چهارشنبه ۲۸ دى ۱۳۸۴ -
Wed, Jan 18, 2006
گفت و گو
۳۳۷۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
گفت و گو با فريدون قاسم زاده
عضو هيأت علمى دانشگاه صنعتى شريف
نقش فناورى اطلاعات در توسعه
244608.jpg
گفت و گو از يوسف ناصرى

بخش دوم و پايانى گفت و گو با فريدون قاسم زاده عضو هيات علمى دانشگاه صنعتى شريف در خصوص قابليت هاى فناورى اطلاعات در پى مى آيد:
گفته مى شود، شركت زيبل در ساليان اخير، هر ساله ۱۰ درصد از غيركاراترين كارمندانش را اخراج كرده است. اين همان چيزى است كه اشتغال زدايى اش مى نامند؟
اين اتفاق در هر شركتى و حتى در يك شركت نوشابه سازى هم مى تواند رخ بدهد. فرض كنيد اگر يك شركت بتواند با قيمت ۱۰۰ تومان خودكار توليد كند، مى تواند بقاى خود را در بازار تضمين كند. اما اگر اين شركت نتواند آن خودكار را با آن قيمت توليد كند در نهايت از رقبا شكست مى خورد و ممكن است ورشكست شود. دراين اوضاع، دو راه حل وجود دارد. يكى اينكه درصد كمترى از افراد كه كارايى و انگيزه لازم را ندارند و يا دانش لازم را كسب نكرده اند از كار بركنار كنيد و در عوض اكثر كاركنان بيكار نشوند و يا اينكه كسى بركنار نشود و محصول گرانترى توليد كنيد. كه در اين حالت مشترى هم نخواهيد داشت و كل كاركنان با هم بيكار مى شوند. مثال عينى اين بحث را ما در ايران مى بينيم. بسيارى از كالا و اجناس توليد كشور چين از كالاهاى ايرانى مشابه آنها ارزانتر است. چطور است كه كالايى كه در چين توليد مى شود و بعد از حمل و نقل زياد در بازارهاى ايران به فروش مى رسد، ارزانتر از كالاى ايرانى است. چون چينى ها كارايى توليدشان در سطح بالايى است و توانايى رقابت با رقبا را دارند از يك طرف هم دولت بايد به فكر كسانى كه بيكار مى شوند نيز باشد. در كشورهاى توسعه يافته نظام تأمين اجتماعى كارآمد وجود دارد و درصدى از حقوق كارمندان و شاغلان به صندوق تأمين اجتماعى واريز مى شود.
با چنين ابزارى مى توان تا حدى شكاف فقير وغنى را پر كرد و وقتى تعدادى از كار بركنار شوند تا دوره مشخصى كه كار پيدا كنند از منابع نظام تأمين اجتماعى بهره مند مى شوند. در عين حال بايد بگويم آدمهايى كه شخصيت و منزلت انسانى دارند، نمى توانند كار نكنند و سربار ديگران باشند. لذا اين پول فقط مشكلات مادى آنها را حل مى كند. در نتيجه ايجاد اشتغال حتى در جوامعى كه بيكاران مستمرى دريافت مى كنند موضوع مهمى است.
چند سالى است مطابق طرح و توسعه و كاربرى فناورى ارتباطات و اطلاعات (تكفا) مقرر شد ايران به سمت و سوى جامعه دانايى محور سوق داده شود.
برخى از فعالان و صاحب نظران حوزه فناورى اطلاعات بر اين باورند كه اين طرح عمدتاً بر جنبه سخت افزارى تأكيدداشته و تا حدود زيادى جنبه نرم افزارى را ناديده گرفته است. با توجه به اينكه شما هم در عرصه نظرى و تدريس فعال هستيد و هم در عرصه عملى و حرفه اى اين فناورى، نحو ارائه و اجراى طرح مذكور را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
براى اينكه ما بتوانيم راجع به موفق بودن يا نبودن يك طرح قضاوت كنيم بايد ببينيم چه اهداف كيفى و كمى براى آن مشخص شده و چه مقدار از اهداف طرح مذكور تحقق يافته است.
يكى از ويژگى هاى يك طرح خوب اين است كه معيار اندازه گيرى و ارزيابى به دست مجريان و ديگران بدهد تا بتوانند پيشرفت آن را مديريت و در مورد آن قضاوت كرد. بايد مشخص باشد كه در يك طرح در چه زمانى و به كجا بايد برسيم. يكى از اشكالات اصلى طرح تكفا و شايد بتوانيم بگوييم مهمترين اشكال اين طرح اين بود كه اصلاً هيچ هدف زمان بندى شده اى در آن مطرح نشده بود. انواع كلمات پرجاذبه مثل تجارت الكترونيكى و پول الكترونيكى در اين طرح مطرح مى شد ولى هيچ وقت مشخص نشد، قرار است به چه مقاصدى و در چه زمانى نايل شويم. براى مثال بايد گفته مى شد كه تا چه زمانى پرداخت الكترونيكى در كشور راه اندازى مى شود و يا تا چه زمانى مثلاً ۳۰ درصد خدماتى كه دولت ارائه مى كند از طريق اينترنت ارائه شود. هيچ وقت گفته نشد كه چند درصد ازمدارس ما قرار است در چه سالى به اينترنت دسترسى پيدا كنندو يا مشخص نشد كه ميزان شكاف ديجيتالى ميان افراد فقير و غنى در ايران چقدر است و چه برنامه اى با چه زمان بندى مشخصى براى كاهش آن پيش بينى شده است. اين موارد معيارهايى هستند كه مى توانيم مطابق آنها در مورد عملكرد يك طرح قضاوت كنيم. چون هيچ كدام از اين معيارها مشخص نشده نمى توانيم اصولاً در اين باره قضاوت صحيحى داشته باشيم و بگوييم ميزان موفقيت طرح چقدر است. فقط مى توانيم در مورد ميزان هزينه اى كه اين طرح به كشور تحميل كرده و بدون هر گونه قضاوتى در مورد محصولات آن در مقايسه با اهداف طرح صحبت كنيم. چندى پيش چند شركت آمريكايى، چندين هزار سايت ايرانى را مسدود كردندو قرار است «گوگل» و «ياهو» هم دسترسى ايرانيان را به اينترنت مسدود كنند كه اين نگرانى هاى جدى ايجاد كرده است.
بنابراين مى توانيم بفهميم طرح تكفا چقدر موفق بوده است. چون با اين همه بودجه اى كه در سالهاى گذشته در اين طرح هزينه شد ما حداقل بايد محتوا و پست الكترونيكى ملى را به دست مى آورديم. سؤال اين است كه چرا چنين اتفاقى نيفتاده است. سؤال اين است كه چند درصد از مدارس كشور و به ويژه در مناطق محروم به اينترنت وصل شده اند؟ اگر بتوانيم جواب اين سؤالات را بدهيم آن وقت مى توانيم در مورد ميزان موفقيت طرح تكفا قضاوت كنيم.
طرح تكفا بحث فناورى اطلاعات را در جامعه برجسته كرد و تا حدى در مردم، هيجان و شور و نشاط اوليه به وجود آورد. امامردم منتظر ماندند و مى خواستند ببينند چه تحولى رخ مى دهد ولى وقتى در عمل، برنامه ريزى و اقدامات سنجيده اى انجام نشد به شكلى سرخورده مى شوند. پس چه بهتر وقتى مى خواهيم در مردم توقع و هيجانى ايجاد كنيم، قبلش طرح و برنامه مشخصى داشته باشيم. دولت جديد هم اگر براى توسعه فناورى اطلاعات در كشور برنامه مشخصى نداشته باشد، مشكلات ما با صرف زمان و هزينه زياد تعميق پيدا مى كند. يك نوع بدبينى هم وجود دارد كه برخى ضمن اشاره به قديمى بودن سيستم هاى ادارى و بانكى، مى گويند شرايط و وضعيت جامعه و دستگاه ها و نهادها براى استفاده از فناورى هاى جديد آماده نيست و ابتدا بايد آن شرايط را به طور كامل فراهم كنيم.
برخى مى گويند استفاده از فناورى اطلاعات در وضعيت فعلى جامعه ما مانند اين است كه موتورجت را روى گارى سوار كنيم. سيستم ادارى ما مانند كشورهاى توسعه نيافته از كارايى لازم برخوردار نيست و سازمانها و ادارات و شركتهاى دولتى در مقايسه با استانداردهاى بين المللى به صورت كارآمد عمل نمى كنند و يا محصولات و كالاهايى با قيمت گران تر از بازار جهانى را توليد مى كنند. اما اين مشكلات نبايد باعث شود، در مورد اين موضوع يك حكم كلى صادر كنيم و بگوييم تا بسترهاى لازم فراهم نشود، در زمينه استفاده از فناورى اطلاعات هيچ موفقيتى را نمى توانيم كسب كنيم.
براى مثال اگر من در مورد يك موضوع خاص آمارى را مى خواهم چه ضرورتى دارد حتماً به اداره آمار مراجعه كنم. اگر اداره آمار كليه اطلاعاتش را روى سايت خود داشته باشد، مردم حتى در روزهاى تعطيل و يا ساعات غيرادارى هم مى توانند از طريق اينترنت به سايت آن مركز رجوع كنند و اطلاعات مورد نياز را به دست آورند. همين دولت با همين سطح از كارايى مى تواند خدماتى را به صورت اينترنتى به مردم ارائه و رفاه و رضايتمندى جامعه را ارتقا دهد. مردم اگر مى خواهند اوضاع جوى و وضع آب و هواى كشور را در هفته آينده بدانند، بايد بتوانند به وب سايت اداره هواشناسى مراجعه و اطلاعات موردنظر را دريافت كنند. من الآن برخى از جونان ايرانى را مى شناسم كه از طريق اينترنت كسب درآمد مى كنند. اصولاً چه عيبى داردكه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به جاى برگزارى نمايشگاه كتاب در يك مقطع خاص از سال كارى كند كه در همه ايام سال مردم بتوانند كتابهاى خود را از طريق اينترنت خريدارى كنند. اگر خريد كتاب به صورت اينترنتى رايج شود، هر كسى مى تواند در هر ساعت و هر روز سال و حتى در ايام تعطيلات هم كتاب بخرد و براى خريد كتابهاى جديد به قيمت مناسب يك سال منتظر برگزارى نمايشگاه بين المللى كتاب نشود. اگر مردم بتوانند هر زمان كه احتياج دارند، كتاب بخرند مجبور نمى شوند تمام سهميه ارزى خريد كتاب خود را ظرف چند روز خرج كنند و براى مصرف آن يك سال فرصت دارند. ناشرين هم آخرين كتابهاى منتشرشده خود را روى سايت عرضه مى كنند و از اين رهگذر همه منفعت مى برند.
دست اندركاران طرح تكفا اعلام مى كردند تا سال ۱۳۸۳ در كشور حدود ۱۵ ميليون نفر كاربر اينترنتى خواهيم داشت. چرا چنين موضوعى تحقق پيدا نكرد؟
در خوشبينانه ترين حالت گفته مى شود كه ما الآن ۷ تا ۸ ميليون نفر كاربر اينترنتى داريم. بايد توجه داشت يك وقت ما برنامه هاى عملياتى براى رسيدن به يك هدف را مشخص كرده ايم و مى دانيم مى خواهيم به كجا برسيم. اما وقتى برنامه مشخصى وجود نداشته است نمى توان ارزيابى دقيقى به عمل آورد. در طرح تكفا هم چنين هدفى در نظر گرفته نشد و اهداف كمى طرح ارائه نشد.
اين بحث مطرح است كه در جامعه ما كاربردهاى استفاه از فناورى اطلاعات و اينترنت عمدتاً از حد لايه هاى سطحى و ابتدايى فراتر نمى رود...
بله؛ مطابق ارزيابى هايى كه ما داشته ايم حدود دو ميليون نفر در ايران افراد چت كننده داريم. اما اصلاً اينترنت براى چت درست نشده است. چت، يكى از پيش پا افتاده ترين امكانات اينترنت است. چون ما وقتى براى استفاده از اينترنت برنامه ريزى و هدفگذارى درستى نداريم، آن وقت معايب فناورى جديد سراغ ما مى آيد و يا كاربردهاى كم ارزش تر آن در كشور رايج مى شودو نمى توانيم مانند ديگران از حسن هايش استفاده كنيم. يكى از بزرگترين محاسن و مزيت هايش تجارت الكترونيكى است و از اين طريق، با هزينه كمتر و در عين حال راحتى بيشتر كسب درآمد كنيم. دولت ازاين طريق مى تواند دولت الكترونيكى خدمات و اطلاعات لازم را به سادگى و به سرعت به مردم عرضه كند. در ايالات متحده، هدفگذارى شده كه تا سال ۲۰۰۸ ميلادى صددرصد خدمات دولتى از طريق اينترنت ارائه گردد و در حال حاضر نيز سطح خدمات دولتى ارائه شده از راه اينترنت بيش از ۵۰ درصد است. بانكدارى الكترونيكى مى توانيم داشته باشيم و بسيارى از خدمات بانكى امكان اينترنتى شدنش وجود دارد و در اين صورت بسيارى از رفت و آمدها و مراجعات فيزيكى افراد به بانكها مى تواند كاهش پيدا كند. ما حتى مى توانيم پزشكى الكترونيكى داشته باشيم. بالاخره بسيارى از پزشكان متخصص نمى توانند در مناطق دور افتاده كشور كار كنند. اگر پرستارى باشد كه از يك بيمار در آن مناطق مراقبت كند يك پزشك از طريق اينترنت مى تواند اطلاعات لازم را دريافت كند و از راه دور جان بيمارى را نجات بدهد.
در حال حاضر دروس دانشگاه هاى مهمى مثل استانفورد و تورنتو از طريق اينترنت ارائه مى شود و هركسى امكان دستيابى به آنها را دارد. حتى مى توان به صورت رايگان از برخى منابع مذكور استفاده كرد. اينها بخشى از خوبى ها و مزيت هاى اينترنت است. اما شايد در حد پنج درصد هم در ايران از اين قابليت ها استفاده نمى شود و كاربردهاى كم ارزشى مثل چت در ايران مورد توجه قرار مى گيرد. در حالى كه ما مى توانيم با ارائه آموزش هاى مناسب كارى كنيم كه جوان ما از طريق اينترنت براى خودش شغل ايجاد و كسب درآمد از راه مولد و مفيد كند.
نكته اى كه بايد متذكر شد اين است كه در ايران، شركت ها هنوز به بارورى نرسيده اند انواع ماليات هاى مختلف به آنها تحميل مى شود و موجب ورشكستگى آنها را از همان ابتدا فراهم مى كند. الآن علاوه بر ماليات بر درآمد شركت ها، از آنها عوارض تجميعى هم اخذ مى شود. اين كار باعث شده بسيارى از شركت هاى اينترنتى در آستانه ورشكستگى قرار بگيرند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |