• قاتلان سريالى قربانى جديد خود را از ميان ليست فروشندگان خانه هاى شمال تهران با قرعه كشى انتخاب مى كردند
• عاملان قتلهاى سريالى زنان خانه دار تهرانى در جريان بازجويى هاى پليسى و قضايى جزئيات تازه اى از اعمال تبهكارانه خود را فاش كردند
• يكى از بستگان نخستين قربانى قتلهاى سريالى با مراجعه به مأموران آگاهى ادعايى را مطرح كرد كه در صورت صحت آن، روند رسيدگى به پرونده تغيير پيدا خواهد كرد
• «اعظم» به هنگام شست و شوى پيكر قربانى جنايت شان در غسالخانه بهشت زهرا ، از اين صحنه به طور پنهانى فيلمبردارى مى كرد
گروه حوادث: قاتلان سريالى قربانى جديد خود را از ميان ليست تهيه شده از فروشندگان خانه هاى شمال تهران با قرعه كشى انتخاب مى كردند.عاملان قتلهاى سريالى زنان خانه دار تهرانى در جريان بازجويى هاى پليسى و قضايى جزئيات تازه اى از اعمال تبهكارانه خود را فاش كردند.
5 ساعت بازجويى از دو متهم بازداشت شده درحالى انجام مى گرفت كه تا لحظه اعلام خبر بازداشت آنان، قاتلان تنها جنايتها را به گردن گرفته و از اظهار نظر درباره جزئيات ماجرا طفره مى رفتند.
تحقيقات تكميلى درباره دو قاتل دستگير شده به دنبال طرح ابهامات زيادى درباره انگيزه و چگونگى وقوع قتلها آغاز شد.مقاومت دو متهم به دنبال ارائه دلايل و مستندات پليس سرانجام شكسته شده و آنان به نكته هاى جديدى از شيوه انتخاب قربانيان خود اعتراف كردند.
بر اساس اظهارات متهمان، نخستين جرقه هاى طرح نقشه سرقت از ۲ ماه قبل در ذهن «عليرضا» زده شد.
وى در اين باره مى گويد: بشدت بدهكار بودم. موضوع سرقت با نقشه خريد خانه را با چند تن از دوستان نزديكم مطرح كردم، ولى هيچ يك نپذيرفتند تا اينكه به فكر استفاده از «اعظم» به عنوان همسر در موقع مراجعه به خانه ها افتادم.
«اعظم» دو سال قبل وقتى در منطقه تهرانپارس مؤسسه فيلمبردارى از مجالس عروسى داير كرده بودم، به دفتر كارم آمد. ما خيلى زود با هم صميمى شديم. او دخترى باهوش بود، ولى از نظر مالى نياز شديدى به درآمد كارش داشت.
رابطه ما كم كم به ارتباط پنهانى رسيد. تا اينكه ۵ ماه قبل ورشكسته شدم. دفترم تعطيل شد. مى دانستم اعظم هم بى كار است. وقتى موضوع سرقت را با او در ميان گذاشتم به راحتى پذيرفت چون قول داده بودم پول خوبى به او پرداخت خواهم كرد. از طرفى بايد طى چند وقت آينده شهريه دانشگاهش را مى پرداخت.بر اساس بررسى هاى انجام گرفته از سوى پليس اين دختر و پسر جوان طى ۲ ماه گذشته با تهيه ليستى از كسانى كه خانه هاى خود را براى فروش گذاشته بودند، به ۱۰۰ خانه مراجعه كرده بودند.
«عليرضا» درحالى در بازجويى هاى پليسى انگيزه خود را از جنايتها مشكلات مالى عنوان مى كند كه يك خودروى پژو ۲۰۶ دارد.اين دو متهم پس از توافق بر سر سرقت تحت عنوان زوج خريدار خانه، سوار بر اين خودرو به در خانه هايى كه قبلاً ليست آنها را از طريق آگهى هاى روزنامه ها انتخاب كرده بودند، مى رفتند.به گفته «عليرضا»، او و «اعظم» پس از جلب اعتماد فروشندگان به در خانه آنها مراجعه مى كردند، درحالى كه آگهى چاپ شده در روزنامه ها را به همراه داشتند، وارد خانه مورد نظر مى شدند. پس از بررسى زواياى مختلف خانه و اينكه چه كسانى در آنجا حضور دارند، براى عملى كردن نيت شوم خود تصميم گيرى مى كردند.اين مرد ۲۹ ساله در تشريح يكى از جنايتهاى خود مى گويد: با خانه اى كه در منطقه شهرك غرب آگهى فروش داده بودند، تماس گرفتم. وقتى به آنجا مراجعه كرديم، دختر و مادرى در خانه بودند، منصرف شديم. محيط براى اجراى نقشه سرقت مناسب نبود، برگشتيم. چند روز بعد با خانه اى در ميرداماد تماس گرفتيم، زن صاحبخانه حدود ۵۰ ساله بود. به خانه اش رفتيم. در را كه باز كرد، بسرعت وارد شديم. «اعظم» او را با صحبت سرگرم كرد. كارد بلندى را كه اعظم با خود آورده بود، از داخل كيفش برداشتم. وقتى آن دو وارد اتاق خواب شدند، در يك لحظه خودم را به پشت سر زن صاحبخانه رسانده و با تهديد خواستم هيچ حركتى نكند.به او فهمانديم كه تنها قصد سرقت داريم. او را روى تخت خوابانديم. دست و پايش را اعظم با طناب بست. از او خواستيم براى نجات جانش، محل اشياى با ارزش موجود در خانه را بگويد.
وقتى پول و اشياى با ارزش را برداشتيم، چون آن زن چهره ما را ديده بود و مى ترسيديم دستگير شويم، او را با كارد از پاى درآورديم و بسرعت آنجا را ترك كرديم.چند روز بعد از اين ماجرا بار ديگر با خانه شهرك غرب تماس گرفتيم. آن روز او تنها بود. بار ديگر به آنجا رفتيم و اين بار نقشه قتل و سرقت را اجرا كرديم.طبق اعترافات دو جنايتكار بازداشت شده، هر روز چند نفر در ليست آنها قرار داشتند، ولى تنها در صورتى عمليات هولناك آنان به اجرا در مى آمد كه از موفقيت آن اطمينان داشته باشند.
مشكلات مالى دختر جوان درحالى از سوى «عليرضا» مطرح مى شود كه او به انگيزه اى قوى تر براى تمكين خواسته هاى پسر جوان اشاره مى كند. وى مى گويد: «من با وجود اينكه مى دانستم «عليرضا» زن دارد، ولى به او علاقه مند شده بودم. تا زمانى كه دفتر فيلمبردارى بود، هر روز او را مى ديدم، ولى وقتى چند ماه با تعطيلى دفتر كارمان از هم جدا افتاديم، احساس كردم به وجود او در كنارم نياز دارم. بنابراين به آسانى پيشنهادش براى كار جديد را پذيرفتم.»قاتلان سريالى زنان خانه دار درباره اينكه چرا قربانيان خود را از ميان زنان خانه دار در شمال شهر تهران انتخاب مى كردند، مى گويند: در آنجا ساعاتى از روز مرد خانه در محل كارش است و بچه هم به مدرسه مى رود. زن تنها در خانه است. همسايه ها كمتر از احوال همديگر باخبر هستند. ما خودمان ساكن بالاى شهر هستيم. بنابراين سرقت از اين خانه ها با توجه به اينكه احتمال وجود پول و طلاجات بيشترى هم در آنجا وجود دارد، منطقى تر به نظر مى رسيد.به گزارش خبرنگار ما، صبح روز گذشته يكى از بستگان نخستين قربانى قتلهاى سريالى با مراجعه به مأموران آگاهى ادعايى را مطرح كرد كه در صورت صحت آن، روند رسيدگى به پرونده تغيير پيدا خواهد كرد.
وى ادعا كرد: «وقتى عكس اعظم را در روزنامه ها ديدم، متوجه شدم او همان دخترى است كه به هنگام شست و شوى پيكر بى جان در غسالخانه بهشت زهرا درحالى كه موبايلى در دست داشت، از اين صحنه به طور پنهانى فيلمبردارى مى كرد. وقتى سعى كردم از ميان جمعيت عبور كرده و درباره هويت او جويا شوم، در ميان جمعيت ناپديد شد.»
با توجه به اين اظهارات، به دستور بازپرس «هنرمند» از شعبه چهارم دادسراى جنايى تهران، دو متهم به همراه يكى از بستگان عليرضا كه به اتهام خريدار اموال مسروقه بازداشت شده است، براى انجام تحقيقات تكميلى در اختيار پليس آگاهى تهران قرار گرفتند.