پنجشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۴ -
Thu, Jan 26, 2006
فرهنگ و هنر
۳۳۷۸
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
نامه جمعى از دانشجويان هنر دانشگاه پيام نور
پنجشنبه بازار
با محمدرضا درويشى به بهانه ساخت موسيقى مجموعه تلويزيونى
و نسخه سينمايى شهر آشوب
نامه جمعى از دانشجويان هنر دانشگاه پيام نور
ما جا مانديم!!
اين نامه از سوى جمعى از دانشجويان اهل هنر و به نمايندگى از خيل عظيم دانشجويان دانشگاه پيام نور نوشته شده است تا توجه شما را به آنچه در طول سال جارى در عرصه هنر موسيقى دراين دانشگاهها اتفاق افتاد معطوف دارد و انتظار همه ما از شما انعكاس شايسته اين موضوع و درخواست پاسخگويى مسؤولين و پيگيرى آن است.
على رغم آنكه دانشگاه پيام نور يكى از باسابقه ترين دانشگاههاى كشور است، توجه به فرهنگ و هنر در آن بسيار ضعيف و مربوط به سالهاى جارى است. به طورى كه نخستين جشنواره موسيقى در اين دانشگاه در سال ۸۱ برگزار شد. اوايل تابستان امسال اعلام شد كه سومين جشنواره موسيقى دانشگاههاى پيام نور كشور در سال ۸۴ به ميزبانى مركز بيرجند برگزار خواهد شد كه فراخوان جشنواره دانشگاههاى پيام نور كشور ارسال شد كه به دنبال آن با وجود اطلاع رسانى ضعيف و عدم تبليغات و حمايت لازم براى شكل گيرى فعاليتهاى هنرى در اين زمينه و ... جمع  زيادى از دانشجويان اهل هنر از سراسر كشور براى حضور در اين جشنواره اعلام آمادگى كردند و از آن استقبال كردند.
لازم به توضيح نيست كه فعاليتهاى هنرى آن هم موسيقى در دانشگاهى كه به لحاظ كمبود امكانات و بودجه در بين تمامى مراكز دانشگاهى كشور شهره است چه مشكلاتى را به همراه دارد. مخالفت ها، كارشكنى ها، حمايت نشدن ها و ... براى دانشجوى پيام نور چيز جديدى نيست و ما نمى دانيم كه چه گناهى از دانشجويان اين دانشگاه سرزده كه باعث شده اين دانشگاه در بين تمامى دانشگاهها و مراكز آموزش عالى هميشه فراموش شده باشد. در هر صورت ما نيز مانند ساير دانشجويان مراكز ديگر با تحمل تمام مشكلات، كاستى هاى دانشگاه را با نيروى عشق و علاقه و ذوق شركت در اين جشنواره و كسب تجربه و ديدار اساتيد و... پشت سر گذاشتيم. تا آنكه اوايل مهرماه اطلاعيه اصلى جشنواره به دست ما رسيد كه در آن ضرب الاجل دو هفته اى براى تحويل آثار تعيين شده بود و على رغم مصادف شدن اين دو هفته با ماه مبارك رمضان ما به طور خستگى ناپذيرى به حجم فعاليت  خود افزوديم و حتى هزينه ها را از جيب خودمان پرداخت كرديم و از درس و كار و تفريح و حتى خواب و خوراك خود زديم تا به نمايندگى از دانشگاه خودمان در اين جشنواره شركت كنيم اما اكنون پس از گذشت حدود ۲ ماه و پس از تحمل تمام اين مشكلات مطلع مى شويم كه مسؤولين فرهنگى اين دانشگاه يكى دوماه مانده به زمان برگزارى جشنواره را لغو اعلام كرده اند ما فقط افسوس خورديم كه فرهنگ و هنر اين مرز و بوم چقدر مظلوم است كه هميشه قربانى مى شود و برخورد سليقه اى به هنر به پيكره نحيف اين هنر صدمه مى زند.
امضاى جمعى از دانشجويان
پنجشنبه بازار
در غياب داستان
245400.jpg
گروه فرهنگ و هنر - ساير محمدى: پنجشنبه هفته گذشته كه مقارن با عيد غديرخم بود و روزنامه ها منتشر نشدند، اين صفحه هم طبعاً چاپ نشده است. بنابراين در فاصله با ازدحام كتاب هايى روبرو شديم كه تازه به بازار آمده اند و براى معرفى به دست ما رسيده است. حجم انبوه كتاب ها اجازه معرفى مبسوط را به ما نمى دهد، ناگزير نگاهى از سر شتاب بر عناوين آثار و نام ناشرانى كه اين كتاب ها را چاپ كرده اند، خواهيم داشت. با اين همه به دليل كمبود جا معرفى كتاب هاى جديد در حوزه ادبيات داستانى را به هفته آتى موكول مى كنيم.
* شعر
«كليات، اشعار و آثار فارسى شيخ بهايى» شامل مثنويات، قصايد، مخمس و مستزاد و رباعيات به اهتمام على اعرابى گردآورى و ويرايش گرديده و از سوى نشر علم به بازار آمد.
«شعر انگليسى» عنوان كتابى به قلم دكتر عباسعلى رضايى است كه با ترجمه فرهاد كولى نيا از سوى نشر آبرنگ چاپ و منتشر شده است. در اين كتاب با برخى از عناصر شعر مانند تصوير، صناعات ادبى و آوايى، صنايع بديعى و مضمون آشنا مى شويد.
انتشارات آدم نيز سلسله شعر انگليسى را در دست چاپ و انتشار دارد كه تاكنون دو جلد از اين مجموعه به بازار آمد. كتاب اول گزيده اشعار ويليام ورد زورث با ترجمه احمد همتى است كه معروف ترين اشعار اين شاعر را در برمى گيرد. اين كتاب به صورت دو زبانه به بازار آمد. كتاب دوم از مجموعه سلسله شعر انگليسى به «گزيده اشعار آلفرد تنيسون» اختصاص دارد كه با ترجمه فرهاد كولى نيا به صورت دو زبانه چاپ و منتشر شده است. «نه چهچهى نه جيك جيكى» عنوان تازه ترين مجموعه شعر فهيمه غنى نژاد است كه از سوى نشر امرود به بازار آمد. شعرهاى اين مجموعه كه در فاصله سال هاى ۸۱ تا ۸۳ سروده شده اند، شعرهاى كوتاه و سپيد شاعر هستند كه از غناى زبانى و موضوعى برخوردارند. «دوست من چه گوآرا» مجموعه اى از اشعار شاعران ايران است كه براى چه گوآرا سروده اند و هادى خوانسارى آن را گردآورى و تدوين كرده و مقدمه اى هم به قلم سفير كوبا در ايران دارد و ناشر آن هم انتشارات فراگاه است. خوانسارى در مقدمه كتاب اشاره مى كند كه اين مجموعه به دور از گرايش هاى ايدئولوژيكى و حزبى فراهم آمده تا به دور از تفكر تك بعدى و ديكتاتور مآبانه مجموعه اى چند صدايى و آزاد باشد. «اتاقى كه لزوماً مركز جهان نيست» جديدترين مجموعه شعر محمد حسن مرتجا است كه از سوى انشارات بوتيمار مشهد چاپ و منتشر شده است. مرتجا در اين مجموعه سعى دارد با زبان پاكيزه تر و شكل و محتوايى تازه و بازى هاى زبانى گامى به پيش بردارد.
«خوشه» عنوان كتابى است كه به اهتمام احمد شاملو فراهم آمده و يادنامه نخستين هفته شعر خوشه است كه در شهريور سال ۱۳۴۷ با حضور همه شاعران مشهور و گمنام برگزار شده بود. اين كتاب كه طى سال هاى گذشته توسط ناشران مختلف چاپ و منتشر شده بود، اين بار در شكل و هيأتى تازه توسط مؤسسه انتشارات نگاه به بازار آمد.
* دين، فلسفه، هنر
«دوام انديشه سياسى در ايران» به قلم دكتر سيد محمد ناصر تقوى است كه به ارزيابى و تحليل نظريه زوال انديشه سياسى در ايران مى پردازد، كتاب حاضر با هدف نقد و بررسى ديدگاه ها در عرصه تاريخ انديشه سياسى اسلام نگارش يافته و گامى در جهت فراهم ساختن زمينه هاى لازم براى هويت شناسى تلقى مى گردد. ناشر اين كتاب انتشارات بوستان كتاب قم است. «عارفان مسيحى» اثرى از استيون فانينگ پروفسور در رشته تاريخ و تاريخ دينى در دانشگاه شيكاگوست كه با برگردان فريدالدين رادمهر از سوى انتشارات نيلوفر به بازار آمد.
اين كتاب كه در پنج فصل تأليف و تدوين شده نخستين كتاب درباره عرفان مسيحى به زبان فارسى است كه در ايران منتشر مى شود. «بنيادهاى فلسفه در اساطير و حكمت پيش از سقراط» عنوان كتابى است به قلم دريوا هايلند كه با پيوست راه آفتاب (بينش كهن ايرانى) ترجمه رضوان صدقى نژاد و كتايون مزدا پور از سوى نشر محله به بازار آمد. نويسنده در اين كتاب در پى يافتن بنيادهاى فلسفه است اين كه آيا تاريخى اند يا اساطيرى و مباحثى از اين دست. كتاب «دولت و انقلاب اجتماعى در ايران» به قلم فرخ مشيرى به ريشه هاى نفوذ دين در ايران مى پردازد و سعى دارد كه مدلى جدا براى درك بهتر ريشه هاى قدرت روحانيت در ايران ارائه دهد. اين كتاب با برگردان دكتر على مرشدى زاد از سوى انتشارات قصيده سرا به بازار آمد.
«ايران را چه كنم؟» عنوان كتابى از رضا منصورى است كه در دو بخش و چهارده فصل به نابسامانى هاى توسعه علمى و چالش هاى پيش رو در ايران معاصر مى پردازد و دور بودن از خردورزى ما نسبت به دنياى نوين و اهميت زبان فارسى در رشد تفكر مورد بحث قرار مى دهد. ناشر اين كتاب انشارات كوير است. «تكوين دولت مدرن» اثرى از جانفرانكو پوجى است كه درآمدى جامعه شناختى محسوب مى شود. اين كتاب را بهزادباشى به فارسى برگردانده و نشر آگه چاپ اول آن را در سال ۷۷ و چاپ دوم آن را هفته گذشته به بازار فرستاد. همين انتشاراتى چاپ چهارم كتاب «فلسفه كانت» را به قلم دكتر ميرعبدالحسين نقيب زاده چاپ و منتشر كرده كه عنوان فرعى آن بيدارى از خواب دگماتيسم بر زمينه سير فلسفه دوران نو انتخاب شده است. «نقش عامل پويا در حيات اجتماعى ايران» عنوان كتابى به قلم ماشاءالله به گزين است كه نشر نخستين منتشر كرده است. «ديباچه اى به تاريخ روسيه» اثرى از كارل ماركس است كه با ترجمه هوشنگ صادقى از سوى نشر اختران به بازار آمد. مقاله «ماركس، انگلس و جامعه آسيايى» نوشته جيانى صفرى نيز ضميمه كتاب فوق است. انتشارات بازتاب نگار كتاب «ماركس پس از ماركسيسم» يا فلسفه كارل ماركس اثر تام راك مور را با ترجمه شهريار خواجيان به بازار فرستاد. پروفسور راك مور نويسنده كتاب كه از استادان فلسفه به شمار مى رود. در اين كتاب سعى دارد فلسفه ماركس را به دور از ماركسيسم سياسى تحليل و تبيين كند. «نظريه تقابل هاى اجتماعى» اثرى از لوئيس آ.كوزر با برگردان عبدالرضانواح است كه نشر رسش در اهواز آن را چاپ و منتشر كرده است. در اين كتاب تقابل اجتماعى به عنوان مبارزه براى ارزش ها، منزلت و قدرت مورد توجه قرار گرفته است. اين ناشر اهوازى كتاب «ساخت و تحليل پرسشنامه» از بيل گيلهام را با ترجمه دكتر مهناز مهرابى زاده و سودابه بساك نژاد چاپ و منتشر كرده كه در پژوهش هاى دانشگاهى و حرفه اى رايج ترين روش تحقيق محسوب مى شود. «تحقيق در رسانه هاى جمعى» اثرى از راجر ويمر و دومينيك با ترجمه دكتر كاووس سيدامامى است كه از سوى انتشارات سروش و مركز تحقيقات و مطالعات و سنجش برنامه اى صدا و سيما چاپ و منتشر شده است. اين كتاب مقدمه اى عملى است بر روش آمارى و تحقيقاتى كه بويژه براى متخصصان علوم رسانه اى و مشتاقان اين حوزه نوشته شده و تمركز نويسنده بيشتر به ارائه راه حل هاست تا بحث پيچيدگى هاى نظرى و طى فرايندى سه مرحله اى به تشريح تحقيقات مى پردازد. انتشارات سروش علاوه بر كتاب فوق، «كارگردانى فيلم» اثر اريك شرمن با ترجمه گلى امامى را به چاپ سوم رسانده است. در اين كتاب هفتاد و پنج كارگردان بين المللى كه در مركز مطالعات پيشرفته سخنرانى داشته اند، ديدگاه هاى خود را در زمينه كارگردانى طرح مى كنند، اريك شرمن محقق سينما با جمع بندى و تدوين مطالب اين كتاب، در دوازده فصل به همراه مقدمه ومقالات روشنگرى كه نوشته، اثرى قابل استفاده و جذاب براى دانشجويان و علاقه مندان رشته سينما فراهم كرده است.
«عليه همه دشمنان» يا جنگ داخلى آمريكا عليه ترور عنوان كتابى به قلم ريچارد كلارك با ترجمه كيوان افخمى نياست كه انتشارات روشنگران منتشر كرده است. نويسنده در اين كتاب ما را به پشت پرده سياسى امنيتى ايالات متحده مى برد و از پس اسرار سر به مهر پرده برمى دارد. «درست نويسى خط فارسى» عنوان كتابى از ايرج كابلى است كه انتشارات بازتاب نگار منتشر كرده است. نويسنده در اين كتاب سعى دارد با طرح مسائل درست نويسى خط فارسى ذوق و سليقه اهل قلم را به سمت اين شيوه هدايت كند.
روى دكه مطبوعات هنرى
245364.jpg
فيلم

شماره ويژه جشنواره «فيلم» منتشر شد. شماره ۳۴۳ كه مطابق هر سال كه قبل از برگزارى جشنواره منتشر مى شد، امسال هم پيش از آغاز جشنواره به بازار آمد.
در شماره ويژه جشنواره امسال هم مشخصات فيلم هاى بخش هاى مختلف را به همراه يادداشت نويسندگان، يادداشت كارگردان و بخشى از فيلمنامه به چاپ رسانده است. گفت وگو با مهندس جعفرى جلوه، معاون سينمايى وزارت ارشاد هم در ابتداى مجله آمده است.

سينما تئاتر

شماره ۷۶ ماهنامه «سينما تئاتر» ويژه جشنواره فيلم و تئاتر فجر به چاپ رسيد.
در شماره جديد اين مجله معرفى فيلم ها و تئاترهاى جشنواره هاى فيلم و تئاتر فجر، معرفى بخش هاى سينمايى و تئاتر بين الملل، تازه هاى توليد در سينماى ايران، تئاتر ۸۴ به روايت تصوير، گزارش تصويرى رومئو و ژوليت و... مهمترين مطالب را تشكيل مى دهند.
مرورى بر كارنامه هنرى گلاب آدينه بازيگر سينما و تئاتر، گفت وگو با سعيد راد، نقد و نمايش و... ديگر مطالب سينما تئاتر جديد است.

فيلم نگار

شماره چهل و يكم ماهنامه فيلمنامه نويسى «فيلم نگار» منتشر شد. در شماره جديد اين مجله كه ويژه بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر به چاپ رسيده، جدا از معرفى بخش ها و فيلم هاى جشنواره امسال مطالب متعددى درباره فيلمنامه هاى آثار مختلف مى خوانيم.
گفت وگو با سيدفيلد، نگاهى به فيلمنامه هاى فيلم هاى سينمايى تلويزيون، اقتباس ادبى در اروپا، از زبان فيلمنامه نويس، بانك فيلمنامه، بازار فيلمنامه، كارگاه فيلمنامه و... از جمله مطالب ديگرى است كه به چاپ رسيده است.

و ديگر نشريات

دوهفته نامه فرهنگى _ هنرى «هفت نگاه» ويژه جشنواره فيلم فجر روى دكه مطبوعات قرار گرفت. اين دوهفته نامه به شكل مجله چاپ مى شود و شماره دوم آن به بازار آمده است.
ماهنامه فرهنگ و آهنگ ويژه دى ماه نيز به چاپ رسيد. در شماره ۹ اين ماهنامه مطالبى درباره جشنواره موسيقى فجر، كنسرت شجريان و گفت وگو با حميده متبسم آمده است.
فصلنامه موسيقى ماهور هم به شماره ۲۹ رسيد. در اين شماره كه ويژه پاييز منتشر شده، مطالبى همچون تاريخچه ضبط موسيقى در ايران، فنوگراف و بازيابى صداهاى خاموش و... را مى خوانيم.
از سرى مجلات كتاب ماه «كتاب ماه كودك و نوجوان» نيز ويژه دى ماه به چاپ رسيد. اين مجله به شماره ۹۶ رسيده است.
با محمدرضا درويشى به بهانه ساخت موسيقى مجموعه تلويزيونى
و نسخه سينمايى شهر آشوب
سنت فراموش شده
245442.jpg
ساخت موسيقى براى سريالهاى تلويزيونى و يا فيلمهاى سينمايى براى آن دسته از آهنگسازانى كه صرفاً انگيزه هاى مالى براى آهنگسازى در اين حوزه ندارند، عرصه تجربه هاى نو و بسط و گسترش اين تجربه هاى موسيقايى است. محمدرضا درويشى پژوهنده نام آشناى موسيقى اقوام ايرانى، آهنگسازى براى سينما را از اين منظر دنبال مى كند و امكانات يك حوزه ديگر هنرى را صرف خلاقيت در يك حوزه ديگر كرده است: يعنى سينما در خدمت تجربه هاى آهنگسازى. پيشتر، آثار آهنگسازى درويشى را روى بخشى از فيلمهاى محسن مخملباف و دخترش سميرا شنيده ايم و استفاده او از موسيقى اقوام ايرانى براى ساخت موسيقى فيلم را در فيلم «قطعه ناتمام» مازيار ميرى دنبال كرده ايم. اكنون چندى است كه درويشى سفارش ويژه اى براى ساخت موسيقى يك سريال تاريخى دريافت كرده كه از حيث موضوع و مضمون، تفاوتهاى اساسى با ديگر تجربيات او در حوزه موسيقى تصوير دارد. سريال «شهر آشوب» ساخته يدالله صمدى كه شرح احوال يك رياضيدان و منجم ايرانى را به نام غياث الدين جمشيد كاشانى به تصوير كشيده، ارتباط ويژه اى نيز با موسيقى يافته است. از حضور عبدالقادر مراغى موسيقيدان بزرگ عصر تيمورى در اين سريال (كه همانند اكثر آثار توليد شده توسط سيمافيلم نسخه سينمايى نيز دارد و در افتتاحيه جشنواره فيلم امسال نيز به نمايش در آمد) اهميت موسيقى اين مجموعه را صدچندان كرده و محمدرضا درويشى سفارش ساخت موسيقى اين مجموعه را دستاويز يك سلسله پژوهش هاى گسترده در موسيقى عصر تيمورى و مكتب عبدالقادر كرده است.
منابع شما براى دستيابى به موسيقى اين دوره با توجه به فقدان اسناد صوتى و فقر اسناد مكتوب در اين دوره چه بوده است؟
- همانطور كه مى دانيد موضوع اصلى اين سريال، رساله رياضى جمشيد كاشانى منجم و رياضيدان ايرانى است كه در نيمه اول قرن نهم هجرى در سمرقند نگاشته است. داستان اين مجموعه روايت تعقيب و گريزهاى جمشيد كاشانى و قتل او توسط الغ بيك و نيز گريز و مبارزه معين الدين كاشانى شاگرد اوست كه از طرفى متهم به قتل استاد شده و از سوى ديگر درصدد اثبات انتساب اين رساله مهم رياضى به استاد خود غياث الدين است. فيلم دو دوره تاريخى يكى در سمرقند و ديگرى در هرات را در برمى گيرد. نيمه دوم فيلم كه نسخه سينمايى آن نيز شامل اين دوره است، دوره سلطنت شاهرخ پسرتيمور كه پايتخت خود را در هرات مستقر كرده و همزمان با حضور عبدالقادر مراغى در هرات است كه با دربار شاهرخ مراوده داشته و رسايل مهم موسيقى خود را نيز در اين دوره نگاشته است. به طور طبيعى جنس موسيقى مورد نظر اين مجموعه با توجه به دوره عبدالقادر وحضور او در فيلم بايستى براساس مكتب عبدالقادر مى بود. آنچه كه از عبدالقادر در دست ماست شامل يك مجموعه رسالات مثل جامع الالحان مقاصدالالحان و شرح ادوار صفى الدين است. بنيان رسالت و آثار موسيقايى بعد از عبدالقادر نيز براساس اين رسالات و آثار عبدالقادر استوار شده و بديهى است كه ما براى ساخت موسيقى اين فيلم چاره اى جز ارجاع به اين متون و بررسى رسالات موسيقى اين دوره و نيز آثار آهنگسازان و موسيقيدانان بعد از عبدالقادر نداشتيم.
غير از عبدالقادر مراغى كه در بخش هرات اين مجموعه و نسخه سينمايى اثر حضور دارد، ردپاى حضور موسيقيدانان ديگرى را نيز در دربار شاهرخ يافته ايد يا خير؟
- در رساله دولتشاه سمرقندى از يك خواننده به نام يوسف اندكانى ياد شده كه در نسخه سينمايى اين فيلم، ما حضور او را به عنوان يكى از پرسناژهاى فيلم نيز داريم، كسى كه از اندكان قصد سفر به هرات را دارد. او خواننده توانايى است و مى خواهد كه به دربار شاهرخ راه بيابد و براى اين منظور در طول فيلم به دنبال عبدالقادر مراغى است كه موفق به يافتن او هم مى شود و به عنوان خواننده گروه عبدالقادر به دربار شاهرخ نيز راه مى يابد. در طول اين فيلم از زمانى كه يوسف را مى بينيم تا جايى كه در عروسى با يسنقر آواز مى خواند، يك سلسله آوازهايى را به مناسبت هاى مختلف خوانده است و حداقل حدود بيست آواز مختلف وجود دارد كه البته در نسخه  سريالى مجموعه شنيده مى شود و در نسخه سينمايى آن تنها پنج آواز از اين مجموعه را با صداى همايون شجريان خواهيم شنيد. اين آوازها بايد به سياق موسيقى تيمورى باشد؛ چه به لحاظ فواصل و چه به لحاظ ايقاعات. بازسازى و بازآفرينى اين بخش از موسيقى اين مجموعه، مسأله مهم ساخت موسيقى نسخه سريالى و نسخه سينمايى آن بود.
پس اين مستلزم يك مجموعه تحقيق جدى در ارتباط با موسيقى عصر تيمورى و دوره عبدالقادر است، چه به لحاظ تلفيق شعر و موسيقى و چه به لحاظ ايقاع و فواصل و شايد از همه مهمتر زيبايى شناسى موسيقى آن عصر...
- بله از اوايل خرداد كه پيشنهاد ساخت موسيقى اين مجموعه به من داده شد تا پايان شهريور، علاوه بر اطلاعاتى كه از رسايل عبدالقادر داشتم و علاوه بر چند آهنگ از عبدالقادر كه در تركيه ضبط شده بود و شنيده بودم، دست به يك مجموعه تحقيقات كتابخانه اى زدم و رسالات عبدالقادر را دوباره بازخوانى كردم و مقالاتى كه در اين باره نوشته شده را جمع آورى و مطالعه كردم، از جمله مقاله مهم اور رايت درباره موسيقى عصر تيمورى كه هومان اسعدى آن را ترجمه كرده است . از سوى ديگر منابع مكتوبى كه در تركيه از موسيقى دوره عثمانى وجود دارد را گرد آوردم و نيز منابع صوتى بسيارى را هم جمع آورى كردم.
چرا دوره عثمانى؟ ارتباط مكتب هرات با دوره عثمانى در چيست؟
مى دانيد كه عبدالقادر در بغداد ادامه دهنده مكتب صفى الدين ارموى است. از زمانى كه عبدالقادر به دربار آل جلاير در تبريز خوانده شد، اين مكتب به حوزه تبريز و اردبيل انتقال يافت و زمانى كه تيمور پايتخت خود را سمرقند قرار داد، بهترين هنرمندان از جمله عبدالقادر را به دربار خود فرا خواند و اين مكتب به سمرقند رفت و زمانى كه شاهرخ در هرات مستقر شد ، عبدالقادر را از سمرقند خواست و اين مكتب از غرب به شرق ايران انتقال يافت. البته در طول اين مسير طولانى ، مكتب ارموى با حضور عبدالقادر مراغى تغييرات زيادى يافته و مكتب عبدالقادر از دل آن بيرون آمده است. رسالات عبدالقادر در عين حال كه ادامه دهنده مكتب صفى الدين است ، نوآورى هاى فراوانى در نظر و عمل نسبت به مكتب منتظميه دارد. پس عبدالقادر را مى توان سردمدار نحله فارسى زبان مكتب منتظميه در شرق ايران دانست. مكتب ارموى در غرب در قلمرو كشورهاى عربى - عثمانى باقى ماند و ادامه پيدا كرد. از طرفى سبك عبدالقادر هم بعد از تزلزل حكومت تيمورى به عثمانى انتقال يافت. براساس برخى روايات دو پسر عبدالقادر به دربار عثمانى پناهنده مى شوند و مكتب پدر را علاوه بر ريشه هاى مشتركى كه از قبل وجود داشت، به حوزه عثمانى مى كشانند و در دربار عثمانى ادامه مى دهند. امروزه و در صدسال اخير تركها عبدالقادر را نياى بزرگ مى دانند! گرچه عبدالقادر هرگز در يك دوره طولانى در عثمانى حضور نداشته و تنها سبك او به آن ديار انتقال يافته است. از اين سبك بخش هايى در سمرقند و بخارا مانده و بخش عمده آن در عثمانى ادامه يافته و متأسفانه در ايران فعلى هيچ نشانى از مكتب و سبك عبدالقادر باقى نمانده و يا لااقل سنت آهنگسازى دراين مكتب از مرزهاى ايران كنونى بيرون رفته است. ما با آثارى مواجه مى شويم كه اين آثار در دوره عبدالقادر تصنيف شده و به صورت مكتوب درآمده است. قديمى ترين تصانيف ما كه اگر منسوب به اواسط دوره قاجار باشد، يقيناً ادامه دهنده اين سنت نيست. در واقع اين سنت نتوانست در اين بخش از جغرافياى ايران ادامه حيات بدهد. ديدن اين خط سير ما را به سمت موسيقى عثمانى كشاند. اين مكتب در عثمانى ادامه يافت و البته ردپاى آن را در آثار بعد از دوره تيمورى نيز مى توان جست وجو كرد مثل آثار مصطفى عطرى، دده افندى و ديگر موسيقيدانان بعد از دوره عبدالقادر.
245334.jpg
ما براى دنبال كردن اين رد پا به تركيه رفتيم. چيزى كه از قبل به ما گفته بوديد اين بود كه آثارى از عبدالقادر مراغى در دو نسخه تركى و انگليسى سالها پيش جمع آورى و منتشر شده است. اما ما با مراجعه به تمامى آرشيوهاى قابل استناد در استامبول هيچ ردپايى از اين مجموعه نيافتيم و دريافتيم كه هرگز چنين مجموعه اى منتشر نشده است! آثار عبدالقادر در مراكز مختلفى پراكنده بود. از جمله در كتابخانه مركز فرهنگى آتاتورك، يا در آرشيو كنسرواتور موسيقى سنتى تركيه. يا جزوه اى كه در آمريكا توسط يك مركز فرهنگى تركيه منتشر شده و ۹ آهنگ از عبدالقادر رادر برداشت. در مجموع ما توانستيم تا امروز به ۲۲ آهنگ از عبدالقادر مراغى دست پيدا كنيم. اينكه اين آثار واقعاً ساخته عبدالقادر هست يا نه البته چندان مشخص نيست و اين آثارى منسوب به عبدالقادر است اما آنچه كه مهم است انتساب اين آثار به يك مكتب و يك دوره تاريخى ويژه از موسيقى ايران است. اور رايت معتقد است بسيارى از آثار شاخص موسيقى در آن دوره، براى آنكه حفظ شوند به عبدالقادر نسبت داده شدند. اينها آثار پيچيده و عجيبى است كه عمدتاً مبتنى بر شعر فارسى ساخته و تصنيف شده و دقيقاً در چارچوب سبك هايى از تصنيف قرار دارند كه عبدالقادر مراغى در رساله مقاصدالالحان و جامع الالحان به بررسى فرم هاى آن پرداخته است. مجموعه آنچه از اين تحقيقات به دست آمده، دستمايه من براى ساخت بخش مستند موسيقى اين مجموعه شد. برخى از اين آثار مستقيماً بازسازى و البته با ذائقه ايرانى نيز هماهنگ شدند. مثلاً تغييراتى در توناليته يا تمپو داشتيم يا سيلاب هايى كه در شعر فارسى توسط تركها درست اجرا نشده بودند را تصحيح كرديم. بخشى نيز تلفيقى بين آثار باقى مانده و آثار من است. مثلاً قطعه راكدى را با چند مدلاسيون براساس سبك آن دوره احيا كردم. بخش سوم موسيقى اين مجموعه نيز ارتباطى به موسيقى ادوار كهن ندارد و برحسب نياز فيلم و تصاوير ساخته شده است.
از چه آنامبلى براى اجرا استفاده كرديد؟
قصد اوليه من اين بود كه سازهاى موجود در تصاوير مينياتورها و نگارگرى هاى عصر تيمورى را براى اجراى اين قطعات بازسازى كنم. با چند سازنده ساز هم وارد صحبت شديم اما آنها حداقل به دو سال زمان براى اين بازسازى نياز داشتند، در صورتى كه ما وقت لازم را نداشتيم، اما در حد محدودى يك تنبور و چند دف حلقه دار بازسازى شد و سازهاى ديگر را براساس سازهايى كه در آن دوره نيز رواج داشته است انتخاب كرديم. مثل رباب، نى ، قيچك ، كمانچه ، عود و قانون. اين سازها در دوره تيمورى هم در مينياتورها و هم در رسالات موجود است.
آيا قصد انتشار اين آثار موسيقى راجدا از مجموعه تلويزيونى و نسخه سينمايى آن داريد؟
بله ، قصد داريم . اين آنامبل را حفظ كنيم، اگر آثار ديگرى نيز به دست آمد بازسازى و بازآفرينى شوند و در نهايت در يك مجموعه مستقل انتشار يابند و حتى در قالب كنسرت اجرا شوند. از طرفى اين قطعات به دست آمده از عبدالقادر را درآينده به صورت كتابچه اى با ذكر مأخذها و منابع آن منتشر خواهم كرد. اينها نتايجى بود كه از تمركز بر روى موسيقى دوره تيمورى براى ساخت موسيقى اين مجموعه تلويزيونى و نسخه سينمايى آن به دست آمد. نتايجى كه اثبات مى كند سنت مكتوب موسيقى ايرانى و مكتب آهنگسازى اين موسيقى از دوره عبدالقادر و پس از آن در يك دوره تاريخى گسسته شده و از حوزه تمدنى ايران بيرون رفته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |