چهارشنبه ۲۸ دى ۱۳۸۴ -
Wed, Jan 18, 2006
حوادث
۳۳۷۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
درمحل جنايت ها انجام شد
• تيم تحقيق در جنايات زنجيره اى، «عليرضا» و «اعظم» را به خانه هاى سه زن كه به قتل رسيده اند، برد تا آنان چگونگى قتل هر يك از قربانيان را بازسازى كنند
• اين دو جانى درحالى كه بازپرس و پليس جنايى تهران از خونسردى آنان در قتلگاه قربانيان توطئه شوم خود حيرتزده بودند، اقدامات هولناك خود را به تصوير كشيدند
• مردى كه پس از قتل خواهر و برادرى براى پنهان ماندن راز جنايتش دو فرزند خود را نيز به قتل رسانده بود امروز در زندان اوين اعدام خواهد شد
• جزئيات يك قتل عام خانوادگى در مشهد
دختر ربايى هولناك در بيابانهاى اطراف تهران
درمحل جنايت ها انجام شد
اعترافات تازه
قاتلان سريالى زنان
در صحنه ۳ جنايت
• تيم تحقيق در جنايات زنجيره اى، «عليرضا» و «اعظم» را به خانه هاى سه زن كه به قتل رسيده اند، برد تا آنان چگونگى قتل هر يك از قربانيان را بازسازى كنند
• اين دو جانى درحالى كه بازپرس و پليس جنايى تهران از خونسردى آنان در قتلگاه قربانيان توطئه شوم خود حيرتزده بودند، اقدامات هولناك خود را به تصوير كشيدند
• مردى كه پس از قتل خواهر و برادرى براى پنهان ماندن راز جنايتش دو فرزند خود را نيز به قتل رسانده بود امروز در زندان اوين اعدام خواهد شد
• جزئيات يك قتل عام خانوادگى در مشهد
گروه حوادث: عاملان قتلهاى سريالى زنان خانه دار تهرانى در برابر دوربين فيلمبردارى پليس به بازسازى صحنه سه جنايت سياه خود پرداختند.اين دو جانى درحالى كه بازپرس و پليس جنايى تهران از خونسردى آنان در قتلگاه قربانيان توطئه شوم خود حيرتزده بودند، اقدامات هولناك خود را به تصوير كشيدند.بنا به اين گزارش، از صبح ديروز تا عصر - سه شنبه ۲۷ دى ماه جارى - تيم تحقيق در جنايات زنجيره اى، «عليرضا» و «اعظم» را به خانه هاى سه زن كه به قتل رسيده اند، بردند تا آنان به بازسازى چگونگى قتل هر يك از آنان دست بزنند.
عاملان جنايت وقتى در خانه «مهناز» واقع در ميرداماد تهران حاضر شدند، محل افتادن جسد اين زن خانه دار را در اتاق خواب نشان دادند و «عليرضا» گفت: «با وجود نقشه ماهرانه اى كه كشيده بوديم، چون نخستين كارم بود، ترس وجودم را گرفته بود، همان بار نخست كه به بازديد از خانه «مهناز» رفته بوديم، او را تنها ديديم و تصميم گرفتيم نقشه جنايت را عملى كنيم.» وى درحالى كه نمايش مى داد بعد از سرك كشيدن به اتاقهاى ديگر چگونه همراه قربانى وارد اتاق خواب شده اند، گفت: «داخل اين اتاق من در حال بازديد همه جاى آن بودم، وقتى «اعظم» با مقتول سر صحبت را باز كرد، چاقويم را از جيبم درآوردم و از پشت سر به او حمله كردم، تهديد آرامى داشتم، به نوعى كه «مهناز» تصور كرد بعد از سرقت، رهايش خواهيم كرد، اين بار «اعظم» دستان و پاهاى مقتول را از روبرو بست، بعداً فهميديم اگر دستان و پاهاى قربانيان را از پشت سر ببنديم، راحت تر هستيم، از «مهناز» پرسيدم جاى پول و جواهراتشان كجا است، او ما را كاملاً راهنمايى كرد، به خاطر همين بدون اينكه به هم ريختگى اى به وجود آورده باشيم، جواهرات و مقدارى پول به سرقت برديم، سپس «اعظم» از اتاق خواب خارج شد، براى اينكه لباسهايم خون آلود نشود، پتويى روى سرش انداختم، از خون مى ترسيدم و با چشمانى بسته ضربات را زدم.»«عليرضا» و «اعظم» با نشان دادن محلهايى كه مورد سرقت رفته بود، گفتند: «تا آخرين لحظه مقتول نمى دانست مى خواهد كشته شود، تصور مى كرد بعد از سرقت او را رها خواهيم كرد، ما براى اينكه چهره مان شناخته نشود، دست به اين جنايت زديم.»بعد از ترك نخستين قربانى قتلهاى سريالى، تيم تحقيق و دو جانى به سعادت آباد رفتند و در خانه «فرحناز» به بازسازى صحنه تلخ ديگرى دست زدند.«عليرضا» اين بار نيز چگونگى ورود خود و «اعظم» را داخل خانه بازسازى كرد و گفت: «براى دومين بارى بود كه به اين خانه مى آمديم، دفعه نخست دخترش نيز بود كه نتوانستيم نقشه مان را اجرا كنيم. وقتى به اين خانه رفته بوديم، هنوز نخستين جنايت را مرتكب نشده بوديم، اين بار راحت تر بوديم، استرس كمترى داشتيم، «اعظم» با استفاده از روش قبلى «فرحناز» را اغفال كرد كه از پشت سر به او حمله كردم، سپس دستان و پاهايش را از پشت بست، باز اتاق را ترك كرد، با تهديد مقتول محل پول و جواهرات را پرسيديم و توانستيم به راحتى سرقت كنيم، سپس درحالى كه «فرحناز» تصور مى كرد مى خواهيم خانه را ترك كنيم، با روش قبلى او را نيز به قتل رساندم و سريع محل جنايت را ترك كرديم.»
< التماسهاى آخرين قربانى
«شهره» چند ساعتى بيشتر نبود كه با رساندن دختر ۱۲ ساله اش به مدرسه با عاملان جنايت روبرو شده بود. «عليرضا» و «اعظم» در بازسازى صحنه قتل اين زن ۴۱ ساله گفتند: او در آخرين دقايق زندگى اش پى به نقشه جنايتكارانه شان برده بود و التماس مى كرد. عامل اصلى جنايت در خانه اين زن واقع در سه راهى ضرابخانه درحالى كه گفت در بار نخست مراجعه به اين خانه، پسر جوان «شهره» آنان را ديده است، به تماس تلفنى قربانى با شوهرش وقتى او و «اعظم» در خانه حضور داشتند، اشاره كرد.«عليرضا» گفت: «از يك كلاف طناب قرمز رنگ و يك چاقو استفاده مى كرديم، طناب در داخل كيف سياهرنگ «اعظم» بود و چاقو را بعد از جنايت زير صندلى خودروام پنهان مى كردم.وقتى وارد اين خانه شديم، «شهره» مانتويى چرمى به تن داشت، قبل از كشاندن مقتول به اتاق خوابش، تلفن زنگ خورد، از حرفهاى «شهره» مشخص بود با شوهرش حرف مى زند، احساس كرديم همه نقشه مان بر آب شده است، اما «شهره» هيچ اشاره اى به حضور ما در خانه اش نكرد، وقتى تماس قطع شد، نفس راحتى كشيديم، با همان روش دومين جنايت او را طناب پيچ كرديم، در دفعات قبلى با وجود اينكه سعى داشتم خونى روى لباسهايم نپاشد، گاهى لباسهايم خون آلود مى شد، اين بار وقتى مقتول محل نگهدارى پولها و جواهراتش را گفت و ما به راحتى سرقت كرديم، در اتاق ديگرى لباسهاى اولى ام را درآوردم و با چاقو سراغ مقتول رفتم. او فهميد كه مى خواهم دست به قتل بزنم و به التماس افتاد، از دختر ۱۲ ساله اش گفت كه در مدرسه چشم انتظار است، انگار هيچ چيزى نمى شنيدم، تنها مى خواستم سريع او را بكشم. بعد از جنايت، لباسهايم را پوشيدم و همراه «اعظم» كه طلاجات و پولها را داخل كيفش ريخته بود و درحالى كه كيس كامپيوتر را برداشته بودم، خانه را ترك كرديم و سوار بر خودرومان، پا به فرار گذاشتيم.»
<جزئيات شناسايى قاتل خونسرد
از روز ۶ ديماه سال جارى، وقتى بازپرس حسينى و تيم جنايى پليس در صحنه قتل زن ۵۱ ساله اى با طناب قرمزرنگ روبرو شدند و چگونگى پاشيدگى خون فقط در يك دايره محدود اطراف سر مقتول و چگونگى سرقت به آنان نشان داد كه قتلهاى سريالى پيش رويشان است، تحقيقات وارد مرحله تازه اى شد. درحالى كه همه انتظار سومين جنايت را مى كشيدند، روز ۱۱ دى ماه نيز زن ديگرى به قتل رسيد و با دستور ويژه بازپرسان جنايى، چهار تن از مأموران ويژه اداره قتل در چهار شاخه كاملاً مجزا و بدون ارتباط با يكديگر وارد عمل شدند. در اين تيم ويژه، يكى از كارآگاهان مأموريت پيدا كرد با توجه به اينكه قربانيان از طريق آگهى هاى روزنامه همشهرى در ليست سياه مرگ قرار مى گرفتند تحقيقات خود را روى داده هاى روزنامه ها متمركز كند و به جمع آورى اطلاعات در زمينه اقدامات مشابه آينده قاتلان و در صورت به دست آوردن ردپايى به تله گذارى دست بزند.مأمور ديگرى در شاخه ديگرى به بررسى اطلاعيه ها در اين زمينه، بررسى چهره نگارى هايى كه از عاملان جنايات به دست آورده بود با چهره نگارى هاى مشابه و عكس هاى مجرمانى كه شباهتى به آن دارند بر عهده داشت كه با بررسى دو هزار عكس و مقايسه چهره نگارى قاتلان سريالى با پنج هزار چهره نگارى و عكس ديگر به ۵۰ عكس دست يافت كه چهره قاتلان مشابهت زيادى به آنان داشتند.از سوى ديگر، افسر اصلى پرونده، مسؤول هماهنگى شاخه ها و همفكرى با هدايت كننده اصلى تيم پليس كه رئيس اداره ۱۰ بود، شد و به بررسى هر سه جنايت و تجزيه و تحليل تخصصى داشته  ها در هر قتل پرداخت.با توجه به اينكه تراول چك هاى به سرقت رفته و مظنون گيرى يكى از كارهاى اصلى در اين پرونده به شمار مى رفت،افسر ديگرى  بازجويى از مظنونان و شاهدان و بررسى تخصصى امور بانكى را بر عهده گرفت كه مى توانست يكى از شاخه هاى اصلى باشد.اعضاى اين تيم به اقدامات گسترده اى دست زدند تا اينكه پس از دو هزار نفر ساعت كار، عصر يكشنبه ۲۵ دى ماه سال جارى دو شاخه از اين تيم به نقطه مشتركى رسيدند كه به سعادت آباد ختم مى شد.وقتى «عليرضا» در برابر خانه سه طبقه اى از پژو ۲۰۶ خود پياده شد، مأموران او را بازداشت كردند و با وجود انكار هر گونه دخالت در قتل هاى زنجيره اى با توجه به شباهتى كه به چهره نگارى رايانه اى داشت و مسير تحقيقات كه او را قاتل نشان مى داد براى مواجهه حضورى با دو شاهد به اداره آگاهى انتقال يافت.
< بن بست غيرمنطقى
«عليرضا» در برابر دختر و پسر سومين و دومين قربانى جنايات زنجيره اى خيلى خونسرد ايستاد، آن دو با وجود اينكه ادعا مى كردند اين مرد به قاتل شباهت دارد با قاطعيت گفتند «عليرضا» آن مردى كه مورد نظرشان بود نيست.يك بن بست غيرمنطقى پيش روى تيم تحقيق قرار گرفت، اما مسير تحقيقات بى نقص بود، اين بار «عليرضا» و مأموران به خانه اش رفتند و در آنجا پليس موفق شد مقدارى بدليجاتى كه در يكى از قتل ها به سرقت رفته بود، پيدا كند.اما وقتى پسر اين زن اين جواهرات بدلى را ديد باز ادعا كرد متعلق به مادرش نيست و كارآگاهان با از دست دادن اين سرنخ باز با بن بست روبرو شدند.
< برگ برنده
پليس تنها برگ برنده در اختيار داشت و آن دستخط قاتل بود كه روى يكى از برگه  تراول هاى خرج شده از سوى «عليرضا» به دست آمده بود.اين مرد جانى باوجود تلاش براى تغيير دستخط و جعل روى تراول چك به خاطر بررسى كارشناسانه آن وقتى مشخص شد «عليرضا» چند جمله كوتاه را روى تراول چك نوشته است لب به اعتراف گشود و قتل را به گردن گرفت.تيم تحقيق باوجود اين اعتراف باز به بررسى بيشتر دست زدند تا اينكه «عليرضا» در بيان جزئيات قتل «شهره»، مو به مو گفتارهاى تلفنى اين زن با شوهرش به صورت تلفنى را بيان كرد كه با تحقيقات پليسى مطابقت كامل داشت.بدين ترتيب، نيمه شب، عمليات براى دستگيرى «اعظم» آغاز شد و كارآگاهان در حالى كه توانسته بودند بخشى از اموال مسروقه و رسيد فروش كيس كامپيوتر را نيز به دست آورند، «اعظم» را نيز در تهرانپارس دستگير كردند.
< تأثير مثبت مطبوعات
بازپرس حسينى كه در صحنه دومين جنايت پى به سريالى بودن قتل زنان خانه دار برده است معتقد است بايستى در همان دومين قتل، ماجراى اين جنايات در مطبوعات به صورت گسترده اى منتشر مى شد. اين كارشناس قضايى گفت: «وقتى با سومين قتل، روزنامه ها به آن پرداختند، وقفه اى در وقوع چهارمين قتل به وجود آمد همانطور كه قاتلان اعتراف كرده اند آنان بايستى روش خود را تغيير مى دادند و به دنبال فرصت مناسبى مى گشتند، حتى رنگ طناب خود را به آبى تغيير داده بودند، پس وقفه اى كه مطبوعات در ادامه جنايات به وجود آوردند به پليس فرصت داد تا با داشته هايشان از سه قتل قبلى ردپايى از قاتلان به دست آورند و خوشبختانه قبل از چهارمين جنايت، اين مرد و زن جانى را دستگير كنند.»بازپرس حسينى افزود: «اگر آمار اين جنايات روند صعودى خود را طى مى كرد جامعه و امنيت آن بزرگترين لطمه را مى ديد و روزنامه ها نقش مثبتى در حمايت از پليس و دستگاه قضايى براى جلوگيرى از تكرار قتل ها داشته اند.»بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، «عليرضا» و «اعظم» اعتراف كرده اند قرار بود جناياتشان تا ارديبهشت ماه سال آينده ادامه داشته باشد و در هر قتل اميدوار بوده اند تا در جنايت بعدى به پول بيشترى دست پيدا كنند.تحقيقات نيز نشان داده است چهارمين قربانى اين قتل هاى سريالى كه قرار بود ساعت ۱۰ صبح يكشنبه ۲۵ دى ماه در خانه  اش به قتل برسد دوست مادر «اعظم» بود و آنان قصد داشتند بدون استفاده از آگهى روزنامه ها و با اطلاعاتى كه از كانال هاى فروش خانه به دست مى آوردند قربانيان بعدى را انتخاب كنند.
جزئيات قتل عام خانوادگى در مشهد
244677.jpg
گروه حوادث، مشهد _ خبرنگار «ايران»: پسر جوانى وقتى مخالفت خانواده اش براى ازدواج با زن مورد علاقه اش را ديد نقشه قتل عام آنان را طراحى كرد.
اين پسر ۲۴ ساله با همدستى دوست جوان خود وقتى پدر، مادر و خواهر و برادرش در خواب بودند با ضربات ميله آهنى و چاقو به جان آنان افتاد سپس اجسادشان را در حاشيه بيابانى دروى مشهد رها كرد.بنا به اين گزارش، ساعت ۶ بامداد ۱۸ دى ماه سال جارى پيكرهاى بى جان پدر و پسرى در فاصله هزار مترى اجساد مادر و دخترى پيدا شد و پليس پس از پيدا كردن پاى مصنوعى پدر خانواده توانست هويت آنان را شناسايى و در نخستين اقدام پسر جوان خانواده را بازداشت كند.اين پسر در بازجويى هاى تخصصى اعتراف كرد كه به زن بيوه اى علاقه مند بود اما پدرش و ديگر اعضاى خانواده مخالف ازدواج آن دو بودند تا جايى كه پدر ۴۳ ساله اش او را به باد كتك گرفته است.طراح اين جنايت افزود: «به دوستم گفتم كه مى خواهم آنان را به قتل برسانم، پذيرفت، شب جنايت چون جرأت اين كار را نداشتم او با ضربات ميله و چاقو اعضاى خانواده ام را كشت.»بنا به گزارش خبرنگار ما، قاتل اصلى كه دوست اين پسر است وقتى بازداشت شد پذيرفت ضربات مرگبار را وى وارد كرده است.
دختر ربايى هولناك در بيابانهاى اطراف تهران
مرگ تلخ دخترى
در ميان شعله هاى آتش
244680.jpg
گروه حوادث: دو دختررباى ناشناس پس از دزديدن دانش آموز ۱۶ ساله اى او را در يك منطقه بيابانى به آتش كشيدند.اين اقدام هولناك درحالى از سوى آدم ربايان صورت گرفته است كه تحقيق درباره انگيزه اين جنايت از سوى پليس هنوز ادامه دارد.
بنابر اين گزارش، عصر روز دوشنبه ۵ دى ماه سال جارى مأموران آگاهى رباط كريم با دريافت گزارشى مبنى بر انتقال پيكر سوخته دخترى به نام فتانه محمودى به بيمارستان الزهرا بر بالين اين دختر حاضر و تحقيقات خود را آغاز كردند.مادر اين دختر درحالى كه سراسيمه بود، به مأموران گفت: دخترم در دبيرستانى واقع در قلعه ميرجاده ساوه تحصيل مى كرد و هر روز ساعت ۱۷ و ۳۰ دقيقه پس از پايان كلاس به خانه بازمى گشت و ساعت ۱۸ نيز به خانه مى رسيد.امروز وقتى در خانه بودم، يكى از بستگانم سراسيمه به خانه آمد و گفت چند كارگر كارخانه پتروشيمى ساعتى قبل پيكر فتانه را در يك منطقه بيابانى درحالى كه آتش گرفته بود، پيدا كرده و پس از خاموش كردن آتش او را به بيمارستان منتقل كردند.يكى از كارگرها در ادامه تحقيقات به مأموران گفت: وقتى از كارخانه بيرون آمدم، متوجه شدم دختر نوجوانى درحالى كه آتش گرفته بود، در منطقه بيابانى مى دويد. بلافاصله با چند تن از همكارانم به وسيله پتو آتش را خاموش كرديم و با شماره تلفنى كه دختر در اختيار ما گذاشت، موضوع را به يكى از بستگانش اطلاع داديم.دختر نوجوان درحالى كه بدنش بشدت دچار سوختگى شده بود و به سختى حرف مى زد، به يكى از پرستاران بيمارستان گفت: وقتى از مدرسه بيرون آمدم، براى رفتن به خانه سوار خودرو پيكان سبزرنگى كه دو سرنشين داشت، شدم. در بين راه آنها مرا به يك منطقه بيابانى بردند و وقتى با مقاومت من روبرو شدند، مرا از خودرو بيرون انداختند. هيچ كس در آن اطراف نبود و فريادهايم بى اثر بود. ناگهان هر دو آنها به طرفم حمله كردند، بنزين روى لباسهايم ريختند و سپس آتش زدند.دختر نوجوان درحالى كه به سختى نفس مى كشيد، ادامه داد: آنها پس از آنكه مرا آتش زدند، بلافاصله سوار خودرو شده و فرار كردند و من با دويدن سعى كردم تا آتش را خاموش كنم.با انجام تحقيقات مقدماتى و با توجه به وخامت حال اين دختر، او به بيمارستان سوانح و سوختگى مطهرى منتقل شد، ولى پس از گذشت ۲۴ ساعت به علت شدت سوختگى جان سپرد.با مرگ اين دختر، پرونده اى در شعبه ۱۰۴ دادسراى بخش گلستان تشكيل و به دستور قاضى دادگاه مأموران تحقيقات خود را آغاز كردند.در اين تحقيقات مشخص شد دختر نوجوان وقتى براى رفتن به خانه سوار خودرو شده بود، از سوى دو سرنشين جوان آن غافلگير شده و وقتى در برابر نيت شيطانى آنها مقاومت كرده، در يك منطقه بيابانى توسط آنها به آتش كشيده شده است.
اعدام عامل قتل ۴ تن در زندان اوين
گروه حوادث: مردى كه با همدستى همسرش يك خواهر و برادر و دو پسر خردسال خود را به طرز فجيعى به قتل رسانده است صبح امروز به همراه سه قاتل ديگر در محوطه زندان اوين اعدام خواهد شد.اين مرد، ابتدا همسرش را به عقد مردى جوان درآورد سپس آن مرد و خواهر وى را به قتل رساند و چون مى ترسيد دو پسر خردسالش راز جنايت را فاش كنند آنان را در حمام خانه خواهرش در ورامين كشت.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |