|
نگاهى به فصلنامه سگال نشريه اى در طراحى گرافيك بين المللى
پنجره اى هنوز كوچك
|
|
|
احمدرضا دالوند
در روزنامه ايران مورخ سوم مهرماه ،۱۳۸۴ مطلبى به قلم نگارنده در معرفى و بررسى فصلنامه تخصصى «نشان» در عرصه گرافيك درج شده بود. شرط انصاف و پرهيز از هر گونه شائبه محفل گرايى و تأكيد بر سلامت و استقلال رأى اين قلم، حكم مى كند كه همالان فصلنامه «نشان» نيز فرصت مطرح شدن در رسانه بزرگ ايران را داشته باشند. اين بار فصلنامه «سگال» را براى نقد و بررسى برگزيده ايم.
صاحب امتياز: مؤسسه گرافيك فام فن مديرمسؤول و سردبير: فرزاد وثوقى مشاوران هنرى: صداقت جبارى، جورج دانلو، زئوپترسون
نشر كتاب و مطبوعات در حوزه هنرهاى تجسمى در يكى دو دهه اخير از رشدى تصاعدى برخوردار بوده است. كافى است چند نشريه معتبر در اين عرصه را به خاطر بياوريم: ماهنامه گلستانه، فصلنامه حرفه هنرمند، فصلنامه نشان، فصلنامه سگال، ماهنامه گرافيك، ماهنامه تنديس، فصلنامه هنر، كتاب ماه هنر و ... هر كدام از اين نشريات به سهم خود درروشنگرى مقولات هنرى سهم داشته اند. پس از بررسى نشريه «نشان» و «سگال» در فرصت هاى مناسب، نشريات يادشده را نيز مورد بررسى قرار خواهيم داد. فصلنامه سگال، اكنون در آستانه يك سالگى و ورود به سال دوم انتشار است و ۴ شماره از آن تاكنون منتشر شده است. در اين نوشتار نگاهى به كم و كيف سگال انداخته ايم، به اميد تقويت هر چه بيشتر بنيان هاى صورى و محتوايى سگال.
«اولين درس من از گرافيك، ساده كردن يك تصوير بود، تجربه اى سخت اما شيرين. حاصل آن درس ها امروز كلامى است ساده و صادقانه، آمده ايم تا تخم خرد بكاريم و خرمن دانش درو كنيم. آماده ايم تا باران انتقاد شما را رحمتى بر اين دشت بپنداريم.» اين جملات در سرمقاله نخستين شماره نشريه «سگال» كه در زمستان ۱۳۸۳ منتشر شد توسط سردبير به رشته تحرير درآمده است. فرزاد وثوقى، كمى آنطرف تر مى نويسد: «برترين دليل تولد نشريه سگال، ايجاد ارتباطى تازه با گرافيك روز جهان است. از آنجا كه دسترسى عموم علاقمندان و دست اندركاران حرفه به منابع بين المللى محدود و در پاره اى موارد مشكل است، سگال اين مهم را ضرورتى يافته و براى دستيابى به آن از هيچ كوششى دريغ نخواهد كرد.» وى در مهمترين فراز سرمقاله اش به قلب هدف مى زند: «با افزايش چشمگير تقاضا، كيفيت چاپ و ورود تكنولوژى نوين در اين عرصه، ضرورت ايجاد بسترهاى مناسب آموزشى و پژوهشى جهت ارتقاى روزافزون هنر گرافيك در ايران بيش از گذشته ملموس است.» و در پايان چنين وعده مى دهد: «نشريه سگال قصد دارد تا با طرح ابعاد گوناگون گرافيك روز جهان، گزينه هاى مناسب و متنوعى را براى دست اندركاران اين حرفه فراهم نمايد.» شماره اول سگال (زمستان ۸۳) در برگيرنده چنين مطالبى است: ۱) طراحان برجسته جهان ۲)گرافيك روز جهان ۳) رقابت هاى جهانى ۴) آموزش نرم افزار ۵) دوربين هاى ديجيتال ۶) بسته بندى ۷) گالرى گرافيك سگال ۸) طراحان جوان حرفه اى ايران. از عناوين نشريه سگال مى توان بلافاصله پى برد كه «سگال» سنگ بناى تحريريه خود را بر مبناى ترجمه قرار داده است. شايد سگال مى خواهد پنجره اى به جهان گرافيك باشد و فرصتى براى نگاه هاى مشتاق تا هر چه بيشتر از آن سوى مرزها آگاه تر شوند، اما تحمل اين شيوه از فارسى نويسى، لذت درك معنا را تحت الشعاع خود قرار مى دهد: «... يك طرح خوب برخاسته از افكار دسته اى افراد متفكر و مستقل است كه با سبك، وقار و اخلاص خاص خود، با توجه به محدوديت هاى واقعى اجتماعى و اقتصادى گردهم آمده اند. يك تيم بسيار گسترده است، طراحان، مشتريان، نويسندگان، عكاسان، تصويرگران و كارشناسان چاپ كه همگى به شدت مراقب تأثيرگذارى محصول توليد شده اند...» (صفحه ۱۸ و در معرفى كارگاه آشر Asher studio). با يك ويراستارى مسؤولانه مى توان اين بيان را از حالت «دوبله به فارسى» تصنعى خارج كرد. آنچه لذت درك صورت و معنا را توأمان مورد خدشه قرار مى دهد، تحمل صفحه آرايى ناموزون و نازيبا و مصرف ناشيانه فونت هايى در تيتر مطالب است كه به دليل ضعف آشكار عنصر «استه تيك» به ندرت توسط سردبيران، طراحان گرافيك و ناشران مورد استفاده قرار مى گيرد. از طرف ديگر، به كارگيرى سطوح رنگى وسيع و بى منطق، فضاهاى لق ناشى از يك «لى آوت» فاقد برنامه، سطوح خالى و سفيدى كه نه تنها به تقويت بنيان هاى بصرى صفحه هيچ كمكى نمى كند؛ سهل است كه فعل دلپذير «تماشا» را نيز به شدت دچار لطمه مى كند. با تورق نخستين شماره سگال و ارزيابى صفحات نشريه از ديدگاه جمال شناسى و نقد بصرى، خيلى زود مى توان پى برد كه «سگال» فاقد يك استراتژى بصرى قابل دفاع است. در صفحه ۵۰ شماره اول و در بخش «گالرى گرافيك سگال»، آثارى از چند طراح خارجى و از جمله از «آدام كوهن» به چاپ رسيده است. جاى پرسش دارد كه چاپ آثار پيش پا افتاده، ضعيف و بسيار بسيار معمولى «كوهن» چه شأن نزولى دارد؟ آيا مى خواهيم با ديدن اين آثار دست چندم به كار طراحان ايرانى اميدوارتر شويم؟ يا تصور مى شود كه ديدن آثار «كوهن» چيزى به مخاطبان حرفه اى و دست اندركار مى افزايد؟ آيا دسترسى به منابع بين المللى در چنين سطح نازلى اهميت دارد؟ آشنايى با ۴ تن از طراحان ايرانى در بخش «طراحان حرفه اى ايرانى»، فرصت خوبى براى شناخت چند همكار را فراهم مى سازد: ـ پرنياز حقگو: فارغ التحصيل كارشناسى ارشد رشته گرافيك از دانشكده هنر و معمارى. به نقل از وى آمده است كه: «... هر آنچه كه طراحى شده باشد، اگر با بيننده ارتباط برقرار كند، حتماً بر او تأثير خواهد گذاشت.» ـ بابك فروتنى: فارغ التحصيل كارشناسى ارشد رشته گرافيك. به نقل از وى مى خوانيم: «گرافيك، هنر ايجاد ارتباط بصرى، در كوتاه ترين زمان و در ساده ترين شكل است. هر چه پيام بى واسطه تر و خلاصه تر، اما قوى و صريح بيان شود، به تعريف واقعى گرافيك نزديك تر شده ايم.» ـ محمودرضا طالب زاده: فارغ التحصيل از دانشگاه هنر. وى معتقد است: «آنچه در هنر گرافيك مهم است، نگاه ويژه به موضوع است.» ـ فرزين اخلاقى مسكين: كارشناس عكاسى از دانشگاه هنر و گواهينامه گرافيك از هنرهاى زيبا. طراحى جلد يك نشريه، هر چقدر هم كه از اين شماره تا آن شماره متفاوت باشد، اما چنين تفاوتى در طرح روى جلد شماره هاى چهارگانه سگال، بيش از آنكه تفاوت منطقى دو شماره مختلف را بيان كند، به فقدان يك پروتكل تعريف شده در سيماى اين نشريه اشاره دارد. فقدان يك طعم يا حال و هواى ويژه كه اساساً نه فقط در جلدها، بلكه در اركان كل صفحات سگال قابل رديابى است. ترديد و دودلى و عدم انسجام فكر و انديشه با مقايسه شماره هاى مختلف سگال(۱)، نخستين تصورى است كه در مخاطب ايجاد مى شود. در شماره دوم سگال، يك بخش تازه تحت عنوان «راهنماى رنگ شناسى براى طراحان» اضافه شده است كه به جنبه آموزشى و محتوايى سگال اهميت ويژه اى بخشيده است. در اين مقاله كه نوشته «جين آلن» است مى خوانيم: «... برخلاف كليه منابعى كه در مورد نظريه رنگ ها وجود دارد (كه چون نوشته شده است حالتى انتزاعى دارد)، تمام درس هاى اين مجموعه كاملاً بصرى است.» (ص ،۳۶ سگال شماره ۲). در ديباچه اين مقاله آمده است: «براى همه كسانى كه در وجوه مختلف طراحى، از معمارى تا طراحى داخلى و از گرافيك تا طراحى مد فعاليت دارند، تركيب رنگ ها يك روند رنج آور از آزمون و خطاست. مسلماً تعدادى از طراحان داراى استعداد ذاتى درباره رنگ ها هستند، اما در مورد باقى ما، چشم ذهنمان مغشوش و گمراه كننده عمل مى كند: همه وقتى مى بينيمش، مى شناسيمش، اما ساختنش روندى بسيار مشكل آفرين است.» اين شماره به معرفى ۴ تن از طراحان ايرانى پرداخته است: ـ حبيب ملاحسينى: فارغ التحصيل دانشگاه تهران، كارشناسى ارشد دانشگاه آزاد، وى معتقد است: «... در شرايط حاضر نام گرافيك يادآور تبليغات است. در زمان هاى دور واژه گرافيك به طور كلى شامل نقاشى و رسم مى شد، اما امروزه عمدتاً به تكنيك هاى تكثير و چاپ اطلاق مى شود.» ـ شيبا قادرى: فارغ التحصيل دانشگاه آزاد اسلامى واحد مركزى و مدرس دانشكده فنى حرفه اى ولى عصر (آموزش عالى دختران)، مى گويد: «به اعتقاد من گرافيك يك هنر علمى شده است. فقط يك حس درونى نيست كه قلم را برداريم و روى بوم بياوريمش. بايد درباره اش فكر كرد و عناصر هفت گانه طرح و نقش، زمان، رنگ، مفهوم، كيفيت و تنوع، موضوع و نماد را كنار هم چيد تا يك ارتباط بصرى ايجاد شود.» ـ ايليا تهمتنى: فارغ التحصيل رشته كارشناسى عمران. ـ كامبيز محمودى: فارغ التحصيل رشته كامپيوتر. در شماره سوم سگال، شاهد چاپ طرح هايى از «نيكولاس چولاى» هستيم. طرح هايى به غايت پيش پا افتاده، سست، دست چندم و تكرارى. كارهاى «اريك گروتن هويس» (Eric Groten Huis) چيزى بيش از طرح هاى چولاى عرضه نمى كنند. اختصاص دادن صفحاتى به درج آثارى اين چنين نخ نما و بى اهميت، نمى تواند توجيه مناسبى براى عنوان «بين المللى» نشريه سگال باشد. در صفحه ،۲۴ شماره سوم «سگال» مقاله اى درباره بسته بندى چاپ شده است. اين مقاله به بررسى يك بطرى نوشابه از نظر صنعتى و هنرى پرداخته است. مقاله، تيتر ندارد و به جاى تيتر يك شرح ۳ سطرى طولانى آورده شده است. در اين مقاله مى خوانيم: «طراحى بطرى جديد Pet شباهت بيشترى به موشك آماده پرواز پيدا كرد و باعث شد مجموعه پوياتر به نظر آيد. رنگ سبز تيره اى براى پلاستيك در نظر گرفته شد و نوشته هاى مختلفى روى برچسب بطرى ها آزمايش شد.» محصول اين شركت، آب بسته بندى شده نيست، در عين حال يك نوشابه ساده هم نيست. مجموعه بطرى هاى سه تايى كه براى هزاره جديد طراحى شده اند، همه از همان طراحى شاد و چرخشى برخوردارند. اما هر كدام رنگ خاص خود را دارند: سفيد نشان دهنده هوا، آبى نشان دهنده آب و سبز نشان دهنده زندگى است و به علامت شركت سازنده وابسته است. اين رنگ ها، نشان دهنده شعار درخشان آب است: آب زندگى است. اين شماره سگال نيز به معرفى ۴ تن از طراحان ايرانى پرداخته است: ـ سمانه ربانى ها: مدرس آموزشكده هاى فنى و حرفه اى كه معتقد است: «گرافيك هنرى است كه با فن ادغام شده، هنرى كه با مبانى هنرهاى تجسمى و رنگ، روانشناسى اجتماعى و شناخت هاى بصرى عمومى و جذابيت و خلاقيت آميخته شده و توسط هنر _ فن چاپ، براى ارتباط با مخاطبان خود عرضه مى شود. هنرى كاوشگر كه مرز بين هنر و فن و تكنولوژى را از ميان برده است.» ـ ليلا رحمانيان : فارغ التحصيل از دانشگاه تورنتو كانادا. وى مى گويد: «گرافيك خلق تصويرى است كه مى توان آن را زبان بصرى حاكم بر قرن ناميد.» ـ بهرام جوانرودى : تكنسين الكترونيك و كارگردان فنى فيلم هاى انيميشن و كارشناس برنامه نويسى VRML يا شبيه سازى سه بعدى در بستر وب. ـ محمد مناجاتى : كارشناس گرافيك از انگلستان معتقد است كه: «گرافيك، ضمن آنكه در قلمرو سطح دو بعدى به عناصر بصرى تنوع مى بخشد، عناصر ديگرى چون حجم و حركت و نور را نيز به كار مى گيرد.» آخرين شماره سگال (پاييز ۱۳۸۴)، حاوى يك بخش جديد و غيرمنتظره تحت عنوان «صفحه آرايى» است. غيرمنتظره از آن جهت كه اين مقاله از چيزى سخن مى گويد كه سگال سخت از فقر آن رنج مى كشد: صفحه آرايى با شخصيت، اثرگذار، متفاوت و متناسب. نكته ظريف در طرز ارائه مقاله صفحه آرايى، نوشته سيدمحسن موسوى است. صفحه آرايى، مقاله «صفحه آرايى» از يك منطق محكم و زيبا و ظريف تبعيت مى كند و با ساير صفحات و شماره هاى فصلنامه سگال متفاوت است. به گونه اى كه پس از تحمل ديدن اين همه صفحات نادلچسب و نازيبا، تماشاى صفحه ۴۰ تا ۴۳ يك شعف دلپذير و چشم نواز را فراهم مى سازد. تأكيد بر صفحه آرايى نامنسجم سگال و اشاره به فقدان يك استراتژى بصرى كارآمد و هنرمندانه، از اينجا ناشى مى شود. در اغلب صفحات سگال (شماره هاى ۱ تا ۴)، عامل «ديدنى» به تقويت «خواندنى» منجر نمى شود و بالعكس. چنانچه عوامل تشكيل دهنده صفحه آرايى صفحات ۴۰ ، ،۴۱ ۴۲ و ۴۳ سگال (شماره ۴)، به همه صفحات در همه شماره هاى سگال تسرى پيدا كند و روى جلد نشريه نيز داراى يك شخصيت تعريف شده و يك چهره مطمئن باشد؛ يقيناً منجر به تقويت درونى و ارگانيك دو عامل: «ديدنى» و «خواندنى» در كل چهره فصلنامه سگال مى شود. در چهارمين شماره اين نشريه باز هم چهار طراح ايرانى معرفى شده اند: ـ سميرا ميس سليمانى : كارشناس نقاشى _ طراح و انيماتور كه مى گويد: «... در دنياى تبليغات، مهمترين سلاح براى عرضه يك محصول، گرافيك است.» ـ جاويد عليوندى : عضو انجمن صنفى طراحان گرافيك ايران كه مى گويد: «... دسترسى محلى، توسعه آموزش، صنعت، توليد، صادرات و ساير بخش هاى جامعه امروزى براى تبيين جايگاه و بقا به گرافيك به عنوان يك عنصر اصلى، وابسته است.» ـ فرهود مقدم : عضو دانشجويى انجمن صنفى طراحان گرافيك ايران معتقد است كه: «گرافيك معاصر ايران با فرهنگى غنى و پيشينه اى ديرين، اين سال ها توانسته است تمايز خود را با ساير كشورها نشان دهد.» ـ سعيد زاشكانى : كارشناسى ارشد گرافيك از دانشگاه آزاد، مى گويد: «گرافيك، زبان مشترك تمامى مردم جهان است.» * (۱): سگال به معنى انديشه و فكر است.
|