|
|
|
ساخت موسيقى براى سريالهاى تلويزيونى و يا فيلمهاى سينمايى براى آن دسته از آهنگسازانى كه صرفاً انگيزه هاى مالى براى آهنگسازى در اين حوزه ندارند، عرصه تجربه هاى نو و بسط و گسترش اين تجربه هاى موسيقايى است. محمدرضا درويشى پژوهنده نام آشناى موسيقى اقوام ايرانى، آهنگسازى براى سينما را از اين منظر دنبال مى كند و امكانات يك حوزه ديگر هنرى را صرف خلاقيت در يك حوزه ديگر كرده است: يعنى سينما در خدمت تجربه هاى آهنگسازى. پيشتر، آثار آهنگسازى درويشى را روى بخشى از فيلمهاى محسن مخملباف و دخترش سميرا شنيده ايم و استفاده او از موسيقى اقوام ايرانى براى ساخت موسيقى فيلم را در فيلم «قطعه ناتمام» مازيار ميرى دنبال كرده ايم. اكنون چندى است كه درويشى سفارش ويژه اى براى ساخت موسيقى يك سريال تاريخى دريافت كرده كه از حيث موضوع و مضمون، تفاوتهاى اساسى با ديگر تجربيات او در حوزه موسيقى تصوير دارد. سريال «شهر آشوب» ساخته يدالله صمدى كه شرح احوال يك رياضيدان و منجم ايرانى را به نام غياث الدين جمشيد كاشانى به تصوير كشيده، ارتباط ويژه اى نيز با موسيقى يافته است. از حضور عبدالقادر مراغى موسيقيدان بزرگ عصر تيمورى در اين سريال (كه همانند اكثر آثار توليد شده توسط سيمافيلم نسخه سينمايى نيز دارد و در افتتاحيه جشنواره فيلم امسال نيز به نمايش در آمد) اهميت موسيقى اين مجموعه را صدچندان كرده و محمدرضا درويشى سفارش ساخت موسيقى اين مجموعه را دستاويز يك سلسله پژوهش هاى گسترده در موسيقى عصر تيمورى و مكتب عبدالقادر كرده است.
منابع شما براى دستيابى به موسيقى اين دوره با توجه به فقدان اسناد صوتى و فقر اسناد مكتوب در اين دوره چه بوده است؟
- همانطور كه مى دانيد موضوع اصلى اين سريال، رساله رياضى جمشيد كاشانى منجم و رياضيدان ايرانى است كه در نيمه اول قرن نهم هجرى در سمرقند نگاشته است. داستان اين مجموعه روايت تعقيب و گريزهاى جمشيد كاشانى و قتل او توسط الغ بيك و نيز گريز و مبارزه معين الدين كاشانى شاگرد اوست كه از طرفى متهم به قتل استاد شده و از سوى ديگر درصدد اثبات انتساب اين رساله مهم رياضى به استاد خود غياث الدين است. فيلم دو دوره تاريخى يكى در سمرقند و ديگرى در هرات را در برمى گيرد. نيمه دوم فيلم كه نسخه سينمايى آن نيز شامل اين دوره است، دوره سلطنت شاهرخ پسرتيمور كه پايتخت خود را در هرات مستقر كرده و همزمان با حضور عبدالقادر مراغى در هرات است كه با دربار شاهرخ مراوده داشته و رسايل مهم موسيقى خود را نيز در اين دوره نگاشته است. به طور طبيعى جنس موسيقى مورد نظر اين مجموعه با توجه به دوره عبدالقادر وحضور او در فيلم بايستى براساس مكتب عبدالقادر مى بود. آنچه كه از عبدالقادر در دست ماست شامل يك مجموعه رسالات مثل جامع الالحان مقاصدالالحان و شرح ادوار صفى الدين است. بنيان رسالت و آثار موسيقايى بعد از عبدالقادر نيز براساس اين رسالات و آثار عبدالقادر استوار شده و بديهى است كه ما براى ساخت موسيقى اين فيلم چاره اى جز ارجاع به اين متون و بررسى رسالات موسيقى اين دوره و نيز آثار آهنگسازان و موسيقيدانان بعد از عبدالقادر نداشتيم.
غير از عبدالقادر مراغى كه در بخش هرات اين مجموعه و نسخه سينمايى اثر حضور دارد، ردپاى حضور موسيقيدانان ديگرى را نيز در دربار شاهرخ يافته ايد يا خير؟
- در رساله دولتشاه سمرقندى از يك خواننده به نام يوسف اندكانى ياد شده كه در نسخه سينمايى اين فيلم، ما حضور او را به عنوان يكى از پرسناژهاى فيلم نيز داريم، كسى كه از اندكان قصد سفر به هرات را دارد. او خواننده توانايى است و مى خواهد كه به دربار شاهرخ راه بيابد و براى اين منظور در طول فيلم به دنبال عبدالقادر مراغى است كه موفق به يافتن او هم مى شود و به عنوان خواننده گروه عبدالقادر به دربار شاهرخ نيز راه مى يابد. در طول اين فيلم از زمانى كه يوسف را مى بينيم تا جايى كه در عروسى با يسنقر آواز مى خواند، يك سلسله آوازهايى را به مناسبت هاى مختلف خوانده است و حداقل حدود بيست آواز مختلف وجود دارد كه البته در نسخه سريالى مجموعه شنيده مى شود و در نسخه سينمايى آن تنها پنج آواز از اين مجموعه را با صداى همايون شجريان خواهيم شنيد. اين آوازها بايد به سياق موسيقى تيمورى باشد؛ چه به لحاظ فواصل و چه به لحاظ ايقاعات. بازسازى و بازآفرينى اين بخش از موسيقى اين مجموعه، مسأله مهم ساخت موسيقى نسخه سريالى و نسخه سينمايى آن بود.
پس اين مستلزم يك مجموعه تحقيق جدى در ارتباط با موسيقى عصر تيمورى و دوره عبدالقادر است، چه به لحاظ تلفيق شعر و موسيقى و چه به لحاظ ايقاع و فواصل و شايد از همه مهمتر زيبايى شناسى موسيقى آن عصر...
- بله از اوايل خرداد كه پيشنهاد ساخت موسيقى اين مجموعه به من داده شد تا پايان شهريور، علاوه بر اطلاعاتى كه از رسايل عبدالقادر داشتم و علاوه بر چند آهنگ از عبدالقادر كه در تركيه ضبط شده بود و شنيده بودم، دست به يك مجموعه تحقيقات كتابخانه اى زدم و رسالات عبدالقادر را دوباره بازخوانى كردم و مقالاتى كه در اين باره نوشته شده را جمع آورى و مطالعه كردم، از جمله مقاله مهم اور رايت درباره موسيقى عصر تيمورى كه هومان اسعدى آن را ترجمه كرده است . از سوى ديگر منابع مكتوبى كه در تركيه از موسيقى دوره عثمانى وجود دارد را گرد آوردم و نيز منابع صوتى بسيارى را هم جمع آورى كردم.
چرا دوره عثمانى؟ ارتباط مكتب هرات با دوره عثمانى در چيست؟
مى دانيد كه عبدالقادر در بغداد ادامه دهنده مكتب صفى الدين ارموى است. از زمانى كه عبدالقادر به دربار آل جلاير در تبريز خوانده شد، اين مكتب به حوزه تبريز و اردبيل انتقال يافت و زمانى كه تيمور پايتخت خود را سمرقند قرار داد، بهترين هنرمندان از جمله عبدالقادر را به دربار خود فرا خواند و اين مكتب به سمرقند رفت و زمانى كه شاهرخ در هرات مستقر شد ، عبدالقادر را از سمرقند خواست و اين مكتب از غرب به شرق ايران انتقال يافت. البته در طول اين مسير طولانى ، مكتب ارموى با حضور عبدالقادر مراغى تغييرات زيادى يافته و مكتب عبدالقادر از دل آن بيرون آمده است. رسالات عبدالقادر در عين حال كه ادامه دهنده مكتب صفى الدين است ، نوآورى هاى فراوانى در نظر و عمل نسبت به مكتب منتظميه دارد. پس عبدالقادر را مى توان سردمدار نحله فارسى زبان مكتب منتظميه در شرق ايران دانست. مكتب ارموى در غرب در قلمرو كشورهاى عربى - عثمانى باقى ماند و ادامه پيدا كرد. از طرفى سبك عبدالقادر هم بعد از تزلزل حكومت تيمورى به عثمانى انتقال يافت. براساس برخى روايات دو پسر عبدالقادر به دربار عثمانى پناهنده مى شوند و مكتب پدر را علاوه بر ريشه هاى مشتركى كه از قبل وجود داشت، به حوزه عثمانى مى كشانند و در دربار عثمانى ادامه مى دهند. امروزه و در صدسال اخير تركها عبدالقادر را نياى بزرگ مى دانند! گرچه عبدالقادر هرگز در يك دوره طولانى در عثمانى حضور نداشته و تنها سبك او به آن ديار انتقال يافته است. از اين سبك بخش هايى در سمرقند و بخارا مانده و بخش عمده آن در عثمانى ادامه يافته و متأسفانه در ايران فعلى هيچ نشانى از مكتب و سبك عبدالقادر باقى نمانده و يا لااقل سنت آهنگسازى دراين مكتب از مرزهاى ايران كنونى بيرون رفته است. ما با آثارى مواجه مى شويم كه اين آثار در دوره عبدالقادر تصنيف شده و به صورت مكتوب درآمده است. قديمى ترين تصانيف ما كه اگر منسوب به اواسط دوره قاجار باشد، يقيناً ادامه دهنده اين سنت نيست. در واقع اين سنت نتوانست در اين بخش از جغرافياى ايران ادامه حيات بدهد. ديدن اين خط سير ما را به سمت موسيقى عثمانى كشاند. اين مكتب در عثمانى ادامه يافت و البته ردپاى آن را در آثار بعد از دوره تيمورى نيز مى توان جست وجو كرد مثل آثار مصطفى عطرى، دده افندى و ديگر موسيقيدانان بعد از دوره عبدالقادر.
|
|
|
ما براى دنبال كردن اين رد پا به تركيه رفتيم. چيزى كه از قبل به ما گفته بوديد اين بود كه آثارى از عبدالقادر مراغى در دو نسخه تركى و انگليسى سالها پيش جمع آورى و منتشر شده است. اما ما با مراجعه به تمامى آرشيوهاى قابل استناد در استامبول هيچ ردپايى از اين مجموعه نيافتيم و دريافتيم كه هرگز چنين مجموعه اى منتشر نشده است! آثار عبدالقادر در مراكز مختلفى پراكنده بود. از جمله در كتابخانه مركز فرهنگى آتاتورك، يا در آرشيو كنسرواتور موسيقى سنتى تركيه. يا جزوه اى كه در آمريكا توسط يك مركز فرهنگى تركيه منتشر شده و ۹ آهنگ از عبدالقادر رادر برداشت. در مجموع ما توانستيم تا امروز به ۲۲ آهنگ از عبدالقادر مراغى دست پيدا كنيم. اينكه اين آثار واقعاً ساخته عبدالقادر هست يا نه البته چندان مشخص نيست و اين آثارى منسوب به عبدالقادر است اما آنچه كه مهم است انتساب اين آثار به يك مكتب و يك دوره تاريخى ويژه از موسيقى ايران است. اور رايت معتقد است بسيارى از آثار شاخص موسيقى در آن دوره، براى آنكه حفظ شوند به عبدالقادر نسبت داده شدند. اينها آثار پيچيده و عجيبى است كه عمدتاً مبتنى بر شعر فارسى ساخته و تصنيف شده و دقيقاً در چارچوب سبك هايى از تصنيف قرار دارند كه عبدالقادر مراغى در رساله مقاصدالالحان و جامع الالحان به بررسى فرم هاى آن پرداخته است. مجموعه آنچه از اين تحقيقات به دست آمده، دستمايه من براى ساخت بخش مستند موسيقى اين مجموعه شد. برخى از اين آثار مستقيماً بازسازى و البته با ذائقه ايرانى نيز هماهنگ شدند. مثلاً تغييراتى در توناليته يا تمپو داشتيم يا سيلاب هايى كه در شعر فارسى توسط تركها درست اجرا نشده بودند را تصحيح كرديم. بخشى نيز تلفيقى بين آثار باقى مانده و آثار من است. مثلاً قطعه راكدى را با چند مدلاسيون براساس سبك آن دوره احيا كردم. بخش سوم موسيقى اين مجموعه نيز ارتباطى به موسيقى ادوار كهن ندارد و برحسب نياز فيلم و تصاوير ساخته شده است.
از چه آنامبلى براى اجرا استفاده كرديد؟
قصد اوليه من اين بود كه سازهاى موجود در تصاوير مينياتورها و نگارگرى هاى عصر تيمورى را براى اجراى اين قطعات بازسازى كنم. با چند سازنده ساز هم وارد صحبت شديم اما آنها حداقل به دو سال زمان براى اين بازسازى نياز داشتند، در صورتى كه ما وقت لازم را نداشتيم، اما در حد محدودى يك تنبور و چند دف حلقه دار بازسازى شد و سازهاى ديگر را براساس سازهايى كه در آن دوره نيز رواج داشته است انتخاب كرديم. مثل رباب، نى ، قيچك ، كمانچه ، عود و قانون. اين سازها در دوره تيمورى هم در مينياتورها و هم در رسالات موجود است.
آيا قصد انتشار اين آثار موسيقى راجدا از مجموعه تلويزيونى و نسخه سينمايى آن داريد؟
بله ، قصد داريم . اين آنامبل را حفظ كنيم، اگر آثار ديگرى نيز به دست آمد بازسازى و بازآفرينى شوند و در نهايت در يك مجموعه مستقل انتشار يابند و حتى در قالب كنسرت اجرا شوند. از طرفى اين قطعات به دست آمده از عبدالقادر را درآينده به صورت كتابچه اى با ذكر مأخذها و منابع آن منتشر خواهم كرد. اينها نتايجى بود كه از تمركز بر روى موسيقى دوره تيمورى براى ساخت موسيقى اين مجموعه تلويزيونى و نسخه سينمايى آن به دست آمد. نتايجى كه اثبات مى كند سنت مكتوب موسيقى ايرانى و مكتب آهنگسازى اين موسيقى از دوره عبدالقادر و پس از آن در يك دوره تاريخى گسسته شده و از حوزه تمدنى ايران بيرون رفته است.