پنجشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۴ -
Thu, Jan 26, 2006
مهرگان
۳۳۷۸
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
درباره محمدتقى راشد محصل
نجات بخشى
دراديان
- محمدتقى راشد محصل
پژوهشگر زبان هاى باستانى ، ادبيات پژوه و محقق اديان آسمانى
متولد : ۱۳۱۸ ، تهران
- دكتراى «فرهنگ و زبان هاى باستانى » از دانشگاه تهران
- عضو هيأت علمى پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى
- مدرس اوستا و زبانهاى باستانى در دانشگاه هاى كشور
- محقق برجسته در علوم دينى و اديان باستانى
- برخى از تأليفات وى عبارتند از : «آثار گويشى ابوريحان بيرونى » ، «درآمدى بر زبان اوستايى »، «گزيده هاى زادسپهرم»، «نجات بخشى در اديان» ، كتيبه  هاى ايران باستان»، «يسن پنجاه و هفتم» و «دينكرد هفتم» و ...
245445.jpg
محمدتقى راشد محصل، حالا ۶۶ساله است و همچنان پژوهنده و فعال. هم سخنرانى مى كند، هم پژوهش و هم تدريس و تربيت شاگردانى كه ادامه دهنده راه دشوارى باشند كه او برگزيده است. تحقيق و پژوهش در زبانهاى باستانى ايران و كشف رموز همچنان باقى مانده آن.
راشد محصل خود نيز براى رسيدن به اين درجه از علم و آگاهى نسبت به «فرهنگ و زبانهاى باستانى» رنج و مشقت بسيارى را متحمل شده است و اتفاقاً دكترايش هم «فرهنگ و زبانهاى باستانى» است. او عضو هيأت علمى پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى است و از معدود مدرسان توانمند اوستا و زبانهاى باستانى در دانشگاه هاى كشور است و جز اين از محققان برجسته اديان الهى نيز هست و علاقه بسيارى به فرهنگ و انديشه خطه خراسان دارد.
راشد محصل از جمله دوستان و همكاران محمد محمدى ملايرى نيز هست. كسى كه تلاش فراوانى براى رازگشايى از ابهامات موجود در تاريخ ايران كرد و آثار بسيار ارزشمندى از خود در اين عرصه بر جاى گذاشت. راشد محصل در اين باره مى گويد: «كتاب تاريخ و فرهنگ ايران» نوشته محمد محمدى ملايرى يكى از باارزش ترين و مستدل ترين كتبى است كه درباره فرهنگ و تاريخ ايران نوشته شده است. متأسفانه اما هميشه درباره آثار باارزش در جامعه كمتر صحبت مى شود و كتاب دكتر محمدى يكى از اين آثار است كه مطالب ارزشمندى درباره فرهنگ ايران در آن به چشم مى خورد.»
او با اشاره به اين نكته كه كتاب تاريخ و فرهنگ ايران حاصل ۵۰ سال مطالعه و تحقيق دكتر محمدى است مى گويد: «دكتر محمدى از آغاز كه شروع به تحقيق و نگارش كرد _ مى دانست خلأ تاريخ و فرهنگ ايران كجاست و با منابعى كه در دست داشت توانست به نكات بسيار ظريفى درباره تاريخ و فرهنگ ايران دست يابد.»
از نظر راشد محصل دكتر محمدى در كتاب تاريخ و فرهنگ ايران به مطالبى پرداخته است كه تا آن زمان محققان ديگر به آن نپرداخته بودند و در مجموع در هيچ يك از كتابهايى كه تاكنون منتشر شده است تحليلى روشمند و جمع و جور به شيوه دكتر محمدى به رشته تحرير درنيامده است. او مى گويد: «دكتر محمدى مى دانست كه چگونه روى يك موضوع تحقيق كند و از كجا اين تحقيق را آغاز كند. شيوه او به گونه اى است كه دست مخاطب را مى گيرد و تا جايى كه لازم باشد او را با خود مى برد و در اين راه چشم مخاطب را به ظرايفى مى گشايد كه تا آن زمان نامكشوف بوده اند. دكتر محمدى آرزو داشت كه پرده از روى ابهامات تاريخ ايران بردارد و اين كتاب يك كتاب روشمند و عالمانه و به نظر بسيار ساده مى آيد اما براى شناخت تاريخ و فرهنگ ايران بسيار حائز اهميت است.»
محمدتقى راشد محصل البته خود نيز صاحب كتبى است كه براى شناخت مبهمات باقى مانده از تاريخ ايران بسيار اهميت دارند و مهم هستند. از جمله اين كتابها مى توان به كتابهاى «گزيده هاى زاد سپهرم» و «نجات بخشى در اديان» اشاره كرد. او خود درباره اين كتابها مى گويد: «گزيده هاى زاد سپهرم» يك متن فارسى ميانه است. در اين كتاب پيرامون مسائل مختلف دين زرتشت بحث مى شود؛ درباره آفرينش، درباره زندگى زرتشت و درباره پايان جهان در اين كتاب آمده است.»
او درباره كتاب «نجات بخشى در اديان» هم مى گويد: «در اين كتاب مسأله مهدويت را در دين زرتشت و در دين اسلام و عهد عتيق و عهد جديد بررسى و مورد پژوهش قرار داده ام. اين كتاب، يك اثر تأليفى است، داستانهاى مختلفى كه در متون پهلوى و متون زرتشتى و در متون اسلامى _ به نوعى در اديان توحيدى _ بوده را يك جا گردآورى كرده و مورد تحقيق قرار دادم.»
تحقيقات او در اين كتاب بيشتر روى زبان فارسى ميانه است و از نظر تاريخى دوره ساسانيان و سه قرن اول هجرى را دربرمى گيرد. او خودش علت اين امر را چنين بيان مى كند: «چون متون فارسى ميانه اى كه ما در حال حاضر در دست داريم، بيشتر متونى هستند كه در قرن هاى اول اسلامى نوشته شده اند من به همين دليل تحقيقاتم بيشتر روى زبان فارسى ميانه است و مبتنى بر متون دوران ساسانى. مقدارى از كارهاى من كه در زبان اوستا هست با دوره زندگى زرتشت ارتباط دارد و به دوران تاريخى زرتشت كه از ۱۸۰۰ق.م تا ۱۶۰۰ ق.م حدس مى زنند، مربوط مى شود كه تا اواخر دوران ساسانى را هم دربرمى گيرد.»
محمدتقى راشد محصل در اين كتاب به مسأله نجات بخشى و مهدويت و ظهور حضرت مهدى(عج) مى پردازد و با جمع آورى متون اسلامى كه به اين موضوع پرداخته اند، اين مسأله را كه از مهمترين شؤون شيعه است مورد بررسى قرار مى دهد. در واقع مى توان مدعى شد كه اين كتاب مربوط به شيعه دوازده امامى است. دوره اسلامى را نيز به طور كل شامل مى شود؛ از قديمى ترين زمانها تا عصر حاضر كه آثار بسيارى در اين زمينه منتشر شده است.
او خود در خصوص منابعى كه براى اين كتاب به آنها مراجعه كرده است مى گويد: «در كارهايى كه مربوط به ايران باستان است بيشترين منابع ما، منابع خارجى است. چرا كه تحقيقات اين حوزه بيشتر توسط اروپايى ها صورت گرفته است؛ ولى در زمينه پژوهش هايى كه پيرامون دين اسلام انجام داده ام، از متون داخلى بهره برده ام، همه آنها را مطالعه و از آنها نقل كرده ام.»
راشد محصل در اين كتاب به گفته خودش به همه منابع داخلى و خارجى مراجعه كرده است. چنانكه مى گويد: روى يك كتاب و تحقيقات يك دانشمند تمركز نكرده و در هر زمينه اى، يكى از دانشمندان كار كرده است: «به عنوان مثال و درباره اوستا شايد بيش از سى نفر در اروپا هستند كه در ادوار مختلف كار كرده اند. بنابراين روى فرد خاصى تأكيد نداشتم. از متون دينى تجزيه و تحليل هاى مختلفى مى شود. لذا هر كدام از دانشمندان ممكن است كه در تطبيق و ترجمه خودشان نظر خاصى اعمال كنند. من ترجمه ها و ديدگاه هاى مختلف را با يكديگر مقايسه كرده ام و ازميان آنها، آنچه كه به نظر بهتر مى رسيد و به واقعيت نزديك بود، نقل شده است.»
اينجا بد نيست اگر اشاره مختصرى به كتاب «نجات بخشى در اديان» راشد محصل هم داشته باشيم. او در اين كتاب مى آورد كه «از روزگار كهن، داستان ظهور مصلح، در آخرالزمان، اصلى اساسى بوده است. پيشينيان بشر، پيوسته، آن را به يادها آورده اند. اكنون نيز پس از گذشتن قرنها، در خلال يادگارهاى انسانهاى قديم، آثارى هست كه ما را به آن رهنمون مى كند. اصولاً فتوريسم (fotorism) يعنى اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجى، عقيده اى است كه در كيش هاى آسمانى يهوديت (جودايسم) و زرتشتى (زوراستريانيسم) و مسيحيت ( در سه مذهب عمده آن ، كاتوليك ، پروتستان و ارتدكس ) و مدعيان نبوت عموماً و دين مقدس اسلام خصوصاً به مثابه يك اصل مسلم قبول شده است.
245367.jpg
براى نشان دادن هم سانى هاى مقوله هاى مربوط به موعود در اديان مورد بررسى توجه به تقسيم بندى ها ضرورى است ، چه اين دسته بندى سير انديشه و اعتقاد نجات بخشى را در هريك از اديان روشن مى كند. آنچه در باره اين مقايسه نيز گفتنى است اين كه : «هدف از برابرى بيان اين نكته نيست كه دينى از دين ديگر در مسأله خاص اثر گرفته و يا برآن تأثير كرده است و از طريق كمال و نقص يك دين نسبت به دين ديگر نشان داده مى شود.»
در بخش ديگرى از كتاب «نجات بخشى در اديان» آمده است كه «در كتابها و آثار زرتشت و زرتشتى، در باره آخرالزمان و ظهور موعود مطالب بسيارى آمده است. در دين زرتشت (زردشت)، موعودهايى معرفى شده اند كه آنان را «سوشيانت» مى نامند. اين موعودها سه تن بوده اند كه مهمترين آنها آخرين ايشان است و او (سوشيانت پيروزگر) خوانده شده است. و اين سوشيانت، همان موعود است و آخرين كسى كه به زمين مى آيد، سوشيانس است كه جهان را پاك مى كند.»
راشد محصل اسطوره موعود در دين زرتشت را نيز به روشنى بازگشوده و روايت كرده است: «سى سال به پايان هزاره هوشيدرماه دخترى پانزده ساله به نام «گواگ پد» كه از نسل زرتشت است به درياچه كيانسر مى رود و در آب آن مى نشيند و نطفه زرتشت در او قرار مى گيرد و بدان بارور مى شود و فرزندى از او به جهان مى آيد كه در دين زرتشت «سوشيانس » ناميده شده است . با ظهور سوشيانس ، دين مزدسينى كمال مى پذيرد و استقرار مى يابد. او در سى سالگى با هر فرد ديدار مى كند و به نشانه اين ديدار خورشيد سى روز در اوج آسمان مى ايستد. درست همان گونه كه در آغاز آفرينش بود و مردمان مى فهمند كه بار ديگر شگفتى پديد خواهد آمد...»
او در جايى ديگر از كتاب به مسأله مهدويت در دين يهود اشاره مى كند: «يهوديان كه خود را پيروان حضرت موسى كليم (ع) مى دانند نيز منتظر موعودند نجات دهنده واقعى خداى مقتدر و دانا و آگاه برهمه چيز است كه به بندگان خود نيروى نجات روحانى مى بخشد و جز او نجات بخشى نيست. «زيرا من يهوه ، خداى تو و قدوس اسرائيل نجات دهنده تو هستم»
و تنها اوست كه مى تواند اميد آدميان را برآورده سازد و آنان را از گناه برهاند و در سختى يارى كند. نجات دهنده پايانى ، برمبناى معتقدات يهوديان، مسيح (ماشيح) است كه جهان درخشان و باشكوه آينده را مى سازد و اعتقادات بيشتر دانشمندان يهود براين باور است كه ظهور مسيح و فعاليت او براى يهود وضع جهان و تأمين خواستها و نياز مردمان بخشى از نقشه هاى خداوند در آغاز آفرينش بوده است و لزوم نجات بخشى كه كسى جز مسيح نيست. پيش از آفرينش كائنات به ذهن خداوند خطور كرده است. «زيرا در حقيقت شنيده ايم كه او در حقيقت مسيح و نجات دهنده عالم است. » (يوحنا ۴‎/۴) و ...»
از ديگر كتابهاى راشد محصل، كتاب «كتيبه هاى ايران باستان» است. راشد محصل درباره اين كتاب مى گويد: «دراين كتاب ، من كتيبه ها را خودم نخوانده ام. اين كتاب مجموعه اى از كتابهايى است كه براى نسل جوان تدوين مى شود. من سعى كرده ام مسائلى كه پيرامون كتيبه ها وجود دارد ، مثل كتيبه هاى دوران هخامنشى و كتيبه هاى دوران ساسانى و كتيبه هاى ايران باستان، تاريخچه شان، زمان پيدايش آنها و طريقه خواندن آنها و ترجمه  هايى كه از آنها شده و ارزش اطلاعاتى كه در آنها وجود دارد را به زبان ساده براى جوانان توضيح بدهم.»
محمدتقى راشد محصل از علاقه مندان جدى «مبانى شعر ايران باستان » است و ضمن دشوار توصيف كردن اين بحث، زبان و ايران پيش از اسلام را به دو دوره فارسى باستان با خط ميخى و زبان اوستايى تقسيم مى كند و در باره زبان اوستايى مى گويد: «بخش «گاهان» اوستا در واقع شامل سروده ها و آهنگ هاى مترنم است. درگاهان اساس وزن برهجاست و اين اشعار به چندپاره تقسيم مى شوند. اما اين پاره ها داراى هجاهاى مساوى نيستند.»
از نظر او در زبان اوستا «يشت ها» نظم است و در حقيقت يگانه منبع مهم آثار حماسى دوره اسلامى متأثر از يشت هاست. در خصوص يشت ها مى گويد: «برخى معتقدند كه يشت ها داراى نظم هجايى است و برخى آن را داراى وزن ضربى مى دانند... قالب (گاهان) همان نظم هجايى است اما در اوستاى جديد نوعى ترجيع بند وجود دارد در بعضى يشت ها دو بند يا يك بند عيناً تكرار مى شود و گاهى نوعى تركيب بند هستند.»
او سپس به دوره ميانه به عنوان مهمترين دوره مى پردازد و به سه زبان دوره پارتى، فارسى ميانه يا (پهلوى ساسانى) و مانوى اشاره مى كند و مى گويد:« هنينگ، پهلوى به نام، معتقد است كه وزن دراين دوره براساس تكيه قرار دارد. گاه دو تكيه ، گاه سه تكيه و گاه چهار تكيه دارد.»
راشد محصل از شعر دوره مانوى به نيكى ياد مى كند و معتقد است كه مانويان برداشت دقيق و درستى از نظم داشتند و شعر را به انواع مختلف تقسيم كردند. در دوره فارسى ميانه به يك نوع شعر مى رسيم كه هم نوعى نظم و هم نوعى قافيه دارد. او مى گويد: « دراين دوره مضامين متنوع است. قالب ها مشخص است و زبان پخته و پرورده مى نمايد.»
محمدتقى راشد محصل، حالا ۶۶ ساله است و در دوره و زمانه اى كه تحقيق آن هم در زبان مادرى و فارسى شرايط سختى را مى طلبد، اين شوكران مردافكن را جرعه جرعه مى نوشد و غمى از بدعهدى  ها به دل ندارد كه در مكتب او «كافرى است رنجيدن»!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |