سه شنبه ۲۷ دى ۱۳۸۴ -
Tue, Jan 17, 2006
فرهنگ و هنر
۳۳۷۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
به بهانه تجليل از سه سينماگر
در بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر
يك پنجره
ناصر صفاريان
Nasser@saffarian
ساخته شدن ۵۲ مستند درباره سينماگران ايرانى، به خودى خود كار بزرگى است. اما مهمتر از آن به فكر ساخت آن افتادن است. آن هم در اين وانفساى بى توجهى به مستند و بويژه فيلم هاى «شخصيت محور» اين كه به هر حال اسنادى خواهيم داشت از حرفه اى هاى سينما و بعدها مى توان به عنوان مرجع به سراغشان رفت، چيز كمى نيست.
اما خبرهايى كه از بودجه در نظر گرفته شده براى فيلم ها به گوش مى رسد. اين نگرانى را به دنبال دارد كه ارزان تمام شدن بر خوب بودن چيره شود و آنچه فيلم ها را به اثرى خوب تبديل مى كند، تنها خلاقيت فيلمساز باشد، نه به كارگيرى همكاران حرفه اى و ابزار مناسب ساخت. ضمن اين كه زمان در نظر گرفته شده ۷۵ تا ۹۰ دقيقه اى براى هر فيلم هم خيلى معقول به نظر نمى رسد. نگاهى به فهرست سينماگراين كه قرار است فيلمى درباره شان ساخته شود بيندازيد. آيا تماشاگر حوصله مى كند به تماشاى فيلمى ۹۰ دقيقه اى درباره آقاى الف و آقاى ب بنشيند؟ حالا كه چنين پروژه مهمى به مرحله ساخت رسيده، حيف است فقط به مخاطب خاص فكر كنيم. شناساندن حرفه اى هاى سينما به علاقه مندان موضوع هاى هنرى و حتى عامه مردم را فراموش نكنيم. خطر ساخت مستند براى تلويزيون در همين نكته است. وقتى برگشت سرمايه - اصلاً مهم نباشد و وقتى براى نمايش فيلم، برنامه ريزى خاصى نداشته باشيم، زمان ساخت اصلاً به مخاطب فكر نمى كنيم و نتيجه اش مى شود خيل بى شمار مستندهاى تلويزيونى كه ساخته مى شود نمايش داده مى شود و بيننده اى هم ندارد. البته خوشبختانه سرپرستى اين مجموعه با دو سينماگر تواناست: رضا ميركريمى و مهرداد اسكويى. پس مى توان كم تر نگران اين مسائل بود.
خبرهاى دروغين مربوط به حضور فيلم هاى ايرانى در جشنواره هاى جهانى حالا ديگر از يكى دو مورد فراتر رفته و اين مسأله عجيب هر بار به شكلى خود را نشان مى دهد. در اين ميان، گاهى نام فيلم هاى بلند و شناخته شده هم ديده مى شود، ولى اصل موضوع بيشتر متوجه فيلم هاى كوتاه است. كارگردان فلان فيلم كوتاه، خودش مى نشيند پاى دستگاه فاكس و خبر حضور و حتى جايزه گرفتن فيلمش در فلان جشنواره خارجى را براى همه خبرگزارى ها و نشريات مى فرستد. بعد هم مى بيند همان خبر كه كوچكترين ريشه اى در واقعيت ندارد، نه تنها در برخى نشريات چاپ مى شود كه حتى روى خروجى برخى خبرگزارى ها هم قرار مى گرد. همه نه، برخى.
هر جشنواره اى در هر كجاى دنيا باشد به هر حال نامش ثبت شده است و در سايت آن جشنواره مى توان اطلاعات مربوط به آن را پيدا كرد. آيا مسؤوليت پذيرى دست اندركاران رسانه ها ايجاب نمى كند قبل از استفاده از چنين خبرهايى، سرى به سايت آن جشنواره بزنند و از درستى آن اطمينان حاصل كنند؟ گاهى خبر حضور فيلمى را در جشنواره فلان شهر خارجى مى بينيم و بعد متوجه مى شويم آن شهر اصلا جشنواره سينمايى ندارد!
سريال «شب هاى برره» نكته مهمى دارد كه تا به حال در هيچ يك از سريال هاى عامه پسند تلويزيون نديده ايم: پايان باز ماجرا. «شب هاى برره» به قصد جذب تماشاگر از خيلى كليشه ها استفاده مى كند، اما برخلاف عادت بيننده تلويزيون كه دوست دارد بفهمد آخر ماجرا چه مى شود و سير تا پياز وقايع مربوط به شخصيت هاى فرعى هم بايد برايش روشن شود، در اين جا چيزى به نام «پايان» ماجرا نداريم و در دل كليشه ها، داستان به صورت مدرن و با پايان باز به اتمام مى رسد. اگر اجرا از متن كم نمى آورد، «شب هاى برره» مى توانست يكى از بهترين طنز هاى تلويزيونى باشد.
و نكته خواندنى ديگر از «شازده كوچولو»:
جز با چشم دل، هيچى را چنان كه بايد نمى شود ديد. نهاد و گوهر را چشم سر نمى بيند.
به بهانه تجليل از سه سينماگر
در بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر
اين سه هنرمند
244503.jpg
باربد برزويه
تا دوروز ديگر بيست و چهارمين جشنواره بين المللى فيلم فجر آغاز مى شود. هر جشنواره بخشهاى گوناگونى دارد كه بخشى از مخاطبان را به سوى خود جلب كند. يكى از اين بخشها بزرگداشت و تجليل از چهره هاى سينمايى است. تا چند سال قبل يكى از بخشهاى مهم جشنواره به اين بزرگداشت ها اختصاص داشت. چند فيلم از هنرمند مورد تجليل انتخاب و در يك سانس جداگانه به نمايش درمى آيد. اما در دو سه سال اخير اين تجليل تنها به مراسم افتتاحيه ختم مى شود. امسال هم قرار است گلاب آدينه، خسروسينايى و مجيد انتظامى مورد تجليل واقع شوند. اين سه نام در عرصه هاى مختلف سينما به نوبه خود تأثير محسوسى بر سينما گذارده اند.

گلاب آدينه
آخرين نقش آفرينى او را در سينما با فيلم ميهمان مامان ساخته داريوش مهرجويى به ياد مى آوريم. اين فيلم در سينما با اقبال مخاطبان روبرو شد و چندين بار هم پس از پايان نمايش در سينما از تلويزيون پخش شد.
آدينه در اين فيلم ايفاگر نقش مادرى مهربان بود كه در رودربايستى با ميهمانانش سعى داشت سفره اى رنگين براى آنها تدارك ببيند.
چهره اين مادر مهربان كه هميشه هم چهره اى مشوش و خسته دارد در اين سالها به پرسوناى آدينه تبديل شده است، گلاب آدينه متولد۱۳۳۲ و فارغ التحصيل رشته اقتصاد سياسى است. او كار بازيگرى را از گروه تئاتر پياده همراه با مهدى هاشمى و داريوش فرهنگ آغاز و در همان سالها با هاشمى ازدواج كرد. حاصل حضور در صحنه آن سالها بازى در نمايشهايى چون آدمهاى ماشينى، داستانى نه چندان تازه و دايره گچى قفقازى بود. اولين حضور تصويرى رسمى آدينه به بازى در مجموعه تلويزيونى افسانه سلطان و شبان و ايفاى نقش سلطان بانو باز مى گردد. پس از اين مجموعه چند سال طول كشيد تا براى اولين بار در سال۱۳۶۷ جلوى دوربين رخشان بنى اعتماد رفت و در فيلم زرد قنارى بازى كرد. اين همكارى بعدها در فيلمهاى بانوى ارديبهشت روسرى آبى و زير پوست شهر نيز تكرار شد. آدينه امسال نيز در دوفيلم آرامش در ميان مردگان (مهرداد فريد) و وقتى همه خواب بودند (فريدون حسن پور) حضور يافت كه از اين دوفيلم وقتى همه خواب بودند در بخش مسابقه سينماى ايران حضور دارد.
آدينه در كنار فعاليت هاى سينمايى، عرصه تئاتر را نيز فراموش نكرد و سال۷۰ گروه تئاتر مرواريد را پايه گذارد و با نمايش هايى چون پوف (مرحوم هوشنگ حسامى)، در مصر برف نمى بارد (دكتر على رفيعى)و... روى صحنه رفت. آدينه نقش مؤثرى نيز در اين سالها در تربيت بازيگران جوان داشته است.
عروس افغان، زندان زنان، فصل پنجم، بهترين باباى دنيا و شكار خاموش عمده فيلمهاى اين بازيگر باسابقه به شمار مى آيد.
خسرو سينايى
سينايى در سال۱۳۱۹ متولد شد. او فارغ التحصيل آكادمى موسيقى و هنرهاى نمايشى وين در رشته كارگردانى و فيلمنامه نويسى و كنسرواتوار وين در تئورى موسيقى است.
او را بيشتر در عرصه سينماى مستند مى شناسيم و دركنار آثار بلند داستانى كه جلوى دوربين برده مستندهاى قابل توجهى را نيز كارگردانى كرده است.
آوايى كه عتيقه مى شود، شرح حال، آن سوى هياهو، سردى آهن، مرثيه گمشده و... عمده آثار مستند اين فيلمساز را تشكيل مى دهند. نخستين فيلم بلندش زنده باد... بود كه در سال۱۳۵۸ ساخت و آخرين فيلم او تا پايان دهه هفتاد عروس آتش است. سينايى امسال نيز گفت وگو با سايه را ساخت كه به زندگى صادق هدايت مى پردازد. اين فيلم در بخش خارج از مسابقه جشنواره امسال به نمايش درمى آيد. فيلمهاى بلند سينايى نيز آشكارا تحت تأثير نگاه مستندپرداز او بوده است، به طور مثال براى ساختن فيلم عروس آتش، مدتها روى زندگى مردم نواحى جنوب و تعصبات قبيله اى آنها تحقيق كرد.
سينايى در فيلم در كوچه هاى عشق نيز روايتگر اجتماع پس از جنگ بود و با بيانى غيرمستقيم به اين مقوله پرداخت.
سينايى در برخى از فيلمهايش سازنده موسيقى متن نيز بوده است كه موسيقى فيلمهاى عروس آش، كوچه پاييز، در كوچه هاى عشق، يار در خانه، مرثيه گمشده و هيولاى درون از ساخته هاى او به شمار مى آيد.
مجيد انتظامى
انتظامى تحصيلات موسيقى خود را در آلمان به پايان رساند و از سال۵۸ و فيلم سفر سنگ كه آغاز به كار كرد تا امروز براى حدود ۸۰فيلم سينمايى موسيقى ساخته است.
او جزو آن دسته از موسيقى دانانى به شمار مى آيد كه ملودى تصنيف هايش براى هر فيلم با ديگرى متفاوت به نظر مى رسد. در كمتر فيلمى - مگر بنا به تشابه سوژه ها - مى توان يك ساز را از او شنيد كه نتى واحد با فيلمى ديگر و همان ساز مى نوازد.
درباره انتظامى جالب اينكه پس از ساختن موسيقى فيلم از كرخه تا راين (ابراهيم حاتمى كيا) مخاطبان مدتها موسيقى اين فيلم را با سوت مى نواختند و كاست آن نيز مدتها جزو پرفروش ترين آثار ضبط شده موسيقى بود.
بعدها همكارى انتظامى با حاتمى كيا در فيلم بوى پيراهن يوسف نيز ادامه يافت كه سرنوشت موسيقى آن فيلم هم شبيه به از كرخه تا راين شد.
از ديگر فيلمهاى مطرح اين آهنگساز مى توان به روز واقعه اشاره كرد كه انتظامى در اين فيلم به تلفيق سازهاى مختلف عربى رسيده و به تفكيك نيز از آنها در بخشهاى مختلف فيلم سود جسته بود.
من ترانه پانزده سال دارم، مريم مقدس، اعتراض، آژانس شيشه اى، دل و دشنه، راه افتخار، آذرخش، مرد ناتمام، اوينار، ناصرالدين شاه آكتور سينما، ابليس، شب بيست و نهم، زرد قنارى، ترن، كانى مانگا، هراس، دبيرستان، دزد و نويسنده، دستفروش، باى سيكل ران، عقابها، پرونده، آفتاب نشين ها و خط قرمز از عمده فيلمهايى محسوب مى شود كه انتظامى براى آنها موسيقى ساخته است. البته آنچه آمد درباره تجليل بخش سينماى ايران بود. در بخش سينماى جهان نيز سيدنى اوست. يوجى يامارا سينماگرانى هستند كه مورد تقدير واقع مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |