پنجشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۴ -
Thu, Jan 26, 2006
گفت و گو
۳۳۷۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
گفت وگو با دكتر على اصغر كيا استاد علوم
ارتباطات اجتماعى
تكثر خبرگزارى هاى داخلى
245406.jpg
رشد كمى كانال هاى نوين ارتباطى مثل تكثر خبرگزارى هاى داخلى در ايران همچون بخشى از توسعه رسانه هاى ارتباط جمعى در حالى ادامه دارد كه به نظر مى رسد هيچگونه نيازسنجى در اين زمينه صورت نگرفته است كه نشان دهد تا به حال در اين پنج يا شش سالى كه از تأسيس يا شروع تكثر و همچنين رشد كمى آنها گذشته، نتيجه عملكرد و فعاليت آنها در قبال هزينه ها و بودجه هايى كه در اين راه هزينه شده چه بوده است؟ آيا بايد همچنان به توسعه اينها پرداخت؟ آيا تناسبى بين رشد اين بخش و ساير بخش ها هم وجود داشته يا نه؟
به هر حال براى آگاهى از اهميت، تأثيرات و ضرورت هاى جارى درباره پديده تكثر خبرگزارى هاى داخلى با دكتر «على اصغر كيا» مدير گروه ارتباطات اجتماعى دانشگاه علامه طباطبايى و مؤلف كتابهاى «رسانه و سياست»، «مبانى ارتباط»، «اقناع و تبليغ» و مترجم كتاب «روزنامه نگارى الكترونيكى» مصاحبه اى اختصاصى انجام داده ايم. آنچه در پى مى     آيد حاصل اين گفت وگو است.
مدتى است كه در داخل كشور شاهد پديده اى به نام تكثر خبرگزارى هاى تازه تأسيس هستيم، لطفاً بفرماييد ريشه اصلى اين پديده يا تكثر در كشور ما چيست؟
يكى از مهمترين ويژگى هاى دوران جديد كه خيلى هم مهم است، موضوع افزايش كانال هاى ارتباطى است. به اين معنا كه پروژه هاى ارتباطى نوين از دهه ۹۰ ميلادى در حوزه شبكه هاى رايانه اى و ماهواره اى به سرعت توسعه پيدا كرد. در واقع اين وسايل بودند كه تاكنون تأثيرات شگرفى در بخش هاى مختلف ايجاد كردند. از اثرات مهم اينها يكى همين افزايش كانالهاى نوين ارتباطى است كه هم اكنون از آنها با عناوينى چون سايت، وبلاگ و غيره ياد مى شود كه الآن در اختيار افراد مختلف قرار گرفته است. براين اساس هنگامى كه يكى از اين كانال هاى نوين ارتباطى ايجاد مى شوند در واقع به اين معناست كه حق انتخاب و گزينشگرى را هم براى افراد يا كاربران آنها پذيرفته ايم. هم اكنون در حوزه خبرگزارى ها عنوان مى كنيم كه دهها، صدها و شايد هزاران شبكه ارتباطى امروزه تأسيس شده است. البته با اين تفاوت كه يك مقدار كاركرد رسانه هاى قبلى چون راديو، تلويزيون و مطبوعات يا حتى خبرگزارى هاى سنتى جوامع مختلف هم بر اثر وجود اين كانال هاى نوين ارتباطى دگرگون شده اند و باز به اين علت رسانه هاى قديمى يا سنتى مجبور شدند كه خودشان در كار و حتى ساختارهايشان تغيير و تحولى ايجاد بكنند. براى مثل اينها الآن سرويس هاى جديدى در كارشان طراحى مى كنند كه پيش از اين در ساختار كارشان وجود نداشت. داير شدن سرويس هايى چون اينترنت، خدمات ماهواره اى يا بخش IT از آن جمله است. خود اين كانال هاى نوين ارتباطى هم درواقع تحولات و دگرگونى هايى است كه هم اكنون در ساختارهاى سازمانى رسانه هاى قديمى اتفاق افتاده است، بنابراين من فكر مى كنم كه اين تعدد يا تكثر كانال هاى ارتباطى خودش بخشى از آن ماهيت جامعه اطلاعاتى است كه بالاخره شكل گرفته است.
اگر تغيير و تحول ناشى از اين تكثر و افزايش كانال هاى نوين ارتباطى را گامى مثبت تلقى كنيم، به نظر شما چه وقت اين پديده دركارهاى خبررسانى تأثيرات مثبت و به دور از جنبه هاى منفى خودش را نشان خواهد داد؟
از نظر من اين تكثر خبرگزارى ها و تغيير و تحولات ناشى از آن، بايد به گونه اى صورت بگيرد كه جنبه هاى منفى قضيه را كمتر بكند. مثلاً از يك طرف افزايش كانال هاى ارتباطى ممكن است باعث دگرگونى در ماهيت ارتباطات و دگرگونى در كانال هاى ارتباطى جارى شده و از طرف ديگر ممكن است سبب دگرگونى در سرعت اطلاع رسانى شود و حتى مى تواند رقابت ايجاد كند و بنابراين اينها بخشى از آن اثرات مثبتى است كه اين پديده مى تواند نشان دهد.
اما در برابر اين اثرات مثبت ممكن است ما شاهد اثرات يا جنبه هاى منفى اين قضيه هم باشيم. براى مثال از طرفى ممكن است كه مجوزهايى به شكل بى رويه صادر بشود ولى امكانات و تجهيزات متناسب با آن موجود نباشد. حتى ممكن است اين قضيه به دلايلى نتواند آن فضاى رقابتى مورد انتظار را كه از تأثيرات مثبت اين تكثر به حساب مى آيد، فراهم كند. در نتيجه كار اينها به تدريج درواقع به كارى رسمى تبديل مى شود همين طور كه الآن اتفاق افتاده است و همه درواقع در يك جهت دارند حركت مى كنند و در اين مرحله شاهديم كه نزد اينها تنوع كارى يا فضاى رقابت و درآمدزايى خيلى معنايى ندارد.
تعدد و تكثر خبرگزارى هاى داخلى با وجود استقبال و جاذبه هايى كه نسبت به آن پيدا شده يا متصوريم تا به حال معلوم شده، رشد كمى اينها تا حدودى خالى از انتقاد و ايراد نبوده است و در مواردى اين شيوه از تكثر هم زير سؤال رفته است. براى مثال سؤال مى شود كه آيا جامعه ما به اين همه خبرگزارى  داخلى نياز دارد؟
- يكى از موضوعاتى كه اخيراً در مبحث توسعه فرهنگى يا توسعه ارتباطات جارى كشور مطرح شده، مربوط به همين تكثر است و هدف از آن بيشتر جنبه تكثر و تعدد آن بوده است و حتى در آنجا فكر مى كرديم كه فقط اگر هزارتا روزنامه در حال چاپ داشته باشيم، هزارتا سالن سينما درست بكنيم يا داراى هزارتا انجمن علمى باشيم، به عبارت ديگر اگر ما آمارى در اين زمينه بدهيم معنايش اين خواهد بود كه ما به توسعه يافتگى دست پيدا كرده ايم و خب اين نكته خود نشان مى دهد كه ما در اينجا فقط دنبال عدد و رقم و افزايش كمى موضوع بوده ايم.
بنابراين من فكر مى كنم در اين حركت رشد كمى ملاك بوده است. حتى مجوزهاى صادرشده هم احتمالاً در اين باره و با چنين هدفى صورت گرفته است و از نتايج كار اينكه حالا شاهديم كه يك سرى سازمانهاى دولتى و نيمه دولتى به خاطر اينكه امكاناتى در اختيار داشتند آمدند و درواقع اين كار را شروع كردند. از طرفى در اينجا هم معلوم مى شود كه اينها مى خواستند كميت اين ابزار ارتباطى را افزايش بدهند.
پس براين اساس مى توان نتيجه اى گرفت مبنى بر اينكه اگر هدف اينها از اين تكثر همين اطلاع رسانى صرف بوده، خب اين كار را همان موقع هم مى توانستند با كمك همان خبرگزارى هاى ديگر انجام بدهند تا اينكه امروز بيايند يك واحد مستقلى را طراحى بكنند و در امر اطلاع رسانى هم كارشان صرفاً محدود به اطلاع رسانى باشد، نتيجه اينكه اين كار با اين شيوه از نظر من منطقى نيست.
براى اينكه جامعه بداند تا چه حد به اين نوع خبرگزاريها نياز دارد راه و چاره كار در چيست؟
خب حالا براى اينكه ما بدانيم نياز ما به اين تعداد از خبرگزارى داخلى تا كجاست يا به چه تعداد از آنها نياز داريم يا اينكه آيا بايد اينها را توسعه بدهيم از نظر من، جامعه ما نياز به يك نيازسنجى كامل و حساب شده دارد كه به نظر من هنوز اين كار اتفاق نيفتاده است و وزارت ارشاد مى تواند متولى خوبى براى اين كار باشد.
درباره اين نيازسنجى كه به آن اشاره شد، قدرى بيشتر توضيح دهيد؟
درواقع ما با انجام اين نيازسنجى است كه به نيازهاى جارى خود و حدود آن پى مى بريم و از اين طريق است كه پى مى بريم چقدر به خبرگزارى يا برنامه هاى مثلاً پنج يا ۱۰ ساله نياز داريم. حتى پى مى بريم كه بايد به اين تكثر يا توسعه ادامه بدهيم يا خير يا اينكه بايد فضاى رقابت براى كار ايجاد بشود يا نه و خوب اين هم درواقع برمى گردد به آن مديران فرهنگى ما در دوره اى كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى داشتند اين مجوزها را صادر مى كردند و بخش خصوصى سازى مطرح مى شد كه ببينند براى اينكه از انحصار دولتى خارج بشوند نياز اين است كه درواقع بيايند مجوزهايى را هم به بخش خصوصى بدهند تا آنها هم وارد اين عرصه از رقابت شوند.
ولى تا به حال اينجا عملاً مى بينيم كه در اين راه فقط اين بخش خصوصى بوده كه حضور نداشته و در مقابل اين سازمانهاى دولتى يا شبه دولتى بودند كه وابسته بودند. حالا به صورت مستقيم و غيرمستقيم و اينها هم از بودجه  عمومى دارند تغذيه مى شوند. بنابراين ما براى اين كه به حدود نياز خود در اين تكثر و تعداد پى ببريم احتياج به يك بررسى دقيق داريم و به خصوص اگر بخواهيم تعدد و تنوع را هم در حوزه خبرگزارى هاى داخلى داشته باشيم يا بخواهيم اين كار را هم متناسب با ساير نيازهايمان توسعه بدهيم. يعنى درواقع به دليل رشد كمى كه فقط مى خواستيم اعلام بشود به عنوان شاخص توسعه هاى ارتباطى، ما آمديم و گفتيم پس همانطورى كه مجوز به مطبوعات مى دهيم تا افزايش پيدا كند پس از طريق اين مجوزها براى توسعه كمى خبرگزارى ها هم مى شود اقدام كرد.
رشد كمى خبرگزارى ها در اين چهار يا پنج سال اخير از جهاتى، گفته مى شود كه بى شباهت به رشد قارچ نبوده و حتى شكلى موج وار به خود گرفته است. از طرفى تقليد در تأسيس خبرگزاريها هم تا به آنجا پيش رفته و مد شده كه هركسى براى داشتن يا تأسيس نمونه اى از آن فقط كافى است اراده كند بنابراين فوراً صاحب يك خبرگزارى مى شود. به نظر شما اين شيوه از تكثر آيا موجب لوث شدن قضيه يا كم اهميتى نهادى خبرى به اسم خبرگزارى نمى شود؟
دقيقاً، من فكر مى كنم الآن ما داريم خبرگزاريهايى تأسيس مى كنيم مثل اين خبرگزارى شبستان كه اخيراً تأسيس شده است و خب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى هم آنها را تأييد و حمايت كرده است. در اين باره مى خواهم بگويم، وقتى درباره هريك از اين حركتها مى گوييم، يك خبرگزارى، معنايش اين است كه يك سايتى طراحى شده و براى آن هم محلى يا مكانى اجاره كرده اند و به جز اينها امكانات اوليه آن را هم فراهم آورده اند و در نهايت اين اسم خبرگزارى را هم روى آن گذاشته اند و به عبارت بهتر آن را خبرگزارى نامگذارى كرده اند. ولى اين نهادى كه آن را خبرگزارى ناميده يا تعريفى كه برايش ارائه شده به نظر من در واقع با آن تعاريفى كه ما از آن مى خواهيم، متفاوت است.
تفاوت بين اين دو چيست؟
ملاحظه كنيد، وقتى كه هدف اينها در تأسيس چنين نهادى فقط اطلاع رسانى در امورى فرهنگى همچون امور مساجد يا امور ديگرى نظير اين بوده است، اينجاست كه متوجه مى شويد اينها حتى جزئى از يك خبرگزارى هم نبوده اند، ولى براى آن رابطان خبر را مى توانند، طراحى بكنند. يا اينكه مى توانند بيايند در قالب عناوين ديگرى اين كار اطلاع  رسانى را انجام بدهند. ازطرفى كارهايى كه اينها انجام مى دهند درواقع يك موقعى ازطريق نشريه يا خبرنامه و بولتن انجام مى شد ولى حالا شاهديم كه دارند ازطريق يك سايت خبرى انجام مى شوند.
پس اين اصطلاحات را هم حالا مى توانى در مورد اينها به كار ببريد و مثلاً بگوييد خبرگزارى كار يا خبرگزارى امور... و به هرحال الآن هم اينها هستند.
اما من فكر مى كنم اينها خود به خود به مرور زمان نشان خواهندداد كه وقتى دراين عرصه به رقابت با هم برمى خيزند و با هم فعاليت مى كنند و به اين كار هم ادامه مى دهند، فقط آنهايى از اين مجموع باقى و پايدارى خواهندكرد كه كاركرد اين شغل را داشته باشند يا اينكه در واقع بيايند و بتوانند دگرگونى هايى را درخودشان ايجاد بكنند تا اينكه به اهداف شان نزديك بشوند.
درحال حاضر تلقى و تصور كلى درباره اين تركيب لغوى خبرگزارى در ارتباطات بين المللى با اين قدمت تاريخى ۱۷۰ ساله اش چگونه به نظر مى رسد؟
ببينيد، به طور كلى در قرون ۱۹ و ۲۰ ميلادى شكل گيرى يك خبرگزارى هدفش اين بود كه اين وظيفه خبررسانى و تنوير افكار عمومى را بتواند به نحواحسن انجام بدهد. اما در ابتداى قرن بيست و يكم ميلادى، حالا درواقع براثر توسعه اى كه فناورى هاى ارتباطى پيدا كرده اند مى گويم كه يك مقدار اين توسعه و كاركرد و ساختار خبرگزاريها تأثيرگذاشته است و به يك معنا مى توان گفت، سرعت نقل و انتقال اطلاع رسانى شكل اينها را تغييرداده است. همچنين تغيير و افزايش سرعت انتقال اخبار توليدى از نقطه اى به نقطه اى ديگر، ازجمله تأثيرات همين توسعه بوده است تا آنجا كه اينها امروزه توانسته اند فناورى جديدترى را به حوزه كارشان وارد بكنند يا اينكه مجبور شوند كه ساختار سازمانى خودشان را تغيير دهند.
براى مثال، برخى از اينها واحدهاى سازمانى جديدى را طراحى و آن را جايگزين طرح هاى قبلى خود كرده اند.
از جمله در حوزه اطلاع رسانى و سرويس دهى اينها، امروزه، كارشان رقابت خيلى فشرده ترى پيدا كرده است.
براى مثال، امروزه شما كمتر مؤسسه اى را مى يابيد كه زيرعنوان خبرگزارى كاركند و حاضر باشد كه بيايد متخصص خودش را اعزام به منطقه اى بكند. آنها اين كار را مى كنند بدون اينكه وجهى براى اعزام نيروى متخصص خود به يك منطقه اى بپردازند. آنها دورادور و ازطريق نيروهاى محلى (مقيم) خودشان در كوتاهترين زمان ممكن اخبار و گزارش هاى خودشان را ازهمان منطقه موردنظرشان دريافت مى كنند.
چه نوع مسائلى ممكن است به سلامت اين پديده آسيب برساند يا حتى اثرات مثبت آن را كم رنگ و كم اهميت نشان بدهد؟
بى شك اگر اين موضوع نتواند آن زمينه وفضاى رقابتى را درجامعه ايجاد بكند، آن وقت است كه اين كار بتدريج تبديل به كارى رسمى مى شود و همانطورى كه هم اكنون ملاحظه مى شود همه اينها در واقع در يك جهت دارند شركت مى كنند و در چنين مرحله اى است كه موضوع تنوع كارى و فضاى رقابت و درآمدزايى و مسائلى از اين قبيل نيز در كارشان آن معناى واقعى خود را ندارد. نتيجه اينكه اينها اعتبارشان را نيز كم كم از دست مى دهند.
براى مثال اگر بررسى شود كه مثلاً ما در جامعه اى داريم زندگى مى كنيم كه درآن ۱۱ هزار ايستگاه راديويى، صدها نشريه و روزنامه و دهها خبرگزارى وجوددارد و همزمان همه اينها فعال هستند و اين هم درست باشد سياست آنها و كارشان مى تواند متفاوت باشد، اما فضاى رقابتى شان به نحوى ايجاد شده كه دست كم بتوانند با ديدى اقتصادى فعاليت بكنند و قادر باشند در كارشان درآمدزايى كنند. حتى از لحاظ فرهنگى و اجتماعى هم سياست خاصى را دنبال خواهندكرد.
اما در اينجا ما اينها را از هم جدا نكرده ايم بلكه رسانه ها را بيشتر به عنوان يك كالاى فرهنگى تصور و تلقى كرده ايم.
بر اين اساس اگر به خبرگزاريها هم به همين طريق نگاه بشود كه فعاليت شان فقط كاركرد اطلاع رسانى داشته باشد، درآمدزايى نداشته باشند و هيچ رقابت كارى نيز با هم نداشته باشند و خب در اين صورت است كه مشاهده مى شود كه خبرگزاريها خلاقيت و نوآورى شان بتدريج كم شود و درنتيجه شكل و حالتى رسمى هم پيدا مى كنند و تقريباً مشابه وضع فعلى ما خواهدشد.
چه وجه تمايزى بين اين خبرگزارى هاى نوپا يا همين سايت هاى فعالى كه الآن نام خبرگزارى را به خود گرفته اند از يك طرف و خبرگزاريهاى ديگر ازجمله خبرگزاريهاى سنتى يا خبرگزاريهاى پيشرفته امروزى مى بينيد؟
از نظر من، يك خبرگزارى تجهيزات و امكاناتى كه در بخش فنى آن مى تواند وجودداشته باشد، شامل نيروى انسانى متخصص و نيروى انسانى كارشناسى است واين همان وجه تمايزى است كه اينها با هم دارند. در يك زمانى خبرگزارى در جامعه تأسيس مى شد تا بتواند منبع توليد اخبار و گزارش براى مطبوعات باشد و افراد و سازمانها و مؤسسات مختلف هم از آنها استفاده كنند، ولى حالا وضع را اينطور مى بينيم كه در يك جامعه امروزى كانال هاى ارتباطى گسترش و تكثر يافته است و ديگر مثل گذشته وظيفه اصلى يك خبرگزارى فقط توليد خبر نيست بلكه چنين نهادى الآن مى تواند اين وظيفه را در قالب هاى مختلفى مثل تهيه و توليد گزارشات، مقالات، انجام مصاحبه ها و... را درنقاط مختلف انجام بدهد.
به عبارت بهتر يعنى شكل هاى مختلفى را براى كار و فعاليت هاى خود درنظر بگيرد. حتى از نظر آموزشى نيز خود را مى تواند ارتقا دهد. اما در اين باره نكته حائزاهميت اين است كه الآن اغلب اين خبرگزارى هاى به اصطلاح تازه تأسيس كه مجوزهاى كارى خودشان را هم درواقع براى تأسيس خبرگزارى دريافت كرده اند، ولى هنوز امكانات اين كار را ندارند. اغلبشان الآن دواتاق را اجاره كرده اند و بعد هم با قرار دادن يك يا چند دستگاه رايانه و همچنين راه اندازى يك سايت خبرى و انتخاب اسم خبرگزارى براى خود، فعاليتهاى خود را در اين حوزه عملاً شروع كرده اند.
در حوزه خبرگزاريهاى داخلى، جامعه چه وقت ممكن است، شاهد توسعه و تكثر واقعى و منطقى در اين بخش از رسانه هاى خبرى كشور و ثمرات خوب كارشان باشد؟
ملاحظه كنيد، اگر توسعه اينها به شكلى دقيق و حساب شده صورت بگيرد، بى شك اثرات مثبتى خواهد داشت، در غير اين صورت اگر اين توسعه فقط خواهد جنبه كمى داشته باشد يا اگر ما فقط بياييم تعداد اينها را افزايش بدهيم، بدون اينكه اينها براى خود از تجهيزات و امكانات كافى براى انجام وظايف و توسعه خود برخوردار باشند و اضافه بر اين در همان حال اينها را هم سازمان يافته تلقى بكنيم، در واقع اين امر مى تواند اثرات منفى هم در پى داشته باشد.
بنابراين در اين مورد ما به يك برنامه نيازسنجى احتياج داريم. براى اينكه دست كم معلوم كند كه واقعاً چه تعداد خبرگزارى براساس برنامه هاى پنج ساله يا ۱۰ساله توسعه اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى كشور نياز داريم. در واقع از اين طريق است كه معلوم مى شود كه آيا بايد اين تكثر را توسعه بدهيم و به اين ترتيب يك فضاى رقابتى هم ايجاد بشود به نحوى كه اين كار درآمدزايى هم داشته باشند.
مخاطبان واقعى اين كار هم بيشتر از همه ممكن است آن دسته از مديران فرهنگى ما باشند و براى اينكه از بند انحصار دولتى قضيه خارج بشوند، در واقع تلاش كنند بخشى از اين مجوزهايى كه صادر مى كنند تا حدودى نيز به بخش خصوصى واگذاركنند به گونه اى كه آنها هم با وجود چنين فرصتى بتوانند كارشان را شروع كنند و در آن فضا به رقابت با رقبا برخيزند.
حالا هم مى بينيم كه هدف از اين توسعه فقط بخش خصوصى نبوده بلكه سازمانهاى دولتى يا وابسته بوده اند.
در راستاى توسعه صنعت رسانه اى كشور بويژه در حوزه خبرگزاريها در بعد قانون و مقررات حاكم بر اين كار كمبودها و ضرورت هاى اساسى فعلى چيست؟
قانون اساسى ما مى گويد، فقط راديو و تلويزيون دولتى يا عمومى داريم. بنابراين نمى توانيم راديو و تلويزيون خصوصى داشته باشيم و بنابراين امكان دارد در اين زمينه شما يك نوع انحصار هم در اينجا تلقى بكنيد كما اينكه اين تصور الآن در مورد خبرگزارى هم به چشم مى خورد.
حالا هم در حوزه تكثر خبرگزاريها با چنين وضعى مواجهيم. براى نمونه، يك وقتى مى گفتند يك خبرگزارى پارس و بعد آمدند و گفتند يك خبرگزارى جمهورى اسلامى. البته هر كشورى الآن براى خودش يك خبرگزارى ملى دارد و اين هم يك بخش دولتى به حساب مى آيد. در واقع از آن به عنوان سخنگوى دولت ياد مى شود و دركنار آن ممكن است خبرگزاريهاى ديگرى هم باشد كه بخش خصوصى طراحى و داير كرده است، اما حالا تا جايى كه رقابت هست اين گسترش پيدا مى كند ولى به طور عمده دليل وابستگى اى كه اينها پيدا مى كنند، به عنوان بنگاه سخن پراكنى در واقع شناخته بشوند و به اجبار دنباله روى سياست خاصى خواهند شد، اما در داخل يك كشور در عمل ملاحظه مى شود كه با دادن پنج يا ۱۰مجوز آمده ايم انحصار دولتى را كم كرده ايم اما ناخودآگاه مى بينيد كه انحصار را به نحو ديگرى در واقع دامن زده ايم و خوب حالا با كمى دقت در اين موضوع درخواهيم يافت كه ما با اين كار انحصار را ابقا كرده ايم. بنابراين با همين تعداد چهار يا پنج تا ۱۰تا خبرگزارى هم اگر شرايط رقابتشان فراهم بشود و بتوانند فعاليت كنند ممكن است حرفى براى گفتن داشته باشند و اگر اين فضا، فضاى محدودى براى آنها و امكاناتشان محدود باشد و عملاً هم انگيزه اى براى بقا و كار و فعاليتشان نداشته باشند، در نهايت يكى بعد از ديگرى از بين خواهد رفت، بويژه اگر كارشان فقط جنبه فرهنگى و اطلاع رسانى داشته باشد.
براى ساماندهى فعاليت خبرگزاريهاى داخلى در حال حاضر راهكار اصلى كدام است؟
راهكارى كه براى اينها مى شود ارائه كرد در واقع آن توسعه ارتباطى است كه ما مى خواهيم در صنعت ارتباطات كشور داشته باشيم. ملاحظه كنيد كه ما در واقع مشكل مان آنجاست كه بتوانيم در جامعه ارتباطى خود جايگاه رسانه هاى جمعى و همگانى مختلف را مثل راديو، تلويزيون، خبرگزارى و... را تعريف كنيم تا معلوم شود كه مى خواهيم به كجا برسيم. بنابراين تا اينجا به صورت بخشى فعاليت شده است يعنى براى مثال، مخابرات ما در حوزه ارتباطات دور فقط بر روى تلفن همراه متمركز شده است وحالا هم آمده تا روى ماهواره سرمايه گذارى كند. وزارت ارشاد هم در حوزه مطبوعات داشت فعاليت مى كرد، اما حالا فعاليتش روى دادن مجوزهاى خصوصى يا امثال آن متمركز شده است.
بنابراين تا حالا بيشتر در حوزه مطبوعات يا رسانه هاى مكتوب و ديدارى متمركز بوده ايم. از آن طرف مى بينيم كه صدا و سيما هم بخش عمده كارش راديو است. خوب اين سياستها، وقتى بررسى شود ملاحظه مى شود كه هر كدام از اينها آمده اند و به صورت پراكنده يا بخشى فعاليت كرده اند كه در اصطلاح به سياستهاى بخشى معروف است.
بنابراين من فكر مى كنم اگر قرار است كه توسعه كمى در خبرگزاريهاى ما صورت بگيرد، آن موقع بايد يك مجوز داشته باشد كه مطابق با همان نظام جامعه ارتباطى يا اطلاع رسانى كشور باشد و اين نظام كامل هم از دل خود خبرگزارى ما كه او حتى بتواند مجوز نيز صادر بكند براى بخش خصوصى،به عبارت ديگر كار بايد به صورتى باشد كه خود خبرگزارى وظايف و اختيار خودش را تعريف كند و كارى را كه خودش مى خواهد انجام بدهد، تأييد بكند كه در حوزه فرهنگى يا بخش اقتصادى، سياسى، ورزشى يا اجتماعى نظارتهايى به شكل بخشى نسبت به كار و عملكرد اينها وجود داشته باشد.
خوب آن موقع است كه بى شك اين توسعه مى تواند اثر بيشترى داشته باشد تا اينكه هر سازمانى بيايد و فقط متناسب با اهداف و كاركرد خودش يك موضوعى را تعريف بكند و تحت نظارتى بخواهد به وظايفش عمل بكند يا مثلاً اهل نظارت بيايند بررسى كنند كه در طول اين چندسالى كه از زمان شروع فعاليت اينها گذشته بحق هزينه شده يا خير و يا اينكه از رسانه اى كه به عنوان خبرگزارى خصوصى فعاليت كرده است پرسيده شود كه مثلاً چه كرده و عملكردش چه بوده است. حالا هم كه چندسال از شروع كار اينها گذشته، مى شود آن را ناديده گرفت، اما براى آينده كارى اينها امرى ضرورى به نظر مى رسد.
بايد بررسى شود كه يك خبرگزارى در طول يك دوره چندساله مثلاً يك دوره پنج ساله در برابر اعتبارات دريافتى و يا بودجه هايى كه هزينه كرده عملكردش چگونه بوده است، آيا با آن بودجه اى كه دريافت و در آن مدت هزينه كرده ، متناسب به نظر مى رسد. وزارت ارشاد براى انجام اين كار مى تواند متولى خوبى باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |