پنجشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۴ -
Thu, Jan 26, 2006
گزارش
۳۳۷۸
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
RSS
گزارشى از طرح يادگيرى محلى (C.L.C)
معرفى كتاب
گفتار بزرگان
اين كتاب كه نوشته حسين رحمت نژاد است، ۲۴۰۰ سخن حكيمانه انديشمندان بزرگ ايران و جهان را در بر مى گيرد و در ۶۲ موضوع رده بندى شده است. كتاب گفتار بزرگان كه مقدمه اى از دكتر جابر عناصرى مزين بخش آن است، با بهاى ۳۲۰۰ تومان در انتشارات عارف كامل به چاپ رسيده است. به يك نمونه از سخنان حكيمانه مندرج در اين كتاب توجه كنيد: بايد اعتراف كنيم كه خوشبختى ما در اختيار خودمان است، وقتى در آفتاب ايستاده و پشت به خورشيد كنيم، سايه را جلوى خود و بالعكس آن نور صفا مى بينيم. (لرد _ آويبورى)
رويابينى كنترل شده و ارتباط با رؤياها
با مطالعه اين كتاب، تكنيك ها و اصول كنترل رؤيا در اختيار خواننده قرار مى گيرد و وى مى تواند خود رؤياهايش را تعبير و تفسير كند و با كمك تكنيك ها و اصول كنترل رؤيا بر كيفيت زندگى روزمره خود بيفزايد و رؤياهايش را كنترل كند. زيرا رؤيا راهى است براى تجربه زندگى هاى بى شمار ديگر كه به موازات زندگى انسان در اين جهان جريان دارند و هنر رؤيابينى شيوه عبور از اين راه و برقرارى ارتباط و تجربه اين زندگى هاى ديگر است. اين كتاب كه پاتريشيا گارفيلد آن را نوشته و تينا پورشاهيد ترجمه كرده است، در انتشارات حم به چاپ رسيده و با بهاى ۲۵۰۰ تومان روانه بازار كتاب شده است.
مولانا از بلخ تا قونيه
كتاب مولانا از بلخ تا قونيه نوشته عبدالرفيع حقيقت، كتابى جامع و در عين حال فشرده و پرمحتوا شامل شرح احوال و آثار و افكار جلال الدين محمد بلخى (مولوى) عارف بزرگ قرن هفتم هجرى (سيزدهم ميلادى) است. عبدالرفيع حقيقت در اين كتاب به مباحثى همچون دورنماى اوضاع فكرى و سياسى ايران در آغاز قرن هفتم، مكاتب موجود در اين دوران، عزيمت مولانا به همراه پدرش به بلخ، طلوع شمس، مولانا در فراق شمس، مرگ مولانا،  آثار منتشر شده فارسى درباره مولوى و ... پرداخته است. اين كتاب در انتشارات كوش با بهاى ۴۰۰۰ تومان منتشر شده و در ويترين كتابفروشى ها جاى گرفته است.
گزارشى از طرح يادگيرى محلى (C.L.C)
يادگيرى و آموزش محلى
آهنگ تحولات جهانى
245412.jpg
ندا معمارى پور

زمان به سرعت طى مى شود و نمى توان از تغيير و تحولات آن جا ماند. در آستانه هزاره سوم ، بيش از هر چيز توجه جوامع مختلف به تغييرات اقتصادى، صنعتى، فرهنگى، اجتماعى ، نظامى و سرعت تحولات آن معطوف شده است. به عبارتى ما اكنون با «تحولات جهانى » روبرو هستيم تا پاسخى باشد به رشد شهرنشينى، كاهش كيفيت محيط زيست ، نابرابرى هاى جنسى - اجتماعى - اقتصادى ، رشد فزاينده فردگرايى خودمحورى و مصرف گرايى و مسائلى كه بازتاب رشد و گسترش جمعيت و اهداف آنهاست.
هدف هاى توسعه هزاره
براساس اعلاميه اى كه تمامى كشورهاى عضو سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۰۰ به تصويب رساندند اين اهداف براى دستيابى به صلح و امنيت، حقوق بشر و توسعه پايدار تعيين شده است. براين اساس ، ريشه كن كردن فقر شديد و گرسنگى ،دستيابى به آموزش ابتدايى همگانى ، ترويج برابرى جنسيتى و توانمندسازى زنان ، كاهش دوسوم ميزان مرگ و مير كودكان زير پنج سال ، بهبود بهداشت مادران، مبارزه با ويروس ايدز، مالاريا و ساير بيماريها با متوقف كردن و كاهش رشد آنها هدفهاى توسعه هزاره هستند. اما توسعه پايدار در كشورها بدون اجراى سياستهاى صحيح و جلوگيرى از تخريب منابع محيط زيست امكان پذير نيست، اين اصل با هدف «تضمين پايدارى محيط زيست» از اهداف توسعه هزاره تا سال ۲۰۲۰ است و بالاخره رسيدگى به نيازهاى ويژه كشورهاى كمتر توسعه يافته، رسيدگى كامل و همه جانبه به مسائل مربوط به بدهى كشورهاى درحال توسعه، ايجاد نظام تجارى و مالى به منظور ايجادحكومت مطلوب، ايجاد توسعه و كاهش فقر در سطح ملى و بين المللى و همچنين امكان بهره گيرى از فناورى هاى جديد اطلاعاتى و ارتباطى با همكارى بخش خصوصى به عنوان «ايجاد مشاركت جهانى براى توسعه » ، هشتمين هدف توسه هزاره تعيين شدند.
بيش از هر چيز مطالعه اهداف توسعه هزاره نشاندهنده توجه دولتها به بالابردن آگاهى و افزايش اطلاعات ملتهاست ؛ همين نگرش به عنوان عاملى پيش گيرنده و مهاركننده از سوى خود آنها و در برابر حوادث و رخدادها، زمينه ايجاد تغيير و تحولات سريع و تحولات جهانى شده است. اما از آنجايى كه تغييرات در جريان شتاب و سرعت خود نيازمند مجهزشدن به اطلاعات و مهارتهاى نو براى سازگارى بيشتر، انطباق فعال و در نتيجه پاسخگويى به نيازهاى جديد هستند ، تأثير پديده جهانى شدن بر روى آموزش و پرورش موضوع ويژه مورد تحقيق و بررسى سازمان ملل بوده است. پس ضرورت يادگيرى و فرهنگ يادگيرى به منظور ارتقاى توانايى هاى افراد و دستيابى به مهارتهاى زندگى نيز مطرح مى شود.
ضرورت هاى تغيير رفتار
برطبق تعريف سازمان جهانى بهداشت، مهارتهاى زندگى عبارتند از توانايى براى انجام رفتارهاى مثبت و سازنده كه به افراد امكان مى دهد قدرت رويارويى با مشكلات را داشته باشند. تعريف يونيسف از آموزش مهارتهاى زندگى ، آموزشهايى است كه موجب تغيير رفتار يا روشى براى ايجاد رفتار جديد شوند كه چنانچه دانش ، اطلاعات ، نگرشهاو مهارتهاى فرد تغيير نيابند، تغيير رفتار ناممكن خواهد بود و پرهيز از رفتارهاى آسيب زا نيز به تبع آن . پس يادگيرى و ارتقاى آگاهى لازمه تحقق اهداف تعيين شده در توسعه هزاره و به دنبال آن كسب مهارت براى افزايش توانايى از ضروريات شناخته شده بوده است.
مراكز يادگيرى محلى شكل گرفتند
مطالعات و تحقيقات به عمل آمده در زمينه گسترش يادگيرى و افزايش مهارت حاكى از برقرارى نوعى پيوند بين «سواد و مهارتهاى زندگى » بوده است. اين تلفيق ضمن ايجاد انگيزه، در جذب گروه هاى هدف و موردنظر در راستاى توانمندسازى و افزايش قابليت هاى فردى و اجتماعى آنان نقش بسزايى دارد. اين انديشه، ضرورت برپايى مراكز يادگيرى محلى (community Learning center) را به وجود آورد و با حضور سازمان نهضت سوادآموزى (آموزش پايه) در كارگاه آموزش سازمان ملل شكل گرفت. به اين ترتيب طرح تشكيل مراكز يادگيرى محلى نخستين بار از سوى ايران مطرح و در سال ۱۹۹۸ پذيرفته شد.
اهداف CLC و تأثيرات آن بر توسعه سوادآموزى
عمده ترين هدف از ايجاد مركز يادگيرى محلى (C.L.C) ، ايجاد فرصت هاى آموزشى مختلف و متنوع براى توسعه فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، سياسى، كيفيت زندگى مردم و توانمندسازى آنان در ابعاد مختلف بوده است. اين شيوه آموزشى به منظور ايجاد فرصت هاى برابر يادگيرى براى بازماندگان آموزش رسمى ، به كاربردى كردن آموزش، متناسب با نيازهاى واقعى مخاطبان پرداخته است. در جريان اين نوع سوادآموزى، يادگيرى به صورت منطقه اى و محلى انجام مى شود و بالاترين توفيق آن نيز در تسهيل دستيابى به سطوح بالاتر آموزشى و استمرار سوادآموزى است. تنوع آموزش همچنين از موارد نيازسنجى شده دراين يادگيرى است. به طورى كه: آموزش كاربردى سواد، برنامه هاى پس از سواد، اطلاع رسانى و آگاهسازى ، (يادگيرى مشاركتى ) و آموزش حرفه هاى درآمدزا در آن ديده شده است. اين رويكرد برخاسته ازنتايج بازگشت مجدد به بيسوادى، پس از سوادآموزى است.
چه نوع يادگيرى پاسخگوى نيازهاى مردم است؟
براساس تحقيقات انجام شده در بخش كارشناسى امور آموزش سازمان نهضت سوادآموزى ، آموزشى كه تنها منجر به خواندن ، نوشتن و حساب كردن است ، زمينه هاى بروز پديده بازگشت مجدد به بيسوادى و كاهش رغبت بيسوادان براى ادامه حضور در كلاسهاى سوادآموزى را در پى دارد. كارشناسان و محققان آموزشى به دنبال عوامل ايجاد گرايش مردم به گسترش دانش و مهارت ،نحوه عرضه منابع مكتوب، فقر شديد آموزشى محيط زندگى ، لزوم پاسخگويى به نيازهاى يادگيرى و ميزان اشتياق مردم به يادگيرى را نيز ارزيابى كرده اند.
در ادامه، مطالعات نشان داده است : ۱۶ درصد از جمعيت بالاى ۶ سال كشور بيسواد مطلق هستند. از سوى ديگر تحقيقات به دست آمده از رشد ۱۰درصدى عنوان هاى چاپ شده در طول ۱۰ سال گذشته افزايش تعداد كتابخانه هاى عمومى و رشد ۱۰۰درصدى بازديد از نمايشگاه بين المللى كتاب ، زمينه هاى مساعد اجتماعى و فرهنگى براى توسعه يادگيرى را خاطرنشان مى كند كه اگرچه كافى نبوده اما ضرورت فراگيرتر كردن آن را لازم الاجرا كرده است.
كسب مهارت و آموزش هميشگى؛ با ضرورتهاى انكارناپذير با اين هدف دوضرورت آموزشى به اجرا درآمده است. به عبارتى يادگيرى محلى (clc) با آموزش مهارتهاى زندگى و شيوه هاى آموزشى براى همه و به طور هميشگى تعريف و ارائه شده است.
«در آموزش مهارتى» نحوه حل مسأله، تفكر انتقادى و توانايى نه گفتن در هنگام ضرورت، مهارتهاى برقرارى ارتباط، تصميم گيرى و مهارت براى گفت وگو كردن با ديگران به عنوان فنون و راهبردهاى فردى مطرح مى شود كه نتيجه اين اقدامات بالا بردن ظرفيتهاى اجتماعى مثبت، افزايش سلامت روانى و موفقيت است.
پژوهشگران و كارشناسان يادگيرى محلى هدف از گنجاندن آموزش مهارتها را در اين نوع يادگيرى تغيير رفتار عنوان كرده اند. آنها معتقدند يادگيرى و آموزش تنها زمانى مى تواند به نتايج كارآمد منتهى شود كه در فرايندهاى آموزشى، ميان مهارتها، اطلاعات و نگرشها تعادل برقرار شود و به يك اندازه مورد توجه واقع شوند.
از طرف ديگر تغييرات پرشتاب كنونى موجب «نيازمندى دائمى به فراگيرى اطلاعات و مهارتهاى نوين» و به عبارتى ضرورت يادگيرى هميشگى شده است. اين رويكرد دستاورد جديدى از سوادآموزى را حاصل كرده است كه بر پايه يادگيرى مستمر و مستقل استوار است و از رها كردن و بى رغبت شدن نسبت به يادگيرى كه همان آموزش مادام  العمر شمرده مى شود، جلوگيرى مى كند. آموزش دائمى يا مادام العمر، آموزشى است كه در سراسر زندگى استمرار داشته باشد. به عقيده كارشناسان به وسيله اين آموزش مى توان اقدامات مطلوب يادگيرى را پايه گذارى كرد. آموزش مادام العمر كوششى براى جبران فقدان آموزش رسمى است كه نتوانسته امكان موقعيت يادگيرى را براى همه افراد فراهم كند.
آموزش مادام العمر، ايده اى جهانى شد
بر اين اساس آموزش مادام العمر از آموزش رسمى ملموس تر و آسانتر ادارك مى شود و بر پايه يادگيرى استوار است، نه صرفاً كسب دانش و تقسيم بنديهايى كه براى آن اعمال شده وعبارتند از: يادگيرى براى دانستن، يادگيرى براى عمل كردن، يادگيرى براى بودن و يادگيرى براى با هم زيستن. آموزش مادام العمر سه شيوه آموزشى را ممكن مى سازد كه شامل آموزش رسمى « Formal Educationu» (برنامه هايى كه از طرف مؤسسات آموزشى، مدارس و دانشگاهها ارائه و به كسب مدرك تحصيلى منتهى مى شود)، آموزش غيررسمى
« Non Formal Educationu» (برنامه هاى آموزشى، دوره هاى كوتاه مدت و برنامه هاى تعليمى كه از طرف سازمانهايى چون نهضت سوادآموزى، بخشهاى خصوصى و تعاونى ها ارائه مى شود) و آموزش اتفاقى «In Formal Educationu» كه شخص مى تواند از طريق آن و يا خودآموزى، دانش و مهارت كسب كند. اين كار مى تواند از طريق خواندن، نگاه كردن وشنيدن برنامه هاى تلويزيونى و راديويى و... صورت گيرد. در بعضى از كشورها برنامه هاى آموزشى مادام العمر فقط ويژه مؤسسات آموزش رسمى است.
در حقيقت ضرورت آموزش مادام العمر براى عدم فراموشى مهارتها و يادگيريهاى كسب شده است. «برنامه آموزش مادام العمر كه در يونسكو با همكارى كارشناسان برنامه آموزش مادام العمر در آسيا - اقيانوسيه تدارك ديده شده براى احتياجات گروههاى خاص جامعه طراحى شده و از اين رو از انعطاف پذيرى برخوردار است.»
در كتابچه هاى آموزش مادام العمر تحت عنوان: برنامه آموزش همگانى در آسيا و اقيانوسيه ۶برنامه متنوع در نظر گرفته شده است كه به ترتيب شامل: برنامه هاى پس از سواد، برنامه هاى معادل سازى، برنامه هاى بهبود كيفيت زندگى، برنامه هاى درآمدزا، برنامه هاى انگيزشى و برنامه هاى آينده نگر است.
«محمد مهدى زاده، مدير كل دفتر آموزش پايه و طراح CLC در خصوص پيشينه آموزش مادام العمر مى گويد: «۱۴۰۰سال پيش پيامر اكرم (ص) فرمودند: «اطلبوالعلم من المهد الى الحد» و ۸۰۰سال پيش نيز سعدى شاعر پارسى گويى اين حديث را چنين به نظم درآورد: چنين گفت پيغمبر راستگوى‎/ زگهواره تا گور دانش بجوى. به گفته پروفسور آشور و شيبا از محققان قديمى يونسكو، فعاليت يونسكو با ۳تحول عظيم ۵۰سال گذشته نقطه عطف تاريخى پيدا كرده است كه دوتاى آن از ايران گرفته شده است؛ در سال۱۹۶۵ كنفرانس جهانى سوادآموزى در تهران تشكيل شد. كارشناسان سازمان ملل با ورود به ايران و مشاهده كتابهاى درسى متوجه جمله «زگهواره تا گور دانش بجوى» در ابتداى كتابها مى شوند. ده سال بعد در سمپوزيومى كه در پرسپوليس برگزار شد و در آن نظام آموزشى رسمى را ناتوان از پاسخگويى همه خواسته هاى افراد جامعه مطرح كرد و نظامى مشابه تحت عنوان آموزش غيررسمى كه از حداقل آموزش و به صورتى هميشگى برخوردار باشد، را ارائه كرد كه مبناى توجه به آموزش دائمى واقع شد. در حقيقت رويكرد آموزش دائمى و غيررسمى در سازمان ملل از نظريات آموزشى ايران گرفته شده است.» تمركز يادگيرى محلى با هدف ايجاد مكانى براى ارائه اين آموزش هميشگى شكل گرفت تا به صورتى متمركزتر و دسترس پذيرتر امكانپذير باشد.
«مهدى زاده در ادامه يادآور شد: به اين ترتيب طرح CLC يا مراكز يادگيرى محلى به يونسكو ارائه و در سال۱۹۹۸ تصويب شد. اين طرح در سال اول اجرا ۴منطقه از كشور، سال دوم ۶۷ منطقه و سال سوم ۱۳۰۰ منطقه را تحت پوشش يادگيرى محلى قرارداد هم اكنون ۲۵۰۰مركز يادگيرى محلى در سراسر كشور فعال است كه اين رقم بايد تا پايان برنامه چهارم توسعه به ۶۰۰۰مركز افزايش يابد.»
«مدير كل آموزش پايه از روند پرداختن به يادگيرى مهارت در كشور گفت: شش سال پيش وقتى طرح مهارت را مطرح كرديم، مردم خنديدند. هيچ سازمانى راجع به «مهارت زندگى اطلاعات نداشت و به ضرورت و لزوم آن توجهى نشده بود. از اين رو از ابتدا تعدادى كتاب درباره مهارت زندگى چاپ كرديم.»
تشكيل مراكز يادگيرى محلى، برآيند تجربيات پيشين و سامان دهنده آنهاست و خواستگاهى براى گسترش فرهنگ يادگيرى است. تحقق اين امر بدون مشاركت دستگاههاى مختلف اجرايى وتصميم گيرنده در استانها امكانپذير نخواهد بود. مجرى طرح مذكور در استانها و روستاهاى آن، شوراى عالى پشتيبانى سوادآموزى دفتر رياست جمهورى است كه به موجب ابلاغ مصوب وزارت كشور در
۸۴‎/۲‎/۱۵ و براى تحقق شش هزار مركز يادگيرى محلى در اقصى نقاط كشور عملياتى شده است.
با در نظر گرفتن ريشه توجه به يادگيرى مادام العمر در ايران، زمينه سازى براى گسترش آن و ابداع طرح يادگيرى محلى به دنيا ادامه اى منطقى است. اگر ايرانيان براساس خرد و اعتقادات مذهبى ضرورت استمرار يادگيرى از گهواره تا گور را احساس كرده اند، از نظر افكار عمومى جهانى، در اين هزاره و دوره كنونى نيز دغدغه ايجاد پايگاه دانايى براى بهبود زندگى داشته اند. اين پديده كوششى پژوهشى و كارشناسى براى جلوگيرى از ناهنجاريهاى اجتماعى همچون فقر، بيكارى، فساد را بزهكارى بوده تا با افزايش آگاهى و توانايى، ناكارآمدى ها را به كارآمدى تبديل كند. ويژگى هايى كه در مراكز يادگيرى محلى در نظر گرفته شده، براساس نيازسنجى مخاطبان صورت گرفته است كه عمده ترين آن «برقرارى پيوند بين سواد و زندگى» است؛ نكته اى كه در نظام آموزش رسمى كشور مغفول مانده و ناتوان از ايجاد رغبت و حضور در كلاسها و كاربردى كردن دانش در جامعه شده است. تشكيل مراكز يادگيرى محلى تجربه خوانى از يادگيرى عمومى و با مشاركت مردمى خواهد بود واگرچه لزوماً توسط مردم و براى مردم تشكيل مى شود و اداره آن نيز به تدريج توسط مردم انجام خواهد شد، بدون همكارى و هماهنگى دستگاههاى اجرايى در استانها امكانپذير نخواهد بود. اگرچه تجربه كندى تعامل دستگاههاى اجرايى با يكديگر و عدم مديريتهاى صحيح در اين زمينه بزرگترين آفت تهيه كننده در اجرايى شدن و محقق شدن اهداف است، با نگاهى به ضرورت ارتقاى فرهنگى عمومى، ايجاد توقعات اصولى در بين مردم، بالا بردن اطلاع رسانى و بهره ورى بيشتر از سرمايه گذاريها، ضرورت سرعت هماهنگى با تحولات جهانى را يادآور مى شويم.
در نگاهى ديگر كشور ما بخشى از پيكره آموزشى تكوينى و اصولى به نام «آموزش مادام العمر» است؛ چگونه مى توان در اين پيوستگى جهانى كه چشم همه جهان به مجرى ايده پرداز آن دوخته شده است، آهنگى كند را در پيش گرفت؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |