چهارشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۴ -
Wed, Jan 25, 2006
حوادث
۳۳۷۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
دستوربازپرس ويژه قتل
براى حفارى قدم به قدم باغ خرمالو
• سردسته باند به ۶ جنايت سياه ديگر در يك زمين كشاورزى حوالى چهاردانگه اعتراف كرد
• ليست سياه يك قاتل براى جنايات فاميلى
در جلسه محاكمه جوان «مادركش» فاش شد
دستوربازپرس ويژه قتل
براى حفارى قدم به قدم باغ خرمالو
اعترافات تازه روح سرگردان «باغ خرمالو»
• سردسته باند به ۶ جنايت سياه ديگر در يك زمين كشاورزى حوالى چهاردانگه اعتراف كرد
• ليست سياه يك قاتل براى جنايات فاميلى
گروه حوادث _ بازپرس ويژه قتل با توجه به گستردگى جنايات سياه شبكه روح سرگردان در تجاوز به دختران و زنان جوان دستور جست وجوى قدم به قدم باغ خرمالو را صادر كرد.اين اقدام ويژه پس از اعترافات تكان دهنده سردسته باند روح سرگردان به ۶ تجاوز ديگر و فرضيه اى مبنى بر اينكه قتل هاى خاموشى در باغ خرمالو رخ داده است، صورت گرفت.با اعتراف گرداننده اين باند خوفناك كه «حسين روح زاده» نام دارد و بين اعضاى شبكه به «روح سرگردان» معروف است، تعداد قربانيان جنايات سياه به ۲۳ زن و دختر رسيد.بنا به اين گزارش، با بررسى هاى تخصصى اى كه صورت گرفته است، پرونده قديمى «روح سرگردان» بعد از دو سال ورق خورد كه در آن معلم مؤسسه خصوصى دخترانه اى از سوى سردسته باند و دو همدست ديگرش به باغى در چهاردانگه كشانده شده بود و اين سه شيطان به همراه سه كارگر افغان همگى به اين دختر تجاوز كرده بودند.سردسته باند در نخستين مرحله از بازجويى هاى قضايى كه در شعبه دوم بازپرسى دادسراى امور جنايى تهران توسط بازپرس اصغرزاده صورت مى گرفت، اعتراف كرد كه قبل از شناسايى باغ خرمالو، پس از ربودن زن هاى جوان، آنان را در خانه اى كه چند جوان افغان ساكن آن منطقه بودند برده و مورد تجاوز قرار مى دادند.
245286.jpg
وى در بازجويى هاى انجام گرفته گفت: من ديپلم علوم انسانى دارم و نخستين فرزند خانواده هستم. دوستانم در حالى مرا به عنوان سردسته خود معرفى مى كنند كه خودشان از لحظه نخست با من همراه بودند و از تمامى جزئيات اين كار باخبر بودند.ما هر بار كه قصد داشتيم براى شكار زنان يا دختران جوان برويم، ابتدا با تماس تلفنى موضوع را با هم هماهنگ مى كرديم، سپس در صورت رسيدن به توافق سوار بر خودرو پيكان سفيد رنگى كه زورگيرى كرده بوديم شده و با آن به سطح شهر مى رفتيم.وى افزود: وقتى مشكلات زيادى براى همه ما به وجود آمد، به طورى كه نتوانستيم هزينه زندگى خود را تأمين كنيم، ابتدا به فكر سرقت افتاديم، ولى در ادامه به اين ماجرا كشيده شديم. ما تمامى اموال و اشياى باارزشى كه همراه طعمه هايمان بود را از آنها مى گرفتيم. بعد تهديد مى كرديم تا در اين باره به خانواده هايشان چيزى نگويند. مى خواستيم در صورتى كه از آنها درباره اموالشان پرسش شد، بگويند گم كرده اند.وى در ادامه با اشاره به آگاهى اش از جزاى اينگونه اقدامات گفت: به صفحه حوادث روزنامه ها علاقه زيادى داشتم. هر روز مطالب چاپ شده در آنها را مى خواندم. هنگامى كه اعضاى باند كركس ها را دستگير كردند، مطالب مربوط به آن را پيگيرى مى  كردم تا اينكه تصاوير آنها را به هنگام اعدام ديدم. مى دانم كه حكم من و امثال من اعدام است، ولى كاش فرصتى دوباره به من داده شود تا بتوانم به جبران كارهاى اشتباهم بپردازم.اين جوان شرور كه در ميان دوستانش به «روح سرگردان» شهرت يافته است، در ادامه به ادعاى مشابه «سعيد حنايى» در قتل زنان خيابانى مشهد پرداخت و در اعترافاتش گفت: هر بار دختر يا زن جوانى را مى ديدم كه به تنهايى منتظر خودرويى هستند، بشدت از آنها نفرت پيدا كرده و به آنان فحش مى دادم. وقتى زن ها و دختران جوان را مورد تجاوز قرار مى داديم، اصلاً احساس پشيمانى نمى كرديم و به هنگام بازگرداندن آنها از طعمه ها مى خواستيم تا ديگر هيچ گاه سوار خودروهايى كه سه پسر داخل آن نشسته اند، نشوند.وى ادامه داد: در هيچ يك از موارد آسيبى به طعمه هايمان نرسانديم، چون طورى آنها را مى ترسانديم كه ديگر نيازى به برخورد فيزيكى نبود.وى در پايان گفت: مى دانستم كه روزى دستگير مى شوم. از همه چيز خسته شده بودم. مى خواستم اين كار را آنقدر ادامه بدهم تا روزى به دام مأموران بيفتم. مشكلات زيادى داشتم كه فكر و خيالات زيادى را به ذهنم مى آورد. فشار اين خيالات باعث روآوردن به اين كارها شد.
> تجاوز به يك معلم جوان
«روح سرگردان» در بخشى از بازجويى ها ادعا كرد وقتى دو سال پيش در جريان تجاوز به دخترى دو دوستش بازداشت شده اند و او به شهرستان خودشان فرار كرده است، شاخه ديگرى در برابر تيم تحقيق قرار گرفت.تحقيقات خبرنگار گروه حوادث روزنامه ايران نشان مى دهد كه «حسين روح زاده» معروف به «روح سرگردان» از شامگاه دوم اسفندماه سال ۸۲ با دستور قاضى ساعى رئيس شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران تحت تعقيب ويژه قرار داشته است.گزارش تلخى از يك جنايت سياه كه گردانندگى آن برعهده «روح سرگردان» بود روز هشتم بهمن ماه سال ۸۳ در صفحه حوادث روزنامه ايران به چاپ رسيده است كه در آن به فرارى بودن سردسته باند تأكيد شده است.
در اين گزارش خبرى آمده است كه ساعت ۲۳ شامگاه روز حادثه، مردى هراسان به كلانترى ۱۴۲ كن مراجعه مى كند و با ادعاى اينكه دختر جوانش ربوده شده است و گروگانگيران در ازاى آزادى او ۴۵۰ هزار تومان پول مى خواهند خواستار آزادى او مى شود.پليس درحالى كه آموزش هاى لازم را به پدر اين دختر كه معلم مؤسسه خصوصى دخترانه بود، داد وقتى هيچ خبرى از تماس گروگانگيران نشد اطلاع يافت كه دختر جوان تلفنى با پدرش تماس گرفته و ادعا كرده با آژانس به ميدان آزادى خواهد رفت.ساعت ۳ بامداد روز سوم اسفندماه سال ،۸۲ گروگان درحالى كه وحشتزده بود در ميدان آزادى از خودروى آژانس پياده شد و گريه كنان پرده از سرنوشت تلخ خود برداشت.اين معلم زن در ادعاهاى تكاندهنده اى گفت: «ربايندگان من سه ايرانى بودند كه همراه سه افغانى در يك زمين كشاورزى به من تجاوز كردند، آنان من را در ميدان نور سوار خودرو كردند و جوانى كه در صندلى عقب نشسته بود به من حمله كرد و با تهديد چاقو من را به زمين كشاورزى در جنوب تهران كشاندند.مأموران پليس با ادعاهاى اين معلم زن وقتى توانستند اسارتگاه دختر جوان را در منطقه چهاردانگه شناسايى كنند، با عمليات غافلگيرانه اى دو ايرانى و سه افغانى متجاوز را بازداشت كردند كه دو جوان ايرانى ۱۹ و ۲۷ ساله با پذيرفتن تجاوز به دختر جوان ادعا كردند پسرى با نام «حسين روح زاده» طراح اصلى اين جنايت سياه فرارى است.وقتى پرونده در اختيار ۵ قاضى شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت، تيم ويژه اطلاعات پليس از سوى قاضى ساعى مأموريت يافت تا «روح سرگردان» را رديابى كند و پرده از جنايات ديگر اين باند بردارد.در اين سرى از تحقيقات، روح سرگردان، مردى خطرناك، مسلح و شرور معرفى شده بود تا جايى كه تيم پليس در آخرين اقدام خود از هيأت قضايى دادگاه خواستار صدور حكم تير در برخورد با «روح سرگردان» شدند و هنوز چنين حكمى صادر نشده بود كه اين مجرم خطرناك با شبكه شيطانى ديگرى بازداشت شد و اعتراف كرد در دو سال پيش به جز تجاوز به معلم جوان، همراه دو همدستش و سه افغانى به ۵ دختر ديگر نيز در همان زمين كشاورزى و با روش مشابهى تجاوز كرده اند.
بدين ترتيب، مشخص شد كه دو همدست «روح سرگردان» از دو سال پيش تنها يك تجاوز به معلم زن را به گردن گرفته اند و با ادعاهاى گمراه كننده اى، هيچ اعترافى درخصوص ۵ جنايت سياه ديگر نداشته اند.بنابه گزارش خبرنگار جنايى ما، بازپرس اصغرزاده با اين فرضيه كه اعضاى شبكه «روح سرگردان» احتمال دارد دختران يا زنانى را به خاطر مقاومت در برابر خواسته شوم يا سعى در فرار از باغ خرمالو به قتل رسانده باشند، دستور حفارى و جست وجوى قدم به قدم باغ خرمالو را صادر كرد.
اعدام شرور قاتل در اصفهان
245199.jpg
گروه حوادث: جوان شرورى كه در يك نزاع خونين دوستش را به قتل رسانده بود در ملأ عام اعدام شد.اين جوان ۲۷ ساله كه آرش نام داشت سال ۸۲ در پى اختلاف با دوستش به نام احسان حاج مؤمن او را با ضربات چاقو به قتل رساند.بنا به اين گزارش، مأموران پليس آگاهى اصفهان با دريافت گزارشى از نزاع خونين در خيابان نظر شرقى در محل حادثه حاضر و پسرجوانى را در حالى كه چاقويى خونين در دست داشت بازداشت كردند.با بازداشت پسر جوان مشخص شد وى در پى اختلاف با دوستش او را با ضربات چاقو از پاى درآورده است. مأموران با بررسى سوابق متهم پى بردند وى دو بار به اتهام سرقت و ۶ بار نيز به اتهام شرارت بازداشت شده بود.متهم پس از محاكمه در شعبه ۴۷ دادگسترى اصفهان با حكم قاضى سلطانى به اعدام در ملأ عام محكوم شد.به گزارش خبرنگار ما، صبح روز گذشته، عامل جنايت با حضور مردم و اولياى دم در يك هواى بارانى در حالى كه از خانواده اولياى دم خواستار بخشش بود به دار مجازات آويخته شد.
در جلسه محاكمه جوان «مادركش» فاش شد
ليست سياه يك قاتل براى جنايات فاميلى
245289.jpg
گروه حوادث- پسر جوانى كه براى قتل نزديكان خود ليست سياهى تنظيم كرده و در دومين اقدام جنايى اش به بن بست خورده بود، بخاطر قتل مادر در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه شد.
اين پسر ۳۳ ساله ابتدا مادرش را با فشردن گلو، خفه كرد سپس سراغ پدرش رفت تا او را به قتل برساند.بنابه اين گزارش، شامگاه ۲۵ آذرماه سال جارى همسايگان پير مردى در اشتهارد كرج او را ديدند كه با پيكرى خون آلود از خانه اش بيرون دويد و در حاليكه پسر جوانش با چاقو به كمر و شانه هاى او ضربه مى زد، داخل جوى آب افتاد.با دخالت مردم و پليس پسر جوان كه «على» نام دارد، بازداشت شد و در حاليكه پدرش در بيمارستان با مرگ دست و پنجه نرم مى كرد، اعتراف كرد ساعاتى پيش مادرش با نام «امينه طاهريان» را درخانه خفه كرده است.وقتى مأموران پاى در قتلگاه مادر خانواده گذاشتند با پيدا كردن جسد بى جان «امينه» زير رختخوابها به بازرسى از خانه پرداختند و دفتر خاطراتى از قاتل به دست آوردند كه در آن ليست سياهى از نزديكان براى قتل تهيه شده بود.پدر اين جوان، وقتى از مرگ نجات يافت، ادعا كرد پسرش شب حمله به او، ادعا كرده است مادرش را به قتل رسانده است.
< در دادگاه
ساعت ۱۱ صبح ديروز- سه شنبه ۴ بهمن ماه سال جارى- جلسه محاكمه جوان مادركش با تأخير يك ساعته آغاز شد و وى در برابر قاضى عزيز محمدى _ رئيس شعبه ۷۱ _ و چهار قاضى مستشار _ رحيمى، باقرى، شهرابى فراهانى و شريفى- ايستاد و دخالت در قتل مادرش را نپذيرفت.
در ابتداى جلسه، پس از داديار دلدارى كه در مقام نماينده دادستان درخواست مجازات «على» را كرد، خواهر اين پسر در جايگاه قرار گرفت و با اشاره به ليست سياهى كه برادرش براى قتل او و ديگر بستگان تهيه كرده بود، خواستار قصاص نفس _ اعدام _ وى شد.اين دختر گفت: «برادرم از ۹ سالگى شرور بود هر وقت خانه مادرم مى رفتم او را با بدنى كبود مى ديدم، دست و پايش را اين برادرم شكسته بود، علت اين جنايت نيز اختلاف خانوادگى است حتى پرده گوش مادرم با سيلى و كتك هاى برادرم پاره شده بود، «على» به ترياك معتاد بود و آخرين روزها قرص اكستازى مى خورد. وقتى پدر خانواده نيز به ۵ قاضى دادگاه كيفرى استان تهران گفت اگر از دست ضربات چاقوى پسرش فرار نمى كرد كشته شده بود، «على» براى دفاع از خود پشت تريبون دفاع ايستاد و گفت: «مادرم را نكشته ام، او را خيلى دوست داشتم و من و مادرم بوديم كه ۲۰ سال به تنهايى زندگى كرديم.»وى افزود: خواهرم و ديگر بستگانم كه بين من، مادرم و پدرم اختلاف انداخته بودند مستحق مرگ هستند، من مثل علف هرز بزرگ شده ام و نيمه شب حادثه تنها بخاطر دخالتهاى مادرم كه مزاحم كار من شده بود با عصبانيت او را هل دادم و با گره زدن دستانم دور گلويش، او را تكان دادم اما مادرم زنده بود حتى بعد با هم در اتاق قدم زديم.اين پسر گفت: «من وارد ماجراهاى ماوراء الطبيعه شده بودم، وقتى خلوت مى كردم مادرم با مهربانى هايش اين خلوتى را مى شكست و من عصبانى مى شدم وقتى مى ديدم مادرم از روى پشيمانى به خودش نفرين مى كند بيشتر ناراحت مى شدم و گاهى او را كتك مى زدم.»«على» ادامه داد: «هيچ مشكل روانى ندارم بلكه كاملاً سالم هستم اما بخاطر فشارهايى كه در اطرافم بود هفت بار خودكشى كرده ام. مادرم زير رختخواب ها خفه شده است و من او را خفه نكرده ام، وقتى فهميدم كه كار از كار گذشته بود، ساعت ۹ شب فرداى آن حادثه با عصبانيت سراغ پدرم رفتم، او را مقصر مى دانستم و با چاقو به جانش افتادم.»
با دفاعيات وكيل گودرزى، هيأت قضايى بر آن شد تا اين متهم را براى كميسيون پزشكى معرفى كند.
پسر گلدان فروش از مأموران سد معبر كتك خورد
گروه حوادث: مأموران مبارزه با سدمعبر شهردارى با ضرب و شتم پسر دستفروشى را به شدت مجروح كردند.اين حادثه ساعت ۱۵ روز گذشته در ميدان هفت تير اتفاق افتاد و نوجوان دستفروش براثر شدت جراحات به بيمارستان فيروزگر منتقل شد.به گزارش خبرنگار ما حادثه زمانى آغاز شد كه اين دستفروش مشغول فروختن گلدانهاى شيشه اى در حاشيه ميدان هفت تير بود. مأموران مبارزه با سدمعبر شهردارى وقتى قصد داشتند وسايل او را جمع آورى كنند با وى درگير شدند كه در همين لحظه يكى از مأموران با زدن گلدان شيشه اى به سر پسر دستفروش او را به شدت مجروح كرد.اين پسر نوجوان كه على طاهرى پور نام دارد پس از بيهوش شدن به وسيله آمبولانس اورژانس به بيمارستان فيروزگر منتقل شد تا تحت مداوا قرار گيرد.اين گزارش حاكى است وى دچار شكستگى از ناحيه سر شده و هم اكنون نيز تحت مراقبتهاى پزشكى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |