|
علم امام در تصور شيعه نخستين
منابع وشيوه هاى انتقال علم امام
محمدعلى اميرمعزى ـ ترجمه: عليرضا رضايت ( بخش دوم )
|
|
|
در مقاله حاضر كه بخش نخست آن روز گذشته منتشر شد ، مؤلف مى كوشد با تكيه بر متون روايى شيعه متقدم ( سه قرن اول هجرى) تصور شيعيان از علم امام را به تصوير بكشد . در بخش اول عمدتاً بر «منابع علم ازلى امامان » متمركز شد و در بخش حاضر ، بيشتر به روش هاى انتقال اين علم مى پردازد. گروه انديشه
شايد جالب ترين اطلاعات ، آخرين فرمايش و در واقع آموزشى باشد كه پيامبر (ص) پس از رحلت به على (ع) دادند؛ بنابر مجموعه اى مركب از ده حديث ، پيامبر اندكى پيش از رحلتشان به على (ع) فرمودند: «پس از مرگ من جسم مرا غسل بده و معطر كن و در كفن بگذار آن گاه جسم مرا در حالت نشسته قرار بده و دست خودت را بر سينه من بگذار و هرآنچه را مى خواهى از من بپرس و من از طريق خداوند به تمام سؤالاتت پاسخ خواهم گفت». در احاديث چندى ، « پيامبر (ص) به على (ع) مى فرمايند كه آنچه را مى شنود ، بنويسد. (۱۳) و در حديث پايانى اين مجموعه ، على (ع) مى فرمايند: «پيامبر (ص) همچنين تمام آنچه را تا روز قيامت روى خواهد داد براى ايشان آشكار خواهند كرد.» (۱۴) اين مسأله يك مورد نوعى از «تعليم معنوى» است كه در برخى از احاديث باطنى و سرى يافت مى شود. ۳ - منابع مكتوب : امامان تمام كتب آسمانى انبيا پيشين را در اختيار دارند و به رغم زبان هاى متعددى كه آن كتابها به آنها نگاشته شده است ، مى توانند آنها را بخوانند و بفهمند . (۱۵) اين ، بخشى از ميراث نبوت است . امامان علاوه بر كتب انبيا، تعدادى كتب سرى را نيز در اختيار دارند كه همانند آنها آسمانى و مقدس اند؛ جزئيات دراين خصوص ، بيشمار ، گيج كننده و نامنظم اند؛ شمارى از عناوين ، به يك كتاب واحد و يا بالعكس يك عنوان واحد به چند كتاب مختلف داده شده است . مطالعه دقيق اطلاعات موجود در تلاش براى رسيدن به نوعى نظم و انسجام ، نتايج زير را در پى داشته است: اين كتابهاى سرى ظاهراً هفت كتاب هستند: - الصحيفه (يعنى صفحه) كه «مصحف» (كتاب)، «الصحيفه الجامعه» و يا صرفاً«الجامعه» نيز خوانده مى شود. اين كتاب منزل كه محمد (ص) املاكرد و على (ع) آن را روى تومارى به طول ۷۰ ذراع نگاشت، دربردارنده تمام دانش مربوط به حلال و حرام است. - الجفر، كه به جفر سفيد و جفر سرخ تقسيم مى شود؛ جفر سفيد يك تومار چرمى است كه كتاب هاى زبور داود، تورات موسى، انجيل عيسى و صحف ابراهيم، مكتوبات مقدس امامان و اولياء پيشين، علم به حلال و حرام، علم منايا و بلايا، علم به گذشته و آينده و مصحف فاطمه (س) را دربرمى گيرد. جفر سرخ سلاحى است كه تنها امام غايب هنگام رجعت نهايى خود از آن استفاده مى كند. - مصحف فاطمه (س): يا كتاب فاطمه كتابى است كه جبرئيل ۷۵ روز پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) براى فاطمه (س) آورد وپيامبر (ص) پيش از او رحلت فرمود؛ اين كتاب شامل شرح وضعيت درگذشتگان (اسلاف) محمد (ص) و آينده اخلاف (اولاد) فاطمه (س) است. فاطمه (س) اين مطالب را براى شوهرش على(ع) املاكرده و على(ع) نيز آنها را نوشته است. - كتاب على (ع): اين عنوان، هم به نسخه اصلاح شده قرآن توسط على (ع) اشاره دارد كه به گفته امامان تنها نسخه كامل قرآن است و هم به سخنان گذشتگان اشاره دارد كه پيامبر (ص) براى على (ع) املا كرد و على (ع) آنها را نگاشت. درمورد اخير، اين كتاب تا آنجا كه مى دانيم شامل گزارشى از تمام آن حوادثى است كه تا روز قيامت روى خواهدداد. - كتاب كتب: اين كتاب شامل فهرست تمام فرمانروايان روى زمين است. اين كتاب، كتاب على يا كتاب فاطمه نيز ناميده مى شود. - كتاب، كه شامل فهرست پيروان امامان دوازده گانه، «شيعيان حقيقى» و دودمان آنهاست. - صحيفه يا دو كتاب، كه در بردارنده فهرست اهل بهشت و اهل دوزخ و دودمان آنهاست. اين كتاب به مؤمنانى كه امامان آنها را تعليم داده اند و دشمنان و پيروان «هاديان ظلمت» اشاره دارد. از اين روست كه اصطلاحات فنى اى نظير اصحاب يمين و اصحاب شمال دراين كتاب يافت مى شود. ۴- منابع شفاهى : منابع شفاهى شامل تعليمى است كه هر امامى از سلف خود دريافت مى كند. اين تعليم از على(ع) آغاز گرديده است كه ايشان نيز آن را از پيامبر (ص) دريافت كرده اند. تمام احاديثى كه توسط يك امام زيرنظر پدرش، پدربزرگش يا اجدادش روايت شده است، اين تعليم را تشكيل مى دهد و طبيعى است كه حتى يك فصل هم به اين موضوع اختصاص نيافته است. با وجود اين، دو اشاره كوتاه به اين تعليم شده است؛ يكى عبارتى است كه همواره توسط امامان تكرار شده است: «پيامبر (ص) هزار باب (يا هزار گفتار يا هزاركلمه) را به على (ع) آموخت كه هريك از آنها هزار باب دارد». (۱۶) مى دانيم كه على(ع) نخستين امام بوده و آنچه درباره علم او گفته مى شود به همه امامان مربوط مى شود. درحديث دوانار (رمانتين) آمده است كه جبرئيل از درخت انارى در بهشت دو انار براى پيامبر آورد، ايشان يكى از آن دو را خوردند و ديگرى را به دو نيم كردند، نيمى از آن را خورده و نيمه دوم را به على (ع) دادند و فرمودند: «اى برادر من! مى دانى اين دو انار ازكجا آمده است؟ اولين آنها نبوت بود و دومين انار علمى بود كه تو را در آن سهيم گردانيدم. امام باقر (ع) هنگام روايت اين حديث مى افزايند: «هيچ چيز نبود كه خدا به محمد (ص) بياموزد و به او نگويد كه آن را به على(ع) نيز بياموزد.» ب ـ شيوه هاى انتقال: علم ازلى همان «ميراث» است كه «ميراث انبياء» و يا ميراث نبوت ناميده مى شود. در دودمان معنوى (روحانى) معصومين (ع) به نام هايى نظير آدم، اخنوخ، نوح، ابراهيم، موسى و عيسى اشاره شده است. هريك از اين انبياء امامان را تعليم مى دهند. همين اسامى در احاديث مربوط به ميراث علم ازلى به چشم مى خورد؛ اسامى انبياى مذكور، البته بدون ذكر امامان آنها، در دودمان طبيعى معصومين (ع) نيز وجوددارند و از نظر ما اين دو دودمان هريك به ترتيب، جوانب باطنى و ظاهرى انتقال نور امامت/ نبوت را برمى نمايند. لذا ائمه شيعه به همراه پيامبران بزرگ درامتياز برخوردارى از نور ازلى ظاهر و باطن شريكند؛ نورى كه جوهره اصلى آن، همان علم ازلى است. اين علم پيش از آفرينش جهان مادى وجودداشته است و به خاطر اين علم است كه «اشباح» و «موجودات پاك» توسط وجودهاى پيشين معصومين (ع) تعليم يافته اند. از زمان آفرينش اين جهان، درنتيجه انتقال نور امامت/ نبوت، اين علم از آدم گرفته تا سلسله انبياءو اوصياء تا منبع اصلى آنها [=معصومين(ع)] انتقال يافته است. اين علم همچون ميراث، از امامى به امام ديگر انتقال مى يابد؛ امام محمدباقر (ع) فرمود: «اين علم، ميراث است، هيچ عالمى [=امام] ازميان ما تا زمانى كه اين علم را به خلف خود انتقال نداده از دنيا نمى رود. (۱۷) لذا اين علم تا پايان زمان به خاطر غيبت آخرين امام باقى خواهدماند. از اين روست كه امامان گنجينه هاى خدا روى زمين خوانده مى شوند(۱۸)گفته مى شود كه سينه (صدر) آنها، گنجينه علم الهى است. گفته شده است كه هر امامى پيش از اين كه از دنيا برود يكى از دستانش را روى سينه اش مى نهد و دست ديگر خود را روى سينه امام بعد از خود (قرار مى دهد) و بدين گونه علم او به امام بعدى منتقل مى گردد. (۱۹) همچنين ممكن است امام بعدى (خلف) دست خود را روى سينه امام پيشين (سلف) بگذارد و علم او را دريافت كند. البته مراد از علم، در اينجا علم نظرى يا فكرى نيست؛ علم امام، بخش مكمل وجود اوست؛ اين علم به لحاظ وجودى، ذاتى امام است و اعضاى فيزيكى و جسمانى امام در انتقال آن نقش دارند. «مايعات» درون بدن، همانند انتقال دهنده هايى هستند كه مى توانند تأثيرات معنوى را انتقال دهند. پيشتر ديديم كه نور نبوت / امامت مى تواند از طريق مايع نطفه انتقال يابد. همچنين درست است كه در پاره اى از احاديث كه مستقيم يا غيرمستقيم به علم امامان مربوط است، اشارات پنهانى نشان مى دهد كه پيامبر و امامان، علم خود را از طريق وارد كردن آب دهان يا عرق خود به بدن (امام) ديگر از راه منفذهاى پوست، دهان يا چشمان او به او انتقال مى داده اند. هنگامى كه پيامبر(ص) به على (ع) «هزار باب» علم را مى آموخت، هر دو عرق مى ريختند و عرق هر يك، ديگرى را فرا مى گرفت.(۲۰) در روايت ديگرى آمده است: پيامبر(ص) به منظور انتصاب على (به عنوان جانشين خود) آب دهان خود را در دهان على(ع) قرار دادندو دست خود را از روى سينه ايشان عبور دادند. على(ع) پيش از رسيدن به خلافت، دستار، لباس و كفش پيامبر(ص) را پوشيد، شمشير او را به دست گرفت و حكومت خود را با اين بيانات آغاز نمود: «اى مردم! تا در ميان شما هستم از من سؤال كنيد سبد علم اينجاست!از من سؤال كنيد چرا كه من دارنده علم اولين و آخرين (يا علم دوران هاى قديم و جديد) هستم».(۲۱) همچنين شمارى از احاديث وجود دارند كه در آنها آمده است كه امام زبان خود را در دهان نوزاد پسر خود (=امام بعدى) قرار مى دهد و او مشتاقانه شروع به مكيدن زبان پدرش مى كند و يا پدر از روى جسم (بدن) نوزاد خود عبور مى كند. ادامه دارد
پى نوشت ها: ۱۳ - بصائر، همان ش ش، ۱ ، ۴ ، ۵ ، ۶ ، ۷ . ۱۴ - «انبائنى بما هو كائن الى يوم القيامه » همان ش ۱۰؛ در اينجا على (ع) مى فرمايند كه ايشان علم را از پيامبر نه از طريق گذاشتن دست خود بر روى سينه پيامبر بلكه با قراردادن دهان خود بر روى دهان پيامبر دريافت كرده اند (ما در مبحث مربوط به راههاى انتقال علم امامان به اين موضوع خواهيم پرداخت )؛ كلينى از امام صادق (ع) حديثى نقل مى كند كه حاكى از اطلاعات غيبى درباره شرايط بعد از رحلت پيامبر است ؛ امام صادق به گروهى از شاگردانشان چنين هشدار مى دهند : مايل نيستم هيچيك از شما [شاگردان من ] بر قبر پيامبر (ص) حاضر شود ، چراكه جانش در خطر خواهد افتاد و من هيچگونه تضمينى برايش نخواهم داشت . او در آنجا چيزى رامشاهده خواهد كرد كه سبب مى شود بينايى اش را از دست بدهد يا اينكه او پيامبر را در حال نماز يا به همراه يكى از همسرانش خواهد ديد. (ما احب لاحد منهم ان يعلو فوقه [فوق قبر النبى ] و لا آمنه ان يرى شيئاً يذهب منه بصره او يراه قائماً يصلى او يراه مع بعض ازواجه) (اصول ، كتاب الحجه ، باب نهى عن الاشراف على قبرالنبى ، ج،۲ ص ۳۴۶ ش ۱ [= ۱۲۲۴ ] ). ۱۵- «يقرانا كتب الانبيا و يعرفونها على اختلاف السنتها» بصائر، بخش،۱ فصل ،۲۱ ص ۴۷؛ بخش ،۳ فصل ۱۰-،۹ صص ۳۹- ۱۳۲ ؛ بخش ،۷فصل ۱۳ ، صص ۴۱ - ۳۴۰؛ و بخش ۹ ، فصل ۱۷ ، صص ۶۰ - ۴۵۸ ؛ كلينى ، اصول ، باب ان الائمه و رثوا علم النبى و جميع الكتب الانبيا ، ج ۱ ، صص ۹ - ۳۲۴؛ باب ان الائمه عندهم جميع الكتب التى نزلت من عندالله و انهم يعرفونها على اختلاف السنتها، ج ۱ ، صص ۳۱ - ۳۲۹ ؛ ابن عياش جوهرى، مقتضب الاثر ، صص ۸۱ - ۷۲. ۱۶- «علم رسول الله علياً الف باب [حديث، كلمه] يفتح له من كل باب الف باب». به عنوان نمونه مقايسه كنيد با بصائر، بخش،۶ باب ،۱۸ صص ۱۲-۳۰۹. (دراينجا پيامبر (ص) به توضيح انتخاب على (ع) براى تعليم علم مى پردازند. ايشان مى فرمايند: من براى ظاهر (تنزيل) وحى مبارزه مى كنم و على براى باطن (تأويل) آن مبارزه مى كند. (انا اقاتل على التنزيل و على يقاتل على التأويل؛ براى تنزيل و تأويل بنگريد به هانرى كربن، Histoire de la philosophie islamique، هانرى كربن En islam iranian، ذيل واژه، بخش ،۷ باب ،۱ صص ۱۵-۳۱۳؛ ابن بابويه، خصال، ج،۳ صص ۳۲۶ به بعد. ۱۷- «ان العلم يتوارث و ليموت عالم منا الا يعلم من بعده مثل علمه»، بصائر، بخش،۳ باب،۲ صص ۱۸-۱۱۷. ۱۸- «امنا الله فى الارض»، بصائر، بخش،۳ فصل،۳ صص۲۰-۱۱۸. ۱۹-مقايسه كنيد با كلينى، روضه، ج ،۱ص ۱۰۶ و ج ،۲ ص ۷۸؛ ابن بابويه، معانى الاخبار، صص ۸۷-۸۶. ۲۰-بصائر، بخش ،۷فصل ،۱ ص ،۳۱۳ ش ۱: «... قال على (ع) حدثنى بالف حديث يفتح كل حديث الف باب و عرقت و عرق رسول الله فسال على عرقه و سال عليه عرقى.» ۲۱-ابن بابويه، امالى، مجلس ،۵۵ ص ،۳۴۱ ش ۱ (سلونى قبل ان تفقدونى هذا سفط العلم هذالعاب رسول الله مازقنى رسول الله زقا زقا سلونى فان عندى علم الاولين و الآخرين.)
|