را نداشت به حدى از دست كفش و لباس رسمى و مجلس رسمى تر كلافه بود كه با خودش تصميم گرفت يكى از شروط ازدواج را پوشيدن كفش ورزشى در مراسم تعيين كند!! و با خودش مى گفت «چرا من طرحى نو ايجاد نكنم؟»، «پوشيدن يك لباس رسمى با كفش ورزشى!!»
... فرداى آن روز همچنان انگشتان پايش آزرده بودند و در جايگاه راحت (كفش هاى ورزشى) روزها و هفته هاى قبل هم شرايط خوشايندى نداشتند.
ظهور كفش هاى ورزشى
در سال هاى دور دور و در شروع مسابقات ورزشى دو و ميدانى آن روز شركت كنندگان با پاى برهنه مى دويدند و مجبور بودند درد ناشى از برخورد انگشتان و كف پا به زمين ناهموار را همراه با خستگى بدنى تحمل كنند.
سرانجام بعد از گذشت چند دوره مسابقه امپراتور روم، دستور داد شركت كنندگان در اين مسابقات نوعى پاپوش راحت به پا داشته باشد. صدور چنين حكمى در شروع با مخالفت تماشاچيان و شركت كنندگان مسابقات همراه شد و برخى با اين قانون جديد كنار نيامدند.
بزودى موفقيت و پيروزى كسانى كه كفش ساخت آن ايام را پوشيده بودند، ديگران را به فكر فرو برد و آن ها نيز تن به چنين تجربه اى دادند و دريافتند شيوه جديد علاوه بر حفظ و امنيت كف پا باعث سرعت بخشيدن و اتصال بيشتر آن به زمين و در نتيجه پيروزى مى شود.
پس از استفاده از توليد اوليه دريافتند كه چسبيدن و اتصال محكم تر زيره كفش به پا از اصول ضرورى در طراحى كفش ها است. به همين جهت از تسمه هاى چرمى براى بستن كف كفش به قوزك و قسمت هاى بالاتر پا استفاده كردند.
در آن ايام بين ۲ تمدن روم و يونان، مردمى گمنام و كم جمعيت هم در تمدنى به نام Estruscans زندگى مى كردند كه حرفه و كار اصلى ايشان ساخت همين صندل ها و كفش ها بود. آن ها براى نخستين بار توانستند به شيوه هاى جديد كف كفش را با بست ها و ميخ هاى فلزى به رويه محكم كنند و به دوام كفش ها بيفزايند. به دنبال اين نوآورى رومى ها سعى كردند به نوعى كناره هاى پا را در توليدات جديد خود حفظ كنند.
... ديرى نگذشت كه با سقوط امپراتورى روم و كم رنگ شدن مسابقات ورزشى، توليدات كفش ها هم متوقف شد و اين تغيير تا قرون وسطى و پرداختن مجدد به امر ورزش (در اكثر فرهنگ ها) و نيازهايى كه در راستاى فعاليت هاى ورزشى احساس مى شد ادامه داشت و پس از آن منجر به توليد نسل جديدترى از كفش ها شد.
آغازى ديگر
در قرن ۱۸ و شروع مجدد رقابت هاى ورزشى، اهميت استفاده از كفشى راحت بخوبى احساس مى شد و توليدكنندگان سعى مى كردند براى كارآيى بهتر ورزشكار، دست به توليد كفش هاى سبك وزن بزنند.
در قرن ۱۹ كفش هاى كاملاً چرمى توليد شد كه با پايين بودن وزن به سرعت دوندگان در حين مسابقه و كشش و چسبندگى پاى ايشان به زمين كمك مى كرد. اما مشكل اين كفش ها كش آمدن و گشاد شدن آنها هنگام خيس شدن بود.
در سال ۱۸۳۲ براى نخستين بار كف كفش ها از مواد لاستيكى ساخته شد و در قدم بعدى در سال ۱۸۶۰ كفش هايى با كف پلاستيكى، رويه كتانى و بند به بازار آمد.
پس از آن بود كه با پيشرفت علم «بيومكانيك» و بررسى حركات بدن و عوامل مؤثر در كارآيى بيشتر ورزشكار، هر روز شيوه هاى جديدترى توسط توليدكنندگان مورد استفاده قرار گرفت. به گونه اى كه امروزه طراحى كفش هاى ورزشى صرفاً به منظور مقاصد ورزشى نيست و در گوشه گوشه دنيا اين كفش ها مورد استفاده نسل جوان است. به همين خاطر بيشتر تلاش توليدكنندگان بر اساس رضايت و خواست جوانان بوده و خواهد بود تا جايى كه برخى از آنان قبل از توليد انبوه تعداد معدودى را در اختيار گروهى از دانش آموزان دبيرستانى و دانشجويان قرار مى دهند تا نظر ايشان را نخست در مورد شكل ظاهرى و رنگ توليد جديد بدانند و سپس با درنظرگيرى شرايط فيزيكى و امنيتى و بهداشتى پا و بر مبناى اصول بيومكانيك از امكاناتى چون وجود ضربه گير، چراغ، ممانعت از حركات نامناسب پا و... نيز بهره مى گيرند.
چند نام مشهور در دنياى كفش هاى ورزشى:
كفش هاى ورزشى پيش از شروع اين قرن در تمام دنيا و برپاى اكثر جوانان ديده مى شوند و هر روز با توجه به علاقه، سليقه و نياز آنان طراحى متفاوتى دارند. (ساق كوتاه، ساق بلند،...) اما آنچه مى توان با جرأت در مورد آن ها ذكر كرد اين است كه:
«همواره در مقايسه با ساير كفش ها راحت تر و با دوام تر هستند» و آنچه باعث رقابت در بين توليدكنندگان مى شود پرداختن بيشتر به راحتى و تنوع ظاهرى است كه در اين ميان چند نام حداقل در بين جوانان ايرانى مشهور است.
۱- :Nike در سال ۱۹۶۲ براى نخستين بار اين كفش به نام تجارى (BRS) وارد بازار شد و پس از آن در سال ۱۹۷۲ به Nike يا همان «الهه (يونانى) پيروزى» تغيير نام داد.
۲- :Reebok در سال ۱۸۹۵ در لندن يكى از دوندگان تصميم به طراحى كفش مناسب دويدن كرد و آن را با توجه به نام فايل خود (Foster) ناميد. در سال ۱۹۵۸ نوه او در ادامه توليدات پدربزرگ نام جديد «Reebok» به معناى نوعى بز كوهى كه تند مى دود را انتخاب كرد.
۳- يكى از كفش هاى مشهور ديگر در دنياى ورزش (خصوصاً در كشور ما) آديداس adidas است. شركتى كه توسط
«Adolph dassler» در جنوب آلمان در سال ۱۹۲۴ راه اندازى شد و با توجه به نام خود توليداتش را adi das نام گذاشت.
۴- puma يكى از توليدكنندگان ديگر كفش هاى ورزشى است. پس از آن كه Adolph dassler در سال ۱۹۲۴ به توليد كفش هاى adidas پرداخت برادرش Rudolf مدتى با او همكارى كرد اما سرانجام در سال ۱۹۴۸ از وى جدا شد و خود به تنهايى به توليد كفش هاى جديد پرداخت و آن را puma يعنى «يوزپلنگ درنده آمريكايى» ناميد.
نحوه صحيح انتخاب كفش ورزشى مناسب
۱- قبل از هر كار كفش ورزشى را مناسب فعاليت خود بخريد. (كفش دو و ميدانى با كفش هاى فوتبال و... متفاوت است!)
۲- تنها به ظاهر كفش توجه نكنيد سعى كنيد به بهداشت و سلامت پا در كفش مورد نظر قبل از هر چيز اهميت بدهيد. پس كفش خود را از توليدكنندگان صاحب نام تهيه كنيد.
۳- در هنگام خريد و امتحان كفش جوراب مناسب همراه داشته باشيد و كفش خود را با جورابى كه بعداً خواهيد پوشيد، امتحان كنيد.
۴- اجازه دهيد جلوى پايتان (مقابل انگشت بزرگ) حدوداً به اندازه عرض يك انگشت خالى بماند.
۵- اطمينان حاصل كنيد كه كفش مورد نظر تنها از قسمت بند انگشتان كه در واقع پهن ترين قسمت كفش است در پاى شما خم مى شود.
۶- يك كفش خوب بايد در سطح صاف همتراز زمين باشد و بخشى از آن بالاتر و بخش ديگر پايين تر نباشد.
۷- بعد از مدتى كه از پوشيدن كفش گذشت زيره و رويه آن را به خوبى بازديد كنيد تا به سمت جلو يا پهلو كج نشده و باعث آسيب پاهايتان نشود.
چيزى براى امروز
ويل دورانت در كتاب تاريخ تمدن خود مى پرسد، چرا اروپايى ها سه قرن بعد از مسيح، به ساختن اين همه كليسا پرداختند؟ در آن زمان جمعيت اروپا چندان زياد نبود، و حتى امروز هم اين كليساها در متبرك ترين اعياد مسيحى از جماعت مؤمنان پر نمى شود. اما سؤال اصلى اينجا است كه تمدنى كه بر اساس كشاورزى استوار بود چگونه توانست چنين ثروت عظيمى را صرف ساختن چنين بناهاى عظيمى كند؟ بويژه كه حتى در جامعه صنعتى امروز هم تعمير اين كليساهاى عظيم هزينه اى گزاف مى برد.
حقيقت اين است كه كشيشان قرون وسطى به شدت مى كوشيدند به هر ترفندى شده، بر ابهت و شكوه كليسا بيفزايند تا ترس مردم از خداوند بيشتر شود. آنها سعى داشتند با خلق سبك جديدى در معمارى، كارى كنند مؤمنان هنگام اجراى مراسم مذهبى، خضوع بيشترى از خود نشان دهند. ضمن آنكه كليساها، محل زندگى و تحصيل كشيشان هم بود و آنها بدشان نمى آمد در قصرهايى زندگى كنند كه پادشاهان حسرت آن را مى خوردند. از طرف ديگر كشيشان با وجوهى كه از مردم مى گرفتند، روزگار مى گذراندند و مردم هم دراين رقابت نفس گير صدقه هاى خود را به كليساهايى مى دادند كه بزرگ تر و با شكوه تر بود و به ملكوت خداوند نزديك تر به نظر مى رسيد.
اين عكس با معيار انسانى خود تصور خوبى از كليساهاى دوران «گوتيك» به ما مى دهد. دقت كنيد آدم ها حتى در مقايسه با مجسمه هاى انسانى هم بسيار حقير به نظر مى رسند. نورپردازى كليسا هم بسيار هوشمندانه و حساب شده است. خورشيد از پشت سر كشيش طلوع مى كند و تنها به او جلوه اى الهى مى بخشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |